WEBVTT

00:00:00.400 --> 00:00:03.399
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:03.399 --> 00:00:08.400
بهترین نمونه ها و موضع گیری های قرن ها

00:00:08.400 --> 00:00:13.400
اگر پیغمبر می‌خواست یا می‌گفت، از پیامبر پیروی می‌کرد

00:00:13.400 --> 00:00:15.400
انجمن مواضع

00:00:15.400 --> 00:00:17.399
پیشبرد

00:00:17.399 --> 00:00:21.500
تصاویری از زندگی فالوورها

00:00:21.500 --> 00:00:26.530
نوشته دکتر عبدالرحمن رأفت الباشا

00:00:26.530 --> 00:00:28.530
خدا رحمتش کند

00:00:28.530 --> 00:00:32.799
سعید بن جابی

00:00:32.799 --> 00:00:34.899
خدا رحمتش کند

00:00:44.240 --> 00:00:47.240
او پسری جوان، خوش اندام و رشد یافته بود

00:00:47.240 --> 00:00:51.240
جریان با نشاط و فعالیت

00:00:51.240 --> 00:00:55.240
او همچنین باهوش و تیزبین بود

00:00:55.240 --> 00:00:57.240
اختلاف بر سر بزرگواران

00:00:57.240 --> 00:01:00.460
با محارم گناه کرد

00:01:00.460 --> 00:01:03.460
این سیاهی رنگ یا فلفلی موهایش نبود

00:01:03.460 --> 00:01:05.459
او اصالتاً اتیوپیایی است

00:01:05.459 --> 00:01:09.459
تا از شر شخصیت منحصر به فردش خلاص شود

00:01:09.459 --> 00:01:13.750
این با وجود سن کم او است

00:01:13.750 --> 00:01:16.750
فتای حبشی از قبل از آن آگاه بود

00:01:16.750 --> 00:01:18.750
وفاداری اعراب

00:01:18.750 --> 00:01:23.750
علم راه درستی است که انسان را به خدا می رساند

00:01:23.750 --> 00:01:25.750
و اگر ملاقات کرد

00:01:25.750 --> 00:01:30.750
راه هموارش است که او را به بهشت می رساند

00:01:30.750 --> 00:01:34.750
پس تقوا را در سمت راست و علم را در سمت چپ خود قرار داد

00:01:34.750 --> 00:01:37.750
هر دو دستش را روی آنها سفت کرد

00:01:37.750 --> 00:01:43.750
با آنها بی پروا و بی اعتنا راهی سفر زندگی شد

00:01:43.750 --> 00:01:46.750
از اوایل کودکی اش

00:01:46.750 --> 00:01:51.750
مردم او را در حال مطالعه یا مطالعه کتابش می دیدند

00:01:51.750 --> 00:01:54.750
یا در حرمش آرام، عبادت می کند

00:01:54.750 --> 00:01:58.750
این شاهکار مسلمانان عصر خود است

00:01:58.750 --> 00:02:03.750
سعید بن جبیر رضی الله عنه

00:02:03.750 --> 00:02:10.379
جوان سعید بن جبیر از جمعی از صحابه علم گرفت

00:02:10.379 --> 00:02:13.379
مثل ابوسعید خدری

00:02:13.379 --> 00:02:16.379
عدی بن حاتم الطایی

00:02:16.379 --> 00:02:18.379
و ابوموسی اشعری

00:02:18.379 --> 00:02:20.379
و ابوهریره الدوسی

00:02:20.379 --> 00:02:22.379
و عبدالله بن عمر

00:02:22.379 --> 00:02:24.379
و عایشه، مادر مؤمنان

00:02:24.379 --> 00:02:27.379
خداوند از او و همه آنها راضی باشد

00:02:27.379 --> 00:02:31.379
با این حال، بزرگترین معلم و بزرگترین مربی او

00:02:31.379 --> 00:02:34.379
عبدالله بن عباس بود

00:02:34.379 --> 00:02:36.379
مرکب امت محمدی

00:02:36.379 --> 00:02:38.379
و دانش فراوان آن

00:02:38.379 --> 00:02:42.449
سعید بن جبیر به عبدالله بن عباس پیوست

00:02:42.449 --> 00:02:44.449
سایه برای صاحبش لازم است

00:02:44.449 --> 00:02:47.449
پس قرآن و تفسیر آن را از او آموخت

00:02:47.449 --> 00:02:49.449
و مدرن و عجیب

00:02:49.449 --> 00:02:52.449
علم دین را به دست او به دست آورد

00:02:52.449 --> 00:02:55.449
تفسیر را از او بیاموزید

00:02:55.449 --> 00:02:57.449
او زبان خواند

00:02:57.449 --> 00:03:00.449
او بیشترین تسلط را در آن به دست آورد

00:03:00.449 --> 00:03:05.449
تا فردا یکی از مردم زمان او بر روی زمین نیست

00:03:05.449 --> 00:03:08.449
مگر اینکه به دانش خود نیاز داشته باشد

00:03:08.449 --> 00:03:11.449
سپس در سرزمین مسلمانان سیاحت کرد

00:03:11.449 --> 00:03:15.449
در جست و جوی علم، انشاءالله به پرسه زدن

00:03:15.449 --> 00:03:18.449
وقتی به آنچه از دانش می خواست رسید

00:03:19.449 --> 00:03:22.449
کوفه را خانه و مسکن خود قرار داد

00:03:22.449 --> 00:03:26.449
او برای مردم آن معلم و امام شد

00:03:26.449 --> 00:03:29.449
در ماه رمضان رهبری مردم را بر عهده داشت

00:03:29.449 --> 00:03:33.449
او شب هنگام قرائت عبدالله بن مسعود را می خواند

00:03:33.449 --> 00:03:36.449
و قرائت دیگر زید بن ثابت

00:03:36.449 --> 00:03:39.449
و شروع کردم به خواندن دیگران

00:03:39.449 --> 00:03:41.509
و غیره

00:03:41.509 --> 00:03:43.509
و اگر تنها نماز می خواند

00:03:43.509 --> 00:03:46.509
شاید تمام قرآن را خوانده است

00:03:47.509 --> 00:03:50.509
و اگر از قول خداوند متعال گذشت

00:03:50.509 --> 00:04:15.699
برخی از آیات وعده و تهدید را طی کرد

00:04:15.699 --> 00:04:19.699
پاهایش کبود شده و قلبش ترک خورده است

00:04:19.699 --> 00:04:22.699
چشمانش سرگردان شد

00:04:22.699 --> 00:04:25.699
سپس به شروع و تکرار ادامه می دهد

00:04:25.699 --> 00:04:28.699
تا اینکه نزدیک است بمیرد

00:04:28.699 --> 00:04:35.139
او تصمیم گرفت هر سال دو بار به بیت الحرام سفر کند

00:04:35.139 --> 00:04:38.139
یک بار در ماه رجب، محرم

00:04:38.139 --> 00:04:40.139
احرام برای عمره

00:04:40.139 --> 00:04:44.139
و دیگری در ذی القعده در احرام حج

00:04:44.139 --> 00:04:49.139
او شاگرد علم و آرزوی خیر و نیکی و نصیحت بود

00:04:49.139 --> 00:04:51.139
به سوی کوفه هجوم می آورند

00:04:51.139 --> 00:04:56.139
تا از چشمه های سعید بن جبیر ثروت تازه ای به دست آوریم

00:04:56.139 --> 00:04:59.139
و از هدایت صالح او بهره می برند

00:04:59.139 --> 00:05:02.139
این از او می پرسد که ترس چیست؟

00:05:02.139 --> 00:05:04.139
او در جواب او می گوید:

00:05:04.139 --> 00:05:07.139
خوف، ترس از خداوند متعال است

00:05:07.139 --> 00:05:11.139
تا اینکه ترس او تو را از گناه باز دارد

00:05:11.139 --> 00:05:15.139
و آن یکی از او می پرسد که ذکر چیست؟

00:05:15.139 --> 00:05:20.170
می گوید ذکر، اطاعت خداوند متعال است

00:05:20.170 --> 00:05:24.170
هر کس به سوی خدا بازگردد و از او اطاعت کند، او را یاد کرده است

00:05:24.170 --> 00:05:27.170
و هر که از آن روی برگرداند و از او اطاعت نکند

00:05:27.170 --> 00:05:34.740
من او را به یاد نمی آورم حتی اگر شب را به دعا و سرود بخواند

00:05:34.740 --> 00:05:40.740
وقتی سعید بن جبیر آن را گرفت، کوفه محل اقامت او بود

00:05:40.740 --> 00:05:43.740
تابع حجاج بن یوسف ثقفی

00:05:43.740 --> 00:05:48.740
الحجاج در آن زمان استاندار عراق و شام بود

00:05:48.740 --> 00:05:51.740
و آن سوی رودخانه

00:05:51.740 --> 00:05:56.740
در آن زمان او در اوج قدرت و اقتدار بود

00:05:56.740 --> 00:06:00.740
این پس از کشته شدن عبدالله بن الزبیر بود

00:06:00.740 --> 00:06:02.740
حرکت خود را حذف کرد

00:06:02.740 --> 00:06:05.740
عراق تابع سلطان بن امیه بود

00:06:05.740 --> 00:06:09.740
و شعله های انقلاب های موجود در اینجا و آنجا را خاموش کنید

00:06:09.740 --> 00:06:12.740
و شمشیر را بر گردن بندگان بگذار

00:06:12.740 --> 00:06:15.740
وحشت را در سراسر کشور گسترش داد

00:06:15.740 --> 00:06:21.930
تا اینکه دلها از هیبت او و ترس از ظلم او پر شد

00:06:21.930 --> 00:06:26.930
سپس انشاءالله بین حجاج بن یوسف ثقفی درگیری رخ می دهد.

00:06:26.930 --> 00:06:29.930
و بین عبدالرحمن بن اشعث

00:06:29.930 --> 00:06:31.930
یکی از فرماندهان ارشد او

00:06:31.930 --> 00:06:36.930
و این درگیری به نزاع تبدیل می شود که همه چیز را سبز و خشک می کند

00:06:36.930 --> 00:06:41.930
جراحات عمیقی بر پیکر مسلمانان بر جای گذاشت

00:06:41.930 --> 00:06:44.930
او از این درگیری آگاه بود

00:06:44.930 --> 00:06:48.930
حجاج ابن اشعث را با سپاهی برای حمله به راتبیل فرستاد

00:06:48.930 --> 00:06:53.930
پادشاه ترک مناطق فراتر از سیجستان

00:06:53.930 --> 00:06:59.930
رهبر دلاور آل مظفر بخش بزرگی از کشور راتبیل را فتح کرد

00:06:59.930 --> 00:07:02.930
او قلعه های مستحکم را از سرزمین های خود تصرف کرد

00:07:02.930 --> 00:07:08.120
از شهرها و روستاهای خود غنایم فراوان برد

00:07:08.120 --> 00:07:13.120
سپس رسولانی به حجاج فرستاد که او را به پیروزی بزرگ بشارت دادند

00:07:13.120 --> 00:07:16.120
آنها یک پنجم غنایم را با خود حمل کردند

00:07:16.120 --> 00:07:21.120
در خزانه ی بیت المال مسلمین مستقر شود

00:07:21.120 --> 00:07:23.120
برایش کتاب نوشت

00:07:23.120 --> 00:07:28.120
او از او اجازه خواست تا برای مدتی از جنگ دست بردارد

00:07:28.120 --> 00:07:31.120
برای تست ورودی و خروجی های کشور

00:07:31.120 --> 00:07:35.120
بستگی به ماهیت و شرایط آن دارد

00:07:35.120 --> 00:07:40.120
این قبل از ورود به صخره های دورافتاده و ناشناخته آن بود

00:07:40.120 --> 00:07:43.120
قرار دادن ارتش پیروز در معرض خطرات

00:07:43.120 --> 00:07:45.250
حجاج بر او عصبانی شد

00:07:45.250 --> 00:07:50.250
نامه ای برای او فرستاد و او را ترسو و مطیع توصیف کرد

00:07:50.250 --> 00:07:53.250
او را از بدبختی و هلاکت برحذر می دارد

00:07:53.250 --> 00:07:57.250
او تهدید کرد که از رهبری ارتش کناره گیری می کند

00:07:57.250 --> 00:08:02.279
عبدالرحمن سران سربازان و فرماندهان گردان ها را جمع کرد

00:08:02.279 --> 00:08:05.279
کتاب حجاج را برایشان خواند

00:08:05.279 --> 00:08:07.310
در این باره با آنها مشورت کرد

00:08:07.310 --> 00:08:09.310
پس او را فراخواندند تا علیه او بیرون برود

00:08:09.310 --> 00:08:12.310
و ابتکار دست کشیدن از اطاعت از او

00:08:12.310 --> 00:08:14.410
عبدالرحمن به آنها گفت

00:08:14.410 --> 00:08:17.410
آیا در آن با من بیعت می کنی؟

00:08:17.410 --> 00:08:19.410
و تو از من در مبارزه او حمایت می کنی

00:08:19.410 --> 00:08:23.410
تا خداوند سرزمین عراق را از پلیدی پاک کند

00:08:23.410 --> 00:08:27.410
سربازان به خاطر کاری که او آنها را به انجام آن فراخواند با او بیعت کردند

00:08:27.410 --> 00:08:31.069
هب عبدالرحمن بن الاشعث

00:08:31.069 --> 00:08:35.070
با لشکری پر از نفرت از زائران

00:08:35.070 --> 00:08:39.070
بین او و سپاهیان بن یوسف الثقفی رخ داد

00:08:39.070 --> 00:08:41.070
نبردهای شدید

00:08:41.070 --> 00:08:44.070
او یک پیروزی قاطع به دست آورد

00:08:44.070 --> 00:08:47.070
پس سیجستان تصرف شد

00:08:47.070 --> 00:08:49.070
و تمام فارس

00:08:49.070 --> 00:08:54.070
سپس آمد تا کوفه و بصره را از دست حجاج بگیرد

00:08:54.070 --> 00:08:59.100
در حالی که آتش جنگ بین دو تیم شعله ور بود

00:08:59.100 --> 00:09:03.100
ابن اشعث از ظفر به سوی ظفر حرکت می کرد

00:09:03.100 --> 00:09:07.100
الحجاج سخنانی ایراد کرد که حریف خود را تقویت کرد

00:09:07.100 --> 00:09:13.139
چرا که حکام شهرها نامه هایی به حجاج نوشتند و در آن گفتند:

00:09:13.139 --> 00:09:18.139
اهل ذمه شروع به گرویدن به اسلام کرده اند

00:09:18.139 --> 00:09:20.139
برای رهایی از پرداخت مالیات

00:09:21.139 --> 00:09:24.139
روستاهایی که در آن کار می کردند را ترک کردند

00:09:24.139 --> 00:09:26.139
در شهرها ساکن شدند

00:09:26.139 --> 00:09:29.139
آبسه ناپدید شده است

00:09:29.139 --> 00:09:32.139
عوارض ورشکست شده است

00:09:32.139 --> 00:09:37.139
حجاج به والیان خود در بصره و جاهای دیگر نامه نوشت

00:09:37.139 --> 00:09:42.139
او به آنها دستور می دهد که همه اهل ذمه را که به شهرها گریخته اند جمع کنند

00:09:42.139 --> 00:09:44.139
و آنها را به روستاها برگرداند

00:09:44.139 --> 00:09:47.139
مهم نیست چقدر از آن آواره شده اند

00:09:47.139 --> 00:09:49.230
لذا فرمانداران موضوع را اعلام کردند

00:09:49.230 --> 00:09:54.230
آنها تعداد زیادی از آنها را از خانه هایشان تخلیه کردند

00:09:54.230 --> 00:09:57.230
آنها را از منابع امرار معاش دور نگه داشتند

00:09:57.230 --> 00:10:00.230
آنها را در حومه شهرها جمع کردند

00:10:00.230 --> 00:10:04.230
زنان و فرزندان خود را با خود بردند

00:10:04.230 --> 00:10:07.230
آنها را مجبور کردند که به روستاها بروند

00:10:07.230 --> 00:10:12.230
بعد از مدت ها که از او جدا شده بودند

00:10:12.230 --> 00:10:16.230
سپس زنان و کودکان و افراد مسن شروع به گریه کردند

00:10:16.230 --> 00:10:19.230
آنها فریاد می زنند و کمک می خواهند

00:10:19.230 --> 00:10:23.230
و و محمد را می گویند، او و محمد است

00:10:23.230 --> 00:10:25.230
آنها در مورد کاری که انجام می دهند گیج شده بودند

00:10:25.230 --> 00:10:28.230
و به کجا می روند؟

00:10:28.230 --> 00:10:32.230
پس فقها و قاریان بصره نزد آنان رفتند

00:10:32.230 --> 00:10:35.230
برای کمک به آنها و شفاعت آنها

00:10:35.230 --> 00:10:37.230
آنها نمی توانستند این کار را انجام دهند

00:10:37.230 --> 00:10:40.230
چون گریه می کردند شروع کردند به گریه کردن

00:10:40.230 --> 00:10:44.740
آنها برای مصیبت خود یاری می جویند

00:10:44.740 --> 00:10:48.740
عبدالرحمن بن اشعث از این فرصت استفاده کرد

00:10:48.740 --> 00:10:52.740
وی از فقها و خوانندگان خواست تا از او حمایت کنند

00:10:52.740 --> 00:10:58.740
گروهی از پیروان و ائمه مسلمین به او پاسخ دادند

00:10:58.740 --> 00:11:01.740
و در رأس آنها سعید بن جبیر است

00:11:01.740 --> 00:11:03.740
و عبدالرحمن بن ابی لیله

00:11:03.740 --> 00:11:06.740
الشعبی و ابوالباختری

00:11:06.740 --> 00:11:08.740
و دیگران و دیگران

00:11:08.740 --> 00:11:11.740
جنگ بین این دو گروه در گرفت

00:11:11.740 --> 00:11:18.740
اولین پیروزی در آنجا برای ابن اشعث و همراهانش بر حجاج و سربازانش بود.

00:11:18.740 --> 00:11:23.740
سپس ترازو زائران کم کم شروع به برهم زدن تعادل کرد

00:11:23.740 --> 00:11:26.740
تا اینکه ابن اشعث بر منکر خود پیروز شد

00:11:26.740 --> 00:11:29.740
خودش فرار کرد

00:11:29.740 --> 00:11:33.960
لشکر او به حجاج و سربازانش تسلیم شدند

00:11:33.960 --> 00:11:38.960
حجاج به منادی خود دستور داد که مبارزان شکست خورده را صدا کند

00:11:38.960 --> 00:11:41.960
و آنها را به تجدید بیعت دعوت کند

00:11:41.960 --> 00:11:43.960
اکثر آنها به او پاسخ دادند

00:11:43.960 --> 00:11:45.960
برخی از آنها از او پنهان شدند

00:11:45.960 --> 00:11:51.960
در میان پنهان شدگان سعید بن جبیر رضی الله عنه بود

00:11:51.960 --> 00:11:57.090
وقتی تسلیم شدگان یک به یک شروع به پیشروی کردند، با او بیعت کردند

00:11:57.090 --> 00:12:01.090
آنها از چیزی که انتظارش را نداشتند شگفت زده شدند

00:12:01.090 --> 00:12:04.090
بنابراین شروع کرد به گفتن به یکی از آنها

00:12:04.090 --> 00:12:06.090
علیه خودت شهادت بده

00:12:06.090 --> 00:12:11.090
که با شکستن بیعت با امیرالمؤمنین(ع) کافر شدی.

00:12:11.090 --> 00:12:17.090
اگر بله بگوید بیعتش تجدید می شود و آزاد می شود

00:12:17.090 --> 00:12:20.090
اگر گفت نه، او را بکش

00:12:20.090 --> 00:12:23.090
برخی از آنها تابع او بودند

00:12:23.090 --> 00:12:25.090
او به کفر خود اعتراف می کند

00:12:25.090 --> 00:12:28.090
تا خود را از کشته شدن نجات دهد

00:12:28.090 --> 00:12:32.090
برخی از آنها مغرور بودند و این را تقبیح کردند

00:12:32.090 --> 00:12:37.090
او گردن خود را به عنوان بهای غرور و نکوهش می پردازد

00:12:37.090 --> 00:12:41.090
خبر این کشتار وحشتناک منتشر شد

00:12:41.090 --> 00:12:45.090
که در آن چندین هزار مرد کشته شدند

00:12:45.090 --> 00:12:48.090
چند هزار نفر زنده ماندند

00:12:48.090 --> 00:12:51.090
پس از آن که بر خود مهر کفر زدند

00:12:51.090 --> 00:12:56.090
از جمله شیخی با عمر طولانی از قبیله خثام

00:12:56.090 --> 00:13:01.090
او از هر دو گروه منزوی شد و در آن سوی فرات ساکن بود

00:13:01.090 --> 00:13:05.090
او را به همراه کسانی که نزد او بردند، به نزد حجاج بردند

00:13:05.090 --> 00:13:08.090
وقتی وارد شد از او جویای حالش شد

00:13:08.090 --> 00:13:12.090
گفت: از زمانی که این آتش سوزی شده، هنوز مانده ام.

00:13:12.090 --> 00:13:15.090
بازنشسته پشت این رودخانه

00:13:15.090 --> 00:13:18.090
منتظر نتیجه دعوا باشید

00:13:18.090 --> 00:13:20.090
وقتی او ظاهر شد و برنده شد

00:13:20.090 --> 00:13:23.090
من برای بیعت نزد شما آمدم

00:13:23.090 --> 00:13:26.090
به او گفت: لعنت به تو.

00:13:26.090 --> 00:13:30.090
آیا در کمین خواهید نشست و با شاهزاده خود دعوا نمی کنید؟

00:13:30.090 --> 00:13:32.120
سپس او را سرزنش کرد و گفت:

00:13:32.120 --> 00:13:36.149
بر ضد خودت شهادت بده که کافر هستی

00:13:36.149 --> 00:13:39.149
گفت: من چه بدبختم.

00:13:39.149 --> 00:13:42.149
اگر هشتاد سال خدا را عبادت کردی

00:13:42.149 --> 00:13:46.149
سپس پس از آن بر ضد خود به کفر شهادت می دهم

00:13:46.149 --> 00:13:49.149
به او گفت: پس تو را خواهم کشت.

00:13:49.149 --> 00:13:52.149
گفت: حتی اگر مرا بکشی.

00:13:52.149 --> 00:13:56.149
به خدا بقیه عمرم جز خون الاغ نیست

00:13:56.149 --> 00:14:00.149
صبح می نوشد و عصر می میرد

00:14:00.149 --> 00:14:04.149
صبح و شام منتظر مرگم

00:14:04.149 --> 00:14:06.149
پس هر کاری میخوای انجام بده

00:14:06.149 --> 00:14:09.220
حجاج به جلاد خود گفت

00:14:09.220 --> 00:14:11.220
گردنش را بفشار

00:14:11.220 --> 00:14:13.220
جلاد او را سر برید

00:14:13.220 --> 00:14:18.220
هیچ کس از شیعیان حجاج یا دشمن او در مجلس باقی نماند

00:14:18.220 --> 00:14:21.220
جز بزرگ ترین شیخ المعمر

00:14:21.220 --> 00:14:24.220
از او به ارث برد و بر او رحم کرد

00:14:24.220 --> 00:14:30.009
سپس تو را میل بن زیاد نخعی نامید

00:14:30.009 --> 00:14:34.009
و به او گفت: آیا بر ضد خود به کفر شهادت می‌دهی؟

00:14:34.009 --> 00:14:37.009
گفت: به خدا سوگند شهادت نمی دهم.

00:14:37.009 --> 00:14:40.009
گفت: پس تو را می کشم.

00:14:40.009 --> 00:14:44.009
گفت: هر طور که تصمیم گرفتی قضاوت کن

00:14:44.009 --> 00:14:47.009
قرار بین ما با خداست

00:14:47.009 --> 00:14:50.009
و بعد از قتل، حساب و کتاب

00:14:50.009 --> 00:14:52.009
حجاج به او گفت

00:14:52.009 --> 00:14:55.009
آن روز حجت بر تو خواهد بود، نه برای تو

00:14:55.009 --> 00:15:00.009
به او گفت اگر آن روز قاضی بودی

00:15:00.009 --> 00:15:02.009
حجاج گفت

00:15:02.009 --> 00:15:04.009
او را بکش

00:15:04.009 --> 00:15:06.009
پس آمد و کشته شد

00:15:06.009 --> 00:15:09.100
سپس مرد دیگری نزد او آمد

00:15:09.100 --> 00:15:12.100
از او متنفر بود و می خواست او را بکشد

00:15:12.100 --> 00:15:16.100
زیرا تمسخر او به او منتقل شد

00:15:16.100 --> 00:15:18.100
پس سریع گفت:

00:15:19.100 --> 00:15:22.100
مردی را روبروی خود می بینم

00:15:22.100 --> 00:15:25.100
من فکر نمی کنم که او بر کفر خود شهادت دهد

00:15:25.100 --> 00:15:27.139
مرد گفت

00:15:27.139 --> 00:15:30.139
مرا درگیر نکن و در مورد خودم فریبم نده

00:15:30.139 --> 00:15:33.139
من از اهل زمین کافر هستم

00:15:33.139 --> 00:15:36.139
و کافران تر از فرعون با چوب

00:15:36.139 --> 00:15:38.139
پس بذار بره

00:15:38.139 --> 00:15:42.860
او ناامید است که او را بکشد

00:15:42.860 --> 00:15:45.860
خبر آن مرگ وحشتناک منتشر شد

00:15:45.860 --> 00:15:50.860
که در آن چندین هزار مؤمن ثابت قدم کشته شدند

00:15:50.860 --> 00:15:53.860
چند هزار نفر زنده ماندند

00:15:53.860 --> 00:15:57.860
کسانی که مجبورند خود را کافر معرفی کنند

00:15:57.860 --> 00:15:59.860
سعید بن جبیر یقین داشت

00:15:59.860 --> 00:16:02.860
اگر به دست زائران بیفتد

00:16:02.860 --> 00:16:06.860
فردا بین دو و نه سوم

00:16:06.860 --> 00:16:09.860
یا گردنش را بکوبی

00:16:09.860 --> 00:16:12.860
یا با خود به کافر اعتراف کند

00:16:12.860 --> 00:16:15.860
آنها دو چیز شیرین تر و تلخ ترند

00:16:15.860 --> 00:16:18.860
بنابراین تصمیم گرفت عراق را ترک کند

00:16:18.860 --> 00:16:21.860
و برای پنهان شدن از دید

00:16:21.860 --> 00:16:24.860
و او به ضربه زدن در زمین وسیع خدا ادامه داد

00:16:24.860 --> 00:16:27.860
پنهان از حجاج و چشمان او

00:16:27.860 --> 00:16:32.860
تا اینکه به روستای کوچکی در سرزمین های مکه پناه برد

00:16:32.860 --> 00:16:37.860
ده استدلال کامل به همان صورت باقی ماندند

00:16:37.860 --> 00:16:40.860
برای خاموش کردن آتش زائران کافی بود

00:16:40.860 --> 00:16:43.860
زائران در دلش می سوزند

00:16:43.860 --> 00:16:47.860
و کینه ها را در روحش برطرف کند

00:16:47.860 --> 00:16:51.860
با این حال اتفاقی افتاد که هیچکس انتظارش را نداشت

00:16:51.860 --> 00:16:54.860
به این دلیل که به مکه آمد

00:16:54.860 --> 00:16:57.860
حاکم جدید بنی امیه

00:16:57.860 --> 00:17:00.860
او خالد بن عبدالله قصری است

00:17:00.860 --> 00:17:03.860
یاران سعید بن جبیر مضطرب شدند

00:17:03.860 --> 00:17:05.859
از او می ترسید

00:17:05.859 --> 00:17:08.859
چون از رفتار بد او خبر داشتند

00:17:08.859 --> 00:17:11.859
او انتظار بدی را داشت

00:17:11.859 --> 00:17:15.900
عده ای نزد سعید آمدند و به او گفتند

00:17:15.900 --> 00:17:18.900
این مرد به مکه آمد

00:17:18.900 --> 00:17:21.900
به خدا سوگند ما آن را در برابر شما تضمین نمی کنیم

00:17:21.900 --> 00:17:25.900
پس به درخواست ما پاسخ دهید و این کشور را ترک کنید

00:17:25.900 --> 00:17:31.930
گفت: به خدا سوگند فرار کردم تا شرمنده خدا شدم.

00:17:31.930 --> 00:17:35.930
مصمم بودم در این مکان بمانم

00:17:35.930 --> 00:17:38.930
و بگذار خدا هر کاری می خواهد بکند

00:17:38.930 --> 00:17:45.880
خالد در مورد نظر بدی که مردم درباره او فکر می کردند دروغ نگفته است

00:17:45.880 --> 00:17:48.880
به محض اینکه از محل اختفای سعید بن جبیر مطلع شد

00:17:48.880 --> 00:17:52.880
تا اینکه گروهی از سربازانش را برای او فرستاد

00:17:52.880 --> 00:17:57.880
دستور داد او را با زنجیر به حجاج در شهر واسط ببرند

00:17:57.880 --> 00:18:00.910
سربازان در خانه شیخ بسته شدند

00:18:00.910 --> 00:18:02.910
دستبند را در دستانش گذاشتند

00:18:02.910 --> 00:18:05.910
بر همسر چند تن از یارانش

00:18:05.910 --> 00:18:08.910
به او اجازه رفتن به حجاج را دادند

00:18:08.910 --> 00:18:12.910
این روح با آرامش خاطر با آنها ملاقات می کند

00:18:12.910 --> 00:18:15.980
سپس رو به دوستانش کرد و گفت

00:18:15.980 --> 00:18:20.980
فقط خودم را دیدم که به دست آن ظالم کشته شدم

00:18:20.980 --> 00:18:25.980
من و دو نفر از دوستانم در یک شب عبادت بودیم

00:18:25.980 --> 00:18:28.980
شیرینی دعا را حس کردیم

00:18:28.980 --> 00:18:31.980
پس خدا را با آنچه می خواندیم خواندیم

00:18:31.980 --> 00:18:35.980
همان طور که او می خواست به او دعا می کردیم

00:18:35.980 --> 00:18:40.980
سپس از خداوند متعال خواستیم شهادت را برای ما بنویسد

00:18:40.980 --> 00:18:44.980
خداوند آن را برای صاحبان هر دو قرار داده است

00:18:44.980 --> 00:18:46.980
و من همچنان منتظرش بودم

00:18:46.980 --> 00:18:50.980
بعد به سختی صحبتش را تمام کرده بود

00:18:50.980 --> 00:18:54.980
تا اینکه سازه کوچکی روی او ظاهر شد

00:18:54.980 --> 00:18:58.980
او را در بسته دید و سربازان او را دور کردند

00:18:58.980 --> 00:19:02.980
به او چسبید و شروع کرد به گریه و زاری

00:19:02.980 --> 00:19:06.980
به آرامی او را از خود دور کرد و به او گفت

00:19:06.980 --> 00:19:13.980
به مادرت دخترت بگو خرمای ما انشاالله بهشت است

00:19:13.980 --> 00:19:17.609
بعد رفت

00:19:17.609 --> 00:19:21.609
لشکریان به امام، ربی عابد و زاهد رسیدند

00:19:21.609 --> 00:19:26.609
شهر متقی و پاک و متقی واسط

00:19:26.609 --> 00:19:28.609
برای حجاج آوردند

00:19:28.609 --> 00:19:33.609
وقتی با او بود با بغض به او نگاه کرد و گفت

00:19:33.609 --> 00:19:34.609
ماهی

00:19:34.609 --> 00:19:35.609
و او گفت

00:19:35.609 --> 00:19:37.609
سعید بن جبیر

00:19:37.609 --> 00:19:38.609
و او گفت

00:19:38.609 --> 00:19:41.700
بلکه شقی بن کسیر

00:19:41.700 --> 00:19:42.700
و او گفت

00:19:42.700 --> 00:19:46.900
در واقع مادرم اسم من را بهتر از شما می دانست

00:19:46.900 --> 00:19:47.900
و او گفت

00:19:47.900 --> 00:19:49.900
درباره محمد چه می گویید؟

00:19:49.900 --> 00:19:50.930
او گفت

00:19:50.930 --> 00:19:56.930
یعنی محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله

00:19:56.930 --> 00:19:57.930
و او گفت بله

00:19:57.930 --> 00:19:58.930
او گفت

00:19:58.930 --> 00:20:00.930
جناب پسر آدم

00:20:00.930 --> 00:20:02.930
پیامبر برگزیده

00:20:02.930 --> 00:20:04.930
بهترین های بقیه بشریت

00:20:04.930 --> 00:20:06.930
و بهتر از همیشه

00:20:06.930 --> 00:20:09.930
پیام را برد و امانت را ادا کرد

00:20:09.930 --> 00:20:12.930
خدا و کتابش را نصیحت کرد

00:20:12.930 --> 00:20:16.930
برای عموم مسلمانان و خاصان آنها

00:20:16.930 --> 00:20:17.930
او گفت

00:20:17.930 --> 00:20:20.930
درباره ابوبکر چه می گویید؟

00:20:20.930 --> 00:20:21.930
او گفت

00:20:21.930 --> 00:20:22.930
او دوست است

00:20:22.930 --> 00:20:26.930
جانشین رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:20:26.930 --> 00:20:29.930
خوب رفت و خوش زندگی کرد

00:20:29.930 --> 00:20:34.930
او از روش پیامبر صلی الله علیه و آله پیروی کرد

00:20:34.930 --> 00:20:37.930
او نه تغییر کرد و نه تغییر کرد

00:20:37.930 --> 00:20:39.019
او گفت

00:20:39.019 --> 00:20:41.019
در مورد عمر چه می گویید؟

00:20:41.019 --> 00:20:42.119
او گفت

00:20:42.119 --> 00:20:44.119
او فاروق است

00:20:44.119 --> 00:20:48.119
که خداوند حق و باطل را به وسیله آن فرق می گذارد

00:20:48.119 --> 00:20:51.119
بهترین خدا و بهترین رسولش

00:20:51.119 --> 00:20:54.119
من رویکرد دوستم را دنبال کرده ام

00:20:54.119 --> 00:20:58.119
او زندگی خوبی داشت و به شهادت رسید

00:20:58.119 --> 00:20:59.119
او گفت

00:20:59.119 --> 00:21:02.119
در مورد عثمان چه می گویید؟

00:21:02.119 --> 00:21:03.119
او گفت

00:21:03.119 --> 00:21:06.119
او برای ارتش سختی مجهز است

00:21:06.119 --> 00:21:08.119
سم چاه روما است

00:21:08.119 --> 00:21:11.119
مشتری خانه ای برای خودش در بهشت است

00:21:11.119 --> 00:21:16.119
داماد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به دخترم

00:21:16.119 --> 00:21:20.119
پیامبر صلی الله علیه و آله با او ازدواج کرد

00:21:20.119 --> 00:21:22.119
با الهام از بهشت

00:21:22.119 --> 00:21:24.119
او به ناحق کشته شد

00:21:24.119 --> 00:21:25.119
او گفت

00:21:25.119 --> 00:21:28.119
در مورد علی چه می گویید؟

00:21:28.119 --> 00:21:29.150
او گفت

00:21:29.150 --> 00:21:33.150
پسر عموی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:21:33.150 --> 00:21:36.150
اولین پسری که مسلمان شد

00:21:36.150 --> 00:21:39.150
او شوهر فاطمه البتول است

00:21:39.150 --> 00:21:41.150
و ابوالحسن و الحسین

00:21:41.150 --> 00:21:44.150
آقا، جوانان اهل بهشت

00:21:44.150 --> 00:21:45.220
او گفت

00:21:45.220 --> 00:21:49.220
کدام یک از جانشینان بانو آمیت را دوست دارید؟

00:21:49.220 --> 00:21:50.220
او گفت

00:21:50.220 --> 00:21:51.220
او گفت

00:21:51.220 --> 00:21:53.220
آنها خالق خود را خشنود می کنند

00:21:53.220 --> 00:21:54.220
او گفت

00:21:54.220 --> 00:21:57.220
کدام یک از آنها سرزمین خالق است؟

00:21:57.220 --> 00:21:58.220
او گفت

00:21:58.220 --> 00:22:03.339
این را کسی می داند که از اسرار آنها آگاه است

00:22:03.339 --> 00:22:04.339
او گفت

00:22:04.339 --> 00:22:06.440
پس در چه می گویید

00:22:06.440 --> 00:22:07.440
او گفت

00:22:07.440 --> 00:22:09.440
خودت بهتر میدونی

00:22:09.440 --> 00:22:10.440
او گفت

00:22:10.440 --> 00:22:13.440
بلکه می خواهم به شما یاد بدهم

00:22:13.440 --> 00:22:14.440
او گفت

00:22:14.440 --> 00:22:17.440
بنابراین شما را غمگین می کند و خوشحال نمی شود

00:22:17.440 --> 00:22:18.470
او گفت

00:22:18.470 --> 00:22:21.500
من باید از شما بشنوم

00:22:21.500 --> 00:22:22.500
او گفت

00:22:22.500 --> 00:22:27.500
می دانم که شما با کتاب خدای متعال مخالفید

00:22:27.500 --> 00:22:31.500
کارهایی را که می خواهید اعتبار کسب کنید ادامه دهید

00:22:31.500 --> 00:22:33.500
شما را به تباهی می کشاند

00:22:33.500 --> 00:22:36.660
و شما را به جهنم هل می دهد

00:22:36.660 --> 00:22:37.660
او گفت

00:22:37.660 --> 00:22:40.700
به خدا قسم تو را خواهم کشت

00:22:40.700 --> 00:22:41.700
او گفت

00:22:41.700 --> 00:22:44.700
پس دنیامو خراب میکنی

00:22:44.700 --> 00:22:46.859
و آخرتت را تباه می کنم

00:22:46.859 --> 00:22:47.859
او گفت

00:22:47.859 --> 00:22:50.859
هر قاتلی را که می خواهید انتخاب کنید

00:22:50.859 --> 00:22:51.859
او گفت

00:22:51.859 --> 00:22:55.859
بلکه خودت انتخاب کن حجاج

00:22:55.859 --> 00:22:58.859
به خدا قاتلان مرا نمی کشند

00:22:58.859 --> 00:23:02.920
مگر اینکه خدا تو را مثل او در آخرت بکشد

00:23:02.920 --> 00:23:03.920
او گفت

00:23:03.920 --> 00:23:06.920
میخوای ببخشمت؟

00:23:06.920 --> 00:23:07.920
او گفت

00:23:07.920 --> 00:23:10.920
اگر عفت است از جانب خداوند متعال است

00:23:10.920 --> 00:23:12.920
همانطور که برای شما

00:23:12.920 --> 00:23:15.920
هیچ بی گناهی و بهانه ای برای شما وجود ندارد

00:23:15.920 --> 00:23:17.920
حجاج عصبانی شد و گفت:

00:23:17.920 --> 00:23:20.920
شمشیر و نیزه پسر

00:23:20.920 --> 00:23:22.920
سعید لبخندی زد

00:23:22.920 --> 00:23:24.920
حجاج به او گفت

00:23:24.920 --> 00:23:26.920
و چه چیزی باعث لبخند شما می شود؟

00:23:26.920 --> 00:23:28.049
او گفت

00:23:28.049 --> 00:23:31.049
من از جسارت تو در برابر خدا در شگفتم

00:23:31.049 --> 00:23:33.049
و رویای خدا بر توست

00:23:33.049 --> 00:23:34.079
و او گفت

00:23:34.079 --> 00:23:37.109
اونو بکش پسر

00:23:37.109 --> 00:23:40.109
پس سعید با بوسه روبرو شد و گفت

00:23:40.109 --> 00:23:45.109
روى خود را به سوى آفريننده آسمانها و زمين راست كردم

00:23:45.109 --> 00:23:48.109
و من از مشرکان نیستم

00:23:48.109 --> 00:23:49.109
و او گفت

00:23:49.109 --> 00:23:52.109
صورتش را از قبله برگردان

00:23:52.109 --> 00:23:53.140
و او گفت

00:23:53.140 --> 00:23:57.140
به هر کجا که رو کنید، آنجا وجه خداست

00:23:57.140 --> 00:23:58.140
و او گفت

00:23:58.140 --> 00:24:01.180
او را به زمین چسباندند

00:24:01.180 --> 00:24:02.210
و او گفت

00:24:02.210 --> 00:24:06.210
از آن شما را آفریدیم و به آن باز می گردانیم

00:24:06.210 --> 00:24:10.210
از آنجا شما را در زمان دیگری بیرون خواهیم آورد

00:24:10.210 --> 00:24:11.269
و او گفت

00:24:11.269 --> 00:24:13.269
دشمن خدا را بکش

00:24:13.269 --> 00:24:18.269
من مردی را داناتر به آیات قرآن ندیده ام

00:24:18.269 --> 00:24:21.400
سعید دستاشو بالا آورد و گفت

00:24:21.400 --> 00:24:26.400
خدایا اجازه نده که حجاج دوباره بر کسی مسلط شوند

00:24:26.400 --> 00:24:33.539
تنها پانزده روز از مرگ سعید بن جبیر می گذرد

00:24:33.539 --> 00:24:36.539
حتی گوشت حجاج

00:24:36.539 --> 00:24:39.539
شدت بیماری برای او شدیدتر شد

00:24:39.539 --> 00:24:42.539
یک ساعت می خوابید و یک ساعت دیگر بیدار می شد

00:24:42.539 --> 00:24:45.539
اگر چرت کوتاهی بزند

00:24:45.539 --> 00:24:48.539
وحشت زده و با فریاد از خواب بیدار شد

00:24:48.539 --> 00:24:52.539
این سعید بن جبیر است که گلوی من را می گیرد

00:24:52.539 --> 00:24:57.539
سعید بن جبیر می گوید: چرا مرا کشتی؟

00:24:57.539 --> 00:24:59.539
بعد گریه می کند و می گوید

00:24:59.539 --> 00:25:02.539
من با سعید بن جبیر چه کار دارم؟

00:25:02.539 --> 00:25:05.539
سعید بن جبیر به من پاسخ داد

00:25:05.539 --> 00:25:09.930
وقتی مرد، مرد و در خاک مدفون شد

00:25:09.930 --> 00:25:11.930
برخی از آنها او را در خواب دیدند

00:25:11.930 --> 00:25:13.930
و به او گفت

00:25:13.930 --> 00:25:17.930
خدا با تو در مورد کسانی که کشته ای حجاج چه کرد؟

00:25:17.930 --> 00:25:19.930
و او گفت

00:25:19.930 --> 00:25:23.930
خدا مرا با تک تک افراد کشت

00:25:23.930 --> 00:25:27.930
هفتاد بار مرا با سعید بن جبیر کشت

00:25:27.930 --> 00:25:36.619
سعید بن جبیر کشته شد

00:25:36.619 --> 00:25:42.460
هیچ کس روی زمین نیست که به دانش او نیاز نداشته باشد

00:25:42.460 --> 00:25:47.019
احمد بن حنبن

00:25:51.019 --> 00:25:55.019
می گوید اگر خواست یا گفت

00:25:55.019 --> 00:26:00.019
آنها اینجا بودند که ابرهای زندگی ما را آبیاری می کردند

00:26:00.019 --> 00:26:05.019
ما نمی توانیم از آنها با تعالی یاد کنیم

00:26:05.019 --> 00:26:10.019
رفتند و سوالی در ذهنم انداختند

00:26:10.019 --> 00:26:15.019
آیا ستاره ای مانند آنها در آسمان و تپه های آن وجود دارد؟

00:26:15.019 --> 00:26:20.019
آنها زندگی خود را پر از غرور در اعمال خود کردند

00:26:20.019 --> 00:26:23.690
نوازش ما در میان آنها فراوان بود
