1 00:00:00,000 --> 00:00:03,000 بسم الله الرحمن الرحیم 2 00:00:15,580 --> 00:00:17,579 انجمن مواضع خشنود است 3 00:00:17,579 --> 00:00:22,579 تا تصاویری از زندگی صحابه را به شما تقدیم کنم 4 00:00:22,579 --> 00:00:25,579 اید الرحمن رفاه الپاشا 5 00:00:25,579 --> 00:00:30,140 خدا رحمتش کند 6 00:00:30,140 --> 00:00:32,140 سلامه بن الاکوا 7 00:00:33,140 --> 00:00:35,140 خداوند از او راضی باشد 8 00:00:50,429 --> 00:00:53,560 آیا خبر سلامه بن العکواء را شنیده ای؟ 9 00:00:53,560 --> 00:00:56,560 این یک شگفتی زمان است 10 00:00:56,560 --> 00:00:59,560 اتفاق نادری است 11 00:00:59,560 --> 00:01:01,560 او یک دونده بی سابقه است 12 00:01:01,560 --> 00:01:03,560 و رام هیچ اشتباهی نمی کند 13 00:01:03,560 --> 00:01:05,560 و او جسور و نترس است 14 00:01:05,560 --> 00:01:07,560 و یک ماجراجوی بی پایان 15 00:01:07,560 --> 00:01:09,689 شگفتی های ماجراهای او 16 00:01:09,689 --> 00:01:11,689 اخبار قهرمانی او را می خوانید 17 00:01:11,689 --> 00:01:15,689 به نظر شما این یک نوع افسانه است 18 00:01:15,689 --> 00:01:17,689 و افسانه نیستند 19 00:01:17,689 --> 00:01:20,689 آن را شیخ مسلم و بخاری روایت کرده اند 20 00:01:20,689 --> 00:01:23,750 آنها آن را در دو صحیح خود تأیید کردند 21 00:01:23,750 --> 00:01:27,750 سلمه بن العکواء در مکه پول و املاک داشت 22 00:01:27,750 --> 00:01:29,750 پس اسلام آورد 23 00:01:29,750 --> 00:01:33,750 پس به سوی خدا و رسولش هجرت کرد 24 00:01:33,750 --> 00:01:36,750 هر چه داشت را پشت سر گذاشت 25 00:01:36,750 --> 00:01:39,750 او به عنوان داماد در شهر کار می کرد 26 00:01:39,750 --> 00:01:41,750 اسب طلحه بن عبیدالله 27 00:01:41,750 --> 00:01:43,750 برای ملاقات با غذای او 28 00:01:43,750 --> 00:01:45,750 آنچه او از دنیا می خواست 29 00:01:45,750 --> 00:01:48,750 غیر از این، جامد است 30 00:01:48,750 --> 00:01:50,750 از آن برای اطاعت خدا استفاده می کند 31 00:01:50,750 --> 00:01:52,750 و به خاطر او مبارزه کنید 32 00:01:52,750 --> 00:01:55,879 شاید شما شنونده عزیز 33 00:01:55,879 --> 00:01:57,879 دلتنگی شما را از بین برده است 34 00:01:57,879 --> 00:02:00,879 برای شنیدن برخی از اخبار در مورد این شوالیه 35 00:02:00,879 --> 00:02:03,879 و با برخی از شگفتی های آن آشنا شوید 36 00:02:03,879 --> 00:02:05,879 در اینجا برخی از آن است 37 00:02:05,879 --> 00:02:08,979 رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت 38 00:02:08,979 --> 00:02:11,979 هزار و پانصد نفر از یارانش 39 00:02:11,979 --> 00:02:15,979 از جمله سلمه بن العکواء است که جان می خواهد 40 00:02:15,979 --> 00:02:18,979 هنگامی که خبر خروج او به قریش رسید 41 00:02:18,979 --> 00:02:22,979 او برای او ایستاد و می خواست او را از بیت الحرام دور کند 42 00:02:22,979 --> 00:02:24,979 سپس درود و سلام بر او باد 43 00:02:24,979 --> 00:02:26,979 با کسانی که در حدیبیه با او بودند 44 00:02:26,979 --> 00:02:29,979 عثمان بن عفان را به مکه فرستادند 45 00:02:29,979 --> 00:02:31,979 سفیری بین او و قریش 46 00:02:31,979 --> 00:02:35,099 اما این خبر زیاد طول نکشید 47 00:02:35,099 --> 00:02:38,099 آمد که قریش عثمان را کشت 48 00:02:38,099 --> 00:02:41,099 رسول خدا صلی الله علیه و آله تصمیم گرفت 49 00:02:41,099 --> 00:02:43,099 در مورد جنگ آنها 50 00:02:43,099 --> 00:02:45,099 با مسلمانانی که با او بودند وداع کرد 51 00:02:45,099 --> 00:02:48,099 با او بیعت کنند تا بجنگند و بمیرند 52 00:02:48,099 --> 00:02:50,099 سلامه بن العکواء گفت 53 00:02:50,099 --> 00:02:54,099 وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله ما را صدا زد 54 00:02:54,099 --> 00:02:56,099 تا با او بر سر درخت بیعت کنند 55 00:02:56,099 --> 00:02:58,099 اولین کسانی که با او بیعت کردند 56 00:02:58,099 --> 00:03:01,099 سپس مسلمانان با او بیعت کردند 57 00:03:01,099 --> 00:03:04,099 حتی اگر به نیمی از مردم برسد 58 00:03:04,099 --> 00:03:06,099 رو به من کرد و گفت 59 00:03:06,099 --> 00:03:08,099 بیعت کن سلام 60 00:03:08,099 --> 00:03:11,099 گفتم: ای رسول خدا با تو بیعت کردم. 61 00:03:11,099 --> 00:03:13,099 در اولین نفرات 62 00:03:13,099 --> 00:03:15,099 او همچنین گفت 63 00:03:15,099 --> 00:03:17,099 پس بار دوم با او بیعت کردم 64 00:03:17,099 --> 00:03:20,099 و سپس مرا دید که درود خدا بر او باد 65 00:03:20,099 --> 00:03:22,099 غیر مسلح 66 00:03:22,099 --> 00:03:24,099 سپری به من داد تا به آن پناه ببرم 67 00:03:24,099 --> 00:03:27,099 سپس مسلمانان را با او بیعت کرد 68 00:03:27,099 --> 00:03:30,099 حتی اگر به آخرین افراد برسد 69 00:03:30,099 --> 00:03:32,099 رو به من کرد و گفت 70 00:03:32,099 --> 00:03:34,099 سلام با من بیعت نمی کنی؟ 71 00:03:34,099 --> 00:03:37,099 گفتم: ای رسول خدا با تو بیعت کردم. 72 00:03:37,099 --> 00:03:40,099 در آغاز مردم و در میان آنها 73 00:03:40,099 --> 00:03:42,099 او همچنین گفت 74 00:03:42,099 --> 00:03:44,099 پس برای بار سوم با او بیعت کردم 75 00:03:44,099 --> 00:03:46,099 بعد به دستم نگاه کرد و گفت 76 00:03:46,099 --> 00:03:49,099 سپرى كه به تو دادم كجاست؟ 77 00:03:49,099 --> 00:03:51,099 پس گفتم یا رسول الله 78 00:03:51,099 --> 00:03:53,099 عمویم عامر مرا پیدا کرد 79 00:03:53,099 --> 00:03:55,099 او را بی دفاع یافتم 80 00:03:55,099 --> 00:03:57,099 پس به او دادم 81 00:03:57,099 --> 00:04:00,099 رسول خدا صلی الله علیه و آله خندید 82 00:04:00,099 --> 00:04:02,099 سلامه گفت 83 00:04:02,099 --> 00:04:05,099 سپس مشرکان برای ما نامه نوشتند تا آشتی کنیم 84 00:04:05,099 --> 00:04:08,099 پس ما و اهل مکه صلح کردیم 85 00:04:08,099 --> 00:04:10,169 با هم قاطی شدیم 86 00:04:10,169 --> 00:04:14,169 پس به درختی رسیدم و خارهای زیر درخت را از بین بردم 87 00:04:14,169 --> 00:04:16,170 و در سایه اش دراز کشیدم 88 00:04:16,170 --> 00:04:18,170 و فقط تعداد کمی است 89 00:04:18,170 --> 00:04:21,170 تا اینکه چهار نفر از مشرکان نزد من آمدند 90 00:04:21,170 --> 00:04:24,170 اسلحه هایشان را به درخت آویزان کردند 91 00:04:24,170 --> 00:04:26,170 نزدیک من دراز کشیدند 92 00:04:26,170 --> 00:04:30,170 و شروع کردند به حمله به رسول خدا صلی الله علیه و آله 93 00:04:30,170 --> 00:04:32,170 بنابراین من از آنها متنفر بودم 94 00:04:32,170 --> 00:04:35,170 از ترس تحریک شدن از آنها روی گردان شدم 95 00:04:35,170 --> 00:04:37,170 بنابراین شروع به مبارزه با آنها می کنم 96 00:04:37,170 --> 00:04:39,170 و در حالی که هستند 97 00:04:39,170 --> 00:04:42,170 سپس یک تماس گیرنده از ته دره تماس گرفت 98 00:04:42,170 --> 00:04:44,170 ای مهاجران 99 00:04:44,170 --> 00:04:47,170 مشرکان ابن زنعیم را کشتند 100 00:04:47,170 --> 00:04:49,170 پس شمشیر را در دست راستم کشیدم 101 00:04:49,170 --> 00:04:51,170 و روی اسلحه هایشان پریدند 102 00:04:51,170 --> 00:04:54,170 بنابراین من آن را یک بسته نرم افزاری در سمت چپ خود قرار دادم 103 00:04:54,170 --> 00:04:57,170 قبل از اینکه بلند شوند به آنها استرس می داد 104 00:04:57,170 --> 00:04:59,170 همه در یک چشم به هم زدن 105 00:04:59,170 --> 00:05:02,170 سپس به آنها گفتم: 106 00:05:02,170 --> 00:05:06,170 و آن که چهره محمد صلی الله علیه و آله و سلم را گرامی داشت 107 00:05:06,170 --> 00:05:09,170 هیچ کدومتون سرتون رو بلند نکنید 108 00:05:09,170 --> 00:05:11,170 جز اینکه ضربه ای به گردنش زدم 109 00:05:11,170 --> 00:05:13,170 سپس آنها را بستم 110 00:05:13,170 --> 00:05:15,170 و آنها را به یکدیگر پیوند داد 111 00:05:15,170 --> 00:05:17,170 آنها را آوردم تا رانندگی کنم 112 00:05:17,170 --> 00:05:20,170 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 113 00:05:20,170 --> 00:05:23,420 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 114 00:05:23,420 --> 00:05:25,420 با دوستانش رفت 115 00:05:25,420 --> 00:05:27,420 و با او سلامه بن العکواء بود. 116 00:05:27,420 --> 00:05:29,420 تا اینکه به شهر رسید 117 00:05:29,420 --> 00:05:31,420 کمی جا نیفتاد 118 00:05:31,420 --> 00:05:34,420 تا اینکه غلامش به رباح فرمان داد 119 00:05:34,420 --> 00:05:36,420 تا با شترش بیرون برود 120 00:05:36,420 --> 00:05:38,420 برای مراقبت از او در بیابان 121 00:05:38,420 --> 00:05:40,420 سلامه تصمیم گرفت با او بیرون برود 122 00:05:40,420 --> 00:05:44,420 از اسب طلحه بن عبیدالله نیز مراقبت کند 123 00:05:44,420 --> 00:05:46,420 سلمه بن العکواء کمان او را بست 124 00:05:46,420 --> 00:05:48,420 تیرهایش را حمل کرد 125 00:05:48,420 --> 00:05:50,420 او و همراهش به راه افتادند 126 00:05:50,420 --> 00:05:53,420 تا اینکه به جایی در شمال شهر رسید 127 00:05:53,420 --> 00:05:55,420 به آن غار می گویند 128 00:05:55,420 --> 00:05:57,420 پس بستگانشان را در آن آرام گرفت 129 00:05:57,420 --> 00:06:00,420 شب را در آنجا سپری کردند 130 00:06:00,420 --> 00:06:03,420 و در آخرین دیده بان شب 131 00:06:03,420 --> 00:06:06,420 او با یک گردان شوالیه غطافان از خواب بیدار شد 132 00:06:06,420 --> 00:06:09,420 تعداد آن چهل شوالیه بود 133 00:06:09,420 --> 00:06:13,420 به شتران رسول خدا صلی الله علیه و آله یورش برد 134 00:06:13,420 --> 00:06:15,420 بنابراین او آن را از دست داد 135 00:06:15,420 --> 00:06:17,420 من فرزند ابوذرن غفاری را کشتم 136 00:06:17,420 --> 00:06:19,420 با شترها بود 137 00:06:19,420 --> 00:06:21,420 سلامه بن العکواء گفت 138 00:06:21,420 --> 00:06:23,420 سپس به رباح گفتم 139 00:06:23,420 --> 00:06:27,420 این اسب را بردار و به صاحبش برگردان 140 00:06:27,420 --> 00:06:30,420 رسول خدا صلی الله علیه و آله به او فرمود 141 00:06:30,420 --> 00:06:33,420 مشرکان به شتران او حمله کردند 142 00:06:33,420 --> 00:06:37,420 سپس از بالای چین خداحافظی بلند شوید 143 00:06:37,420 --> 00:06:39,420 و شهر دریافت کرد 144 00:06:39,420 --> 00:06:41,420 با صدای بلند صدا زدم 145 00:06:41,420 --> 00:06:43,420 و سه صبح 146 00:06:43,420 --> 00:06:46,420 سپس بیرون رفتم و مردم را تعقیب کردم 147 00:06:46,420 --> 00:06:49,420 تا اینکه از آنها دور نبودم 148 00:06:49,420 --> 00:06:51,420 من براکتم را صورتحساب کردم 149 00:06:51,420 --> 00:06:53,420 یکی از آنها را با تیر شلیک کردم 150 00:06:53,420 --> 00:06:55,420 در شانه اش نشست 151 00:06:55,420 --> 00:06:57,420 پس گفتم 152 00:06:57,420 --> 00:06:59,420 پسر العکوه را بگیر 153 00:06:59,420 --> 00:07:01,420 امروز روز کودک است 154 00:07:01,420 --> 00:07:05,420 سپس شروع کردم به بیرون انداختن آنها و پرت کردنشان دور، لرزان 155 00:07:05,420 --> 00:07:07,420 و هر بار بودند 156 00:07:07,420 --> 00:07:09,420 همدیگر را پشت سر می گذارند 157 00:07:09,420 --> 00:07:12,420 از شترهای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 158 00:07:12,420 --> 00:07:16,420 بنابراین من آن را پشت سرم گذاشتم و آنها را دنبال کردم 159 00:07:16,420 --> 00:07:20,420 اگر شوالیه ای نزد من برگردد، یکی از آنها می خواهد مرا بکشد 160 00:07:20,420 --> 00:07:22,420 از دست دشمن فرار نکردم 161 00:07:22,420 --> 00:07:25,420 او به دنبال درختی رفت و در تنه آن پوشیده شد 162 00:07:25,420 --> 00:07:28,420 شروع کردم به پرتابش و از من پرتاب شد 163 00:07:28,420 --> 00:07:30,420 سپس من هنوز آنها را بیرون انداختم 164 00:07:30,420 --> 00:07:35,420 تا اینکه وارد جاده باریکی شدند که دو کوه آن را احاطه کرده بود 165 00:07:35,420 --> 00:07:37,420 بنابراین از یکی از آنها بالا رفتم 166 00:07:37,420 --> 00:07:40,420 و آهیل از بالا به سوی آنها سنگ پرتاب کرد 167 00:07:40,420 --> 00:07:44,420 بالای سرشان و بین دست و پایشان می افتد 168 00:07:44,420 --> 00:07:46,420 سپس من آنها را دنبال کردم 169 00:07:46,420 --> 00:07:51,420 تا اینکه از شترهای رسول خدا صلی الله علیه و آله چیزی باقی نماند 170 00:07:51,420 --> 00:07:53,420 مگر اینکه با او تنها باشند 171 00:07:53,420 --> 00:07:55,420 و او را پشت سرم گذاشتم 172 00:07:55,420 --> 00:07:59,420 اما این مانع از تعقیب آنها نشد 173 00:07:59,420 --> 00:08:03,420 بنابراین آنها شروع به دور انداختن بارهای خود کردند تا از بار خود بکاهند 174 00:08:03,420 --> 00:08:07,420 بیش از سی نیزه و سی نیزه پرتاب کردند 175 00:08:07,420 --> 00:08:10,420 پس هر وقت چیزی را مطرح کردند 176 00:08:10,420 --> 00:08:13,420 با سنگ روی آن علامت زدم 177 00:08:13,420 --> 00:08:17,420 تا اینکه رسول خدا صلی الله علیه و آله به سوی او هدایت شد 178 00:08:17,420 --> 00:08:19,420 پشت سرم گذاشتمش 179 00:08:19,420 --> 00:08:22,459 بعد متوجه آنها شدم و خسته شدم 180 00:08:22,459 --> 00:08:25,459 پس نشستند تا استراحت کنند و ناهار بخورند 181 00:08:25,459 --> 00:08:28,459 نه چندان دور بر سر جبر نشست 182 00:08:28,459 --> 00:08:30,459 به آنها نگاه کنید و تماشا کنید 183 00:08:30,459 --> 00:08:32,460 و در حالی که هستند 184 00:08:32,460 --> 00:08:34,460 مردی از قوم آنها نزد آنها آمد 185 00:08:34,460 --> 00:08:36,460 و ببینید چه اتفاقی برای آنها افتاده است 186 00:08:36,460 --> 00:08:38,460 و او گفت 187 00:08:38,460 --> 00:08:40,460 این چیه که من میبینم؟ 188 00:08:40,460 --> 00:08:42,460 به من اشاره کردند و گفتند 189 00:08:42,460 --> 00:08:45,460 ما با شر این مرد همانطور که مواجه شدیم مواجه شدیم 190 00:08:45,460 --> 00:08:48,460 به خدا قسم از اول ما را رها نکرده است 191 00:08:48,460 --> 00:08:50,460 و ما را دور می اندازد 192 00:08:50,460 --> 00:08:53,460 تا اینکه همه چیز از دست ما گرفته شد 193 00:08:53,460 --> 00:08:54,460 او گفت 194 00:08:54,460 --> 00:08:57,460 بگذارید چهار نفر از شما به سراغ او بروید 195 00:08:57,460 --> 00:08:59,460 سپس چهار نفر از آنها به سمت من رفتند 196 00:08:59,460 --> 00:09:01,460 وقتی به من نزدیک شدند 197 00:09:01,460 --> 00:09:03,460 تا سخنان مرا بشنوند 198 00:09:03,460 --> 00:09:04,460 من به آنها گفتم 199 00:09:04,460 --> 00:09:06,460 منو میشناسی؟ 200 00:09:06,460 --> 00:09:07,460 گفتند نه 201 00:09:07,460 --> 00:09:09,460 و تو کی هستی؟ 202 00:09:09,460 --> 00:09:10,460 گفتم 203 00:09:10,460 --> 00:09:12,460 من سلمه بن العکواء هستم 204 00:09:12,460 --> 00:09:16,460 و آن که چهره محمد صلی الله علیه و آله و سلم را گرامی داشت 205 00:09:16,460 --> 00:09:20,460 من از تو مردی نمی خواهم مگر اینکه او را ملاقات کنم 206 00:09:20,460 --> 00:09:23,460 هیچ مردی در میان شما مرا نخواهد یافت و نخواهد یافت 207 00:09:23,460 --> 00:09:25,460 شخصی گفت: 208 00:09:25,460 --> 00:09:27,460 من اینطور فکر می کنم 209 00:09:27,460 --> 00:09:29,460 سپس از من روی برگرداندند 210 00:09:29,460 --> 00:09:31,460 من سر جای خودم نماندم 211 00:09:31,460 --> 00:09:35,460 تا اینکه شوالیه های رسول خدا صلی الله علیه و آله را دیدم 212 00:09:35,460 --> 00:09:37,460 از شهر آمدند 213 00:09:37,460 --> 00:09:40,460 بنابراین، اولین آنها آکرومیون شیر است 214 00:09:40,460 --> 00:09:43,460 پس از او ابوقتاده انصاری 215 00:09:43,460 --> 00:09:47,460 پس از او مقداد بن الاسود الکندی 216 00:09:47,460 --> 00:09:49,460 به محض اینکه مردم آنها را دیدند 217 00:09:49,460 --> 00:09:52,460 تا اینکه فرار کردند و فرار کردند 218 00:09:52,460 --> 00:09:54,460 الاخرام فهمید که باید به آنها ملحق شود 219 00:09:54,460 --> 00:09:56,460 پس اسبش را گرفتم 220 00:09:56,460 --> 00:09:59,460 جلوش ایستادم و بهش گفتم 221 00:09:59,460 --> 00:10:02,460 اخرام مواظب باش که بهشون نرسی 222 00:10:02,460 --> 00:10:05,460 آنها ارتباط شما را با ما قطع می کنند و شما را تنها نگه می دارند 223 00:10:05,460 --> 00:10:09,460 صبر کنید تا رسول خدا صلی الله علیه و آله بیاید 224 00:10:09,460 --> 00:10:11,460 با دوستانش 225 00:10:11,460 --> 00:10:13,460 گفت ای سلمه 226 00:10:13,460 --> 00:10:17,460 اگر به خدا و رسولش صلی الله علیه و آله ایمان دارید 227 00:10:17,460 --> 00:10:19,460 و روز دیگر 228 00:10:19,460 --> 00:10:22,460 و می دانید که بهشت واقعی است 229 00:10:22,460 --> 00:10:23,460 و آتش واقعی است 230 00:10:23,460 --> 00:10:26,460 بین من و شهادت راه حلی نیست 231 00:10:26,460 --> 00:10:27,460 سلامه گفت 232 00:10:27,460 --> 00:10:29,460 بنابراین من او را رها کردم 233 00:10:29,460 --> 00:10:33,460 پس به دنبال آنان رفت تا با رهبر مردم دیدار کرد 234 00:10:33,460 --> 00:10:35,460 پس اسبش را منع کرد 235 00:10:35,460 --> 00:10:37,460 اما این مایه شرمساری آکرومیون است 236 00:10:37,460 --> 00:10:40,460 او یک بار چاقو زد و او را کشت 237 00:10:40,460 --> 00:10:42,460 به شهادت افتخار می کرد 238 00:10:42,460 --> 00:10:44,460 سلامه گفت 239 00:10:44,460 --> 00:10:48,460 سوگند به آن که چهره محمد صلی الله علیه و آله و سلم را گرامی داشت 240 00:10:48,460 --> 00:10:50,460 بعد از آن من آنها را دنبال کردم 241 00:10:50,460 --> 00:10:52,460 روی پای من آماده شدند 242 00:10:52,460 --> 00:10:55,460 تا اینکه از شوالیه های مسلمان جدا شد 243 00:10:55,460 --> 00:10:58,460 نه آنها را می بینم و نه از اعمالشان چیزی می بینم 244 00:10:58,460 --> 00:11:01,519 وقتی خورشید به غروب نزدیک شد 245 00:11:01,519 --> 00:11:04,519 آنها می خواستند آن را به یک مردم در هر دو تبدیل کنند 246 00:11:04,519 --> 00:11:06,519 به او میمون می گویند 247 00:11:06,519 --> 00:11:08,519 لیرتو از او 248 00:11:08,519 --> 00:11:10,519 وقتی دیدند من به دنبال آنها هستم، او را ترک کردند 249 00:11:10,519 --> 00:11:13,519 یک قطره از آن را نچشیدند 250 00:11:13,519 --> 00:11:15,519 سپس به سرعت حرکت کردند 251 00:11:15,519 --> 00:11:17,519 آنها دو اسب را پشت سر گذاشتند 252 00:11:17,519 --> 00:11:21,519 پس آنها را نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آوردم 253 00:11:22,519 --> 00:11:26,519 سپس او و یارانش در کنار آبی بودند که من آنها را از آن دور کردم 254 00:11:26,519 --> 00:11:29,519 و سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 255 00:11:29,519 --> 00:11:33,519 شترهایی را که من نجات دادم از دستشان گرفت 256 00:11:33,519 --> 00:11:38,519 دستش را روی هر نیزه و نیزه ای که از خود به جا گذاشتند گذاشت 257 00:11:38,519 --> 00:11:41,519 و بلال شتری را ذبح کرد 258 00:11:41,519 --> 00:11:45,519 شروع کرد به کباب کردن برای رسول خدا صلی الله علیه و آله 259 00:11:45,519 --> 00:11:47,519 از جگر و قوزش 260 00:11:47,519 --> 00:11:49,519 سلامه گفت 261 00:11:49,519 --> 00:11:52,519 و وقتی شروع به رفتن کردیم 262 00:11:52,519 --> 00:11:55,519 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم مرا دفن کرد 263 00:11:55,519 --> 00:11:57,519 پشت سرش بر شترش 264 00:11:57,519 --> 00:12:01,649 با او رفتم تا به شهر رسیدیم 265 00:12:01,649 --> 00:12:03,649 سلامه ابن العکوه مبارک باد 266 00:12:03,649 --> 00:12:08,649 او همنشین رسول خدا صلی الله علیه و آله شد 267 00:12:08,649 --> 00:12:13,649 جسدش بر بدن پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم لمس کرد 268 00:12:13,649 --> 00:12:15,649 بر اسلام مبارک باد 269 00:12:15,649 --> 00:12:18,649 دختر جسور و شجاع او 270 00:12:18,649 --> 00:12:21,649 خدا از سلامه بن العکوه راضی باشد 271 00:12:21,649 --> 00:12:23,649 شوالیه های مارول 272 00:12:23,649 --> 00:12:29,340 و اسب دوانی صفینات 273 00:12:29,340 --> 00:12:34,429 سلمه بن العکواء یکی از قدرتمندترین افراد بود 274 00:12:34,429 --> 00:12:39,460 مسبوق به پارسیان آلودگی مورخان است