بسم الله الرحمن الرحیم محمد رسول خداست خلاصه ای از سیره پیامبر نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی خدا حفظش کنه ورود دمام بن ثعلبه رضی الله عنه بن سعد بن بکر ضمام بن ثعلبه رضی الله عنه را فرستادم آمدن از طرف آنها نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند تلفظ بخاری است از انس بن ملکر رضی الله عنه گفت در حالی که با پیامبر صلی الله علیه و آله در مسجد نشسته بودیم مردی سوار بر شتری وارد شد پس در مسجد بر او فریاد زد بعد ذهنش سپس به آنها گفت کدام یک از شما محمد هستید؟ و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم تکیه دادن بین آنها پس گفتیم این مرد سفید پوست دراز کشیده مرد به او گفت ابن عبدالمطلب پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود من جواب شما را داده ام آن مرد به پیامبر صلی الله علیه و آله گفت من از شما می پرسم، بنابراین من به شما در مورد موضوع استرس دارم علی را در خود نمی یابی پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند آنچه می خواهید بپرسید او گفت از تو سوگند به پروردگارت و سوگند به پروردگار پیش از تو خدایا تو را برای همه مردم فرستاد پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند اوه خدا، بله او گفت تو را به خدا قسم می دهم خداوندا به تو دستور داده که نمازهای پنجگانه را در هر شبانه روز بخوانی پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند اوه خدا، بله او گفت تو را به خدا قسم می دهم خداوندا تو را به روزه گرفتن این ماه از سال دستور داده است پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند اوه خدا، بله او گفت تو را به خدا قسم می دهم خدایا به تو دستور داد که این صدقه را از ثروتمندان ما بگیر پس شما آن را بین فقرای ما تقسیم می کنید پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند اوه خدا، بله مرد گفت من به چیزی که تو آمدی ایمان داشتم و من فرستاده ای از قوم خود در پشت سر خود هستم من دمام بن ثعلبه هستم برادر بنی سعد بن بکر به عبارت دیگر در مسند امام احمد با سند حسنه از ابن عباس رضی الله عنهم گفت بن سعد بن بکر ضمّام بن ثعلبه را به رسالت نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله فرستادم. پس نزد او آمد شترش را به در مسجد تکیه داد و آن را رها کرد سپس وارد مسجد شد رسول خدا صلی الله علیه و آله در میان یارانش نشسته بود دمام مردی لاغر و مودار با دو ریش بود پس نزدیک شد تا اینکه نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله در میان یارانش آمد. گفت: ابن عبدالمطلب كدام يك از شماست؟ رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند من فرزند عبدالمطلب هستم گفت ای محمد رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند بله ابن عبدالمطلب گفت من از شما می پرسم و موضوع را کم می کنم در خودت پیداش نکن رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند من نمی توانم آن را در خودم پیدا کنم آنچه می خواهید بپرسید گفت: تو را به خدا، خدای تو سوگند می دهم. و خدای کسانی که پیش از تو آمدند پس از تو خدایی وجود ندارد خدایا تو را به عنوان رسول برای ما فرستاده است رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند اوه خدا، بله گفت: پس تو را به خدا، خدای تو سوگند می دهم. و خدای کسانی که پیش از تو آمدند پس از تو خدایی وجود ندارد خدایا به تو دستور داده که به ما امر کن تنها او را بپرستیم و چیزی را شریک او نکنیم و این همتایان را که پدران ما با او می پرستیدند حذف کند رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند اوه خدا، بله گفت: پس تو را به خدا، خدای تو سوگند می دهم. و خدای کسانی که پیش از تو آمدند پس از تو خدایی وجود ندارد خدایا دستور داد این پنج نماز را بخوان رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند اوه خدا، بله او گفت سپس شروع به ذکر واجبات اسلام کرد، یکی واجب زکات و روزه و حج و تمام قوانین اسلام در هر نماز واجب او را می خواند، همان گونه که در نماز قبل او را ندا داد حتی وقتی تمام شد گفت شهادت می دهم که معبودی جز خدا نیست شهادت می دهم که محمد رسول خداست من این وظایف را انجام خواهم داد و از آنچه مرا از آن نهی کرده ای دوری می کنم بعد نه بیشتر و نه کمتر سپس نزد شتر خود بازگشت سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: نه. اگر به مردی با دو چوب ایمان بیاورند وارد بهشت می شود او گفت پس نزد شتر خود رفت و افسار آن را رها کرد سپس بیرون رفت و نزد قوم خود آمد پس نزد او جمع شدند اولین چیزی که گفت این بود که گفت: بدبخت اللت و عزه است گفتند مه، دمام مراقب جذام و جذام باشید از جنون بترسید او گفت وای بر تو به خدا سوگند هیچ ضرر و فایده ای ندارند خداوند متعال رسولی فرستاده است و کتابی بر تو نازل کرد که به وسیله آن شما را از آنچه در آن بودید نجات داد شهادت می دهم که معبودی جز خدای یکتا و بدون شریک نیست و اینکه محمد بنده و فرستاده اوست و آنچه را به شما امر فرموده و از آن نهی کرده است از جانب او برای شما آورده ام او گفت به خدا از آن روز چه روزی گذشته است؟ زن و مردی جز یک مسلمان حضور داشتند ابن عباس رضی الله عنه گفت آنچه از قوم خارج نشین شنیدیم بهتر از دمام بن ثعلبه بود خلاصه ای از سیره پیامبر اگر جهانیان برای مدت طولانی به یکدیگر علاقه دارند اشتیاق برای تو نامحدود است ان شاءالله به محض این که ندای بلند شد به شما برکت دهد و حرکت شما با بقیه لب است