توقف کنید و از صحابه و علما و بزرگان بیاموزید یک چالش جدید از طرف من من از صحابه جوان هستم او در گذشته اسلام آورد و به مدینه مهاجرت کرد من شاهد جنگ بدر با پیامبر صلی الله علیه و آله بودم برادرم سعد بن ابی وقاصر رضی الله عنه یکی از صحابه بزرگ و یکی از ده بهشت موعود هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله اصحاب را به بیرون رفتن به سوی بدر دعوت کرد آماده شدم و باهاشون رفتم بیرون در میان صفوف ارتش پنهان شده بودم تا کسی متوجه من نشود برادرم سعد مرا دید و او گفت برادر من چرا بین صفوف پنهان شده ای؟ پس گفتم می ترسم رسول خدا صلی الله علیه و آله مرا ببیند او به من نگاه می کند و مرا طرد می کند و من عاشق بیرون رفتن هستم شاید خداوند شهادت را نصیب من کند وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم لشکر را مرور کرد او مرا دید و از بالا به من نگاه کرد و مرا برگرداند پس گریه کردم وقتی او را دید که رضی الله عنه در حال گریه است من مشتاق شرکت بودم او به من اجازه داد پس سعد برادرم بند شمشیر مرا در دستم می گرفت این به خاطر بلندی شمشیر و کوتاهی قد من است و هنگامی که دو ردیف به هم می رسند به سمت دشمن حرکت کردم من می خواهم با درد بمیرم پس شروع کردم به شمشیر زدن هر مشرکی را که مرا ملاقات می کرد تا اینکه ضربه ای از عمر بن واد خوردم یکی از شنزارهای قریش با روحم به آسمان عروج کردم من جزو اولین کسانی بودم که در جبهه به شهادت رسیدم من شانزده ساله هستم به عنوان کوچکترین شهید اسلام من کی هستم؟ پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو با ما به اشتراک بگذارید پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد وقتی قسمت بعدی میاد انشالله