WEBVTT

00:00:00.460 --> 00:00:03.459
توقف کنید

00:00:03.459 --> 00:00:08.460
با صحابه و علما و حق تعالی آشنا شد

00:00:12.460 --> 00:00:16.460
یک چالش جدید از طرف من

00:00:16.460 --> 00:00:23.859
من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم

00:00:23.859 --> 00:00:25.859
من در گذشته مسلمان شدم

00:00:25.859 --> 00:00:29.859
به خاطر حیوانی که مرا به اسلام راهنمایی کرد

00:00:29.859 --> 00:00:33.859
و بر پیامبر صلی الله علیه و آله در مدینه

00:00:33.859 --> 00:00:37.859
پس نزد او هجرت کرد و در دست او اسلام آورد

00:00:37.859 --> 00:00:40.859
تا دو قبله با او نماز خواندم

00:00:40.859 --> 00:00:44.859
من در روز حدیبیه زیر درخت با او بیعت کردم

00:00:44.859 --> 00:00:50.590
یک روز، در حالی که من به گوسفندان رسیدگی می کردم

00:00:50.590 --> 00:00:54.590
گرگ به گوسفند گله حمله کرد

00:00:54.590 --> 00:00:59.590
پس او آن را گرفت و من به دنبال او دویدم تا آن را از او استخراج کردم

00:00:59.590 --> 00:01:04.620
پس گرگ گناه خود را مرتکب شد و با من به زبان یک انسان صحبت کرد

00:01:04.620 --> 00:01:07.620
گفت: آیا از خدا نمی ترسی؟

00:01:07.620 --> 00:01:12.620
بین من و رزق و روزی که خداوند به من عنایت کرده بود، مانعی بود

00:01:12.620 --> 00:01:17.620
گفتم: "من گرگی را که روی دمش خالدار است تحسین می کنم."

00:01:17.620 --> 00:01:20.620
او حرف های انسانی می زند

00:01:20.620 --> 00:01:25.620
گرگ گفت: "آیا چیز شگفت انگیزتر از آن به تو نگویم؟"

00:01:25.620 --> 00:01:28.620
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:01:28.620 --> 00:01:31.620
در شهر بین دو حرّه

00:01:31.620 --> 00:01:36.040
او به مردم خبر می دهد که قبلا چه اتفاقی افتاده است

00:01:36.040 --> 00:01:38.040
وقتی حرف های گرگ را شنیدم

00:01:38.040 --> 00:01:42.040
گوسفندها را راندم تا به شهر آمدم

00:01:42.040 --> 00:01:46.040
بنابراین من آن را به یکی از گوشه هایش زاویه دادم

00:01:46.040 --> 00:01:50.040
سپس بر پیامبر صلی الله علیه و آله وارد شدم

00:01:50.040 --> 00:01:55.140
پس اسلام آوردم و ماجرای گرگ را برایش تعریف کردم

00:01:55.140 --> 00:01:59.140
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله به سوی مردم بیرون رفت

00:01:59.140 --> 00:02:03.140
و به من گفت: برخیز و خبرت را به آنها بگو.

00:02:03.140 --> 00:02:07.170
پس به آنها گفتم بین من و گرگ چه گذشت

00:02:07.170 --> 00:02:11.259
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:02:11.259 --> 00:02:15.550
چوپان ایمان آورد پس من کی هستم؟

00:02:28.409 --> 00:02:30.409
انشاالله

00:02:30.409 --> 00:02:35.789
بهترین موقعیت ها و نمونه های قرن ها

00:02:35.789 --> 00:02:40.789
اگر پیغمبر می‌خواست یا می‌گفت، از پیامبر پیروی می‌کرد

00:02:40.789 --> 00:02:45.789
آنها اینجا بودند که ابرهای زندگی ما را آبیاری می کردند

00:02:45.789 --> 00:02:50.789
پس یاد خود را در میان ما بزرگ ساختند

00:02:50.789 --> 00:02:55.789
رفتند و سوالی در ذهنم انداختند

00:02:55.789 --> 00:03:00.789
آیا ستاره ای مانند آنها در آسمان و تپه های آن وجود دارد؟

00:03:00.789 --> 00:03:05.789
آنها زندگی خود را پر از غرور در اعمال خود کردند

00:03:05.789 --> 00:03:09.789
و جهان نفس برای آنها آشکار شده است
