WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:03.399
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:03.399 --> 00:00:06.889
گنجینه های زندگی نامه

00:00:06.889 --> 00:00:12.529
در واقع، بخشی از بیانیه جادو است

00:00:12.529 --> 00:00:18.300
از ابن عباس رضی الله عنهم گفت

00:00:18.300 --> 00:00:22.300
با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نشست.

00:00:22.300 --> 00:00:23.899
قیس بن عاصم

00:00:23.899 --> 00:00:26.100
و الزبرقان بن بدر

00:00:26.100 --> 00:00:27.899
و عمر بن الاحتم

00:00:35.700 --> 00:00:38.700
و آنچه در میان آنها اطاعت می شود و آنچه اجابت می شود

00:00:38.700 --> 00:00:40.700
آنها را از بی عدالتی نجات دهید

00:00:40.700 --> 00:00:42.700
و من حق آنها را می گیرم

00:00:42.700 --> 00:00:44.700
این می داند که

00:00:44.700 --> 00:00:47.700
منظورش عمر بن الاحتم است

00:00:47.700 --> 00:00:49.700
عمر بن الاحتم گفت

00:00:49.700 --> 00:00:52.700
خیلی اتفاقی است

00:00:52.700 --> 00:00:54.700
حواست به طرفش باشه

00:00:54.700 --> 00:00:56.700
در پایین اطاعت کرد

00:00:56.700 --> 00:00:58.700
الزباریقان گفت

00:00:58.700 --> 00:01:00.700
به خدا، ای رسول خدا

00:01:00.700 --> 00:01:03.700
او از من غیر از آنچه می گفت آموخت

00:01:03.700 --> 00:01:05.700
چه چیزی او را از صحبت کردن باز داشت؟

00:01:05.700 --> 00:01:07.739
جز حسادت

00:01:07.739 --> 00:01:09.739
عمر بن الاحتم گفت

00:01:09.739 --> 00:01:11.739
من به شما حسادت می کنم

00:01:11.739 --> 00:01:13.739
به خدا تو واقعا بدبختی

00:01:13.739 --> 00:01:15.739
بحث پول

00:01:15.739 --> 00:01:17.739
پدر و مادر احمق

00:01:17.739 --> 00:01:19.739
گم شده در قبیله

00:01:19.739 --> 00:01:21.769
به خدا، ای رسول خدا

00:01:21.769 --> 00:01:24.769
من اول حرفت رو باور کردم

00:01:24.769 --> 00:01:27.769
و در آخرين حرفم دروغ نگفتم

00:01:27.769 --> 00:01:29.769
اما من یک مرد هستم

00:01:29.769 --> 00:01:32.769
اگر راضی بودید، بهترین چیزی را که می دانید بگویید

00:01:32.769 --> 00:01:35.769
و اگر عصبانی شوم، زشت ترین چیزی را که پیدا کردم می گویم

00:01:35.769 --> 00:01:39.769
هم در مورد اول و هم در مورد دوم حق با من بود

00:01:39.769 --> 00:01:42.769
ایشان رضی الله عنه فرمودند

00:01:42.769 --> 00:01:45.769
بیانیه جادویی است

00:01:45.769 --> 00:01:48.769
گنجینه های بیوگرافی

00:01:48.769 --> 00:01:54.099
هیئت بنی عامر

00:01:54.099 --> 00:01:59.099
و تلاش برای ترور پیامبر صلی الله علیه و آله

00:01:59.099 --> 00:02:04.310
از جمله عامر بن الطفیل است

00:02:04.310 --> 00:02:06.310
و اربید بن قیس

00:02:06.310 --> 00:02:08.310
و جبار بن سلمه

00:02:08.310 --> 00:02:11.310
اینها رهبران مردم بودند

00:02:11.310 --> 00:02:13.310
و شیاطینشان

00:02:13.310 --> 00:02:16.310
معدوله عامر بن الطفیل را از دست داد

00:02:16.310 --> 00:02:19.310
بر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:02:19.310 --> 00:02:21.310
و می خواهد به او خیانت کند

00:02:21.310 --> 00:02:23.310
و قومش به او گفتند

00:02:23.310 --> 00:02:25.310
اوه عامر

00:02:25.310 --> 00:02:27.310
مردم مسلمان شده اند

00:02:27.310 --> 00:02:29.310
و او گفت

00:02:29.310 --> 00:02:31.310
به خدا حالتی داشتم

00:02:31.310 --> 00:02:34.310
آیا تا اعراب به دنبال من نیایند کار را تمام نکنم؟

00:02:34.310 --> 00:02:38.310
من از این پسر قریش پیروی می کنم

00:02:38.310 --> 00:02:40.310
سپس به اربید گفت

00:02:40.310 --> 00:02:42.310
اگر مرد را معرفی کنیم

00:02:42.310 --> 00:02:45.310
من نگران مقصدت هستم

00:02:45.310 --> 00:02:47.310
اگر شما این کار را انجام دهید

00:02:47.310 --> 00:02:49.310
او این کار را با شمشیر انجام داد

00:02:49.310 --> 00:02:53.469
وقتی نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدند

00:02:53.469 --> 00:02:55.469
عامر گفت

00:02:55.469 --> 00:02:56.469
ای محمد

00:02:56.469 --> 00:02:57.469
دایی من

00:02:57.469 --> 00:03:00.469
یعنی من از شما حریم خصوصی می خواهم

00:03:00.469 --> 00:03:03.469
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند

00:03:03.469 --> 00:03:05.469
نه، قسم می خورم

00:03:05.469 --> 00:03:07.469
تا زمانی که تنها به خدا ایمان نیاورید

00:03:07.469 --> 00:03:09.599
گفت ای محمد

00:03:09.599 --> 00:03:11.599
دایی من

00:03:11.599 --> 00:03:12.599
او گفت

00:03:12.599 --> 00:03:15.599
تا زمانی که به خدای یگانه ایمان نیاورید که شریکی ندارد

00:03:15.599 --> 00:03:20.599
وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله امتناع کرد

00:03:20.599 --> 00:03:21.599
او به او گفت

00:03:21.599 --> 00:03:26.599
به خدا سوگند آن را برای شما پر از اسب و مرد خواهم کرد

00:03:26.599 --> 00:03:28.599
وقتی بیرون آمد گریه کرد

00:03:28.599 --> 00:03:32.599
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:03:32.599 --> 00:03:35.599
خدایا مرا از عامر بن الطفیل حفظ کن

00:03:35.599 --> 00:03:40.599
وقتی از محضر رسول خدا صلی الله علیه و آله خارج شدند

00:03:40.599 --> 00:03:42.599
عامر به ایربید گفت

00:03:42.599 --> 00:03:44.599
وای بر تو ایربید

00:03:44.599 --> 00:03:47.599
هر جا دستور دادم

00:03:47.599 --> 00:03:52.599
به خدا سوگند در روی زمین چیزی نیست که من برای خودم بیش از تو از آن بیمناک باشم

00:03:52.599 --> 00:03:53.599
و به خدا سوگند

00:03:53.599 --> 00:03:56.599
من دیگر هرگز از تو نمی ترسم

00:03:56.599 --> 00:03:58.599
اربد به او گفت

00:03:58.599 --> 00:04:00.599
برام مهم نیست

00:04:00.599 --> 00:04:02.599
با من عجله نکن

00:04:02.599 --> 00:04:05.599
به خدا قسم به آنچه دستور دادی اهمیت ندادم

00:04:05.599 --> 00:04:08.599
مگر اینکه بین من و آن مرد بیایی

00:04:08.599 --> 00:04:10.599
آیا شما را با شمشیر بزنم؟

00:04:10.599 --> 00:04:13.699
سپس آنها را ترک کردند تا به کشور خود بازگردند

00:04:13.699 --> 00:04:16.699
حتی اگر به نوعی باشند

00:04:16.699 --> 00:04:21.699
خداوند بر عامر بن طفیل بلا فرستاد

00:04:21.699 --> 00:04:26.699
پس خداوند متعال او را در خانه زنی از بنی سلول کشت

00:04:26.699 --> 00:04:29.699
آنها از خوارترین و ضعیف ترین اعراب هستند

00:04:29.699 --> 00:04:31.699
عامر بن الطفیل گفت

00:04:31.699 --> 00:04:34.699
غده ای مانند غده شتر

00:04:34.699 --> 00:04:37.699
او در خانه سلولیه درگذشت

00:04:37.699 --> 00:04:40.699
سپس بیرون رفت و در راه مرد

00:04:40.699 --> 00:04:42.699
و در صحیح البخاری

00:04:42.699 --> 00:04:47.699
عامر بن طفیل نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد

00:04:47.699 --> 00:04:50.699
به پیامبر صلی الله علیه و آله گفت

00:04:50.699 --> 00:04:53.699
آخرین انتخاب شما از بین سه کیفیت

00:04:53.699 --> 00:04:56.699
مردم دشت را خواهید داشت

00:04:56.699 --> 00:04:58.699
و مردم شهر مال من خواهند بود

00:04:58.699 --> 00:05:01.699
یا بعد از تو جانشین تو باشم

00:05:01.699 --> 00:05:03.699
وگرنه با دو پارچه به تو حمله می کنم

00:05:03.699 --> 00:05:06.699
با هزار بلوند و هزار بلوند

00:05:06.699 --> 00:05:09.860
او در خانه زنی مورد ضربات چاقو قرار گرفت

00:05:09.860 --> 00:05:13.860
گفت: غاده مثل غاده باکره است

00:05:13.860 --> 00:05:16.860
در خانه زنی از قبیله فلان

00:05:16.860 --> 00:05:18.860
اسبم را بخور

00:05:18.860 --> 00:05:21.860
پس سوار شد و بر پشت اسبش مرد

00:05:21.860 --> 00:05:25.560
گنجینه های بیوگرافی

00:05:25.560 --> 00:05:31.310
هیئت عبدالقیس

00:05:31.310 --> 00:05:37.259
در دو صحیح از حدیث ابن عباس رضی الله عنهم

00:05:37.259 --> 00:05:42.259
عبدالقیس نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد

00:05:42.259 --> 00:05:45.259
به آنها گفت: مردم چه کسانی هستند؟

00:05:45.259 --> 00:05:47.259
از رابعه گفتند

00:05:47.259 --> 00:05:50.259
گفت به هیئت خوش آمدید

00:05:50.259 --> 00:05:53.259
بدون شرم و پشیمانی

00:05:53.259 --> 00:05:55.259
گفتند یا رسول الله

00:05:55.259 --> 00:05:59.259
بین ما و تو این محله کفار مدر است

00:05:59.259 --> 00:06:03.259
جز در ماه حرام به شما نمی رسیم

00:06:03.259 --> 00:06:05.259
ما حکم جدایی دادیم

00:06:05.259 --> 00:06:08.259
می گیریم و از پشت سرمان سفارش می دهیم

00:06:08.259 --> 00:06:10.259
و با آن وارد بهشت می شویم

00:06:10.259 --> 00:06:13.300
ایشان رضی الله عنه فرمودند

00:06:13.300 --> 00:06:17.300
شما را به چهار چیز امر کرد و از چهار کار نهی کرد

00:06:17.300 --> 00:06:20.300
من به شما دستور می دهم که تنها به خدا ایمان داشته باشید

00:06:20.300 --> 00:06:23.300
آیا می دانید ایمان به خدا چیست؟

00:06:23.300 --> 00:06:26.300
شهادت به اینکه معبودی جز الله نیست

00:06:26.300 --> 00:06:28.300
و اینکه محمد رسول خداست

00:06:28.300 --> 00:06:30.300
و نماز را برپا دار

00:06:30.300 --> 00:06:32.300
و پرداخت زکات

00:06:32.300 --> 00:06:34.300
و روزه ماه رمضان

00:06:34.300 --> 00:06:36.300
و یک پنجم غنایم را بدهد

00:06:36.300 --> 00:06:38.300
و من شما را از چهار چیز نهی می کنم

00:06:38.300 --> 00:06:41.300
درباره خرس ها و خرس ها

00:06:41.300 --> 00:06:43.300
و نقیر و ماذا

00:06:43.300 --> 00:06:47.300
پس از آنها محافظت کنید و پشت سر خود را به آنها دعوت کنید

00:06:47.300 --> 00:06:49.300
و در روایتی از مسلم

00:06:49.300 --> 00:06:52.300
گفتند یا رسول الله

00:06:52.300 --> 00:06:54.300
از شاخ چه می دانید؟

00:06:54.300 --> 00:06:56.300
گفت بله

00:06:56.300 --> 00:06:58.300
تنه ای که به آن ضربه می زنید

00:06:58.300 --> 00:07:00.300
پس خرما را داخل آن می ریزید

00:07:00.300 --> 00:07:04.300
سپس روی آن آب می ریزید تا بجوشد

00:07:04.300 --> 00:07:06.300
اگر آرام شد، آن را بنوشید

00:07:06.300 --> 00:07:10.300
شاید یکی از شما پسر عمویش را با شمشیر بزند

00:07:10.300 --> 00:07:14.300
در میان مردم مردی است که سکته هم کرده است

00:07:14.300 --> 00:07:20.300
گفت: از روی حیا از رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را پنهان می کردم.

00:07:20.300 --> 00:07:23.300
گفتند: ای رسول خدا چه می نوشیم؟

00:07:23.300 --> 00:07:26.300
درباره سیراب کردن انسان ها گفت

00:07:26.300 --> 00:07:29.300
که به دهانشان می مالند

00:07:29.300 --> 00:07:31.329
گفتند یا رسول الله

00:07:31.329 --> 00:07:34.329
سرزمین ما پر از موش است

00:07:34.329 --> 00:07:37.329
آن را در قوطی های آبیاری نگه ندارید

00:07:37.329 --> 00:07:40.329
گفت موش خورده

00:07:40.329 --> 00:07:43.329
دو سه بار تکرار کرد

00:07:43.329 --> 00:07:46.329
سپس به اشاج عبدالقیس گفت

00:07:46.329 --> 00:07:48.329
او یکی از هیئت ها بود

00:07:48.329 --> 00:07:51.329
دو خصلت در تو هست که خداوند دوستشان دارد

00:07:51.329 --> 00:07:53.329
رویا و منیت

00:07:53.329 --> 00:07:56.870
گنجینه های بیوگرافی

00:07:56.870 --> 00:08:02.300
هیئت بانو حنیفه

00:08:02.300 --> 00:08:09.350
هیئتی از بنی حنیفه نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدند

00:08:09.350 --> 00:08:12.350
از جمله آنها مسیلمه دروغگو بود

00:08:12.350 --> 00:08:14.350
مسیلیمه گفت

00:08:14.350 --> 00:08:18.350
اگر محمد بعد از او به من فرمان می داد، از او پیروی می کردم

00:08:18.350 --> 00:08:21.350
او با بسیاری از افرادش آمد

00:08:21.350 --> 00:08:24.350
پس پیامبر صلی الله علیه و آله آمد

00:08:24.350 --> 00:08:27.350
و با او ثابت بن قیس بن شمس بود

00:08:27.350 --> 00:08:30.350
و با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:08:30.350 --> 00:08:32.350
یک تکه شبکه

00:08:32.350 --> 00:08:35.350
تا اینکه در مسیلمه توقف کرد

00:08:35.350 --> 00:08:37.350
به مصلیمه گفت

00:08:37.350 --> 00:08:41.350
اگر این قطعه را از من می خواستی به تو نمی دادم

00:08:41.350 --> 00:08:43.350
از فرمان خدا در خود تجاوز نخواهید کرد

00:08:43.350 --> 00:08:45.350
و اگر مدیریت کنید

00:08:45.350 --> 00:08:46.350
یعنی در مورد اسلام

00:08:46.350 --> 00:08:48.350
خدا مجازاتت کنه

00:08:48.350 --> 00:08:52.350
و تو را می بینم که آنچه را که دیدم در او دیدم

00:08:52.350 --> 00:08:55.350
این رفع شده و برای من جواب شما را می دهد

00:08:55.350 --> 00:08:58.450
سپس رفت و او را ترک کرد

00:08:58.450 --> 00:09:01.450
ابن عباس رضی الله عنه گفت

00:09:01.450 --> 00:09:05.450
از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از قولش پرسیدم

00:09:05.450 --> 00:09:08.450
تو همانی هستی که من آنچه را نشان دادم در او نشان دادم

00:09:08.450 --> 00:09:11.450
با این جمله چه می خواهید؟

00:09:11.450 --> 00:09:14.450
سپس ابوهریره رضی الله عنه به من خبر داد

00:09:14.450 --> 00:09:18.450
از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود

00:09:18.450 --> 00:09:20.450
در حالی که من خوابم

00:09:20.450 --> 00:09:23.450
دو دستبند طلا در دستم دیدم

00:09:23.450 --> 00:09:26.450
بنابراین من نگران آنها بودم

00:09:26.450 --> 00:09:29.450
سپس در خواب به من الهام شد که بر آنها باد کنم

00:09:29.450 --> 00:09:32.450
بنابراین من آنها را منفجر کردم و آنها پرواز کردند

00:09:32.450 --> 00:09:36.450
بنابراین فکر کردم آنها دروغگو هستند که مرا به دنبال خود بیرون می آورند

00:09:36.450 --> 00:09:39.450
از ابوهریره رضی الله عنه گفت

00:09:39.450 --> 00:09:43.450
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:09:43.450 --> 00:09:45.450
در حالی که من خوابم

00:09:45.450 --> 00:09:48.450
وقتی گنج های زمین را آوردی

00:09:48.450 --> 00:09:51.450
دو دستبند طلا در دستانم گذاشت

00:09:51.450 --> 00:09:54.450
او با من بزرگ شد و برایم مهم بود

00:09:54.450 --> 00:09:57.450
بنابراین به من الهام شد که آنها را منفجر کنم

00:09:57.450 --> 00:09:59.450
بنابراین من آنها را منفجر کردم و او رفت

00:09:59.450 --> 00:10:03.450
پس آنها را دروغگو می دانستم که بین آنها بودم

00:10:03.450 --> 00:10:07.450
صاحب صنعا و صاحب الیمامه

00:10:07.450 --> 00:10:09.450
یعنی همان سیاه

00:10:09.450 --> 00:10:11.450
و مسيلمه دروغگو است

00:10:11.450 --> 00:10:16.450
و آنچه مسیلمه به پیامبر صلی الله علیه و آله گفت

00:10:16.450 --> 00:10:18.450
و آنچه عامر بن الطفیل گفت

00:10:18.450 --> 00:10:21.450
اما پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:10:21.450 --> 00:10:23.450
چه چیزی آنها را کشته است؟

00:10:23.450 --> 00:10:26.450
چون هیئت و پیام رسان هستند

00:10:26.450 --> 00:10:28.450
و رسولان نمی کشند

00:10:28.450 --> 00:10:31.450
به عنوان پیامبر صلی الله علیه و آله

00:10:31.450 --> 00:10:33.960
او خیانت نمی کند

00:10:43.179 --> 00:10:46.179
نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد

00:10:46.179 --> 00:10:47.179
هیأت جمع شد

00:10:47.179 --> 00:10:49.179
از جمله زید الخیل است

00:10:49.179 --> 00:10:51.179
او ارباب آنهاست

00:10:51.179 --> 00:10:55.269
وقتی به پیامبر صلی الله علیه و آله رسیدند

00:10:55.269 --> 00:10:58.269
با آنها صحبت کرد و اسلام را به آنها معرفی کرد

00:10:58.269 --> 00:11:01.269
پس اسلام آوردند و اسلامشان نیکو شد

00:11:01.269 --> 00:11:04.269
ایشان رضی الله عنه فرمودند

00:11:04.269 --> 00:11:07.269
چیزی که یک مرد عرب به من اشاره کرد با تشکر

00:11:07.269 --> 00:11:11.269
سپس نزد من آمد و او را دید بدون اینکه در مورد او چیزی بگوید

00:11:11.269 --> 00:11:13.269
جز زید الخیل

00:11:13.269 --> 00:11:16.269
او به همه آنچه در آن بود نرسید

00:11:16.269 --> 00:11:20.269
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله او را نام برد

00:11:20.269 --> 00:11:22.269
خوبی ها را زیاد کنید

00:11:22.269 --> 00:11:25.269
و دو زمین برای او و دو زمین با او قطع کرد

00:11:25.269 --> 00:11:27.269
و در این باره به او نوشت

00:11:27.269 --> 00:11:31.269
از محضر رسول خدا صلی الله علیه و آله خارج شد

00:11:31.269 --> 00:11:33.269
بازگشت به سوی قوم خود

00:11:33.269 --> 00:11:36.340
ایشان رضی الله عنه فرمودند

00:11:36.340 --> 00:11:39.340
اگر زید از گرمای شهر فرار کند

00:11:39.340 --> 00:11:42.340
و در اینجا به معنای «نه» در نفی است

00:11:42.340 --> 00:11:44.340
یعنی زنده نمی ماند

00:11:44.340 --> 00:11:47.340
وقتی او از آب به آب رسید، ما پیدا می کنیم

00:11:47.340 --> 00:11:49.340
او را فردا می نامند

00:11:49.340 --> 00:11:52.340
مادرشوهر او را زد و مرد

00:11:52.340 --> 00:11:55.340
وقتی مرگ را احساس کرد گفت:

00:11:55.340 --> 00:11:58.340
مردم مشرق فردا به راه افتادند

00:11:58.340 --> 00:12:02.340
تودوزی ام را در خانه ای در بفردا می گذارم

00:12:02.340 --> 00:12:06.340
راستی اگر روزی مریض می شدم به ملاقاتم می آمد

00:12:06.340 --> 00:12:10.340
بازگشت کسانی که از آنها درمان نشده اند تلاش من را می کند

00:12:10.340 --> 00:12:13.909
گنجینه های بیوگرافی

00:12:13.909 --> 00:12:18.440
یک نوع هیئت

00:12:18.440 --> 00:12:22.460
اشعث ابن قیس را عرضه داشت

00:12:22.460 --> 00:12:27.460
در هیئت کیندا نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:12:27.460 --> 00:12:30.460
هشتاد شصت مسافر

00:12:30.460 --> 00:12:35.460
پس پیامبر خدا صلی الله علیه و آله را در مسجد او وارد کردند

00:12:35.460 --> 00:12:38.460
آنها مسلح و مسلح بودند

00:12:38.460 --> 00:12:40.460
هنگامی که بر او وارد شدند

00:12:40.460 --> 00:12:44.460
پیامبر صلی الله علیه و آله به آنها فرمود

00:12:44.460 --> 00:12:46.460
دریافت نکردند؟

00:12:46.460 --> 00:12:48.460
گفتند بله

00:12:48.460 --> 00:12:52.460
گفت: این ابریشم بر گردنت چیست؟

00:12:52.460 --> 00:12:54.460
پس او را بریدند

00:12:54.460 --> 00:12:57.519
پس آن را بریدند و برداشتند و دور انداختند

00:12:57.519 --> 00:12:59.519
شگی گفت

00:12:59.519 --> 00:13:03.519
به رسول خدا صلی الله علیه و آله هیئتی کُندا عرضه کردیم

00:13:03.519 --> 00:13:07.519
آنها فقط می بینند که من از آنها بهترم

00:13:07.519 --> 00:13:09.519
پس گفتم یا رسول الله

00:13:09.519 --> 00:13:11.519
آیا شما یکی از ما نیستید؟

00:13:11.519 --> 00:13:15.519
گفت: نه، ما ابن نذر بن كنانا هستیم.

00:13:15.519 --> 00:13:17.519
ما در امان نیستیم

00:13:17.519 --> 00:13:19.519
ما از پدرمان دور نمی شویم

00:13:19.519 --> 00:13:26.580
دلیلش این است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مادربزرگی از کیندا داشت

00:13:26.580 --> 00:13:28.580
گنجینه های بیوگرافی

00:13:28.580 --> 00:13:36.480
هیئت اشاعره

00:13:36.480 --> 00:13:38.480
آنها مردم یمن هستند

00:13:38.480 --> 00:13:42.480
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:13:42.480 --> 00:13:44.480
او به شما مردم تقدیم می کند

00:13:44.480 --> 00:13:47.480
آنها قلب های نرم تری از شما دارند

00:13:47.480 --> 00:13:49.480
اشعری جلو آمدند

00:13:49.480 --> 00:13:51.480
شروع به لرزیدن کردند

00:13:51.480 --> 00:13:53.480
فردا با عزیزانمان ملاقات خواهیم کرد

00:13:53.480 --> 00:13:55.480
محمد و حزبش

00:13:55.480 --> 00:13:58.700
از ابوهریره رضی الله عنه گفت

00:13:58.700 --> 00:14:03.700
از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود

00:14:03.700 --> 00:14:05.700
مردم یمن آمدند

00:14:05.700 --> 00:14:08.700
آنها نرم ترین قلب ها و ضعیف ترین قلب ها را دارند

00:14:08.700 --> 00:14:12.700
ایمان یمانی و حکمت یمانی است

00:14:12.700 --> 00:14:15.700
و آرامش در میان اهل گوسفند

00:14:15.700 --> 00:14:19.700
و غرور و خیال در جریب اهل الوبر

00:14:19.700 --> 00:14:21.700
قبل از طلوع آفتاب

00:14:21.700 --> 00:14:23.700
و در صحیح البخاری

00:14:23.700 --> 00:14:29.700
گروهی از بنی تمیم نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدند

00:14:29.700 --> 00:14:31.700
به آنها گفت

00:14:31.700 --> 00:14:33.700
شاد باش ای بنی تمیم

00:14:33.700 --> 00:14:35.700
گفتند

00:14:35.700 --> 00:14:37.700
به ما خبر خوب بده

00:14:37.700 --> 00:14:41.700
سپس چهره رسول خدا صلی الله علیه و آله تغییر کرد

00:14:41.700 --> 00:14:44.700
گروهی از مردم یمن آمدند

00:14:44.700 --> 00:14:46.700
به آنها گفت

00:14:46.700 --> 00:14:49.700
ای مردم یمن پوست را بپذیرید

00:14:49.700 --> 00:14:52.700
زیرا بنی تمیم آن را نپذیرفتند

00:14:52.700 --> 00:14:54.700
گفتند ما قبول کردیم

00:14:54.700 --> 00:14:56.700
سپس گفتند یا رسول الله

00:14:56.700 --> 00:14:59.700
ما در دین با او موافق بودیم

00:14:59.700 --> 00:15:02.700
از شما درباره آغاز این موضوع می پرسیم

00:15:02.700 --> 00:15:03.700
او گفت

00:15:03.700 --> 00:15:07.700
او خدا بود و هیچ چیز دیگری نبود

00:15:07.700 --> 00:15:09.700
تخت او روی آب بود

00:15:09.700 --> 00:15:13.250
همه چیز را در ذکر نوشته است

00:15:13.250 --> 00:15:15.250
گنجینه های بیوگرافی

00:15:15.250 --> 00:15:19.870
هیئت همدان

00:15:19.870 --> 00:15:24.980
بیهقی با سند صحیح روایت کرده است

00:15:24.980 --> 00:15:27.980
چنان که ابن قیم رحمه الله می گوید

00:15:27.980 --> 00:15:29.980
از حدیث ابواسحاق

00:15:29.980 --> 00:15:32.980
عن البراء رضی الله عنه

00:15:32.980 --> 00:15:34.980
که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:15:34.980 --> 00:15:38.980
خالد بن ولید نزد مردم یمن فرستاده شد

00:15:38.980 --> 00:15:40.980
آنها را به اسلام دعوت می کند

00:15:40.980 --> 00:15:42.980
البراء گفت

00:15:42.980 --> 00:15:45.980
من از کسانی بودم که با خالد بن ولید بیرون رفتم

00:15:45.980 --> 00:15:49.980
ما شش ماه آنها را به اسلام دعوت کردیم

00:15:49.980 --> 00:15:52.049
جواب او را ندادند

00:15:52.049 --> 00:15:55.049
سپس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:15:55.049 --> 00:15:58.049
علی بن ابی طالب رضی الله عنه را فرستاد

00:15:58.049 --> 00:16:01.049
پس دستور داد خالد را قفل کند

00:16:01.049 --> 00:16:04.049
جز مردی که با خالد بود

00:16:04.049 --> 00:16:06.049
خیلی دوست دارم با علی پیگیری کنم

00:16:06.049 --> 00:16:08.049
یعنی خالد برگردد

00:16:08.049 --> 00:16:10.049
و هر که از همراهان او بخواهد

00:16:10.049 --> 00:16:13.049
هر که می خواهد پیش تو بماند بگذار بماند

00:16:13.049 --> 00:16:15.110
البراء گفت

00:16:15.110 --> 00:16:18.110
پس من پشت سر علی بودم

00:16:18.110 --> 00:16:20.110
وقتی به مردم نزدیک شدیم

00:16:20.110 --> 00:16:22.110
آنها به سمت ما آمدند

00:16:22.110 --> 00:16:25.110
علی رضی الله عنه ما را به نماز هدایت کرد

00:16:25.110 --> 00:16:28.110
سپس در یک ردیف ردیف شدیم

00:16:28.110 --> 00:16:30.110
سپس به ما ارائه شد

00:16:30.110 --> 00:16:35.110
کتاب رسول خدا صلی الله علیه و آله را برایشان خواند

00:16:35.110 --> 00:16:38.110
پس همه همدان مسلمان شدند

00:16:38.110 --> 00:16:43.110
پس علی رضی الله عنه به رسول خدا صلی الله علیه و آله نامه نوشت.

00:16:43.110 --> 00:16:45.110
با اسلامشون

00:16:45.110 --> 00:16:49.110
وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم کتاب را بخواند

00:16:49.110 --> 00:16:51.110
به سجده افتاد

00:16:51.110 --> 00:16:54.110
بعد سرش را بلند کرد و گفت

00:16:54.110 --> 00:16:56.110
درود بر همدان

00:16:56.110 --> 00:16:59.110
درود بر همدان

00:16:59.110 --> 00:17:04.180
شامل سجده هنگام شنیدن بشارت است

00:17:04.180 --> 00:17:07.240
گنجینه های بیوگرافی

00:17:07.240 --> 00:17:11.859
هیئت نجران

00:17:11.859 --> 00:17:16.910
نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد

00:17:16.910 --> 00:17:18.910
هیئت نسران نجران

00:17:18.910 --> 00:17:20.910
آنها شصت مسافر هستند

00:17:20.910 --> 00:17:24.910
بیست و چهار نفر از آنها سرپرست آنها بودند

00:17:24.910 --> 00:17:26.910
از جمله آنها مجازات کننده است

00:17:26.910 --> 00:17:27.910
شاهزاده مردم

00:17:27.910 --> 00:17:29.910
نظرشان را داشته باشند

00:17:29.910 --> 00:17:31.910
و کسی که آنها را نصیحت می کند

00:17:31.910 --> 00:17:35.910
و تنها از نظر و فرمان او صادر می کنند

00:17:35.910 --> 00:17:37.910
نام او عبدالمسیح است

00:17:37.910 --> 00:17:39.910
و با او دیگری

00:17:39.910 --> 00:17:42.910
او صاحب سفرها و جامعه آنهاست

00:17:42.910 --> 00:17:44.910
اسمش الایهم است

00:17:44.910 --> 00:17:47.910
و ابوحارثه بن القیمه

00:17:47.910 --> 00:17:49.910
یکی از اولین زاده های ابن وائل

00:17:49.910 --> 00:17:51.910
او اسقف و پاپ آنهاست

00:17:51.910 --> 00:17:54.910
جلوی آنها و صاحب مدارسشان

00:17:54.910 --> 00:17:56.910
او ابوحارثه بود

00:17:56.910 --> 00:17:59.910
ایشان را گرامی داشت و کتابهایشان را مطالعه کرد

00:17:59.910 --> 00:18:02.910
حتی شناختش از دینشان هم خوب است

00:18:02.910 --> 00:18:05.910
پادشاهان روم مسیحی بودند

00:18:05.910 --> 00:18:08.910
او را تجلیل و حمایت مالی کردند

00:18:08.910 --> 00:18:10.940
و برای او کلیساها ساختند

00:18:10.940 --> 00:18:12.940
وقتی نزد رسول خدا رفت

00:18:13.940 --> 00:18:15.940
ابوحارثه نشست

00:18:15.940 --> 00:18:17.940
بر قاطر خدا

00:18:17.940 --> 00:18:19.940
به سوی رسول خدا می رود

00:18:19.940 --> 00:18:21.940
خدا رحمتش کند و درود فرستد

00:18:21.940 --> 00:18:23.940
و برادری در کنارش است

00:18:23.940 --> 00:18:25.940
او را کراز بن علی القیمه می نامند

00:18:25.940 --> 00:18:27.940
او با آن همراهی می کند

00:18:27.940 --> 00:18:29.940
وقتی قاطر ابوحارثه را یافتم

00:18:29.940 --> 00:18:31.940
کاراز به او گفت

00:18:31.940 --> 00:18:33.940
انشالله دورترین باشی

00:18:33.940 --> 00:18:35.940
رسول خدا می خواهد

00:18:35.940 --> 00:18:37.940
خدا رحمتش کند و درود فرستد

00:18:37.940 --> 00:18:39.940
ابوحارثه به او گفت

00:18:39.940 --> 00:18:41.940
ولی تو بدبختی

00:18:42.940 --> 00:18:43.940
و به او گفت

00:18:43.940 --> 00:18:45.940
چرا برادر

00:18:45.940 --> 00:18:47.940
ابوحارثه گفت

00:18:47.940 --> 00:18:49.940
به خدا او پیامبر است

00:18:49.940 --> 00:18:51.940
چیزی که ما منتظرش بودیم

00:18:51.940 --> 00:18:53.940
کاراز به او گفت

00:18:53.940 --> 00:18:56.940
وقتی این را می دانید چه چیزی مانع شما می شود؟

00:18:56.940 --> 00:18:58.940
او گفت

00:18:58.940 --> 00:19:00.940
این افراد با ما چه کردند؟

00:19:00.940 --> 00:19:02.940
حتی اگر انجام دادم

00:19:02.940 --> 00:19:04.940
هر چه می بینید بردارید
