WEBVTT

00:00:00.020 --> 00:00:03.740
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:03.740 --> 00:00:13.179
محمد رسول است

00:00:13.179 --> 00:00:17.699
خلاصه ای از سیره پیامبر

00:00:17.699 --> 00:00:22.929
نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی

00:00:23.089 --> 00:00:25.089
خدا حفظش کنه

00:00:25.089 --> 00:00:34.130
فرود آمدن رسول خدا صلی الله علیه و آله در حدیبیه.

00:00:35.950 --> 00:00:40.229
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به مردم فرمان داد

00:00:40.229 --> 00:00:42.229
پس همین حق را گرفتند

00:00:42.229 --> 00:00:44.229
بین پشتم اسید است

00:00:44.229 --> 00:00:48.030
در راه فارغ التحصیلی از ثنیت المرار

00:00:48.030 --> 00:00:51.130
و الحدیبیه، پایین مکه

00:00:51.130 --> 00:00:54.130
پس لشکر را از آن راه برد

00:00:54.130 --> 00:00:59.490
هنگامی که اسبان قریش دیدند که لشکر از راه آنها خارج شده است

00:00:59.490 --> 00:01:02.490
عقب نشینی کردند و نزد قریش بازگشتند

00:01:02.689 --> 00:01:06.370
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت

00:01:06.370 --> 00:01:09.530
حتی اگر خم تلخی را بگیرد

00:01:09.530 --> 00:01:13.769
رسول خدا صلی الله علیه و آله به اصحاب خود فرمود

00:01:13.769 --> 00:01:17.329
هر که از طومار بالا رود، طومار مرار است

00:01:17.329 --> 00:01:22.120
زیرا آنچه را که از بنی‌اسرائیل سلب شده بود، از او خواهد گرفت

00:01:22.120 --> 00:01:24.799
جابر رضی الله عنه گفت

00:01:24.799 --> 00:01:27.640
اسب های ما اولین کسانی بودند که از آن بالا رفتند

00:01:27.640 --> 00:01:29.640
اسب های قبیله خزرج

00:01:29.640 --> 00:01:32.560
آن وقت مردم یتیم می شوند

00:01:32.560 --> 00:01:37.319
زمانی که رسول خدا صلی الله علیه و آله در ثانیه بود

00:01:37.319 --> 00:01:41.200
چله تلخی که از آن بر آنها نازل می شود

00:01:41.200 --> 00:01:45.079
شتر او رضی الله عنه

00:01:45.079 --> 00:01:46.680
و مردم گفتند

00:01:46.680 --> 00:01:48.200
حل کنید

00:01:48.200 --> 00:01:49.719
بنابراین او اصرار کرد

00:01:49.719 --> 00:01:50.920
و گفتند

00:01:50.920 --> 00:01:52.879
من حداکثر را گذاشتم

00:01:52.879 --> 00:01:56.599
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:01:56.599 --> 00:01:58.680
چه چیزی را پشت سر گذاشتی؟

00:01:58.680 --> 00:02:01.159
و این خلقت او نیست

00:02:01.200 --> 00:02:04.500
اما حبس او مانند حبس فیل است

00:02:04.500 --> 00:02:08.419
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:02:08.419 --> 00:02:10.539
سوگند به کسی که جان من در دست اوست

00:02:10.539 --> 00:02:15.180
آنها از من برنامه ای نمی خواهند که در آن مقدسات خدا را تجلیل کنند

00:02:15.180 --> 00:02:18.060
مگر اینکه به آنها بدهم

00:02:18.060 --> 00:02:21.699
و به عبارت دیگر در مسند با سند حسنه

00:02:21.699 --> 00:02:25.379
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:02:25.379 --> 00:02:29.020
به خدا قسم امروز قریش مرا به برنامه دعوت نمی کنند

00:02:29.020 --> 00:02:31.699
از من در مورد روابط خانوادگی می پرسند

00:02:31.699 --> 00:02:34.810
مگر اینکه به آنها بدهم

00:02:34.810 --> 00:02:39.449
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله شتر او را سرزنش کرد

00:02:39.449 --> 00:02:40.770
پس محکم ایستاد

00:02:40.770 --> 00:02:44.610
پس از آنها روی گردانید تا در دورترین نقطه حدیبیه مستقر شد

00:02:44.610 --> 00:02:49.210
برای مدت کمی، مردم مایل به پذیرش آن خواهند بود

00:02:49.210 --> 00:02:52.490
مردم آنجا نماندند تا او را آواره کردند

00:02:52.490 --> 00:02:57.250
به رسول خدا صلی الله علیه و آله شکایت کرد که تشنه است

00:02:57.250 --> 00:02:59.969
پس تیری از کتک خود برداشت

00:02:59.969 --> 00:03:02.689
سپس دستور داد آن را در آن بگذارند

00:03:02.689 --> 00:03:05.330
او هنوز برای آنها آبیاری آماده می کند

00:03:05.330 --> 00:03:07.620
تا اینکه آزادش کردند

00:03:07.620 --> 00:03:12.099
و در روایت امام احمد در مسندش با سند حسنه است

00:03:12.099 --> 00:03:15.699
عن المصوار بن مخرمه و مروان بن الحکم

00:03:15.699 --> 00:03:16.979
او گفت

00:03:16.979 --> 00:03:19.060
گفتند یا رسول الله

00:03:19.060 --> 00:03:23.099
در دره آبی نیست که مردم از آن پایین بیایند

00:03:23.099 --> 00:03:26.219
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله بیرون آمد

00:03:26.219 --> 00:03:28.379
یک تیر از کتک او

00:03:28.379 --> 00:03:31.099
پس آن را به مردی از اصحابش داد

00:03:31.099 --> 00:03:34.219
پس در دل آن دل فرود آمد

00:03:34.219 --> 00:03:35.979
بنابراین آن را در آن چسباند

00:03:35.979 --> 00:03:38.419
آب از باران سرریز شد

00:03:38.419 --> 00:03:43.819
تا اینکه مردم با سخاوت به او پاسخ دادند

00:03:43.819 --> 00:03:49.789
وساطت بدیل بن ورقة رضی الله عنه

00:03:49.789 --> 00:03:53.469
رسول خدا صلی الله علیه و آله اطمینان نداشت

00:03:53.469 --> 00:03:56.180
در خانه اش در حدیبیه

00:03:56.219 --> 00:04:00.460
بدیل بن ورقة خزاعی رضی الله عنه نزد او آمد

00:04:00.460 --> 00:04:03.020
او هنوز مشرک بود

00:04:03.020 --> 00:04:06.180
به نثر از اهل خزاعه

00:04:06.180 --> 00:04:10.099
به رسول خدا صلی الله علیه و آله گفت

00:04:10.099 --> 00:04:12.419
من کعب بن لوی را ترک کردم

00:04:12.419 --> 00:04:14.300
و عامر بن لوعی

00:04:14.300 --> 00:04:17.379
تعداد آب حدیبیه کاهش یافت

00:04:17.379 --> 00:04:20.220
و با آنها آتش نشانان هستند

00:04:20.220 --> 00:04:24.029
آنها با شما جنگیدند و شما را از خانه بیرون کردند

00:04:24.029 --> 00:04:27.750
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:04:27.750 --> 00:04:30.750
ما برای جنگ با کسی نیامدیم

00:04:30.750 --> 00:04:33.629
اما ما از عمره جان سالم به در بردیم

00:04:33.629 --> 00:04:38.069
قریش از جنگ خسته و آسیب دیده بودند

00:04:38.069 --> 00:04:39.470
اگر بخواهند

00:04:39.470 --> 00:04:41.269
مدتی آنها را تمدید کردم

00:04:41.269 --> 00:04:44.069
و مرا با مردم تنها می گذارند

00:04:44.069 --> 00:04:45.430
اگر ظاهر شود

00:04:45.430 --> 00:04:49.069
اگر بخواهند در آنچه مردم وارد شده اند وارد شوند

00:04:49.069 --> 00:04:50.230
آنها انجام دادند

00:04:50.230 --> 00:04:52.550
وگرنه جمع می شدند

00:04:52.589 --> 00:04:54.149
و امتناع کردند

00:04:54.149 --> 00:04:56.430
سوگند به کسی که جان من در دست اوست

00:04:56.430 --> 00:04:59.069
من آنها را برای این موضوع سرزنش خواهم کرد

00:04:59.069 --> 00:05:01.750
تا زمانی که سلف من تنها شود

00:05:01.750 --> 00:05:04.750
و خداوند فرمانش را اجرا کند

00:05:04.750 --> 00:05:07.509
ابودیل رضی الله عنه گفت

00:05:07.509 --> 00:05:10.269
من به آنها می گویم که شما چه می گویید

00:05:10.269 --> 00:05:13.350
پس ابودل بن ورقه رضی الله عنه به راه افتاد

00:05:13.350 --> 00:05:15.509
و کسانی که از خزاعه با او هستند

00:05:15.509 --> 00:05:17.910
تا اینکه نزد قریش آمدند

00:05:17.910 --> 00:05:19.110
و او گفت

00:05:19.110 --> 00:05:21.949
ما از این مرد نزد شما آمده ایم

00:05:21.949 --> 00:05:24.670
و شنیدیم که او چیزی گفت

00:05:24.670 --> 00:05:27.269
در صورت تمایل می توانیم آن را به شما نشان دهیم

00:05:27.269 --> 00:05:28.750
ما انجام دادیم

00:05:28.750 --> 00:05:30.790
و احمقانشان گفتند

00:05:30.790 --> 00:05:34.670
ما نیازی نداریم که درباره او چیزی به ما بگویید

00:05:34.670 --> 00:05:37.110
یکی از آنها متفکر گفت

00:05:37.110 --> 00:05:39.750
آنچه را که از او شنیدم به من بده

00:05:39.750 --> 00:05:40.790
او گفت

00:05:40.790 --> 00:05:43.870
از او شنیدم که چنین و چنان می گفت

00:05:43.870 --> 00:05:48.819
پس آنچه را که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند به آنان گفت

00:05:48.819 --> 00:05:51.540
و در روایت امام احمد در مسندش

00:05:51.939 --> 00:05:55.540
عن المصوار بن مخرمه و مروان بن الحکم

00:05:55.540 --> 00:05:56.740
او گفت

00:05:56.740 --> 00:05:58.980
پس نزد قریش بازگشتند

00:05:58.980 --> 00:06:01.500
گفتند ای قوم قریش!

00:06:01.500 --> 00:06:04.259
شما بر محمد عجله دارید

00:06:04.259 --> 00:06:07.500
و محمد برای جنگ نیامد

00:06:07.500 --> 00:06:10.579
او به عنوان مهمان به این خانه آمد

00:06:10.579 --> 00:06:12.699
بیشتر آنها از او پیروی کردند

00:06:12.699 --> 00:06:14.300
آنها را متهم کردند

00:06:14.300 --> 00:06:15.579
و گفتند

00:06:15.579 --> 00:06:18.540
حتی اگر برای آن آمده باشد

00:06:18.540 --> 00:06:21.100
نه به خدا این شامل نمی شود

00:06:21.100 --> 00:06:24.100
او هرگز به زور وارد آن نمی شود

00:06:24.100 --> 00:06:29.439
اعراب اینطور صحبت نمی کنند

00:06:29.439 --> 00:06:35.949
عثمان بن عفان رضی الله عنه نزد قریش فرستاده شد

00:06:35.949 --> 00:06:39.949
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله مبعوث شد

00:06:39.949 --> 00:06:42.949
عثمان بن عفان رضی الله عنه به مکه رفت

00:06:42.949 --> 00:06:46.949
برای رساندن پیام پیامبر صلی الله علیه و آله

00:06:46.949 --> 00:06:48.949
به ارباب مکه

00:06:48.949 --> 00:06:51.949
او فقط برای انجام عمره آمده بود

00:06:52.110 --> 00:06:55.110
امام احمد در مسند خود روایت کرده است

00:06:55.110 --> 00:06:59.110
الطحاوی مشکل اثرات را با زنجیره انتقال خوب توضیح می دهد

00:06:59.110 --> 00:07:02.110
عن المصوار بن مخرمه و مروان بن الحکم

00:07:02.110 --> 00:07:03.110
او گفت

00:07:03.110 --> 00:07:06.110
رسول خدا صلی الله علیه و آله را صدا زد

00:07:06.110 --> 00:07:08.110
عمر رضی الله عنه

00:07:08.110 --> 00:07:10.110
تا او را به مکه بفرستند

00:07:10.110 --> 00:07:11.139
و او گفت

00:07:11.139 --> 00:07:13.139
ای رسول خدا

00:07:13.139 --> 00:07:16.139
من برای خودم از قریش می ترسم

00:07:16.139 --> 00:07:19.139
بنی عدی بن کعب در آن نیست

00:07:19.139 --> 00:07:21.139
یکی جلوی منو بگیره

00:07:21.139 --> 00:07:24.139
قریش به دشمنی من با آنها پی بردند

00:07:24.139 --> 00:07:26.139
و تو باهاش خشن بودی

00:07:26.139 --> 00:07:30.139
اما من شما را به مردی راهنمایی می کنم که برای او از من عزیزتر است

00:07:30.139 --> 00:07:32.139
عثمان بن عفان

00:07:32.139 --> 00:07:36.240
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله او را صدا زد

00:07:36.240 --> 00:07:38.240
پس او را نزد قریش فرستاد

00:07:38.240 --> 00:07:41.240
به آنها می گوید که برای جنگ نیامده ام

00:07:41.240 --> 00:07:45.240
و او فقط به عنوان بازدید کننده به این خانه آمد

00:07:45.240 --> 00:07:47.240
بیشتر حرمتش

00:07:47.240 --> 00:07:50.339
پس عثمان رضی الله عنه رفت

00:07:50.339 --> 00:07:52.339
تا اینکه به مکه آمد

00:07:52.339 --> 00:07:55.339
ابان بن سعید بن العاص با او ملاقات کرد

00:07:55.339 --> 00:07:57.339
پس از حیوانش پیاده شد

00:07:57.339 --> 00:08:00.339
او را برداشت و به او کمک کرد و او را استخدام کرد

00:08:00.339 --> 00:08:05.500
تا اینکه پیام پیامبر صلی الله علیه و آله را ابلاغ کند

00:08:05.500 --> 00:08:08.500
پس عثمان رضی الله عنه به راه افتاد

00:08:08.500 --> 00:08:12.500
تا اینکه ابوسفیان و سران قریش آمدند

00:08:12.500 --> 00:08:15.500
پس آنان را از رسول خدا صلی الله علیه و آله خبر داد

00:08:15.500 --> 00:08:17.500
آنچه او را با آن فرستاد

00:08:17.500 --> 00:08:19.500
به عثمان گفتند

00:08:19.500 --> 00:08:22.500
اگر می خواهی کعبه را طواف کنی، طواف کن

00:08:22.500 --> 00:08:25.529
عثمان رضی الله عنه گفت

00:08:25.529 --> 00:08:30.529
تا رسول خدا صلی الله علیه و آله طواف نکند این کار را نمی کنم.

00:08:30.529 --> 00:08:33.529
سپس قریش او را بازداشت کردند

00:08:33.529 --> 00:08:40.529
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به مسلمانان خبر دادند که عثمان کشته شده است.

00:08:40.529 --> 00:08:45.070
خلاصه ای از سیره پیامبر

00:08:45.070 --> 00:08:51.070
اگر جهانیان برای مدت طولانی به یکدیگر علاقه دارند

00:08:51.070 --> 00:08:58.259
اشتیاق برای تو محدودیتی ندارد

00:08:58.259 --> 00:09:04.809
ان شاءالله به محض این که ندای بلند شد به شما برکت دهد

00:09:04.809 --> 00:09:13.960
بقیه با لب هایش حرکت کرد
