1 00:00:00,430 --> 00:00:03,430 بسم الله الرحمن الرحیم 2 00:00:03,430 --> 00:00:08,429 بهترین نمونه ها و موضع گیری های قرن ها 3 00:00:08,429 --> 00:00:13,429 هنگامی که رسول می خواهد یا صحبت می کند، از او پیروی کنید 4 00:00:13,429 --> 00:00:15,429 انجمن مواضع 5 00:00:15,429 --> 00:00:17,429 پیشبرد 6 00:00:17,429 --> 00:00:21,500 تصاویری از زندگی فالوورها 7 00:00:21,500 --> 00:00:26,559 نوشته دکتر عبدالرحمن رأفت الباشا 8 00:00:26,559 --> 00:00:30,829 خدا رحمتش کند 9 00:00:30,829 --> 00:00:32,829 الربیع بن خثیم 10 00:00:32,829 --> 00:00:34,829 خدا رحمتش کند 11 00:00:43,280 --> 00:00:47,280 هلال بن عساف به مهمان خود منذر الثوری گفت: 12 00:00:47,280 --> 00:00:50,280 آیا من تو را، منذر، نزد شیخ نبرم؟ 13 00:00:50,280 --> 00:00:52,280 شاید یک ساعت باور کنیم 14 00:00:52,280 --> 00:00:54,280 مونتر گفت: "بله." 15 00:00:54,280 --> 00:00:57,280 به خدا سوگند کوفه مرا نزدیکتر نکرد 16 00:00:57,280 --> 00:00:59,280 جز شوق ملاقات با شیخت 17 00:00:59,280 --> 00:01:01,280 الربیع بن خثیم 18 00:01:01,280 --> 00:01:05,280 و آرزوی ساعتی زیستن در شادی ایمانش 19 00:01:05,280 --> 00:01:08,469 اما آیا برای این کار از ما اجازه خواستید؟ 20 00:01:08,469 --> 00:01:10,469 به من گفته شد 21 00:01:10,469 --> 00:01:12,469 از زمانی که او از فلج رنج می برد 22 00:01:12,469 --> 00:01:14,469 او در خانه ماند 23 00:01:14,469 --> 00:01:16,469 و به سوی پروردگارش روی آورد 24 00:01:16,469 --> 00:01:18,469 از ملاقات با مردم خودداری می کرد 25 00:01:18,469 --> 00:01:20,469 هلال گفت 26 00:01:20,469 --> 00:01:24,469 از زمانی که کوفه آن را شناخت مال تو بوده است 27 00:01:24,469 --> 00:01:27,469 این بیماری چیزی را در او تغییر نداد 28 00:01:27,500 --> 00:01:30,500 مونتر گفت: "مشکلی نیست." 29 00:01:30,500 --> 00:01:34,500 اما می دانید که این چیزها را دارد 30 00:01:34,500 --> 00:01:36,500 حالات لطیف 31 00:01:36,500 --> 00:01:38,500 به نظرت ما باید ابتکار عمل کنیم، شیخ؟ 32 00:01:38,500 --> 00:01:40,500 بنابراین از او می پرسیم که چه می خواهیم 33 00:01:40,500 --> 00:01:42,500 یا سکوت می کنیم؟ 34 00:01:42,500 --> 00:01:44,500 از او می شنویم که چه می خواهد 35 00:01:44,500 --> 00:01:46,500 هلال گفت 36 00:01:46,500 --> 00:01:48,500 اگر با ربیع بن خثم می نشستم 37 00:01:48,500 --> 00:01:50,500 یک سال کامل 38 00:01:50,500 --> 00:01:52,500 او با شما صحبت نمی کند 39 00:01:52,500 --> 00:01:54,500 اگه حرف نزنی 40 00:01:54,500 --> 00:01:57,500 اگر از او نپرسید او ابتکار عمل را بر عهده نخواهد گرفت 41 00:01:57,500 --> 00:02:00,500 سخنان خود را به یادگار گذاشت 42 00:02:00,500 --> 00:02:02,599 و سکوت او یک فکر است 43 00:02:02,599 --> 00:02:04,599 مونتر گفت 44 00:02:04,599 --> 00:02:07,599 پس به برکت خدا به سراغ او برویم 45 00:02:07,599 --> 00:02:09,599 سپس نزد شیخ رفت 46 00:02:09,599 --> 00:02:13,599 وقتی با او بود سلام کرد و گفت 47 00:02:13,599 --> 00:02:15,599 چگونه شیخ شد؟ 48 00:02:15,599 --> 00:02:17,599 و او گفت 49 00:02:17,599 --> 00:02:19,599 ضعیف و گناهکار شد 50 00:02:19,599 --> 00:02:22,599 روزی اش را می خورد و منتظر وقتش می ماند 51 00:02:22,599 --> 00:02:24,699 هلال به او گفت 52 00:02:24,699 --> 00:02:27,699 من یک دکتر ماهر دارم 53 00:02:27,699 --> 00:02:30,699 آیا می توانم او را برای شما دعوت کنم؟ 54 00:02:30,699 --> 00:02:32,699 و او گفت 55 00:02:32,699 --> 00:02:33,699 ای هلال 56 00:02:33,699 --> 00:02:36,699 من می دانم که دارو درست است 57 00:02:36,699 --> 00:02:39,699 اما من عاد و ثمود را در نظر گرفتم 58 00:02:39,699 --> 00:02:41,699 و صاحبان سر 59 00:02:41,699 --> 00:02:44,699 و چندین قرن در این بین 60 00:02:44,699 --> 00:02:46,699 به نگرانی آنها برای دنیا نگاه کردم 61 00:02:46,699 --> 00:02:48,699 و تمایل آنها به لذت بردن از او 62 00:02:49,699 --> 00:02:52,699 آنها از ما قدرتمندتر بودند 63 00:02:52,699 --> 00:02:54,699 و بزرگترین توانایی 64 00:02:54,699 --> 00:02:56,699 در میان آنها پزشکان هم بودند 65 00:02:56,699 --> 00:02:58,699 و از جمله آنها بیماری است 66 00:02:58,699 --> 00:03:00,699 پس شفا دهنده ماند 67 00:03:00,699 --> 00:03:02,699 و برای شفا 68 00:03:02,699 --> 00:03:04,699 سپس بهار آهی کشید 69 00:03:04,699 --> 00:03:06,699 عمیق و گفت 70 00:03:06,699 --> 00:03:09,819 حتی اگر این بیماری باشد 71 00:03:09,819 --> 00:03:11,819 تا ما را از آن شفا دهد 72 00:03:11,819 --> 00:03:14,819 مونتر اجازه خواست و گفت 73 00:03:14,819 --> 00:03:17,889 پس جناب شیخ 74 00:03:17,889 --> 00:03:18,889 و او گفت 75 00:03:18,889 --> 00:03:20,889 بیماری گناهان 76 00:03:20,889 --> 00:03:23,050 مونتر گفت 77 00:03:23,050 --> 00:03:25,080 و دارو چیست؟ 78 00:03:25,080 --> 00:03:26,080 و او گفت 79 00:03:26,080 --> 00:03:28,080 دارو طلب بخشش است 80 00:03:28,080 --> 00:03:30,210 مونتر گفت 81 00:03:30,210 --> 00:03:32,210 و شفا چگونه است؟ 82 00:03:32,210 --> 00:03:34,270 و او گفت 83 00:03:34,270 --> 00:03:37,270 تا توبه کند و بعد برنگردد 84 00:03:37,270 --> 00:03:40,340 بعد به ما خیره شد و گفت 85 00:03:40,340 --> 00:03:42,340 تختخواب تخت 86 00:03:42,340 --> 00:03:46,340 شما باید رازهایی را که از مردم پنهان است حفظ کنید 87 00:03:46,340 --> 00:03:49,340 آنها در دره ای در پیشگاه خداوند متعال هستند 88 00:03:49,340 --> 00:03:51,340 هر پدیده ای 89 00:03:51,340 --> 00:03:53,340 به دنبال داروی خود بودند 90 00:03:53,340 --> 00:03:55,370 مونتر گفت 91 00:03:55,370 --> 00:03:57,370 و درمان آنها چیست؟ 92 00:03:57,370 --> 00:03:59,370 شیخ گفت 93 00:03:59,370 --> 00:04:01,370 توبه خالصانه 94 00:04:01,370 --> 00:04:06,500 بعد گریه کرد تا اینکه اشک ریشش را خیس کرد 95 00:04:06,500 --> 00:04:08,560 مونتر به او گفت 96 00:04:08,560 --> 00:04:10,560 من گریه می کنم و تو گریه می کنی 97 00:04:10,560 --> 00:04:12,560 و او گفت 98 00:04:12,560 --> 00:04:13,560 به هیچ وجه! 99 00:04:13,560 --> 00:04:15,560 چرا گریه نمی کنم؟ 100 00:04:15,560 --> 00:04:19,560 فهمیده ام که ما افرادی هستیم که با آنها دزد هستیم 101 00:04:19,560 --> 00:04:23,560 صحابه خواستار صلوات خدا بر آنان شدند 102 00:04:23,560 --> 00:04:25,689 هلال گفت 103 00:04:25,689 --> 00:04:27,689 و ما هم همینطور 104 00:04:27,689 --> 00:04:29,689 وقتی ابن الشیخ بر ما وارد شد 105 00:04:29,689 --> 00:04:31,689 زنده شد و گفت 106 00:04:31,689 --> 00:04:33,689 پدر 107 00:04:33,689 --> 00:04:37,689 مادر من برای شما نان مرغوب درست کرده است 108 00:04:37,689 --> 00:04:40,689 قلبش را مجبور می کند که از آن بخورد 109 00:04:40,689 --> 00:04:42,689 برات بیارم؟ 110 00:04:42,689 --> 00:04:44,689 گفت: بیاور. 111 00:04:44,689 --> 00:04:46,689 وقتی برای بردنش بیرون رفت 112 00:04:46,689 --> 00:04:48,689 سوال کننده ای در زد 113 00:04:48,689 --> 00:04:50,689 گفت: او را وارد کن. 114 00:04:50,689 --> 00:04:52,689 وقتی در حیاط خانه بود 115 00:04:52,689 --> 00:04:54,689 به او نگاه کردم 116 00:04:54,689 --> 00:04:56,689 پس پیرمردی بود 117 00:04:56,689 --> 00:04:58,689 لباس پاره 118 00:04:58,689 --> 00:05:01,689 درول روی چانه اش آب ریخته بود 119 00:05:01,689 --> 00:05:05,689 از ویژگی های صورتش، او یک احمق به نظر می رسید 120 00:05:05,689 --> 00:05:07,689 به سختی می توانستم چشم از او بردارم 121 00:05:07,689 --> 00:05:09,689 تا ابن الشیخ را قبول دارم 122 00:05:09,689 --> 00:05:11,689 در روزنامه الخبیس 123 00:05:11,689 --> 00:05:13,689 پدرش به او اشاره کرد 124 00:05:13,689 --> 00:05:16,689 تا آن را در دست پرسشگر بگذارد 125 00:05:16,689 --> 00:05:18,720 پس آن را در دستانش گذاشت 126 00:05:18,720 --> 00:05:20,720 پس مرد به او نزدیک شد 127 00:05:20,720 --> 00:05:23,720 و آنچه در آن است می خورد و آن را می خورد 128 00:05:23,720 --> 00:05:26,720 آب دهانش از همه جا می چکد 129 00:05:26,720 --> 00:05:28,720 او هنوز در حال خوردن است 130 00:05:28,720 --> 00:05:31,720 تا اینکه همه چیز را در صفحه دریافت کرد 131 00:05:31,720 --> 00:05:33,720 و پسرش به او گفت 132 00:05:33,720 --> 00:05:36,720 خدا رحمتت کنه پدر 133 00:05:36,720 --> 00:05:40,720 مادرم زحمت کشید و این نان را برایت درست کرد 134 00:05:40,720 --> 00:05:43,720 خواستیم بخوریمش 135 00:05:43,720 --> 00:05:45,720 بنابراین من آن را به این مرد خوردم 136 00:05:45,720 --> 00:05:48,720 کسی که نمیدونه چی بخوره 137 00:05:48,720 --> 00:05:50,819 گفت: پسرم. 138 00:05:50,819 --> 00:05:52,819 اگر او نمی داند 139 00:05:52,819 --> 00:05:55,819 خدا می داند 140 00:05:55,819 --> 00:05:58,879 سپس سخن او را تلاوت کرد 141 00:05:58,879 --> 00:06:00,879 به حق نخواهید رسید 142 00:06:00,879 --> 00:06:04,879 بنابراین می توانید آنچه را که دوست دارید خرج کنید 143 00:06:04,879 --> 00:06:08,879 و هیچی خرج نکردی 144 00:06:08,879 --> 00:06:13,879 زیرا خداوند دانا است 145 00:06:13,879 --> 00:06:15,879 و همانطور که هست 146 00:06:15,879 --> 00:06:18,879 وقتی مردی از نزدیکانش وارد شد 147 00:06:18,879 --> 00:06:21,879 گفت: ای ابویزید 148 00:06:21,879 --> 00:06:24,879 حسین بن فاطمه کشته شد 149 00:06:24,879 --> 00:06:26,910 درود بر مادرش 150 00:06:26,910 --> 00:06:29,910 گفت: ما از آن خدا هستیم 151 00:06:29,910 --> 00:06:31,910 به سوی او باز خواهیم گشت 152 00:06:31,910 --> 00:06:34,910 سپس کلام الله مجید را تلاوت کرد 153 00:06:34,910 --> 00:06:37,910 بگو خداوندا ای خالق آسمانها 154 00:06:37,910 --> 00:06:41,910 زمین عالم غیب و مشهود است 155 00:06:41,910 --> 00:06:44,910 عالم غیب و مشهود 156 00:06:44,910 --> 00:06:46,910 برای کنترل بندگانت 157 00:06:46,910 --> 00:06:50,910 جایی که اختلاف داشتند 158 00:06:50,910 --> 00:06:53,910 اما سخنان مرد او را شفا نداد 159 00:06:53,910 --> 00:06:55,910 و به او گفت 160 00:06:55,910 --> 00:06:57,910 در مورد کشتن او چه می گویید؟ 161 00:06:57,910 --> 00:07:01,910 گفت: به خدا می گویم که بازگردند 162 00:07:01,910 --> 00:07:04,910 و خداوند آنها را بازخواست خواهد کرد 163 00:07:04,910 --> 00:07:07,230 هلال گفت 164 00:07:07,230 --> 00:07:10,230 بعد دیدم وقت ظهر نزدیک است 165 00:07:10,230 --> 00:07:12,230 پس به شیخ گفتم 166 00:07:12,230 --> 00:07:13,230 به من توصیه کنید 167 00:07:13,230 --> 00:07:15,230 و او گفت 168 00:07:15,230 --> 00:07:17,230 فریب نخور هلال 169 00:07:17,230 --> 00:07:19,230 مردم خیلی از شما تعریف می کنند 170 00:07:19,230 --> 00:07:22,230 مردم از شما خبر ندارند 171 00:07:22,230 --> 00:07:24,259 جز ظاهرت 172 00:07:24,259 --> 00:07:27,259 و او می دانست که تو می روی سر کار 173 00:07:27,259 --> 00:07:30,259 و هر کاری مقصود نیست 174 00:07:30,259 --> 00:07:32,259 چهره خدا محو می شود 175 00:07:32,259 --> 00:07:34,490 مونتر به او گفت 176 00:07:34,490 --> 00:07:37,490 او نیز مرا نصیحت کرد و پاداش خوبی گرفتم 177 00:07:37,490 --> 00:07:39,490 و او گفت 178 00:07:39,490 --> 00:07:40,490 اوه مونتر 179 00:07:40,490 --> 00:07:43,490 در آنچه می دانید از خدا بترسید 180 00:07:43,490 --> 00:07:45,490 و او با علم خود بر شما تأثیر نمی گذارد 181 00:07:45,490 --> 00:07:47,490 همه چیز در دنیای اوست 182 00:07:47,490 --> 00:07:49,519 اوه مونتر 183 00:07:49,519 --> 00:07:51,519 به کسی نگو 184 00:07:51,519 --> 00:07:53,519 خدایا به تو توبه میکنم 185 00:07:53,519 --> 00:07:55,519 سپس توبه نمی کند 186 00:07:55,519 --> 00:07:57,519 پس دروغ خواهد بود 187 00:07:57,519 --> 00:07:59,519 اما بگذارید گفته شود 188 00:07:59,519 --> 00:08:01,519 خدایا منو ببخش 189 00:08:01,519 --> 00:08:03,519 دعا خواهد بود 190 00:08:04,680 --> 00:08:06,680 بدان، مونتر 191 00:08:06,680 --> 00:08:08,680 هیچ خوبی در کلمات وجود ندارد 192 00:08:08,680 --> 00:08:10,680 مگر در حمد خداوند 193 00:08:10,680 --> 00:08:12,680 و الحمدلله 194 00:08:12,680 --> 00:08:15,680 تسبیح خدا و ستایش خداوند 195 00:08:15,680 --> 00:08:17,680 سوالت خوبه 196 00:08:17,680 --> 00:08:19,680 و از شر به تو پناه می برم 197 00:08:19,680 --> 00:08:21,680 و تو را به نیکی امر می کنم 198 00:08:21,680 --> 00:08:23,680 و از منکر نهی می کنیم 199 00:08:23,680 --> 00:08:25,680 و خواندن قرآن 200 00:08:25,680 --> 00:08:27,810 مونتر به او گفت 201 00:08:27,810 --> 00:08:29,810 با شما نشستیم 202 00:08:29,810 --> 00:08:32,809 آنچه از شما شنیدیم با شعر بازنمایی می شود 203 00:08:32,809 --> 00:08:34,809 ما تعدادی از دوستان شما را دیده ایم 204 00:08:34,809 --> 00:08:36,809 از او تقلید می کنند 205 00:08:36,809 --> 00:08:38,809 و او گفت 206 00:08:38,809 --> 00:08:40,809 اینجا حرفی برای گفتن نیست 207 00:08:40,809 --> 00:08:42,809 جز اینکه می نوشت و می خواند 208 00:08:42,809 --> 00:08:44,809 شما آنجا خواهید بود 209 00:08:44,809 --> 00:08:46,809 از پیدا کردن آن در کتابم متنفرم 210 00:08:46,809 --> 00:08:48,809 یک بیت شعر 211 00:08:48,809 --> 00:08:50,809 در روز قیامت برای من خوانده می شود 212 00:08:50,809 --> 00:08:53,000 حساب 213 00:08:53,000 --> 00:08:55,000 سپس رو به همه ما کرد 214 00:08:55,000 --> 00:08:57,000 بیشتر گفت 215 00:08:57,000 --> 00:08:59,000 چه کسی به مرگ اشاره کرد؟ 216 00:08:59,000 --> 00:09:01,000 او غایب مورد انتظار شماست 217 00:09:01,000 --> 00:09:03,000 غایب گفت: اگر غیبتش طولانی باشد 218 00:09:03,000 --> 00:09:05,000 یا به وضعیت او شک داشت 219 00:09:05,000 --> 00:09:07,000 و خودش را تماشا کرد 220 00:09:07,000 --> 00:09:09,100 سپس عبور کنید 221 00:09:09,100 --> 00:09:11,100 و گفت چی 222 00:09:11,100 --> 00:09:13,100 فردا میسازیم 223 00:09:13,100 --> 00:09:15,100 اگر زمین خرد شود، خرد می شود 224 00:09:15,100 --> 00:09:17,100 داکا 225 00:09:17,100 --> 00:09:19,100 پروردگار شما و پادشاه شما آمده اند 226 00:09:19,100 --> 00:09:21,100 ردیف ردیف 227 00:09:21,100 --> 00:09:23,100 و اون روز اومد 228 00:09:23,100 --> 00:09:25,129 در جهنم 229 00:09:25,129 --> 00:09:27,129 هلال گفت 230 00:09:27,129 --> 00:09:29,129 بهار به سختی صحبتش را تمام کرده بود 231 00:09:29,129 --> 00:09:31,159 و همچنین برای پشت 232 00:09:31,159 --> 00:09:33,159 پس رو به پسرش کرد و گفت 233 00:09:33,159 --> 00:09:35,159 ندای خدا را اجابت کنیم 234 00:09:35,159 --> 00:09:37,190 گفت بیا بسازیم. 235 00:09:37,190 --> 00:09:39,190 آنها به من کمک کردند 236 00:09:39,190 --> 00:09:41,190 بردن او به مسجد قابل تقدیر است 237 00:09:41,190 --> 00:09:43,190 خوب، پس ما آن را مطرح کردیم 238 00:09:43,190 --> 00:09:45,190 پس دست راستش را گذاشت 239 00:09:45,190 --> 00:09:47,190 شانه پسرش و دست چپش 240 00:09:47,190 --> 00:09:49,190 شانه ام و بساز 241 00:09:49,190 --> 00:09:51,190 او بین ما سرگردان است 242 00:09:51,190 --> 00:09:53,190 و پاهایش را روی زمین می گذارد 243 00:09:53,190 --> 00:09:55,190 خطا 244 00:09:55,190 --> 00:09:57,190 مونتر به او گفت 245 00:09:57,190 --> 00:09:59,190 دیگر نه 246 00:09:59,190 --> 00:10:01,190 خداوند به شما اجازه داده است 247 00:10:01,190 --> 00:10:03,289 اگر در خانه نماز می خوانید 248 00:10:03,289 --> 00:10:05,289 و او این را گفت 249 00:10:05,289 --> 00:10:07,289 همانطور که شما می گویید 250 00:10:07,289 --> 00:10:09,289 اما من صدای منادی را شنیدم 251 00:10:09,289 --> 00:10:11,289 روی کشاورز زندگی کنید 252 00:10:11,289 --> 00:10:13,289 روی کشاورز زندگی کنید 253 00:10:13,289 --> 00:10:15,289 هر کی از تو شنیده 254 00:10:15,289 --> 00:10:17,289 تماس گیرنده او را به کشاورز دعوت می کند 255 00:10:17,289 --> 00:10:19,289 بگذار جوابش را بدهد حتی اگر باردار باشد 256 00:10:19,289 --> 00:10:22,440 و بعد از 257 00:10:22,440 --> 00:10:24,440 بهار است 258 00:10:24,440 --> 00:10:26,440 این ابن خثیم 259 00:10:26,440 --> 00:10:28,440 یکی از پرچم های پیروان است 260 00:10:28,440 --> 00:10:30,440 و یکی از هشت نفر 261 00:10:30,440 --> 00:10:32,440 که با او به پایان رسید 262 00:10:32,440 --> 00:10:34,440 زهد در زمان خود 263 00:10:34,440 --> 00:10:36,440 در اصل عربی 264 00:10:36,440 --> 00:10:38,440 میوتروفیک 265 00:10:38,440 --> 00:10:40,440 یعنی اصل آن تمام می شود 266 00:10:40,440 --> 00:10:42,440 به مضر 267 00:10:42,440 --> 00:10:44,440 با رسول خدا ملاقات می کند 268 00:10:44,440 --> 00:10:46,440 درود خدا بر او باد 269 00:10:46,440 --> 00:10:48,440 در دو پدربزرگش الیاس و مدر 270 00:10:48,440 --> 00:10:50,730 او از کودکی بزرگ شد 271 00:10:50,730 --> 00:10:52,730 آن را در طاعت خدا بیفزایید 272 00:10:52,730 --> 00:10:54,730 از آن زمان خودش را از شیر گرفته است 273 00:10:54,730 --> 00:10:56,730 تشویق او به تقوای او 274 00:10:56,730 --> 00:10:58,730 مادرش شب خواب بود 275 00:10:58,730 --> 00:11:00,730 بعد بیدار میشی 276 00:11:00,730 --> 00:11:02,730 او پسر کوچکش را پیدا می کند 277 00:11:02,730 --> 00:11:04,730 او هنوز در طاقچه خود خالص است 278 00:11:04,730 --> 00:11:06,730 شنا در مونولوگ او 279 00:11:06,730 --> 00:11:08,730 در نمازش جذب شد 280 00:11:08,730 --> 00:11:10,759 بنابراین او را صدا می کند 281 00:11:10,759 --> 00:11:12,759 و او می گوید، پسر 282 00:11:12,759 --> 00:11:14,759 ای بهار 283 00:11:14,759 --> 00:11:16,759 نمی خوابی؟ 284 00:11:16,759 --> 00:11:18,759 او می گوید چگونه می تواند؟ 285 00:11:18,759 --> 00:11:20,759 خوابیدن برای او دیوانه است 286 00:11:20,759 --> 00:11:22,759 شب و او می ترسد 287 00:11:22,759 --> 00:11:24,759 هر مخالفی حمله کند 288 00:11:24,759 --> 00:11:26,950 اشک جاری می شود 289 00:11:26,950 --> 00:11:28,950 بر گونه های شیخ پیر 290 00:11:28,950 --> 00:11:30,950 برای سلامتی او دعا می کند 291 00:11:30,950 --> 00:11:33,049 و وقتی بزرگ شد 292 00:11:33,049 --> 00:11:35,049 بهار و رشد کرد 293 00:11:35,049 --> 00:11:37,049 او با تقوا بزرگ شد 294 00:11:37,049 --> 00:11:39,049 و همانطور که رشد کرد رشد کرد 295 00:11:39,049 --> 00:11:41,139 ترس او از خدا 296 00:11:41,139 --> 00:11:43,139 مادرش را خیلی نگران کرده بود 297 00:11:43,139 --> 00:11:45,139 دعای او 298 00:11:45,139 --> 00:11:47,139 و شدت ناله اش در تاریکی 299 00:11:47,139 --> 00:11:49,139 شب است و مردم خوابند 300 00:11:49,139 --> 00:11:51,139 تا اینکه به او مشکوک شد 301 00:11:51,139 --> 00:11:53,139 شروع کرد به صدا زدنش 302 00:11:53,139 --> 00:11:55,139 گفتن کیه 303 00:11:55,139 --> 00:11:57,139 آزارت داد پسر 304 00:11:57,139 --> 00:11:59,139 شاید شما مرتکب جنایت شده اید 305 00:11:59,139 --> 00:12:01,139 شاید کسی را کشته ای 306 00:12:01,139 --> 00:12:03,139 گفت بله بله 307 00:12:03,139 --> 00:12:05,139 مادرش کشته شد 308 00:12:05,139 --> 00:12:07,210 او گفت نفس بکش 309 00:12:07,210 --> 00:12:09,210 در اشتیاق و از این 310 00:12:09,210 --> 00:12:11,210 مرده پسر 311 00:12:11,210 --> 00:12:13,210 تا بتوانیم مردم را به تلاش وادار کنیم 312 00:12:13,210 --> 00:12:15,210 شاید به خانواده اش 313 00:12:15,210 --> 00:12:17,210 آنها شما را خواهند بخشید، قسم می خورم 314 00:12:17,210 --> 00:12:19,210 اگر خانواده مرده بدانند او چه عذابی خواهد کشید 315 00:12:19,210 --> 00:12:21,210 از گریه کردن 316 00:12:21,210 --> 00:12:23,210 و شما از دیر بیدار ماندن رنج نمی برید 317 00:12:23,210 --> 00:12:25,210 به شما رحم کنند 318 00:12:25,210 --> 00:12:27,210 گفت: حرف نزن. 319 00:12:27,210 --> 00:12:29,210 هیچ کس جز 320 00:12:29,210 --> 00:12:31,210 خودمو کشتم 321 00:12:31,210 --> 00:12:34,419 من او را با گناهان کشتم 322 00:12:34,419 --> 00:12:36,419 و شما یاد گرفته اید 323 00:12:36,419 --> 00:12:38,419 الربیع بن خثم علی عبدالله 324 00:12:38,419 --> 00:12:40,419 بن مسعود صاحب 325 00:12:40,419 --> 00:12:42,419 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 326 00:12:42,419 --> 00:12:44,419 و نزدیکترین اصحاب 327 00:12:44,419 --> 00:12:46,419 هدیه و نشانی از پیامبر 328 00:12:46,419 --> 00:12:48,419 درود خدا بر او باد 329 00:12:48,419 --> 00:12:50,419 و گیر کرد 330 00:12:50,419 --> 00:12:52,419 بهار با معلمش 331 00:12:52,419 --> 00:12:54,419 دلبستگی نوزاد به مادرش 332 00:12:54,419 --> 00:12:56,419 استاد شاگردش را دوست داشت 333 00:12:56,419 --> 00:12:58,419 عشق پدر به تنها فرزندش 334 00:12:58,419 --> 00:13:00,419 بهار داشت وارد می شد 335 00:13:00,419 --> 00:13:02,419 بدون اجازه بر ابن مسعود 336 00:13:02,419 --> 00:13:04,419 اگر او آن را دارد 337 00:13:04,419 --> 00:13:06,419 هیچ کس مجاز نبود 338 00:13:06,419 --> 00:13:08,419 آن را وارد کنید تا بیرون بیاید 339 00:13:08,419 --> 00:13:10,419 بهار 340 00:13:10,419 --> 00:13:12,419 ابن مسعود می دید کیست 341 00:13:12,419 --> 00:13:14,419 آرامش نفس بهاری 342 00:13:14,419 --> 00:13:16,419 اخلاص قلب و احسان او 343 00:13:16,419 --> 00:13:18,419 تا او را نابود کند 344 00:13:18,419 --> 00:13:20,419 چیزی که دلش را پر از غم می کند 345 00:13:20,419 --> 00:13:22,419 زمان او از پیامبر دیرتر بود 346 00:13:22,419 --> 00:13:24,419 درود خدا بر او باد 347 00:13:24,419 --> 00:13:26,419 و او را محروم کنند 348 00:13:26,419 --> 00:13:28,419 چه کسی او را همراهی کرد؟ 349 00:13:28,419 --> 00:13:30,419 و داشت بهش میگفت 350 00:13:30,419 --> 00:13:32,419 ای ابویزید! 351 00:13:32,419 --> 00:13:34,419 اگر رسول خدا تو را دید 352 00:13:34,419 --> 00:13:36,419 خداوند او را بیامرزد و او را دوست بدارد 353 00:13:36,419 --> 00:13:38,419 همانطور که به او می گفت 354 00:13:38,419 --> 00:13:40,419 من هرگز تو را ندیدم 355 00:13:40,419 --> 00:13:42,419 جز موارد پنهان را ذکر کردم 356 00:13:42,419 --> 00:13:45,639 عبدالله نبود 357 00:13:45,639 --> 00:13:47,639 مسعود در این مورد اغراق کرد 358 00:13:47,639 --> 00:13:49,700 بهار رسیده است 359 00:13:49,700 --> 00:13:51,700 ابن خثم از ترس 360 00:13:51,700 --> 00:13:53,700 تقوا و تقوا 361 00:13:53,700 --> 00:13:55,700 مقداری که به ندرت ذکر شده است 362 00:13:55,700 --> 00:13:57,700 یکی از کلاسش 363 00:13:57,700 --> 00:13:59,700 من او را در آن تحت تأثیر قرار دادم 364 00:13:59,700 --> 00:14:01,700 هنوز خبری 365 00:14:01,700 --> 00:14:03,700 صفحات تاریخ را زیبا می کند 366 00:14:03,700 --> 00:14:05,700 از آن چه 367 00:14:05,700 --> 00:14:07,700 روایت یکی از یارانش 368 00:14:07,700 --> 00:14:09,700 بهار را همراهی کردم 369 00:14:09,700 --> 00:14:11,700 ابن خثم بیست ساله است 370 00:14:11,700 --> 00:14:13,700 من حرفش را نشنیدم 371 00:14:13,700 --> 00:14:15,700 جز با کلمه صعود 372 00:14:15,700 --> 00:14:17,700 و تلاوت کرد 373 00:14:17,700 --> 00:14:19,700 خداوند متعال فرمود 374 00:14:19,700 --> 00:14:21,700 سخنان نیکو به سوی او بالا می رود 375 00:14:21,700 --> 00:14:23,700 و اعمال نیک 376 00:14:23,700 --> 00:14:25,769 او آن را مطرح می کند 377 00:14:25,769 --> 00:14:27,769 عبدالرحمن درباره او گفت 378 00:14:27,769 --> 00:14:29,769 ابن عجلان گفت 379 00:14:29,769 --> 00:14:31,769 انگار شب بهاری بود 380 00:14:31,769 --> 00:14:33,769 وقتی مطمئن شد که من وارد شده ام 381 00:14:33,769 --> 00:14:35,769 در خواب نماز خواند 382 00:14:35,769 --> 00:14:37,769 پس سخن او را خواند 383 00:14:37,769 --> 00:14:39,769 منزه است او 384 00:14:39,769 --> 00:14:41,769 یا به قول کسانی که تصمیم گرفتند؟ 385 00:14:41,769 --> 00:14:43,769 ما آنها را نمی سازیم 386 00:14:43,769 --> 00:14:45,769 مثل کسانی که ایمان دارند 387 00:14:45,769 --> 00:14:47,769 و کارهای نیک انجام دادند 388 00:14:47,769 --> 00:14:49,769 اینکه آیا 389 00:14:49,769 --> 00:14:51,769 چهره آنها 390 00:14:51,769 --> 00:14:53,769 و مرگ آنها 391 00:14:53,769 --> 00:14:55,769 بد است 392 00:14:55,769 --> 00:14:57,769 حکومت می کنند 393 00:14:57,769 --> 00:14:59,769 پس شب را به نماز ماند 394 00:14:59,769 --> 00:15:01,769 با آن 395 00:15:01,769 --> 00:15:03,769 شروع می کند و تکرار می کند 396 00:15:03,769 --> 00:15:05,769 تا اینکه سحر آمد 397 00:15:05,769 --> 00:15:07,769 و چشمانش می درخشد 398 00:15:07,769 --> 00:15:09,769 اشک سرازیر می شود 399 00:15:09,769 --> 00:15:13,179 و برای بهار در خوف خدا 400 00:15:13,179 --> 00:15:15,179 او از بسیاری از اخبار می ترسید 401 00:15:15,179 --> 00:15:17,179 از آن 402 00:15:17,179 --> 00:15:19,179 آنچه را گروهی از 403 00:15:19,179 --> 00:15:21,179 دوستانش گفتند 404 00:15:21,179 --> 00:15:23,179 یک روز با عبدالله بیرون رفتیم 405 00:15:23,179 --> 00:15:25,179 ابن مسعود 406 00:15:25,179 --> 00:15:27,179 و با ما ربیع بن خثیم است 407 00:15:27,179 --> 00:15:29,179 وقتی به یک ساحل رسیدیم 408 00:15:29,179 --> 00:15:31,179 از فرات گذشتیم 409 00:15:31,179 --> 00:15:33,179 با یک کوره بزرگ 410 00:15:33,179 --> 00:15:35,179 آتش او شعله ور بود و به پرواز درآمد 411 00:15:35,179 --> 00:15:37,179 جرقه زد و بلند شد 412 00:15:37,179 --> 00:15:39,179 زبان ها آن را بیرون آورده اند 413 00:15:39,179 --> 00:15:41,179 صدای نفسش را شنید 414 00:15:41,179 --> 00:15:43,179 در کوره انداخته شد 415 00:15:43,179 --> 00:15:45,179 سنگ هایی برای سوزاندن 416 00:15:45,179 --> 00:15:47,210 تا زمانی که آهک شود 417 00:15:47,210 --> 00:15:49,210 وقتی بهار را دید 418 00:15:49,210 --> 00:15:51,210 آتش در مسیر خود متوقف شد 419 00:15:51,210 --> 00:15:53,210 و لرزش او را گرفت 420 00:15:53,210 --> 00:15:55,210 شدید و تلاوت شد 421 00:15:55,210 --> 00:15:57,210 خداوند متعال فرمود 422 00:15:57,210 --> 00:15:59,590 اگر آنها را ببیند 423 00:15:59,590 --> 00:16:01,590 از دور 424 00:16:01,590 --> 00:16:03,590 او را شنیدند 425 00:16:03,590 --> 00:16:05,590 آهی کشید و نفسش را بیرون داد 426 00:16:05,590 --> 00:16:07,590 و اگر 427 00:16:07,590 --> 00:16:09,590 جایی از آن دیدند 428 00:16:09,590 --> 00:16:11,590 باریک و تنگ 429 00:16:11,590 --> 00:16:13,590 بیا برات دعا کنیم 430 00:16:13,590 --> 00:16:15,590 سپس 431 00:16:15,590 --> 00:16:17,590 بیهوش افتادم 432 00:16:17,590 --> 00:16:19,590 ما حتی با او پیوند داشتیم 433 00:16:19,590 --> 00:16:21,590 او از حالت خلسه بیدار شد 434 00:16:21,590 --> 00:16:23,590 او را به خانه اش بردیم 435 00:16:23,590 --> 00:16:27,129 و بعد از 436 00:16:27,129 --> 00:16:29,190 هنوز بهار است 437 00:16:29,190 --> 00:16:31,190 ابن خثم تمام عمرش 438 00:16:31,190 --> 00:16:33,190 مرگ در انتظار 439 00:16:33,190 --> 00:16:35,190 و برای ملاقات با او آماده می شود 440 00:16:35,190 --> 00:16:37,190 او نمرده 441 00:16:37,190 --> 00:16:39,190 دخترش را به گریه انداخت 442 00:16:39,190 --> 00:16:41,190 و او گفت 443 00:16:41,190 --> 00:16:43,190 چی باعث گریه تو میشه پسرم؟ 444 00:16:43,190 --> 00:16:45,190 ممکنه قبول کنم 445 00:16:45,190 --> 00:16:47,190 پدر خوبت 446 00:16:47,190 --> 00:16:49,190 سپس روح خود را به خالق آن تسلیم کرد 447 00:16:55,700 --> 00:16:58,059 ای ابویزید! 448 00:16:58,059 --> 00:17:00,059 اگر رسول خدا تو را دید 449 00:17:00,059 --> 00:17:02,059 خدا رحمتش کند و درود فرستد 450 00:17:02,059 --> 00:17:05,049 ما شما را دوست داریم 451 00:17:05,049 --> 00:17:09,609 عبدالله بن مسعود 452 00:17:09,609 --> 00:17:11,609 ایستاده و مثال 453 00:17:11,609 --> 00:17:13,609 او به دنبال رسول خدا رفت 454 00:17:13,609 --> 00:17:15,609 بدون تلاش و تاخیر 455 00:17:15,609 --> 00:17:17,609 آنها اینجا بودند 456 00:17:17,609 --> 00:17:19,609 ابر را آب می دهند 457 00:17:19,609 --> 00:17:21,609 زندگی ما 458 00:17:21,609 --> 00:17:23,609 چه چیزی در بین ما نیست؟ 459 00:17:23,609 --> 00:17:25,609 یادشان بزرگ است 460 00:17:25,609 --> 00:17:27,609 آنها رفتند 461 00:17:27,609 --> 00:17:29,609 و به وجدان انداختند 462 00:17:29,609 --> 00:17:31,609 یه سوال 463 00:17:31,609 --> 00:17:33,609 آیا آنها را دوست دارید؟ 464 00:17:33,609 --> 00:17:35,609 آسمان ستاره و تپه ها 465 00:17:35,609 --> 00:17:37,609 پر کردند 466 00:17:37,609 --> 00:17:39,609 زندگی باعث افتخار است 467 00:17:39,609 --> 00:17:41,609 با اعمالشان 468 00:17:41,609 --> 00:17:43,609 و من به آنها افتخار می کردم 469 00:17:43,609 --> 00:17:45,700 دنیای نفس