1 00:00:00,000 --> 00:00:03,399 بسم الله الرحمن الرحیم 2 00:00:03,399 --> 00:00:06,960 گنجینه های زندگی نامه 3 00:00:06,960 --> 00:00:11,890 شکست ثقیف 4 00:00:11,890 --> 00:00:16,100 نبرد تمام شده است 5 00:00:16,100 --> 00:00:19,199 مسلمانان در نهایت پیروز شدند 6 00:00:19,199 --> 00:00:23,500 همان چیزی بود که پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود 7 00:00:23,500 --> 00:00:25,699 آنها پیروز خواهند شد 8 00:00:25,699 --> 00:00:28,800 اکثر ثقیفان به طائف گریختند 9 00:00:28,800 --> 00:00:32,799 برخی از آنها به محلی به نام نخله رفتند 10 00:00:33,000 --> 00:00:37,600 و گروهی به محلی به نام اوطاس رفتند 11 00:00:37,600 --> 00:00:42,600 پس پیامبر صلی الله علیه و آله گروهی را به سوی اوطاس فرستاد 12 00:00:42,600 --> 00:00:45,789 رهبری آنها را ابوعامر العشری بر عهده دارد 13 00:00:45,789 --> 00:00:49,090 ابوموسی اشعری رضی الله عنه می فرماید 14 00:00:49,090 --> 00:00:53,590 هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله حنین را تمام کرد 15 00:00:53,590 --> 00:00:57,490 ابوعامر لشکری به سوی اوطس فرستاد 16 00:00:57,490 --> 00:00:59,890 پس درید بن السماح کشته شد 17 00:00:59,890 --> 00:01:02,189 و خداوند یاران خود را شکست داد 18 00:01:02,289 --> 00:01:04,790 مرا با ابوعامر فرستاد 19 00:01:04,790 --> 00:01:07,189 جاشمی با یک تیر به او شلیک کرد 20 00:01:07,189 --> 00:01:09,590 بنابراین او را به زانویش چسباند 21 00:01:09,590 --> 00:01:12,590 پس گفتم: عمو کی به تو شلیک کرد؟ 22 00:01:12,590 --> 00:01:14,890 به او اشاره کرد و گفت 23 00:01:14,890 --> 00:01:17,890 این قاتل است که به من شلیک کرد 24 00:01:17,890 --> 00:01:19,689 ابوموسی گفت 25 00:01:19,689 --> 00:01:22,290 پس نزد او رفتم و به دنبالش رفتم 26 00:01:22,290 --> 00:01:24,489 وقتی منو دید وگرنه 27 00:01:24,489 --> 00:01:25,790 بنابراین من او را دنبال کردم 28 00:01:25,790 --> 00:01:27,689 بنابراین شروع کردم به گفتن او 29 00:01:27,689 --> 00:01:30,790 از محکم ایستادن خجالت نمیکشی؟ 30 00:01:30,790 --> 00:01:31,890 پس بس کن 31 00:01:31,890 --> 00:01:34,489 بنابراین با دو ضربه شمشیر مخالفت کردیم 32 00:01:34,489 --> 00:01:36,090 پس من او را کشتم 33 00:01:36,090 --> 00:01:38,290 سپس به ابوعامر گفتم 34 00:01:38,290 --> 00:01:40,560 خدا دوستت را بکشد 35 00:01:40,560 --> 00:01:41,760 او گفت 36 00:01:41,760 --> 00:01:43,760 پس این فلش را بردارید 37 00:01:43,760 --> 00:01:45,060 بنابراین آن را برداشتم 38 00:01:45,060 --> 00:01:47,159 آب از آن خارج شد 39 00:01:47,159 --> 00:01:48,359 و او گفت 40 00:01:48,359 --> 00:01:49,760 برادرزاده ام 41 00:01:49,760 --> 00:01:53,760 پیامبر صلی الله علیه و آله را بخوانید 42 00:01:53,760 --> 00:01:56,920 و به او بگو برای من طلب بخشش کند 43 00:01:56,920 --> 00:02:00,219 سپس ابوعامر مرا جانشین خود بر مردم قرار داد 44 00:02:00,219 --> 00:02:05,319 پس برگشتم و نزد پیامبر صلی الله علیه و آله در خانه آن حضرت رفتم 45 00:02:05,319 --> 00:02:07,219 روی تخت شنی 46 00:02:07,219 --> 00:02:09,020 و یک تخت روی آن قرار دارد 47 00:02:09,020 --> 00:02:12,319 پشت و کنار تخت تحت تاثیر قرار گرفت 48 00:02:12,319 --> 00:02:15,919 پس اخبار خود و ابوعامر را به او گفتم 49 00:02:15,919 --> 00:02:19,020 آنچه ابوعامر گفت را به او گفتم 50 00:02:19,020 --> 00:02:22,419 پس پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم آب نثار کرد 51 00:02:22,419 --> 00:02:24,020 پس وضو گرفت 52 00:02:24,020 --> 00:02:26,520 سپس دستانش را بالا برد و گفت 53 00:02:26,520 --> 00:02:30,319 خدایا عبید ابی عامر را ببخش 54 00:02:30,319 --> 00:02:32,620 و سفیدی زیر بغلش را دیدم 55 00:02:32,620 --> 00:02:35,020 یعنی در بالا بردن دست ها زیاده روی کرد 56 00:02:35,020 --> 00:02:36,419 سپس گفت 57 00:02:36,419 --> 00:02:42,520 خدایا او را در روز قیامت بر بسیاری از خلقت برتر قرار ده 58 00:02:42,520 --> 00:02:44,419 ابوموسی گفت 59 00:02:44,419 --> 00:02:46,620 و طلب بخشش کنید 60 00:02:46,620 --> 00:02:48,020 و او گفت 61 00:02:48,020 --> 00:02:51,919 خدایا گناه عبدالله بن قیس را ببخش 62 00:02:51,919 --> 00:02:56,120 و در روز قیامت به او ورود شریفی عطا کن 63 00:02:56,120 --> 00:02:59,120 ابوبرده بن ابی موسی گفت 64 00:02:59,120 --> 00:03:01,419 یکی از آنها از ابوعامر است 65 00:03:01,419 --> 00:03:04,020 دیگری از ابوموسی است 66 00:03:04,020 --> 00:03:09,620 یعنی دعایی که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دعا کرد 67 00:03:09,620 --> 00:03:14,909 گنجینه های بیوگرافی 68 00:03:14,909 --> 00:03:20,900 بعضی ها دعا می کنند 69 00:03:20,900 --> 00:03:22,000 گفتنش 70 00:03:22,000 --> 00:03:24,500 پس آب ندا داد و وضو گرفت 71 00:03:24,500 --> 00:03:26,199 سپس دستانش را بالا برد 72 00:03:26,199 --> 00:03:28,099 چیزهایی را نشان می دهد 73 00:03:28,099 --> 00:03:29,199 از او 74 00:03:29,199 --> 00:03:30,400 اولا 75 00:03:30,400 --> 00:03:35,300 پیامبر برای یاران خود صلوات الله علیه و آله دعا می کرد 76 00:03:35,300 --> 00:03:38,800 به خصوص اگر از او بخواهند 77 00:03:38,800 --> 00:03:40,099 دوما 78 00:03:40,099 --> 00:03:45,500 دلالت بر این دارد که اگر بخواهد خدای تبارک و تعالی را ذکر کند، سنت است 79 00:03:45,500 --> 00:03:47,500 با التماس یا غیره 80 00:03:47,500 --> 00:03:49,830 وضو می گیرد 81 00:03:49,830 --> 00:03:51,229 سوم 82 00:03:51,229 --> 00:03:55,430 دلالت بر این دارد که سنت در دعا بالا بردن دست است 83 00:03:55,430 --> 00:03:56,729 چهارم 84 00:03:56,729 --> 00:03:59,830 درخواست دعا از دیگران جایز است 85 00:03:59,830 --> 00:04:01,930 این اولین فرقه است 86 00:04:01,930 --> 00:04:05,030 مشرکان را تا اوتاس تعقیب کردم 87 00:04:05,030 --> 00:04:07,030 و فرقه دوم 88 00:04:07,030 --> 00:04:09,830 کسانی را که نخل گرفتند تعقیب کردم 89 00:04:09,830 --> 00:04:14,030 پس فهمیدم کی هستم و آنها را کشتم 90 00:04:14,030 --> 00:04:19,480 گنجینه های بیوگرافی 91 00:04:19,480 --> 00:04:25,800 جمع آوری غنایم و محاصره طائف 92 00:04:25,800 --> 00:04:27,399 در مورد غنایم 93 00:04:27,399 --> 00:04:29,800 چیز عجیبی بود 94 00:04:29,800 --> 00:04:32,800 به شش هزار اسیر می رسید 95 00:04:32,800 --> 00:04:36,100 بیست و چهار هزار شتر 96 00:04:36,100 --> 00:04:38,699 چهل هزار گوسفند 97 00:04:38,699 --> 00:04:42,300 و چهار هزار اونس نقره 98 00:04:42,300 --> 00:04:46,399 پس پیامبر صلی الله علیه و آله دستور داد تا آنها را جمع کنند 99 00:04:46,399 --> 00:04:50,100 سپس تمام غنایم را در الجیرانه حبس کرد 100 00:04:50,100 --> 00:04:55,399 آن را تقسیم نکرد تا اینکه به طائف رضی الله عنه رفت 101 00:04:55,399 --> 00:04:57,399 او جزو اسرا بود 102 00:04:57,399 --> 00:04:58,800 شما 103 00:04:58,800 --> 00:05:03,360 پیامبر صلی الله علیه و آله با شیر دادن اشتباه کرد 104 00:05:03,360 --> 00:05:07,360 مشرکان به رهبری مالک بن عوف وارد طائف شدند 105 00:05:07,360 --> 00:05:09,360 و با آن مستحکم شدند 106 00:05:09,360 --> 00:05:13,959 پیامبر صلی الله علیه و آله به آنها رسید و آنها را محاصره کرد 107 00:05:13,959 --> 00:05:17,259 این محاصره چهل روز ادامه داشت 108 00:05:17,259 --> 00:05:21,759 پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم به قول معروف بعثت شد 109 00:05:21,759 --> 00:05:25,860 منجنیق را به سوی مردم طائف پرتاب کرد و به سوی آنها پرتاب کرد 110 00:05:25,860 --> 00:05:30,060 سپس منادی پیامبر صلی الله علیه و آله را ندا داد 111 00:05:30,060 --> 00:05:35,160 یعنی هر چه غلام از دژ پایین بیاید و برای ما بیرون بیاید آزاد است 112 00:05:35,160 --> 00:05:38,660 بیست و سه خدمتکار نزد او رفتند 113 00:05:38,660 --> 00:05:41,660 از جمله ابوبکره ثقفی است 114 00:05:41,660 --> 00:05:44,759 مردم قلعه برای این کار آماده بودند 115 00:05:44,759 --> 00:05:49,160 همانطور که گفته شد یک سال به اندازه کافی داشتند 116 00:05:49,160 --> 00:05:53,860 سپس پیامبر صلی الله علیه و آله به مردم اجازه داد 117 00:05:53,860 --> 00:05:57,850 انشاالله فردا تعطیلیم 118 00:05:57,850 --> 00:06:00,149 این کار آنها را سنگین کرد 119 00:06:00,149 --> 00:06:02,449 گفتند یا رسول الله 120 00:06:02,449 --> 00:06:04,949 ما می رویم و قلعه را باز نمی کنیم 121 00:06:04,949 --> 00:06:06,750 پس چگونه؟ 122 00:06:06,750 --> 00:06:09,949 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند 123 00:06:09,949 --> 00:06:12,149 به جنگ رفتند 124 00:06:12,149 --> 00:06:16,050 پس به جنگ رفتند و مجروح شدند 125 00:06:16,050 --> 00:06:19,649 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 126 00:06:19,649 --> 00:06:22,050 فردا تعطیلیم 127 00:06:22,050 --> 00:06:24,050 آنها از آن راضی بودند 128 00:06:24,050 --> 00:06:28,110 پیامبر صلی الله علیه و آله لبخند زد 129 00:06:28,110 --> 00:06:30,310 و گفته شد یا رسول الله 130 00:06:30,310 --> 00:06:32,310 من برای ثقیف دعا می کنم 131 00:06:32,310 --> 00:06:33,610 و او گفت 132 00:06:33,610 --> 00:06:37,810 خدایا فرهنگیان را هدایت کن و بیاور 133 00:06:37,810 --> 00:06:43,250 گنجینه های بیوگرافی 134 00:06:43,250 --> 00:06:50,060 عروة بن مسعود رضی الله عنه اسلام آورد 135 00:06:50,060 --> 00:06:55,060 هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله به طائف بازگشت 136 00:06:55,060 --> 00:06:57,259 عروة بن مسعود نزد او آمد 137 00:06:57,259 --> 00:06:59,660 پس از او پیروی کرد و اسلام آورد 138 00:06:59,660 --> 00:07:01,259 و حلقه این 139 00:07:01,259 --> 00:07:05,160 اوست که نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد 140 00:07:05,160 --> 00:07:08,860 قبل از عهدنامه حدیبیه با او صحبت کرد 141 00:07:08,860 --> 00:07:12,759 آنچه پس از بازگشت نزد اهل مکه گفت 142 00:07:12,759 --> 00:07:15,660 بر پادشاهان ایران و رومیان وارد شد 143 00:07:15,660 --> 00:07:20,360 به دارایی های نگوس و دیگران در دارایی او وارد شد 144 00:07:20,360 --> 00:07:23,259 من کسی را نیافتم که کسی را تمجید کند 145 00:07:23,360 --> 00:07:29,259 اصحاب محمد نیز محمد صلی الله علیه و آله و سلم را گرامی می دارند 146 00:07:29,259 --> 00:07:31,160 ابن اسحاق گفت 147 00:07:31,160 --> 00:07:36,060 زمانی که رسول خدا صلی الله علیه و آله از طائف خارج شد 148 00:07:36,060 --> 00:07:39,060 عروة بن مسعود راه او را ادامه داد 149 00:07:39,060 --> 00:07:42,560 تا اینکه قبل از ورود به شهر به او رسید 150 00:07:42,560 --> 00:07:43,959 پس اسلام آورد 151 00:07:43,959 --> 00:07:48,060 از او خواست که با اسلام به سوی قومش بازگردد 152 00:07:48,060 --> 00:07:51,759 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 153 00:07:51,759 --> 00:07:55,759 و آنچه مردم شما می گویند این است که با شما جنگیدند 154 00:07:55,759 --> 00:08:01,920 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می دانستند که در میان آنها مدارا نیست. 155 00:08:01,920 --> 00:08:03,420 عروه گفت 156 00:08:03,420 --> 00:08:05,220 ای رسول خدا 157 00:08:05,220 --> 00:08:08,720 من آنها را بیشتر از فرزند اولشان دوست دارم 158 00:08:08,720 --> 00:08:12,819 او نیز نسبت به آنها محبت و اطاعت داشت 159 00:08:12,819 --> 00:08:16,019 پس بیرون رفت و قوم خود را به اسلام دعوت کرد 160 00:08:16,019 --> 00:08:18,420 لطفا آن را نقض نکنید 161 00:08:18,420 --> 00:08:21,420 این به خاطر جایگاه او در میان آنهاست 162 00:08:21,420 --> 00:08:24,920 وقتی به خاطر آنها از اتاق زیر شیروانی خود چشم پوشی کرد 163 00:08:24,920 --> 00:08:26,819 آنها را به اسلام دعوت کرد 164 00:08:26,819 --> 00:08:29,319 دین خود را به آنها نشان داد 165 00:08:29,319 --> 00:08:31,920 از هر طرف با تیر به او حمله کردند 166 00:08:31,920 --> 00:08:35,019 یک تیر به او اصابت کرد و او را کشت 167 00:08:35,019 --> 00:08:36,720 به عروه گفته شد 168 00:08:36,720 --> 00:08:38,620 آنچه در خون خود می بینید 169 00:08:38,620 --> 00:08:39,720 او گفت 170 00:08:39,720 --> 00:08:42,720 کرامتی که خداوند مرا با آن گرامی داشته است 171 00:08:42,720 --> 00:08:45,620 و شهادتی که خدا به من داد 172 00:08:45,620 --> 00:08:51,120 چیزی در آن نیست جز آنچه در شهداست 173 00:08:51,120 --> 00:08:55,720 کسانی که با رسول خدا صلی الله علیه و آله کشته شدند 174 00:08:55,720 --> 00:08:58,120 قبل از اینکه تو را ترک کند 175 00:08:58,120 --> 00:09:00,320 پس مرا با آنها دفن کن 176 00:09:00,320 --> 00:09:03,190 پس او را با خود دفن کردند 177 00:09:03,190 --> 00:09:08,549 گنجینه های بیوگرافی 178 00:09:08,549 --> 00:09:13,289 تقسیم غنایم 179 00:09:13,289 --> 00:09:15,990 پیامبر صلی الله علیه و آله برگشت 180 00:09:15,990 --> 00:09:20,090 از محاصره ثقیف در طائف تا الجرانه 181 00:09:20,090 --> 00:09:24,789 ده شب در آنجا ماند بدون اینکه غنائم را تقسیم کند 182 00:09:24,789 --> 00:09:27,789 هوازن منتظر است تا توبه کند 183 00:09:27,789 --> 00:09:30,419 بنابراین پول آنها را می دهد 184 00:09:30,419 --> 00:09:33,019 پیامبر صلی الله علیه و آله داد 185 00:09:33,019 --> 00:09:34,919 ابوسفیان بن حرب 186 00:09:34,919 --> 00:09:38,820 چهل مثقال و صد شتر 187 00:09:38,820 --> 00:09:42,620 به حکیم بن حزام صد شتر داد 188 00:09:42,620 --> 00:09:46,320 به صفوان بن امیه صد شتر داد 189 00:09:46,320 --> 00:09:48,919 سپس صد، سپس صد 190 00:09:48,919 --> 00:09:52,820 به حارث بن کلده صد شتر داد 191 00:09:52,820 --> 00:09:57,519 به دیگران پنجاه شتر داد 192 00:09:57,519 --> 00:10:00,820 و همه اینها برای به دست آوردن قلب آنها 193 00:10:00,820 --> 00:10:04,620 برخی از آنها مسلمانانی هستند که از طریق فتح به اسلام گرویدند 194 00:10:04,620 --> 00:10:08,220 برخی از آنها هنوز مشرک هستند 195 00:10:08,220 --> 00:10:11,019 پیامبر صلی الله علیه و آله بود 196 00:10:11,019 --> 00:10:14,120 از این پول تشکیل شده است 197 00:10:14,120 --> 00:10:18,019 بعضی از آنها را پنجاه و بعضی را چهل عطا کرد 198 00:10:18,019 --> 00:10:20,820 با توجه به جایگاهی که در بین قومش دارد 199 00:10:20,820 --> 00:10:24,720 بادیه نشینان دور او جمع شدند و تقاضای پول کردند 200 00:10:24,720 --> 00:10:27,610 تا اینکه او را به زور به درخت رساندند 201 00:10:27,610 --> 00:10:30,909 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند 202 00:10:30,909 --> 00:10:34,710 ای مردم سوگند به کسی که جان من در دست اوست 203 00:10:34,710 --> 00:10:38,009 اگر درخت تیهاما داشتم، برکت بود 204 00:10:38,009 --> 00:10:40,210 من آن را بین شما تقسیم می کنم 205 00:10:40,210 --> 00:10:45,710 آنگاه مرا بخیل و ترسو و دروغگو ندیدی 206 00:10:45,710 --> 00:10:49,509 ای مردم، به خدا سوگند من از غنایم شما ندارم 207 00:10:49,509 --> 00:10:53,110 این توده فقط یک پنجم است 208 00:10:53,110 --> 00:10:56,340 این پنج به شما بازگردانده می شود 209 00:10:56,340 --> 00:10:59,240 بخاری عمل برخی از بادیه نشینان را برای ما روایت کرد 210 00:10:59,240 --> 00:11:02,570 با پیامبر صلی الله علیه و آله 211 00:11:02,570 --> 00:11:05,570 از ابوسعید خدری می‌گوید: 212 00:11:05,570 --> 00:11:09,070 علی بن ابی طالب رضی الله عنه را فرستاد 213 00:11:09,070 --> 00:11:12,070 به رسول خدا صلی الله علیه و آله 214 00:11:13,070 --> 00:11:16,269 با طلای ادیم مقرود 215 00:11:16,269 --> 00:11:18,769 از خاکش به دست نمی آمد 216 00:11:18,769 --> 00:11:21,669 آن را بین چهار نفر تقسیم کرد 217 00:11:21,669 --> 00:11:23,669 بین عیینه بن بدر 218 00:11:23,669 --> 00:11:25,570 الاقراء ابن حبیس 219 00:11:25,570 --> 00:11:27,169 و اسب ها را زیاد کنید 220 00:11:27,169 --> 00:11:29,370 چهارمی یا استریل یا استریل شده است 221 00:11:29,370 --> 00:11:31,470 یا عامر بن الطفیل 222 00:11:31,470 --> 00:11:34,070 مردی از یارانش گفت 223 00:11:34,070 --> 00:11:37,570 ما سزاوارتر از آنها بودیم 224 00:11:37,570 --> 00:11:41,269 این به پیامبر صلی الله علیه و آله رسید 225 00:11:41,470 --> 00:11:42,669 و او گفت 226 00:11:42,669 --> 00:11:44,370 به من اعتماد نداری؟ 227 00:11:44,370 --> 00:11:47,169 من از بهشت امین هستم 228 00:11:47,169 --> 00:11:51,370 اخبار آسمان صبح و عصر به من می رسد 229 00:11:51,370 --> 00:11:54,570 سپس مردی با چشمان گود رفته در مقابل او ایستاد 230 00:11:54,570 --> 00:11:56,470 ناظر گونه ها 231 00:11:56,470 --> 00:11:58,169 پرت جلو 232 00:11:58,169 --> 00:11:59,570 ریش بگذار 233 00:11:59,570 --> 00:12:01,269 سر تراشیده شده 234 00:12:01,269 --> 00:12:03,269 لباس را پیچید 235 00:12:03,269 --> 00:12:05,370 گفت یا رسول الله 236 00:12:05,370 --> 00:12:07,070 از خدا بترسید 237 00:12:07,070 --> 00:12:11,169 رسول خدا صلی الله علیه و آله به او فرمود 238 00:12:11,169 --> 00:12:12,370 وای بر تو! 239 00:12:12,370 --> 00:12:16,370 آیا تو سزاوارترین اهل زمین برای ترس از خدا نیستی؟ 240 00:12:16,370 --> 00:12:18,370 سپس آن مرد مرد 241 00:12:18,370 --> 00:12:20,669 خالد بن ولید گفت 242 00:12:20,669 --> 00:12:22,269 ای رسول خدا 243 00:12:22,269 --> 00:12:24,370 به گردنش نزن 244 00:12:24,370 --> 00:12:25,669 گفت نه 245 00:12:25,669 --> 00:12:28,570 شاید داره نماز میخونه 246 00:12:28,570 --> 00:12:30,169 خالد گفت 247 00:12:30,169 --> 00:12:35,360 چه بسیار نمازگزارانی که با زبانشان چیزی را می گویند که در دلشان نیست 248 00:12:35,360 --> 00:12:38,659 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند 249 00:12:38,659 --> 00:12:42,159 به من دستور نداده اند که در دل مردم فرو کنم 250 00:12:42,159 --> 00:12:44,659 و شکم آنها را باز نمی کنم 251 00:12:44,659 --> 00:12:48,360 سپس در حالی که ایستاده بود به او نگاه کرد و گفت 252 00:12:48,360 --> 00:12:51,059 از ته بیرون می آید یعنی این 253 00:12:51,059 --> 00:12:54,360 مردم کتاب خدا را با کمال میل تلاوت می کنند 254 00:12:54,360 --> 00:12:56,860 از گلویشان فراتر نمی رود 255 00:12:56,860 --> 00:13:01,360 آنها از بدهی فرار می کنند همانطور که یک تیر از هدف خود می گریزد 256 00:13:01,360 --> 00:13:05,860 اگر آنها را بگیرم، همانطور که ثمود را کشتم، آنها را خواهم کشت 257 00:13:05,860 --> 00:13:08,259 ابوموسی اشعری گفت 258 00:13:08,259 --> 00:13:11,259 من با پیامبر صلی الله علیه و آله بودم 259 00:13:11,259 --> 00:13:13,559 او با الجرانه در حال نزول است 260 00:13:13,559 --> 00:13:15,460 و بلال نزد اوست 261 00:13:15,460 --> 00:13:18,059 پیامبر صلی الله علیه و آله آمد 262 00:13:18,059 --> 00:13:20,360 بادیه نشین گفت 263 00:13:20,360 --> 00:13:23,159 به قولی که بهم دادی عمل نمیکنی؟ 264 00:13:23,159 --> 00:13:25,860 به او گفت: بشارت بده. 265 00:13:25,860 --> 00:13:27,460 مرد گفت 266 00:13:27,460 --> 00:13:30,360 بیش از حد کافی به من مژده دادی 267 00:13:30,360 --> 00:13:33,159 پس پیامبر صلی الله علیه و آله آمد 268 00:13:33,159 --> 00:13:36,860 علی و بلال عصبانی به نظر می رسیدند 269 00:13:36,860 --> 00:13:38,159 و او گفت 270 00:13:38,159 --> 00:13:39,659 پاسخ پوست 271 00:13:39,659 --> 00:13:41,659 پس هر دو پذیرفتید 272 00:13:41,659 --> 00:13:43,659 قبل از ما گفتند 273 00:13:43,659 --> 00:13:46,460 سپس جامی برایشان آوردند 274 00:13:46,460 --> 00:13:49,059 پس دست و صورت خود را در آن شست 275 00:13:49,059 --> 00:13:51,559 نگاهش کرد و بعد گفت 276 00:13:51,559 --> 00:13:57,360 از آن بنوشید و بر صورت و گلوی خود بریزید و بشارت دهید 277 00:13:57,360 --> 00:13:59,960 پس لیوان را گرفت و آنها این کار را کردند 278 00:13:59,960 --> 00:14:03,159 ام سلمه از پشت پرده صدا زد 279 00:14:03,159 --> 00:14:05,559 این برای مادرت بهتر است 280 00:14:05,559 --> 00:14:07,759 برای او بهتر است 281 00:14:07,759 --> 00:14:12,460 اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم چنین کردند 282 00:14:12,460 --> 00:14:15,360 و اما کسانی که منافق هستند 283 00:14:15,360 --> 00:14:18,860 یا کسانی که دلهایشان با ایمان آمیخته نشده است 284 00:14:18,860 --> 00:14:24,360 از ظلم و آزاری که بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم وارد کردند 285 00:14:24,360 --> 00:14:26,659 آنها خوارج هستند 286 00:14:26,659 --> 00:14:31,759 کسانی که بر امت رسول خدا صلی الله علیه و آله قیام کردند 287 00:14:31,759 --> 00:14:33,159 آنها اهمیتی نمی دهند 288 00:14:33,159 --> 00:14:36,759 به صالحان و فاسقان ضربه می زنند 289 00:14:36,759 --> 00:14:38,759 فانوز و آقا