1 00:00:00,000 --> 00:00:03,200 بسم الله الرحمن الرحیم 2 00:00:04,419 --> 00:00:06,219 انجمن مواضع 3 00:00:06,219 --> 00:00:07,740 پیشبرد 4 00:00:07,740 --> 00:00:10,939 آن ده وعده بهشت را دادند 5 00:00:10,939 --> 00:00:15,419 طلحه بن عبیدالله 6 00:00:15,419 --> 00:00:17,489 خداوند از او راضی باشد 7 00:00:17,489 --> 00:00:22,289 عشق اصحاب و خویشاوندی سال تن 8 00:00:22,289 --> 00:00:26,690 پروردگارم اگر زنده شد آن را تحویل داد 9 00:00:26,690 --> 00:00:30,420 عشق به صحابه و خویشاوندی 10 00:00:30,420 --> 00:00:32,619 مشرکان مکه را ترک کردند 11 00:00:32,820 --> 00:00:36,219 آنها می خواهند انتقام مصدومیت خود در بدر را بگیرند 12 00:00:36,219 --> 00:00:41,420 آنها رفتند و دلهایشان از خشم مسلمانان پر شد 13 00:00:41,420 --> 00:00:45,820 و دلهایشان از غم مردگانشان می شکند 14 00:00:45,820 --> 00:00:48,820 در احد با مسلمانان دیدار کردند 15 00:00:48,820 --> 00:00:50,020 یکشنبه 16 00:00:50,020 --> 00:00:53,219 آن نبرد در تاریخ جاودانه شد 17 00:00:53,219 --> 00:00:56,020 نمونه ای برای نسل ها باشد 18 00:00:56,020 --> 00:00:59,420 این درسی است که قرآن ثابت کرده است 19 00:00:59,619 --> 00:01:03,689 تا به مرور زمان فراموش نشود 20 00:01:03,689 --> 00:01:06,489 گروهی که در راه خدا می جنگند 21 00:01:06,489 --> 00:01:08,489 و دیگری کافر است 22 00:01:08,489 --> 00:01:12,290 گروهی که ارزش خود را با بالاترین، حتی بالا می برد 23 00:01:12,290 --> 00:01:14,090 و مقوله طنین انداز می شود 24 00:01:14,090 --> 00:01:17,340 خداوند متعال و والاترین است 25 00:01:17,340 --> 00:01:19,040 دو ردیف به هم رسیدند 26 00:01:19,040 --> 00:01:21,140 دو تیم به هم پیوستند 27 00:01:21,140 --> 00:01:24,239 خداوند پای مسلمانان را محکم بگردان 28 00:01:24,239 --> 00:01:27,340 و پاهای مشرکان می لرزید 29 00:01:27,340 --> 00:01:31,140 حلقه به اهل حق و ایمان روی آورد 30 00:01:31,140 --> 00:01:34,540 لشکریان کفر و ظلم شکست خوردند 31 00:01:34,540 --> 00:01:38,939 تا اینکه مؤمنان واقعی به حرام افتادند 32 00:01:38,939 --> 00:01:41,340 مواضع خود را رها کردند 33 00:01:41,340 --> 00:01:44,140 اشغال شدن توسط دشمن در کمین 34 00:01:44,140 --> 00:01:46,540 آنها را با چاقو می کشد 35 00:01:46,540 --> 00:01:50,140 میزها در میدان جنگ می چرخند 36 00:01:50,140 --> 00:01:53,540 سیستم ارتش محمدی ناکارآمد است 37 00:01:53,540 --> 00:01:55,739 مسلمانان متفرق می شوند 38 00:01:55,739 --> 00:01:59,739 پس از آن که شایع شد که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 39 00:01:59,739 --> 00:02:01,140 او کشته شد 40 00:02:01,140 --> 00:02:04,340 مثل یتیم شدند 41 00:02:04,340 --> 00:02:08,539 کسی که اسلحه اش را رها می کند نمی داند چه کند 42 00:02:08,539 --> 00:02:12,539 با چشمانی اشکبار به شهر رفت 43 00:02:12,539 --> 00:02:15,740 خود را در تنگنای مرگ دید 44 00:02:15,740 --> 00:02:21,469 برای ملاقات با آنچه برگزیده محبوبش رضی الله عنه ملاقات کرد 45 00:02:21,469 --> 00:02:24,770 اما پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 46 00:02:24,770 --> 00:02:28,569 او جانب یکی از اهل احد را گرفته بود 47 00:02:28,569 --> 00:02:32,469 و او گروهی از قهرمانان را دارد که با او می جنگند 48 00:02:32,469 --> 00:02:35,069 و جان خود را فدای او می کنند 49 00:02:35,069 --> 00:02:39,870 هنگامی که طلحه بن عبیدالله رضی الله عنه از آنها اطلاع یافت 50 00:02:39,870 --> 00:02:44,659 مثل تیر به سمت آنها شلیک کرد و تکان خورد و گفت: 51 00:02:44,659 --> 00:02:47,960 ما حافظ غالب و مالک هستیم 52 00:02:47,960 --> 00:02:51,060 ما رسول گرامی خود را گرامی می داریم 53 00:02:51,060 --> 00:02:54,259 ما مردم را در نبردها شکست می دهیم 54 00:02:54,259 --> 00:02:58,280 سفاح در المبارک مردم را زد 55 00:02:58,280 --> 00:03:03,780 طلحه رضی الله عنه به سوی رسول الله صلی الله علیه وسلم شتافت. 56 00:03:03,780 --> 00:03:09,379 بی توجه به ده ها شمشیر و نیزه که راه او را می بندد 57 00:03:09,379 --> 00:03:13,479 تا اینکه به رسول خدا صلی الله علیه و آله رسید 58 00:03:13,479 --> 00:03:18,979 سپس یازده شیر از جوانان انصار دور او جمع شدند و از او محافظت کردند 59 00:03:18,979 --> 00:03:22,979 مشرکان از همه جا بر آنها احاطه دارند 60 00:03:22,979 --> 00:03:29,780 هدف اول آنها آسیب رساندن به پیامبر برگزیده صلی الله علیه و آله است 61 00:03:29,780 --> 00:03:33,479 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 62 00:03:33,479 --> 00:03:35,180 از مردم 63 00:03:35,180 --> 00:03:36,680 طلحه گفت 64 00:03:36,680 --> 00:03:38,879 من هستم ای رسول خدا 65 00:03:38,879 --> 00:03:42,979 رسول خدا صلی الله علیه و آله به او فرمود 66 00:03:42,979 --> 00:03:44,479 همانطور که هستی 67 00:03:44,479 --> 00:03:46,780 مردی از انصار گفت 68 00:03:46,780 --> 00:03:48,879 من هستم ای رسول خدا 69 00:03:48,879 --> 00:03:49,979 و او گفت 70 00:03:49,979 --> 00:03:51,479 بله شما هستید 71 00:03:51,479 --> 00:03:54,300 پس انصاری جنگید تا کشته شد 72 00:03:55,080 --> 00:03:58,180 سپس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم روی آورد 73 00:03:58,620 --> 00:04:01,379 آن گاه مشرکان دوباره برگشتند 74 00:04:01,780 --> 00:04:02,580 و او گفت 75 00:04:02,979 --> 00:04:04,039 از مردم 76 00:04:04,620 --> 00:04:05,740 طلحه گفت 77 00:04:06,159 --> 00:04:07,819 من هستم ای رسول خدا 78 00:04:08,340 --> 00:04:09,840 گفت همینطور که هستی 79 00:04:10,460 --> 00:04:12,460 مردی از انصار گفت 80 00:04:12,780 --> 00:04:14,379 من هستم ای رسول خدا 81 00:04:14,939 --> 00:04:15,659 و او گفت 82 00:04:15,979 --> 00:04:17,019 بله شما هستید 83 00:04:17,540 --> 00:04:19,540 او جنگید تا کشته شد 84 00:04:20,100 --> 00:04:25,819 سپس پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم مدام می فرمود: کی برای آنهاست، کی برای آنهاست. 85 00:04:26,259 --> 00:04:30,300 قهرمانان انصاری قهرمان پشت قهرمان به سراغ آنها آمدند 86 00:04:30,779 --> 00:04:34,620 هر یک از آنها تا کشته شدن می جنگند 87 00:04:35,220 --> 00:04:40,860 تا اینکه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ماند و طلحه بن عبیدالله ماند. 88 00:04:41,579 --> 00:04:44,740 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 89 00:04:45,139 --> 00:04:46,180 از مردم 90 00:04:46,660 --> 00:04:47,779 طلحه گفت 91 00:04:48,100 --> 00:04:49,860 من هستم ای رسول خدا 92 00:04:50,339 --> 00:04:54,060 رسول خدا صلی الله علیه و آله به او فرمود 93 00:04:54,459 --> 00:04:55,459 بله شما هستید 94 00:04:56,180 --> 00:04:59,220 پس طلحه با یازده جنگجو جنگید 95 00:04:59,660 --> 00:05:05,100 او با دفاع از یک لشکر کامل از پیامبر صلی الله علیه و آله دفاع کرد 96 00:05:05,540 --> 00:05:08,660 تا اینکه دستش را زدم و انگشتانش را قطع کردم 97 00:05:09,139 --> 00:05:10,339 گفت: هاس. 98 00:05:10,779 --> 00:05:13,980 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 99 00:05:14,379 --> 00:05:16,019 اگر گفتم بسم الله 100 00:05:16,500 --> 00:05:19,819 فرشتگان و مردم در حال تماشای شما هستند 101 00:05:21,209 --> 00:05:22,769 و در این بین 102 00:05:23,129 --> 00:05:27,490 چرا حملک از زهیر پیامبر صلی الله علیه و آله 103 00:05:27,850 --> 00:05:30,250 بین او و او کسی نیست 104 00:05:30,889 --> 00:05:32,089 بنابراین او یک تیر گرفت 105 00:05:32,410 --> 00:05:37,449 آن را به آرامی به طرف صورت رسول خدا صلی الله علیه و آله پرتاب کرد 106 00:05:37,889 --> 00:05:40,170 طلحه تیر را با دست پرتاب کرد 107 00:05:40,649 --> 00:05:42,850 دستش مجروح شد و شکست خورد 108 00:05:43,569 --> 00:05:46,569 او هم که خدا راضی باشد از ناحیه سر مجروح شد 109 00:05:47,050 --> 00:05:49,930 مردی از قریش دو ضربه به او زد 110 00:05:50,449 --> 00:05:52,649 ضربه ای در حالی که می خواست این کار را انجام دهد 111 00:05:52,930 --> 00:05:55,170 و ضربه ای در حالی که از آن روی برگرداند 112 00:05:55,730 --> 00:05:57,290 سپس خون از او چکید 113 00:05:57,970 --> 00:06:02,569 چنان که ضربات و جراحات طلحه رضی الله عنه از بین رفت 114 00:06:02,930 --> 00:06:06,290 اما در مقابل دشمن ثابت قدم ماند 115 00:06:06,769 --> 00:06:08,649 اولین و آخرین توهم او 116 00:06:09,050 --> 00:06:12,649 امان رسول خدا صلی الله علیه و آله 117 00:06:13,290 --> 00:06:15,170 توجه کنید که خداوند از او راضی باشد 118 00:06:15,569 --> 00:06:18,569 که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 119 00:06:18,569 --> 00:06:21,970 جایی که هست در امان نیست 120 00:06:22,569 --> 00:06:26,129 پس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را به مردم بازگرداند 121 00:06:26,490 --> 00:06:28,009 تا بتواند به او پناه ببرد 122 00:06:28,610 --> 00:06:31,370 و هرگاه مشرکان به او نزدیک می شدند چنین می شد 123 00:06:31,730 --> 00:06:35,569 طلحه رضی الله عنه با آنها جنگید تا آن ها را عقب راند 124 00:06:36,050 --> 00:06:37,689 او از تیرهای او دوری می کند 125 00:06:38,050 --> 00:06:40,649 تا اینکه پشتش مثل جوجه تیغی شد 126 00:06:41,250 --> 00:06:44,170 در راه، سنگی به آنها نشان داده شد 127 00:06:44,610 --> 00:06:49,410 رسول خدا صلی الله علیه و آله نتوانست از آن بالا برود 128 00:06:49,810 --> 00:06:51,370 به خاطر زخم هایش 129 00:06:51,889 --> 00:06:54,649 و به خاطر سنگینی دو سپر که بر او بود 130 00:06:54,970 --> 00:06:56,569 با پدر و مادرش 131 00:06:57,529 --> 00:07:00,850 طلحه رضی الله عنه بر پاهایش تعظیم کرد 132 00:07:01,329 --> 00:07:06,569 سپس پیامبر صلی الله علیه و آله بر او رفت تا بر صخره ایستاد. 133 00:07:07,250 --> 00:07:09,610 فرمود صلی الله علیه و آله و سلم 134 00:07:10,009 --> 00:07:11,250 طلحه مکلف شد 135 00:07:11,810 --> 00:07:13,569 یعنی بهشت برای او مقدر شده است 136 00:07:14,009 --> 00:07:16,730 چه کار بزرگی انجام داد آن روز 137 00:07:18,060 --> 00:07:23,139 اصحاب ارجمند به جایگاه پیامبر صلی الله علیه و آله رسیدند 138 00:07:23,620 --> 00:07:25,540 او اولین کسی بود که رسید 139 00:07:25,860 --> 00:07:27,500 ابوبکر صدیق 140 00:07:27,819 --> 00:07:31,579 و ابوعبیده بن الجراح رضی الله عنهم 141 00:07:32,060 --> 00:07:35,819 رسول خدا صلی الله علیه و آله به آنها فرمود 142 00:07:36,220 --> 00:07:38,100 شما باید دوست خود را ملاقات کنید 143 00:07:38,459 --> 00:07:39,620 طلحه را می خواهد 144 00:07:40,019 --> 00:07:43,620 پس امور پیامبر صلی الله علیه و آله را اصلاح کرد 145 00:07:44,100 --> 00:07:46,779 سپس نزد طلحه رضی الله عنه آمدند 146 00:07:47,259 --> 00:07:50,180 هفتاد و هفت عمل جراحی داشت 147 00:07:50,699 --> 00:07:53,779 بین ضربه چاقو، پرتاب و ضربه 148 00:07:54,180 --> 00:07:55,819 پس امور خود را سامان داد 149 00:07:57,180 --> 00:08:01,980 وقتی از ابوبکر رضی الله عنه یاد می شد، می گفت: 150 00:08:02,579 --> 00:08:04,980 این همه در روز طلحه بود 151 00:08:05,579 --> 00:08:06,500 و او می گوید 152 00:08:07,259 --> 00:08:10,420 پدر پیامبر هدایت و اسبها از او پیروی می کنند 153 00:08:10,980 --> 00:08:14,459 حتی اگر حافظ دین پیدا کنند 154 00:08:14,939 --> 00:08:18,019 وقتی محافظانشان رفتند، آنها صبور بودند که به چالش کشیده شوند 155 00:08:18,339 --> 00:08:21,540 مردم از مهدی و شیفته اند 156 00:08:22,060 --> 00:08:25,300 ای طلحه بن عبیدالله تو مکلف شدی 157 00:08:25,740 --> 00:08:29,139 بهشت مال توست و با درد چشم ازدواج کرده ای 158 00:08:29,949 --> 00:08:33,230 حسن بن ثابت رضی الله عنه گفت 159 00:08:34,000 --> 00:08:37,200 طلحه در روز مردم از محمد شرم دارد 160 00:08:37,639 --> 00:08:41,039 در ساعتی که به او و آپارتمان من نزدیک شد 161 00:08:41,600 --> 00:08:44,559 با نیزه از او محافظت کرد و اسلام آورد 162 00:08:45,200 --> 00:08:48,360 من او را زیر شمشیر تشویق می کنم، اما شما شکست خوردید 163 00:08:48,960 --> 00:08:52,120 امامی از مردم جز محمد نبود 164 00:08:52,679 --> 00:08:56,000 او مسلمان ماند تا اینکه من استعفا دادم 165 00:08:57,450 --> 00:09:00,129 طلحه بن عبیدالله نیز چنین بود 166 00:09:00,610 --> 00:09:04,529 یک قهرمان شجاع در تمام نبردهایی که انجام داد 167 00:09:05,210 --> 00:09:09,090 از رسول خدا صلی الله علیه و آله عقب نماند 168 00:09:09,289 --> 00:09:11,330 در کدام نبرد پیروز شد؟ 169 00:09:11,889 --> 00:09:14,129 جز آنچه در جنگ بدر رخ داد 170 00:09:14,929 --> 00:09:17,850 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 171 00:09:18,330 --> 00:09:21,809 او و سعید بن زید رضی الله عنه او را فرستادند 172 00:09:22,330 --> 00:09:24,929 خبر کاروان قریش را حس می کنند 173 00:09:25,490 --> 00:09:29,690 پس رفتند و رسول خدا صلی الله علیه و آله تمام شد 174 00:09:29,809 --> 00:09:31,490 از جنگ با مشرکان 175 00:09:32,090 --> 00:09:36,769 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آنان را از شاهدان بر شمرد 176 00:09:37,330 --> 00:09:40,009 با تیری از غنایم به آنها زد 177 00:09:41,519 --> 00:09:43,080 و از او راضی بود 178 00:09:43,519 --> 00:09:48,320 همچنین از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله دفاع می کند 179 00:09:49,039 --> 00:09:53,960 مردی نزد او آمد که می خواست در مورد ابوهریره رضی الله عنه شک کند 180 00:09:54,399 --> 00:09:57,159 گفت: این یمانی را دیده ای؟ 181 00:09:57,720 --> 00:09:59,039 یعنی ابوهریره 182 00:09:59,600 --> 00:10:02,639 آیا او بیشتر از شما از حدیث رسول خدا می داند؟ 183 00:10:03,320 --> 00:10:06,360 ما چیزهایی از او می شنویم که از شما نمی شنویم 184 00:10:07,080 --> 00:10:09,480 طلحه رضی الله عنه به او گفت 185 00:10:10,080 --> 00:10:15,360 یا از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیده است که ما نشنیده ایم. 186 00:10:15,960 --> 00:10:17,639 من در این شک ندارم 187 00:10:18,200 --> 00:10:19,120 و من به شما می گویم 188 00:10:19,799 --> 00:10:21,840 ما اهل خانه بودیم 189 00:10:22,480 --> 00:10:26,639 صبح و شام نزد رسول خدا می آمدیم 190 00:10:27,360 --> 00:10:29,919 فقیر بود و پول نداشت 191 00:10:30,440 --> 00:10:34,519 او از صحابی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود 192 00:10:35,320 --> 00:10:38,759 من شک ندارم که او چیزی را شنید که ما نشنیدیم 193 00:10:39,549 --> 00:10:41,629 آیا کسی را پیدا می کنید که در آن مهارت داشته باشد؟ 194 00:10:42,149 --> 00:10:45,190 درباره رسول خدا چیزی می گوید که نگفته است 195 00:10:46,799 --> 00:10:49,960 زنده باد طلحه بن عبیدالله رضی الله عنه 196 00:10:50,399 --> 00:10:55,559 وفادار به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و جانشینان پس از او 197 00:10:56,080 --> 00:11:01,200 تا اینکه پس از کشته شدن عثمان بن عفان رضی الله عنه نزاع پیش آمد. 198 00:11:01,879 --> 00:11:05,360 او خود را موظف می دانست که خون خود را مطالبه کند 199 00:11:05,840 --> 00:11:07,080 او برای این کار تلاش کرد 200 00:11:07,759 --> 00:11:11,960 تا اینکه در جنگ شتر کشته شد، در حالی که با ما می گذشت 201 00:11:12,639 --> 00:11:16,360 این در سال سی و شش هجری بود 202 00:11:16,799 --> 00:11:19,240 او شصت و دو سال دارد 203 00:11:20,029 --> 00:11:24,190 پس از گذشت بیش از سی سال از رحلت ایشان، خداوند از او راضی باشد 204 00:11:24,750 --> 00:11:28,190 مردی نزد دخترش عایشه آمد و به او گفت 205 00:11:28,710 --> 00:11:31,590 طلحه را در خواب دیدم و گفت: 206 00:11:32,149 --> 00:11:36,149 به عایشه دخترم بگو مرا از این مکان منتقل کند 207 00:11:36,710 --> 00:11:40,110 تراوش، یعنی آب، مرا آزار داده است 208 00:11:40,750 --> 00:11:44,110 پس عایشه با عزت خود و یارانش سوار شد 209 00:11:44,590 --> 00:11:47,750 تا اینکه بر سر قبر طلحه رضی الله عنه آمدند 210 00:11:48,269 --> 00:11:51,110 پس ساختمانی را بر آن زدند و آن را کندند 211 00:11:51,830 --> 00:11:52,870 عایشه گفت 212 00:11:53,549 --> 00:11:56,830 دیدم هیچ چیز در پدرم تغییر نکرده است 213 00:11:57,269 --> 00:12:00,789 به جز موهای یک قسمت ریشش 214 00:12:02,129 --> 00:12:05,250 سعد بن ابی وقاص رضی الله عنه آن را شنید 215 00:12:05,690 --> 00:12:08,090 مردی عثمان و علی را با چاقو می زند 216 00:12:08,409 --> 00:12:11,210 طلحه و الزبیر رضی الله عنهم 217 00:12:11,850 --> 00:12:14,289 پس سعد جلوی او را گرفت و گفت: 218 00:12:14,690 --> 00:12:16,529 دلتنگ من نشو داداش 219 00:12:17,090 --> 00:12:18,090 مرد نپذیرفت 220 00:12:18,809 --> 00:12:20,929 پس سعد رضی الله عنه برخاست 221 00:12:21,370 --> 00:12:23,769 دو ركعت نماز خواند و سپس فرمود: 222 00:12:24,450 --> 00:12:27,769 خدایا اگر آنچه می گوید از تو ناراضی است 223 00:12:28,409 --> 00:12:30,409 امروز یک علامت به من نشان بده 224 00:12:30,809 --> 00:12:32,049 و او را الگو قرار دهید 225 00:12:32,769 --> 00:12:33,929 پس مرد بیرون آمد 226 00:12:34,450 --> 00:12:37,450 آنگاه دید که شتری صف مردم را درید 227 00:12:37,889 --> 00:12:39,649 تا اینکه به آن مرد رسید 228 00:12:40,210 --> 00:12:43,730 پس آن را گرفت و بین شکم و زمین گذاشت 229 00:12:44,289 --> 00:12:46,409 پس او را له کرد تا اینکه او را کشت 230 00:12:47,259 --> 00:12:48,899 سعید بن المسیاب گفت 231 00:12:49,659 --> 00:12:53,460 مردمی را دیدم که سعد را دنبال می کردند و می گفتند: 232 00:12:54,100 --> 00:12:56,100 مبارکت باشه ابو اسحاق 233 00:12:56,580 --> 00:12:58,019 من به دعوت شما پاسخ می دهم 234 00:13:21,850 --> 00:13:25,850 ابی عبیده، السعدان و الخلافان