WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:03.000
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:15.509 --> 00:00:17.510
انجمن مواضع خشنود است

00:00:17.510 --> 00:00:19.510
به شما ارائه شود

00:00:19.510 --> 00:00:22.510
تصاویری از زندگی همراهان زن

00:00:22.510 --> 00:00:26.640
نوشته دکتر عبدالرحمن رأفت الباشا

00:00:26.640 --> 00:00:28.640
خدا رحمتش کند

00:00:28.640 --> 00:00:33.500
صفیه بنت عبدالمطلب

00:00:33.500 --> 00:00:35.500
خداوند از او راضی باشد

00:00:47.350 --> 00:00:52.240
این بانوی بزرگوار و هوشیار کیست؟

00:00:52.240 --> 00:00:55.240
که مردها قبلاً آنها را در نظر می گرفتند

00:00:55.240 --> 00:00:58.240
از این همراه دلاور

00:00:58.240 --> 00:01:02.240
اولین زنی که در اسلام مشرک را کشت؟

00:01:02.240 --> 00:01:04.239
از این زن مصمم

00:01:04.239 --> 00:01:07.239
که اولین پارس را برای مسلمانان ایجاد کرد

00:01:07.239 --> 00:01:10.239
برای رضای خدا شمشیر بکش

00:01:10.239 --> 00:01:13.239
او صفیه بنت عبدالمطلب است

00:01:13.239 --> 00:01:15.239
هاشمی قرشی

00:01:15.239 --> 00:01:19.239
عمه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:01:19.239 --> 00:01:24.299
جلال صفیه بنت عبدالمطلب را از هر سو احاطه کرد

00:01:24.299 --> 00:01:27.299
پدرش عبدالمطلب بن هاشم است

00:01:27.299 --> 00:01:30.299
جد پیامبر و پیشوای قریش

00:01:30.299 --> 00:01:32.299
و اربابش مطیع است

00:01:32.299 --> 00:01:34.299
مادرش حله بنت وهب است

00:01:34.299 --> 00:01:38.299
خواهر آمنه بنت وهب، مادر پیامبر

00:01:38.299 --> 00:01:41.299
شوهر اولش، الحارث بن حرب

00:01:41.299 --> 00:01:43.299
برادر ابوسفیان بن حرب

00:01:43.299 --> 00:01:45.299
رهبر بنی امیه

00:01:45.299 --> 00:01:47.299
او پس از او درگذشت

00:01:47.299 --> 00:01:51.299
شوهر دوم او عوام بن خویلد است

00:01:51.299 --> 00:01:53.299
برادر خدیجه بنت خویلد

00:01:53.299 --> 00:01:56.299
بانوی زنان عرب در دوران جاهلیت

00:01:56.299 --> 00:01:59.299
اولین مادران مؤمنان به اسلام

00:01:59.299 --> 00:02:02.400
این بنا توسط زبیر بن العوام ساخته شده است

00:02:02.400 --> 00:02:05.400
شاگردان من رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:02:05.400 --> 00:02:07.400
آیا این افتخار دور است؟

00:02:07.400 --> 00:02:11.400
افتخاری که ارواح غیر از شرف ایمان آرزوی آن را دارند

00:02:11.400 --> 00:02:15.500
شوهرش العوام بن خویلد درگذشت

00:02:15.500 --> 00:02:18.500
او یک فرزند خردسال از او باقی گذاشت

00:02:18.500 --> 00:02:19.500
او زبیر است

00:02:19.500 --> 00:02:22.500
او در زبری و صلابت بزرگ شد

00:02:22.500 --> 00:02:25.500
او را با سوارکاری و جنگ پرورش داد

00:02:25.500 --> 00:02:29.500
من آن را یک بازی برای تیز کردن تیرها و تعمیر کمان کردم

00:02:29.500 --> 00:02:33.500
او را به هر شکل ترسناکی پرتاب می کرد

00:02:33.500 --> 00:02:35.500
و او را در هر خطری قرار دهید

00:02:35.500 --> 00:02:38.500
اگر او را ببیند، مردد یا تردید می کند

00:02:38.500 --> 00:02:40.500
او را به شدت کتک زد

00:02:40.500 --> 00:02:44.500
حتی یکی از عموهایش او را به خاطر این موضوع سرزنش می کرد

00:02:44.500 --> 00:02:46.500
جایی که به او گفت

00:02:46.500 --> 00:02:48.500
اینجوری یه پسر رو میزنه

00:02:48.500 --> 00:02:52.500
تو او را با نفرت زدی نه با مادر

00:02:52.500 --> 00:02:54.500
لرزید و گفت:

00:02:54.500 --> 00:02:57.500
هر کی میگه ازش متنفرم دروغ میگه

00:02:57.500 --> 00:03:00.500
اما من او را زدم تا جواب بدهد

00:03:00.500 --> 00:03:03.500
ارتش شکست خورده و غارت می آورد

00:03:03.500 --> 00:03:07.979
و هنگامی که خداوند پیامبرش را با دین هدایت و حق فرستاد

00:03:07.979 --> 00:03:10.979
او را بیم دهنده و بشارتی برای مردم فرستاد

00:03:10.979 --> 00:03:13.979
به او دستور داد که از نزدیکانش شروع کند

00:03:13.979 --> 00:03:15.979
مجموعه بنی عبدالمطلب

00:03:15.979 --> 00:03:19.979
زنان، مردان، پیر و جوانشان

00:03:19.979 --> 00:03:21.979
خطاب به آنها گفت:

00:03:22.979 --> 00:03:24.979
ای فاطمه دختر محمد

00:03:24.979 --> 00:03:27.979
ای صفیه دختر عبدالمطلب

00:03:27.979 --> 00:03:29.979
ای فرزندان عبدالمطلب

00:03:29.979 --> 00:03:32.979
من از خدا برای شما چیزی ندارم

00:03:32.979 --> 00:03:35.979
سپس آنها را به ایمان به خدا دعوت کرد

00:03:35.979 --> 00:03:38.979
خوش شانس بودند که پیام او را باور کردند

00:03:38.979 --> 00:03:42.979
پس نور الهی را از میان آنان بپذیر

00:03:42.979 --> 00:03:44.979
آن که از سن خود روی برگرداند همان است که روی برگرداند

00:03:44.979 --> 00:03:47.979
او صفیه دختر عبدالمطلب بود

00:03:47.979 --> 00:03:50.979
در نسل اول مؤمنان

00:03:52.039 --> 00:03:56.039
سپس صفیه جلال را از اندام خود جمع کرد

00:03:56.039 --> 00:03:59.039
من به شما پاداش خواهم داد و اسلام را جلال خواهم داد

00:03:59.039 --> 00:04:03.139
صفیه بنت عبدالمطلب به موکب نور پیوست

00:04:03.139 --> 00:04:06.139
او و پسرش زبیر بن العوام

00:04:06.139 --> 00:04:09.139
او همان رنجی را کشید که مسلمانان قبلی متحمل شدند

00:04:09.139 --> 00:04:12.139
از ظلم و ستم و ظلم قریش

00:04:12.139 --> 00:04:16.139
زمانی که خداوند به پیامبرش و مؤمنان همراه او اذن داد

00:04:16.139 --> 00:04:18.139
با مهاجرت به شهر

00:04:18.139 --> 00:04:21.139
آن بانوی هاشمی مکه را پشت سر گذاشت

00:04:21.139 --> 00:04:24.139
با تمام ردپای خاطراتش

00:04:24.139 --> 00:04:27.139
و انواع و اقسام شاهکارها و شاهکارها

00:04:27.139 --> 00:04:30.139
صورتش را به سمت شهر چرخاند

00:04:30.139 --> 00:04:33.139
هجرت با دین خود به سوی خدا و رسولش

00:04:33.139 --> 00:04:36.259
اگرچه خانم بزرگ

00:04:36.259 --> 00:04:41.259
در آن زمان او به 60 سالگی نزدیک می شد

00:04:41.259 --> 00:04:45.259
در عرصه های جهادی مقام هایی داشت

00:04:45.259 --> 00:04:51.259
تاریخ او را با زبانی تازه با تحسین و مرطوب از ستایش یاد می کند

00:04:51.259 --> 00:04:55.300
از این موقعیت ها دو صحنه برای ما کافی است

00:04:55.300 --> 00:04:59.300
اولی روز یکشنبه و دومی در روز خندق بود

00:04:59.300 --> 00:05:02.329
در مورد آنچه در هر کسی بود

00:05:02.329 --> 00:05:05.329
این است که او با سربازان مسلمان بیرون رفت

00:05:05.329 --> 00:05:09.329
گروهی از زنان هستند که در راه خدا جهاد می کنند

00:05:09.329 --> 00:05:12.329
پس آب برد و تشنگان را سیراب کرد

00:05:12.329 --> 00:05:16.329
شما تیرها را تیز می کنید و کمان ها را تعمیر می کنید

00:05:16.329 --> 00:05:19.329
اما هدف دیگری داشت

00:05:19.329 --> 00:05:23.329
این است که نبرد را با تمام احساساتش پیش بینی کنیم

00:05:23.329 --> 00:05:25.329
جای تعجب نیست

00:05:25.329 --> 00:05:29.329
برادرزاده اش محمد رسول الله در صحن او بود

00:05:29.329 --> 00:05:33.329
و برادرش حمزه بن عبدالمطلب اسدالله

00:05:33.329 --> 00:05:38.329
فرزندش زبیر بن عوام از شاگردان پیامبر خدا است.

00:05:38.329 --> 00:05:42.329
و در نبرد قبل از همه اینها و بالاتر از آن

00:05:42.329 --> 00:05:46.329
سرنوشت اسلام که راغب پذیرفت

00:05:46.329 --> 00:05:49.329
او به خاطر او هجرت کرد و به دنبال پاداش بود

00:05:49.329 --> 00:05:52.680
به وسیله او راه بهشت را دیدم

00:05:52.680 --> 00:05:56.680
وقتی دید که مسلمانان در معرض رسول خدا هستند

00:05:56.680 --> 00:05:58.680
به جز تعدادی از آنها

00:05:58.680 --> 00:06:02.680
مشرکان را دیدم که به پیامبر می رسند و او را هلاک می کنند

00:06:02.680 --> 00:06:05.680
او پوست آب خود را به زمین انداخت

00:06:05.680 --> 00:06:08.680
او مانند شیر شیری که به توله هایش حمله کردند غرش کرد

00:06:08.680 --> 00:06:11.680
نیزه ای از دست یکی از شکست خوردگان ربوده شد

00:06:11.680 --> 00:06:14.680
او شروع به شکستن صفوف با او کرد

00:06:14.680 --> 00:06:16.680
با دندان هایش به صورت ها ضربه می زند

00:06:16.680 --> 00:06:18.680
و بر مسلمانان نعره می زند و می گوید:

00:06:18.680 --> 00:06:22.779
قرار بر این است که از رسول خدا شکست خوردی

00:06:22.779 --> 00:06:26.779
وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم او را دید

00:06:26.779 --> 00:06:30.779
می ترسید برادرش حمزه را مرده ببیند

00:06:30.779 --> 00:06:33.779
مشرکان زشت ترین وجه را به او دادند

00:06:33.779 --> 00:06:36.779
او به پسرش الزبیر اشاره کرد و گفت:

00:06:36.779 --> 00:06:39.779
زن، زبیر

00:06:39.779 --> 00:06:42.779
الزبیر به او نزدیک شد و گفت

00:06:42.779 --> 00:06:45.779
ای مادرش، به تو، ای مادرش

00:06:45.779 --> 00:06:48.779
گفت: کنار، تو مادر نداری

00:06:48.779 --> 00:06:52.870
گفت: رسول خدا به شما امر می کند که برگردید

00:06:52.870 --> 00:06:55.870
گفت: چرا؟

00:06:55.870 --> 00:06:58.870
شنیده ام که برادرم را مثله کرده است

00:06:58.870 --> 00:07:00.870
و این در خداست

00:07:00.870 --> 00:07:02.870
رسول به او فرمود

00:07:02.870 --> 00:07:04.870
ولش کن زبیر

00:07:04.870 --> 00:07:06.870
بنابراین او را رها کرد

00:07:06.870 --> 00:07:09.870
و زمانی که نبرد به پایان رسید

00:07:09.870 --> 00:07:12.870
صفیه برای برادرش حمزه برخاست

00:07:12.870 --> 00:07:14.870
متوجه شدم شکمش پاره شده است

00:07:14.870 --> 00:07:16.870
و جگرش را بیرون آوردم

00:07:16.870 --> 00:07:19.870
بینی اش چروک شد و گوش هایش سفت شد

00:07:19.870 --> 00:07:21.870
صورتش را تحریف کردند

00:07:21.870 --> 00:07:24.870
پس از او طلب آمرزش کرد و گفت:

00:07:24.870 --> 00:07:26.870
این در خداست

00:07:26.870 --> 00:07:29.870
به خواست خدا راضی بودم

00:07:29.870 --> 00:07:31.870
خداوند به ما صبر عطا خواهد کرد

00:07:31.870 --> 00:07:33.870
و انشاءالله اجر خواهم داشت

00:07:33.870 --> 00:07:39.129
این موضع صفیه بنت عبدالمطلب در روز یکشنبه بود

00:07:39.129 --> 00:07:41.129
در مورد موقعیت او در روز خندق

00:07:41.129 --> 00:07:43.129
داستان جالبی داره

00:07:43.129 --> 00:07:46.129
حیله گری و هوش او

00:07:46.129 --> 00:07:49.259
قدرت او شجاعت و اراده است

00:07:49.259 --> 00:07:53.350
این خبر همانطور که در کتب تاریخ وعده داده شده است

00:07:53.350 --> 00:07:57.350
رسم رسول خدا صلی الله علیه و آله بود

00:07:57.350 --> 00:08:00.350
اگر او قصد دارد یکی از حملات را انجام دهد

00:08:00.350 --> 00:08:03.350
قرار دادن زنان و کودکان در قلعه ها

00:08:03.350 --> 00:08:05.350
از ترس اینکه به شهر آسیبی برساند

00:08:05.350 --> 00:08:08.350
در غیاب مادرشوهرش رفت

00:08:08.350 --> 00:08:10.350
وقتی روز خندق بود

00:08:10.350 --> 00:08:12.350
زن و عمه اش را ساخت

00:08:12.350 --> 00:08:15.350
و گروهی از زنان مسلمان

00:08:15.350 --> 00:08:17.350
در قلعه لحسن بن ثابت

00:08:17.350 --> 00:08:19.350
او آن را از پدرانش به ارث برده است

00:08:19.350 --> 00:08:21.350
یکی از مستحکم ترین قلعه های شهر بود

00:08:21.350 --> 00:08:24.350
مصونیت و دست نیافتنی ترین

00:08:24.350 --> 00:08:26.379
در حالی که مسلمانان بودند

00:08:26.379 --> 00:08:28.379
آنها در لبه های سنگر مستقر هستند

00:08:28.379 --> 00:08:31.379
مقابله با قریش و یارانشان

00:08:31.379 --> 00:08:34.379
به زن و بچه مشغول بودند

00:08:34.379 --> 00:08:36.379
با مبارزه با دشمن

00:08:36.379 --> 00:08:38.379
صفیه بنت عبدالمطلب دید

00:08:38.379 --> 00:08:41.379
روحی که در تاریکی سحر حرکت می کند

00:08:41.379 --> 00:08:43.379
بنابراین من با دقت به او گوش دادم

00:08:43.379 --> 00:08:45.379
و به او بینایی داد

00:08:45.379 --> 00:08:48.379
اگر یهودی بود به دژ می رفت

00:08:48.379 --> 00:08:52.379
دور او راه می رفت و اخبار را بررسی می کرد

00:08:52.379 --> 00:08:54.509
جاسوسی از کسانی که در آن هستند

00:08:54.509 --> 00:08:57.509
سپس متوجه شدم که او برای قوم خود منصوب شده است

00:08:57.509 --> 00:08:59.509
او آمد تا بفهمد آیا مردانی در قلعه هستند یا خیر

00:08:59.509 --> 00:09:01.509
آنها از کسانی که در آن هستند دفاع می کنند

00:09:01.509 --> 00:09:03.509
یا داخل دیوارهایش نیست؟

00:09:03.509 --> 00:09:06.509
غیر از زنان و کودکان

00:09:06.509 --> 00:09:08.509
با خودش گفت

00:09:08.509 --> 00:09:09.509
یهودیان بنی قریده

00:09:09.509 --> 00:09:11.509
بین خودشان جدا شدند

00:09:11.509 --> 00:09:13.509
بین رسول خدا عهد و پیمانی بود

00:09:13.509 --> 00:09:15.509
آنها از قریش و یارانشان حمایت کردند

00:09:15.509 --> 00:09:17.509
بر مسلمانان

00:09:17.509 --> 00:09:19.509
بین ما و آنها نیست

00:09:19.509 --> 00:09:21.509
یکی از مسلمانان از ما دفاع می کند

00:09:21.509 --> 00:09:23.509
و رسول خدا و کسانی که با او هستند

00:09:23.509 --> 00:09:26.509
در گلوی دشمن مستقر هستند

00:09:26.509 --> 00:09:28.509
اگر دشمن خدا بتواند انتقال دهد

00:09:28.509 --> 00:09:31.509
برای قوم او حقیقت امر ماست

00:09:31.509 --> 00:09:33.509
راههای زنان یهودی

00:09:33.509 --> 00:09:35.509
و ثروت را بدزدند

00:09:35.509 --> 00:09:38.539
برای مسلمانان مصیبت بود

00:09:38.539 --> 00:09:41.539
سپس نقاب خود را برداشت

00:09:41.539 --> 00:09:43.539
روی سرش پیچید

00:09:43.539 --> 00:09:45.539
لباسش را درآورد

00:09:45.539 --> 00:09:47.539
بنابراین آن را دور کمرش محکم کرد

00:09:47.539 --> 00:09:50.539
ستونی را روی خودش گرفت

00:09:50.539 --> 00:09:52.539
به سمت دروازه قلعه رفتم

00:09:52.539 --> 00:09:55.539
بنابراین او را با ناله و ظرافت قطع کرد

00:09:55.539 --> 00:09:57.539
و انتظار را از آن عبور دهید

00:09:57.539 --> 00:10:00.539
دشمن خدا هوشیار و احتیاط است

00:10:00.539 --> 00:10:02.610
حتی اگر مطمئن باشید که فردا

00:10:02.610 --> 00:10:04.610
در موقعیتی که بتواند

00:10:04.610 --> 00:10:08.610
کمپین سختی علیه او راه اندازی شد

00:10:08.610 --> 00:10:10.610
با میله به سرش زد

00:10:10.610 --> 00:10:12.610
پس او را به زمین انداخت

00:10:12.610 --> 00:10:14.610
سپس ضربه اول را تقویت کردم

00:10:14.610 --> 00:10:16.610
تا دوم و سوم

00:10:16.610 --> 00:10:18.610
تا اینکه تمومش کردم

00:10:18.610 --> 00:10:21.610
نفسش بین دو طرفم قطع شد

00:10:21.610 --> 00:10:23.799
بعد با عجله به سمتش رفتم

00:10:23.799 --> 00:10:26.799
با چاقویی که همراهش بود سر او را برید

00:10:26.799 --> 00:10:29.799
سر از بالای دژ پرتاب شد

00:10:29.799 --> 00:10:32.799
او شروع به غلتیدن از دامنه های آن کرد

00:10:32.799 --> 00:10:34.799
تا اینکه در دست یهودیان مستقر شد

00:10:34.799 --> 00:10:37.799
که در زیر کمین بودند

00:10:37.799 --> 00:10:40.799
وقتی یهودیان سر دوست خود را دیدند

00:10:40.799 --> 00:10:42.799
به هم گفتند

00:10:42.799 --> 00:10:44.799
آموخته ایم که محمد

00:10:44.799 --> 00:10:46.799
او زنان را ترک نمی کرد

00:10:46.799 --> 00:10:48.799
و کودکان بدون محافظ

00:10:48.799 --> 00:10:50.799
سپس به عقب برگشتند

00:10:50.799 --> 00:10:54.120
خداوند از صفیه بنت عبدالمطلب راضی باشد

00:10:54.120 --> 00:10:58.120
مصداق تحقیر زنان مسلمان بود

00:10:58.120 --> 00:11:00.120
او تنها یکی خود را بزرگ کرد

00:11:00.120 --> 00:11:02.120
بنابراین من تحصیلات خوبی داشتم

00:11:02.120 --> 00:11:04.120
برادرش مجروح شد

00:11:04.120 --> 00:11:06.120
پس با او صبور بودم

00:11:06.120 --> 00:11:08.120
او توسط سختی آزمایش شد

00:11:08.120 --> 00:11:13.120
من در او زنی مصمم، عاقل و شجاع یافتم

00:11:13.120 --> 00:11:17.279
سپس تاریخ در درخشان ترین صفحات آن نوشته شد

00:11:17.279 --> 00:11:20.279
صفیه دختر عبدالمطلب است

00:11:20.279 --> 00:11:24.279
او اولین زنی بود که در اسلام یک مشرک را کشت

00:11:24.279 --> 00:11:32.799
صفیه اولین زنی بود که در دفاع از دین خدا مشرکی را کشت
