1 00:00:01,360 --> 00:00:12,240 توقف کنید و از صحابه و علما و بزرگان بیاموزید 2 00:00:12,240 --> 00:00:16,239 یک چالش جدید از طرف من 3 00:00:16,239 --> 00:00:24,699 من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از انصار هستم 4 00:00:24,699 --> 00:00:30,699 همه صحنه ها را با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به جز بدر دیدم 5 00:00:30,699 --> 00:00:33,700 زیر درخت بیعت کردم 6 00:00:33,700 --> 00:00:36,899 من قوه قضائیه را در شام و مصر به عهده گرفتم 7 00:00:36,899 --> 00:00:43,899 معاویه رضی الله عنه در صورت غیبت در دمشق، من را جانشین خود در دمشق قرار می داد. 8 00:00:43,899 --> 00:00:48,899 من فرمانده دریا بودم، پس به رومیان حمله کردم و آنها را اسیر کردم 9 00:00:48,899 --> 00:00:58,380 روزی مردی از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در حالی که در مصر بودم نزد من آمد. 10 00:00:58,380 --> 00:01:02,380 گفت: من به عنوان زیارت تو را زیارت نکردم. 11 00:01:02,380 --> 00:01:08,379 اما من و شما از رسول خدا صلی الله علیه و آله حدیث شنیدیم 12 00:01:08,379 --> 00:01:12,379 امیدوارم شناختی از او داشته باشید 13 00:01:12,379 --> 00:01:14,379 گفتم چیه؟ 14 00:01:14,379 --> 00:01:17,379 چنین و چنان گفت 15 00:01:17,379 --> 00:01:19,379 بنابراین ما در مورد گفتگو بحث کردیم 16 00:01:19,379 --> 00:01:25,409 سپس گفت: چرا تو را ژولیده می بینم که امیر زمینی؟ 17 00:01:26,469 --> 00:01:34,469 گفتم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ما را از عیش و نوش بسیار نهی کرد. 18 00:01:34,469 --> 00:01:39,700 گفت: چرا کفش بر تو نمی بینم؟ 19 00:01:39,700 --> 00:01:46,700 گفتم پیغمبر صلی الله علیه و آله دستور می داد که گاهی جشن بگیریم 20 00:01:46,700 --> 00:01:50,299 از مردی صد دینار گرفتم 21 00:01:50,299 --> 00:01:55,299 پس هر که را پیدا کرد صدا زد و بیست دینار گرفت 22 00:01:55,299 --> 00:01:57,299 پس اونی که پیداش کرد اومد 23 00:01:57,299 --> 00:02:03,299 گفت: این پول توست، پس آنچه به من داده ای به من بده 24 00:02:03,299 --> 00:02:08,300 مرد گفت: صد و بیست دینار داشتم. 25 00:02:08,300 --> 00:02:14,300 این صد و بیست دینار من است. شما آن را گرفتید 26 00:02:14,300 --> 00:02:16,300 بنابراین او کاری را که من باید انجام دهم را انتخاب کرد 27 00:02:16,300 --> 00:02:18,300 پس به صاحب پول گفتم 28 00:02:18,300 --> 00:02:23,300 مگر به یاد دارید صد و بیست دینار نداشت؟ 29 00:02:23,300 --> 00:02:25,300 گفت بله 30 00:02:25,300 --> 00:02:29,300 و به دیگری گفتم: صد پیدا کردی 31 00:02:29,300 --> 00:02:31,300 گفت بله 32 00:02:31,300 --> 00:02:36,300 گفتم: پس آن پول را نزد خود نگه دار تا صاحبش بیاید. 33 00:02:36,300 --> 00:02:38,300 و هیچی بهش نده 34 00:02:38,300 --> 00:02:40,300 پول او نیست 35 00:02:40,300 --> 00:02:43,939 یک روز برای تهاجم بیرون رفتیم 36 00:02:43,939 --> 00:02:45,939 من شاهزاده ارتش بودم 37 00:02:45,939 --> 00:02:48,939 در حالی که با سرعت راه می رویم 38 00:02:48,939 --> 00:02:50,939 شخصی گفت: 39 00:02:50,939 --> 00:02:52,939 شاهزاده 40 00:02:52,939 --> 00:02:54,939 مردم قطع شده اند 41 00:02:54,939 --> 00:02:57,939 بایستید تا به شما برسند 42 00:02:57,939 --> 00:03:02,009 روی خشکی ایستادیم و در کنارمان یک قلعه بود 43 00:03:02,009 --> 00:03:06,009 پس مردی قرمز رنگ با سبیل دیدیم 44 00:03:06,009 --> 00:03:08,009 برای من بیاور 45 00:03:08,009 --> 00:03:12,009 گفتند بدون نذر از قلعه فرود آمد 46 00:03:12,009 --> 00:03:14,009 پس از او پرسیدم 47 00:03:14,009 --> 00:03:15,009 و او گفت 48 00:03:15,009 --> 00:03:18,009 دیروز یه خوک خوردم 49 00:03:18,009 --> 00:03:20,009 و من شراب خوردم 50 00:03:20,009 --> 00:03:22,009 در حالی که من خواب بودم دو مرد به سمت من آمدند 51 00:03:22,009 --> 00:03:24,009 پس شکم مرا شست 52 00:03:24,009 --> 00:03:26,009 دو زن آمدند 53 00:03:26,009 --> 00:03:29,009 گفت: اسلم 54 00:03:29,009 --> 00:03:31,009 من الان مسلمانم 55 00:03:31,009 --> 00:03:33,099 حرفش را کامل نکرد 56 00:03:33,099 --> 00:03:36,099 تا اینکه سنگی از قلعه به او رسید 57 00:03:36,099 --> 00:03:37,099 پس او را زد 58 00:03:37,099 --> 00:03:39,099 پس گریه کرد و گریه کرد 59 00:03:39,099 --> 00:03:40,199 پس مرد 60 00:03:40,199 --> 00:03:41,199 پس گفتم 61 00:03:41,199 --> 00:03:43,199 خدا بزرگ است 62 00:03:43,199 --> 00:03:46,199 کمی کار کرد و حقوق زیادی گرفت 63 00:03:46,199 --> 00:03:50,969 بر او نماز خواندیم و سپس دفنش کردیم 64 00:03:50,969 --> 00:03:52,969 مردی نزد من آمد و گفت: 65 00:03:52,969 --> 00:03:56,969 خصلت هایی را به من توصیه کن که خداوند من را به آن بهره مند سازد 66 00:03:56,969 --> 00:03:59,000 پس به او گفتم 67 00:03:59,000 --> 00:04:02,000 اگر می توانید بدانید و ندانید 68 00:04:02,000 --> 00:04:04,000 بنابراین او انجام داد 69 00:04:04,000 --> 00:04:07,000 حتی اگر بتوانید بشنوید و صحبت نکنید 70 00:04:07,000 --> 00:04:09,000 بنابراین او انجام داد 71 00:04:09,000 --> 00:04:13,000 حتی اگر شما بتوانید بنشینید و او با شما ننشیند 72 00:04:13,000 --> 00:04:14,000 بنابراین او انجام داد 73 00:04:14,000 --> 00:04:16,290 من کی هستم؟ 74 00:04:16,290 --> 00:04:23,980 پاسخ 75 00:04:23,980 --> 00:04:27,980 فضله بن عبید رضی الله عنه 76 00:04:27,980 --> 00:04:40,699 توقف کنید 77 00:04:40,699 --> 00:04:41,699 توقف کنید 78 00:04:41,699 --> 00:04:46,699 با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد 79 00:04:46,699 --> 00:04:51,579 چالش جدید 80 00:04:51,579 --> 00:04:53,579 من کی هستم؟ 81 00:04:53,579 --> 00:04:57,939 من یکی از اصحاب زن هستم 82 00:04:57,939 --> 00:05:00,939 او یکی از اولین زنان مهاجر بود 83 00:05:00,939 --> 00:05:03,939 و از سوابق تا اسلام 84 00:05:03,939 --> 00:05:06,939 خواهرم از مادران مؤمنان است 85 00:05:06,939 --> 00:05:10,939 شوهرم یکی از ده بهشت موعود است 86 00:05:10,939 --> 00:05:14,009 من، پدرم، پدربزرگم و پسرم 87 00:05:14,009 --> 00:05:17,040 ما همه همراهیم 88 00:05:17,040 --> 00:05:19,040 برای همان دو دامنه شناخته شده بود 89 00:05:19,040 --> 00:05:22,040 چون دامنه ام را گرفتم 90 00:05:22,040 --> 00:05:25,040 کمربند است که کمرم را با آن سفت می کنم 91 00:05:25,040 --> 00:05:27,040 بنابراین آن را به دو قسمت تقسیم کردم 92 00:05:27,040 --> 00:05:30,040 بنابراین او یکی برای من درست کرد 93 00:05:30,040 --> 00:05:35,040 دومی مربوط به سفر رسول خدا صلی الله علیه و آله بود 94 00:05:35,040 --> 00:05:39,040 زمانی که در سفر هجرت خود در الغر بود 95 00:05:39,040 --> 00:05:46,680 هنگامی که پدرم با رسول خدا صلی الله علیه و آله به مدینه هجرت کرد 96 00:05:46,680 --> 00:05:48,680 او تمام آنچه را که داشت گرفت 97 00:05:48,680 --> 00:05:51,740 چیزی برایمان باقی نمانده بود 98 00:05:51,740 --> 00:05:53,740 پدربزرگم اومد پیشم 99 00:05:53,740 --> 00:05:55,740 بینایی اش از بین رفته بود 100 00:05:55,740 --> 00:05:57,740 او هنوز مشرک است 101 00:05:57,740 --> 00:05:59,740 و او گفت 102 00:05:59,740 --> 00:06:03,740 به خدا سوگند می بینم که پدرت با مالش تو را ناراحت کرده است 103 00:06:03,740 --> 00:06:05,740 خودش هم ناراحتت کرد 104 00:06:05,740 --> 00:06:07,740 پس به او گفتم 105 00:06:07,740 --> 00:06:08,740 نه 106 00:06:08,740 --> 00:06:12,740 او چیزهای خوبی از ما به جای گذاشته است 107 00:06:12,740 --> 00:06:14,740 بنابراین من سنگ برداشتم 108 00:06:14,740 --> 00:06:16,740 سپس لباسی به تن او پوشید 109 00:06:16,740 --> 00:06:19,740 مثل یک بسته پول 110 00:06:19,740 --> 00:06:22,740 بعد دست پدربزرگم را گرفتم و به او گفتم 111 00:06:22,740 --> 00:06:25,740 این پول را به دست آورید 112 00:06:25,740 --> 00:06:28,740 پس دست بر او گذاشت و گفت 113 00:06:28,740 --> 00:06:29,740 اشکالی ندارد 114 00:06:29,740 --> 00:06:32,740 اگر او این را به شما واگذار کند 115 00:06:32,740 --> 00:06:34,740 او خوب عمل کرد 116 00:06:34,740 --> 00:06:38,259 این یک اطلاعیه برای شماست 117 00:06:38,259 --> 00:06:41,259 سپس ابوجهل با گروهی همراه او آمد 118 00:06:41,259 --> 00:06:43,259 بنابراین من به سمت آنها رفتم 119 00:06:43,259 --> 00:06:45,259 گفتند پدرت کجاست؟ 120 00:06:45,259 --> 00:06:48,259 گفتم نمی دانم کجاست 121 00:06:48,259 --> 00:06:51,259 ابوجهل دستش را بلند کرد 122 00:06:51,259 --> 00:06:55,259 سیلی محکمی به گونه ام زد که گوشواره ام افتاد 123 00:06:55,259 --> 00:06:57,259 سپس آنها رفتند 124 00:06:57,259 --> 00:07:00,829 من یک زن سخاوتمند بودم 125 00:07:00,829 --> 00:07:03,829 او برای امور خیریه هزینه زیادی می کند 126 00:07:03,829 --> 00:07:07,829 و من برای فردا چیزی پس انداز نکردم 127 00:07:07,829 --> 00:07:09,829 و او مدت زیادی زندگی کرد 128 00:07:09,829 --> 00:07:11,829 تا اینکه صد ساله شد 129 00:07:11,829 --> 00:07:14,829 دندانم نیفتاد 130 00:07:14,829 --> 00:07:19,829 من آخرین نفر از مهاجران مرد و زن بودم که مردم 131 00:07:19,829 --> 00:07:21,829 من کی هستم؟ 132 00:07:21,829 --> 00:07:29,850 پاسخ 133 00:07:29,850 --> 00:07:32,850 اسماء بنت ابی بکر صدیق 134 00:07:32,850 --> 00:07:34,850 خداوند از او راضی باشد 135 00:07:34,850 --> 00:07:44,019 توقف کنید 136 00:07:44,019 --> 00:07:46,079 توقف کنید 137 00:07:46,079 --> 00:07:50,079 با صحابه و علما و حق تعالی آشنا شد 138 00:07:50,079 --> 00:07:54,990 چالش جدید 139 00:07:54,990 --> 00:07:56,990 من کی هستم؟ 140 00:07:56,990 --> 00:08:03,550 من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم 141 00:08:03,550 --> 00:08:05,550 از انصار 142 00:08:05,550 --> 00:08:08,550 به طور مشخص از مردم قبا 143 00:08:08,550 --> 00:08:12,550 من از رهبران روز بیعت عقبه بودم 144 00:08:12,550 --> 00:08:16,649 رسول خدا صلی الله علیه و آله بر ما نازل شد 145 00:08:16,649 --> 00:08:18,649 وقتی به قبا رسید 146 00:08:18,649 --> 00:08:22,649 در خانه همسایه ما کلثوم بن الحمد رضی الله عنه 147 00:08:22,649 --> 00:08:26,649 با مردم می نشست، پذیرایی می کرد و به آنها آموزش می داد 148 00:08:26,649 --> 00:08:28,649 در دارالوسعه 149 00:08:28,649 --> 00:08:32,649 این خانه را خانه مجردها می نامیدند 150 00:08:32,649 --> 00:08:36,649 جایی که قبلا پذیرای مهاجران زیادی بودم 151 00:08:36,649 --> 00:08:39,649 آنها ابتدا به شهر می رسند 152 00:08:39,649 --> 00:08:43,649 اولین نماز جمعه در این شهر برگزار شد 153 00:08:43,649 --> 00:08:46,649 وقتی 12 سالم بود 154 00:08:46,649 --> 00:08:51,649 مصعب بن عمیر رضی الله عنه ما را به نماز می خواند 155 00:08:51,649 --> 00:08:55,419 و چون پیغمبر صلی الله علیه و آله عزادار شد 156 00:08:55,419 --> 00:08:58,419 یارانش به سوی بدر رفتند 157 00:08:58,419 --> 00:09:00,419 پدرم به من گفت 158 00:09:00,419 --> 00:09:03,419 ترجیح بده برم بیرون پسرم 159 00:09:03,419 --> 00:09:06,419 و تو با زنان ما بمان 160 00:09:06,419 --> 00:09:07,419 پس به او گفتم 161 00:09:07,419 --> 00:09:09,419 پدر 162 00:09:09,419 --> 00:09:13,580 اگر غیر از بهشت بود، آن را بر تو ترجیح می دادم 163 00:09:13,580 --> 00:09:14,580 پدرم گفت 164 00:09:14,580 --> 00:09:17,580 پس بیایید رای دهیم 165 00:09:17,580 --> 00:09:23,580 هر که تیرش به دست او برسد با رسول خدا صلی الله علیه و آله به جهاد می رود. 166 00:09:23,580 --> 00:09:25,580 پس ما رای دادیم 167 00:09:25,580 --> 00:09:27,580 بنابراین تیر من بیرون آمد 168 00:09:27,580 --> 00:09:29,580 پس با عجله به سوی بدر رفتم 169 00:09:29,580 --> 00:09:34,580 و آنجا در میان فریادهای تکبیر و بوق اسبان 170 00:09:34,580 --> 00:09:38,580 شمشیرها به صدا در می آمدند و سینه ها می لرزیدند 171 00:09:38,580 --> 00:09:41,580 من یک نفر را در میدان جنگ از دست دادم 172 00:09:41,580 --> 00:09:50,500 من در اولین جنگ با رسول خدا صلی الله علیه و آله به شهادت رسیدم 173 00:09:50,500 --> 00:09:53,500 پدرم من را خیلی دوست داشت 174 00:09:53,500 --> 00:09:56,539 او از دست دادن من ناراحت بود 175 00:09:56,539 --> 00:09:59,539 او یک شب مرا در خواب دید 176 00:09:59,539 --> 00:10:01,539 به بهترین شکل 177 00:10:01,539 --> 00:10:05,539 در میوه های بهشت و نهرهای آن سرگردانم 178 00:10:05,539 --> 00:10:07,539 و من به او می گویم 179 00:10:07,539 --> 00:10:09,539 مراقب ما باش پدر 180 00:10:09,539 --> 00:10:11,539 ما را در بهشت همراهی کن 181 00:10:11,539 --> 00:10:15,539 آنچه را که پروردگارم به من وعده داده بود حق یافتم 182 00:10:15,539 --> 00:10:20,570 چون صبح شد نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد 183 00:10:20,570 --> 00:10:21,570 و او گفت 184 00:10:21,570 --> 00:10:23,570 ای رسول خدا 185 00:10:23,570 --> 00:10:28,570 در حسرت همراهی پسرم در بهشت شدم 186 00:10:28,570 --> 00:10:31,570 دندان هایم رشد کرده اند و استخوان هایم رشد کرده اند 187 00:10:31,570 --> 00:10:34,570 و دیدار با پروردگارم را دوست داشتم 188 00:10:34,570 --> 00:10:37,570 پس از خدا می خواهم به من شهادت بدهد 189 00:10:37,570 --> 00:10:40,570 و پسرم را در بهشت همراهی کن 190 00:10:40,570 --> 00:10:42,600 پس او را صدا زد 191 00:10:42,600 --> 00:10:47,629 در واقع پدرم به آرزویش رسید 192 00:10:47,629 --> 00:10:49,629 و به او گواهینامه دادند 193 00:10:49,629 --> 00:10:52,629 او در جنگ احد کشته شد 194 00:10:52,629 --> 00:10:54,980 من کی هستم؟ 195 00:10:54,980 --> 00:11:02,289 پاسخ 196 00:11:02,289 --> 00:11:08,289 سعد بن خیثمه انصاری رضی الله عنهم 197 00:11:08,289 --> 00:11:19,320 توقف کنید 198 00:11:19,320 --> 00:11:27,169 با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد 199 00:11:27,169 --> 00:11:33,570 یک چالش جدید از طرف من 200 00:11:33,570 --> 00:11:38,570 من صحابی و داماد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم 201 00:11:38,570 --> 00:11:43,570 من اهل کتاب وحی و از اعراب هستم 202 00:11:43,570 --> 00:11:47,570 من پادشاه اسلام و امیرالمؤمنین هستم 203 00:11:47,570 --> 00:11:50,730 و عموی مسلمین 204 00:11:50,730 --> 00:11:53,730 اسلام مرا به خاطر پدرم دید 205 00:11:53,730 --> 00:11:58,889 پدرم رئیس قریش در زمان جاهلیت و اسلام است 206 00:11:58,889 --> 00:12:02,889 من پنج سال قبل از بعثت در مکه به دنیا آمدم 207 00:12:02,889 --> 00:12:06,889 در جوانی نوشتن و حساب را یاد گرفتم 208 00:12:06,889 --> 00:12:09,889 در نسب و نسب سخاوتمند بودی 209 00:12:09,889 --> 00:12:12,980 سفید بلند زیبا 210 00:12:12,980 --> 00:12:17,980 برخی از شکارچیان عرب در جوانی مرا دیدند 211 00:12:17,980 --> 00:12:18,980 و او گفت 212 00:12:18,980 --> 00:12:22,980 من معتقدم که این پسر بر مردم خود پیروز خواهد شد 213 00:12:22,980 --> 00:12:25,049 مادرم گفت 214 00:12:25,049 --> 00:12:29,049 من برای او متاسفم اگر کسی جز قوم او حکومت نمی کند 215 00:12:29,049 --> 00:12:33,049 باشد که پسرم بر همه اعراب حکومت کند 216 00:12:33,049 --> 00:12:37,179 من بنیانگذار دولت اموی در شام هستم 217 00:12:37,179 --> 00:12:40,940 و اولین جانشینان او 218 00:12:40,940 --> 00:12:42,940 وقتی سال حدیبیه بود 219 00:12:42,940 --> 00:12:47,940 قریش رسول خدا صلی الله علیه و آله را از خانه بیرون کردند 220 00:12:47,940 --> 00:12:50,940 بین آنها آشتی نوشتند 221 00:12:50,940 --> 00:12:52,940 اسلام در دلم افتاد 222 00:12:52,940 --> 00:12:55,940 بنابراین من آن را به مادرم اشاره کردم 223 00:12:55,940 --> 00:12:56,940 و او گفت 224 00:12:56,940 --> 00:12:59,940 از پدرت نافرمانی نکن 225 00:12:59,940 --> 00:13:02,980 بنابراین من آن را در خودم پنهان کردم 226 00:13:02,980 --> 00:13:08,980 به خدا قسم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از حدیبیه خارج شد. 227 00:13:08,980 --> 00:13:10,980 و من او را باور نمی کنم 228 00:13:10,980 --> 00:13:14,039 اسلامم را در روز فتح نشان دادم 229 00:13:14,039 --> 00:13:17,039 پیامبر صلی الله علیه و آله از من استقبال کرد 230 00:13:17,039 --> 00:13:20,039 و مرا جزئی از کتاب وحی قرار داد 231 00:13:20,039 --> 00:13:23,039 غنائم حنین را به من داد 232 00:13:23,039 --> 00:13:26,039 به من زنگ زد و گفت 233 00:13:26,039 --> 00:13:29,039 خدایا او را راهنما و راهنما قرار ده 234 00:13:29,039 --> 00:13:31,039 و به وسیله آن هدایت شد 235 00:13:31,039 --> 00:13:34,940 سیاست و مدیریت خوبی داشتید 236 00:13:34,940 --> 00:13:36,940 مهربان و عاقل 237 00:13:36,940 --> 00:13:39,940 سخاوتمند و سخاوتمند 238 00:13:39,940 --> 00:13:42,940 من 20 سال امارت شام را بر عهده گرفتم 239 00:13:42,940 --> 00:13:46,940 قسم به عمر و عثمان رضی الله عنهم 240 00:13:46,940 --> 00:13:49,940 من 20 سال خلافت را بر عهده گرفتم 241 00:13:49,940 --> 00:13:53,940 بعد از امیرالمؤمنین علی رضی الله عنه 242 00:13:53,940 --> 00:13:57,940 پس پیش از یارانم بر دلهای دشمنانم حکومت کردم 243 00:13:57,940 --> 00:14:00,940 در خواب دیدم 244 00:14:00,940 --> 00:14:03,940 و در محل پریشانی شدیدتر می شود 245 00:14:03,940 --> 00:14:06,940 با این حال، رویا بر من چیره شده بود 246 00:14:07,940 --> 00:14:10,029 و من می گفتم 247 00:14:10,029 --> 00:14:13,029 کاش مویی بین من و مردم بود 248 00:14:13,029 --> 00:14:15,029 چه کسی قطع شد؟ 249 00:14:15,029 --> 00:14:18,029 اگر کشش دادند، آن را آرام کنید 250 00:14:18,029 --> 00:14:21,830 اگر آن را آرام کنند، آن را تمدید می کنم 251 00:14:21,830 --> 00:14:24,830 بدین ترتیب، اجماع علمای ملت حاصل شد 252 00:14:24,830 --> 00:14:28,830 از صحابه و تابعین و پیروانشان 253 00:14:28,830 --> 00:14:30,830 برای تعریف و تمجید من 254 00:14:30,830 --> 00:14:32,830 و لیاقت من برای جانشینی 255 00:14:32,830 --> 00:14:35,830 او سیاست و عدالت خوبی دارد 256 00:14:35,830 --> 00:14:38,830 که مرا در قلب مردم توانمند کرد 257 00:14:38,830 --> 00:14:42,860 و آنها را در عشق من متحد كن 258 00:14:42,860 --> 00:14:46,860 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند 259 00:14:46,860 --> 00:14:48,860 انتخاب امامان شماست 260 00:14:48,860 --> 00:14:52,860 کسانی که دوستشان دارید و دوستتان دارند 261 00:14:52,860 --> 00:14:56,860 شما برای آنها دعا می کنید و آنها برای شما دعا می کنند 262 00:14:56,860 --> 00:14:58,860 و بدترین امامانت 263 00:14:58,860 --> 00:15:02,860 از کسانی که از آنها متنفر هستید و آنها از شما متنفرند 264 00:15:02,860 --> 00:15:05,860 شما آنها را نفرین می کنید و آنها شما را نفرین می کنند 265 00:15:05,860 --> 00:15:15,779 من کی هستم؟ 266 00:15:15,779 --> 00:15:17,779 پاسخ 267 00:15:17,779 --> 00:15:29,039 معاویه بن ابی سفیان رضی الله عنهم 268 00:15:29,039 --> 00:15:32,039 توقف کنید 269 00:15:32,039 --> 00:15:36,039 با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد 270 00:15:36,039 --> 00:15:41,919 چالش جدید 271 00:15:41,919 --> 00:15:47,799 من کی هستم؟ 272 00:15:47,799 --> 00:15:50,799 من از اصحاب انصار هستم 273 00:15:50,799 --> 00:15:53,799 من یکی از تیراندازان معروف هستم 274 00:15:53,799 --> 00:15:56,929 و شجاع و برجسته 275 00:15:56,929 --> 00:16:01,929 من شاهد همه صحنه ها با پیامبر صلی الله علیه و آله بودم 276 00:16:01,929 --> 00:16:05,929 روزی صلوات الله علیه به من فرمود 277 00:16:05,929 --> 00:16:12,559 رای تو در ارتش بهتر از هزار شوالیه است 278 00:16:12,559 --> 00:16:16,559 ثابت شد که احد روز فرار مردم بود 279 00:16:16,559 --> 00:16:20,559 من جلوی رسول خدا صلی الله علیه و آله می انداختم 280 00:16:21,559 --> 00:16:25,559 من مردی بودم که تمایل زیادی به تیراندازی داشتم 281 00:16:25,559 --> 00:16:29,559 آن روز دو سه تا کمان شکستم 282 00:16:29,559 --> 00:16:33,559 آن مرد تیری از تیر را با خود حمل می کرد 283 00:16:33,559 --> 00:16:38,559 پیامبر صلی الله علیه و آله دستور داد آن را برای من پراکنده کند 284 00:16:38,559 --> 00:16:43,559 من از رسول خدا صلی الله علیه و آله پشت سرم محافظت می کردم 285 00:16:43,559 --> 00:16:46,559 و من با بلا به مردم حمله می کنم 286 00:16:46,559 --> 00:16:48,559 اگر یک تیر پرتاب کنید 287 00:16:48,559 --> 00:16:52,559 رسول خدا صلی الله علیه و آله با سر 288 00:16:52,559 --> 00:16:55,559 ببین تیر من کجا می افتد 289 00:16:55,559 --> 00:16:58,559 پس می گویم ای پیامبر خدا 290 00:16:58,559 --> 00:17:02,559 شما و مامان من شرافتمند نیستید 291 00:17:02,559 --> 00:17:05,559 هیچ یک از تیرهای مردم به شما اصابت نمی کند 292 00:17:05,559 --> 00:17:07,559 بدون حرکت حرکت می کنیم 293 00:17:07,559 --> 00:17:10,559 رستگاری برای خودت 294 00:17:10,559 --> 00:17:15,259 و به چهره خود وقار بدهید 295 00:17:16,259 --> 00:17:19,259 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 296 00:17:19,259 --> 00:17:23,259 هر کس مرده ای را بکشد غنیمتش به دست می آید 297 00:17:23,259 --> 00:17:26,259 پس آن روز بیست مرد را کشت 298 00:17:26,259 --> 00:17:29,930 و غارت آنها را گرفتم 299 00:17:29,930 --> 00:17:32,930 و هنگامى كه قول حق تعالى نازل شد 300 00:17:32,930 --> 00:17:37,930 تا از آنچه دوست دارید انفاق نکنید به نیکی نمی رسید 301 00:17:37,930 --> 00:17:40,930 عرض کردم یا رسول الله 302 00:17:40,930 --> 00:17:44,930 من ثروتمندترین انصار در مدینه از نظر درخت خرما هستم 303 00:17:44,930 --> 00:17:47,930 و اگر پول من را دوست داشته باشد، می رود 304 00:17:47,930 --> 00:17:50,930 صدقه ای برای خداست 305 00:17:50,930 --> 00:17:53,930 امیدوارم به او احترام بگذارید و از او محافظت کنید 306 00:17:53,930 --> 00:17:57,930 پس ای رسول خدا آن را در جایی قرار ده که خدا به تو نشان می دهد 307 00:17:57,930 --> 00:18:01,059 ایشان رضی الله عنه فرمودند 308 00:18:01,059 --> 00:18:04,059 باخن باخن بخن 309 00:18:04,059 --> 00:18:07,059 این پول پرسود است 310 00:18:07,059 --> 00:18:10,119 این پول پرسود است 311 00:18:10,119 --> 00:18:13,660 من فکر می کنم شما باید آن را در بین نزدیک ترین ها قرار دهید 312 00:18:13,660 --> 00:18:15,660 و در حجة الوداع 313 00:18:15,660 --> 00:18:19,660 پیامبر صلی الله علیه و آله سرش را تراشید 314 00:18:19,660 --> 00:18:23,660 موی پهلوی راستش را در میان یارانش باز کرد 315 00:18:23,660 --> 00:18:26,660 یک مو و دو تا به آنها می دهد 316 00:18:26,660 --> 00:18:30,660 تمام موهای سمت چپم را به من داد 317 00:18:30,660 --> 00:18:36,579 و هنگامی که مسلمانان تصمیم به هجوم در دریا گرفتند 318 00:18:36,579 --> 00:18:39,579 در زمان خلافت عثمان بن عفان رضی الله عنه 319 00:18:39,579 --> 00:18:43,579 داشتم خودم را آماده می کردم که با آنها بیرون بروم 320 00:18:43,579 --> 00:18:45,579 بچه هایم به من گفتند 321 00:18:45,579 --> 00:18:47,579 خداوند شما را بیامرزد 322 00:18:47,579 --> 00:18:50,579 من یک پیرمرد بزرگ شده ام 323 00:18:50,579 --> 00:18:54,579 من با رسول خدا صلی الله علیه و آله جنگیدم 324 00:18:54,579 --> 00:18:58,579 و با ابوبکر و عمر رضی الله عنهم 325 00:18:58,579 --> 00:19:02,579 لطفا بمانید و اجازه دهید ما برای شما حمله کنیم؟ 326 00:19:02,579 --> 00:19:06,579 گفتم خدای متعال می فرماید 327 00:19:06,579 --> 00:19:10,579 خز سبک و سنگین است 328 00:19:10,579 --> 00:19:15,579 او همه ما را از پیر و جوان بسیج کرده است 329 00:19:15,579 --> 00:19:19,650 لذا حاضر نشدم برای جهاد بیرون بروم 330 00:19:19,650 --> 00:19:22,650 در راه دریا 331 00:19:22,650 --> 00:19:25,650 وقتی در کشتی بودم مرگ سراغم آمد 332 00:19:25,650 --> 00:19:29,650 جزیره ای پیدا نکردند که مرا در آن دفن کنند 333 00:19:29,650 --> 00:19:31,650 فقط بعد از هفت روز 334 00:19:31,650 --> 00:19:34,650 در این مدت 335 00:19:34,650 --> 00:19:36,650 همینجوری که هستم موندم 336 00:19:36,650 --> 00:19:39,970 هیچ چیز در من تغییر نکرده است 337 00:19:40,970 --> 00:19:49,880 پاسخ 338 00:19:49,880 --> 00:19:51,880 ابوطلحه الانصاری 339 00:19:51,880 --> 00:19:55,880 زید بن سهل رضی الله عنه 340 00:20:16,549 --> 00:20:21,789 من یکی از همراهان مهاجر زن هستم 341 00:20:21,789 --> 00:20:25,789 من پسر عموی پیامبر صلی الله علیه و آله هستم 342 00:20:25,789 --> 00:20:27,789 پدر من شعله است 343 00:20:27,789 --> 00:20:29,789 که یکی از سرسخت ترین افراد بود 344 00:20:29,789 --> 00:20:33,789 دشمنی با پیامبر صلی الله علیه و آله 345 00:20:33,789 --> 00:20:36,789 مادرم هم همینطور 346 00:20:36,789 --> 00:20:38,819 پس خداوند سرزنش آنها را آشکار کرد 347 00:20:38,819 --> 00:20:40,819 سوره مسد 348 00:20:40,819 --> 00:20:43,019 همانطور که برای من 349 00:20:43,019 --> 00:20:46,019 ایمان را بر کفر ترجیح دادم 350 00:20:46,019 --> 00:20:49,019 پس اسلام آوردم و پدرم را ترک کردم 351 00:20:49,019 --> 00:20:51,019 او به شهر مهاجرت کرد 352 00:20:51,019 --> 00:20:53,019 و بعد با من ازدواج کرد 353 00:20:53,019 --> 00:20:55,019 ضحیه بن خلیفه الکلبی 354 00:20:55,019 --> 00:20:57,019 خداوند از او راضی باشد 355 00:20:57,019 --> 00:21:00,910 مردم از پدر و مادرم به من صدمه می زدند 356 00:21:00,910 --> 00:21:02,910 و به من می گویند 357 00:21:02,910 --> 00:21:04,910 تو دختر ابولهب هستی 358 00:21:04,910 --> 00:21:07,910 تو دختر هیزمی 359 00:21:07,910 --> 00:21:10,910 که خداوند متعال در این باره می فرماید 360 00:21:10,910 --> 00:21:14,910 دست ابولهب توبه کرد و او توبه کرد 361 00:21:14,910 --> 00:21:17,910 مهاجرت شما هیچ فایده ای برای شما ندارد 362 00:21:17,910 --> 00:21:21,009 پس نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدم 363 00:21:21,009 --> 00:21:23,009 پس به او گفتم 364 00:21:23,009 --> 00:21:25,009 ای رسول خدا 365 00:21:25,009 --> 00:21:28,009 و اما فرزندان کفار غیر من 366 00:21:28,009 --> 00:21:31,009 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 367 00:21:31,009 --> 00:21:33,009 و چی؟ 368 00:21:33,009 --> 00:21:34,009 گفتم 369 00:21:34,009 --> 00:21:38,009 زنان بنی زریق مرا به خاطر پدر و مادرم آزار دادند 370 00:21:38,009 --> 00:21:40,009 و می گویند 371 00:21:40,009 --> 00:21:43,069 دختر هیزم 372 00:21:43,069 --> 00:21:47,069 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 373 00:21:47,069 --> 00:21:49,069 اگر نماز ظهر را بخوانید 374 00:21:49,069 --> 00:21:51,069 کلاس من جایی است که می بینم 375 00:21:51,069 --> 00:21:54,170 پیامبر صلی الله علیه و آله نماز ظهر را خواند 376 00:21:54,170 --> 00:21:57,170 سپس به مردم نزدیک می شوم 377 00:21:57,170 --> 00:21:59,170 ساعتی بالای منبر نشست 378 00:21:59,170 --> 00:22:01,170 سپس گفت 379 00:22:01,170 --> 00:22:03,170 مردم 380 00:22:03,170 --> 00:22:06,170 کسانی که از نسب من به من آسیب می رسانند چه مشکلی دارد؟ 381 00:22:06,170 --> 00:22:08,170 و در بستگانم 382 00:22:08,170 --> 00:22:12,170 مگر کسانی که به نسب من و نزدیکانم آسیب می رسانند 383 00:22:12,170 --> 00:22:14,170 او به من صدمه زد 384 00:22:14,170 --> 00:22:17,170 هر که مرا آزار دهد خدا را آزرده است 385 00:22:17,170 --> 00:22:20,390 عمر بن خطاب رضی الله عنه از جا پرید 386 00:22:20,390 --> 00:22:22,390 درباره او گفت 387 00:22:22,390 --> 00:22:26,390 هر که تو را به خشم آورد خدا را غضب کن یا رسول الله 388 00:22:26,390 --> 00:22:29,579 سپس حضرت رضی الله عنه فرمودند 389 00:22:29,579 --> 00:22:32,579 مرده نمی تواند به انسان زنده آسیب برساند 390 00:22:32,579 --> 00:22:37,319 دو خواهر و سه برادر داشتم 391 00:22:37,319 --> 00:22:40,319 همگی در روز فتح مکه اسلام آوردند 392 00:22:40,319 --> 00:22:42,319 به جز برادرم اوتایبا 393 00:22:42,319 --> 00:22:44,319 تحویل نداد 394 00:22:44,319 --> 00:22:48,319 او یکی از دشمنان سرسخت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود 395 00:22:48,319 --> 00:22:50,480 و یک روز 396 00:22:50,480 --> 00:22:52,480 ما در مکه هستیم 397 00:22:52,480 --> 00:22:54,480 برادرم اوتایبا را می خواست 398 00:22:54,480 --> 00:22:56,480 خروج به شام 399 00:22:56,480 --> 00:22:57,480 و او گفت 400 00:22:57,480 --> 00:22:59,480 برای آمدن نزد محمد 401 00:22:59,480 --> 00:23:01,579 و به گوشش 402 00:23:01,579 --> 00:23:03,579 نزد او آمد و گفت 403 00:23:03,579 --> 00:23:05,579 ای محمد 404 00:23:05,579 --> 00:23:08,579 من به ستاره اگر بدرخشد کافر هستم 405 00:23:08,579 --> 00:23:11,579 و با دست ما آویزان شد 406 00:23:11,579 --> 00:23:16,579 سپس آب دهان را جلوی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم انداخت 407 00:23:16,579 --> 00:23:19,579 پیامبر صلی الله علیه و آله خشمگین شد 408 00:23:19,579 --> 00:23:21,579 او را صدا زد و گفت: 409 00:23:21,579 --> 00:23:26,579 خدایا یکی از سگ هایت را به او بده 410 00:23:26,579 --> 00:23:30,740 بنابراین برادرم با دوستانش در ایر به شام رفتند 411 00:23:30,740 --> 00:23:33,740 حتی اگر در راه باشند 412 00:23:33,740 --> 00:23:39,329 صدای غرش شیر را شنیدند 413 00:23:39,329 --> 00:23:42,329 دل برادرم را لرزاند 414 00:23:42,329 --> 00:23:43,329 و به او گفتند 415 00:23:43,329 --> 00:23:46,329 از هر چیزی که می لرزید 416 00:23:46,329 --> 00:23:47,329 و او گفت 417 00:23:47,329 --> 00:23:50,329 محمد علی را صدا زد 418 00:23:50,329 --> 00:23:53,460 دعوتنامه ای دریافت نمی کند 419 00:23:53,460 --> 00:23:56,460 وقتی خوابیدند دورش را گرفتند 420 00:23:56,460 --> 00:23:59,460 و او را در میان خود قرار دادند 421 00:23:59,460 --> 00:24:01,460 بعد شیر آمد 422 00:24:01,460 --> 00:24:04,460 سرشان را یکی یکی بویید 423 00:24:04,460 --> 00:24:07,460 تا اینکه با برادرم اوتایبا تمام شد 424 00:24:07,460 --> 00:24:10,460 سرش را شکست و او را کشت 425 00:24:10,460 --> 00:24:16,839 دعوت پیامبر صلی الله علیه و آله برآورده شد 426 00:24:16,839 --> 00:24:25,049 من کی هستم؟ 427 00:24:26,049 --> 00:24:30,049 درت بنت ابی لهب رضی الله عنه 428 00:24:53,380 --> 00:24:58,740 من یکی از همراهان مهاجر هستم 429 00:24:58,740 --> 00:25:04,740 من در زمان جاهلیت از یاران بنی اسد بن عبدالعزا از مکه بودم. 430 00:25:04,740 --> 00:25:07,839 مشغول تجارت مواد غذایی بودم 431 00:25:07,839 --> 00:25:10,839 من تعدادی برده دارم 432 00:25:10,839 --> 00:25:14,839 من یکی از تیراندازان ماهری بودم 433 00:25:14,839 --> 00:25:17,000 من در گذشته مسلمان شدم 434 00:25:17,000 --> 00:25:19,000 او به شهر مهاجرت کرد 435 00:25:19,000 --> 00:25:25,000 من شاهد بدر و همه صحنه ها با پیامبر صلی الله علیه و آله بودم 436 00:25:25,000 --> 00:25:31,000 او رضی الله عنه برای من نامه ای به المقاوقیس پادشاه مصر فرستاد. 437 00:25:31,000 --> 00:25:33,000 تحویل نداد 438 00:25:33,000 --> 00:25:36,000 ولی بهترین جواب بود 439 00:25:36,000 --> 00:25:41,000 او همراه من برای پیامبر صلی الله علیه و آله هدایایی فرستاد 440 00:25:41,000 --> 00:25:43,000 از جمله ماریا 441 00:25:43,000 --> 00:25:48,000 مادر ابراهیم فرزند پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 442 00:25:48,000 --> 00:25:52,210 در جنگ احد 443 00:25:52,210 --> 00:25:54,210 صدای فریاد کسی را شنیدم 444 00:25:54,210 --> 00:25:57,210 محمد کشته شد 445 00:25:57,210 --> 00:25:59,210 من از این موضوع شگفت زده شدم 446 00:25:59,210 --> 00:26:03,210 بنابراین من به سرعت به جای او آمدم، وحشت زده 447 00:26:03,210 --> 00:26:06,210 انگار روحم رفته بود 448 00:26:06,210 --> 00:26:10,210 او را در حال شستن خون از صورتش یافتم 449 00:26:10,210 --> 00:26:12,210 پس گفتم 450 00:26:12,210 --> 00:26:15,210 ای رسول خدا چه کسی این کار را با تو کرد؟ 451 00:26:15,210 --> 00:26:17,210 او گفت 452 00:26:17,210 --> 00:26:19,210 عتبه بن ابی وقاص 453 00:26:19,210 --> 00:26:21,210 سنگی به سمتم پرتاب کرد 454 00:26:21,210 --> 00:26:24,210 صورتم را کوبید و به چهار سرم زد 455 00:26:24,210 --> 00:26:26,210 پس گفتم 456 00:26:26,210 --> 00:26:28,210 آستانه به کجا هدایت می شود؟ 457 00:26:28,210 --> 00:26:31,210 او به من اشاره کرد که به کجا می رود 458 00:26:31,210 --> 00:26:35,240 بنابراین من او را دنبال کردم تا اینکه او را گرفتم 459 00:26:35,240 --> 00:26:37,240 پس با شمشیر به او زدم 460 00:26:37,240 --> 00:26:39,240 پس سرش را پایین انداختم 461 00:26:39,240 --> 00:26:43,240 پس او را پایین آورد و سر و غنیمت و اسبش را گرفت 462 00:26:43,240 --> 00:26:47,240 برای پیامبر صلی الله علیه و آله آوردم 463 00:26:47,240 --> 00:26:49,240 آن را توضیح دهید 464 00:26:49,240 --> 00:26:51,240 به من زنگ زد و گفت 465 00:26:51,240 --> 00:26:53,240 خداوند از شما راضی باشد 466 00:26:53,240 --> 00:26:55,240 خداوند از شما راضی باشد 467 00:26:55,240 --> 00:26:57,240 و غارتش را به من داد 468 00:26:57,240 --> 00:27:02,009 و هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله خواست 469 00:27:02,009 --> 00:27:04,009 عازم فتح مکه 470 00:27:04,009 --> 00:27:09,009 من برای خانواده های کسانی که هنوز آنجا هستند ترسیدم 471 00:27:09,009 --> 00:27:13,009 پس نامه ای مخفیانه برای قریش فرستاد 472 00:27:13,009 --> 00:27:15,009 با یک زن مشرک 473 00:27:15,009 --> 00:27:19,009 از عزم پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برایشان بگو 474 00:27:19,009 --> 00:27:22,170 در راه فتح مکه 475 00:27:22,170 --> 00:27:25,170 پس خداوند پیامبرش را در این باره آگاه کرد 476 00:27:25,170 --> 00:27:28,170 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله را صدا زد 477 00:27:28,170 --> 00:27:31,170 علی و الزبیره و مقداد 478 00:27:31,170 --> 00:27:33,170 و به آنها گفت 479 00:27:33,170 --> 00:27:38,170 برو تا در روضات خاخ زنی پیدا کنی 480 00:27:38,170 --> 00:27:41,170 نامه ای به قریش داشت 481 00:27:41,170 --> 00:27:43,329 برای من بیاور 482 00:27:43,329 --> 00:27:49,329 پس به راه افتادند تا به آنجا رسیدند که پیامبر صلی الله علیه و آله به آنها فرمود 483 00:27:49,329 --> 00:27:51,329 پس از او کتاب را خواستند 484 00:27:51,329 --> 00:27:53,329 بنابراین او تکذیب کرد 485 00:27:53,329 --> 00:27:56,329 علی رضی الله عنه به او گفت 486 00:27:56,329 --> 00:27:59,329 به خدا قسم رسول خدا دروغ نگفته است 487 00:27:59,329 --> 00:28:01,329 تا کتاب را برای ما بیاورند 488 00:28:01,329 --> 00:28:04,329 یا لباس هایمان را در بیاوریم 489 00:28:04,329 --> 00:28:06,390 وقتی پدربزرگشان را دید 490 00:28:06,390 --> 00:28:08,390 او به آنها گفت 491 00:28:08,390 --> 00:28:09,390 کنار برو 492 00:28:09,390 --> 00:28:11,390 بافته هایش را باز کرد 493 00:28:11,390 --> 00:28:14,390 آن را از موهایش بیرون آورد 494 00:28:14,390 --> 00:28:19,490 پس نامه را نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آوردند 495 00:28:19,490 --> 00:28:23,619 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله مرا صدا زد 496 00:28:23,619 --> 00:28:24,619 و او گفت 497 00:28:24,619 --> 00:28:27,619 چه چیزی باعث شد این کار را انجام دهید؟ 498 00:28:27,619 --> 00:28:28,619 پس گفتم 499 00:28:28,619 --> 00:28:30,619 ای رسول خدا 500 00:28:30,619 --> 00:28:32,619 با من عجله نکن 501 00:28:32,619 --> 00:28:34,619 قسم می خورم که این کار را نکردم 502 00:28:34,619 --> 00:28:36,619 کفر یا ارتداد 503 00:28:36,619 --> 00:28:40,619 بعد از اسلام با کفر راضی نیست 504 00:28:40,619 --> 00:28:44,619 اما پسرم و تعدادی از بستگانم در مکه هستند 505 00:28:44,619 --> 00:28:48,619 من در میان شما با شر قریش غریب بودم 506 00:28:48,619 --> 00:28:51,619 بنابراین من می خواستم دستی در آنها بگیرم 507 00:28:51,619 --> 00:28:54,619 آنها از فرزندان و بستگان من محافظت می کنند 508 00:28:54,619 --> 00:28:57,710 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند 509 00:28:57,710 --> 00:28:59,710 به دوستانش 510 00:28:59,710 --> 00:29:00,710 درست بوده است 511 00:29:00,710 --> 00:29:03,710 جز خوب چیزی نگو 512 00:29:03,710 --> 00:29:06,809 عمر رضی الله عنه گفت 513 00:29:06,809 --> 00:29:10,809 ای رسول خدا به من اجازه ده تا او را بکشم 514 00:29:10,809 --> 00:29:13,809 ایشان رضی الله عنه فرمودند 515 00:29:13,809 --> 00:29:14,809 خیر 516 00:29:14,809 --> 00:29:17,809 او شاهد یک ماه کامل بود 517 00:29:17,809 --> 00:29:19,809 و تو نمی دانی 518 00:29:19,809 --> 00:29:23,809 شاید خداوند اهل بدر را دیده است 519 00:29:23,809 --> 00:29:24,809 و او گفت 520 00:29:24,809 --> 00:29:26,809 هر کاری میخوای بکن 521 00:29:26,809 --> 00:29:28,809 من تو را بخشیدم 522 00:29:28,809 --> 00:29:30,809 و خداوند آن را در مورد من نازل کرد 523 00:29:30,809 --> 00:29:33,809 آیاتی از سوره ممتحنه 524 00:29:33,809 --> 00:29:36,160 من کی هستم؟ 525 00:29:36,160 --> 00:29:44,980 پاسخ 526 00:29:44,980 --> 00:29:48,980 حاطب بن ابی بلطعه رضی الله عنه 527 00:29:48,980 --> 00:29:59,460 توقف کنید 528 00:29:59,460 --> 00:30:00,460 توقف کنید 529 00:30:00,460 --> 00:30:05,460 با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد 530 00:30:05,460 --> 00:30:11,299 چالش جدید 531 00:30:11,299 --> 00:30:15,859 من کی هستم؟ 532 00:30:15,859 --> 00:30:18,859 من صحابی از بنی مخزوم هستم 533 00:30:18,859 --> 00:30:20,990 از مردم مکه 534 00:30:20,990 --> 00:30:22,990 من با دختر عمویم ازدواج کردم 535 00:30:22,990 --> 00:30:26,089 او مرد خوبی بود 536 00:30:26,089 --> 00:30:29,089 زمانی که می خواستیم به مدینه هجرت کنیم 537 00:30:29,089 --> 00:30:32,089 شوهرم مرا با یک شتر رها کرد 538 00:30:32,089 --> 00:30:34,089 سپس مرا نزد خود برد 539 00:30:34,089 --> 00:30:37,089 او را با پسرم در بغلم حمل کردند 540 00:30:37,089 --> 00:30:40,220 سپس من را رها کرد که شتر را هدایت می کردم 541 00:30:40,220 --> 00:30:44,220 هنگامی که مردان قوم من بنی مخزوم او را دیدند 542 00:30:44,220 --> 00:30:46,220 نزد او برخاستند و گفتند 543 00:30:46,220 --> 00:30:49,220 این روح شماست که ما بر آن غلبه کرده ایم 544 00:30:49,220 --> 00:30:52,220 این دوستمونو دیدی؟ 545 00:30:52,220 --> 00:30:56,220 به شما اجازه دهیم با چه کسی در کشور قدم بزنید؟ 546 00:30:56,220 --> 00:30:59,220 پس پوزه شتر را از دست او گرفتند 547 00:30:59,220 --> 00:31:03,220 برخلاف میل من و بر خلاف او مرا از او گرفتند 548 00:31:03,220 --> 00:31:08,279 پس شوهرم تنها به عنوان مهاجر به مدینه رفت 549 00:31:08,279 --> 00:31:12,279 چون از این موضوع مطلع شد شوهرم ابن عبدالاسد جمع شد 550 00:31:12,279 --> 00:31:14,279 عصبانی شدند و گفتند 551 00:31:14,279 --> 00:31:17,279 نه به خدا ما پسرمان را آنجا رها نمی کنیم 552 00:31:17,279 --> 00:31:20,279 تو آن را از دوست ما گرفتی 553 00:31:20,279 --> 00:31:22,339 پس به سراغ آنها رفتند 554 00:31:22,339 --> 00:31:27,339 پسرم بین آنها فشار آورد تا اینکه دستش را درآوردند 555 00:31:27,339 --> 00:31:30,339 بن عبدالاسد با او به راه افتاد 556 00:31:30,339 --> 00:31:33,339 بن مخزوم مرا با آنها زندانی کرد 557 00:31:33,339 --> 00:31:36,339 پس مرا از شوهرم جدا کردند 558 00:31:36,339 --> 00:31:39,339 و بین من و پسرم 559 00:31:39,339 --> 00:31:42,339 قلبم نزدیک بود بشکند 560 00:31:42,339 --> 00:31:45,339 دیگر نمی توانم صبور باشم 561 00:31:45,339 --> 00:31:48,339 پس هر فردا بیرون می رفتم 562 00:31:48,339 --> 00:31:50,339 پس روی زمین می نشینم 563 00:31:50,339 --> 00:31:54,339 من هنوز تا غروب گریه می کنم 564 00:31:54,339 --> 00:31:59,339 حدود یک سال در این حالت ماندم 565 00:31:59,339 --> 00:32:02,339 تا اینکه مردی از پسرعموهایم از کنارم گذشت 566 00:32:02,339 --> 00:32:06,339 دید که چه بلایی سرم آمده و به من رحم کرد 567 00:32:06,339 --> 00:32:08,339 به بنی مخزوم گفت 568 00:32:08,339 --> 00:32:11,339 به این زن بیچاره رحم نمی کنی؟ 569 00:32:11,339 --> 00:32:15,339 او را از شوهر و فرزندش جدا کردی 570 00:32:15,339 --> 00:32:17,339 مال شما و او چیست؟ 571 00:32:17,339 --> 00:32:20,339 آنها به من لطف کردند و گفتند: 572 00:32:20,339 --> 00:32:23,339 اگر خواستی شوهرت را بیاور 573 00:32:23,440 --> 00:32:26,440 سپس با بنی عبدالاسد نیز صحبت کرد 574 00:32:26,440 --> 00:32:30,210 جواب پسرم را دادند 575 00:32:30,210 --> 00:32:32,210 پس شترهایم را آماده کردم 576 00:32:32,210 --> 00:32:36,210 بعد پسرم را گرفتم و گذاشتم روی بغلم 577 00:32:36,210 --> 00:32:39,210 بعد رفتم بیرون و خواستم شوهرم تو شهر باشه 578 00:32:39,210 --> 00:32:42,210 و هیچ یک از مخلوقات خدا با من نیست 579 00:32:42,210 --> 00:32:45,299 من راهشو بلد نیستم 580 00:32:45,299 --> 00:32:47,299 حتی اگر در حال صاف کردن آن هستید 581 00:32:47,299 --> 00:32:51,299 با عثمان بن طلحه رضی الله عنه ملاقات کردم 582 00:32:51,299 --> 00:32:54,299 سپس مشرک بود 583 00:32:54,299 --> 00:32:58,299 به من گفت: ای بنده خدا کجا می روی؟ 584 00:32:58,299 --> 00:33:02,339 گفتم شوهرم را در شهر می خواهم 585 00:33:02,339 --> 00:33:05,430 گفت: کسی با تو نیست. 586 00:33:05,430 --> 00:33:08,430 گفتم نه به خدا 587 00:33:08,430 --> 00:33:11,430 جز خدا و این پسر 588 00:33:11,430 --> 00:33:15,500 گفت: به خدا سوگند چاره ای جز رفتن ندارید. 589 00:33:15,500 --> 00:33:17,619 پس پوزه شتر را گرفت 590 00:33:17,619 --> 00:33:21,619 پس با من به راه افتاد تا اینکه مرا به شهر آورد 591 00:33:21,619 --> 00:33:25,619 گفت شوهرت در این روستاست 592 00:33:25,619 --> 00:33:28,619 سپس به مکه بازگشت 593 00:33:28,619 --> 00:33:30,690 بنابراین وارد شهر شدم 594 00:33:30,690 --> 00:33:34,690 خداوند دوباره مرا با شوهرم محشور کرد 595 00:33:34,690 --> 00:33:37,170 و در جنگ احد 596 00:33:37,170 --> 00:33:39,170 شوهرم مجروح شد 597 00:33:39,170 --> 00:33:41,170 بنابراین شروع به درمان او کردم 598 00:33:41,170 --> 00:33:45,170 اما مرگ او را فرا گرفت و مرد 599 00:33:45,170 --> 00:33:47,170 پس برگشتم 600 00:33:47,170 --> 00:33:52,170 و گفتم همانطور که پیامبر صلی الله علیه و آله به من آموخت 601 00:33:52,170 --> 00:33:55,170 خدایا در مصیبت به من پاداش بده 602 00:33:55,170 --> 00:33:58,170 و یکی بهتر برای من بگذار 603 00:33:58,170 --> 00:34:01,359 بعد با خودم گفتم 604 00:34:01,359 --> 00:34:05,549 کجا می توانم مردی بهتر از شوهرم پیدا کنم؟ 605 00:34:05,549 --> 00:34:07,549 وقتی دوره انتظار من تمام شد 606 00:34:07,549 --> 00:34:11,550 رسول خدا صلی الله علیه و آله از من خواستگاری کرد 607 00:34:11,550 --> 00:34:15,550 پس گفتم: سلام یا رسول الله 608 00:34:15,550 --> 00:34:17,550 او هم مثل شما جواب نمی دهد 609 00:34:17,550 --> 00:34:21,579 اما یک زن خیلی به من حسادت می کند 610 00:34:21,579 --> 00:34:24,579 می ترسم چیزی از من ببینی 611 00:34:24,579 --> 00:34:26,579 خدا مرا با آن عذاب می دهد 612 00:34:26,579 --> 00:34:29,619 من یک پیرزن هستم 613 00:34:29,619 --> 00:34:32,619 من بچه دارم 614 00:34:32,619 --> 00:34:34,619 ایشان رضی الله عنه فرمودند 615 00:34:34,619 --> 00:34:37,619 در مورد چیزی که در مورد حسادت گفتی 616 00:34:37,619 --> 00:34:40,619 خدا آن را از شما خواهد گرفت 617 00:34:40,619 --> 00:34:43,679 در مورد آنچه که در مورد سن ذکر کردید 618 00:34:43,679 --> 00:34:46,679 برای من هم اتفاق افتاد مثل اتفاقی که برای تو افتاد 619 00:34:46,679 --> 00:34:49,809 در مورد آنچه در مورد بچه ها اشاره کردید 620 00:34:49,809 --> 00:34:52,809 فرزندان شما فرزندان من هستند 621 00:34:52,809 --> 00:34:56,809 پس او رضی الله عنه با من ازدواج کرد 622 00:34:56,809 --> 00:34:59,809 و خدا شوهرم را جایگزین من کرد 623 00:34:59,809 --> 00:35:01,809 کی بهتر از اوست؟ 624 00:35:01,809 --> 00:35:03,809 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 625 00:35:03,809 --> 00:35:05,809 و صلح 626 00:35:05,809 --> 00:35:08,900 او یکی از مادران مؤمنان شد 627 00:35:08,900 --> 00:35:11,900 یکی از همسران رسول اکرم 628 00:35:11,900 --> 00:35:14,289 من کی هستم؟ 629 00:35:14,289 --> 00:35:24,260 جواب ام سلمه است 630 00:35:24,260 --> 00:35:28,260 هند بنت ابی امیه المخزومیه 631 00:35:28,260 --> 00:35:30,260 خداوند از او راضی باشد 632 00:35:30,260 --> 00:35:36,420 توقف کنید 633 00:35:36,420 --> 00:35:38,420 توقف کنید 634 00:35:38,420 --> 00:35:42,420 با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد 635 00:35:42,420 --> 00:35:47,340 چالش جدید 636 00:35:47,340 --> 00:35:49,340 چالش جدید 637 00:35:49,340 --> 00:35:53,699 من کی هستم؟ 638 00:35:53,699 --> 00:35:57,699 من از کوچکترین اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم 639 00:35:57,699 --> 00:35:59,699 دایی من یک تیرانداز بزرگ است 640 00:35:59,699 --> 00:36:03,829 سعد بن ابی وقاص رضی الله عنه 641 00:36:03,829 --> 00:36:07,829 مشتاق ديدار پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم بودم 642 00:36:07,829 --> 00:36:09,829 و از او بگیر 643 00:36:09,829 --> 00:36:12,829 بیش از صد بار با او نشستم 644 00:36:12,829 --> 00:36:15,829 درباره او احادیث نقل شده است 645 00:36:15,829 --> 00:36:18,829 بیش از دو هزار نماز با او خواندم 646 00:36:18,829 --> 00:36:22,829 نمازش شبیه نماز امروز مردم بود 647 00:36:22,829 --> 00:36:25,829 اما خواندن آن آسان بود 648 00:36:25,829 --> 00:36:28,900 دعای سحر را می خواند 649 00:36:28,900 --> 00:36:31,900 به سوره واقعه و سوره های مشابه 650 00:36:31,900 --> 00:36:37,699 یک بار پیامبر صلی الله علیه و آله را دیدم 651 00:36:37,699 --> 00:36:39,699 در یک شب مهتابی 652 00:36:39,699 --> 00:36:41,699 او کت و شلوار قرمز پوشیده است 653 00:36:41,699 --> 00:36:45,699 پس به او و ماه نگاه کردم 654 00:36:45,699 --> 00:36:48,699 برای من بهتر از ماه است 655 00:36:48,699 --> 00:36:53,210 پیامبر صلی الله علیه و آله از کنار ما می گذشت 656 00:36:53,210 --> 00:36:57,210 پسرانه در کوچه پس کوچه های شهر بازی می کردیم 657 00:36:57,210 --> 00:37:00,210 گونه های ما را پاک می کند 658 00:37:00,210 --> 00:37:02,210 یک روز از آنجا گذشت 659 00:37:02,210 --> 00:37:04,210 گونه اش را پاک کرد 660 00:37:04,210 --> 00:37:08,210 گونه ای که پاک کرد از دیگری بهتر بود 661 00:37:08,210 --> 00:37:10,429 من کی هستم؟ 662 00:37:10,429 --> 00:37:23,920 جواب جابر بن سمره است که خدا از آن دو راضی باشد 663 00:37:23,920 --> 00:37:34,719 توقف کنید 664 00:37:34,719 --> 00:37:39,719 با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد 665 00:37:39,719 --> 00:37:50,030 یک چالش جدید از طرف من 666 00:37:50,030 --> 00:37:54,030 من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم 667 00:37:54,030 --> 00:37:57,030 خانه هایم را ترک کردم، بانو اسلم 668 00:37:57,030 --> 00:37:59,030 او به شهر مهاجرت کرد 669 00:37:59,030 --> 00:38:05,030 من شاهد بدر و همه صحنه ها با پیامبر صلی الله علیه و آله بودم 670 00:38:05,030 --> 00:38:09,130 من از فقرای صوفیه بودم 671 00:38:09,130 --> 00:38:13,130 پس به پیامبر صلی الله علیه و آله متعهد شدم 672 00:38:13,130 --> 00:38:15,130 من خیلی عاشقش بودم 673 00:38:15,130 --> 00:38:18,130 خیلی مشتاق خدمتش 674 00:38:18,130 --> 00:38:22,130 حتی شبانه روز پیشش بودم 675 00:38:22,130 --> 00:38:24,130 در حضور و سفر او 676 00:38:24,130 --> 00:38:27,130 و در تمام فتوحاتش 677 00:38:27,130 --> 00:38:31,159 شب درب اتاقش ماندم 678 00:38:31,159 --> 00:38:35,159 شاید او رضی الله عنه نیاز به چیزی داشته باشد 679 00:38:35,159 --> 00:38:39,179 او مرا در خدمتش می یابد 680 00:38:39,179 --> 00:38:41,179 یک شب 681 00:38:41,179 --> 00:38:46,179 خانه ای درب حجره رسول خدا صلی الله علیه و آله 682 00:38:46,179 --> 00:38:48,179 وقتی شب از خواب بیدار شد 683 00:38:48,179 --> 00:38:51,179 وضو و حاجتش را برایش آوردم 684 00:38:51,179 --> 00:38:54,179 می خواست به من جایزه بدهد 685 00:38:54,179 --> 00:38:57,179 به من گفت: حاجتت را از من بخواه 686 00:38:57,179 --> 00:39:00,250 پس گفتم یا رسول الله 687 00:39:00,250 --> 00:39:03,250 از شما می خواهم که در بهشت شما را همراهی کنید 688 00:39:03,250 --> 00:39:06,309 ایشان رضی الله عنه فرمودند 689 00:39:06,309 --> 00:39:08,309 یا در غیر این صورت 690 00:39:08,309 --> 00:39:12,309 گفتم: همین است یا رسول الله. 691 00:39:12,309 --> 00:39:17,380 فرمود: پس با سجده فراوان به خود کمک کن. 692 00:39:17,380 --> 00:39:22,179 او رضی الله عنه روزی به من گفت 693 00:39:22,179 --> 00:39:24,179 ازدواج نمیکنی؟ 694 00:39:24,179 --> 00:39:27,179 گفتم: آری یا رسول الله. 695 00:39:28,179 --> 00:39:32,269 اما من چیزی برای ازدواج ندارم 696 00:39:32,269 --> 00:39:36,269 به من گفت: از انصار نزد فلانی بیا 697 00:39:36,269 --> 00:39:38,269 بگذار دخترش را به عقد تو درآورد 698 00:39:38,269 --> 00:39:41,300 پس نزد او آمدم و گفتم 699 00:39:41,300 --> 00:39:44,300 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 700 00:39:44,300 --> 00:39:47,300 او به شما دستور می دهد که با دخترتان ازدواج کنید 701 00:39:47,300 --> 00:39:49,300 و او گفت 702 00:39:49,300 --> 00:39:53,300 به حضور رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم خوش آمدید 703 00:39:53,300 --> 00:39:57,300 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نمی رود 704 00:39:57,300 --> 00:39:59,300 مگر اینکه به آن نیاز داشته باشد 705 00:39:59,300 --> 00:40:01,300 پس با من ازدواج کرد 706 00:40:01,300 --> 00:40:04,300 بر اساس گفته های من از من نپرسید 707 00:40:04,300 --> 00:40:07,429 و هیچی از مهریه 708 00:40:07,429 --> 00:40:10,429 پس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدم 709 00:40:10,429 --> 00:40:12,429 پس به او گفتم 710 00:40:12,429 --> 00:40:15,429 و گفتم یا رسول الله 711 00:40:15,429 --> 00:40:17,429 شما به سراغ مردم شریف آمده اید 712 00:40:17,429 --> 00:40:21,429 آنها با من ازدواج کردند و در این مورد از من نپرسیدند 713 00:40:21,429 --> 00:40:25,500 من هیچ مهریه ای ندارم که به آنها بدهم 714 00:40:25,500 --> 00:40:29,500 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله با اصحاب صحبت کرد 715 00:40:29,500 --> 00:40:33,500 برای من وزن دو سنگ طلا جمع کردند 716 00:40:33,500 --> 00:40:35,500 و برای ما غذا درست کردند 717 00:40:35,500 --> 00:40:37,500 الانصاری گفت 718 00:40:37,500 --> 00:40:40,500 این خیلی خوب است 719 00:40:40,500 --> 00:40:46,300 رسول خدا صلی الله علیه و آله به من زمین داد 720 00:40:46,300 --> 00:40:50,300 به ابوبکر رضی الله عنه زمین داد 721 00:40:50,300 --> 00:40:52,300 ما در مورد مرزهای زمین اختلاف نظر داشتیم 722 00:40:52,300 --> 00:40:56,300 ابوبکر چیزی را به من گفت که من از آن متنفر بودم 723 00:40:56,300 --> 00:40:58,300 بعد پشیمان شد 724 00:40:58,300 --> 00:41:00,300 او به من گفت 725 00:41:00,300 --> 00:41:02,300 به یک کلمه مشابه پاسخ دهید 726 00:41:02,300 --> 00:41:04,300 پس این انتقام خواهد بود 727 00:41:04,300 --> 00:41:07,329 گفتم که ندارم 728 00:41:07,329 --> 00:41:10,329 پس ابوبکر رضی الله عنه به راه افتاد 729 00:41:10,329 --> 00:41:13,329 به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 730 00:41:13,329 --> 00:41:15,329 و من به دنبال او راه افتادم 731 00:41:15,329 --> 00:41:18,329 او رضی الله عنه به من گفت 732 00:41:18,329 --> 00:41:20,329 تو و دوستت چطور؟ 733 00:41:20,329 --> 00:41:23,329 عرض کردم یا رسول الله 734 00:41:23,329 --> 00:41:26,329 اینطور بود و همینطور بود 735 00:41:26,329 --> 00:41:29,329 او یک کلمه به من گفت که از آن متنفر بودم 736 00:41:29,329 --> 00:41:30,329 سپس گفت 737 00:41:30,329 --> 00:41:33,329 همانطور که گفتم به من بگو 738 00:41:33,329 --> 00:41:35,329 پس این انتقام خواهد بود 739 00:41:35,329 --> 00:41:37,489 بنابراین من رد کردم 740 00:41:37,489 --> 00:41:40,489 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 741 00:41:40,489 --> 00:41:41,489 بله 742 00:41:41,489 --> 00:41:43,489 به او پاسخ نده 743 00:41:43,489 --> 00:41:45,489 اما بگو 744 00:41:45,489 --> 00:41:48,489 خداوند تو را ببخشد ابوبکر 745 00:41:48,489 --> 00:41:51,489 خداوند تو را ببخشد ابوبکر 746 00:41:51,489 --> 00:41:54,679 ثوال ابوبکر رضی الله عنه 747 00:41:54,679 --> 00:41:56,679 و داره گریه میکنه 748 00:41:56,679 --> 00:41:58,969 من کی هستم؟ 749 00:41:58,969 --> 00:42:07,110 پاسخ 750 00:42:07,110 --> 00:42:09,110 رابعه بن کعبن اسلمی 751 00:42:09,110 --> 00:42:11,110 خداوند از او راضی باشد