WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:03.200
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:03.980 --> 00:00:06.860
گنجینه های زندگی نامه

00:00:08.970 --> 00:00:11.609
عدی بن حاتم اسلام آورد

00:00:11.769 --> 00:00:13.730
خداوند از او راضی باشد

00:00:15.859 --> 00:00:18.339
مردی به ادی بن حاتم گفت

00:00:18.620 --> 00:00:20.500
من یک داستان در مورد شما شنیدم

00:00:20.500 --> 00:00:22.500
من دوست دارم آن را از شما بشنوم

00:00:22.920 --> 00:00:24.160
عدی گفت

00:00:24.160 --> 00:00:25.160
بله

00:00:25.320 --> 00:00:29.440
هنگامی که از ظهور پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مطلع شدم

00:00:29.679 --> 00:00:32.960
آنقدر از او متنفر بودم که رفت

00:00:33.399 --> 00:00:36.520
پس بیرون رفتم تا به طرف رومیان افتادم

00:00:36.840 --> 00:00:38.840
پس من پیش سزار آمدم

00:00:39.039 --> 00:00:42.520
از این مکانم بیشتر از ترک آن متنفر بودم

00:00:42.840 --> 00:00:44.039
بعد گفتم

00:00:44.280 --> 00:00:47.039
به خدا اگر به سراغ این مرد آمدی

00:00:47.399 --> 00:00:50.439
اگر دروغ بگوید به من آسیبی نمی رساند

00:00:50.679 --> 00:00:53.240
اگر صادق بود، می فهمید

00:00:53.560 --> 00:00:57.000
پس نزد او رفتم و چون آمدم مردم گفتند

00:00:57.280 --> 00:01:00.679
عدی بن حاتم عدی بن حاتم

00:01:01.000 --> 00:01:04.920
پس بر رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد شدم

00:01:05.159 --> 00:01:06.319
او به من گفت

00:01:06.599 --> 00:01:08.400
ای ادی بن حاتم

00:01:08.680 --> 00:01:14.159
اسلم ممنون

00:01:14.480 --> 00:01:15.319
او گفت

00:01:15.560 --> 00:01:17.760
گفتم بدهکارم

00:01:18.120 --> 00:01:21.000
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند

00:01:21.359 --> 00:01:24.359
من دین شما را بهتر از شما می شناسم

00:01:24.810 --> 00:01:25.810
پس گفتم

00:01:26.049 --> 00:01:28.569
شما دین من را بهتر از من می دانید

00:01:28.849 --> 00:01:30.010
گفت بله

00:01:30.329 --> 00:01:32.450
اهل روکسی نیستی؟

00:01:32.689 --> 00:01:35.209
و غذای مردم خود را می خورید

00:01:35.450 --> 00:01:36.650
گفتم بله

00:01:36.890 --> 00:01:37.890
او گفت

00:01:38.129 --> 00:01:41.250
این برای شما در دین شما جایز نیست

00:01:41.530 --> 00:01:42.530
او گفت

00:01:42.810 --> 00:01:44.730
او دیگر آن را نگفت

00:01:44.730 --> 00:01:46.569
پس خودم را در برابر او فروتن کردم

00:01:46.969 --> 00:01:47.969
و او گفت

00:01:48.329 --> 00:01:52.129
اما من می دانم که چه چیزی شما را از اسلام باز می دارد

00:01:52.409 --> 00:01:53.409
او می گوید

00:01:53.609 --> 00:01:56.129
فقط افراد ضعیف از او پیروی می کنند

00:01:56.129 --> 00:01:57.890
اونی که قدرت نداره

00:01:58.090 --> 00:01:59.969
اعراب آنها را دور انداختند

00:02:00.329 --> 00:02:02.010
میدونی سردرگمی

00:02:02.290 --> 00:02:05.569
گفتم ندیده ام اما شنیده بودم

00:02:05.849 --> 00:02:06.849
او گفت

00:02:07.010 --> 00:02:09.129
سوگند به کسی که جان من در دست اوست

00:02:09.289 --> 00:02:11.889
خدا کنه این اتفاق بیفته

00:02:12.090 --> 00:02:14.969
تا اینکه داینا از سردرگمی بیرون می آید

00:02:15.169 --> 00:02:19.009
تا کعبه را طواف کنی بدون اینکه کسی در اطراف باشد

00:02:19.250 --> 00:02:22.449
و گنج های کسر بن هرمز را می گشایی

00:02:22.770 --> 00:02:23.770
او گفت

00:02:23.849 --> 00:02:25.770
گفتم کسر بن هرمز

00:02:26.009 --> 00:02:27.169
گفت بله

00:02:27.289 --> 00:02:28.849
کسر بن هرمز

00:02:29.129 --> 00:02:31.009
و پول خرج خواهند کرد

00:02:31.210 --> 00:02:33.689
به طوری که هیچ کس قبول نمی کند

00:02:34.330 --> 00:02:39.169
عدی مدتی پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله گفت

00:02:39.650 --> 00:02:42.530
این چیز ضعیف از سردرگمی بیرون می آید

00:02:42.810 --> 00:02:45.530
او بدون همسایه در خانه پرسه می زند

00:02:45.969 --> 00:02:49.889
من از جمله کسانی بودم که گنج های کسر بن هرمز را گشودند

00:02:50.250 --> 00:02:54.009
سوگند به کسی که جان من در دست اوست، بار سوم خواهد بود

00:02:54.289 --> 00:02:58.930
چون رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:02:59.639 --> 00:03:01.000
عدی گفت

00:03:01.280 --> 00:03:03.360
من مسلمان حنیفی هستم

00:03:03.719 --> 00:03:07.879
چهره پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از شادی پخش شد

00:03:08.240 --> 00:03:10.919
به مردی از انصار دستور داد که نزد او بیاید

00:03:11.159 --> 00:03:12.520
یعنی اضافه کردنش

00:03:12.879 --> 00:03:17.520
پس شروع به آمدن نزد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم کرد

00:03:17.759 --> 00:03:19.800
تا اینکه اسلام آورد

00:03:20.039 --> 00:03:23.520
از پیامبر صلی الله علیه و آله پیروی کرد

00:03:31.900 --> 00:03:34.259
در سال نهم هجری

00:03:36.500 --> 00:03:41.259
این خبر به پیامبر صلی الله علیه و آله در مدینه رسید

00:03:41.699 --> 00:03:44.099
رومی ها برای مبارزه با او آماده می شوند

00:03:44.620 --> 00:03:47.460
و هراکلیوس لشکری عظیم آماده کرد

00:03:47.780 --> 00:03:50.340
قدرتش چهل هزار رزمنده است

00:03:50.740 --> 00:03:56.740
و قبایل لخم و جوضم و دیگر طرفداران عرب را با خود آورد

00:03:57.219 --> 00:04:01.139
به محلی به نام بلقی رسیدند

00:04:01.770 --> 00:04:06.210
پس او رضی الله عنه تصمیم گرفت که غزوه ای قاطع انجام دهد

00:04:06.530 --> 00:04:10.330
مسلمانان در داخل مرزهای خود با رومیان مبارزه می کنند

00:04:10.610 --> 00:04:14.530
به آنها مهلت نمی دهد تا به سوی سرای اسلام حرکت کنند

00:04:15.300 --> 00:04:20.939
پیامبر صلی الله علیه و آله به اصحاب اعلام کرد که برای جنگیدن آماده شوند

00:04:21.259 --> 00:04:26.259
برای قبایل عرب و مردم مکه پیام فرستاد و آنان را به بسیج دعوت کرد

00:04:26.819 --> 00:04:31.139
او به ندرت خواهان یک کمپین بود مگر اینکه به چیز دیگری فکر کند

00:04:31.620 --> 00:04:37.500
در این غزوه رضی الله عنه وخیم اوضاع را ندید

00:04:37.980 --> 00:04:40.740
او اعلام کرد که می خواهد به رومیان حمله کند

00:04:41.430 --> 00:04:45.949
وقتی مسلمانان سخنان پیامبر صلی الله علیه و آله را شنیدند

00:04:46.350 --> 00:04:50.829
به فرمان او شتافتند و برای جنگ آماده شدند

00:04:51.350 --> 00:04:56.230
قبایل از هر جهت و طرف وارد شهر شدند

00:04:56.709 --> 00:05:01.029
پیامبر صلی الله علیه و آله دستور داد مردم آماده شوند

00:05:01.629 --> 00:05:06.790
سپس مردی به نام الجد بن قیس قیام کرد که از منافقین بود

00:05:07.350 --> 00:05:10.389
پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود

00:05:10.829 --> 00:05:14.430
بابا جلاد زرد قهوه ای داری؟

00:05:14.949 --> 00:05:19.550
گفت ای رسول خدا آیا اجازه می دهی و امتحانم نمی کنی؟

00:05:20.110 --> 00:05:26.790
به خدا قسم قوم من می دانستند که هیچ مردی با زنان شگفت انگیزتر از من نیست

00:05:27.350 --> 00:05:31.629
و می ترسم که اگر زنان بنی اسفار را ببینم صبر نکنم

00:05:32.420 --> 00:05:36.579
پس پیامبر صلی الله علیه و آله از او روی برگرداند و به او فرمود

00:05:37.060 --> 00:05:38.339
من به شما اجازه داده ام

00:05:38.990 --> 00:05:41.470
سپس خداوند تبارک و تعالی نازل کرد

00:05:41.870 --> 00:05:47.670
و از جمله کسانی هستند که می گویند: «به من اجازه بده و مرا امتحان مکن».

00:05:47.910 --> 00:05:50.629
مگر در هنگام نزاع که افتادند

00:05:50.990 --> 00:05:56.550
همانا جهنم کافران را احاطه کرده است

00:05:57.350 --> 00:06:02.269
برخی از منافقان به یکدیگر گفتند: در گرما بیرون نروید.

00:06:02.910 --> 00:06:05.310
سپس خداوند تبارک و تعالی نازل کرد

00:06:05.990 --> 00:06:08.470
گفتند: در گرما بیرون نرو.

00:06:08.949 --> 00:06:11.629
بگو آتش جهنم داغتر است

00:06:12.310 --> 00:06:16.870
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله به مردم دستور داد تا آماده شوند

00:06:17.230 --> 00:06:18.550
حکم به نفقه داد

00:06:19.149 --> 00:06:25.389
سپس عثمان بن عفان با هزار دینار در جامه نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد.

00:06:25.829 --> 00:06:29.949
زمانی که پیامبر صلی الله علیه و آله لشکر سختی را آماده کرد

00:06:30.550 --> 00:06:34.230
پس آن را در دامان پیامبر صلی الله علیه و آله ریخت

00:06:34.910 --> 00:06:40.069
پس پیامبر صلی الله علیه و آله آن را در دست خود برگرداند و فرمود

00:06:40.629 --> 00:06:43.629
عثمان از کارهایی که بعد از امروز می کند آسیبی نمی بیند

00:06:44.459 --> 00:06:47.060
ترمذی با سند حسنه روایت کرده است

00:06:47.819 --> 00:06:50.540
عبدالرحمن بن خباب بن الارض گفت

00:06:51.379 --> 00:06:54.500
من رسول خدا صلی الله علیه و آله را شاهد بودم

00:06:54.939 --> 00:06:57.699
او آماده سازی ارتش سختی را ترغیب می کند

00:06:58.379 --> 00:07:00.860
سپس عثمان بن عفان برخاست و گفت

00:07:01.459 --> 00:07:02.500
ای رسول خدا

00:07:03.139 --> 00:07:07.980
بر صد شتر با شتران و اسبانشان به خاطر خدا

00:07:08.660 --> 00:07:13.100
سپس از پیامبر صلی الله علیه و آله خواست تا لشگر را آماده کند

00:07:13.819 --> 00:07:14.860
عثمان گفت

00:07:15.459 --> 00:07:16.540
ای رسول خدا

00:07:17.220 --> 00:07:21.019
بر دویست شتر با شترها و شترهایشان

00:07:21.660 --> 00:07:24.899
پیامبر صلی الله علیه و آله نیز اصرار کردند

00:07:25.620 --> 00:07:27.459
عثمان برخاست و گفت

00:07:28.100 --> 00:07:33.500
بر سیصد شتر با اسبها و اسبهایشان فی سبیل الله

00:07:34.180 --> 00:07:35.620
عبدالرحمن می گوید

00:07:36.300 --> 00:07:42.300
رسول خدا صلی الله علیه و آله را دیدم که از منبر پایین آمد و فرمود:

00:07:42.980 --> 00:07:45.860
بعد از این عثمان چه باید بکند؟

00:07:46.500 --> 00:07:49.540
بعد از این عثمان چه باید بکند؟

00:07:50.259 --> 00:07:52.779
بر خلاف جد منافق بن قیس

00:07:53.769 --> 00:07:55.290
جعبه بن زید بود

00:07:55.810 --> 00:07:58.689
نماز شب می خواند و گریه می کند و می گوید

00:07:59.290 --> 00:08:03.209
خدایا تو دستور جهاد دادی و خواستی

00:08:03.810 --> 00:08:09.329
سپس به من ندادی که با رسولت صلی الله علیه و آله و سلم چه ترسی داشته باشم

00:08:09.970 --> 00:08:13.449
و به رسولت چیزی ندادی که مرا مجبور کند

00:08:14.170 --> 00:08:21.689
من به هر مسلمانی صدقه می دهم برای هر ظلمی که در حقم شده باشد، خواه پول، بدن و ناموس

00:08:22.480 --> 00:08:24.240
این مرد از بینوایان است

00:08:24.680 --> 00:08:29.879
کسانی که می خواستند با رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم بجنگند

00:08:30.600 --> 00:08:33.759
پیامبر صلی الله علیه و آله به آنها فرمود

00:08:34.360 --> 00:08:36.559
چیزی پیدا نمیکنم که برات بیارم

00:08:37.200 --> 00:08:43.000
پس با چشمانی پر از اشک برگشتند، غمگین از نداشتن چیزی برای خرج کردن

00:08:43.799 --> 00:08:46.240
سپس این مرد با مردم شد

00:08:46.799 --> 00:08:50.840
پس پیامبر صلی الله علیه و آله در برابر مردم ایستاد و فرمود

00:08:51.559 --> 00:08:53.919
المتصدق امشب کجاست؟

00:08:54.600 --> 00:08:56.360
هیچ کس به سمت او برنخاست

00:08:57.120 --> 00:08:58.480
نیکوکار کجاست؟

00:08:58.919 --> 00:08:59.679
بذار بلند بشه

00:09:00.360 --> 00:09:02.440
پس آلبا بن زید نزد او آمد

00:09:02.879 --> 00:09:04.480
پس به او گفت چه اتفاقی افتاده است

00:09:05.200 --> 00:09:07.919
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند

00:09:08.480 --> 00:09:09.080
موعظه کن

00:09:09.639 --> 00:09:11.879
سوگند به کسی که جان محمد در دست اوست

00:09:12.320 --> 00:09:15.159
در مورد زکات قبولی نوشتم

00:09:16.019 --> 00:09:17.500
خداوند متعال فرمود

00:09:17.980 --> 00:09:25.500
نه بر ضعیفان، نه بر بیماران و نه بر کسانی که نمی توانند پیدا کنند

00:09:25.940 --> 00:09:30.980
هیچ سرزنشی بر گردن کسانی که به اندازه کافی برای خرج کردن ندارند وجود ندارد

00:09:31.220 --> 00:09:33.299
اگر برای خدا مخلص باشند

00:09:33.740 --> 00:09:36.860
اگر برای خدا و رسولش صادق باشند

00:09:37.299 --> 00:09:41.220
برای نیکوکاران چاره ای نیست

00:09:41.620 --> 00:09:44.419
خداوند آمرزنده و مهربان است

00:09:44.940 --> 00:09:49.139
و نه برای کسانی که وقتی نزد تو می آیند، آنها را تحمل می کنی

00:09:49.139 --> 00:09:53.460
گفتم: چیزی پیدا نمی کنم که به تو بگویم، برو.

00:09:53.980 --> 00:10:01.580
آنها دور شدند، چشمانشان پر از اشک بود، غمگین از نداشتن چیزی برای خرج کردن

00:10:02.480 --> 00:10:03.840
و در این دوره

00:10:04.360 --> 00:10:07.360
محمد بن مسلمه به جانشینی مدینه منصوب شد

00:10:07.879 --> 00:10:10.080
گفته شد سبعه بن عرفتا

00:10:10.600 --> 00:10:16.679
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به علی بن ابی طالب دستور داد که نزد خانواده اش بماند

00:10:17.000 --> 00:10:20.360
یعنی با همسران پیامبر صلی الله علیه و آله

00:10:20.639 --> 00:10:22.039
و دخترش فاطمه

00:10:22.399 --> 00:10:24.639
و پسرانش حسن و حسین

00:10:24.919 --> 00:10:28.080
و هر کس اهل بیت خود را ترک کند، از آنها مراقبت کند

00:10:28.600 --> 00:10:33.559
برخی از منافقین درباره علی بن ابی طالب رضی الله عنه صحبت کردند

00:10:33.919 --> 00:10:34.919
و گفتند

00:10:35.320 --> 00:10:38.960
آنچه بر جاي مانده جز بار و سبك آن نيست

00:10:39.600 --> 00:10:42.399
پس علی رضی الله عنه سلاحی به دست گرفت

00:10:42.919 --> 00:10:48.440
سپس بيرون رفت تا اينكه نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد در حالى كه بر صخره اقامت داشت.

00:10:48.960 --> 00:10:51.360
در انتظار کسی که دیر به سربازی برسد

00:10:51.919 --> 00:10:53.639
گفت ای پیامبر خدا

00:10:54.159 --> 00:10:59.320
منافقین مدعی بودند که تنها به این دلیل که بر من سنگینی کردی، مرا رها کردی

00:10:59.799 --> 00:11:01.120
گفت دروغ گفتند

00:11:01.559 --> 00:11:04.600
اما من تو را پشت سر گذاشتم که تو مرا پشت سر گذاشتی

00:11:05.120 --> 00:11:07.799
پس او بازگشت و جانشین من در خانواده من و تو شد

00:11:08.279 --> 00:11:12.720
آیا راضی نیستی که برای من همان چیزی باشی که هارون برای موسی بود؟

00:11:13.120 --> 00:11:15.559
با این حال، هنوز پیامبری وجود ندارد

00:11:16.120 --> 00:11:18.320
به روایت بخاری و مسلم

00:11:18.720 --> 00:11:20.639
از علی رضی الله عنه

00:11:21.080 --> 00:11:24.879
نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و گفت

00:11:25.360 --> 00:11:28.039
من از پسران و زنان عقب هستم

00:11:28.519 --> 00:11:29.320
و او گفت

00:11:29.679 --> 00:11:34.080
آیا راضی نیستی که برای من همانی باشی که هارون برای موسی بود؟

00:11:34.519 --> 00:11:36.919
جز اینکه هنوز پیامبری نیامده است

00:11:37.480 --> 00:11:43.919
این مقام بزرگی برای امیرالمومنین علی بن ابیطالب رضی الله عنه است.

00:11:45.059 --> 00:11:46.860
گنجینه های بیوگرافی

00:11:50.379 --> 00:11:52.419
پدر خيثمه باش

00:11:54.940 --> 00:11:58.580
ابو خیثمه در روز گرمی نزد خانواده خود بازگشت

00:11:58.980 --> 00:12:03.059
پس از آن که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم روزها پیاده روی کرد

00:12:03.580 --> 00:12:07.580
او دو تا از همسرانش را در آلونک هایشان در یک دیوار پیدا کرد

00:12:08.299 --> 00:12:12.820
هر کدام لانه او را اسپری کردند و برای او خنک کردند

00:12:13.259 --> 00:12:15.580
و من آنجا برایش غذا درست کردم

00:12:16.139 --> 00:12:18.860
وقتی برای نشستن وارد آلاچیقش شد

00:12:19.220 --> 00:12:21.019
بر دروازه العریش ایستاد

00:12:21.379 --> 00:12:24.580
به دو همسرش و آنچه برای او کرده بودند نگاه کرد

00:12:25.100 --> 00:12:25.980
و او گفت

00:12:26.379 --> 00:12:31.059
رسول خدا صلی الله علیه و آله در صبح و باد و گرما

00:12:31.539 --> 00:12:34.100
ابوخیثمه در سایه خنک است

00:12:34.460 --> 00:12:35.940
و غذای آماده

00:12:36.220 --> 00:12:39.820
و زنی که دارای مال و ثبات است

00:12:40.220 --> 00:12:41.940
این نصف چیست؟

00:12:42.500 --> 00:12:43.620
سپس گفت

00:12:43.940 --> 00:12:47.299
به خدا سوگند من وارد اریش هیچ یک از شما نمی شوم

00:12:47.580 --> 00:12:51.580
تا اینکه به رسول خدا صلی الله علیه و آله پیوست

00:12:51.980 --> 00:12:53.779
بنابراین بدنم افزایش یافت

00:12:54.139 --> 00:12:55.220
بنابراین آنها انجام دادند

00:12:55.620 --> 00:12:57.259
سپس یک پای اگزودا درست کرد

00:12:57.539 --> 00:13:02.019
پس رفت و پشت سر رسول خدا صلی الله علیه و آله بیرون آمد

00:13:02.299 --> 00:13:04.539
تا اینکه در تبوک به او رسید

00:13:04.980 --> 00:13:08.139
در راه با عمیر بن وهاب الجمهی برخورد کرد

00:13:08.539 --> 00:13:10.139
ابو خیثمه گفت

00:13:10.500 --> 00:13:11.899
من مقصرم

00:13:12.220 --> 00:13:18.460
تا زمانی که نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نیایم لازم نیست از من عقب بمانید.

00:13:18.860 --> 00:13:19.700
بنابراین او انجام داد

00:13:20.019 --> 00:13:26.659
تا اینکه ابوخیثمه در حالی که در تبوک بود به پیامبر صلی الله علیه و آله نزدیک شد.

00:13:27.059 --> 00:13:28.220
مردم گفتند

00:13:28.580 --> 00:13:31.460
این یک سواری است که در جاده پیش رو است

00:13:32.019 --> 00:13:35.379
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:13:35.779 --> 00:13:37.299
پدر خيثمه باش

00:13:37.740 --> 00:13:39.299
گفتند یا رسول الله

00:13:39.620 --> 00:13:41.659
او به خدا ابوخیثمه است

00:13:42.320 --> 00:13:44.120
وقتی شتر را درید

00:13:44.519 --> 00:13:48.879
آمد و بر رسول خدا صلی الله علیه و آله سلام کرد

00:13:49.320 --> 00:13:52.080
او رضی الله عنه به او گفت

00:13:52.519 --> 00:13:54.840
برای تو بهتر است ابوخیثمه

00:13:55.399 --> 00:13:59.240
پس خبر خود را به رسول خدا صلی الله علیه و آله گفت

00:13:59.240 --> 00:14:06.240
رسول خدا صلی الله علیه و آله با او احسان کرد و برای سلامتی او دعا کرد.

00:14:06.240 --> 00:14:16.960
گنجینه زندگینامه ابوذر رضی الله عنه

00:14:16.960 --> 00:14:26.559
همینطور یکی از کسانی که بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله آمد ابوذر غفاری بود.

00:14:26.559 --> 00:14:30.559
زیرا ابوذر شتر را برای او ملامت می کند

00:14:30.559 --> 00:14:37.559
وقتی سرعتش را کم کرد وسایلش را به پشت گرفت و بعد با پاهایش بیرون رفت

00:14:37.559 --> 00:14:42.559
او راه رسول خدا صلی الله علیه و آله را دنبال می کند

00:14:42.559 --> 00:14:48.559
رسول خدا صلی الله علیه و آله در خانه هایی اقامت کرده بود

00:14:48.559 --> 00:14:56.559
ناظر مسلمانی نگاه کرد و گفت: ای رسول خدا این مرد تنها در راه راه می رود

00:14:56.559 --> 00:15:02.559
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: ابوذر باش.

00:15:02.559 --> 00:15:08.559
وقتی مردم به او نگاه کردند گفتند: یا رسول الله او به خدا ابوذر است.

00:15:08.559 --> 00:15:19.590
فرمود: صلوات الله علیه و آله و سلم رحمه الله ابوذر را که تنها راه می رود، تنها می میرد و تنها زنده می شود.

00:15:19.590 --> 00:15:26.590
این حدیث را حافظ بن کثیر رحمه الله به عنوان حسن طبقه بندی کرده است، هر چند در سند آن کلماتی وجود داشته باشد.

00:15:26.590 --> 00:15:32.590
اما در واقعیت بخشی از این موضوع پیش آمد و از سه قسمت تشکیل شده است

00:15:32.590 --> 00:15:41.590
اولی تنها راه رفت و این واقعه به ما نشان می دهد که تنها راه می رفت رضی الله عنه

00:15:41.590 --> 00:15:46.590
دومی به تنهایی می میرد و این اتفاق هم افتاد

00:15:46.590 --> 00:15:53.590
هنگامی که ابوذر به ربذه رفت، جز همسر و خدمتکارش، کسی با او نبود

00:15:53.590 --> 00:16:00.590
عبدالله بن مسعود با عده‌ای از عراقی‌ها که عمره می‌کردند، از مدینه می‌گذشتند

00:16:00.590 --> 00:16:08.590
او جز تشییع جنازه به آنها اهمیتی نداد و پسر در مقابل آنها ایستاد و گفت: این ابوذر است.

00:16:08.590 --> 00:16:14.590
صحابی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ما را در دفن او یاری کن.

00:16:14.590 --> 00:16:22.590
عبدالله بن مسعود رضی الله عنه گریه کرد و گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم راست گفته است.

00:16:22.590 --> 00:16:31.590
تنها راه می روی، تنها می میری و تنها زنده می شوی. سپس او و یارانش فرود آمدند و فرار کردند

00:16:31.590 --> 00:16:41.740
همسرش گفت وقتی ابوذرنی فوت کرد من گریه کردم

00:16:41.740 --> 00:16:49.740
او به من گفت: چه چیزی تو را به گریه می‌اندازد؟ گفتم: «چرا وقتی تو با تکه‌های زمین می‌میری، گریه نکنم؟»

00:16:49.740 --> 00:16:55.740
من نه جامه ای دارم که تو را آنقدر بپوشاند که مرا بپوشاند و نه در غیبت تو به تو نزدیک شوم

00:16:56.740 --> 00:17:05.740
گفت: بشارت ده و گریه مکن که از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود: برویم که من در میان آنها خواهم بود.

00:17:05.740 --> 00:17:12.740
مردی از شما در بیابانی از زمین بمیرد که گروهی از مسلمانان شاهد آن باشند

00:17:12.740 --> 00:17:20.740
هیچ یک از آن افراد در روستا یا گروهی نمرده، پس من آن مرد هستم

00:17:20.740 --> 00:17:25.740
به خدا سوگند من دروغ نگفتم و دروغ نگفتم پس او راه را دید

00:17:25.740 --> 00:17:31.740
ام ذر می گوید حج رفت و راه ها قطع شد

00:17:31.740 --> 00:17:41.740
گفت: برو ببین. او گفت: "به تپه تپه تکیه داده بودم تا ببینم، سپس برمی گشتم و از او پرستاری می کردم."

00:17:41.740 --> 00:17:49.740
در حالی که در آن حالت بودم، مردانی را دیدم که بر زین‌های خود سوار شده بودند، در حالی که پایه‌هایشان از میان آنها می‌پیچید

00:17:49.740 --> 00:17:57.740
پس به آنها اشاره کردم و آنها به سوی من شتافتند تا اینکه در مقابل من ایستادند و گفتند: ای بنده خدا چه شده است؟

00:17:57.740 --> 00:18:02.740
گفت: اگر مسلمانی از دنیا رفت، او را کفن کن

00:18:02.740 --> 00:18:06.779
گفتند: او کیست؟ گفت: ابوذر.

00:18:06.779 --> 00:18:12.779
گفتند: صحابی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم. او گفت: "بله."

00:18:12.779 --> 00:18:18.779
پس او را با پدران و مادران خود فدیه دادند و به سوی او شتافتند تا بر من وارد شدند

00:18:18.779 --> 00:18:27.779
به آنها گفت: شاد باشید که از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود: فرار کنید تا من در میان آنها هستم.

00:18:27.779 --> 00:18:34.779
مردی از شما در صحرای بیابانی بمیرد که گروهی از مؤمنان شاهد آن باشند

00:18:34.779 --> 00:18:43.779
در میان آن گروه یک نفر نیست که در گروهی از بین نرود. به خدا سوگند نه دروغ گفته ام و نه دروغ گفته ام

00:18:44.779 --> 00:18:49.779
اگر لباسی داشتم که برایم کافی بود، برای من یا همسرم کافی بود

00:18:49.779 --> 00:18:53.779
من فقط در لباسی پوشیده شده بودم که مال من بود

00:18:53.779 --> 00:18:55.779
به خدا از تو می خواهم

00:18:55.779 --> 00:19:02.779
آیا مردی در میان شما، خواه شاهزاده باشد، یا سرجوخه، یا ناخدا، مرا کفن نخواهد کرد؟

00:19:02.779 --> 00:19:08.779
از آن دسته افرادی نیست که با برخی از گفته های او موافق نباشد

00:19:08.779 --> 00:19:10.779
جز جوانی از انصار

00:19:10.779 --> 00:19:15.779
گفت: عمو تو را در این عبای خودم کفن می کنم.

00:19:15.779 --> 00:19:19.779
و در دو تا از لباس هایم، از نخ مادرم

00:19:19.779 --> 00:19:22.779
گفت: تو برای من بس است

00:19:22.779 --> 00:19:27.779
انصاری او را کفن کردند و پس از مرگ بر او قیام کردند

00:19:27.779 --> 00:19:31.779
او را با گروهی از مردم یمن دفن کردند
