WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:03.000
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:15.259 --> 00:00:18.260
انجمن مواضع خشنود است

00:00:18.260 --> 00:00:22.260
تا تصاویری از زندگی صحابه را به شما تقدیم کنم

00:00:22.260 --> 00:00:25.260
اید الرحمن رفاه الپاشا

00:00:25.260 --> 00:00:27.289
خدا رحمتش کند

00:00:27.289 --> 00:00:34.299
ید الرحمن بن عوف رضی الله عنه

00:00:45.030 --> 00:00:50.890
او یکی از هشت نفری است که به اسلام گرویدند

00:00:50.890 --> 00:00:53.890
و یکی از ده بهشت موعود

00:00:53.890 --> 00:00:59.890
او در روزی که خلیفه پس از فاروق برگزیده شد، یکی از شش تن از یاران مجلس شورا بود.

00:00:59.890 --> 00:01:03.890
یکی از افرادی که در شهر فتوا می داد

00:01:03.890 --> 00:01:10.890
رسول خدا صلی الله علیه و آله در میان مسلمانان زنده و ایستاده است.

00:01:10.890 --> 00:01:13.890
در زمان جاهلیت نام او عبدالعمر بود

00:01:13.890 --> 00:01:18.890
هنگامی که اسلام آورد، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله او را عبدالرحمن نامید

00:01:18.890 --> 00:01:23.890
آن عبدالرحمن بن عوف رضی الله عنه است

00:01:23.890 --> 00:01:28.890
عبدالرحمن بن عوف قبل از ورود پیامبر اکرم به دارالارقم اسلام آورد

00:01:28.890 --> 00:01:32.890
این اتفاق دو روز پس از مسلمان شدن الصدیق رخ داد

00:01:32.890 --> 00:01:37.890
او در راه خدا به اندازه مسلمانان اولیه عذاب کشید

00:01:37.890 --> 00:01:39.890
پس او صبر کرد و آنها نیز صبر کردند

00:01:39.890 --> 00:01:41.890
و محکم ایستادند و محکم ایستادند

00:01:41.890 --> 00:01:43.890
و ايمان آوردند و ايمان آوردند

00:01:43.890 --> 00:01:48.890
او با دین خود به حبشه گریخت، چنانکه بسیاری از آنان با دین او گریختند

00:01:49.890 --> 00:01:53.890
هنگامی که به پیامبر و یارانش اجازه هجرت به مدینه داد

00:01:53.890 --> 00:01:58.890
او در صف اول مهاجرانی بود که در راه خدا و رسولش هجرت کردند

00:01:58.890 --> 00:02:05.890
هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم میان مهاجران و انصار اخوت کرد.

00:02:05.890 --> 00:02:10.889
با سعد بن ربیع الانصاری رضی الله عنه اخوت داشت.

00:02:10.889 --> 00:02:13.889
سعد به برادرش عبدالرحمن بن عوف گفت

00:02:13.889 --> 00:02:17.889
بله برادرم، من ثروتمندترین فرد شهر هستم

00:02:17.889 --> 00:02:21.889
من دو باغ و دو زن دارم

00:02:21.889 --> 00:02:26.889
پس ببینید کدام باغبان را بیشتر دوست دارید تا بتوانم او را برای شما بیرون بیاورم

00:02:26.889 --> 00:02:30.919
کدام زن من مورد قبول توست که او را نزد تو رها کنم؟

00:02:30.919 --> 00:02:33.919
عبدالرحمن به برادرش الانصاری گفت

00:02:33.919 --> 00:02:36.919
خداوند به شما، خانواده و پول شما صبر بدهد

00:02:36.919 --> 00:02:39.919
اما بازار را به من نشان دهید

00:02:39.919 --> 00:02:42.919
او را به او نشان داد و او شروع به معامله کرد

00:02:42.919 --> 00:02:46.919
او شروع به خرید، فروش، سود و پس انداز کرد

00:02:46.919 --> 00:02:52.919
همین چند وقت پیش بود که جهیزیه زن داشت و ازدواج کرد

00:02:52.919 --> 00:02:57.919
نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آمد و او خشنود شد

00:02:57.919 --> 00:03:00.919
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به او فرمود

00:03:00.919 --> 00:03:03.919
مهیم، عبدالرحمن

00:03:03.919 --> 00:03:06.919
کلمه ای یمنی است که به معنای بانگ است

00:03:06.919 --> 00:03:08.919
گفت: ازدواج کردم

00:03:08.919 --> 00:03:12.919
گفت: چه مهریه ای به همسرت دادی؟

00:03:12.919 --> 00:03:15.919
گفت وزن یک هسته طلا

00:03:15.919 --> 00:03:18.919
گفت: آیا من حتی یک گوسفند هم ندارم؟

00:03:18.919 --> 00:03:20.919
خداوند به پول شما برکت دهد

00:03:20.919 --> 00:03:22.919
عبدالرحمن گفت

00:03:22.919 --> 00:03:27.919
پس دنیا به من نزدیک شد تا اگر سنگی را بلند کردی مرا دیدی

00:03:27.919 --> 00:03:32.050
انتظار داشتم طلا یا نقره زیر آن پیدا کنم

00:03:32.050 --> 00:03:37.050
عبدالرحمن بن عوف در روز بدر در راه خدا آنچنان که شایسته بود جهاد کرد.

00:03:37.050 --> 00:03:42.110
پس دشمن خدا عمیر بن عثمان بن کعبن التیمی را کشت

00:03:42.110 --> 00:03:44.110
و در یک روز یکشنبه

00:03:44.110 --> 00:03:46.110
وقتی پاها می لرزید ثابت قدم بود

00:03:46.110 --> 00:03:49.110
وقتی شکست خوردگان برخاستند، محکم ایستاد

00:03:49.110 --> 00:03:53.110
او با بیست و پنج زخم نبرد را ترک کرد

00:03:53.110 --> 00:03:57.110
برخی از آنها عمیق هستند و دست مرد می تواند وارد آنها شود

00:03:57.110 --> 00:04:00.110
اما خود عبدالرحمن بن عوف جنگید

00:04:00.110 --> 00:04:04.110
وقتی تلاشش با پولش مقایسه شد کمی مورد توجه قرار گرفت

00:04:04.110 --> 00:04:08.110
اوست، رسول خدا صلی الله علیه و آله

00:04:08.110 --> 00:04:10.110
او می خواهد رازی را آماده کند

00:04:10.110 --> 00:04:13.110
در میان یارانش ایستاد و گفت

00:04:13.110 --> 00:04:17.110
باور کن، چون می‌خواهم مأموریتی بفرستم

00:04:17.110 --> 00:04:20.139
عبدالرحمن بن عوف به خانه او شتافت

00:04:20.139 --> 00:04:22.139
سریع برگشت و گفت

00:04:22.139 --> 00:04:24.139
ای رسول خدا

00:04:24.139 --> 00:04:26.139
من چهار هزار دارم

00:04:26.139 --> 00:04:28.139
دو هزار از آنها را به پروردگارم قرض دادم

00:04:28.139 --> 00:04:31.139
و دو هزار به فرزندانم گذاشتم

00:04:31.139 --> 00:04:35.209
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:04:35.209 --> 00:04:38.209
خداوند تو را به آنچه دادی برکت دهد

00:04:38.209 --> 00:04:42.209
ان شاءالله خدا به چیزی که گرفتی برکت بده

00:04:42.209 --> 00:04:45.209
و هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم تصمیم گرفت

00:04:45.209 --> 00:04:46.209
در جنگ تبوک

00:04:46.209 --> 00:04:49.209
این آخرین نبردی بود که او در زندگی اش فتح کرد

00:04:49.209 --> 00:04:54.209
نیاز به پول کمتر از نیاز مردان نبود

00:04:54.209 --> 00:04:58.209
ارتش روم متعدد و متعدد بود

00:04:58.209 --> 00:05:01.209
سال در شهر سال بی ثمری است

00:05:01.209 --> 00:05:04.209
سفر طولانی است و وسایل کم است

00:05:04.209 --> 00:05:06.209
و رفت و آمدها کمتر است

00:05:06.209 --> 00:05:13.209
حتی گروهی از مؤمنان نزد رسول خدا آمدند و با جدیت از او خواستند که آنها را با خود همراه کند

00:05:13.209 --> 00:05:17.209
او آنها را به عقب برگرداند زیرا کاری نداشت که آنها را مجبور کند انجام دهند

00:05:17.209 --> 00:05:23.209
چشمانشان پر از اشک بود، غمگین از اینکه چیزی برای خرج کردن پیدا نکردند

00:05:23.209 --> 00:05:25.209
آنها را گریه کنندگان می نامیدند

00:05:26.209 --> 00:05:29.209
این لشکر را لشکر العصره می نامیدند

00:05:29.209 --> 00:05:36.300
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله به یاران خود دستور داد که در راه خدا انفاق کنند.

00:05:36.300 --> 00:05:39.300
و این را با خدا در نظر بگیرید

00:05:39.300 --> 00:05:44.300
مسلمانان به ندای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله پاسخ دادند

00:05:44.300 --> 00:05:49.300
در رأس صدقه دهندگان، عبدالرحمن بن عوف بود

00:05:49.300 --> 00:05:53.300
دویست اونس طلا صدقه داد

00:05:53.300 --> 00:05:57.300
عمر بن خطاب به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم گفت

00:05:57.300 --> 00:06:01.300
من عبدالرحمن را جز ارتکاب گناه نمی بینم

00:06:01.300 --> 00:06:04.300
او چیزی برای خانواده اش باقی نگذاشت

00:06:04.300 --> 00:06:07.300
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند

00:06:07.300 --> 00:06:10.300
برای خانواده ات چیزی گذاشتی عبدالرحمن؟

00:06:10.300 --> 00:06:15.300
گفت: آری، بیشتر از خرج و بهتر برایشان گذاشتم

00:06:15.300 --> 00:06:17.300
گفت چقدر

00:06:17.300 --> 00:06:18.300
او گفت

00:06:18.300 --> 00:06:23.300
آنچه خدا و رسولش از روزی و خیر و ثواب وعده داده بودند

00:06:23.300 --> 00:06:26.399
سپاه به طرف تبوک حرکت کرد

00:06:26.399 --> 00:06:29.399
در آنجا خداوند عبدالرحمن بن عوف را گرامی داشت

00:06:29.399 --> 00:06:33.459
که با آن هیچ مسلمانی را تکریم نکرد

00:06:33.459 --> 00:06:35.459
وقت نماز فرا رسیده است

00:06:35.459 --> 00:06:39.459
رسول خدا صلی الله علیه و آله غایب است

00:06:39.459 --> 00:06:43.560
در مورد مسلمانان عبدالرحمن بن عوف

00:06:43.560 --> 00:06:46.560
رکعت اول تقریبا تمام شد

00:06:46.560 --> 00:06:49.560
تا اینکه به رسول خدا صلی الله علیه و آله رسید

00:06:49.560 --> 00:06:51.560
با آمسیلین

00:06:51.560 --> 00:06:53.560
او از عبدالرحمن بن عوف الگو گرفت

00:06:53.560 --> 00:06:55.560
پشت سرش نماز خواند

00:06:55.560 --> 00:06:59.560
آیا کرامت سخاوتمندانه تر و فضیلت بهتری وجود دارد؟

00:06:59.560 --> 00:07:02.560
برای اینکه هرکسی برای استاد خلقت امام شود

00:07:02.560 --> 00:07:06.560
و امام انبیاء محمد بن عبدالله

00:07:06.560 --> 00:07:09.560
و هنگامی که از رسول خدا صلی الله علیه و آله پیروی کرد

00:07:09.560 --> 00:07:11.560
با بالاترین رفیق

00:07:11.560 --> 00:07:15.560
او عبدالرحمن بن عوف را وادار کرد تا به مصلحت مادران مؤمنان بپردازد

00:07:15.560 --> 00:07:17.560
نیازهایش را برآورده می کرد

00:07:17.560 --> 00:07:20.560
بنابراین وقتی بیرون می رود با آنها بیرون می رود

00:07:20.560 --> 00:07:23.560
اگر حج بجا آورد با آنها حج می کند

00:07:23.560 --> 00:07:26.560
و موهاي بلند را بر سرشان مي گذارد

00:07:26.560 --> 00:07:29.560
او آنها را در مکان هایی پایین می آورد که آنها را خوشحال می کند

00:07:29.560 --> 00:07:33.560
این یکی از نقاب های عبدالرحمن بن عوف است

00:07:33.560 --> 00:07:36.560
و توکل مادران مؤمنان به او

00:07:36.560 --> 00:07:39.560
او حق دارد به او افتخار کند

00:07:39.560 --> 00:07:42.560
او به درجه ی صلاح عبدالرحمن بن عوف رسید

00:07:43.560 --> 00:07:46.560
مسلمانان و مادران مؤمن

00:07:46.560 --> 00:07:49.560
زمین خود را به چهل هزار دینار فروخت

00:07:49.560 --> 00:07:52.560
همه را به بنی زهرا تقسیم کرد

00:07:52.560 --> 00:07:55.560
بیچاره مسلمانان و مهاجران

00:07:55.560 --> 00:07:58.560
و همسران پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:07:58.560 --> 00:08:01.560
هنگامی که او را نزد مادر مؤمنان عایشه فرستادند

00:08:01.560 --> 00:08:04.560
خداوند به خاطر پولی که به او اختصاص داده راضی باشد

00:08:04.560 --> 00:08:07.560
گفت چه کسی این پول را فرستاده است

00:08:07.560 --> 00:08:10.560
گفته شد: عبدالرحمن بن عوف

00:08:10.560 --> 00:08:12.560
و او گفت

00:08:12.560 --> 00:08:15.560
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:08:15.560 --> 00:08:18.560
پس از او هیچ کس به شما نیکی نمی کند مگر صابران

00:08:19.689 --> 00:08:22.689
دعوت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم باقی ماند

00:08:22.689 --> 00:08:24.689
از عبدالرحمن بن عوف

00:08:24.689 --> 00:08:26.689
خدا رحمتش کند

00:08:26.689 --> 00:08:29.689
گمراهی او عمرش را طولانی کرد

00:08:29.689 --> 00:08:32.690
تا فردا ثروتمندترین اصحاب ثروتمندتر شدند

00:08:32.690 --> 00:08:34.690
و ثروتمندترین آنها

00:08:34.690 --> 00:08:37.690
تجارت او شروع به رشد و افزایش کرد

00:08:37.690 --> 00:08:43.690
کاروان او شروع به تردید کرد و از شهر خارج شد یا به شهر بازگشت

00:08:43.690 --> 00:08:46.690
برای مردمش عدالت و آرد و چربی می آورد

00:08:46.690 --> 00:08:49.690
و لباس و ظروف و عطر

00:08:49.690 --> 00:08:52.690
و هر چیزی که نیاز دارند

00:08:52.690 --> 00:08:56.690
آنچه را که تولید می کنند بیش از نیازشان حمل می کند

00:08:56.690 --> 00:08:58.690
و یک روز

00:08:58.690 --> 00:09:01.690
قبیله عبدالرحمن بن عوف به شهر آمدند

00:09:01.690 --> 00:09:04.690
از 700 زن تشکیل شده بود

00:09:04.690 --> 00:09:07.690
بله 700 رفته

00:09:07.690 --> 00:09:10.690
آنها پول و کالا را بر پشت خود حمل می کنند

00:09:10.690 --> 00:09:13.690
و هر آنچه مردم نیاز دارند

00:09:13.690 --> 00:09:18.690
به محض ورود به شهر، زمین پر از هیجان شد

00:09:18.690 --> 00:09:21.690
صدای بلندی شنید

00:09:21.690 --> 00:09:24.690
عایشه رضی الله عنها گفت

00:09:24.690 --> 00:09:26.690
این عصبانیت چیست؟

00:09:26.690 --> 00:09:30.690
به او گفته شد: کاروانی متعلق به عبدالرحمن بن عوف

00:09:30.690 --> 00:09:35.690
۷۰۰ شتر حامل گندم و آرد و غذا

00:09:35.690 --> 00:09:38.690
عایشه رضی الله عنها گفت

00:09:38.690 --> 00:09:42.690
خداوند او را به خاطر آنچه در این دنیا به او بخشیده، بیامرزد

00:09:42.690 --> 00:09:45.690
و ثواب آخرت بیشتر است

00:09:45.690 --> 00:09:49.690
از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود

00:09:49.690 --> 00:09:53.690
عبدالرحمن بن عوف وارد بهشت حبوی می شود

00:09:53.690 --> 00:09:56.690
و قبل از اینکه شتر را برکت دهی

00:09:56.690 --> 00:09:59.690
البشیر به عبدالرحمن بن عوف منتقل شد

00:09:59.690 --> 00:10:03.779
مادر مؤمنان گفت: او را به بهشت بشارت می دهد

00:10:03.779 --> 00:10:06.779
این خبر خوب فقط شنیده شد

00:10:06.779 --> 00:10:10.779
تا اینکه سریع به سمت عایشه پرواز کرد و گفت

00:10:10.779 --> 00:10:16.779
ای امّت شنیدید که از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:10:16.779 --> 00:10:18.779
او گفت بله

00:10:18.779 --> 00:10:20.779
پس خوشحال شد و گفت

00:10:20.779 --> 00:10:23.779
چون می توانستم، ایستاده وارد آن می شدم

00:10:23.779 --> 00:10:25.779
ای ملت بر شما شهادت می دهم

00:10:25.779 --> 00:10:30.779
این کاروان ها همه با بار و تیرک و طناب خود هستند

00:10:30.779 --> 00:10:32.779
به خاطر خدا

00:10:32.779 --> 00:10:35.779
از آن روز الابلج الاغر

00:10:35.779 --> 00:10:39.779
که در آن به عبدالرحمن بن عوف مژده ورود به بهشت داده شد

00:10:39.779 --> 00:10:43.779
تمایل او به بخشش و خرج کردن پول بیشتر شد

00:10:43.779 --> 00:10:47.779
بنابراین شروع به خرج کردن آن با دو دست راست و چپ کرد

00:10:47.779 --> 00:10:49.779
مخفیانه و علنی

00:10:49.779 --> 00:10:52.779
جایی که چهل هزار درهم نقره صدقه می دهی

00:10:52.779 --> 00:10:55.779
سپس آن را با چهل هزار دینار طلا دنبال کرد

00:10:55.779 --> 00:10:59.779
سپس دویست مثقال طلا صدقه می دهید

00:10:59.779 --> 00:11:04.779
سپس مجاهدان در راه خدا را بر پانصد اسب سوار کرد

00:11:04.779 --> 00:11:09.779
سپس مجاهدان دیگر را بر هزار و پانصد شتر حمل کرد

00:11:09.779 --> 00:11:12.779
و هنگامى كه بر عبدالرحمن بن عوفان الوفا حاضر شدم

00:11:12.779 --> 00:11:15.779
او بسیاری از ممالیک خود را آزاد کرد

00:11:15.779 --> 00:11:18.779
به هر مرد باقی مانده از اهل بدر توصیه ای کرد

00:11:18.779 --> 00:11:21.779
چهارصد دینار طلا

00:11:22.779 --> 00:11:24.779
بنابراین همه آن را گرفتند

00:11:24.779 --> 00:11:26.779
تعداد آنها صد نفر بود

00:11:26.779 --> 00:11:31.879
وصیت کرد برای هر یک از مادران مؤمن وصیت کرد

00:11:31.879 --> 00:11:35.879
حتی مادر مؤمنان عایشه رضی الله عنها

00:11:35.879 --> 00:11:38.879
او اغلب برای او دعا می کرد و می گفت:

00:11:38.879 --> 00:11:41.879
خداوند از سلسبیل به او آب بدهد

00:11:41.879 --> 00:11:44.879
سپس همه چیز بعد از آن است

00:11:44.879 --> 00:11:48.879
او مبلغ غیرقابل شمارشی را برای ورثه خود به جا گذاشت

00:11:48.879 --> 00:11:50.879
جایی که هزار شتر گذاشت

00:11:50.879 --> 00:11:52.879
و صد اسب

00:11:52.879 --> 00:11:54.879
و سه هزار شاه

00:11:54.879 --> 00:11:56.879
همسران او چهار نفر بودند

00:11:56.879 --> 00:12:02.879
یک چهارم قیمت تخصیص یافته به هر یک از آنها بالغ بر هشتاد هزار بوده است

00:12:02.879 --> 00:12:04.909
او طلا و نقره را پشت سر گذاشت

00:12:04.909 --> 00:12:07.909
آنچه با تبر بین وارثانش تقسیم شد

00:12:07.909 --> 00:12:11.909
حتی دست مردان نیز تحت تأثیر برش آن قرار گرفت

00:12:11.909 --> 00:12:15.909
همه اینها به برکت دعوت رسول خدا صلی الله علیه و آله است

00:12:15.909 --> 00:12:18.909
تا او را با پولش برکت دهد

00:12:18.909 --> 00:12:20.940
اما این همه پول است

00:12:20.940 --> 00:12:24.940
عبدالرحمن بن عوف وسوسه نشد و عوض نشد

00:12:24.940 --> 00:12:28.940
هرگاه مردم او را در میان پادشاهی هایش می دیدند

00:12:28.940 --> 00:12:31.940
فرقی بین او و آنها قائل نشدند

00:12:31.940 --> 00:12:34.980
روزی در حالی که روزه بود غذا آورد

00:12:34.980 --> 00:12:37.980
نگاهش کرد و بعد گفت

00:12:37.980 --> 00:12:39.980
مصعب بن عمیر کشته شد

00:12:39.980 --> 00:12:41.980
او بهتر از من است

00:12:41.980 --> 00:12:44.980
ما چیزی جز کفن برای او نیافتیم

00:12:44.980 --> 00:12:47.980
اگر سرش را بپوشاند مرد به نظر می رسد

00:12:47.980 --> 00:12:50.980
اگر پاهایش را بپوشاند، سرش را نشان می دهد

00:12:50.980 --> 00:12:54.980
سپس خداوند آنچه را که از دنیا بسط داد برای ما بسط داد

00:12:54.980 --> 00:12:58.980
می ترسم ثواب ما برای ما تعجیل شده باشد

00:12:58.980 --> 00:13:04.009
سپس شروع به گریه و زاری کرد تا اینکه از غذا سیر شد

00:13:04.009 --> 00:13:08.039
مبارک باد عبدالرحمن بن عوف و هزار شادی

00:13:08.039 --> 00:13:13.039
صادق و امین محمد بن عبدالله او را به بهشت مژده داد

00:13:13.039 --> 00:13:16.039
تشییع جنازه او توسط عموی رسول خدا انجام شد

00:13:16.039 --> 00:13:19.039
سعد بن ابی وقاص

00:13:19.039 --> 00:13:21.039
ذوالنورین بر او دعا کرد

00:13:21.039 --> 00:13:23.039
عثمان بن عفان

00:13:23.039 --> 00:13:27.039
امیرالمؤمنین وجهه مکرمه شیعه ایشان بود

00:13:27.039 --> 00:13:29.039
علی بن ابی طالب

00:13:29.039 --> 00:13:31.039
و او می گوید

00:13:31.039 --> 00:13:33.039
او به آرامش خود پی برد

00:13:33.039 --> 00:13:36.039
دروغ ثابت کردی خدا رحمتت کنه

00:13:36.039 --> 00:13:43.779
خداوند تو را به آنچه دادی برکت دهد

00:13:43.779 --> 00:13:47.460
ان شاءالله خدا به چیزی که گرفتی برکت بده

00:13:47.460 --> 00:13:49.460
از دعای رسول

00:13:49.460 --> 00:13:53.460
ای شعر از عمارت بنا محافظت کردی

00:13:53.460 --> 00:13:57.639
و آیا در مدح آنها بیشتر است؟
