نسیم سحر و جادو خوشبختی در رضایت وجود دارد روح برای صاحبش شادی یا بدبختی می آورد با راحتی یا دردسر پوشیده شده است اما خود انسان اساس این نتیجه نهایی است اگر خود را بالا ببرد و برای آن تلاش کند تا در مسیر خیر و رضایت قرار گیرد فردا مبارک حتی اگر از او غافل شود و به او نطفه بدهد و او را به مراتع آرزوها فرستاد و بدبخت شد روح بنا به ذات خود مشتاق فراوانی آرزوهاست او سوار شدن بر امواج مانا را بسیار دوست دارد به آسانی قانع مکن و به اندک قناعت کن کی اینطوری گذاشته؟ او را به فقر نیازمندی رساند که غنای آن بی هدف است در آنجا با بدبختی روبرو می شود حتی اگر او هدایایی داشت که هیچ کس نداشت با این حال، عاقل ترین انسان ها هر که دستش را بگیرد و به هر کجا که باشد بفرستد فرستاده را ستایش می کند و آن را در جایی نگه می دارد که ستودنی است او با او مبارزه می کند تا اینکه افسارش را به او می دهد این باعث می شود که او از سوگند خود راضی و راضی باشد شاعر گفت روح اگر بخواهد حاضر است اگر به اندکی برگردی، راضی می شوی دیگری گفت روح مثل بچه است که اگر از آن غفلت کنی با عشق به شیر دادن بزرگ می شود اگر او را از شیر بگیرید، از شیر گرفته می شود پس از خواسته های او روی گردان و مواظب باش که به او روی نیاور شهوت چه کر و چه کر کننده نیست هر که در مبارزه با خود موفق شود سوار اعماق دریا شد او توانست بر وحشت خود غلبه کند و به بنادر خوشبختی و زندگی خوب برسد این تعداد زیادی از مردم است آنها احساس می کنند که بدبختی بزرگی در روح آنها وجود دارد نام آن بدبختی طمع و جستجوی امنیت است آن وقت است که فکر می کنند به چیزی که لیاقتش را داشتند نرسیدند چه زمانی دیدند یا شنیدند که مردم بیشتر از آنها دادند؟ چند نفر در بدبختی زندگی می کنند؟ چون فلانی از او پول بیشتری دارد یا زیبایی بهتر یا بچه های بیشتر یا زیباترین همسر یا یک خانه وسیع تر یا مقامم را بالا ببرم یا با استعدادتر و خلاق تر یا آگاه تر یا بهتر است در بین مردم پذیرفته شود زاده بدبختی این جاه طلبی هاست گناهان متولد می شوند مثل اعتراض به خدا نفرت، حسادت و پرخاشگری اگر تو ای مرد می خواهی شاد زندگی کنی پس لباس طمع را از تن درآور و کت و شلوار قناعت بپوش بنابراین، شما ثمره هر چیزی که شما را راحت می کند، دریافت خواهید کرد زندگی خوب ثمره قناعت خداوند متعال فرمود هر کس کار نیک انجام دهد، خواه مرد باشد یا زن و او مؤمن است به او زندگی خوبی بدهیم علی بن ابی طالب رضی الله عنه آن را توضیح داد و الحسن البصری رحمه الله زندگی خوب رضایت است برخی از خردمندان گفتند بلند قدترین افراد را غمگین از حسودان یافتم من به آنها برای داشتن یک زندگی رضایت بخش تبریک می گویم و آنان را بر زیان شکیبا گردان مشتاق اگر بخواهد و کمترین معاش را به آنها بده من آنها را برای دنیا رد می کنم موفقیت یک ثمره خوب رضایت است رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند کسی که اسلام آورد موفق شده است روزی به او داده شد و خداوند او را به آنچه به او داده بود متقاعد کرد ثروت روانی یکی دیگر از ثمرات رضایت است رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند نیازی به عرضه زیاد نیست اما ثروت، ثروت روح است شاعر گفت این رضایت است، به آن بچسب و مثل یک پادشاه زندگی خواهی کرد اگر فقط راحتی بدن مال تو بود و ببین چه کسی مالک تمام دنیاست آیا آن را بدون پنبه و کفن رها کرده است؟ شافعی رحمه الله گفت من قناعت را منبع ثروت می دیدم بنابراین من در مورد آسیب او وسواس پیدا کردم هیچ کس مرا در خانه اش نمی بیند او هم مرا نگران این موضوع نمی بیند بدون درهم ثروتمند شدم او مانند یک پادشاه به مردم فرمان می داد اما بعد از این می گوییم ما باید رضایت را درک کنیم در چارچوب صحیح خود تا با اعتقاد اشتباه گرفته نشود با بی حالی و سردی ذهن و قناعت به حقارت او مخالف محکومیت نیست برای رقابت در رشته ها خیر دینی و دنیوی او برای برتری در آن تلاش می کند بنابراین او متقاعد شد اما این شما را متوقف نمی کند داناتر و ثروتمندتر شدن و مقامم را بالا می برم اعتقادی که از آن راز است رازهای خوشبختی این است که در خود تلقین کنید به آنچه خداوند برای شما تقسیم کرده راضی باشید و نارضایتی از آنچه به شما داده شده است را رها کنید و اینکه چیزی را پیش بینی نکنیم در مردم از حسادت و نفرت دوری کنید و به آنها آسیب برساند به خاطر نعمت خدا بر آنها و میوه این کاشت خوشبختی خواهد بود دلت را پر کن و سینه خود را توضیح دهید و ذهنت را روشن کن و شما را برای مردم محبوب می کند و مردم شما را دوست دارند