توقف کنید و از صحابه و علما و بزرگان بیاموزید یک چالش جدید از طرف من من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم از قبیله ازدی شنوا از یمن وقتی جوان بودم، به دنبال دانش بودم من پزشکی بودم که مردم را معالجه می کردم و آنها را از آسیب ارتقا می دادم به همین دلیل از دانش فالگیران و جادوگران چیزی آموخته بودم من در زمان جاهلیت با پیامبر صلی الله علیه و آله دوست بودم یک بار به زیارت مکه رفتم شنیدم که کفار قریش می گفتند محمد دیوانه است از آنچه شنیدم شگفت زده شدم و با خودم فکر کردم اگر به سراغ این مردی بیای که می گویند دیوانه است پس او را شفا دادم و نزد او آمدم و به او گفتم ای محمد من از این ارواح پاکترم و خداوند به دست هر که بخواهد شفا می دهد آیا می توانم شما را تبلیغ کنم؟ پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند الحمدلله او را ستایش می کنیم و از او یاری می جوییم هر كه را خدا هدايت كند كسي نيست كه او را گمراه كند و هر کس گمراه شود، هیچ هدایت کننده ای برای او نیست شهادت می دهم که معبودی جز خدای یکتا و بدون شریک نیست و اینکه محمد بنده و فرستاده اوست حالا وقتی اینو شنیدم صندلیم رو صاف کردم و گفتم این کلمات را برای من تکرار کن پس آن حضرت رضی الله عنه آنها را سه بار تکرار کرد گفتم: به خدا سوگند آنچه را که کشیشان گفتند شنیدم. و شنیدم که جادوگران می گویند و شنیدم که شاعران چه گفتند من هرگز چنین کلماتی را نشنیده بودم پس دستت را دراز کن تا بر اسلام با تو بیعت کنم پس دست خود را دراز کرد و من با او بیعت کردم سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله به من فرمود و از طرف مردم خود با اسلام بیعت کنید پس گفتم: و قوم من. پس برای خود و مردمم با اسلام بیعت کردم پس به سوی قوم خود بازگشتم و آنان را به اسلام دعوت کردم پس همه آنها اسلام آوردند، پس من کیستم؟