WEBVTT

00:00:01.360 --> 00:00:12.140
توقف کنید و از صحابه و علما و بزرگان بیاموزید

00:00:12.140 --> 00:00:18.980
یک چالش جدید از طرف من

00:00:18.980 --> 00:00:21.480
من یکی از اصحاب بزرگ هستم

00:00:21.480 --> 00:00:26.199
و رازدار رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:00:26.199 --> 00:00:29.199
من با پدرم به شهر آمدیم

00:00:29.199 --> 00:00:31.699
ما همراه با مردمش اسلام آوردیم

00:00:31.699 --> 00:00:36.240
پیامبر صلی الله علیه و آله را پذیرفتیم

00:00:36.240 --> 00:00:42.740
پس او رضی الله عنه به من اختیار داد که از مهاجران یا انصار باشم.

00:00:42.740 --> 00:00:45.429
پس انصار را انتخاب کردم

00:00:45.429 --> 00:00:50.929
مردم از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از احسان سؤال می کردند

00:00:50.929 --> 00:00:53.429
از او در مورد شر می پرسیدم

00:00:53.429 --> 00:00:55.929
از ترس اینکه او مرا بگیرد

00:00:55.929 --> 00:01:02.219
اسامی منافقین را به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم وصیت کرد.

00:01:02.219 --> 00:01:06.219
من آن را مخفی نگه داشتم و به کسی در مورد آن چیزی نگفتم

00:01:06.219 --> 00:01:14.030
و احادیث در مورد وسوسه های پیش آمده در امت تا روز قیامت از او ثبت شده است.

00:01:14.030 --> 00:01:17.030
من و پدرم جنگ بدر را از دست دادیم

00:01:17.030 --> 00:01:19.530
چه چیزی مانع از آن شد که شاهد آن باشیم؟

00:01:19.530 --> 00:01:22.530
با این حال به مسافرت رفتیم

00:01:22.530 --> 00:01:25.030
پس کفار قریش را اسیر کردیم

00:01:25.030 --> 00:01:29.030
گفتند محمد را می خواهی

00:01:29.030 --> 00:01:33.030
گفتیم: ما فقط شهر را می خواهیم

00:01:33.560 --> 00:01:37.560
پس با ما عهد بستند که به شهر برویم

00:01:37.560 --> 00:01:40.280
ما با او دعوا نداریم

00:01:40.280 --> 00:01:42.280
وقتی به شهر رسیدیم

00:01:42.280 --> 00:01:46.280
پیغمبر صلی الله علیه و آله این را به ما فرمود

00:01:46.280 --> 00:01:48.280
پس دستور داد که بنشینیم

00:01:48.280 --> 00:01:54.640
گفت: ما عهد و پیمان آنها را انکار کردیم و از خدا یاری می جوییم.

00:01:54.640 --> 00:01:57.640
سپس در جنگ احد شرکت کردیم

00:01:57.640 --> 00:02:03.140
ما با پیامبر صلی الله علیه و آله و با دشمنان کافر او جنگیدیم

00:02:04.140 --> 00:02:08.169
پس از شکستی که برای مسلمانان پیش آمد

00:02:08.169 --> 00:02:11.169
مردم گیج شده بودند

00:02:11.169 --> 00:02:16.169
پدرم را به گمان اینکه با مشرکان است با شمشیر زدند

00:02:16.169 --> 00:02:18.169
سرشان فریاد می زنم

00:02:18.169 --> 00:02:21.169
پدرم، پدرم، او پدر من است

00:02:21.169 --> 00:02:25.169
اما خواست خدا سریعتر بود

00:02:25.169 --> 00:02:28.169
پدرم مورد اصابت شمشیر مسلمانان قرار گرفت

00:02:28.169 --> 00:02:30.169
بنابراین به آنها گفتم

00:02:30.169 --> 00:02:32.169
خداوند شما را ببخشد

00:02:32.169 --> 00:02:35.360
او مهربان ترین رحم کنندگان است

00:02:35.360 --> 00:02:39.360
زمانی که پیامبر صلی الله علیه و آله از این موضوع مطلع شد

00:02:39.360 --> 00:02:41.360
پدرم به من دیه داد

00:02:41.360 --> 00:02:43.360
او آن را نگرفت

00:02:43.360 --> 00:02:47.360
و آن را برای مسلمانان صدقه قرار دهید

00:02:47.360 --> 00:02:56.509
این امر بر مقام و نیکی من نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و مسلمانان افزود.

00:02:56.509 --> 00:03:00.509
روزی عمر بن خطاب رضی الله عنه از من پرسید

00:03:00.509 --> 00:03:02.509
و او به من اصرار کرد

00:03:02.509 --> 00:03:07.509
آیا رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم مرا در زمره منافقان قرار داده است؟

00:03:07.509 --> 00:03:09.509
پس گفتم نه

00:03:09.509 --> 00:03:12.509
من بعد از شما هیچ کس را توصیه نمی کنم

00:03:12.509 --> 00:03:17.800
سپس از من پرسید که آیا کارگران من از منافقین هستند؟

00:03:17.800 --> 00:03:20.800
گفتم بله یکی

00:03:20.800 --> 00:03:22.800
گفت او کیست

00:03:22.800 --> 00:03:25.800
گفتم به شما اشاره نمی کنم

00:03:25.800 --> 00:03:27.900
سپس عمر او را عزل کرد

00:03:27.900 --> 00:03:29.900
انگار به آن اشاره کرد

00:03:31.219 --> 00:03:33.219
عمر رضی الله عنه بود

00:03:33.219 --> 00:03:36.219
اگر مردی بمیرد از من می پرسد

00:03:36.219 --> 00:03:38.219
اگر در نماز شرکت کردی

00:03:38.219 --> 00:03:40.219
درود بر او باد

00:03:40.219 --> 00:03:42.219
حتی اگر در نماز او شرکت نکرده باشم

00:03:42.219 --> 00:03:44.219
عمر شرکت نکرد

00:03:44.219 --> 00:03:49.210
در جنگ نهاوند دیدم

00:03:49.210 --> 00:03:55.210
هنگامی که نعمان بن مقرن رضی الله عنه فرمانده آن لشکر را کشت

00:03:55.210 --> 00:03:57.210
پرچم را گرفتم

00:03:57.210 --> 00:03:59.210
فتح همدان بود

00:03:59.210 --> 00:04:03.270
و آبیاری پدرم چراغی بر دست من است

00:04:03.270 --> 00:04:05.270
شاهد فتح جزیره بود

00:04:05.270 --> 00:04:07.270
و تا دو ویکت پایین رفتم

00:04:07.270 --> 00:04:09.270
و من همانجا ازدواج کردم

00:04:09.270 --> 00:04:14.400
من با مردم عراق در فتح ارمنستان و آذربایجان شرکت کردم

00:04:14.400 --> 00:04:20.399
وقتی تفاوت مسلمانان در خواندن قرآن را دیدم وحشت کردم

00:04:20.399 --> 00:04:25.430
پس خلیفه عثمان بن عفان رضی الله عنه را در مدینه زیارت کردم

00:04:25.430 --> 00:04:27.430
و من به او گفتم

00:04:27.430 --> 00:04:31.430
او امت را پیش از آن که در مورد قرآن اختلاف کنند، شناخت

00:04:31.430 --> 00:04:36.430
پس عثمان رضی الله عنه دستور جمع آوری قرآن را داد

00:04:36.430 --> 00:04:38.779
من کی هستم؟

00:04:38.779 --> 00:04:46.689
پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو با ما به اشتراک بگذارید

00:04:46.689 --> 00:04:50.939
پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد

00:04:50.939 --> 00:04:55.939
وقتی قسمت بعدی میاد انشالله
