WEBVTT

00:00:01.360 --> 00:00:04.360
توقف کنید

00:00:04.360 --> 00:00:12.140
با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد

00:00:12.140 --> 00:00:16.140
یک چالش جدید از طرف من

00:00:16.140 --> 00:00:21.350
من از اصحاب قریش هستم

00:00:21.350 --> 00:00:24.350
و استادی از اربابانشان

00:00:24.350 --> 00:00:27.350
پدر من فرعون این امت است

00:00:27.350 --> 00:00:31.350
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز او را به این نام خوانده است

00:00:31.350 --> 00:00:35.350
من با اسلام و مسلمین بسیار دشمن بودم

00:00:35.350 --> 00:00:39.350
پدرم را در جنگ بدر در مقابل چشمانم دیدم

00:00:39.350 --> 00:00:42.350
دشمنی من با مسلمانان بیشتر شد

00:00:42.350 --> 00:00:46.350
بنابراین یک روز یکشنبه بیرون رفتم تا انتقام پدرم را بگیرم

00:00:46.350 --> 00:00:51.350
من با قریش شاهد همه صحنه ها علیه مسلمانان بودم

00:00:51.350 --> 00:00:57.250
در فتح مکه، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم خون مرا ریخت

00:00:57.250 --> 00:01:00.250
به خاطر بدی اعمالم

00:01:00.250 --> 00:01:03.250
پس من سرگردان فرار کردم

00:01:03.250 --> 00:01:05.250
از مسلمانان می ترسد

00:01:05.250 --> 00:01:07.250
پس سوار دریا شدم

00:01:07.250 --> 00:01:09.250
بنابراین ما پاسخ دادیم

00:01:09.250 --> 00:01:11.250
صاحب کشتی گفت

00:01:11.250 --> 00:01:17.250
صادق باشید، زیرا خدایان شما در اینجا هیچ فایده ای برای شما ندارند

00:01:17.250 --> 00:01:19.310
پس فکر کردم و گفتم

00:01:19.310 --> 00:01:23.310
به خدا این همان چیزی است که محمد به آن دعوت می کند

00:01:23.310 --> 00:01:26.310
پس حواسم به من برگشت و گفتم

00:01:26.310 --> 00:01:29.310
به خدا سوگند خدا ما را از این امر نجات داد

00:01:29.310 --> 00:01:32.310
برای بازگشت به سوی محمد

00:01:32.310 --> 00:01:35.310
و دستم را در دست او خواهم گذاشت

00:01:35.310 --> 00:01:37.340
سپس باد آرام شد

00:01:37.340 --> 00:01:39.340
پس از کشتی پیاده شدم

00:01:39.340 --> 00:01:41.340
و به شهر رفتم

00:01:41.340 --> 00:01:44.379
در راه با همسرم آشنا شدم

00:01:44.379 --> 00:01:50.379
که امانت را برای من از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم گرفت

00:01:50.379 --> 00:01:52.379
اومده بود یه خبر خوب بهم بده

00:01:52.379 --> 00:01:54.379
و او گفت

00:01:54.379 --> 00:01:56.379
من از بهترین مردم به تو رسیدم

00:01:56.379 --> 00:01:58.379
و با مردم رفتار می کنم

00:01:58.379 --> 00:02:00.379
و بهترین مردم

00:02:00.379 --> 00:02:02.379
خودتو نابود نکن

00:02:02.379 --> 00:02:04.379
و با من پیش او بیا

00:02:04.379 --> 00:02:06.379
پس با او برگشتم

00:02:06.379 --> 00:02:10.569
وقتی بر پیامبر صلی الله علیه و آله وارد شدم

00:02:10.569 --> 00:02:12.569
با خوشحالی به سمت من بلند شد

00:02:12.569 --> 00:02:15.569
عبایی روی دوشش نیست

00:02:15.569 --> 00:02:17.569
او به من گفت

00:02:17.569 --> 00:02:20.569
خوش آمدید مسافر مهاجر

00:02:20.569 --> 00:02:21.569
پس اسلام آوردم

00:02:21.569 --> 00:02:24.569
از پیامبر صلی الله علیه و آله خواستم

00:02:24.569 --> 00:02:29.569
برای هر موقعیتی که در برابر او دیدم از من طلب بخشش کند

00:02:29.569 --> 00:02:31.629
پس برای من طلب بخشش کن

00:02:31.629 --> 00:02:32.629
بعد گفتم

00:02:32.629 --> 00:02:34.629
ای رسول خدا

00:02:34.629 --> 00:02:39.629
من نمی گذارم فقط آن را صرف روی گردانی از اسلام کنید

00:02:39.629 --> 00:02:43.699
مگر اینکه دوبرابر خود را در راه خدا خرج کند

00:02:43.699 --> 00:02:48.699
من هم برای جلوگیری از مردم از راه خدا نمی جنگیدم

00:02:48.699 --> 00:02:53.689
مگر اینکه او را در راه خود ضعیف ساخته باشید

00:02:53.689 --> 00:02:55.689
و در جنگ یرموک

00:02:55.689 --> 00:02:59.689
ناراحتی مسلمانان در یک موقعیت تشدید شد

00:02:59.689 --> 00:03:01.689
پس از اسبم پیاده شدم

00:03:01.689 --> 00:03:03.689
و غلاف شمشیرم را شکستم

00:03:03.689 --> 00:03:06.689
در صفوف رومیان نفوذ کرد

00:03:06.689 --> 00:03:11.689
پس خالد بن ولید رضی الله عنه نزد من آمد و گفت

00:03:11.689 --> 00:03:13.689
نکن پسر عمو

00:03:13.689 --> 00:03:17.689
کشتن تو برای مسلمانان سخت است

00:03:17.689 --> 00:03:19.689
پس به او گفتم

00:03:19.689 --> 00:03:22.689
از من دور شو، خالد

00:03:22.689 --> 00:03:25.689
من شخصاً با رسول خدا مبارزه کردم

00:03:25.689 --> 00:03:27.689
الان باید جواب بدم؟

00:03:27.689 --> 00:03:31.849
پس جنگیدم تا مجروح شدم و افتادم

00:03:31.849 --> 00:03:34.849
در کنار حارث بن هشام افتاد

00:03:34.849 --> 00:03:38.849
و عیاش بن ابی ربیعه رضی الله عنهم

00:03:38.849 --> 00:03:41.849
پس حارث به او آب داد تا بنوشد

00:03:41.849 --> 00:03:44.849
وقتی برایش آب آوردند

00:03:44.849 --> 00:03:48.849
به من نگاه کرد و به من آب دوش داد

00:03:48.849 --> 00:03:51.849
گفت: برایش بگذار.

00:03:51.849 --> 00:03:53.849
پس برایم آب آوردند

00:03:53.849 --> 00:03:58.849
او را به عياش بن ابي رابعه در كنار من بسپار و او نفسي كشيد

00:03:58.849 --> 00:03:59.849
پس گفتم

00:03:59.849 --> 00:04:02.849
به عیاش بده

00:04:02.849 --> 00:04:04.849
وقتی به او رسیدند

00:04:04.849 --> 00:04:07.879
پس مرد

00:04:07.879 --> 00:04:09.879
وقتی نزد من برگشتند

00:04:09.879 --> 00:04:13.879
پس من هم مردم

00:04:13.879 --> 00:04:15.879
پس به الحارث بازگشتند

00:04:15.879 --> 00:04:19.879
متوجه شدند که او هم مرده است

00:04:19.879 --> 00:04:22.939
هیچ کدام از ما طعم آب را نچشیدیم

00:04:22.939 --> 00:04:26.939
هفتاد و چند زخم روی بدنم پیدا کردند

00:04:26.939 --> 00:04:28.939
بین ضربه شمشیر

00:04:28.939 --> 00:04:30.939
یا با نیزه خنجر بزنند

00:04:30.939 --> 00:04:32.939
یا شلیک تیر

00:04:32.939 --> 00:04:39.199
من کی هستم؟

00:04:39.199 --> 00:04:43.199
پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو با ما به اشتراک بگذارید

00:04:43.199 --> 00:04:47.459
پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد

00:04:47.459 --> 00:04:52.459
وقتی قسمت بعدی میاد انشالله
