WEBVTT

00:00:01.300 --> 00:00:12.179
توقف کنید و از صحابه و علما و بزرگان بیاموزید

00:00:12.179 --> 00:00:16.179
یک چالش جدید از طرف من

00:00:16.179 --> 00:00:25.739
من یک زن حبشی هستم، خدمت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و او مرا از پدرش به ارث برده است.

00:00:25.739 --> 00:00:34.740
وقتی مادرش از دنیا رفت او را بزرگ کردم و از او مراقبت کردم تا اینکه مرا «امت» صدا می کرد.

00:00:34.740 --> 00:00:42.869
درباره من می گفت: این بقیه خانواده من هستند و بعد از مادرم او مادر من است

00:00:42.869 --> 00:00:47.899
سپس مرا آزاد کرد که با خدیجه رضی الله عنه ازدواج کرد

00:00:47.899 --> 00:00:53.899
من در کنارش ماندم و در تمام عمرش در خدمتش بودم

00:00:53.899 --> 00:00:59.899
من تنها زنی بودم که با پیامبر صلی الله علیه و آله همراهی کردم

00:00:59.899 --> 00:01:03.899
از روز ولادت تا روز وفاتش

00:01:03.899 --> 00:01:09.609
او اسلام آورد و سپس به تنهایی به مدینه مهاجرت کرد

00:01:09.609 --> 00:01:16.609
وقتی نزدیک الروحاء بودم در حالی که روزه بودم تشنه شدم و آب نداشتم

00:01:16.609 --> 00:01:20.609
تشنگی مرا خسته کرد تا اینکه نزدیک بود بمیرم

00:01:20.609 --> 00:01:25.609
پس روی زمین دراز کشیدم و بعد چشمانم را باز کردم

00:01:25.609 --> 00:01:30.609
اگر مثل یک سطل آب بودم که از آسمان به سمتم می آید

00:01:30.609 --> 00:01:34.609
پس گرفتم و از آن نوشیدم تا سیر شدم

00:01:34.609 --> 00:01:39.700
بعد از آن تا آخر عمر هیچ وقت تشنه نبودم

00:01:39.700 --> 00:01:43.799
در یک روز گرم روزه می گرفتم

00:01:43.799 --> 00:01:46.799
من احساس تشنگی نمی کنم

00:01:47.409 --> 00:01:51.409
پیامبر صلی الله علیه و آله مرا به بهشت مژده داد

00:01:51.409 --> 00:01:57.409
فرمود: چه کسی راضی می شود با زنی از اهل بهشت ازدواج کند؟

00:01:57.409 --> 00:02:01.409
اجازه دهید با این زن ازدواج کند، به من اشاره کرد

00:02:01.409 --> 00:02:05.409
پس زید بن حارثه رضی الله عنه با من ازدواج کرد

00:02:05.409 --> 00:02:11.860
او اسامه محبّت رسول خدا و پسر عشق او را به دنیا آورد

00:02:11.860 --> 00:02:14.860
من با بیست زن برای جنگ احد بیرون رفتم

00:02:14.860 --> 00:02:18.860
برای تامین آب و مداوای مجروحان

00:02:18.860 --> 00:02:22.860
وقتی دیدم مردان از جنگ فرار می کنند

00:02:22.860 --> 00:02:26.860
شروع کردم به لگد زدن خاک به صورت کسانی که فرار می کردند

00:02:26.860 --> 00:02:29.860
تعدادی از آنها را نشان می دهم و به او می گویم

00:02:29.860 --> 00:02:32.860
دوک را بردارید و شمشیر خود را بیاورید

00:02:32.860 --> 00:02:35.860
او از پیامبر صلی الله علیه و آله دفاع کرد

00:02:35.860 --> 00:02:38.860
آن روز با شمشیر

00:02:38.860 --> 00:02:41.860
فرمان بن الارقه با تیر

00:02:41.860 --> 00:02:43.860
پس مرا زد

00:02:43.860 --> 00:02:46.860
پس پیغمبر صلی الله علیه و آله تیری گرفت

00:02:46.860 --> 00:02:50.860
آن را به سعد بن ابی وقاص رضی الله عنه داد

00:02:50.860 --> 00:02:53.860
به او گفت آن را دور بریز

00:02:53.860 --> 00:02:55.860
سعد به او شلیک کرد و او را زد

00:02:55.860 --> 00:02:58.860
کافر روی سرش چرخید

00:02:58.860 --> 00:03:01.860
پیامبر صلی الله علیه و آله خندید

00:03:01.860 --> 00:03:05.860
و او گفت: «سعد او را بگذار».

00:03:05.860 --> 00:03:11.210
من هم از آبروی رسول خدا صلی الله علیه و آله دفاع کردم

00:03:11.210 --> 00:03:13.210
در واقعه الفک

00:03:13.210 --> 00:03:17.400
وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله از من پرسید

00:03:17.400 --> 00:03:20.400
از عایشه رضی الله عنها

00:03:20.400 --> 00:03:21.400
به او گفتم

00:03:21.400 --> 00:03:23.400
خدای نکرده صوتی و تصویری

00:03:23.400 --> 00:03:28.400
من هرگز چیزی جز خوب در مورد آن نمی دانستم و فکر نمی کردم

00:03:28.400 --> 00:03:32.229
و چون من یک زن اتیوپیایی هستم

00:03:32.229 --> 00:03:35.229
من در تلفظ بعضی حروف خوب نبودم

00:03:35.229 --> 00:03:37.229
گفتنش برایم سخت است

00:03:37.229 --> 00:03:41.229
درود و رحمت و برکات خداوند بر شما باد

00:03:41.229 --> 00:03:44.229
پس من می گویم صلح نیست

00:03:44.229 --> 00:03:47.229
یا السلام علیکم

00:03:47.229 --> 00:03:50.229
پس پیامبر صلی الله علیه و آله به من اجازه داد

00:03:50.229 --> 00:03:52.229
گفتن

00:03:52.229 --> 00:03:55.520
فقط صلح

00:03:55.520 --> 00:04:00.520
پیامبر صلی الله علیه و آله با من می خندید و با من شوخی می کرد

00:04:00.520 --> 00:04:02.520
و از آن

00:04:02.520 --> 00:04:05.520
یک بار به او گفتم مرا حمل کن

00:04:05.520 --> 00:04:06.520
و او گفت

00:04:06.520 --> 00:04:09.520
تو را نزد پسر شتر می آورم

00:04:09.520 --> 00:04:11.520
پس به او گفتم

00:04:11.520 --> 00:04:13.520
ای رسول خدا

00:04:13.520 --> 00:04:16.519
او نمی تواند مرا تحمل کند و من او را نمی خواهم

00:04:16.519 --> 00:04:18.519
لبخندی زد و گفت

00:04:18.519 --> 00:04:21.519
من فقط تو را به خاطر پسر شتر سرزنش می کنم

00:04:21.519 --> 00:04:23.519
بنابراین من او را ترک کردم

00:04:23.519 --> 00:04:25.519
به من زنگ زد و گفت

00:04:25.519 --> 00:04:30.220
آیا شتر به شتر پاسخ می دهد مگر شتر؟

00:04:30.220 --> 00:04:33.220
من با پیامبر صلی الله علیه و آله رفتار می کردم

00:04:33.220 --> 00:04:36.220
رفتار مادر با پسرش

00:04:36.220 --> 00:04:40.220
گاهی مجبورش می کنم که غذای من را بخورد

00:04:40.220 --> 00:04:46.220
بارها از گریه اش گریه می کردم که درود خدا بر او باد

00:04:46.220 --> 00:04:50.579
پس از رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:04:50.579 --> 00:04:55.579
ابوبکر و عمر رضی الله عنه به دیدار من آمدند

00:04:55.579 --> 00:04:58.579
وقتی آنها را دیدم گریه کردم

00:04:58.579 --> 00:05:00.579
او به من گفت

00:05:00.579 --> 00:05:02.579
چه چیزی باعث گریه شما می شود؟

00:05:02.579 --> 00:05:06.579
آیا نمی دانی آنچه نزد خداست برای رسولش بهتر است؟

00:05:06.579 --> 00:05:08.579
پس گفتم

00:05:08.579 --> 00:05:12.579
من می دانم که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:05:12.579 --> 00:05:16.639
از آنچه بود بهتر شده است

00:05:16.639 --> 00:05:18.639
اما من گریه می کنم

00:05:18.639 --> 00:05:22.829
زیرا وحی از بهشت منقطع شده است

00:05:22.829 --> 00:05:25.829
آنها را به گریه انداخت

00:05:25.829 --> 00:05:29.149
بنابراین او با من شروع به گریه کرد

00:05:29.149 --> 00:05:35.060
من کی هستم؟

00:05:35.060 --> 00:05:39.279
پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو با ما به اشتراک بگذارید

00:05:39.279 --> 00:05:43.279
پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد

00:05:43.279 --> 00:05:47.279
وقتی قسمت بعدی میاد انشالله
