بسم الله الرحمن الرحیم مرکز مزیت برای مطالعات و تحقیقات انسانی ارسال کنید خلاصه صحیح البخاری باب وکالت زن به عنوان امامت در نکاح از سهل بن سعد زنی نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و او گفت ای رسول خدا آمدم خودم را به تو بسپارم در یک رمان خود را به خدا و رسولش سپرد و در یک رمان زنی برخاست و گفت ای رسول خدا خودش را به تو داده است نظر خود را در مورد آن بیان کنید هیچ جوابی به او نداد سه رسول خدا صلی الله علیه و آله به او نگاه کرد به او نگاه کرد و او را نشانه گرفت بعد پا به سرش زدم در یک رمان و او گفت من امروز نیازی به زن ندارم زن وقتی دید او چیزی را جبران نکرده است، نشست سپس مردی از یارانش برخاست و گفت ای رسول خدا اگر به آن نیاز ندارید پس او را به عقد من درآورد و او گفت چیزی داری؟ در یک رمان باور کن و او گفت نه به خدا قسم یا رسول الله او گفت برو پیش خانواده ات ببین چیزی پیدا کردی یا نه پس رفت و برگشت و گفت نه به خدا قسم یا رسول الله من چیزی پیدا نکردم در یک رمان یه لباس بهش بده او گفت من نمی توانم آن را پیدا کنم او گفت حتی یک حلقه آهنی را ببینید پس رفت و برگشت و گفت نه به خدا قسم یا رسول الله حلقه آهنی نیست اما این لباس من است راحت گفت او ردایی ندارد نصفش رو میگیره رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند با لباست چیکار میکنی؟ اگر آن را می پوشید، هیچ کدام از آن را روی خود نداشت اگر آن را بپوشید، لازم نیست کاری انجام دهید پس مرد مدت زیادی نشست سپس او برخاست رسول خدا صلی الله علیه و آله او را بنده ای می دید پس دستور داد و او را صدا زدند وقتی آمد او گفت از قرآن چه می دانید؟ او گفت سوره فلان و سوره فلان و سوره فلان دارم حساب کن او گفت آیا آنها را از روی قلب می خوانید؟ گفت بله او گفت برو تو داری در یک رمان ما آن را داشتیم و در یک رمان همسرت و در یک رمان ما او را با شما ازدواج کردیم و در یک رمان من با او ازدواج کردم با آنچه از قرآن دارید نظر در حدیث گفته شد که او خوله بنت حکیم است و مطالب دیگری گفته شد تا خودم را به تو بسپارم یعنی در وجه ازدواج به او نگاه کرد یعنی آن را بالا ببرید و آن را هدف قرار دهید یعنی آن را پایین بیاورید و منظور چیست به بالا و پایین نگاه کرد سرش را آویزان کرد یعنی آن را پایین بیاورید خرجش نکرد یعنی در این باره حکمی نکرده و نظرش را بیان نکرده است نیاز در اینجا منظور از نیاز چیست ازدواج چیزی داری؟ یعنی به عنوان مهریه به او می دهد نگاه کن یعنی بجویید حتی یک انگشتر آهنی در راه اغراق به تعریف مزاری کمربند لباسی است که نیمه پایینی بدن را می پوشاند روپوش عبا لباسی است که نیمه بالایی بدن را می پوشاند تا اینکه جلسه او مدت زیادی به طول انجامید یعنی انتظار و منظور چیست کسالت و ناامیدی روحش را فراگرفت مولیا یعنی رفتن به نمایشگاه از قرآن چه می دانید؟ یعنی چه چیزی از قرآن حفظ می کنید؟ حساب کن یعنی ذکر کرد و نام برد فرار کرد یعنی نگاه کن باور کن یعنی به او مهریه می دهید یه لباس بهش بده یعنی مهریه اش آیا آنها را از روی قلب می خوانید؟ یعنی از محافظت شما نه از دید شما من مالک آن بودم یعنی همسرت با آنچه از قرآن دارید یعنی مهریه اش یکی از فواید صحبت کردن از صحبت کردن سود ببرید جایز است زن خود را به پیامبر صلی الله علیه و آله بسپارد از خصوصیات ایشان رضی الله عنه است همچنین از ویژگی های پیامبر صلی الله علیه و آله است جایز است از کسی که خود را بدون مهریه به او بخشیده است، هر که را می خواهد، رها کند حدیث برای کسی که آن را گفته دلیل است عقد با اعلام هبه منعقد می شود جایز است زن خود را به مرد عادل عرضه کند تا با او ازدواج کند این نشان می دهد که خواستگاری از کسی که خود را به دیگری پیشنهاد می کند، ضرری ندارد اگر پیشنهاد دهنده پاسخی را اعلام کند یا بر اساس شرایط آن را درک کنید تعیین مهریه مطلوب است زیرا تعارض را قطع می کند و برای زنان سودمندتر است دلالت بر جواز ازدواج ولي و حاكم با مرد معسر در صورت رضايت او دارد. استفاده از انگشتر آهنی جایز است شامل جواز نگاه مکرر به زن شوهردار و تدبر در فضایل اوست به زن اجازه می دهد بدون درخواست ازدواج کند داخل کیت هست یا نه؟ حدیث بر جواز اجرت گرفتن برای آموزش قرآن دلالت دارد بیان می کند که هبه جز با قبول در تصرف متعهد نیست قسم خوردن بدون قسم جایز است و هیچ محدودیتی برای حداقل سطح مهارت وجود ندارد راهنمایی مبالغه نکردن در مهریه ها حدیث دلالت دارد که در امر کارآمدی به پول توجه نمی شود در حدیث، هر چیزی که برای اجاره جایز است ممکن است مهریه باشد مستحب است برای کسی که کاری از او خواسته شود که نمی تواند انجام دهد ساکت بماند و سوال کننده این را بفهمد و او را با ممنوعیت شرمنده نکنید مگر اینکه فهم فقط از طریق نهی صریح حاصل شود بنابراین او اعلام می کند تسریع در مهریه و تسلیم آن به زوجه مطلوب است باب: اگر مردی منصوب شود و عامل چیزی را ترک کند و موکل اجازه دهد، جایز است. اگر برای مدت معینی قرض دهد، جایز است از ابوهریره رضی الله عنه گفت رسول خدا صلی الله علیه و آله حفظ زکات ماه مبارک رمضان را به من سپرده است. یک نفر نزد من آمد و شروع به خوردن غذا کرد پس گرفتم و گفتم به خدا قسم پرونده شما را نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم مطرح می کنم گفت من نیازمندم و بچه دارم اما من به شدت نیاز دارم او گفت بنابراین من او را ترک کردم پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند ای ابوهریره! زندانی شما دیروز چه کار کرد؟ او گفت عرض کردم یا رسول الله از نیاز شدید و پریشانی شکایت کرد من به او رحم کردم و او را رها کردم او گفت ولی اون بهت دروغ گفت و او باز خواهد گشت پس دانستم که به آنچه رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند باز خواهد گشت او باز خواهد گشت من او را دیدم سپس به دنبال غذا آمد بنابراین آن را گرفتم پس گفتم تا دعوای شما را نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم مطرح کنید او گفت مرا به حال خود رها کن که نیازمندم و بچه دار می شوم من برنمیگردم من به او رحم کردم و او را رها کردم پس شد رسول خدا صلی الله علیه و آله به من فرمود ای ابوهریره! زندانی شما چه کرد؟ گفتم ای رسول خدا از نیاز شدید و پریشانی شکایت کرد من به او رحم کردم و او را رها کردم او گفت ولی اون بهت دروغ گفت و او باز خواهد گشت شانس سوم او سپس به دنبال غذا آمد بنابراین آن را گرفتم پس گفتم تا نگرانی خود را نزد رسول خدا برسانید این سه بار آخر تو ادعا میکنی که برنمیگردی بعد برمیگردی او گفت بگذارید کلمات را به شما یاد بدهم خداوند شما را از آن بهره مند سازد گفتم چیه او گفت اگر به رختخواب بروید پس آیه الکرسی را خواند خدایا معبودی جز او نیست، زنده و همیشه پاینده تا اینکه آیه به پایان برسد شما همچنان از جانب خدا یک ولی خواهید داشت و هیچ شیطانی تا صبح به شما نزدیک نمی شود بنابراین من او را رها کردم پس شد رسول خدا صلی الله علیه و آله به من فرمود زندانی شما دیروز چه کار کرد؟ گفتم ای رسول خدا او ادعا کرد که به من کلمات یاد می دهد خدایا کمکم کن بنابراین من او را رها کردم او گفت چیست؟ گفتم او به من گفت اگر به رختخواب بروید پس آیه الکرسی را خواند از اول تا آخر آیه خدایا معبودی جز او نیست، زنده و همیشه پاینده او به من گفت باز هم از طرف خدا ولی خواهی داشت و هیچ شیطانی تا صبح به شما نزدیک نمی شود آنها مشتاق انجام کارهای خوب بودند پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند اما او شما را باور کرد دروغ است سه شب پیش فهمیدی که با کی صحبت می کنی اوه پدرش، رایرا گفت نه او گفت این یک شیطان است نظر در حدیث و من را منصوب کرد یعنی مرا نگهبانی قرار داد تا زکات را حفظ کنم زکات ماه رمضان خود را پس انداز کنید یعنی با پاسداری از زکات فطره یکی اومد پیشم یعنی در قالب یک مرد اصرار از غذا یعنی غذا را با دست جمع می کند آن را در ظرفش می گذارد تا او بگیرد بنابراین آن را گرفتم یعنی گرفتمش و حبسش کردم من تو را بلند می کنم یعنی با شکایت همراهت می شوم شما را نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می آورم برای بررسی موضوع شما و من بچه دارم یعنی باید از بچه هایم حمایت کنم و گفته شد او فقط آن را برای یک خانواده فقیر جن گرفت اما من به شدت نیاز دارم یعنی فردی نیازمند و بی نهایت فقیر بنابراین من او را ترک کردم یعنی من او را رها کردم دیروز روز آخر است من او را دیدم یعنی آمدنش را تماشا کردم او ادعا می کند او ادعا می کند یعنی شما می گویید برنگرد یعنی به دزدی برنگرد بعد برمیگردی یعنی برگرد و منظور چیست تایید دروغ های شیطان اجازه بده یعنی من را رها کن و بگذار بروم خداوند شما را از آن بهره مند سازد صورت منفعت مراقب شیاطین باشید دور شدم یعنی به خودت رسیدی خدایا معبودی جز او نیست یعنی معبود حقیقی جز او نیست محله یعنی کسی که زندگی کامل دارد القیوم خودش این کار را کرد و او کار دیگری کرد حافظ از حفظ و نگهداری بنابراین من او را رها کردم یعنی من او را ترک کردم او مدعی شد یعنی ذکر کرد و گفت و آنها بودند یعنی اصحاب رضی الله عنهم دروغ است منظور چیست؟ اصل شیطان دروغ است دروغگویی برای او یک عادت است با کی حرف میزنی؟ یعنی کسی که دیالوگ می‌کند و حرف می‌زند از فواید حدیث از صحبت کردن سود ببرید جمع آوری زکات فطره جایز است قبل از شب فطر و شخصی را برای حفظ آن تعیین کنید و پراکنده شد دیدن شیطان جایز است در قالب یک انسان یا چیز دیگری و برای جن ممکن است با کلمات انسانی صحبت کنید و زبانشان و در آن جن هستند می خورند و می دزدند و اصل در شیاطین است دروغ گفتن اما دروغگو را می توان باور کرد اگرچه نادر است حدیث یکی از نشانه های نبوت است با توجه به آنچه ایشان رضی الله عنه فرمودند کاری که او انجام داد زندانی دیروز شما در حدیث اشاره شده است عذر دزد را بپذیر قبل از تسلیم موضوع خود به فرماندار و جایز است برای اخراج مامور بر کسی که برای حفظ چیزی تعیین شده است حاوی یک بیانیه است فضیلت آیت الکرسی و به شیطان انگیزه می دهد در مورد خواننده اش در حدیث برای شیطان است سهمی از آنچه پشت سر گذاشت یاد خدای متعال در خواب و علامتی در آن وجود دارد به جواز علم آموزی او با دانش خود کار می کند و مؤمن در آن است ممکن است با ذکر ضعف و فقر فریب دهد چون ابوهریره خداوند از او راضی باشد با ذکر فقر فریب داد در حدیث شواهدی وجود دارد با این حال اگر گفت مردی که حرف حق را باطل می کند او آن را می پذیرد و پاسخ ندهید او آن را گفت در حدیث اشاره شده است به مطلوبیت دلجویی از بینوایان و ضعیفان صحابه که خداوند از آنها راضی باشد مردم مشتاق انجام کارهای خوب هستند و پیشرفت وجود دارد از شیطان در پشت سر هم سیم های روزانه و ذکر مشروعیت خواب را تحریک می کند و در حدیث اشاره به سرقت فصل اگر بفروشد عامل چیزی فاسد است فروش آن بازده دارد از ابوسعید خدری گفت خداوند از او راضی باشد بلال نزد پیامبر آمد خداوند او را بیامرزد و درود فرستد قرارهای برنی پیامبر به او فرمود خداوند او را بیامرزد و درود فرستد این از کجاست؟ بلال گفت خرمای خام داشتیم بنابراین من دو sa's را به یک sa' فروختم به پیامبر اطعام کنیم خداوند او را بیامرزد و درود فرستد پیامبر فرمود خداوند او را بیامرزد و درود فرستد در آن صیغه دقیق ربا قابل اجرا نیست ولی اگر می خواهید بخرید خرما را به بیع دیگر بفروشید و سپس بخرید. نظر در حدیث خرما برنی نوعی خرما زرد و گرد است و یکی از مرغوب ترین خرماها است. این تاریخ ها از کجاست؟ خرمای بد، یعنی خرمایی که خوب نیست و می گویند خراب است، دو صاع، پیمانه 2.5 کیلوگرم. آه، سخنی که در هنگام شکایت و غم گفته شود، همان ربا است، یعنی این بیع خود ربا است. یکی از فواید صحبت کردن از احادیث حرام بودن ربا و عظمت آن و دربرگیرنده تعالیم پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم است. نحوه خروج از ربا این است که چیزی را به درهم بفروشیم و آن چیز را به درهم بخریم دلالت بر این دارد که تمام خرماها صرف نظر از انواع آنها از یک سنخ است، بنابراین در بیع فرق گذاشتن بین آنها جایز نیست. دلالت بر برگرداندن بیع مفسده دارد و دلالت بر احسان به نفس و بخشیدن به او دارد. باب وکالت در وقف و مخارج آن و اطعام دوست او و خوردن عاقلانه از ابن عمر رضی الله عنه که عمر در روایتی به سرزمینی در خیبر مبتلا شد. پول خود را در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم صدقه داد. آن را ثماغ می گفتند و درخت خرمایی بود عمر گفت: ای رسول خدا اگر از مالی که برایم گرانبها است سود ببرم پس خواستم به او صدقه بدهم پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: صدقه را بر اساس اصل آن بدهید. در روایت آمده است: در صورت تمایل می توانید اصل آن را حفظ کنید و صدقه دهید نه فروخته می شود، نه واگذار می شود و نه به ارث می رسد اما میوه اش خرج می شود پس عمر به او صدقه داد پس صدقه او برای رضای خدا و برای آزادی بردگان و فقرا بود. در روایت فقیر و مهمان و رهرو و مقرب ولى او گناهى ندارد كه از آن به طور معقول بخورد یا دوستش را که از او تامین مالی نمی کند، می سپارد در رمان پول وجود ندارد ابن عمر صدقه عمر بود به افرادی از اهل مکه که به آنها نازل می شد هدیه می داد به آنچه معلوم است، یعنی به آنچه عاملان بدان آشنا هستند ثمار محل شهر است در آن پولی بود که متعلق به عمر بن الخطاب رضی الله عنه بود از آنچه انجام داده ای بهره ببر و در اموال من وارد شو نفیس یعنی بهترین و شگفت انگیزترین پولی که دارم و در گردنه ها مکتابین است قسمتی از موقوفه به آنها پرداخت می شود که به کمک آن گردنشان آزاد می شود مسافر کسی است که در مملکتی پول دارد که به آن نمی رسد او به هزینه سفر به کشورش نیاز دارد گناه و گناهی وجود ندارد از وصی او یعنی متولی وقف از آن تأمین مالی نمی شود، یعنی خوردن و غذا دادن به آن نباید تامین مالی شود بلکه از حد معمول فراتر نمی رود غیر یکنواخت، به معنای غیر جهانی از حدیث به دست می آید که مردم موقوفات خود را بر اساس شرایط خود می بخشند میزبانی را تشویق می کند و به مهمان پاداش می دهد دلالت بر عدم جواز فروش وقف دارد مشورت با اهل فضیلت و درستکاری مطلوب است در امور و راه های خیر فصل نمایندگی در داخل مرزها از ابوهریره و زید بن خالد الجهانی رضی الله عنهم. گفتند مردی بادیه نشین نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد گفت یا رسول الله به خدا از شما می خواهم که بر اساس کتاب خدا برای من قضاوت کنید حریف دیگر گفت و او از او داناتر است آری پس بین ما بر اساس کتاب خدا داوری کن و تحقیرم کرد رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند گفت پسرم در این مورد لجبازی می کند زنش را بردیم و به من گفتند که باید پسرم را سنگسار کنند پس با صد گوسفند و کنیز به او فدیه دادم پس از علما پرسیدم به من گفتند پسرم را باید صد ضربه شلاق و یک سال تبعید کنند و زن این زن سنگسار شود رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند سوگند به کسی که جان من در دست اوست من بر اساس کتاب خدا بین شما قضاوت خواهم کرد دوران کودکی و ثروت برمی گردد پسرت صد ضربه شلاق و یک سال تبعید خواهد شد فردا برو پیش این زن انیس اگر اعتراف کرد، سنگسارش کنید گفت: پس نزد او رفت و او اقرار كرد پس رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور داد پس سنگسار شدم نظر در حدیث بادیه نشینان، یعنی ساکنان صحرا از تو می پرسم یعنی از تو می پرسم تو برای من بر اساس کتاب خدا تصمیم گرفتی یعنی مطابق آنچه در کتاب قضای خداوند آمده است گفته شد منظور از حکم خداست من از او داناتر هستم، یعنی می دانم و می فهمم عاصفه، یعنی کارگر پس فدیه شدم، یعنی پسرم را با دیه نجات دادم فرزند او، یعنی کنیز اهل علم که منظور ایشان صحابه ای بود که فتوا می دادند پس بگو، یعنی به من خبر بده و بیگانگی بیگانگی: تبعید از کشوری که جرم در آن واقع شده است نوزاد تازه متولد شده، یعنی در حال انجام هیچ بازپرداختی به شما داده نخواهد شد من خواهم رفت انیس انیس بن الدهک الاسلامی رضی الله عنه است پس صبح نزد او رفت، یعنی به سوی او رفت پس اقرار کردم یعنی تصدیق کردم یکی از فواید صحبت کردن از صحبت کردن سود ببرید تأخیر حکم تا فردا برای مصلحت جایز است اصل اساسی این است که شاکی حق صحبت دارد دانشجو حق دارد حرف بزند بیانگر آن است که سوال کننده در پرسیدن و دادن اجازه صحبت باید مؤدب باشد این شامل مشروعیت اجاره است عن عقبه بن الحارث پیامبر صلی الله علیه و آله بن عمان را آورد یا ابن نعیمان در حالی که مست بود برایش سخت بود به کسانی که در خانه بودند دستور داد او را بزنند با ترکه و صندل او را کتک زدند و من بودم که او را زدم Atty AG با روزنامه روزنامه شاخه های خرما بدون برگ دمپایی یعنی کفش یکی از فواید صحبت کردن از صحبت کردن سود ببرید اقامه حدود بر عهده امام و هرکسی است که امام تعیین کند برای جلوگیری از هرج و مرج و برقراری عدالت در آن مجازات شرب سبکتر است کتاب کشاورز قرارداد کشاورز برای کاشت مقداری در خارج از کشور باب فضیلت نباتات و نباتات اگر بخورد از انس بن مالک رضی الله عنه گفت رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند هیچ مسلمانی درخت نمی کارد یا یک بذر بکارید پرنده، شخص یا حیوانی از آن می خورد مگر اینکه برای او صدقه باشد نظر در حدیث او یک گیاه می کارد مانند درختان میوه و مانند آن او دانه ای می کارد مانند گندم و جو و مانند آن حیوان هر حیوانی صدقه هر پاداشی است یکی از فواید صحبت کردن حدیث حجت است برای هر که آن را گفته است کشاورزی بهترین درآمد است در آن ثواب حاصل از عمل صالح در آخرت است مربوط به مسلمان است نه کافر ساخت و ساز زمین را تشویق می کند فصلی که در مورد عواقب کار با ماشین کشاورزی هشدار می دهد یا فراتر از حدی که دستور داده است از ابوامامه باهیلی او یک راه آهن و چیزی شبیه یک ماشین صنایع دستی را دید و او گفت از پیامبر صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود این شخص نباید وارد خانه مردم شود جز این است که خداوند او را ذلیل می کند نظر در حدیث راه آهن آهنی است که برای شخم زدن استفاده می شود خداوند او را ذلیل کرد اگر حق خود را ضایع کنند و جهاد را ترک کنند یکی از فواید صحبت کردن از صحبت کردن سود ببرید مراقب عواقب کار دستگاه ایمپلنت باشید اگر به آن مشغول شد، تکلیف است یا فعل حرام و در حدیث شواهدی وجود دارد که پول ظاهری حقوق آن به سلاطین می رسد از ابوهریره رضی الله عنه گفت رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند چه کسی سگ گرفت؟ هر روز از کارش کم می کند به جز سگ گاوآهن یا چیزی در یک رمان مگر به عنوان گوسفند، شخم زن یا سگ شکار عن الصائب بن یزید سفیان بن ابی زهیر را شنید مردی اهل ازد او از یاران پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود او گفت از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم می گوید کسی که سگ خریده است هیچ فایده ای برای محصولات زراعی و پستان ندارد هر روز از کارش کم می کرد قیراط که گفتی این را از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم او گفت ارباب این مسجد پرواز در بحث چه کسی هر کسی که وقت ما را گرفت عیار به معنای قیراط است در اینجا معیاری از پاداش است شناخته شده نزد خداوند متعال هیچ گوسفندی برای نگهبانی وجود ندارد قضیه چیه؟ این قبیله معروف و ضروری است مقصود سودمند نیست به خاطر او یا پستانش استعاره ای از گاو فایده صحبت کردن از صحبت کردن سود ببرید تشویق به افزایش اعمال نیک و هشدار نسبت به اعمالی که ممکن است انجام شود عدم پرداخت حقوق و در حدیث برای هر که گفت دلیل است هشدار پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در مورد این مزایا دلیل بر اینکه گرفتن آن برای هر منفعتی جایز است منفعت مورد نظر