1 00:00:00,530 --> 00:00:03,529 توقف کنید 2 00:00:03,529 --> 00:00:07,530 با صحابه و علما و حق تعالی آشنا شد 3 00:00:07,530 --> 00:00:12,660 قرون به عنوان موقعیت ها و نمونه ها چیست؟ 4 00:00:12,660 --> 00:00:20,210 یک چالش جدید از طرف من 5 00:00:20,210 --> 00:00:25,210 من از اصحاب مهاجر مکه هستم 6 00:00:25,210 --> 00:00:30,210 من از اولین اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بودم که اسلام آوردم. 7 00:00:30,210 --> 00:00:32,210 و یک دلیل اسلامی 8 00:00:32,210 --> 00:00:37,210 در خواب دیدم که بر لبه آتش ایستاده ام 9 00:00:37,210 --> 00:00:40,210 انگار پدرم مرا به آن سوق می دهد 10 00:00:40,210 --> 00:00:45,210 دیدم رسول خدا صلی الله علیه و آله مرا از جامه ام می کشید 11 00:00:45,210 --> 00:00:47,210 تا در آن نیفتم 12 00:00:47,210 --> 00:00:49,210 ترسیدم و گفتم 13 00:00:49,210 --> 00:00:52,210 قسم می خورم که این یک رؤیای واقعی است 14 00:00:52,210 --> 00:00:55,460 سپس با ابوبکر رضی الله عنه ملاقات کردم 15 00:00:55,460 --> 00:00:57,460 بنابراین من آن را به او اشاره کردم 16 00:00:57,460 --> 00:00:59,460 ابوبکر گفت: 17 00:00:59,460 --> 00:01:01,460 برات آرزوی سلامتی میکنم 18 00:01:01,460 --> 00:01:05,459 این رسول خدا صلی الله علیه و آله است، پس پیروی کنید 19 00:01:05,459 --> 00:01:09,459 این شما را از سقوط به جهنم محافظت می کند 20 00:01:09,459 --> 00:01:12,459 و پدرت در آن است 21 00:01:12,459 --> 00:01:16,459 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله را در اجیاد ملاقات کردم 22 00:01:16,459 --> 00:01:18,459 پس اسلام آوردم 23 00:01:18,459 --> 00:01:21,359 دلم برای پدرم تنگ شده بود 24 00:01:21,359 --> 00:01:23,359 وقتی از مسلمان شدن من باخبر شد 25 00:01:23,359 --> 00:01:25,359 در سفارش من ارسال کنید 26 00:01:25,359 --> 00:01:27,359 پس به او توبه می کنم 27 00:01:27,359 --> 00:01:30,359 او به من فحاشی کرد و با چوبی که در دست داشت مرا زد 28 00:01:30,359 --> 00:01:33,359 تا اینکه آن را روی سرم شکست 29 00:01:33,359 --> 00:01:34,359 و او گفت 30 00:01:34,359 --> 00:01:38,359 تو از محمد پیروی کردی و تفاوتی با قوم او دیدی 31 00:01:38,359 --> 00:01:41,359 و آنچه باعث شرمندگی خدایان آنها شد 32 00:01:41,359 --> 00:01:44,359 و ننگ کسانی که از پدرانشان در گذشتند 33 00:01:44,359 --> 00:01:47,359 هرجا میخوای برو 34 00:01:47,359 --> 00:01:50,359 خداوند تو را از روزی حفظ می کند 35 00:01:50,359 --> 00:01:51,359 پس گفتم 36 00:01:51,359 --> 00:01:53,359 اگر جلوی من را بگیری 37 00:01:53,359 --> 00:01:56,359 خداوند چیزی را به من می دهد که بتوانم با آن زندگی کنم 38 00:01:56,359 --> 00:02:00,420 پس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله رفتم 39 00:02:00,420 --> 00:02:03,420 پس بر او واجب شدم و با او زندگی کردم 40 00:02:03,420 --> 00:02:07,260 سپس به حبشه مهاجرت کرد 41 00:02:07,260 --> 00:02:08,259 و آنجا 42 00:02:08,259 --> 00:02:10,259 ام حبیبه من را تعیین کرد 43 00:02:10,259 --> 00:02:14,259 رمله بنت ابی سفیان رضی الله عنه 44 00:02:14,259 --> 00:02:19,259 و تو مرا وصی او قرار دادی هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله از او خواستگاری کرد. 45 00:02:19,259 --> 00:02:22,509 پس او را به عقد او درآوردم 46 00:02:22,509 --> 00:02:26,509 سپس در سال هفتم هجری به مدینه آمدم 47 00:02:26,509 --> 00:02:29,509 با جعفر بن ابی طالب رضی الله عنه 48 00:02:29,509 --> 00:02:34,509 پس با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم عمره قضائی را شاهد بودم. 49 00:02:34,509 --> 00:02:36,509 و فتح مکه 50 00:02:36,509 --> 00:02:39,509 حنینه، طائفه و تبوک 51 00:02:39,509 --> 00:02:45,509 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم مرا فرستاد تا در صدقه یمن کار کنم. 52 00:02:45,509 --> 00:02:49,020 من کی هستم؟ 53 00:03:04,159 --> 00:03:06,159 پاسخ 54 00:03:06,159 --> 00:03:10,159 خالد بن سعید بن العاص رضی الله عنه 55 00:03:10,159 --> 00:03:12,159 عضو کانال شوید 56 00:03:12,159 --> 00:03:16,159 و گفتند و در وجدان سؤال کردند 57 00:03:16,159 --> 00:03:21,159 آیا ستاره ای مانند آنها در آسمان و تپه های آن وجود دارد؟ 58 00:03:21,159 --> 00:03:26,159 آنها زندگی خود را پر از غرور در اعمال خود کردند 59 00:03:26,159 --> 00:03:37,719 و دنیای رویاها برایشان زیبا شد 60 00:03:37,719 --> 00:03:41,259 توقف کنید 61 00:03:41,259 --> 00:03:45,460 با صحابه و علما و علما آشنا شد 62 00:03:46,460 --> 00:03:51,460 یک چالش جدید از طرف من 63 00:03:51,460 --> 00:03:58,939 من از صحابه و بزرگان انصار هستم 64 00:03:58,939 --> 00:04:02,939 و یکی از سردارانشان در بیعت دوم عقبه 65 00:04:02,939 --> 00:04:07,039 خانواده و پولم را در خدمت اسلام گذاشتم 66 00:04:07,039 --> 00:04:10,039 در جنگ بدر و اوحد شرکت کردم 67 00:04:10,039 --> 00:04:12,039 و در آنجا به شهادت رسید 68 00:04:12,039 --> 00:04:16,029 در شب یک نبرد تنهایی 69 00:04:16,029 --> 00:04:18,029 به پسرم زنگ زدم و گفتم 70 00:04:18,029 --> 00:04:21,029 من فقط فردا خود را کشته می بینم 71 00:04:21,029 --> 00:04:26,029 اولین نفر از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله کشته شد 72 00:04:26,029 --> 00:04:30,029 من هرگز کسی را برای خودم عزیزتر از تو پشت سر نمی گذارم 73 00:04:30,029 --> 00:04:34,029 غیر از روح رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 74 00:04:34,029 --> 00:04:37,029 من یک بدهی دارم، آن را پرداخت کنید 75 00:04:37,029 --> 00:04:40,029 با خواهرات خوب رفتار کن 76 00:04:40,029 --> 00:04:42,220 وقتی صبح شد 77 00:04:42,220 --> 00:04:46,220 برای جنگ به طرف کوه احد بیرون رفتیم 78 00:04:46,220 --> 00:04:50,220 پس عبدالله بن عبی را رئیس منافقان گرفتیم 79 00:04:50,220 --> 00:04:52,220 با ارتش 80 00:04:52,220 --> 00:04:55,220 پس نزد او رفتم و نصیحتش کردم که برگردد 81 00:04:55,220 --> 00:04:57,220 اما او یک پدر است 82 00:04:57,220 --> 00:05:01,220 به او گفتم: لعنت به تو، خدا تو را دور کند 83 00:05:01,220 --> 00:05:07,220 خداوند متعال شما را از رسولش صلی الله علیه و آله امان می دهد 84 00:05:07,220 --> 00:05:11,209 و زمانی که درگیری شروع شد 85 00:05:11,209 --> 00:05:16,209 با تمام شوق و طمع شهادت به سوی مشرکان رهسپار شدم 86 00:05:16,209 --> 00:05:19,209 من اولین کشته جنگ بودم 87 00:05:19,209 --> 00:05:22,209 و مشرکان مثل من 88 00:05:22,209 --> 00:05:24,209 پس خواهرم برای من گریه کرد 89 00:05:24,209 --> 00:05:28,209 پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود 90 00:05:28,209 --> 00:05:31,209 گریه کردن یا گریه نکردن 91 00:05:31,209 --> 00:05:37,209 فرشتگان با بال های خود او را گمراه کردند تا اینکه تو را بلند کردند 92 00:05:37,209 --> 00:05:40,269 سپس مرا در محل جنگ دفن کردند 93 00:05:40,269 --> 00:05:44,199 سپس خداوند متعال 94 00:05:44,199 --> 00:05:48,199 خداوند متعال با من به عنوان یک مبارزه بدون حجاب صحبت کرد 95 00:05:48,199 --> 00:05:49,199 او به من گفت 96 00:05:49,199 --> 00:05:51,199 آرزو کن بنده 97 00:05:51,199 --> 00:05:54,199 از من بخواه تا هر چه می خواهی به تو می دهم 98 00:05:54,199 --> 00:05:55,199 پس گفتم 99 00:05:55,199 --> 00:05:56,199 پروردگار 100 00:05:56,199 --> 00:06:00,230 تو مرا زنده کن و من دوباره برایت خواهم کشت 101 00:06:00,230 --> 00:06:02,230 خداوند متعال به من فرمود 102 00:06:02,230 --> 00:06:05,230 قبلا هم گفته بودم 103 00:06:05,230 --> 00:06:08,259 به آن باز نخواهند گشت 104 00:06:08,259 --> 00:06:09,259 پس گفتم 105 00:06:09,259 --> 00:06:10,259 پروردگار 106 00:06:10,259 --> 00:06:13,259 به کسانی که پشت سرم هستند اطلاع خواهم داد 107 00:06:13,259 --> 00:06:15,259 سپس خداوند متعال نازل کرد 108 00:06:15,259 --> 00:06:21,300 و مپندارید کسانی که در راه خدا کشته شدند مرده اند 109 00:06:21,300 --> 00:06:26,300 بلکه زنده اند و نزد پروردگارشان روزی داده می شوند 110 00:06:26,300 --> 00:06:30,490 این فضیلت برای کسی جز من ثابت نشده است 111 00:06:30,490 --> 00:06:34,259 بعد از 46 سال 112 00:06:34,259 --> 00:06:37,259 سیل آمد و چند قبر را نبش قبر کرد 113 00:06:37,259 --> 00:06:40,259 آمدند جای من را عوض کنند 114 00:06:40,259 --> 00:06:44,259 مرا در قبرم دیدند که انگار خواب بودم 115 00:06:44,259 --> 00:06:48,259 وضعیت من کم یا زیاد تغییر کرده است 116 00:06:48,259 --> 00:06:50,319 وقتی مرا بلند کردند 117 00:06:50,319 --> 00:06:52,319 دستم از زخمم فاصله گرفت 118 00:06:52,319 --> 00:06:54,319 خون فوران کرد 119 00:06:54,319 --> 00:06:57,319 انگار ساعت کشته شده بود 120 00:06:57,319 --> 00:07:00,319 دستم را سر جایش گذاشتند 121 00:07:00,319 --> 00:07:02,699 خون متوقف شد 122 00:07:02,699 --> 00:07:05,279 من کی هستم؟ 123 00:07:05,279 --> 00:07:09,939 بهترین قفن و استراحتگاه آن 124 00:07:09,939 --> 00:07:12,389 از رسول اقتدا کرد 125 00:07:12,389 --> 00:07:15,870 اگر به دنبال عقار باشد 126 00:07:15,870 --> 00:07:19,600 آب می دادند 127 00:07:19,600 --> 00:07:21,600 پاسخ 128 00:07:21,600 --> 00:07:24,600 عبدالله بن عمر بن حرمان انصاری 129 00:07:24,600 --> 00:07:26,600 خداوند از او راضی باشد 130 00:07:26,600 --> 00:07:31,600 رفتند و از من سؤال کردند 131 00:07:31,600 --> 00:07:36,600 آیا ستاره ای مانند آنها در آسمان و تپه های آن وجود دارد؟ 132 00:07:36,600 --> 00:07:41,600 آنها زندگی خود را پر از غرور در اعمال خود کردند 133 00:07:41,600 --> 00:07:46,600 و دنیای رویاها برایشان زیبا بود 134 00:07:46,600 --> 00:07:54,850 توقف کنید 135 00:07:54,850 --> 00:07:58,850 با صحابه و علما و علما آشنا شد 136 00:07:58,850 --> 00:07:59,850 بهترین قرن ها 137 00:07:59,850 --> 00:08:02,740 بهترین قفن و استراحتگاه آن 138 00:08:02,740 --> 00:08:05,740 چالش جدی 139 00:08:05,740 --> 00:08:11,170 من کی هستم؟ 140 00:08:11,170 --> 00:08:13,170 من یکی از اصحاب هستم 141 00:08:13,170 --> 00:08:15,170 از حبشه 142 00:08:15,170 --> 00:08:18,170 من برای یک مرد یهودی گوسفند می کردم 143 00:08:18,170 --> 00:08:21,170 پس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدم 144 00:08:21,170 --> 00:08:24,170 برخی از قلعه های خیبر را محاصره کرد 145 00:08:24,170 --> 00:08:26,170 پس گفتم 146 00:08:26,170 --> 00:08:27,170 ای رسول خدا 147 00:08:27,170 --> 00:08:29,170 اسلام را به من نشان بده 148 00:08:29,170 --> 00:08:31,170 بنابراین او آن را به من نشان داد 149 00:08:31,170 --> 00:08:33,169 پس اسلام آوردم 150 00:08:33,169 --> 00:08:36,169 او رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود 151 00:08:36,169 --> 00:08:39,169 او کسی را تحقیر نمی کند 152 00:08:39,169 --> 00:08:40,169 پس گفتم 153 00:08:40,169 --> 00:08:42,169 ای رسول خدا 154 00:08:42,169 --> 00:08:45,169 من اجیر صاحب این گوسفندان هستم 155 00:08:45,169 --> 00:08:47,169 با من امانت است 156 00:08:47,169 --> 00:08:49,169 چگونه با آن رفتار کنم؟ 157 00:08:49,169 --> 00:08:53,200 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 158 00:08:53,200 --> 00:08:55,200 به صورتشون بزن 159 00:08:55,200 --> 00:08:58,200 به صاحبش برمی گردد 160 00:08:58,200 --> 00:09:01,200 پس بلند شدم و مشتی خاک برداشتم 161 00:09:01,200 --> 00:09:04,200 انداختم تو صورتشون 162 00:09:04,200 --> 00:09:05,200 و من گفتم 163 00:09:05,200 --> 00:09:08,200 به دوستت برگرد 164 00:09:08,200 --> 00:09:12,200 با هم برگشتند انگار راننده ای آنها را می راند 165 00:09:12,200 --> 00:09:15,200 تا اینکه وارد قلعه شدم 166 00:09:15,200 --> 00:09:18,190 پس از جایم بلند شدم 167 00:09:18,190 --> 00:09:20,190 من تا آن قلعه پیش رفتم 168 00:09:20,190 --> 00:09:23,190 برای جنگ با مسلمانان 169 00:09:23,190 --> 00:09:26,190 سنگی به من اصابت کرد و مرا کشت 170 00:09:26,190 --> 00:09:29,190 من هیچ وقت نماز نخواندم 171 00:09:29,190 --> 00:09:33,480 پس مرا نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آورد 172 00:09:33,480 --> 00:09:35,480 بنابراین آن را پشت سر او گذاشتم 173 00:09:35,480 --> 00:09:38,480 با پارچه ای که روی خودم بود پوشاندم 174 00:09:38,480 --> 00:09:42,480 رو به رسول خدا صلی الله علیه و آله کرد 175 00:09:42,480 --> 00:09:45,480 و جمعی از یارانش همراه او بودند 176 00:09:45,480 --> 00:09:48,480 سپس سریع از من دور شد 177 00:09:48,480 --> 00:09:51,480 گفتند یا رسول الله 178 00:09:51,480 --> 00:09:53,480 دورش نکردم 179 00:09:53,480 --> 00:09:56,480 ایشان رضی الله عنه فرمودند 180 00:09:56,480 --> 00:10:00,480 او دو همسر از حوریان با خود دارد 181 00:10:00,480 --> 00:10:02,700 من کی هستم؟ 182 00:10:16,340 --> 00:10:21,450 پاسخ از اتیوپی باقی مانده است 183 00:10:21,450 --> 00:10:23,450 خداوند از او راضی باشد 184 00:10:48,549 --> 00:10:51,129 توقف کنید 185 00:10:51,129 --> 00:10:54,129 با صحابه و علما آشنا شد 186 00:10:54,129 --> 00:10:56,129 و بالاترین 187 00:11:00,120 --> 00:11:02,120 چالش جدی 188 00:11:02,120 --> 00:11:04,120 من کی هستم؟ 189 00:11:04,120 --> 00:11:10,779 من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم 190 00:11:10,779 --> 00:11:12,779 از مردم مکه 191 00:11:12,779 --> 00:11:15,870 من صاحب کلید کعبه هستم 192 00:11:15,870 --> 00:11:18,870 پدرم روز یکشنبه به عنوان کافر کشته شد 193 00:11:18,870 --> 00:11:20,870 او اسلام را در روز فتح نشان داد 194 00:11:20,870 --> 00:11:22,870 از ترس کشته شدن 195 00:11:22,870 --> 00:11:25,870 من شاهد نوستالژی با مسلمانان بودم 196 00:11:25,870 --> 00:11:27,870 در دلم شکی هست 197 00:11:27,870 --> 00:11:33,059 نزدیک بود رسول خدا صلی الله علیه و آله را بکشم 198 00:11:33,059 --> 00:11:37,159 بنابراین با او به امید یافتن فرصتی بیرون رفتم 199 00:11:37,159 --> 00:11:40,159 پس تمام انتقام قریش را از او گرفت 200 00:11:40,159 --> 00:11:42,159 و من می گفتم 201 00:11:42,159 --> 00:11:45,159 اگر عرب و فارس باقی نمی ماند 202 00:11:45,159 --> 00:11:47,159 جز پیروی از محمد 203 00:11:47,159 --> 00:11:49,159 من هیچ وقت دنبالش نکردم 204 00:11:49,159 --> 00:11:51,990 وقتی مردم با هم مخلوط شدند 205 00:11:51,990 --> 00:11:54,990 رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل شد 206 00:11:54,990 --> 00:11:56,990 درباره قاطرش 207 00:11:56,990 --> 00:11:57,990 به او نزدیک شدم 208 00:11:57,990 --> 00:12:00,990 شمشیرم را برداشتم تا با آن ضربه ای به او بزنم 209 00:12:00,990 --> 00:12:02,990 پس برای من ستونی از آتش برافراشت 210 00:12:02,990 --> 00:12:04,990 او تقریباً مرا پاک کرد 211 00:12:04,990 --> 00:12:08,990 رو به رسول خدا صلی الله علیه و آله کرد 212 00:12:08,990 --> 00:12:09,990 و او گفت 213 00:12:09,990 --> 00:12:11,990 به من نزدیک تر بیا 214 00:12:11,990 --> 00:12:12,990 پس به او نزدیک شدم 215 00:12:12,990 --> 00:12:15,990 دستش را روی سینه ام گذاشت 216 00:12:15,990 --> 00:12:16,990 و او گفت 217 00:12:16,990 --> 00:12:19,990 خدایا او را از شر شیطان حفظ کن 218 00:12:19,990 --> 00:12:21,990 به خدا دستش را بلند نکرد 219 00:12:21,990 --> 00:12:23,990 حتی اون روز 220 00:12:23,990 --> 00:12:26,990 من بیشتر از شنیدن و بینایی خود دوست دارم 221 00:12:26,990 --> 00:12:29,019 سپس گفت 222 00:12:29,019 --> 00:12:31,019 برو بجنگ 223 00:12:31,019 --> 00:12:34,019 پس جلویش رفتم و با شمشیر زدم 224 00:12:34,019 --> 00:12:36,019 خدا می داند 225 00:12:36,019 --> 00:12:39,019 دوست دارم خودم از او محافظت کنم 226 00:12:39,019 --> 00:12:43,019 به خدا اگر پدرم را زنده می یافتم او را می کشتم 227 00:12:43,019 --> 00:12:45,250 وقتی مردم عقب نشینی کردند 228 00:12:45,250 --> 00:12:48,250 او رضی الله عنه به من گفت 229 00:12:48,250 --> 00:12:50,250 چیزی که خدا از تو خواسته 230 00:12:50,250 --> 00:12:53,250 بهتر از چیزی که برای خودت می خواستی 231 00:12:53,250 --> 00:12:56,250 بعد هر چی تو ذهنم بود رو بهم گفت 232 00:12:56,250 --> 00:12:59,250 که هیچکس ندید 233 00:12:59,250 --> 00:13:01,250 جز خداوند متعال 234 00:13:01,250 --> 00:13:04,309 پس شهادت دادم و گفتم 235 00:13:04,309 --> 00:13:06,309 از خداوند طلب آمرزش می کنم 236 00:13:06,309 --> 00:13:09,309 ایشان رضی الله عنه فرمودند 237 00:13:09,309 --> 00:13:11,309 خداوند شما را ببخشد 238 00:13:11,309 --> 00:13:13,659 من کی هستم؟ 239 00:13:27,480 --> 00:13:29,820 پاسخ 240 00:13:29,820 --> 00:13:32,820 شیبه بن عثمان بن ابی قله 241 00:13:32,820 --> 00:13:34,820 خداوند از او راضی باشد 242 00:13:55,820 --> 00:14:00,860 توقف کنید 243 00:14:00,860 --> 00:14:02,779 توقف کنید 244 00:14:02,779 --> 00:14:03,779 توقف کنید 245 00:14:03,779 --> 00:14:07,779 با صحابه و علما و حق تعالی آشنا شد 246 00:14:11,779 --> 00:14:13,779 چالش جدی 247 00:14:13,779 --> 00:14:15,779 من کی هستم؟ 248 00:14:15,779 --> 00:14:23,950 من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم 249 00:14:23,950 --> 00:14:25,950 من در سال فتح اسلام آوردم 250 00:14:25,950 --> 00:14:27,950 او مدت زیادی زندگی کرد 251 00:14:27,950 --> 00:14:30,950 تا اینکه عمر رضی الله عنه مرا ساخت 252 00:14:30,950 --> 00:14:34,950 از جمله افرادی که حدود حرم را تجدید کردند 253 00:14:34,950 --> 00:14:38,720 من شاهد ماه کامل با مشرکان بودم 254 00:14:38,720 --> 00:14:40,720 درسی دیدم 255 00:14:40,720 --> 00:14:45,720 فرشتگانی را دیدم که بین آسمان و زمین کشته و اسیر شدند 256 00:14:45,720 --> 00:14:49,750 گفتم: این مرد ممنوعه است. 257 00:14:49,750 --> 00:14:52,750 چیزی را که دیدم برای کسی ذکر نکردم 258 00:14:52,750 --> 00:14:55,750 شکست خوردیم و به مکه برگشتیم 259 00:14:55,750 --> 00:14:57,750 بنابراین ما از آن ناراحت شدیم 260 00:14:57,750 --> 00:15:00,750 قریش مرد به انسان تسلیم شدند 261 00:15:00,750 --> 00:15:03,750 و من هنوز در شرک هستم 262 00:15:03,750 --> 00:15:07,649 وقتی روز حدیبیه بود 263 00:15:07,649 --> 00:15:09,649 من شرکت کردم و شاهد آشتی بودم 264 00:15:09,649 --> 00:15:12,649 و من در آن راه رفتم تا اینکه کار تمام شد 265 00:15:12,649 --> 00:15:15,649 و تنها چیزی که من می خواهم اسلام است 266 00:15:15,649 --> 00:15:18,649 خداوند جز آنچه بخواهد امتناع می کند 267 00:15:18,649 --> 00:15:21,649 وقتی عهدنامه حدیبیه را نوشتیم 268 00:15:21,649 --> 00:15:24,649 من یکی از شاهدان او بودم 269 00:15:24,649 --> 00:15:28,809 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد 270 00:15:28,809 --> 00:15:30,809 در حیات قوه قضائیه 271 00:15:30,809 --> 00:15:32,809 قریش از مکه خارج شد 272 00:15:32,809 --> 00:15:35,809 وقتی سه روز گذشت 273 00:15:35,809 --> 00:15:38,809 من و سهیل بن عمر رسیدیم 274 00:15:38,809 --> 00:15:42,809 پس گفتیم: ای محمد حال تو گذشته است. 275 00:15:42,809 --> 00:15:45,809 بنابراین او کشور ما را ترک کرد 276 00:15:45,809 --> 00:15:49,809 پس پیامبر صلی الله علیه و آله به بلال دستور داد 277 00:15:49,809 --> 00:15:51,809 پس مردم را صدا زد 278 00:15:51,809 --> 00:15:53,809 خورشید غروب نمی کند 279 00:15:53,809 --> 00:15:56,809 یکی از مسلمانان مکه 280 00:15:56,809 --> 00:15:59,769 زمانی که زمان فتح بود 281 00:15:59,769 --> 00:16:01,769 خیلی ترسیدم 282 00:16:01,769 --> 00:16:03,769 و من فرار کردم 283 00:16:03,769 --> 00:16:06,769 سپس ابوذر رضی الله عنه به من ملحق شد 284 00:16:06,769 --> 00:16:09,769 در زمان جاهلیت دوستی داشتم 285 00:16:09,769 --> 00:16:12,769 مالک گفت 286 00:16:12,769 --> 00:16:15,769 گفتم: می ترسم. 287 00:16:15,769 --> 00:16:18,769 او به من گفت: نترس. 288 00:16:18,769 --> 00:16:21,769 او پرهیزگارترین مردم و مهربانترین مردم با مردم است 289 00:16:21,769 --> 00:16:23,769 من همسایه شما هستم 290 00:16:23,769 --> 00:16:25,769 او با من آمد 291 00:16:25,769 --> 00:16:27,769 پس با او برگشتم 292 00:16:27,769 --> 00:16:30,769 پس مرا نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله برد 293 00:16:30,769 --> 00:16:33,769 ابوذر به من آموخت که بگویم 294 00:16:33,769 --> 00:16:36,769 درود بر تو ای پیامبر 295 00:16:36,769 --> 00:16:39,769 و رحمت و برکات خداوند 296 00:16:39,769 --> 00:16:41,769 بعد گفتم 297 00:16:41,769 --> 00:16:44,799 شهادت می دهم که معبودی جز خدا نیست 298 00:16:44,799 --> 00:16:47,799 و تو رسول خدا هستی 299 00:16:47,799 --> 00:16:50,960 ایشان رضی الله عنه فرمودند 300 00:16:50,960 --> 00:16:53,960 سپاس خداوندی را که شما را هدایت کرد 301 00:16:53,960 --> 00:16:57,110 سپس شهر را معرفی کردم 302 00:16:57,110 --> 00:16:59,110 بنابراین من با آن پایین آمدم 303 00:16:59,110 --> 00:17:02,110 هنگامی که مروان بن الحکم سرپرستی او را بر عهده گرفت 304 00:17:02,110 --> 00:17:05,109 به سمتش آمدم و سلام کردم 305 00:17:05,109 --> 00:17:08,109 مروان از من درباره سنم پرسید 306 00:17:08,109 --> 00:17:10,109 پس به او گفتم 307 00:17:10,109 --> 00:17:11,109 او به من گفت 308 00:17:11,109 --> 00:17:14,109 اسلام آوردنت به تأخیر افتاده شیخ 309 00:17:14,109 --> 00:17:17,109 تا زمانی که اتفاقات قبل از شما رخ دهد 310 00:17:17,109 --> 00:17:18,109 پس گفتم 311 00:17:18,109 --> 00:17:20,109 خدا کمکمون کنه 312 00:17:20,109 --> 00:17:24,109 به خدا بیش از یک بار به اسلام علاقه مند شده ام 313 00:17:24,109 --> 00:17:27,109 در همه اینها پدرت مانع من می شود 314 00:17:28,109 --> 00:17:29,109 او می گوید 315 00:17:29,109 --> 00:17:31,109 شرافتت را گذاشتی 316 00:17:31,109 --> 00:17:35,109 و دين پدرانتان را به دين جديد واگذاريد 317 00:17:35,109 --> 00:17:37,109 و شما یک فالوور می شوید 318 00:17:37,109 --> 00:17:39,109 مروان ساکت ماند 319 00:17:39,109 --> 00:17:42,109 از حرفی که به من زد پشیمان شد 320 00:17:42,109 --> 00:17:44,400 من کی هستم؟ 321 00:18:00,319 --> 00:18:01,319 پاسخ 322 00:18:01,319 --> 00:18:04,319 حویطب بن عبدالعزا 323 00:18:04,319 --> 00:18:06,319 خداوند از او راضی باشد 324 00:18:32,059 --> 00:18:33,059 توقف کنید 325 00:18:33,059 --> 00:18:37,059 با صحابه و علما و حق تعالی آشنا شد 326 00:18:42,059 --> 00:18:44,059 چالش جدی 327 00:18:44,059 --> 00:18:49,420 من کی هستم؟ 328 00:18:49,420 --> 00:18:51,420 من یکی از اصحاب هستم 329 00:18:51,420 --> 00:18:53,420 از اساتید قریش 330 00:18:53,420 --> 00:18:55,420 برادرم ابوجهل 331 00:18:55,420 --> 00:18:59,420 و پسر عمویم خالد بن الولید رضی الله عنه 332 00:18:59,420 --> 00:19:03,509 روز بدر را در حالی که در کفر بودم شاهد بودم 333 00:19:03,509 --> 00:19:05,509 پس به مکه گریخت 334 00:19:05,509 --> 00:19:08,509 وقتی شکست مشرکان را دیدم 335 00:19:08,509 --> 00:19:12,509 و کشته شدن برادرانم ابوجهل و العاص 336 00:19:12,509 --> 00:19:15,509 سپس در روز فتح مکه اسلام آوردم 337 00:19:15,509 --> 00:19:17,509 شاهد جنگ حنین بود 338 00:19:17,509 --> 00:19:20,509 پیامبر صلی الله علیه و آله آن را داد 339 00:19:20,509 --> 00:19:24,509 صد شتر از غنائم حنین 340 00:19:24,509 --> 00:19:27,509 با آشتی دلهایشان 341 00:19:27,509 --> 00:19:29,509 خیلی اسلامی خوبه 342 00:19:29,509 --> 00:19:30,509 و من گفتم 343 00:19:30,509 --> 00:19:34,509 وادی را که در پیکار با رسول خدا گرفتم رها نمی کنم 344 00:19:34,509 --> 00:19:36,509 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد 345 00:19:36,509 --> 00:19:40,509 مگر اینکه برای رضای خدا آن را بگیرید 346 00:19:40,509 --> 00:19:44,509 من یک سکه که برای مبارزه با او خرج کردم دریغ نمی کنم 347 00:19:44,509 --> 00:19:47,509 مگر اینکه همین مقدار را در طاعت خدا خرج کنید 348 00:19:47,509 --> 00:19:52,470 و اطاعت از رسولش صلی الله علیه و آله 349 00:19:52,470 --> 00:19:56,470 از پیامبر صلی الله علیه و آله خواستم 350 00:19:56,470 --> 00:19:58,470 یک روز گفتم 351 00:19:58,470 --> 00:20:00,470 ای رسول خدا 352 00:20:00,470 --> 00:20:03,470 یه چیزی بهم بگو که رعایت کنم 353 00:20:03,470 --> 00:20:04,470 و او گفت 354 00:20:04,470 --> 00:20:06,470 من این را برای شما نگه می دارم 355 00:20:06,470 --> 00:20:09,539 به زبانش اشاره کرد 356 00:20:09,539 --> 00:20:11,539 فکر می کردم آسان است 357 00:20:11,539 --> 00:20:14,539 لال بودم 358 00:20:14,539 --> 00:20:16,660 من مانع او نشدم 359 00:20:16,660 --> 00:20:20,660 وقتی قصد داشتم منطق و زبانم را در نظر بگیرم 360 00:20:20,660 --> 00:20:25,339 پس هیچ چیز بدتر از آن نیست 361 00:20:25,339 --> 00:20:27,339 من شاعری سخاوتمند بودم 362 00:20:27,339 --> 00:20:30,369 محبوب مردم مکه 363 00:20:30,369 --> 00:20:33,369 وقتی تصمیم گرفتم برای رضای خدا بیرون بروم و بجنگم 364 00:20:33,369 --> 00:20:36,369 مردم مکه به شدت نگران شدند 365 00:20:36,369 --> 00:20:39,369 هیچ کدام از آنها باقی نماند 366 00:20:39,369 --> 00:20:41,369 جز اینکه بیرون آمد تا مرا تشویق کند 367 00:20:41,369 --> 00:20:44,369 وقتی بالای بطحا بودم 368 00:20:44,369 --> 00:20:48,369 من ایستادم و مردم دور من ایستاده بودند و گریه می کردند 369 00:20:48,369 --> 00:20:50,369 وقتی آنها را دیدم نگران شدند 370 00:20:50,369 --> 00:20:52,369 گفتم 371 00:20:52,369 --> 00:20:54,369 آهای مردم 372 00:20:54,369 --> 00:20:59,369 به خدا سوگند من از آرزوی تو منحرف نشدم 373 00:20:59,369 --> 00:21:02,369 برای انتخاب یک کشور از کشور خود 374 00:21:02,369 --> 00:21:04,369 اما همین بود 375 00:21:04,369 --> 00:21:08,369 سپس مردانی که پیش از ما بودند نزد خدا آمدند 376 00:21:08,369 --> 00:21:12,369 به خدا ما هیچ روزی از آنها را ندیدیم 377 00:21:12,369 --> 00:21:16,400 به خدا آن را در دنیا برای ما آوردند 378 00:21:16,400 --> 00:21:20,400 بیایید به دنبال این باشیم که آن را در زندگی پس از مرگ با آنها به اشتراک بگذاریم 379 00:21:20,400 --> 00:21:22,500 مردم 380 00:21:22,500 --> 00:21:26,500 انتقال به خداوند متعال است 381 00:21:26,500 --> 00:21:30,289 سپس به سمت شام حرکت کردم 382 00:21:30,289 --> 00:21:33,289 پس در جنگ یرموک مجروح شدم 383 00:21:33,289 --> 00:21:36,289 و دراز کشیده روی زمین افتادم 384 00:21:36,289 --> 00:21:39,289 بنابراین من برای نوشیدن آب تماس گرفتم 385 00:21:39,289 --> 00:21:41,289 وقتی آب به من رسید 386 00:21:41,289 --> 00:21:43,289 به عکرمه نگاه کرد 387 00:21:43,289 --> 00:21:46,289 او هم مجروح شد 388 00:21:46,289 --> 00:21:47,289 پس گفتم 389 00:21:47,289 --> 00:21:50,289 آب را به عکرمه بریز 390 00:21:50,289 --> 00:21:52,380 وقتی عکرمه آن را گرفت 391 00:21:52,380 --> 00:21:54,380 عیاش به او نگاه کرد 392 00:21:54,380 --> 00:21:56,380 و او گفت 393 00:21:56,380 --> 00:21:59,380 به عیاش بده 394 00:21:59,380 --> 00:22:01,380 آب به عیاش نرسید 395 00:22:01,380 --> 00:22:03,380 تا اینکه فوت کرد 396 00:22:03,380 --> 00:22:06,380 پس با آب به عکرمه بازگشتند 397 00:22:06,380 --> 00:22:08,380 پس مرد 398 00:22:08,380 --> 00:22:11,380 پس برایم آب آوردند 399 00:22:11,380 --> 00:22:14,380 پس اگر از جانم لبریز شده ام 400 00:22:14,380 --> 00:22:16,670 من کی هستم؟ 401 00:22:18,019 --> 00:22:22,759 بهترین قارو ایستاده و نشسته است 402 00:22:22,759 --> 00:22:28,240 وقتی رسول را می‌جوید یا می‌گفت، از او پیروی می‌کرد 403 00:22:28,240 --> 00:22:33,099 آنها اینجا بودند که این را آبیاری می کردند 404 00:22:39,099 --> 00:22:44,099 رفتند و از من سؤال کردند 405 00:22:44,099 --> 00:22:49,099 آیا ستاره ای مانند آنها در آسمان و تپه های آن وجود دارد؟ 406 00:22:49,099 --> 00:22:54,099 آنها زندگی خود را پر از غرور در اعمال خود کردند 407 00:22:54,099 --> 00:22:59,099 و دنیای رویاها آنها را زیبا کرد 408 00:23:10,380 --> 00:23:14,430 بهترین قارو ایستاده و نشسته است 409 00:23:14,430 --> 00:23:16,430 چالش جدید 410 00:23:16,430 --> 00:23:18,430 من کی هستم؟ 411 00:23:18,430 --> 00:23:24,660 من از مادران مؤمنان هستم 412 00:23:24,660 --> 00:23:26,660 و همسر رسول مؤمن 413 00:23:26,660 --> 00:23:29,660 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد 414 00:23:29,660 --> 00:23:33,660 در بین همسرانش هیچ کس از من صمیمی تر نیست 415 00:23:33,660 --> 00:23:38,660 و هیچ کس که با او ازدواج کرد در حالی که او از خانه دور بود، دورتر از من نیست 416 00:23:38,660 --> 00:23:40,660 پدرم ابوسفیان است 417 00:23:40,660 --> 00:23:43,660 استاد و بزرگ قریش 418 00:23:43,660 --> 00:23:46,339 من و شوهرم اسلام آوردیم 419 00:23:46,339 --> 00:23:49,339 ما به حبشه مهاجرت کردیم 420 00:23:49,339 --> 00:23:51,339 فرار از دین ما 421 00:23:51,339 --> 00:23:53,339 شوهرم در خارج از کشور فوت کرد 422 00:23:53,339 --> 00:23:57,339 این باعث اضطراب و ناراحتی من شد 423 00:23:57,339 --> 00:24:01,369 در خواب دیدم مردی مرا صدا زد و گفت: 424 00:24:01,369 --> 00:24:03,369 ای مادر مؤمنان 425 00:24:03,369 --> 00:24:09,369 تعبیر کردم که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم با من ازدواج می کند. 426 00:24:09,369 --> 00:24:12,400 فقط پس از اتمام دوره انتظار من است 427 00:24:12,400 --> 00:24:16,400 تا اینکه کنیز نگوس نزد من آمد و گفت: 428 00:24:16,400 --> 00:24:19,400 شاه به شما می گوید 429 00:24:19,400 --> 00:24:26,400 رسول خدا صلی الله علیه و آله به من نوشت که او را به عقد تو درآورم 430 00:24:26,400 --> 00:24:28,400 خوشحال شدم و گفتم 431 00:24:28,400 --> 00:24:30,400 خداوند به شما مژده دهد 432 00:24:30,400 --> 00:24:32,400 او به من گفت 433 00:24:32,400 --> 00:24:34,400 شاه به شما می گوید 434 00:24:34,400 --> 00:24:36,400 من یکی رو دارم که باهات ازدواج کنه 435 00:24:36,400 --> 00:24:41,430 پس برای خالد بن سعید بن العاص رضی الله عنه فرستاده شد 436 00:24:41,430 --> 00:24:42,430 بنابراین من او را منصوب کردم 437 00:24:42,430 --> 00:24:47,430 تمام جواهرات و جواهراتم را به کنیز دادم 438 00:24:47,430 --> 00:24:51,690 پاداشی برای آنچه او به من موعظه کرد 439 00:24:51,690 --> 00:24:53,690 وقتی عصر شد 440 00:24:53,690 --> 00:24:58,690 نغوس دستور حضور مسلمانان در حبشه را داد 441 00:24:58,690 --> 00:25:03,690 مهریه از طرف رسول خدا صلی الله علیه و آله پرداخت شد 442 00:25:03,690 --> 00:25:05,720 400 دینار 443 00:25:05,720 --> 00:25:08,720 وقتی مردم می خواستند بلند شوند 444 00:25:08,720 --> 00:25:10,720 نجاشی به آنها گفت 445 00:25:10,720 --> 00:25:12,720 بشین 446 00:25:12,720 --> 00:25:15,720 سنت پیامبران در هنگام ازدواج است 447 00:25:15,720 --> 00:25:16,720 که آنها اذیت می کنند 448 00:25:16,720 --> 00:25:18,720 پس برای غذا صدا زد 449 00:25:18,720 --> 00:25:19,720 پس خوردند 450 00:25:19,720 --> 00:25:21,720 سپس متفرق شدند 451 00:25:21,720 --> 00:25:29,359 سپس مرا آماده کرد و همراه شرابیل بن حسنه رضی الله عنه به مدینه فرستاد 452 00:25:29,359 --> 00:25:34,359 وقتی پدرم شنید که پیامبر صلی الله علیه و آله با من ازدواج کرده است 453 00:25:34,359 --> 00:25:37,359 پدرم هنوز مشرک بود 454 00:25:37,359 --> 00:25:40,359 با این حال خوشحال شد و گفت 455 00:25:40,359 --> 00:25:42,359 اون اسب نر 456 00:25:42,359 --> 00:25:44,359 دماغش را نمی گیرد 457 00:25:44,359 --> 00:25:48,390 یعنی شایسته و سخاوتمند است و جواب نمی دهد 458 00:25:48,390 --> 00:25:51,029 قبل از فتح مکه 459 00:25:51,029 --> 00:25:53,029 پدرم به شهر آمد 460 00:25:53,029 --> 00:25:59,029 برای تجدید قرارداد آشتی بین او و پیامبر صلی الله علیه و آله 461 00:25:59,029 --> 00:26:02,029 سپس علی وارد خانه من شد 462 00:26:02,029 --> 00:26:07,029 وقتی خواست بر بالین پیامبر صلی الله علیه و آله بنشیند 463 00:26:07,029 --> 00:26:10,029 سریع آن را از او دور کردم 464 00:26:10,029 --> 00:26:13,029 این را از من تقبیح کرد و گفت 465 00:26:13,029 --> 00:26:19,029 پسرم این تخت را برای من می خواهی یا من را برای آن می خواهی؟ 466 00:26:19,029 --> 00:26:21,029 پس گفتم 467 00:26:21,029 --> 00:26:25,029 بلکه بستر رسول خدا صلی الله علیه و آله است 468 00:26:25,029 --> 00:26:28,029 و تو مشرک نجس هستی 469 00:26:28,029 --> 00:26:30,059 و او گفت 470 00:26:30,059 --> 00:26:34,059 پسرم یه بلایی سرت اومده 471 00:26:34,059 --> 00:26:38,180 و وقتی مرگ به سراغم آمد 472 00:26:38,180 --> 00:26:42,180 با عایشه رضی الله عنها تماس گرفتم و گفتم 473 00:26:42,180 --> 00:26:47,180 شاید چیزی بین ما بوده که بین همسران هم اتفاق می افتد 474 00:26:47,180 --> 00:26:51,180 خداوند من و تو را به خاطر هر اتفاقی که افتاده ببخشد 475 00:26:51,180 --> 00:26:53,180 عایشه گفت 476 00:26:53,180 --> 00:26:56,180 خداوند شما را به خاطر همه اینها ببخشد 477 00:26:56,180 --> 00:27:00,180 او شما را نادیده گرفت و شما را از آن رها کرد 478 00:27:00,180 --> 00:27:01,180 پس گفتم 479 00:27:01,180 --> 00:27:04,180 از راز تو راضی هستم، خدا خیرت دهد 480 00:27:04,180 --> 00:27:08,180 برای ام سلمه رضی الله عنه فرستاده شد 481 00:27:08,180 --> 00:27:10,180 پس من اینطوری بهش گفتم 482 00:27:10,180 --> 00:27:14,180 همان طور که عایشه گفت جوابم را داد 483 00:27:14,180 --> 00:27:16,660 من کی هستم؟ 484 00:27:31,539 --> 00:27:32,539 پاسخ 485 00:27:32,539 --> 00:27:33,539 ام حبیبه 486 00:27:33,539 --> 00:27:38,539 رمله بنت ابی سفیان رضی الله عنه 487 00:27:48,539 --> 00:27:53,539 آنها زندگی خود را پر از غرور در اعمال خود کردند 488 00:27:53,539 --> 00:27:58,539 و دنیای رویاها برایشان زیبا شد 489 00:27:58,539 --> 00:28:09,819 توقف کنید و از صحابه و علما و علما بیاموزید 490 00:28:09,819 --> 00:28:14,009 بهترین نمونه های قرن ها 491 00:28:14,009 --> 00:28:18,009 یک چالش جدید از طرف من 492 00:28:18,009 --> 00:28:25,240 من از اصحاب مهاجرین هستم 493 00:28:25,240 --> 00:28:28,240 من در سال هفتم هجری اسلام آوردم 494 00:28:28,240 --> 00:28:34,240 او در سفر و اقامت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را همراهی می کرد 495 00:28:34,240 --> 00:28:38,240 خیبر و تهاجمات بعدی با او شاهد بود 496 00:28:38,240 --> 00:28:41,240 در جنگ های مرتدین شرکت داشت 497 00:28:41,240 --> 00:28:44,240 و در فتوحات اسلامی 498 00:28:44,240 --> 00:28:48,400 او به عبادت و زهد در این دنیا معروف بود 499 00:28:48,400 --> 00:28:52,259 در مکه مورد وسوسه جوانی قرار گرفتم 500 00:28:52,259 --> 00:28:58,259 زمانی که مردم دعوت شدند تا به منطقه تانیم خارج از حرم بروند 501 00:28:58,259 --> 00:29:02,259 شهادت خبیب بن عدی رضی الله عنه 502 00:29:02,259 --> 00:29:05,259 بعد از اینکه خائنانه اسیرش کردند 503 00:29:05,259 --> 00:29:08,259 من از آن حادثه متاثر شدم 504 00:29:08,259 --> 00:29:16,259 آنچه از محبت خبیب به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شنیدم و شاهد آن بودم، برایم طنین انداز شد. 505 00:29:16,259 --> 00:29:19,259 او اعتقاد خود را به دین اسلام عمیق تر کرد 506 00:29:19,259 --> 00:29:22,259 این دلیل اسلام من بود 507 00:29:22,259 --> 00:29:28,099 و اینک امیرالمؤمنین عمر رضی الله عنه در حمص است. 508 00:29:28,099 --> 00:29:32,099 پس نزد او رفتم و از امارت متنفر بودم 509 00:29:32,099 --> 00:29:36,099 سپس از خانواده او پرسید که با آنها چگونه هستم 510 00:29:36,099 --> 00:29:39,099 مردم حمص از من به خوبی یاد کردند 511 00:29:39,099 --> 00:29:44,099 اما از چهار مورد به او شکایت کردند 512 00:29:44,099 --> 00:29:47,099 پس عمر رضی الله عنه مرا صدا زد 513 00:29:47,099 --> 00:29:52,099 و به آنها گفت: آنچه دارید به والی خود بدهید 514 00:29:52,099 --> 00:29:58,099 گفتند تا روز روشن نزد ما نمی آید 515 00:29:58,099 --> 00:30:00,099 عمر در این باره از من پرسید 516 00:30:00,099 --> 00:30:05,099 گفتم: به خدا قسم از ذکر آن متنفر بودم. 517 00:30:05,099 --> 00:30:09,099 اما چون خانواده من خدمتکار ندارند 518 00:30:09,099 --> 00:30:11,099 خمیرمو ورز میدم 519 00:30:11,099 --> 00:30:14,099 سپس اجازه دهید تا تخمیر شود 520 00:30:14,099 --> 00:30:16,099 بعد نانم را می پزم 521 00:30:16,099 --> 00:30:18,099 سپس برای ذحی وضو می گیرم 522 00:30:18,099 --> 00:30:21,099 سپس نزد مردم برو 523 00:30:21,099 --> 00:30:25,099 عمر گفت: دیگر از چه شکایتی؟ 524 00:30:25,099 --> 00:30:29,099 گفتند شب جواب ما را نمی دهد 525 00:30:29,099 --> 00:30:35,190 پس گفتم: روز را برای آنها و شب را برای پروردگارم قرار دادم. 526 00:30:35,190 --> 00:30:38,220 عمر گفت دیگر چه؟ 527 00:30:38,220 --> 00:30:43,220 گفتند در ماه یک روز پیش ما نمی آید 528 00:30:43,220 --> 00:30:48,349 گفتم بنده ای ندارم که لباسم را بشورم 529 00:30:48,349 --> 00:30:51,349 من جز لباسی که می پوشم لباس دیگری ندارم 530 00:30:51,349 --> 00:30:56,349 لباسم را می شوم و منتظر می مانم تا خشک شود 531 00:30:56,349 --> 00:31:00,349 در پایان روز به سراغ آنها می روم 532 00:31:00,349 --> 00:31:04,579 عمر گفت: دیگر از چه شکایتی؟ 533 00:31:04,579 --> 00:31:09,579 می گفتند هر از گاهی غش می کند 534 00:31:09,579 --> 00:31:12,579 او در شورای خود غایب خواهد بود 535 00:31:12,579 --> 00:31:18,670 گفتم در مکه شاهد کشته شدن خبیب رضی الله عنه بودم 536 00:31:18,670 --> 00:31:22,670 در آن روز من از مشرکان خواهم بود 537 00:31:22,670 --> 00:31:25,670 قریش او را بر چوبی به صلیب کشیدند 538 00:31:25,670 --> 00:31:31,670 جسدش را تکه تکه کردند تا اینکه مرد 539 00:31:31,670 --> 00:31:35,859 هر وقت به آن صحنه اشاره کردم دیدم 540 00:31:35,859 --> 00:31:38,859 یاد ترکی نصره خبیب افتادم 541 00:31:38,859 --> 00:31:41,859 از ترس خدای متعال می لرزم 542 00:31:41,859 --> 00:31:44,859 و به کسی که به من خیانت می کند خیانت می کند 543 00:31:44,859 --> 00:31:51,930 عمر گفت: ستایش خدایی را که مرا از تو ناامید نکرد. 544 00:31:51,930 --> 00:31:58,950 پس از مدتی هیئتی از مردم حمص نزد خلیفه در شهر آمدند 545 00:31:58,950 --> 00:32:03,950 عمر به آنها گفت: نام فقرای خود را برای من بنویسید. 546 00:32:03,950 --> 00:32:08,950 پس برای او کتابی نوشتند که شامل نام فقرا بود 547 00:32:08,950 --> 00:32:10,950 و اسم من را روی آن گذاشتند 548 00:32:10,950 --> 00:32:13,950 عمر گفت: این کیست؟ 549 00:32:13,950 --> 00:32:16,950 گفتند این شاهزاده ماست 550 00:32:16,950 --> 00:32:21,019 او گفت: "و شاهزاده شما فقیر است." 551 00:32:21,019 --> 00:32:23,019 گفتند بله 552 00:32:23,019 --> 00:32:28,019 عمر تعجب کرد و گفت: شاهزاده تو چگونه فقیر است؟ 553 00:32:28,019 --> 00:32:31,019 بخشش او کجاست؟ رزق او کجاست؟ 554 00:32:31,019 --> 00:32:34,079 گفتند یا امیرالمؤمنین! 555 00:32:34,079 --> 00:32:37,079 او چیزی نمی گیرد 556 00:32:37,079 --> 00:32:40,079 او تمام بخشش خود را صرف ما می کند 557 00:32:40,079 --> 00:32:42,109 عمر گریه کرد 558 00:32:42,109 --> 00:32:45,109 سپس هزار دینار گرو گذاشت 559 00:32:45,109 --> 00:32:48,109 بنابراین او آن را بسته بندی کرد و برای من فرستاد 560 00:32:48,109 --> 00:32:52,109 گفت: سلام مرا برسان. 561 00:32:52,109 --> 00:32:54,109 و به او بگویید 562 00:32:54,109 --> 00:32:57,109 امیرالمؤمنین این پول را برای شما فرستاد 563 00:32:57,109 --> 00:33:00,109 پس برای نیازهای خود از او کمک بگیرید 564 00:33:00,109 --> 00:33:03,269 پس رسول او را نزد من آورد 565 00:33:03,269 --> 00:33:05,269 پس به دینارها نگاه کردم 566 00:33:05,269 --> 00:33:08,269 بنابراین من شروع به پس گرفتن آن کردم 567 00:33:08,269 --> 00:33:13,299 صبح همه را برای رضای خدا صرف کردم 568 00:33:13,299 --> 00:33:15,619 من کی هستم؟ 569 00:33:31,619 --> 00:33:32,619 پاسخ 570 00:33:32,619 --> 00:33:35,619 سعید بن عامر الجمهی 571 00:33:35,619 --> 00:33:37,619 خداوند از او راضی باشد 572 00:33:43,619 --> 00:33:48,619 مثل آنها ستاره آسمان و تپه هایش 573 00:33:48,619 --> 00:33:53,619 آنها زندگی خود را پر از غرور در اعمال خود کردند 574 00:33:53,619 --> 00:34:02,140 و دنیای رویاها برایشان زیبا شد 575 00:34:02,140 --> 00:34:04,660 توقف کنید 576 00:34:04,660 --> 00:34:09,659 با صحابه و علما و علما آشنا شد 577 00:34:09,659 --> 00:34:13,659 بهترین موقعیت ها و نمونه های قرن ها 578 00:34:13,659 --> 00:34:16,659 چالش جدی 579 00:34:17,659 --> 00:34:25,659 من دختر بزرگ پیامبر صلی الله علیه و آله هستم 580 00:34:25,659 --> 00:34:28,659 مادرم خدیجه، خدا از او راضی باشد 581 00:34:28,659 --> 00:34:32,659 من ده سال قبل از مأموریت به دنیا آمدم 582 00:34:32,659 --> 00:34:35,659 من صاحب قرارداد را می شناختم 583 00:34:35,659 --> 00:34:38,659 پدرم صلی الله علیه و آله و سلم بود 584 00:34:38,659 --> 00:34:41,889 او مرا دوست دارد و از من تعریف می کند 585 00:34:41,889 --> 00:34:46,889 مرا به عقد پسر عمویم ابوالعاص بن الربیع رضی الله عنهم درآورد. 586 00:34:46,889 --> 00:34:48,889 بنابراین من اینجا با او زندگی کردم 587 00:34:48,889 --> 00:34:52,920 وقتی پدرم رضی الله عنه مبعوث شد 588 00:34:52,920 --> 00:34:54,920 سریع به او ایمان آوردم 589 00:34:54,920 --> 00:34:57,920 شوهر اسلام را رد کرد 590 00:34:57,920 --> 00:35:01,920 پس قریش از شوهرم دعوت کردند که مرا ترک کند 591 00:35:01,920 --> 00:35:06,920 با همسری از اشراف خانه های قریش غرامت گرفت 592 00:35:06,920 --> 00:35:09,920 جواب آنها را می داد و می گفت: 593 00:35:09,920 --> 00:35:10,920 نه، قسم می خورم 594 00:35:10,920 --> 00:35:13,920 من هرگز دوستم را ترک نمی کنم 595 00:35:13,920 --> 00:35:16,920 و من دوست ندارم همسرم را داشته باشم 596 00:35:16,920 --> 00:35:20,980 زنی از قریش 597 00:35:20,980 --> 00:35:22,980 و هنگامی که روز بدر بود 598 00:35:22,980 --> 00:35:25,980 شوهرم برای جنگ با مسلمانان بیرون رفت 599 00:35:25,980 --> 00:35:28,980 اسیر دست آنها شد 600 00:35:28,980 --> 00:35:36,980 پس گردن بندي را كه مادرم خديجه رضي الله عنه در روز عروسي به من داده بود به او فرستادم. 601 00:35:36,980 --> 00:35:40,980 وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله او را دید 602 00:35:40,980 --> 00:35:41,980 به من پیام بده 603 00:35:41,980 --> 00:35:46,980 او از شوهرم شفاعت کرد تا او را بدون باج آزاد کند 604 00:35:46,980 --> 00:35:49,010 بازگشت به قرارداد 605 00:35:49,010 --> 00:35:54,010 از شوهرم خواست که مرا به شهر بفرستد 606 00:35:54,010 --> 00:35:57,199 وقتی شوهرم به مکه برگشت 607 00:35:57,199 --> 00:36:01,199 به من دستور داد که برای پیوستن به پدرم آماده شوم 608 00:36:01,199 --> 00:36:03,199 از برادرش کینا پرسید 609 00:36:03,199 --> 00:36:06,199 تا یه راهی به من برسه 610 00:36:06,199 --> 00:36:09,199 جایی که او با برخی از یاران ملاقات خواهد کرد 611 00:36:09,199 --> 00:36:12,199 چه کسی مرا به شهر خواهد برد 612 00:36:12,199 --> 00:36:15,260 پس نانا تو را با تیر و کمان خود برد 613 00:36:15,260 --> 00:36:18,260 او مرا در روز روشن بیرون آورد 614 00:36:18,260 --> 00:36:21,260 در مقابل آینه و سماع قریش 615 00:36:21,260 --> 00:36:24,260 مردم قیام کردند و به ما پیوستند 616 00:36:24,260 --> 00:36:27,260 در هوجی مرا به وحشت انداختند 617 00:36:27,260 --> 00:36:28,260 تا اینکه افتاد 618 00:36:28,260 --> 00:36:31,260 بارداری تو شکمم افتاد 619 00:36:31,260 --> 00:36:34,389 سپس نثر شما ناننا ساهاما است 620 00:36:34,389 --> 00:36:37,389 قسم می خورم که کسی به من نزدیک نمی شود 621 00:36:37,389 --> 00:36:40,389 جز اینکه با تیری در گلویش شلیک کرد 622 00:36:40,389 --> 00:36:43,389 او یک خانم نبود 623 00:36:43,389 --> 00:36:45,389 پس مردم عقب نشینی کردند 624 00:36:45,389 --> 00:36:47,389 سپس ابوسفیان آمد 625 00:36:47,389 --> 00:36:49,389 نانا بهت گفت 626 00:36:49,389 --> 00:36:51,389 آن را به مکه برگردانید 627 00:36:51,389 --> 00:36:55,389 سپس شبانه مخفیانه به راه افتاد 628 00:36:55,389 --> 00:36:57,389 مردم در مورد آن صحبت نمی کنند 629 00:36:57,389 --> 00:37:00,389 من برخلاف میل مردم مکه رفتم 630 00:37:00,389 --> 00:37:03,389 نانا این کار را برای تو انجام داد 631 00:37:03,389 --> 00:37:05,389 وقتی شب شد 632 00:37:05,389 --> 00:37:07,389 با من اومد بیرون 633 00:37:07,389 --> 00:37:09,389 مرا به زید بن حارثه سپرد 634 00:37:09,389 --> 00:37:11,389 و یک مرد دیگر 635 00:37:11,389 --> 00:37:13,389 پدرم رضی الله عنه بود 636 00:37:13,389 --> 00:37:16,389 او آنها را برای جلب لطف من فرستاد 637 00:37:16,389 --> 00:37:19,219 به شهر 638 00:37:19,219 --> 00:37:21,219 سپس شوهرم بعد از آن مسلمان شد 639 00:37:21,219 --> 00:37:23,219 شش سال 640 00:37:23,219 --> 00:37:25,219 به شهر مهاجرت کرد 641 00:37:25,219 --> 00:37:28,219 پیامبر صلی الله علیه و آله به من پاسخ داد 642 00:37:28,219 --> 00:37:31,219 به او با اولین عقد ازدواج 643 00:37:31,219 --> 00:37:33,219 و من با او ماندم 644 00:37:33,219 --> 00:37:35,219 با این حال، این بیماری موقتی نیست 645 00:37:35,219 --> 00:37:37,219 از سقوطی که افتاد 646 00:37:37,219 --> 00:37:40,219 وقتی از مکه هجرت کردی 647 00:37:40,219 --> 00:37:42,219 تا آخرالزمان 648 00:37:42,219 --> 00:37:45,219 در سال هشتم هجری 649 00:37:45,219 --> 00:37:48,449 پس مادران مؤمنان مرا غسل دادند 650 00:37:48,449 --> 00:37:51,449 پدرم رضی الله عنه آنها را به من داد 651 00:37:51,449 --> 00:37:54,449 ایزاره و گفت 652 00:37:54,449 --> 00:37:56,449 کاری کنید که او آن را حس کند 653 00:37:56,449 --> 00:37:59,449 یعنی بخشی از بدنش کردند 654 00:37:59,449 --> 00:38:01,449 مستقیما بدون کفن 655 00:38:01,449 --> 00:38:03,510 سپس برای پدرم دعا کرد 656 00:38:03,510 --> 00:38:06,510 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد 657 00:38:06,510 --> 00:38:09,510 او و شوهرم به قبر من رفتند 658 00:38:09,510 --> 00:38:11,610 من کی هستم؟ 659 00:38:26,230 --> 00:38:28,650 پاسخ 660 00:38:28,650 --> 00:38:32,650 زینب دختر محمد صلی الله علیه و آله و سلم 661 00:38:32,650 --> 00:38:34,650 خداوند از او راضی باشد 662 00:38:42,289 --> 00:38:45,289 توقف کنید 663 00:38:45,289 --> 00:38:49,289 با صحابه و علما و حق تعالی آشنا شد 664 00:38:53,289 --> 00:39:00,059 چالش جدید 665 00:39:00,059 --> 00:39:03,059 من کی هستم؟ 666 00:39:03,059 --> 00:39:06,289 من از صحابه جوان هستم 667 00:39:06,289 --> 00:39:10,289 من از صحابه جوان هستم 668 00:39:10,289 --> 00:39:13,289 من از صحابه جوان هستم 669 00:39:13,289 --> 00:39:20,099 من از اصحاب جوان انصار هستم 670 00:39:20,099 --> 00:39:26,099 وقتی پسر جوانی بودم به اسلام گرویدم و پدرم فوت کرد و به همین دلیل یتیم شدم. 671 00:39:26,099 --> 00:39:30,099 ناپدری ام الجلاس بن سوید از من حمایت کرد 672 00:39:30,099 --> 00:39:35,099 او بهترین مرد بود، از من مراقبت می کرد و مانند پسر خودش مرا دوست داشت 673 00:39:35,099 --> 00:39:40,099 من هم مثل بچه ای که پدرش را دوست دارد او را دوست داشتم 674 00:39:40,099 --> 00:39:44,099 به دلیل شدت آنچه از لطف او به من دیدم 675 00:39:44,099 --> 00:39:49,099 تا اینکه آن روز آمد که انتظارش را نداشتم 676 00:39:49,099 --> 00:39:56,059 من به دلیل سن کم شاهد جنگ با پیامبر صلی الله علیه و آله نبودم 677 00:39:56,059 --> 00:40:01,059 اما می‌توانستم ببینم که مسلمانان برای جنگ تبوک آماده می‌شوند 678 00:40:01,059 --> 00:40:04,059 آنها برای یک سفر طولانی آماده می شوند 679 00:40:04,059 --> 00:40:10,059 شخص نشسته را دیدم که از روی بوق سرعتش را کم کرد و از این موضوع متحیر شدم 680 00:40:10,059 --> 00:40:14,099 یک روز وارد شدم و شنیدم که می گوید 681 00:40:14,099 --> 00:40:21,099 اگر محمد در آنچه می گوید راست می گوید ما از الاغ بدتریم 682 00:40:21,099 --> 00:40:26,130 با گفتن این حرف شوکه شدم و خیلی عصبانی شدم 683 00:40:26,130 --> 00:40:29,130 سریع جوابشو دادم و گفتم 684 00:40:29,130 --> 00:40:36,130 به خدا، گلس، تو یکی از محبوب ترین مردم برای من و مهربان ترین مردم برای من هستی 685 00:40:36,130 --> 00:40:41,130 همین الان یه چیزی گفتم که اگه بخوام در مورد شما پخش کنم ضرر می کنم 686 00:40:41,130 --> 00:40:46,130 اگر در این مورد سکوت می کردم، به دینم خیانت می کردم و خود را نابود می کردم 687 00:40:46,130 --> 00:40:50,130 حق دیون سزاوارتر بازپرداخت است 688 00:40:50,130 --> 00:40:56,449 آنچه را که گفتم به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم اطلاع می دهم 689 00:40:56,449 --> 00:41:02,449 نزد پیامبر صلی الله علیه و آله رفتم و آنچه الجلاس گفت به او گفتم 690 00:41:02,449 --> 00:41:08,449 پس پیامبر صلی الله علیه و آله را نزد او فرستادم و از او خواستم که بیاید 691 00:41:08,449 --> 00:41:14,449 پس آن که نشسته بود آمد و به خدا قسم داد که چنین نگفته است 692 00:41:14,449 --> 00:41:16,449 او مرا به دروغگویی متهم کرد 693 00:41:16,449 --> 00:41:20,449 مردم با اتهام به من نگاه کردند 694 00:41:20,449 --> 00:41:25,639 رسول خدا صلی الله علیه و آله سکوت کرد 695 00:41:25,639 --> 00:41:29,639 در مورد من، صورتم خونی بود 696 00:41:29,639 --> 00:41:32,639 و تکبر چشمانم را اشک ریخت 697 00:41:32,639 --> 00:41:35,639 بعد لیوان گفت 698 00:41:35,639 --> 00:41:39,639 آنچه به شما عرض کردم یا رسول الله حقیقت است 699 00:41:39,639 --> 00:41:42,639 اگر بخواهید، اتحاد ما در دستان شماست 700 00:41:42,639 --> 00:41:45,639 و به خدا سوگند 701 00:41:45,639 --> 00:41:49,639 من چیزی نگفتم که پسر من را به آن متهم کرد 702 00:41:49,639 --> 00:41:54,900 سپس وحی بر پیامبر صلی الله علیه و آله نازل شد 703 00:41:54,900 --> 00:41:56,900 همه مورد حمله قرار گرفتند 704 00:41:56,900 --> 00:42:00,900 هنگامی که از او مخفی شد، رضی الله عنه 705 00:42:00,900 --> 00:42:03,900 کلام الله مجید را تلاوت کرد 706 00:42:03,900 --> 00:42:06,900 به خدا سوگند که نگفتند 707 00:42:06,900 --> 00:42:09,900 و کلمه کفر را گفتند 708 00:42:09,900 --> 00:42:11,900 پس از اسلام آوردن کافر شدند 709 00:42:11,900 --> 00:42:15,900 آنها رویای چیزی را می دیدند که به دست نیاوردند 710 00:42:15,900 --> 00:42:25,900 از هیچ چیز کینه ای نداشتند جز اینکه خدا و رسولش آنها را از فضل خود بی نیاز کردند 711 00:42:25,900 --> 00:42:29,900 اگر توبه کنند برایشان بهتر است 712 00:42:29,900 --> 00:42:38,900 و اگر روی برگردانند، خداوند آنان را به عذابی دردناک در دنیا و آخرت عذاب خواهد کرد 713 00:42:38,900 --> 00:42:46,409 و در زمین نه سرپرستی دارند و نه یاوری 714 00:42:46,409 --> 00:42:50,409 چهره پیامبر صلی الله علیه و آله برق زد 715 00:42:50,409 --> 00:42:53,409 دستش را به سمت گوشم دراز کرد و گفت 716 00:42:53,409 --> 00:42:57,409 گوش هایت را بستی پسر و نشنیدی 717 00:42:57,409 --> 00:42:59,409 و پروردگارت نسبت به تو صادق است 718 00:42:59,409 --> 00:43:05,409 و اما شخص نشسته، پس از شنیدن سخنان خداوند متعال، لرزه بر او گرفت 719 00:43:05,409 --> 00:43:08,409 گفت: بلكه توبه كنم يا رسول الله. 720 00:43:08,409 --> 00:43:10,409 بلکه توبه می کنم 721 00:43:10,409 --> 00:43:13,409 او در آن زمان اسلام آورد و مسلمان خوبی شد 722 00:43:13,409 --> 00:43:19,409 او به دوست داشتن و احترام به من مانند قبل و حتی شدیدتر بازگشت 723 00:43:19,409 --> 00:43:21,409 و به من می گفت 724 00:43:21,409 --> 00:43:26,409 سپاس خداوندی را که مرا از آتش جهنم نجات داد 725 00:43:26,409 --> 00:43:29,590 من کی هستم؟ 726 00:43:29,590 --> 00:43:34,320 بهترین پشت و پشت 727 00:43:34,829 --> 00:43:42,070 وقتی رسول را می‌جوید یا می‌گفت، از او پیروی می‌کرد 728 00:43:42,070 --> 00:43:45,340 آب می دهد 729 00:43:45,340 --> 00:43:50,570 جواب عمیر بن سعد رضی الله عنه است 730 00:43:50,570 --> 00:43:55,570 رفتند و از من سؤال کردند 731 00:43:55,570 --> 00:44:00,570 آیا ستاره ای مانند آنها در آسمان و تپه های آن وجود دارد؟ 732 00:44:00,570 --> 00:44:05,570 آنها زندگی خود را پر از غرور در اعمال خود کردند 733 00:44:05,570 --> 00:44:10,570 و دنیای رویاها برایشان زیبا شد