WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:03.359
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:03.359 --> 00:00:12.919
محمد رسول است

00:00:12.919 --> 00:00:17.480
خلاصه ای از سیره پیامبر

00:00:17.480 --> 00:00:30.300
مذاکره قریش با ابوطالب در مورد پیامبر صلی الله علیه و آله

00:00:30.300 --> 00:00:35.500
وقتی قریش متوجه شدند که ظلم آنها بر مسلمانان مظلوم است

00:00:35.500 --> 00:00:37.380
و آن را از دیگران دریافت کنید

00:00:37.420 --> 00:00:41.740
او مردم را از اجابت دعوت خدای متعال منحرف نمی کرد

00:00:41.740 --> 00:00:45.740
دوباره به مذاکره متوسل شدم

00:00:45.740 --> 00:00:50.219
پس دوباره نزد ابوطالب رفتند و به او گفتند

00:00:50.219 --> 00:00:51.979
ای ابوطالب

00:00:51.979 --> 00:00:55.780
شما در میان ما سن و شرف و منزلتی دارید

00:00:55.780 --> 00:01:00.700
ما تو را از برادرزاده ات نهی کردیم، اما تو او را از ما حرام نکردی

00:01:00.939 --> 00:01:05.260
به خدا ما نمی توانیم در برابر این نفرین پدرانمان صبر کنیم

00:01:05.260 --> 00:01:08.700
و حماقت رویاهای ما و شرمندگی خدایان ما

00:01:08.700 --> 00:01:11.019
تا زمانی که جلوی ما را بگیری

00:01:11.019 --> 00:01:13.939
یا در این مورد با او و شما دعوا خواهیم کرد

00:01:13.939 --> 00:01:16.980
تا اینکه یکی از دو تیم از بین برود

00:01:16.980 --> 00:01:22.019
جدایی و دشمنی قومش برای ابوطالب زیاد شد

00:01:22.019 --> 00:01:28.540
او از اسلام آوردن رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم و ترک او خوشحال نشد.

00:01:28.620 --> 00:01:33.859
پس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله فرستاد و به او گفت

00:01:33.859 --> 00:01:37.700
برادرزاده ام، مردم تو نزد من آمده اند

00:01:37.700 --> 00:01:40.180
فلان را به من گفتند

00:01:40.180 --> 00:01:42.340
برای آنچه به او گفتند

00:01:42.340 --> 00:01:44.739
پس به من و خودت رحم کن

00:01:44.739 --> 00:01:48.780
و آنچه را که طاقت آن را ندارم بر من تکلیف مکن

00:01:48.780 --> 00:01:52.340
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله فکر کرد

00:01:52.340 --> 00:01:55.780
او به نظر عمویش در این مورد بود

00:01:55.819 --> 00:01:58.579
و او یک شکست خورده و مسلمان است

00:01:58.579 --> 00:02:02.730
و او در توانایی خود برای حمایت از او و ایستادن در کنار او ضعیف بود

00:02:02.730 --> 00:02:06.489
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:02:06.489 --> 00:02:08.050
عمو

00:02:08.050 --> 00:02:10.849
به خدا سوگند اگر خورشید را در دست راست من قرار دهد

00:02:10.849 --> 00:02:13.009
و ماه در سمت چپ من است

00:02:13.009 --> 00:02:15.569
من باید این موضوع را رها کنم

00:02:15.569 --> 00:02:18.810
تا خداوند آن را ظاهر کند یا در آن هلاک شوی

00:02:18.810 --> 00:02:20.689
چیزی که گذاشتی

00:02:20.689 --> 00:02:25.930
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله غمگین شد و گریست

00:02:25.969 --> 00:02:27.490
سپس او برخاست

00:02:27.490 --> 00:02:29.090
چرا نه؟

00:02:29.090 --> 00:02:32.009
ابوطالب او را صدا زد و گفت:

00:02:32.009 --> 00:02:34.009
قبول دارم برادرزاده ام

00:02:34.009 --> 00:02:38.409
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله به او نزدیک شد

00:02:38.409 --> 00:02:39.689
و او گفت

00:02:39.689 --> 00:02:43.169
برو برادرزاده من هرچی دوست داری بگو

00:02:43.169 --> 00:02:47.090
به خدا سوگند هرگز به خاطر چیزی تسلیم تو نمی شوم

00:02:47.090 --> 00:02:48.770
سپس گفت

00:02:48.770 --> 00:02:52.289
به خدا سوگند با همه آنها به تو نمی رسند

00:02:52.330 --> 00:02:56.169
تا اینکه ما را در خاک دفن کردند

00:02:56.169 --> 00:02:59.849
پس فرمان خود را اعلام کن که آزرده نخواهی شد

00:02:59.849 --> 00:03:04.560
و بشارت ده و با چشم خود به آن تصدیق کن

00:03:04.560 --> 00:03:08.919
و در روایت حکیم در مستدرک او با سند حسنه

00:03:08.919 --> 00:03:11.879
از عقیل بن ابیطالب می‌گوید:

00:03:11.879 --> 00:03:15.479
قریش نزد ابوطالب آمدند و گفتند:

00:03:15.479 --> 00:03:20.199
برادرزاده شما در دین و در مجلس ما به ما آسیب می رساند

00:03:20.199 --> 00:03:22.439
زیرا او را از آزار ما منع کرد

00:03:22.479 --> 00:03:25.240
به من گفت ای عقیل

00:03:25.240 --> 00:03:27.280
پیش محمد بیا

00:03:27.280 --> 00:03:29.800
گفت پس رفتم پیشش

00:03:29.800 --> 00:03:31.919
پس او را از حفاش بیرون آوردم

00:03:31.919 --> 00:03:34.919
طلحه گفت خانه کوچک

00:03:34.919 --> 00:03:37.879
بعد از ظهر از شدت گرما آمد

00:03:37.879 --> 00:03:39.919
بنابراین شروع به درخواست کرد

00:03:39.919 --> 00:03:43.599
از گرمای شدید ماه رمضان در آن راه می رود

00:03:43.599 --> 00:03:45.280
پس به سراغ آنها آمدیم

00:03:45.280 --> 00:03:47.199
ابوطالب گفت

00:03:47.240 --> 00:03:53.000
پسرعموهای شما مدعی بودند که در باشگاه و در جمع آنها به آنها آسیب می رسانید

00:03:53.000 --> 00:03:55.099
پس با آن بس کنید

00:03:55.099 --> 00:04:01.780
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله نگاهش را به سوی آسمان بلند کرد و فرمود:

00:04:01.780 --> 00:04:04.259
این خورشید را چه می بینی؟

00:04:04.259 --> 00:04:05.900
گفتند بله

00:04:05.900 --> 00:04:07.099
او گفت

00:04:07.099 --> 00:04:10.979
من نمی توانم آن را از شما بگذرانم

00:04:10.979 --> 00:04:14.259
به شرطی که کمی کار با آن انجام دهید

00:04:14.259 --> 00:04:16.259
ابوطالب گفت

00:04:16.300 --> 00:04:19.100
برادرزاده ام هرگز به ما دروغ نگفت

00:04:19.100 --> 00:04:21.620
پس برگرد

00:04:21.620 --> 00:04:26.750
خلاصه ای از سیره پیامبر

00:04:26.750 --> 00:04:31.579
نوشته شیخ موسی راشد العظم

00:04:31.579 --> 00:04:38.470
ارائه شده توسط انجمن مواضع در پادشاهی بحرین

00:04:38.509 --> 00:04:45.350
اگر جهانیان برای مدت طولانی به یکدیگر علاقه دارند

00:04:45.350 --> 00:04:52.379
اشتیاق برای تو محدودیتی ندارد

00:04:52.379 --> 00:04:59.029
ان شاءالله به محض این که ندای بلند شد به شما برکت دهد

00:04:59.029 --> 00:05:07.040
و حرکت شما با بقیه لب است
