WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:03.000
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:04.379 --> 00:00:10.509
انجمن موعود ده بهشت موعود را تقدیم می کند

00:00:13.980 --> 00:00:16.980
علی بن ابی طالب رضی الله عنه

00:00:28.780 --> 00:00:31.780
موسم حج در سال نهم هجری فرا رسید

00:00:32.780 --> 00:00:35.780
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور داد

00:00:36.780 --> 00:00:40.780
ابوبکرین صدیق رضی الله عنه در حج آن سال

00:00:41.780 --> 00:00:47.869
پس صدیق رضی الله عنه با مسلمانان همراه او به سوی مکه حرکت کرد.

00:00:48.869 --> 00:00:56.869
در حالی که در راه بودند، خداوند متعال به رسول خود صلی الله علیه و آله وسلم آغاز سوره برائه را وحی کرد.

00:00:56.869 --> 00:01:04.000
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را بر شتر خود برای علی بن ابی طالب فرستاد.

00:01:05.000 --> 00:01:07.000
آن را در حج به مردم اعلام کند

00:01:08.060 --> 00:01:12.060
علی بن ابیطالب به ابوبکرین صدیق پیوست، رضی الله عنه.

00:01:13.060 --> 00:01:14.060
در راه او را گرفتم

00:01:15.060 --> 00:01:20.129
وقتی دوستی صدای ناله شتر پیامبر صلی الله علیه و آله را شنید

00:01:21.129 --> 00:01:22.129
فکر می کرد رسول خداست

00:01:22.129 --> 00:01:29.260
وقتی برای او معلوم شد که او علی بن ابیطالب است، امیر از او پرسید: آیا تو مادر رسول خدا هستی؟

00:01:29.260 --> 00:01:38.260
علی رضی الله عنه می فرماید: بلکه رسول بود و نامه ای از پیامبر صلی الله علیه و آله به او رسید.

00:01:38.260 --> 00:01:46.260
در آن ابوبکر بر فصل حکومت کرد و علی رضی الله عنه مأمور شد که مردم را ندا دهد.

00:01:46.260 --> 00:01:56.260
پس از این سال هیچ مشرکی حج نمی کند و برهنه خانه را طواف نمی کند و جز مؤمن وارد بهشت نمی شود.

00:01:56.260 --> 00:02:05.260
هر کس عهد داشته باشد عهدش مدتی است و هر که عهد نداشته باشد مدت آن چهار ماه است.

00:02:05.260 --> 00:02:11.259
اگر بگذرد، خدا و رسولش از مشرکان منزه اند

00:02:12.509 --> 00:02:20.509
پس على رضى الله عنه به هنگام حج رفت و او را از رسول خدا صلى الله عليه و آله خبر داد.

00:02:20.509 --> 00:02:24.150
تا اینکه صدایش بلند شد

00:02:24.150 --> 00:02:33.150
در سال دهم پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم علی بن ابی طالب رضی الله عنه را به یمن فرستاد.

00:02:33.150 --> 00:02:38.150
قرآن و اسلام را به مردم بیاموزد و بین آنها قضاوت کند

00:02:38.150 --> 00:02:47.150
على رضى الله عنه فرمود: اى رسول خدا مرا به سوى قومى بفرست که در میان آنها حوادث و امورى پیش خواهد آمد.

00:02:47.150 --> 00:02:58.280
من از قضا اطلاعی ندارم، پس رسول خدا صلی الله علیه و آله به او فرمود: «خدا زبانت را هدایت می کند و دلت را محکم می کند».

00:02:58.280 --> 00:03:03.280
همچنین به او گفت: اگر دو حریف روبه روی تو بنشینند

00:03:03.280 --> 00:03:12.280
تا زمانی که از دیگری همانطور که از اولی شنیدید قضاوت نکنید، زیرا احتمال اینکه قضاوت برای شما روشن شود بیشتر است.

00:03:12.280 --> 00:03:21.439
علی رضی الله عنه می فرماید: من هنوز قاضی هستم و در قضاوت دو نفر شک نکرده ام.

00:03:21.439 --> 00:03:30.889
هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم تصمیم به انجام حج گرفت، به دنبال علی بن ابیطالب فرستاد تا با او شاهد باشد.

00:03:30.889 --> 00:03:38.889
علی رضی الله عنه از یمن آمد و با پیامبر صلی الله علیه و آله حج وداع کرد.

00:03:38.889 --> 00:03:47.020
هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در روز مبارک قربان به قتلگاه منا رفت.

00:03:47.020 --> 00:03:55.020
به دستور علی بن ابیطالب رضی الله عنه شصت و سه شتر را با دست شریف خود ذبح کرد.

00:03:55.020 --> 00:04:02.020
از صد شتری که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم با خود آورده بود، باقیمانده را ذبح کند.

00:04:02.020 --> 00:04:11.050
سپس به او دستور داد که گوشت و پوست آنها را بین فقرا تقسیم کند و هیچ یک از آنها را به قصابان ندهد.

00:04:11.050 --> 00:04:22.269
به او دستور داد از هر شتر مقداری برداشت و در دیگ بگذارد و بپزد و گوشت آن را خوردند و آبگوشت آن را نوشیدند.

00:04:22.269 --> 00:04:33.269
وقتی موسم حج تمام شد و در راه بازگشت به مدینه، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و همراهان در غدیر خم توقف کردند.

00:04:33.269 --> 00:04:45.339
پس مردم را صدا زدیم که با هم نماز بخوانند، پس مردم جمع شدند و جایگاه برای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در زیر دو درخت روشن شد.

00:04:45.339 --> 00:04:56.430
نماز ظهر دست علی رضی الله عنه را گرفت و گفت: آیا نمی دانی که حق من نسبت به مؤمنان از آنان بر خودشان بیشتر است؟

00:04:56.430 --> 00:05:11.360
گفتند بلی یا رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: هر که من مولای او هستم علی مولای اوست.

00:05:11.360 --> 00:05:21.360
در واپسین روزهای برگزیده محبوب ـ رضی الله عنه ـ علی بن ابیطالب رضی الله عنه همنشین او بود.

00:05:21.360 --> 00:05:31.680
او از نزدیک ترین افراد به او بود و مردم از حال رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از او می پرسیدند و او به آنها می گفت.

00:05:31.680 --> 00:05:41.680
دو روز قبل از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، رسول خدا صلی الله علیه و آله سبکی در خود یافت.

00:05:41.680 --> 00:05:51.680
از خانه خارج شد و بر عباس بن عبدالمطلب و علی بن ابیطالب تکیه داده بود و پاهایش از درد به زمین می چسبید.

00:05:51.680 --> 00:06:00.779
ابوبکر رضی الله عنه مردم را در نماز ظهر امامت کرد. وقتی ابوبکر این را احساس کرد، خواست برگردد

00:06:00.779 --> 00:06:13.839
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله به او اشاره کرد که جای تو را بگیر. رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور داد که در سمت چپ ابوبکر بنشینند.

00:06:13.839 --> 00:06:21.839
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در حالی که ابوبکر ایستاده بود، مردم را به نماز می خواند.

00:06:21.839 --> 00:06:32.290
ابوبکر دعای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را تقلید می کند و مردم نیز دعای ابوبکر رضی الله عنه را تقلید می کنند.

00:06:32.290 --> 00:06:43.290
چون درگذشت، صلوات الله علیه و آله، علی رضی الله عنه او را غسل داد و عمویش عباس بن عبدالمطلب در آن شرکت داشت.

00:06:43.290 --> 00:06:57.290
الفضل بن العباس، برادرش قثم، اسامه بن زید، شقران بنده رسول خدا صلی الله علیه و آله و عوسان انصاری رضی الله عنهم.

00:06:57.290 --> 00:07:08.800
علی بن ابی طالب رضی الله عنه با ابوبکر صدیق رضی الله عنه بیعت کرد.

00:07:08.800 --> 00:07:20.800
او همنشین او بود و هرگز او را رها نکرد و از مشاوران و دستیاران او به ویژه در مبارزه با اهل ارتداد بود.

00:07:20.800 --> 00:07:33.860
خلیفه ابوبکر علی رضی الله عنه را گرامی می داشت و او و فرزندانش را دوست می داشت. روزی از نماز عصر با هم از مسجد خارج شدند.

00:07:33.860 --> 00:07:42.860
پس در حالی که حسن بن علی با پسران بازی می کرد گذشت و ابوبکر او را بر گردن گرفت و گفت:

00:07:42.860 --> 00:07:54.019
پدرم شبیه پیامبر بود نه شباهتی به علی و علی رضی الله عنه می خندید و ابوبکر رضی الله عنه می گفت.

00:07:54.019 --> 00:08:04.019
سوگند به کسی که جان من در دست اوست، خویشاوندی رسول خدا صلی الله علیه و آله نزد من از خویشاوندی خودم عزیزتر است.

00:08:04.019 --> 00:08:14.220
هنگامی که ابوبکر رضی الله عنه امر به جمع آوری قرآن کرد، علی رضی الله عنه او را به این امر ستود و گفت:

00:08:14.220 --> 00:08:23.220
پردرآمدترین فرد در قرآن ابوبکر صدیق است. او اولین کسی بود که قرآن را بین این دو لوح جمع کرد

00:08:23.220 --> 00:08:32.659
سپس عمر بن خطاب رضی الله عنه خلافت را به عهده گرفت و علی بن ابی طالب رضی الله عنه با او بود.

00:08:32.659 --> 00:08:39.659
محبت و محبت و رفتارهای ستودنی امری است که معروف و مشهور است

00:08:39.659 --> 00:08:45.659
این شامل ازدواج عمر بن الخطاب با دخترش ام کلثوم است

00:08:45.659 --> 00:08:54.700
عمر بن خطاب رضی الله عنه نزد مهاجرین آمد و گفت به من تبریک نگویید.

00:08:54.700 --> 00:09:06.700
گفتند: به چه کسی یا امیرالمؤمنین. گفت: سوگند به ام کلثوم دختر علی و دختر فاطمه دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله.

00:09:06.700 --> 00:09:15.700
از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود: هر نسب و علتی در قیامت قطع می شود.

00:09:15.700 --> 00:09:25.700
جز آنچه از نسب و نسب من بود، پس دوست داشتم که بین من و رسول خدا صلی الله علیه و آله نسب و نسب باشد.

00:09:25.700 --> 00:09:28.700
مراد از دلیل ازدواج است

00:09:28.700 --> 00:09:35.700
زمانی که امیرالمؤمنین عمر بن خطاب رضی الله عنه می خواست تاریخ بنویسد.

00:09:35.700 --> 00:09:40.700
مردم را جمع کرد و از آنها پرسید که تاریخ در چه روزی نوشته شده است؟

00:09:40.700 --> 00:09:49.730
علی رضی الله عنه می فرماید: از روزی که پیامبر صلی الله علیه و آله هجرت کرد و از سرزمین شرک خارج شد.

00:09:49.730 --> 00:09:53.730
عمر رضی الله عنه آن را تأیید کرد

00:09:53.730 --> 00:10:03.980
سپس چون عمر بن خطاب رضی الله عنه به ضرب چاقو افتاد، موضوع رایزنی میان اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در گرفت.

00:10:03.980 --> 00:10:07.980
کسانی که رسول خدا در حالی از دنیا رفت که از آنها راضی بود

00:10:07.980 --> 00:10:13.980
آنها علی، عثمان، الزبیر، طلحه، سعد و عبدالرحمن هستند

00:10:13.980 --> 00:10:25.980
گفت: عبدالله بن عمر به تو شهادت می دهد و کاری به این امر ندارد، مانند تسلیت به او، که خداوند از همه آنها راضی باشد.

00:10:25.980 --> 00:10:32.019
سپس چون درگذشت، علی بن ابی طالب رضی الله عنه نزد او آمد

00:10:32.019 --> 00:10:39.139
جامه را از صورتش آشکار کرد و گفت: خدا تو را رحمت کند ای ابوحفص.

00:10:39.139 --> 00:10:49.139
به خدا سوگند پس از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم دیگر کسی باقی نمانده است.

00:10:49.139 --> 00:10:56.370
علی رضی الله عنه غالباً با خرقه مخصوص دیده می شد

00:10:56.370 --> 00:11:00.370
به او گفتند این سرما را زیاد می پوشی

00:11:01.370 --> 00:11:09.370
گفت: آری این سرما را دوستم وصفی و عمر بن خطاب رضی الله عنه پوشاندند.

00:11:09.370 --> 00:11:15.820
اصحاب و اهل شورا بر جانشینی عثمان بن عفان رضی الله عنه توافق کردند.

00:11:15.820 --> 00:11:18.820
علی بن ابی طالب با او بیعت کرد

00:11:18.820 --> 00:11:25.820
رابطه بین آنها بر پایه دوستی، احترام، عشق و قدردانی بود

00:11:25.820 --> 00:11:32.820
حوادث بزرگی در زمان خلافت امیرالمومنین عثمان بن عفان رضی الله عنه رخ داد.

00:11:32.820 --> 00:11:37.820
علی رضی الله عنه بهترین تکیه گاه و کمک در آن برای او بود

00:11:37.820 --> 00:11:47.820
می گفت اگر عثمان مرا به صرار که بین مدینه و عراق است راهنمایی می کرد، گوش می کردم و اطاعت می کردم.

00:11:47.820 --> 00:11:55.100
وقتی عثمان مردم را بر یک قرآن جمع کرد، بقیه قرآن را سوزاند

00:11:55.100 --> 00:12:01.100
علی بن ابی طالب و بقیه صحابه رضی الله عنهم در این امر از او پیروی کردند

00:12:01.100 --> 00:12:08.100
علی گفت: به خدا سوگند اگر می‌خواستم همان‌طور که او کرد می‌کردم.

00:12:08.100 --> 00:12:15.230
علی بن ابیطالب نزد امیرالمؤمنین عثمان بن عفان - رضی الله عنه - تأیید شد.

00:12:15.230 --> 00:12:19.230
در درگیری که منجر به کشته شدن امیرالمؤمنین علیه السلام شد

00:12:20.230 --> 00:12:25.230
او از او دفاع کرد و او را به جنایتکارانی که به او حمله کردند، سپرد

00:12:25.230 --> 00:12:29.230
اما امیرالمؤمنین عثمان رضی الله عنه

00:12:29.230 --> 00:12:36.230
به او و یارانش دستور داد که دست خود را گرفته و از او دفاع نکنند

00:12:36.230 --> 00:12:38.230
اگر آنها را رها می کرد، جلوی او را می گرفتند

00:12:38.230 --> 00:12:44.580
صدای علی بن ابی طالب رضی الله عنه در حالی که بر منبر مشغول موعظه بود شنیده شد.

00:12:44.580 --> 00:12:46.580
و در قول خود می گوید بیا

00:12:46.580 --> 00:13:04.210
عثمان در میان آنها گفت

00:13:04.210 --> 00:13:08.850
پس از کشته شدن عثمان بن عفان رضی الله عنه

00:13:08.850 --> 00:13:14.850
مردم نزد علی بن ابیطالب جمع شدند و به او پیشنهاد خلافت دادند

00:13:14.850 --> 00:13:18.850
او نپذیرفت، پس اصرار کردند و او را راه ندادند

00:13:18.850 --> 00:13:22.850
گفت بیعت نباید سرّی باشد

00:13:22.850 --> 00:13:28.850
اما من به مسجد بیرون می روم، پس هر که بخواهد با من بیعت کند، با من بیعت کند.

00:13:28.850 --> 00:13:30.850
پس به مسجد رفت

00:13:30.850 --> 00:13:35.850
صحابه بزرگی چون طلحه و زبیر با او بیعت کردند.

00:13:35.850 --> 00:13:38.850
مهاجران و انصار با او بیعت کردند

00:13:38.850 --> 00:13:44.850
و هرکس در مدینه بود از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود.

00:13:44.850 --> 00:13:46.850
و مردم با او بیعت کردند

00:13:46.850 --> 00:13:49.850
سپس بیعت خود را با آفاق نوشت

00:13:49.850 --> 00:13:52.879
همگی تسلیم شدند و بیعت کردند

00:13:52.879 --> 00:13:56.879
جز معاویه رضی الله عنه در میان اهل شام

00:13:57.879 --> 00:14:01.879
او هم انشاالله در قسمت بعدی با ما خواهد آمد

00:14:01.879 --> 00:14:07.259
خلافت علی بن ابی طالب رضی الله عنه ادامه یافت

00:14:07.259 --> 00:14:10.259
پنج سال کمتر سه ماه

00:14:10.259 --> 00:14:14.259
به این ترتیب سالهای خلافت راشدین به پایان رسید

00:14:14.259 --> 00:14:18.259
که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در مورد آن فرموده است

00:14:18.259 --> 00:14:23.259
آنجا که فرمود خلافت بعد از سی سال است

00:14:23.259 --> 00:14:28.210
برای مصطفی

00:14:28.210 --> 00:14:34.210
بهترین نویسنده متن این است که نیست

00:14:34.210 --> 00:14:38.460
در بهشت ابدیت دو متن وجود دارد

00:14:38.460 --> 00:14:41.460
بر عزتشان افزود

00:14:41.460 --> 00:14:44.460
طلحه هستند

00:14:44.460 --> 00:14:46.460
و ابن عوف

00:14:46.460 --> 00:14:50.460
و الزبیر به

00:14:50.460 --> 00:14:52.460
ابی عبیده

00:14:52.460 --> 00:14:54.460
و آن دو غمگین

00:14:54.460 --> 00:14:56.460
و دو جانشین
