1 00:00:00,460 --> 00:00:03,459 توقف کنید 2 00:00:03,459 --> 00:00:08,460 با صحابه و علما و حق تعالی آشنا شد 3 00:00:12,460 --> 00:00:16,460 یک چالش جدی برای اینکه من هستم 4 00:00:16,460 --> 00:00:22,539 من یک همدم قبطی از مصر هستم 5 00:00:22,539 --> 00:00:27,609 بنده عباس بن عبدالمطلب رضی الله عنه بودم 6 00:00:27,609 --> 00:00:31,609 پس مرا به پیامبر صلی الله علیه و آله راهنمایی کرد 7 00:00:31,609 --> 00:00:37,609 پس هنگامی که من را از تبدیل شدن عباس رضی الله عنه به او خبر دادم مرا آزاد کرد. 8 00:00:37,609 --> 00:00:42,700 پس خادم رسول خدا صلی الله علیه و آله شد 9 00:00:42,700 --> 00:00:45,859 من قبل از جنگ بدر اسلام آوردم 10 00:00:45,859 --> 00:00:49,859 وارد اسلام شده بودیم اهل بیت 11 00:00:49,859 --> 00:00:55,859 العباس مسلمان شد و همسرش ام الفضل اسلام آورد و اسلام آورد. 12 00:00:55,859 --> 00:00:58,929 عباس رضی الله عنه بود 13 00:00:58,929 --> 00:01:01,929 او از مردم خود می ترسد و از اختلافات آنها متنفر است 14 00:01:01,929 --> 00:01:04,930 اسلامش را پنهان می کرد 15 00:01:04,930 --> 00:01:09,930 او پول زیادی داشت و در بین مردمش پراکنده شد 16 00:01:09,930 --> 00:01:13,700 ابولهب دشمن خدا بود 17 00:01:13,700 --> 00:01:16,700 جنگ بدر را از دست داد 18 00:01:16,700 --> 00:01:20,760 هنگامی که خبر ابتلای اصحاب بدر از قریش رسید 19 00:01:20,760 --> 00:01:23,760 خداوند او را سرکوب و رسوا کرد 20 00:01:23,760 --> 00:01:29,049 در اتاق زمزم استکان درست می کردم و حک می کردم 21 00:01:29,049 --> 00:01:34,140 به خدا من آنجا نشسته ام و جام هایم را حکاکی می کنم 22 00:01:34,140 --> 00:01:37,140 من ام الفضل نشسته ام 23 00:01:37,140 --> 00:01:40,140 از این خبر خوشحال شدیم 24 00:01:40,140 --> 00:01:45,209 سپس ابولهب نزدیک شد و پاهای خود را با انسانها کشید 25 00:01:45,209 --> 00:01:48,209 تا اینکه کنار دیوار اتاق نشست 26 00:01:48,209 --> 00:01:51,209 پشتش به پشت من بود 27 00:01:51,209 --> 00:01:53,239 در حالی که نشسته بود 28 00:01:53,239 --> 00:01:56,239 وقتی ابوسفیان بن الحارث آمد 29 00:01:57,239 --> 00:01:59,239 ابولهب گفت 30 00:02:04,269 --> 00:02:06,269 پس نزد او نشست 31 00:02:06,269 --> 00:02:07,269 و او گفت 32 00:02:07,269 --> 00:02:12,270 برادرزاده ام به من گفت که حال مردم چگونه است 33 00:02:12,270 --> 00:02:14,270 او چیزی نگفت 34 00:02:14,270 --> 00:02:18,270 به خدا او جز کفر مردم نیست 35 00:02:18,270 --> 00:02:23,270 ما شانه های خود را به آنها دادیم و آنها ما را هر طور که می خواستند کشتند 36 00:02:23,270 --> 00:02:26,270 و ما را هر طور که می خواهند دستگیر می کنند 37 00:02:26,270 --> 00:02:30,270 به خدا من مردم را سرزنش نکردم 38 00:02:30,270 --> 00:02:34,270 با مردان سفیدپوست سوار بر اسب های بالاک آشنا شدیم 39 00:02:34,270 --> 00:02:36,270 بین زمین و آسمان 40 00:02:36,270 --> 00:02:39,270 به خدا هیچ چیز نمی تواند به او کمک کند 41 00:02:39,270 --> 00:02:42,400 پس پرده اتاق را با دستم بالا بردم 42 00:02:42,400 --> 00:02:46,400 سپس گفتم: به خدا سوگند اینها فرشتگانند. 43 00:02:46,400 --> 00:02:49,530 ابولهب دستش را بلند کرد 44 00:02:49,530 --> 00:02:52,530 محکم به صورتم زد 45 00:02:52,530 --> 00:02:54,530 پس قیام کرد 46 00:02:54,530 --> 00:02:57,530 بنابراین او مرا خسته کرد و با من به زمین زد 47 00:02:57,530 --> 00:03:00,530 سپس مرا صلوات کرد و مرا زد 48 00:03:00,530 --> 00:03:02,530 من مرد ضعیفی بودم 49 00:03:02,530 --> 00:03:07,530 ام الفضل بر یکی از ستون های اتاق ایستاد 50 00:03:07,530 --> 00:03:10,530 بنابراین من آن را گرفتم و با آن به او زدم 51 00:03:10,530 --> 00:03:14,530 غمی نفرت انگیز در سرش برخاست 52 00:03:14,530 --> 00:03:19,620 او گفت اگر اربابش از او غیبت کند او را ضعیف می‌دانست 53 00:03:19,620 --> 00:03:21,620 پس با تحقیر برخاست 54 00:03:21,620 --> 00:03:24,620 به خدا قسم فقط هفت شب زنده ماند 55 00:03:24,620 --> 00:03:28,620 تا اینکه خداوند به او زخمی داد و او را کشت 56 00:03:28,620 --> 00:03:33,750 دو پسرش دو سه شب او را گذاشتند تا دفنش کنند 57 00:03:33,750 --> 00:03:36,750 حتی شما در خانه او هستید 58 00:03:36,750 --> 00:03:41,840 قریش از زخم و عفونت آن می ترسیدند 59 00:03:41,840 --> 00:03:44,840 مردم نیز از طاعون می ترسند 60 00:03:44,840 --> 00:03:47,870 تا اینکه مردی از قریش به آنها گفت 61 00:03:47,870 --> 00:03:50,870 و به شما امر می کنند که شرم نکنید 62 00:03:50,870 --> 00:03:55,870 پدرت در خانه اش بوی تعفن دارد پس او را رها نکن 63 00:03:55,870 --> 00:03:59,870 گفت ما از این زخم می ترسیم 64 00:03:59,870 --> 00:04:04,969 گفت: اگر طلاق بدهند من با تو خواهم بود. 65 00:04:04,969 --> 00:04:10,060 او را شستند مگر از راه دور بر او آب انداختند 66 00:04:10,060 --> 00:04:12,060 آنچه را که لمس می کنند 67 00:04:12,060 --> 00:04:15,129 سپس او را به رختخواب بردند 68 00:04:15,129 --> 00:04:18,129 پس او را در بالای مکه کنار دیواری دفن کردند 69 00:04:18,129 --> 00:04:22,129 بر او سنگ پرتاب کردند تا او را پوشاندند 70 00:04:22,129 --> 00:04:25,860 سپس به شهر مهاجرت کرد 71 00:04:25,860 --> 00:04:30,860 من شاهد غزوات با پیامبر صلی الله علیه و آله بودم 72 00:04:30,860 --> 00:04:33,860 از او اجازه گرفتم که از خیریه بگیرم 73 00:04:33,860 --> 00:04:38,860 گفت ولی مردم از خودشان است 74 00:04:38,860 --> 00:04:41,860 صدقه دادن برای ما جایز نیست 75 00:04:41,860 --> 00:04:44,089 من کی هستم؟ 76 00:04:50,139 --> 00:04:54,399 پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد 77 00:04:54,399 --> 00:04:57,399 وقتی قسمت بعدی میاد 78 00:04:57,399 --> 00:04:59,399 انشاالله 79 00:04:59,399 --> 00:05:04,779 بهترین موقعیت ها و نمونه های قرن ها 80 00:05:04,779 --> 00:05:09,779 وقتی رسول را می‌جوید یا می‌گفت، از او پیروی می‌کرد 81 00:05:09,779 --> 00:05:14,779 آنها اینجا بودند که ابرهای زندگی ما را آبیاری می کردند 82 00:05:14,779 --> 00:05:19,779 یاد آنها در ما بلند است 83 00:05:19,779 --> 00:05:24,779 رفتند و سوالی در ذهنم انداختند 84 00:05:24,779 --> 00:05:29,779 آیا ستاره ای مانند آنها در آسمان و تپه های آن وجود دارد؟ 85 00:05:29,779 --> 00:05:34,779 آنها زندگی خود را پر از غرور در اعمال خود کردند 86 00:05:34,779 --> 00:05:38,779 و عالم خودپسندی بر آنها آشکار شده است