WEBVTT

00:00:02.319 --> 00:00:06.599
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:06.599 --> 00:00:18.940
و شهر تاریک شد

00:00:18.940 --> 00:00:23.940
شیر دادن به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در خانه همسرانش

00:00:23.940 --> 00:00:27.940
منتظر خانه عایشه بود

00:00:27.940 --> 00:00:34.179
عایشه رضی الله عنها می گوید

00:00:34.179 --> 00:00:38.179
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:00:38.179 --> 00:00:42.179
از بیماری خود می پرسید که در آن مرد

00:00:43.179 --> 00:00:45.179
فردا کجا خواهم بود؟

00:00:45.179 --> 00:00:48.539
او روز عایشه را می خواهد

00:00:48.539 --> 00:00:52.539
بنابراین همسرانش به او اجازه دادند تا هر کجا که می خواهد باشد

00:00:52.539 --> 00:00:55.630
در خانه عایشه بود

00:00:55.630 --> 00:00:59.049
تا اینکه اون موقع فوت کرد

00:00:59.049 --> 00:01:02.049
و در روایت ابوداود

00:01:02.049 --> 00:01:08.239
طریقه ای که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از زنان اجازه می گرفت

00:01:08.239 --> 00:01:10.530
عایشه گفت

00:01:10.530 --> 00:01:13.530
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:01:13.530 --> 00:01:15.530
برای خانم ها ارسال شد

00:01:15.530 --> 00:01:17.530
یعنی بیماریش

00:01:17.530 --> 00:01:19.530
پس جمع شد

00:01:19.530 --> 00:01:21.530
و او گفت

00:01:21.530 --> 00:01:25.590
من لیاقت رفتن بین شما را ندارم

00:01:25.590 --> 00:01:30.590
اگر ما را دیدی با عایشه باشم

00:01:30.590 --> 00:01:32.590
شما انجام دادید

00:01:32.590 --> 00:01:35.140
پس به او اجازه داد

00:01:35.140 --> 00:01:37.299
عایشه گفت

00:01:37.299 --> 00:01:42.359
حتی روزی که به خانه من می آید

00:01:42.359 --> 00:01:44.359
پس خدا او را گرفت

00:01:44.359 --> 00:01:48.359
سرش بین گردن من و گردن من است

00:01:48.359 --> 00:01:54.739
آب دهانم رضی الله عنه از راهش خالی بود

00:01:54.739 --> 00:01:57.739
عایشه را دردناک توصیف می کنند

00:01:57.739 --> 00:02:01.739
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم چگونه منتقل شد؟

00:02:01.739 --> 00:02:04.739
از خانه میمونه تا خانه او

00:02:04.739 --> 00:02:06.969
بنابراین او می گوید

00:02:06.969 --> 00:02:09.969
پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم سنگین شد

00:02:09.969 --> 00:02:13.030
و دردش بیشتر شد

00:02:13.030 --> 00:02:17.030
از شوهرش اجازه گرفت که در خانه من مریض باشد

00:02:17.030 --> 00:02:19.319
پس به او اجازه داد

00:02:19.319 --> 00:02:22.319
پس پیامبر صلی الله علیه و آله رفت

00:02:22.319 --> 00:02:24.319
بین دو مرد

00:02:24.319 --> 00:02:27.379
پاهایش از کشاله ران عبور کرد

00:02:27.379 --> 00:02:30.379
بین عباس و مردی دیگر

00:02:30.379 --> 00:02:33.800
در روایت مسلم

00:02:33.800 --> 00:02:36.800
عن عبید الله بن عبدالله بن عتبه

00:02:36.800 --> 00:02:40.800
آنچه عایشه گفت را به او گفتم

00:02:40.800 --> 00:02:44.800
اولین چیزی که رسول خدا صلی الله علیه و آله از آن شکایت کرد

00:02:44.800 --> 00:02:47.990
در خانه میمونه

00:02:47.990 --> 00:02:51.990
پس از همسرش اجازه خواست تا در خانه او مریض شود

00:02:51.990 --> 00:02:53.990
و به او اجازه داد

00:02:53.990 --> 00:02:58.219
پس بیرون رفت و فضل بن عباس را به او نشان داد

00:02:58.219 --> 00:03:01.219
او را به مرد دیگری نشان می دهد

00:03:01.219 --> 00:03:05.539
او در حال نوشتن با پاهایش در کف دست است

00:03:05.539 --> 00:03:07.539
عبیدالله گفت

00:03:07.539 --> 00:03:10.539
پس موضوع را به ابن عباس گفتم

00:03:10.539 --> 00:03:16.539
گفت: آیا می دانی آن مردی که نام او را عایشه نگذاشتی کیست؟

00:03:16.539 --> 00:03:17.539
او علی است

00:03:17.539 --> 00:03:19.919
ابن حجر گفت

00:03:19.919 --> 00:03:21.919
ابن الطین گفت

00:03:21.919 --> 00:03:25.919
یعنی از مقدار چیزی که تا آن روز باقی می ماند می پرسد

00:03:25.919 --> 00:03:29.949
زیرا فرد بیمار با عده ای از خانواده خود همنشینی پیدا می کند

00:03:29.949 --> 00:03:33.719
چیزی که بعضی ها پیدا نمی کنند

00:03:33.719 --> 00:03:39.719
حدیث، بار پیامبر صلی الله علیه و آله را در آن روز نشان می داد

00:03:39.719 --> 00:03:46.719
تا او رضی الله عنه بین خانه و همسرش راه نرود.

00:03:46.719 --> 00:03:50.139
و شوهرانش شروع به پرستاری از او کردند

00:03:50.139 --> 00:03:54.139
او را بیمار می کند و مسلمانان او را بیمار می کنند

00:03:54.139 --> 00:03:59.139
آنها از فرا رسیدن این لحظات سخت می ترسند

00:03:59.139 --> 00:04:06.389
این عادت ایشان رضی الله عنه قبل از این زمان بیماری بود

00:04:06.389 --> 00:04:09.389
برای خودش دعا کند و او را ارتقا دهد

00:04:09.389 --> 00:04:14.460
چنانکه عایشه رضی الله عنها توضیح داد گفت

00:04:14.460 --> 00:04:19.459
هرگاه رسول خدا صلی الله علیه و آله شکایت می کرد

00:04:19.459 --> 00:04:24.550
جن گیر را برای خودش می خواند و دماغش را می زند

00:04:24.550 --> 00:04:29.550
گفت: وقتی دردش شدید شد، برایش می خواندم

00:04:29.550 --> 00:04:34.550
و به امید برکت آن را با دست راست مسح کند

00:04:34.550 --> 00:04:38.100
گویا او رضی الله عنه

00:04:38.100 --> 00:04:46.100
در آن هنگام حتی قادر به تلاوت برای خود رضی الله عنه نبود

00:04:46.100 --> 00:04:50.420
و در پرستاری او رضی الله عنه

00:04:50.420 --> 00:04:54.420
عایشه رضی الله عنها این خبر را نقل می کند

00:04:54.420 --> 00:04:57.420
به روایت عروه

00:04:57.420 --> 00:05:00.800
عروة بن الزبیر می گوید

00:05:00.800 --> 00:05:07.829
عایشه رضی الله عنها گفت که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:05:07.829 --> 00:05:11.829
گفت بعد از اینکه وارد خانه شد و دردش شدید شد

00:05:11.829 --> 00:05:17.899
هفت پوست آب که شیرین نشده بود بر من ریختند

00:05:17.899 --> 00:05:20.899
شاید آن را به مردم بسپارم

00:05:20.899 --> 00:05:28.930
گفت: پس او را در وان حفصه همسر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نشستیم.

00:05:28.930 --> 00:05:33.060
سپس از همان محل نزدیک شروع به ریختن آب روی او کردیم

00:05:33.060 --> 00:05:39.060
تا اینکه با دست شروع کرد به ما اشاره کرد که این کار را کردیم

00:05:39.060 --> 00:05:45.149
گفت: آنگاه رضی الله عنه به سوی مردم بیرون رفت

00:05:45.149 --> 00:05:48.149
با آنان دعا کرد و خطاب به آنان کرد

00:05:48.149 --> 00:05:54.500
آن کلمات در آن دقایق ارزشمند چه بود؟

00:05:54.500 --> 00:06:02.500
که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در آن عروج می کند، برای قلوب مؤمنان از درستی گرانبهاتر است.

00:06:02.500 --> 00:06:05.500
برای آخرین بار

00:06:05.500 --> 00:06:08.689
و شهر تاریک شد
