1 00:00:00,000 --> 00:00:03,000 بسم الله الرحمن الرحیم 2 00:00:15,609 --> 00:00:17,609 انجمن مواضع خشنود است 3 00:00:17,609 --> 00:00:22,609 تا تصاویری از زندگی صحابه را به شما تقدیم کنم 4 00:00:22,609 --> 00:00:25,640 اید الرحمن رفاه الپاشا 5 00:00:25,640 --> 00:00:30,519 خدا رحمتش کند 6 00:00:30,519 --> 00:00:35,520 صلیب غلام آزاد شده ابوحذیفه رضی الله عنه 7 00:00:51,780 --> 00:00:55,780 من فکر می کنم ثابته دختری است که خدمتکارش بی ضرر پاداش می گیرد 8 00:00:55,780 --> 00:00:59,780 در آن روز به رویا نزدیک می شد 9 00:00:59,780 --> 00:01:04,780 به دلیل لطافت فضیلتی که در او دید، تشویق شد که او را آزاد کند 10 00:01:04,780 --> 00:01:08,780 و اشراف صفات و آیات طهارت 11 00:01:08,780 --> 00:01:12,780 و نشانه های نیکی و درستی را که در رفتار او می بینی 12 00:01:12,780 --> 00:01:16,780 پس برای شوهر جوانش ابوحذیفه بن عتبه متاسف شد 13 00:01:16,780 --> 00:01:18,780 یکی از اسرار بنی عبد شمس 14 00:01:18,780 --> 00:01:22,780 سالم در سن کم ترخیص شد 15 00:01:22,780 --> 00:01:25,780 و امور خود را به خود بسپارد 16 00:01:25,780 --> 00:01:28,780 پس دست او را گرفت و به حرم برد 17 00:01:28,780 --> 00:01:33,780 در میان جمعیت قریش که در اطراف کعبه پراکنده بودند برخاست و فرمود: 18 00:01:33,780 --> 00:01:36,780 ای قوم قریش شهادت دهید 19 00:01:36,780 --> 00:01:39,780 من این را با خیال راحت پذیرفته ام 20 00:01:39,780 --> 00:01:42,780 بعد از اینکه فکر کردم همسرم درستش کرد 21 00:01:42,780 --> 00:01:46,780 و او برای من همان شد که برای پسرم از پدرش بود 22 00:01:46,780 --> 00:01:48,780 قریش گفتند 23 00:01:48,780 --> 00:01:51,780 بله، من کاری به ابن عتبه نکردم 24 00:01:51,780 --> 00:01:53,780 از آن روز 25 00:01:53,780 --> 00:01:58,000 فتاء را سالم بن ابی حذیفه نامیدند 26 00:01:59,000 --> 00:02:03,000 تا اینکه پرتوی از نور الهی از بطحای مکه بیرون آمد 27 00:02:03,000 --> 00:02:07,000 خداوند پیامبرش را با دین هدایت و حق فرستاد 28 00:02:07,000 --> 00:02:10,000 ابوحذیفه و پسرش سالم بودند 29 00:02:10,000 --> 00:02:14,000 یکی از اولین کسانی که روحش به این نور الهی منور شد 30 00:02:14,000 --> 00:02:17,000 دلهایشان به نور او روشن شد 31 00:02:17,000 --> 00:02:22,060 پس پدر و پسرش نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله رفتند 32 00:02:22,060 --> 00:02:25,060 مسلمان شدنشان را در حضور خود اعلام کرد 33 00:02:25,060 --> 00:02:30,060 آنها با هم شهادت دادند که معبودی جز خدای یکتا و بدون شریک نیست 34 00:02:30,060 --> 00:02:34,060 و محمد بنده او و خاتم فرستادگان اوست 35 00:02:34,060 --> 00:02:40,060 مدت کوتاهی از ورود ابوحذیفه و پسرش سالم به دین خدا نگذشته بود 36 00:02:40,060 --> 00:02:43,060 تا اینکه اسلام روش فرزندخواندگی را لغو کرد 37 00:02:43,060 --> 00:02:47,060 به مردم دستور داد که فرزندان را به پدرانشان برگردانند 38 00:02:47,060 --> 00:02:49,060 برای حفظ نسب 39 00:02:49,060 --> 00:02:52,060 و ترک یکی از راههای جاهلیت 40 00:02:53,060 --> 00:02:57,060 سخنان خداوند متعال در مورد فرزندخواندگان نازل شد 41 00:02:57,060 --> 00:03:00,159 آنها را نزد پدر و مادرشان صدا می کنم 42 00:03:00,159 --> 00:03:03,159 پس مسلمانان به فرمان پروردگارشان پاسخ دادند 43 00:03:03,159 --> 00:03:06,159 آنها به دنبال شجره نامه کسانی که پذیرفته بودند رفتند 44 00:03:06,159 --> 00:03:11,159 پدران خود را می شناسند و به آنها باز می گردانند 45 00:03:11,159 --> 00:03:16,259 اما ابوحذیفه پدر سلیم را نیافت 46 00:03:16,259 --> 00:03:19,259 با وجود تحقیقات و اکتشافات فراوان 47 00:03:19,259 --> 00:03:22,259 دلیلش این است که سالم اسیر کوچکی است 48 00:03:22,259 --> 00:03:24,259 و به مکه آوردند 49 00:03:24,259 --> 00:03:26,259 و در بازار برده فروشی فروخته می شود 50 00:03:26,259 --> 00:03:31,259 او در سنی است که نمی تواند پدر یا مادری را برای خود بشناسد 51 00:03:31,259 --> 00:03:36,259 مردم او را سالم مولا ابوحذیفه می نامیدند 52 00:03:36,259 --> 00:03:40,289 او تا زمانی که عمر طولانی شد از این موضوع آگاه بود 53 00:03:40,289 --> 00:03:43,289 اما رابطه ابوحذیفه و سالم 54 00:03:43,289 --> 00:03:46,289 این یک رابطه ملاملا نبود 55 00:03:46,289 --> 00:03:49,289 بلکه رابطه برادر به برادر است 56 00:03:49,289 --> 00:03:52,289 بعد از اینکه اسلام دلهایشان را متحد کرد 57 00:03:52,289 --> 00:03:55,289 و ایمان بین آنها شکست 58 00:03:55,289 --> 00:03:59,289 دلهایشان پر از عشق به خدا و رسولش بود 59 00:03:59,289 --> 00:04:05,349 ابوحذیفه می خواست ارتباط خود را با سالم محکم تر و عمیق تر کند 60 00:04:05,349 --> 00:04:11,349 و هر اثری از تعصب جاهلی را که اسلام از بین برد، از بین ببرند 61 00:04:12,349 --> 00:04:16,350 پس سلیم را به ازدواج دختر برادرش، قریش العباشمیه، درآورد 62 00:04:16,350 --> 00:04:19,350 همان نسب و نسب 63 00:04:19,350 --> 00:04:24,350 او برادر خدا و از نزدیکان او شد 64 00:04:24,350 --> 00:04:27,350 خیلی وقت پیش نبود 65 00:04:27,350 --> 00:04:31,350 تا اینکه اتفاقات جدی این دو برادر را از هم جدا کرد 66 00:04:31,350 --> 00:04:35,350 که مسلمانان اولیه از آن رنج کشیدند 67 00:04:35,350 --> 00:04:38,350 و از ظلم آن به همان اندازه رنج بردند 68 00:04:38,350 --> 00:04:43,350 ابوحذیفه به حبشه رفت و با دین و ایمانش به سوی خدا هجرت کرد 69 00:04:43,350 --> 00:04:46,350 هر که پر چشید از ایمانش فرار کرد 70 00:04:46,350 --> 00:04:48,350 در مورد سالم 71 00:04:48,350 --> 00:04:54,350 او ترجیح داد در مکه نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله بماند. 72 00:04:54,350 --> 00:04:57,350 و به کتاب خدای متعال تکیه کند 73 00:04:57,350 --> 00:05:04,350 به طوری که هر گاه بر پیامبر صلی الله علیه و آله نازل می شود تازه و لطیف می شود. 74 00:05:04,350 --> 00:05:08,350 پس با خضوع شروع به تلاوت آیات روشن او کرد 75 00:05:08,350 --> 00:05:12,350 سوره نازل شده را در فهم و تدبر حفظ می کند 76 00:05:12,350 --> 00:05:19,350 تا اینکه در عصر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم یکی از حاملان اصلی قرآن شد. 77 00:05:19,350 --> 00:05:25,350 او چهارمین نفر از چهار مورد توصیه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله شد 78 00:05:25,350 --> 00:05:27,350 با گرفتن قرآن از آنها 79 00:05:27,350 --> 00:05:40,350 فرمود: قرآن از چهار نفر تلاوت شد: عبدالله بن مسعود، سالم، موکل ابوحذیفه، ابی بن کعب و معاذ بن جبل. 80 00:05:40,350 --> 00:05:46,379 اصحاب ارجمند سالم فضیلت او را بر خود در حفظ کتاب خدا شناختند 81 00:05:46,379 --> 00:05:52,379 تسلط او بر آن، تفکر در معانی آن، و آگاهی او از اهدافش 82 00:05:52,379 --> 00:05:55,379 زمانی که مسلمانان از مکه به مدینه هجرت کردند 83 00:05:55,379 --> 00:05:58,379 آنها سلیم را به نماز خواندند 84 00:05:58,379 --> 00:06:03,379 با آنان به نماز ادامه داد تا اینکه رسول الله صلی الله علیه وسلم آمد 85 00:06:03,379 --> 00:06:10,379 هر چند شامل عمر بن خطاب و جمع کثیری از صحابه بزرگوار می شد 86 00:06:10,379 --> 00:06:16,420 سپس خداوند خواست سالم را با برادرش ابوحذیفه پس از هجرت گرد آورد 87 00:06:16,420 --> 00:06:24,420 و دوشادوش رسول خدا صلی الله علیه و آله به سوی بدر برویم. 88 00:06:24,420 --> 00:06:28,540 در حالی که مسلمانان برای شکست مشرکان آماده می شدند 89 00:06:28,540 --> 00:06:31,540 سالم به برادرش ابوحذیفه گفت 90 00:06:31,540 --> 00:06:33,540 ببین ابوحذیفه 91 00:06:33,540 --> 00:06:36,540 این پدرت عتبه بن ربیعه است 92 00:06:36,540 --> 00:06:42,540 او درجات را ترقی می دهد و برای حذف اسلام و مسلمین آماده می شود 93 00:06:42,540 --> 00:06:44,540 ابوحذیفه گفت 94 00:06:44,540 --> 00:06:46,540 بله، او را دیدم 95 00:06:46,540 --> 00:06:48,540 این دو دشمن خدا هستند 96 00:06:48,540 --> 00:06:50,540 عمویم، شیبه بن ربیعه 97 00:06:50,540 --> 00:06:53,540 و برادرم ولید بن عتبه 98 00:06:53,540 --> 00:06:55,540 او را احاطه می کنند 99 00:06:55,540 --> 00:06:58,540 اگر رسول خدا صلی الله علیه و آله به من اجازه می داد 100 00:06:58,540 --> 00:07:01,540 تا آنها را یکی یکی برجسته کنیم 101 00:07:01,540 --> 00:07:04,540 من در پاسخ به آنها منابعی را ارائه کردم 102 00:07:04,540 --> 00:07:08,540 یا راضی و قبول در کنار پروردگارم می روم 103 00:07:08,540 --> 00:07:10,740 و زمانی که نبرد به پایان رسید 104 00:07:10,740 --> 00:07:14,740 سالم و ابوحذیفه ایستاده بودند و به مردگان نگاه می کردند 105 00:07:14,740 --> 00:07:17,740 سپس آستان پدر ابوحذیفه را دیدم 106 00:07:17,740 --> 00:07:19,740 و موهای خاکستری عمویش 107 00:07:19,740 --> 00:07:21,740 ولید برادرش است 108 00:07:21,740 --> 00:07:23,740 آنها با کشتی گیر خود ملاقات کرده اند 109 00:07:23,740 --> 00:07:25,740 ابوحذیفه گفت 110 00:07:25,740 --> 00:07:28,740 سپاس خدای را که چشم پیامبرش را تایید کرد 111 00:07:28,740 --> 00:07:30,740 با کشتن همه آنها 112 00:07:30,740 --> 00:07:33,860 سپس برادران در خدا ادامه دادند 113 00:07:33,860 --> 00:07:36,860 آنها در زیر پرچم بزرگترین رسول مبارزه می کنند 114 00:07:36,860 --> 00:07:38,860 خدا رحمتش کند و او را با هم درود بفرستد 115 00:07:38,860 --> 00:07:41,860 در هر نبردی که در زندگی اش پیروز شد 116 00:07:41,860 --> 00:07:45,860 حقوق خدا و رسولش را بر آنها ادا می کنند 117 00:07:45,860 --> 00:07:49,860 تا روز الیمامه در زمان صدیق 118 00:07:49,860 --> 00:07:52,860 در آن روز بزرگ از روزهای خدا 119 00:07:52,860 --> 00:07:55,860 ابوبکر رضی الله عنه 120 00:07:55,860 --> 00:07:57,860 برای مبارزه با مسیلمه دروغگو 121 00:07:57,860 --> 00:08:00,860 مسلمانان در همه جا بسیج شده بودند 122 00:08:00,860 --> 00:08:03,860 برای از بین بردن وسوسه کور او 123 00:08:03,860 --> 00:08:05,860 که نزدیک بود اسلام را نابود کند 124 00:08:05,860 --> 00:08:07,860 و خانواده اش نابود می شود 125 00:08:07,860 --> 00:08:10,860 پس سالم و ابوحذیفه به سوی الضود رفتند 126 00:08:10,860 --> 00:08:11,860 درباره دین خدا 127 00:08:11,860 --> 00:08:15,860 او برای جنگ با مسیلمه، دشمن خدا، گریخت 128 00:08:15,860 --> 00:08:18,930 این دو گروه در سرزمین الیمامه به هم رسیدند 129 00:08:18,930 --> 00:08:21,930 دو جنگ سخت بین آنها درگرفت 130 00:08:21,930 --> 00:08:25,930 تاریخ جنگ ها به ندرت شاهد مشابهی با آنها بوده است 131 00:08:25,930 --> 00:08:27,930 مسلمانان آن را بیان کردند 132 00:08:27,930 --> 00:08:30,930 به رهبری عکرمه بن ابی جهل 133 00:08:30,930 --> 00:08:33,929 و خالد بن الولد رضی الله عنهم 134 00:08:33,929 --> 00:08:36,929 نوعی شجاعت غیرقابل حل 135 00:08:36,929 --> 00:08:38,929 از شرح توصیف کنندگان 136 00:08:38,929 --> 00:08:40,929 همانطور که مرتدین بیان کردند 137 00:08:40,929 --> 00:08:42,929 به رهبری مصلیمه 138 00:08:42,929 --> 00:08:43,929 نه کمتر 139 00:08:43,929 --> 00:08:46,929 شجاعت، شجاعت و فداکاری 140 00:08:46,929 --> 00:08:49,929 اما پیروزی در این دو نبرد 141 00:08:49,929 --> 00:08:52,929 حریف مسیله دروغگو بود 142 00:08:52,929 --> 00:08:56,929 افراد او حتی به مزرعه خالد بن الولد یورش بردند 143 00:08:56,929 --> 00:08:58,929 نزدیک بود به همسرش فحش بدهند 144 00:08:58,929 --> 00:09:01,929 اگر نبود که مردی در میان آنها آن را اجاره کرده بود 145 00:09:01,929 --> 00:09:04,120 در آن 146 00:09:04,120 --> 00:09:07,120 رژیم غذایی به قلب مسلمانان سرایت کرده است 147 00:09:07,120 --> 00:09:11,120 در میان آنها قهرمانان بزرگ برجسته بودند 148 00:09:11,120 --> 00:09:13,120 روح را به خدا فروختند 149 00:09:13,120 --> 00:09:15,120 امروز یا فردا میمیری 150 00:09:15,120 --> 00:09:18,179 با روح هایی که هرگز نمی میرند 151 00:09:18,179 --> 00:09:21,179 خالد بن ولید لشکر خود را دوباره بسیج کرد 152 00:09:21,179 --> 00:09:24,179 پس پرچم مهاجران را در آغوش گرفت 153 00:09:24,179 --> 00:09:26,179 از سالم مولا ابی حذیفه 154 00:09:26,179 --> 00:09:28,179 به تیپ انصار تسلیم شد 155 00:09:28,179 --> 00:09:30,179 توسط ثابت بن قیس 156 00:09:30,179 --> 00:09:32,179 زید بن خطاب ایستاد 157 00:09:32,179 --> 00:09:34,179 او مسلمانان را به جنگ تحریک می کند 158 00:09:34,179 --> 00:09:37,179 گفت: ای مردم! 159 00:09:37,179 --> 00:09:39,179 نیش روی دندان های آسیای شما 160 00:09:39,179 --> 00:09:41,179 و به دشمنت ضربه بزن 161 00:09:41,179 --> 00:09:43,179 و ادامه دهید 162 00:09:43,179 --> 00:09:45,179 مردم 163 00:09:45,179 --> 00:09:49,179 به خدا بعد از این کلمه دیگر حرفی نمی زنم 164 00:09:49,179 --> 00:09:53,179 تا اینکه خداوند مسیلمه دروغگو و همراهان او را شکست دهد 165 00:09:53,179 --> 00:09:55,179 یا بکش 166 00:09:55,179 --> 00:09:57,179 پس حجت مرا به خدا بده 167 00:09:57,179 --> 00:09:59,179 سپس به راه افتاد تا از صفوف عبور کند 168 00:09:59,179 --> 00:10:02,250 او به مبارزه ادامه داد تا اینکه کشته شد 169 00:10:02,250 --> 00:10:05,250 سپس ابوحذیفه در حالی که ندا می کرد به دنبال او رفت 170 00:10:05,250 --> 00:10:07,250 ای اهل قرآن 171 00:10:07,250 --> 00:10:10,250 قرآن را با عمل خود زیبا سازید 172 00:10:10,250 --> 00:10:15,250 سپس مبارزه خود را آغاز کرد تا به شهادت رسید و بدون عقب نشینی پیشروی کرد 173 00:10:15,250 --> 00:10:18,250 و اما سالم، مشتری ابوحذیفه 174 00:10:18,250 --> 00:10:21,250 پس رو به مهاجران کرد و گفت 175 00:10:21,250 --> 00:10:23,250 بدبخت کسی است که قرآن را حمل کند 176 00:10:23,250 --> 00:10:26,250 مسلمانان قبل از من مقصرند 177 00:10:26,250 --> 00:10:29,250 سپس به دفاع از پرچم قوم خود شتافت 178 00:10:29,250 --> 00:10:31,250 تا اینکه حقش قطع شد 179 00:10:31,250 --> 00:10:33,250 پس پرچم را با دست چپ گرفت 180 00:10:33,250 --> 00:10:36,250 او برای آن جنگید تا اینکه دست چپش را قطع کرد 181 00:10:36,250 --> 00:10:39,250 پس پرچم را در آغوش گرفت 182 00:10:39,250 --> 00:10:42,250 بر آن استوار ماند تا جراحاتش سخت شد 183 00:10:42,250 --> 00:10:46,250 غرق در خون روی زمین افتاد 184 00:10:46,250 --> 00:10:49,500 و زمانی که نبرد به پایان رسید 185 00:10:49,500 --> 00:10:54,500 خالد بن ولید در مقابل سالم موکل ابوحذیفه ایستاد 186 00:10:54,500 --> 00:10:57,500 هنوز خواب آلود بود 187 00:10:57,500 --> 00:11:01,500 سالم به او گفت: خالد مسلمانان چه کرده اند؟ 188 00:11:01,500 --> 00:11:03,500 و او گفت 189 00:11:03,500 --> 00:11:05,500 خداوند به آنها پیروزی عطا کرد 190 00:11:05,500 --> 00:11:08,500 مسيلمه دروغگو آنها را كشت 191 00:11:08,500 --> 00:11:11,500 او سربازان و پیروان خود را شکست داد 192 00:11:11,500 --> 00:11:13,570 و او گفت 193 00:11:13,570 --> 00:11:15,570 برادرم ابوحذیفه چه کرد؟ 194 00:11:15,570 --> 00:11:17,600 و او گفت 195 00:11:17,600 --> 00:11:20,600 او بدون بازگشت به سوی پروردگارش رفت 196 00:11:20,600 --> 00:11:22,600 به شهادت رسید 197 00:11:22,600 --> 00:11:24,759 و او گفت 198 00:11:24,759 --> 00:11:26,759 در کنار او مرا غمگین کردند 199 00:11:26,759 --> 00:11:28,820 و او گفت 200 00:11:28,820 --> 00:11:31,820 آنجاست، جلوی پای شما پوشیده شده است 201 00:11:31,820 --> 00:11:34,820 همانطور که می گفت چشمانش را بست 202 00:11:34,820 --> 00:11:37,820 با هم اینجا ابوحذیفه 203 00:11:37,820 --> 00:11:40,820 و با هم آنجا، انشاء الله 204 00:11:40,820 --> 00:11:48,210 آخرین نفسش را کشید 205 00:11:48,210 --> 00:11:50,210 اگر سالم زنده بود 206 00:11:50,210 --> 00:11:53,590 بعد از من او را به مسئولیت منصوب کردم 207 00:11:53,590 --> 00:11:56,580 عمر بن الخطاب