WEBVTT

00:00:00.530 --> 00:00:03.529
توقف کنید

00:00:03.529 --> 00:00:08.529
با صحابه و علما و حق تعالی آشنا شد

00:00:11.720 --> 00:00:19.339
یک چالش جدید از طرف من

00:00:19.339 --> 00:00:21.440
من یکی از اصحاب هستم

00:00:21.440 --> 00:00:27.440
قبل از ورود پیامبر صلی الله علیه و آله به دارالارقم اسلام آوردم

00:00:27.440 --> 00:00:30.440
من یکی از مظلومین مکه بودم

00:00:30.440 --> 00:00:33.539
بنده طفیل بن الحارث بودم

00:00:33.539 --> 00:00:38.539
او مرا شکنجه می کرد تا در حالی که وحشت داشتم، دین خود را ترک کنم

00:00:38.539 --> 00:00:44.700
هنگامی که ابوبکر صدیق رضی الله عنه مرا دید که در عذاب هستم.

00:00:44.700 --> 00:00:47.700
او مرا خرید و آزادم کرد

00:00:47.700 --> 00:00:52.700
پس از آن من سرپرست او شدم و از گوسفندانش نگهداری کردم

00:00:52.700 --> 00:01:01.750
هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله و اصحابش ابوبکر رضی الله عنه به مدینه هجرت کردند.

00:01:01.750 --> 00:01:05.750
او سه شب در غار ثور پنهان می شود

00:01:05.750 --> 00:01:08.750
به طوری که مشرکان اثر خود را از دست می دهند

00:01:08.750 --> 00:01:11.750
پس من با گوسفندها نزد آنها می رفتم

00:01:11.750 --> 00:01:13.750
بنابراین من برای آنها دوشیدم

00:01:13.750 --> 00:01:17.750
و اگر عبدالله بن ابی بکر آنها را ترک کرد

00:01:17.750 --> 00:01:23.750
رد پای او را با گوسفند دنبال کردم تا جایی که رد پایش را پنهان کردم

00:01:23.750 --> 00:01:28.040
چون به یثرب رفت، من نیز با آنان بیرون رفتم

00:01:28.040 --> 00:01:32.040
من افتخار مهاجرت با آنها را داشتم

00:01:32.040 --> 00:01:35.040
بنابراین در جاده به آنها خدمت کردم

00:01:35.040 --> 00:01:43.040
ابوبکر رضی الله عنه با شترش پشت سرم به دنبال من بود تا به مدینه رسیدیم

00:01:43.040 --> 00:01:50.799
من شاهد جنگ بدر و احد با پیامبر صلی الله علیه و آله بودم

00:01:50.799 --> 00:01:53.799
در سال چهارم هجری

00:01:53.799 --> 00:01:56.799
حادثه بیر مائونا رخ داد

00:01:56.799 --> 00:01:58.799
جایی که پسر کفار خیانت کرد

00:01:58.799 --> 00:02:04.799
همه ما را کشتند جز عمر بن امیه رضی الله عنه

00:02:04.799 --> 00:02:08.800
آن که مرا کشت جبار بن سلمه بود

00:02:08.800 --> 00:02:11.800
با نیزه اش از پشت به من ضربه زد

00:02:11.800 --> 00:02:13.800
نیزه از بدنم گذشت

00:02:13.800 --> 00:02:16.800
پس گفتم: به پروردگار کعبه پیروز شدم.

00:02:16.800 --> 00:02:20.800
جبار گفت: با چه پیروز شد؟

00:02:20.800 --> 00:02:23.800
گفتند او بهشت را برد

00:02:23.800 --> 00:02:26.800
گفت: به خدا سوگند حق است.

00:02:26.800 --> 00:02:28.800
سپس بعد از آن اسلام آورد

00:02:28.800 --> 00:02:33.900
وقتی مردم، فرشتگان مرا به بهشت بردند

00:02:33.900 --> 00:02:36.900
مردم مرا بین زمین و آسمان دیدند

00:02:36.900 --> 00:02:40.930
سپس فرشتگان مرا روی زمین نشاندند

00:02:40.930 --> 00:02:43.930
بنابراین آنها به دنبال بدن من آمدند

00:02:43.930 --> 00:02:45.930
او را پیدا نکردند

00:02:45.930 --> 00:02:49.930
آنها فکر کردند که فرشتگان مرا دفن کرده اند

00:02:49.930 --> 00:02:56.479
من کی هستم؟

00:03:10.099 --> 00:03:15.099
جواب عامر بن فحیره رضی الله عنه است

00:03:23.099 --> 00:03:30.099
توقف کنید و از صحابه و علما و علما بیاموزید

00:03:34.099 --> 00:03:49.560
یک چالش جدی برای اینکه من هستم

00:03:49.560 --> 00:03:54.560
من از صحابه و علما و بزرگواران هستم

00:03:54.560 --> 00:03:58.560
من از صحابه و علما و بزرگواران هستم

00:03:59.560 --> 00:04:03.960
من کی هستم؟

00:04:03.960 --> 00:04:07.960
من از اصحاب سید بنی مدلیج هستم

00:04:07.960 --> 00:04:10.960
یکی از بزرگان قبیله کنانا

00:04:10.960 --> 00:04:15.150
او به خاطر شعر و داستان سرایی اش شهرت داشت

00:04:15.150 --> 00:04:18.149
و برای حاکمیت و افتخارم در میان مردمم

00:04:18.149 --> 00:04:20.149
اعراب به من احترام می گذاشتند

00:04:20.149 --> 00:04:24.279
هنگامی که قریش خواستند به سوی بدر بروند

00:04:24.279 --> 00:04:28.279
می ترسیدند بنی بکر از پشت سرشان به سراغشان بیاید

00:04:28.279 --> 00:04:33.279
در دوران جاهلیت بین قریش و بنی بکر اختلافاتی وجود داشت

00:04:33.279 --> 00:04:36.279
تمایل داشتند بیرون نروند

00:04:36.279 --> 00:04:40.279
اما شیطان در تصویر من برای آنها ظاهر شد

00:04:40.279 --> 00:04:41.279
و به آنها گفت

00:04:41.279 --> 00:04:48.279
من تو را حفظ می کنم که مبادا بنی بکر با چیزی که از آن متنفری پشت سرت به سراغت بیاید

00:04:48.279 --> 00:04:52.279
پس به جبهه های جنگ خود در بدر رفتند

00:04:52.279 --> 00:04:57.399
و چون پیامبر صلی الله علیه و آله بیرون آمد

00:04:57.399 --> 00:05:02.399
یارانش ابوبکر رضی الله عنه از مکه برای هجرت بود.

00:05:02.399 --> 00:05:07.399
قریش بر هر کدام دیه گذاشتند

00:05:07.399 --> 00:05:09.399
برای کسانی که او را کشتند یا اسیر کردند

00:05:09.399 --> 00:05:15.589
در حالی که در یکی از مجالس قوم بنی مدلیج نشسته بودم

00:05:15.589 --> 00:05:18.589
وقتی مردی از میان آنها نزدیک شد

00:05:18.589 --> 00:05:21.589
تا اینکه مقابل ما ایستاد و گفت

00:05:21.589 --> 00:05:25.589
من یک بینی سیاه در ساحل دیده ام

00:05:25.589 --> 00:05:28.620
من آن را مانند محمد و یارانش می بینم

00:05:28.620 --> 00:05:30.620
بنابراین می دانستم که آنها هستند

00:05:30.620 --> 00:05:33.620
گفتم آنها نبودند

00:05:33.620 --> 00:05:37.620
اما فلانی و فلانی را دیدی

00:05:37.620 --> 00:05:39.620
با چشمانمان بردار

00:05:39.620 --> 00:05:42.720
بعد یک ساعت در شورا ماندم

00:05:42.720 --> 00:05:45.720
سپس بلند شدم و وارد خانه ام شدم

00:05:45.720 --> 00:05:49.720
پس به خدمتکارم دستور دادم با اسبم از پشت خانه بیرون بیاید

00:05:49.720 --> 00:05:51.720
پس تو اونو روی من حبس میکنی

00:05:51.720 --> 00:05:54.720
نیزه ام را با خودم بردم

00:05:54.720 --> 00:05:57.720
بنابراین من آن را از پشت خانه استخراج کردم

00:05:57.720 --> 00:06:00.720
تا اینکه اسبم را گرفتم و سوارش شدم

00:06:00.720 --> 00:06:03.720
بنابراین راه افتادم تا به آنها نزدیک شدم

00:06:03.720 --> 00:06:05.720
پس من سوار اسبم شدم

00:06:05.720 --> 00:06:07.720
بنابراین او از آن افتاد

00:06:07.720 --> 00:06:11.720
پس از جا بلند شدم و دستم را روی کتکم پایین آوردم

00:06:11.720 --> 00:06:14.720
بنابراین من فلش ها را از آن استخراج کردم

00:06:14.720 --> 00:06:18.720
بنابراین من آن را تقسیم کردم که آیا به آنها آسیب می رساند یا نه

00:06:18.720 --> 00:06:20.720
پس اونی که ازش متنفرم رفت

00:06:20.720 --> 00:06:23.720
پس سوار اسبم شدم و از مأموران سرپیچی کردم

00:06:23.720 --> 00:06:25.720
بنابراین به آنها نزدیک شدم

00:06:25.720 --> 00:06:30.720
تا اینکه قرائت رسول خدا صلی الله علیه و آله را شنیدم

00:06:30.720 --> 00:06:32.720
و او نمی چرخد

00:06:32.720 --> 00:06:35.720
ابوبکر بسیار توجه دارد

00:06:35.720 --> 00:06:39.720
سپس دستان اسبم در زمین فرو رفت

00:06:39.720 --> 00:06:41.720
تا اینکه به زانو رسید

00:06:41.720 --> 00:06:43.720
بنابراین او از آن افتاد

00:06:43.720 --> 00:06:45.720
سپس او را سرزنش کردم

00:06:45.720 --> 00:06:49.720
از جایش بلند شد و به سختی دست هایش را بیرون آورد

00:06:49.720 --> 00:06:51.720
من لیستی نداشتم

00:06:51.720 --> 00:06:55.720
سپس آثار دستانش گرد و غباری درخشان در آسمان به جا گذاشت

00:06:55.720 --> 00:06:57.720
مثل دود

00:06:57.720 --> 00:06:59.720
بنابراین من آن را با فلش تقسیم کردم

00:06:59.720 --> 00:07:02.720
پس اونی که ازش متنفرم رفت

00:07:02.720 --> 00:07:04.720
بنابراین آنها را به مکان امن فرا خواندم

00:07:04.720 --> 00:07:06.720
بنابراین آنها متوقف شدند

00:07:06.720 --> 00:07:09.720
پس بر اسبم سوار شدم تا به آنها رسیدم

00:07:09.720 --> 00:07:14.720
وقتی زندانی را که از آنها تجربه کردم، به من تعجب کرد

00:07:14.720 --> 00:07:19.720
که امر رسول خدا صلی الله علیه و آله آشکار شود

00:07:19.720 --> 00:07:20.720
پس به او گفتم

00:07:20.720 --> 00:07:24.720
مردم شما قربانی شده اند

00:07:24.720 --> 00:07:28.720
من به آنها خبر دادم که مردم از آنها چه می خواهند

00:07:28.720 --> 00:07:31.720
من به آنها غذا و لوازم عرضه کردم

00:07:31.720 --> 00:07:34.720
چیزی از من نگرفتند

00:07:34.720 --> 00:07:36.720
از من نپرسیدند

00:07:36.720 --> 00:07:38.720
جز این که گفت

00:07:38.720 --> 00:07:40.720
ما را بترسان

00:07:40.720 --> 00:07:43.720
بنابراین از او خواستم تا برایم نامه امنیتی بنویسد

00:07:43.720 --> 00:07:45.720
پس عامر بن فحیره دستور داد

00:07:45.720 --> 00:07:49.720
بنابراین او روی یک تکه کاغذ برای من نوشت

00:07:49.720 --> 00:07:55.620
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم رهسپار شد

00:07:55.620 --> 00:07:58.620
زمانی که خداوند مکه را برای رسولش فتح کرد

00:07:58.620 --> 00:08:01.620
حنین و طائف را تمام کرد

00:08:01.620 --> 00:08:04.620
من با کتاب بیرون رفتم تا آن را بدهم

00:08:04.620 --> 00:08:06.620
تا اینکه به او نزدیک شدم

00:08:06.620 --> 00:08:08.620
او بر شتر خود است

00:08:08.620 --> 00:08:11.620
پس دستم را با کتاب بالا بردم

00:08:11.620 --> 00:08:13.620
سپس عرض کردم یا رسول الله

00:08:13.620 --> 00:08:16.620
این کتاب شما برای من است

00:08:16.620 --> 00:08:19.620
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:08:19.620 --> 00:08:22.620
این روز وفاداری و عدالت است

00:08:22.620 --> 00:08:25.620
پس نزد او رفتم و اسلام آوردم

00:08:25.620 --> 00:08:27.779
من کی هستم؟

00:08:27.779 --> 00:08:42.049
او اگر می خواست از رسول خدا صلی الله علیه و آله خلاص شود، پیروی کرد

00:08:42.049 --> 00:08:46.289
پاسخ

00:08:46.289 --> 00:08:49.289
سورقا بن مالک رضی الله عنه

00:08:49.289 --> 00:08:54.580
رفتند و سوالی در ذهنم انداختند

00:08:54.580 --> 00:09:00.580
آیا ستاره ای مانند آنها در آسمان و تپه های آن وجود دارد؟

00:09:00.580 --> 00:09:05.580
آنها زندگی خود را پر از غرور در اعمال خود کردند

00:09:05.580 --> 00:09:10.580
و دنیای رویاها برایشان زیبا شد

00:09:10.580 --> 00:09:21.639
توقف کنید

00:09:21.639 --> 00:09:25.639
با صحابه و علما و حق تعالی آشنا شد

00:09:25.639 --> 00:09:29.889
یک مثال خوب، جوجه مرغ است

00:09:29.889 --> 00:09:32.889
چالش جدی

00:09:32.889 --> 00:09:37.419
من کی هستم؟

00:09:37.419 --> 00:09:41.419
من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم

00:09:41.419 --> 00:09:43.419
از اکو

00:09:43.419 --> 00:09:48.610
و یک پژواک زنده از یمن از منطقه البیضاء

00:09:48.610 --> 00:09:51.610
می دانستم که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:09:51.610 --> 00:09:54.610
او برای ما لشکری فرستاده است

00:09:54.610 --> 00:09:56.610
پس با عجله به سمتش رفتم

00:09:56.610 --> 00:09:58.610
پس در اسلام با او بیعت کردم

00:09:58.610 --> 00:10:01.610
و گفتم یا رسول الله

00:10:01.610 --> 00:10:05.610
ارتش را تکرار می کنم و با اسلام ملی مال شما هستم

00:10:05.610 --> 00:10:07.610
و از آنها اطاعت کنید

00:10:07.610 --> 00:10:10.610
او آنها را پس فرستاد، بنابراین من برای آنها نامه نوشتم

00:10:10.610 --> 00:10:15.610
آنان مسلمان نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدند

00:10:15.610 --> 00:10:19.610
رسول خدا صلی الله علیه و آله به من فرمود

00:10:19.610 --> 00:10:21.610
ای برادر سادا

00:10:21.610 --> 00:10:24.610
شما مورد اطاعت مردم خود هستید

00:10:24.610 --> 00:10:25.610
پس گفتم

00:10:25.610 --> 00:10:27.610
بلکه او خداست

00:10:27.610 --> 00:10:29.610
آنها را به اسلام هدایت کرد

00:10:29.610 --> 00:10:33.539
ایشان رضی الله عنه فرمودند

00:10:33.539 --> 00:10:36.539
آیا شما را بر آنها امر نکنم؟

00:10:36.539 --> 00:10:39.539
گفتم: آری یا رسول الله.

00:10:39.539 --> 00:10:43.539
پس نامه ای به من نوشت و در آن به من دستور داد

00:10:43.539 --> 00:10:44.570
پس گفتم

00:10:44.570 --> 00:10:46.570
ای رسول خدا

00:10:46.570 --> 00:10:49.570
مقداری از خیریه آنها را به من بدهید

00:10:49.570 --> 00:10:51.570
گفت بله

00:10:51.570 --> 00:10:53.570
بنابراین او کتاب دیگری برای من نوشت

00:10:53.570 --> 00:10:56.570
این در برخی از سفرهای او بود

00:10:56.570 --> 00:11:01.759
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل شد

00:11:01.759 --> 00:11:04.759
اهل آن خانه نزد او آمدند

00:11:04.759 --> 00:11:06.759
آنها از کارگر خود شکایت دارند

00:11:06.759 --> 00:11:08.759
و می گویند

00:11:08.759 --> 00:11:14.889
ما چیزی را گرفتیم که در زمان جاهلیت بین ما و قوم او بود

00:11:14.889 --> 00:11:17.889
ایشان رضی الله عنه فرمودند

00:11:17.889 --> 00:11:21.919
در امارت برای مرد مؤمن خیری نیست

00:11:21.919 --> 00:11:23.919
سپس دیگری نزد او آمد و گفت

00:11:23.919 --> 00:11:25.919
ای رسول خدا

00:11:25.919 --> 00:11:27.919
به من بده

00:11:27.919 --> 00:11:30.919
ایشان رضی الله عنه فرمودند

00:11:30.919 --> 00:11:33.919
چه کسی از مردم در مورد پشت سر آواز پرسید؟

00:11:33.919 --> 00:11:36.919
سردرد است

00:11:36.919 --> 00:11:38.919
بیماری شکم

00:11:38.919 --> 00:11:44.100
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:11:44.100 --> 00:11:46.100
از اول شب راه افتاد

00:11:46.100 --> 00:11:49.100
پس به او چسبیدم و به او نزدیک شدم

00:11:49.100 --> 00:11:53.100
تا اینکه جز من هیچکس کنارش نماند

00:11:53.100 --> 00:11:56.100
وقت نماز صبح شد

00:11:56.100 --> 00:11:59.100
بلال رضی الله عنه دیر آمد

00:11:59.100 --> 00:12:03.100
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله به من دستور داد

00:12:03.100 --> 00:12:05.299
پس اجازه دادم

00:12:05.299 --> 00:12:07.299
وقتی وقت نماز فرا رسید

00:12:07.299 --> 00:12:10.299
بلال می خواست بماند

00:12:10.299 --> 00:12:14.299
رسول خدا صلی الله علیه و آله به او فرمود

00:12:14.299 --> 00:12:17.299
من بیماری گوش دارم

00:12:17.299 --> 00:12:20.299
و هر که اجازه دهد می ماند

00:12:20.299 --> 00:12:22.299
پس نماز را ادامه دادم

00:12:22.299 --> 00:12:26.299
وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله نماز را تمام کرد

00:12:26.299 --> 00:12:29.299
آن دو کتاب را برایش آوردم

00:12:29.299 --> 00:12:31.299
پس گفتم یا رسول الله

00:12:31.299 --> 00:12:34.299
این را از من دریغ کن

00:12:34.299 --> 00:12:36.299
از من دلیلش را پرسید

00:12:36.299 --> 00:12:39.299
پس گفتم وقتی شما را شنیدم از امارت گفتید

00:12:39.299 --> 00:12:43.299
و بیهوده از مردم سوال می کند

00:12:43.299 --> 00:12:45.360
پس او مرا عذرخواهی کرد

00:12:45.360 --> 00:12:46.360
و او گفت

00:12:46.360 --> 00:12:50.360
مردی را به من نشان بده که بتوانم او را بر تو فرمان دهم

00:12:50.360 --> 00:12:54.360
بنابراین او را به مردی از هیئتی که نزد او آمده بود راهنمایی کردم

00:12:54.360 --> 00:12:58.379
پس به آنها فرمان داد

00:12:58.379 --> 00:13:00.379
سپس عرض کردم یا رسول الله

00:13:00.379 --> 00:13:02.379
ما یک چاه داریم

00:13:02.379 --> 00:13:04.379
اگر زمستان است

00:13:04.379 --> 00:13:06.379
آب آن را گسترش دادیم

00:13:06.379 --> 00:13:08.379
و ما در آن ملاقات کردیم

00:13:08.379 --> 00:13:10.379
و اگر تابستان باشد

00:13:10.379 --> 00:13:12.379
بگو آبش

00:13:12.379 --> 00:13:15.379
بنابراین ما روی آبهای اطرافمان پراکنده شدیم

00:13:15.379 --> 00:13:18.379
حالا که اسلام آوردیم

00:13:18.379 --> 00:13:21.379
و همه اطرافیان ما دشمن هستند

00:13:21.379 --> 00:13:24.379
پس از خدا برای ما در چاه ما دعا کنید

00:13:24.379 --> 00:13:26.379
آب آن می تواند برای ما کافی باشد

00:13:26.379 --> 00:13:29.379
ما با هم می آییم و از هم جدا نمی شویم

00:13:29.379 --> 00:13:32.480
پس ندا داد که درود خدا بر او باد

00:13:32.480 --> 00:13:34.480
با هفت سنگریزه

00:13:34.480 --> 00:13:37.480
با دست آنها را لمس کرد و برایشان دعا کرد

00:13:37.480 --> 00:13:39.480
سپس گفت

00:13:39.480 --> 00:13:42.480
با این سنگریزه ها برو

00:13:42.480 --> 00:13:44.480
وقتی به چاه می آیی

00:13:44.480 --> 00:13:47.480
پس آنها را یکی یکی در آن انداختند

00:13:47.480 --> 00:13:49.480
و خدا را یاد کن

00:13:49.480 --> 00:13:52.480
بنابراین ما آنچه را که به ما گفت انجام دادیم

00:13:52.480 --> 00:13:54.480
بعد از آن نتوانستیم این کار را انجام دهیم

00:13:54.480 --> 00:13:56.480
برای نگاه کردن به ته چاه

00:13:56.480 --> 00:13:59.580
از آب فراوانش

00:13:59.580 --> 00:14:03.210
من کی هستم؟

00:14:03.210 --> 00:14:06.970
بهترین مثال القفان است

00:14:08.639 --> 00:14:11.669
اگر رسول تلاش کرد از او پیروی کنید

00:14:11.669 --> 00:14:18.279
اینو آب بده

00:14:18.279 --> 00:14:22.279
پاسخ زیاد بن الحارث السدایی است

00:14:22.279 --> 00:14:24.279
خداوند از او راضی باشد

00:14:24.279 --> 00:14:29.279
رفتند و سوالی در ذهنم انداختند

00:14:29.279 --> 00:14:34.279
آیا ستاره ای مانند آنها در آسمان و تپه های آن وجود دارد؟

00:14:34.279 --> 00:14:39.279
زندگی خود را پر از غرور کردند

00:14:39.279 --> 00:14:44.279
و دنیای رویاها برایشان زیبا شد

00:14:44.279 --> 00:14:53.299
توقف کنید

00:14:53.299 --> 00:14:57.299
با صحابه و علما و حق تعالی آشنا شد

00:14:57.299 --> 00:15:01.460
بهترین نمونه های قرن ها

00:15:01.460 --> 00:15:03.460
چالش جدی

00:15:03.460 --> 00:15:05.460
من کی هستم؟

00:15:05.460 --> 00:15:11.299
من از صحابه جوان هستم

00:15:11.299 --> 00:15:13.370
از انصار

00:15:13.370 --> 00:15:17.370
من به دست مصعب بن عمیر رضی الله عنه اسلام آوردم

00:15:17.370 --> 00:15:24.399
من شاهد بدر و احد بودم و همه صحنه ها با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود.

00:15:24.399 --> 00:15:29.399
من از معدود کسانی بودم که در روز حنین بر او ثابت قدم ماندم

00:15:29.399 --> 00:15:35.330
روزی از کنار رسول خدا صلی الله علیه و آله گذشتم

00:15:35.330 --> 00:15:38.330
و جبرئیل علیه السلام با او بود

00:15:38.330 --> 00:15:41.330
پس سلام کردم و رفتم

00:15:41.330 --> 00:15:43.389
سپس جبرئیل رفت

00:15:43.389 --> 00:15:45.389
وقتی برگشتم

00:15:45.389 --> 00:15:49.389
پیامبر صلی الله علیه و آله به من گفت

00:15:49.389 --> 00:15:52.389
دیدی کی با من بود؟

00:15:52.389 --> 00:15:54.389
گفتم بله

00:15:54.389 --> 00:15:57.389
گفت: جبرئیل است.

00:15:57.389 --> 00:16:01.350
درود بر شما باد

00:16:01.350 --> 00:16:07.480
من خانه هایی نزدیک خانه پیامبر صلی الله علیه و آله داشتم

00:16:07.480 --> 00:16:12.480
هر بار بود که پیامبر صلی الله علیه و آله ازدواج می کرد

00:16:12.480 --> 00:16:15.480
یکی از خانه هایش را به او دادم

00:16:15.480 --> 00:16:19.480
تا اینکه پیامبر صلی الله علیه و آله به من گفت

00:16:19.480 --> 00:16:25.480
من از آنچه در مورد خانه های خود به ما می پردازید شرم دارم

00:16:25.480 --> 00:16:30.409
در اواخر عمرم بینایی ام را از دست دادم

00:16:30.409 --> 00:16:35.409
پس از نمازخانه تا در خانه ام ریسمانی درست کردم

00:16:35.409 --> 00:16:40.500
مخلوطی از خرما و چیزهای دیگر را با خود گذاشتم

00:16:40.500 --> 00:16:43.500
پس چون به فقیر سلام کرد،

00:16:43.500 --> 00:16:45.500
از آن خرما گرفت

00:16:45.500 --> 00:16:47.500
سپس با نخ دندان راه می روم

00:16:47.500 --> 00:16:50.500
تا به درب خانه برسم

00:16:50.500 --> 00:16:53.629
پس آن را به دست مرد فقیر می دهم

00:16:53.629 --> 00:16:55.629
بنابراین خانواده من می گفتند

00:16:55.629 --> 00:17:00.629
ما تو را بس است و صدقه ات را به فقرا برسان

00:17:00.629 --> 00:17:03.629
پس از آن خودداری می کنم و می گویم:

00:17:03.629 --> 00:17:08.630
من مشتاق هستم که تمام خوبی ها و پاداش ها را درک کنم

00:17:08.630 --> 00:17:13.430
ضمناً با مادرم خیلی مهربان بودم

00:17:13.430 --> 00:17:17.430
پیامبر صلی الله علیه و آله صدای مرا شنید

00:17:17.430 --> 00:17:20.430
من در بهشت قرآن می خوانم

00:17:20.430 --> 00:17:22.430
و او گفت

00:17:22.430 --> 00:17:24.430
عدالت هم همینطور

00:17:24.430 --> 00:17:26.430
عدالت هم همینطور

00:17:26.430 --> 00:17:34.319
من کی هستم؟

00:17:45.490 --> 00:17:48.029
پاسخ

00:17:48.029 --> 00:17:51.029
حارثه بن النعمان رضی الله عنه

00:17:51.029 --> 00:17:56.029
رفتند و سوالی در ذهنم انداختند

00:17:56.029 --> 00:18:01.029
آیا ستاره ای مانند آنها در آسمان و تپه های آن وجود دارد؟

00:18:01.029 --> 00:18:06.029
آنها زندگی خود را پر از غرور در اعمال خود کردند

00:18:06.029 --> 00:18:12.029
و دنیای رویاها برایشان زیبا شد

00:18:12.029 --> 00:18:22.950
توقف کن و از صحابه و علما و حق تعالی یاد کن

00:18:22.950 --> 00:18:31.140
یک چالش جدی برای اینکه من هستم

00:18:31.140 --> 00:18:36.930
من یکی از همراهان جوان هستم

00:18:36.930 --> 00:18:42.059
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نه سال از دنیا رفت

00:18:42.059 --> 00:18:46.250
من از بزرگان و بزرگان قریش بودم

00:18:46.250 --> 00:18:49.250
و علمای ستوده آن

00:18:49.250 --> 00:18:52.250
پدربزرگ من از رهبران قریش بود

00:18:52.250 --> 00:18:55.250
او را داتاج می نامند

00:18:55.250 --> 00:18:57.279
چون هوا تاریک بود

00:18:57.279 --> 00:19:00.279
هیچ کس در آن روز کم نور نخواهد بود

00:19:00.279 --> 00:19:03.279
مثل عمامه اش به احترام او

00:19:03.279 --> 00:19:07.440
پدرم از سران قریش بود

00:19:07.440 --> 00:19:10.440
و یکی از بزرگترین آنها

00:19:10.440 --> 00:19:13.440
او در جنگ بدر با مشرکان جنگید

00:19:13.440 --> 00:19:15.440
پس کافر کشته شد

00:19:15.440 --> 00:19:20.440
او در خانه عثمان بن عفان رضی الله عنه رشد کرد

00:19:20.440 --> 00:19:22.440
پس سخاوت را از او آموختم

00:19:22.440 --> 00:19:25.440
من بدهی را از او گرفتم

00:19:25.440 --> 00:19:28.619
من شخصیت خوبی داشتم

00:19:28.619 --> 00:19:30.619
تخت خوب

00:19:30.619 --> 00:19:32.619
خیلی مهربون

00:19:32.619 --> 00:19:35.619
تا اینکه به عنوان سخاوتمندترین عرب شناخته شدم

00:19:35.619 --> 00:19:40.660
من اغلب جمعه ها دوستانم را دور هم جمع می کردم

00:19:40.660 --> 00:19:43.660
پس به آنها غذا داد و لباس پوشاند

00:19:43.660 --> 00:19:48.660
هدایا و عتیقه جات به خانه هایشان می فرستاد

00:19:48.660 --> 00:19:50.660
و من رشته ها را می بستم

00:19:50.660 --> 00:19:56.660
پس آن را به دست کسانی که در مسجد حاجت می‌خوانند، می‌سپارم

00:19:56.660 --> 00:20:02.619
یک روز در برخی از جاده های شهر درخواست آب کردم

00:20:02.619 --> 00:20:06.650
مردی از خانه اش برایم آب آورد و من نوشیدم

00:20:06.650 --> 00:20:11.680
بعد دیدم این مرد خانه اش را برای فروش گذاشته است

00:20:11.680 --> 00:20:14.680
پس از او پرسیدم چرا خانه ات را فروختی؟

00:20:14.680 --> 00:20:16.680
و او گفت

00:20:16.680 --> 00:20:20.680
من چهار هزار دینار بدهی دارم

00:20:20.680 --> 00:20:23.779
پس نزد رقیبش فرستادم و گفتم:

00:20:23.779 --> 00:20:25.779
او مال تو علی است

00:20:25.779 --> 00:20:28.779
به صاحب خانه گفتم

00:20:28.779 --> 00:20:32.019
از خانه خود لذت ببرید

00:20:32.019 --> 00:20:38.019
من با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شبیه ریش مردم بودم.

00:20:38.019 --> 00:20:41.119
من در میان دوازده مرد بودم

00:20:41.119 --> 00:20:47.119
کسانی که قرآن را استخراج می کنند، آموزش می دهند و می نویسند

00:20:47.150 --> 00:20:53.150
آنجا که عثمان بن عفان رضی الله عنه از نوشتن قرآن پشیمان شد.

00:20:53.150 --> 00:20:58.150
زبان عربی قرآن بر زبان من استوار شد

00:20:58.150 --> 00:21:04.150
زیرا من از نظر لحن آنها را به رسول خدا صلی الله علیه و آله تشبیه کردم

00:21:04.150 --> 00:21:06.539
من کی هستم؟

00:21:06.539 --> 00:21:29.779
جواب سعید بن العاص رضی الله عنه است

00:21:45.779 --> 00:22:07.059
توقف کنید و از صحابه و علما و علما بیاموزید

00:22:07.059 --> 00:22:14.059
یک چالش جدی برای اینکه من هستم

00:22:14.059 --> 00:22:22.549
من یکی از شجاع ترین و کشنده ترین اصحاب قبل از اسلام هستم

00:22:22.549 --> 00:22:25.650
او به نبوغ و شجاعت مشهور بود

00:22:25.650 --> 00:22:29.650
او در میان اعراب به سختگیری و بی رحمی شهرت داشت

00:22:29.650 --> 00:22:33.900
ابوسفیان بادیه نشینان را به مدینه فرستاد

00:22:33.900 --> 00:22:37.900
برای ترور پیامبر صلی الله علیه و آله

00:22:37.900 --> 00:22:41.900
پس خداوند پیامبرش و بادیه نشینان را به اسلام درود فرست

00:22:41.900 --> 00:22:46.930
پس پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم او را به راه خود رها کند

00:22:46.930 --> 00:22:50.930
سپس به من و سلمه بن اسلم گفت

00:22:50.930 --> 00:22:54.930
بیرون بروید تا نزد ابوسفیان بن حرب در مکه بیایید

00:22:55.930 --> 00:22:59.930
اگر او را غافلگیر کردید، او را بکشید

00:22:59.930 --> 00:23:05.019
پس من و دوستم بیرون رفتیم تا به مکانی نزدیک مکه رسیدیم

00:23:05.019 --> 00:23:10.019
پس سوارهای خود را بستیم و شبانه وارد مکه شدیم

00:23:10.019 --> 00:23:15.019
مردی را دیدیم که مرا شناخت و به مردم مکه گفت

00:23:15.019 --> 00:23:19.019
گفت: اینها به خیر نیامدند

00:23:19.019 --> 00:23:22.019
مردم در درخواست ما جمع شدند

00:23:22.019 --> 00:23:28.019
بنابراین من و دوستم فرار کردیم تا اینکه به غاری در کوه پناه بردیم

00:23:28.019 --> 00:23:33.150
پس آمدند در کوه به دنبال ما گشتند، اما ما را نیافتند

00:23:33.150 --> 00:23:37.150
فردای آن روز یکی از مشرکان آمد

00:23:37.150 --> 00:23:41.150
او برای اسبش در نزدیکی لور علف می چراند

00:23:41.150 --> 00:23:45.150
پس نزد او رفتم، او را با چاقو زدم و وارد غار شدم

00:23:45.150 --> 00:23:49.150
دو شب در محل خود ماندیم و سپس راه افتادیم

00:23:50.150 --> 00:23:57.220
دوستم گفت: آیا می خواهی خوبب بن عدی را زیارت کنیم؟

00:23:57.220 --> 00:24:00.220
به او گفتم کجاست

00:24:00.220 --> 00:24:04.220
گفت: او را به صلیب کشیدند، در محاصره نگهبانان

00:24:04.220 --> 00:24:08.220
پس گفتم: به من صبر بده و مرا رها کن.

00:24:08.220 --> 00:24:13.220
اگر از چیزی می ترسی، نزد شتر خود برو و بر آن بنشین

00:24:13.220 --> 00:24:18.220
رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و این خبر را به او گفت

00:24:18.220 --> 00:24:24.690
مرا تنها بگذار، زیرا من راه شهر را می دانم

00:24:24.690 --> 00:24:27.690
سپس نزد خبیب رضی الله عنه رفتم

00:24:27.690 --> 00:24:30.690
او مرده بود و روی درختی مصلوب شد

00:24:30.690 --> 00:24:33.690
نگهبانان اطرافش خواب بودند

00:24:33.690 --> 00:24:36.690
پس او را بر پشتم حمل کردم

00:24:36.690 --> 00:24:39.690
وقتی کمی از آنها فاصله گرفتم

00:24:39.690 --> 00:24:43.690
آنها بیدار شدند و به دنبال من رفتند

00:24:43.690 --> 00:24:47.690
پس خبیب را بر زمین انداختم و هیزم را از او جدا کردم

00:24:47.690 --> 00:24:52.690
سپس خاک بر آن ریختم و راه صفرا را در پیش گرفتم

00:24:52.690 --> 00:24:57.690
مشرکان نتوانستند به من برسند و برگشتند

00:24:57.690 --> 00:25:02.750
ادامه دادم تا جایی به نام الغامیم مشرف شدم

00:25:02.750 --> 00:25:07.750
پس با کمان و تیر و خنجر وارد غاری شدم

00:25:07.750 --> 00:25:09.750
در حالی که من در آن هستم

00:25:09.750 --> 00:25:12.750
سپس مردی از بنی بکر آمد

00:25:12.750 --> 00:25:16.750
پس وارد غار شد و گفت: آن مرد کیست؟

00:25:16.750 --> 00:25:19.750
گفتم: مردی از بنی بکر

00:25:19.750 --> 00:25:23.750
گفت: من از بنی بکر هستم.

00:25:23.750 --> 00:25:28.849
سپس خم شد و صدایش را بلند کرد و آواز خواند و گفت

00:25:28.849 --> 00:25:31.849
تا زنده هستی مسلمان نیستی

00:25:31.849 --> 00:25:35.849
من دین مسلمانان را محکوم نمی کنم

00:25:35.849 --> 00:25:37.980
پس با خودم گفتم

00:25:37.980 --> 00:25:40.980
به خدا من امیدوارم که تو را بکشم

00:25:40.980 --> 00:25:44.980
وقتی خوابش برد، نزد او رفتم و او را کشتم

00:25:44.980 --> 00:25:46.980
بعد رفتم بیرون

00:25:46.980 --> 00:25:49.980
وقتی به شهر نزدیک شدم

00:25:49.980 --> 00:25:51.980
چون من دو پا دارم

00:25:51.980 --> 00:25:55.980
قریش آنها را برای جاسوسی از اخبار فرستادند

00:25:55.980 --> 00:25:58.980
پس به آنها گفتم اسیر باشید

00:25:58.980 --> 00:26:00.980
یکی از آنها را رد کرد

00:26:00.980 --> 00:26:02.980
پس او را انداختم و کشتم

00:26:02.980 --> 00:26:06.980
وقتی آن مرد دیگر را دید، اسیر شد

00:26:06.980 --> 00:26:09.980
بنابراین او را قوی کردم

00:26:09.980 --> 00:26:13.980
سپس او را نزد پیامبر صلی الله علیه و آله بردم

00:26:13.980 --> 00:26:15.980
خبرم را به او گفتم

00:26:15.980 --> 00:26:19.980
پیامبر صلی الله علیه و آله خندید

00:26:19.980 --> 00:26:21.980
او به من زنگ زد خوب

00:26:21.980 --> 00:26:24.420
من کی هستم؟

00:26:24.420 --> 00:26:29.440
بهترین های قفان و متا

00:26:29.440 --> 00:26:38.470
هنگامی که رسول تلاش می کند یا آب می دهد، از او پیروی کنید

00:26:38.470 --> 00:26:45.519
جواب عمر بن امیه الضمری رضی الله عنه است

00:26:45.519 --> 00:26:50.519
رفتند و سوالی در وجدانم انداختند

00:26:51.519 --> 00:26:56.519
آیا ستاره ای مانند آنها در آسمان و تپه های آن وجود دارد؟

00:26:56.519 --> 00:27:01.519
آنها زندگی خود را پر از غرور در اعمال خود کردند

00:27:01.519 --> 00:27:06.519
و دنیای رویاها برایشان زیبا شد

00:27:06.519 --> 00:27:14.829
توقف کنید

00:27:14.829 --> 00:27:19.829
با صحابه و علما و علما آشنا شد

00:27:23.890 --> 00:27:25.890
چالش جدید

00:27:25.890 --> 00:27:27.890
من کی هستم؟

00:27:27.890 --> 00:27:34.640
من از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هستم

00:27:34.640 --> 00:27:36.640
از مردم یمن

00:27:36.640 --> 00:27:39.640
من در سال هفتم هجری اسلام آوردم

00:27:39.640 --> 00:27:43.640
به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله تمسک کرد

00:27:43.640 --> 00:27:47.640
من با او به خانه همسرانش می روم و به او خدمت می کنم

00:27:47.640 --> 00:27:49.640
هجوم می کنم و با او حج می کنم

00:27:49.640 --> 00:27:51.640
و من پشت سرش دعا می کنم

00:27:51.640 --> 00:27:55.769
تا اینکه به گفتار او بیشتر آگاه شدم

00:27:55.769 --> 00:27:57.769
و تو مرد فقیری بودی

00:27:57.769 --> 00:28:01.769
یاران رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:28:01.769 --> 00:28:03.769
تا شکمم پر بشه

00:28:03.769 --> 00:28:06.859
یک روز با ما صحبت کرد و گفت:

00:28:06.859 --> 00:28:11.859
چه کسی جامه اش را پهن می کند تا من مقاله ام را کامل کنم؟

00:28:11.859 --> 00:28:13.859
سپس وقتی او را گرفت

00:28:13.859 --> 00:28:17.859
او هرگز چیزی را که از من شنیده بود فراموش نکرد

00:28:17.859 --> 00:28:18.859
پس گفتم

00:28:18.859 --> 00:28:20.859
من هستم ای رسول خدا

00:28:20.859 --> 00:28:22.859
و لباسم را پهن کردم

00:28:22.859 --> 00:28:25.859
سوگند به کسی که او را به حق فرستاد

00:28:25.859 --> 00:28:29.859
هیچ وقت چیزی را که از او شنیدم فراموش نکردم

00:28:29.859 --> 00:28:32.980
و من وقتم را گرفته ام

00:28:32.980 --> 00:28:35.980
با مردم فقیر صوفیه

00:28:35.980 --> 00:28:39.980
از گرسنگی بین قبر و منبر دست و پنجه نرم می کردم

00:28:39.980 --> 00:28:43.980
او حتی مرا دیوانه خطاب می کند

00:28:43.980 --> 00:28:46.049
من نیاز را برآورده کرده ام

00:28:46.049 --> 00:28:49.049
من حتی به زمین وابسته هستم

00:28:49.049 --> 00:28:54.460
حتی اگر از گرسنگی سنگی بر شکمم بگذارم

00:28:54.460 --> 00:28:57.460
یک روز سر راه مردم نشستم

00:28:57.460 --> 00:29:00.460
سپس ابوبکر رضی الله عنه از من گذشت

00:29:00.460 --> 00:29:04.460
پس از او درباره آیه ای از کتاب خدا پرسیدم

00:29:04.460 --> 00:29:08.460
فقط از او می خواهم که مرا برای خوردن غذا دعوت کند

00:29:08.460 --> 00:29:12.500
او به من پاسخ داد و برای نیاز من کوتاه نیامد

00:29:12.500 --> 00:29:15.589
عمر رضی الله عنه از آنجا گذشت

00:29:15.589 --> 00:29:16.589
پس از او پرسیدم

00:29:16.589 --> 00:29:20.589
او جواب من را داد اما جواب نداد

00:29:20.589 --> 00:29:25.589
تا اینکه رسول خدا صلی الله علیه و آله از من گذشت

00:29:25.589 --> 00:29:28.589
گرسنگی روی صورتم را می دانست

00:29:28.589 --> 00:29:30.589
او به من زنگ زد و من گفتم

00:29:30.589 --> 00:29:33.589
به فرمان تو ای رسول خدا

00:29:33.589 --> 00:29:35.589
پس با او وارد خانه شدم

00:29:35.589 --> 00:29:38.589
شیر را در فنجانی یافت

00:29:38.589 --> 00:29:40.589
به خانواده اش گفت

00:29:40.589 --> 00:29:42.589
اینو از کجا آوردی

00:29:42.589 --> 00:29:43.589
گفتند

00:29:43.589 --> 00:29:46.589
فلانی آن را برای شما فرستاد

00:29:46.589 --> 00:29:48.589
او به من گفت

00:29:48.589 --> 00:29:52.589
نزد اهل صوفیه برو و آنان را دعوت کن

00:29:52.589 --> 00:29:54.589
ناامید شدم

00:29:54.589 --> 00:29:58.589
من امیدوار بودم که با نوشیدن این شیر بیمار شوم

00:29:58.589 --> 00:30:00.589
از آن بترس

00:30:00.589 --> 00:30:04.589
احتمال اینکه این شیر در بین اهل سفاح باشد چیست؟

00:30:04.589 --> 00:30:10.690
اما اطاعت از خدا و اطاعت از رسول او اشکالی نداشت

00:30:10.690 --> 00:30:12.690
بنابراین به سراغ آنها آمدم

00:30:12.690 --> 00:30:14.690
بنابراین آنها پاسخ دادند

00:30:14.690 --> 00:30:16.690
وقتی نشستند

00:30:16.690 --> 00:30:19.690
او رضی الله عنه به من گفت

00:30:19.690 --> 00:30:22.690
فنجان را بردارید و به آنها شیر بدهید

00:30:22.690 --> 00:30:24.690
بنابراین شروع کردم به دادن آن به مرد

00:30:24.690 --> 00:30:27.690
تا زمانی که تشنگی خود را رفع کند می نوشد

00:30:27.690 --> 00:30:29.690
بعد یکی دیگر را به او دادم

00:30:29.690 --> 00:30:32.690
تا زمانی که تشنگی خود را رفع کند می نوشد

00:30:32.690 --> 00:30:35.690
تا اینکه به همه آنها رسیدی

00:30:35.690 --> 00:30:40.690
سپس آن را به رسول خدا صلی الله علیه و آله داد

00:30:40.690 --> 00:30:44.690
با لبخند سرش رو به سمتم بلند کرد و گفت

00:30:44.690 --> 00:30:46.690
من و تو می مانیم

00:30:46.690 --> 00:30:49.690
گفتم: راست می گویی یا رسول الله.

00:30:49.690 --> 00:30:51.690
و او گفت

00:30:51.690 --> 00:30:52.690
بنوشید

00:30:52.690 --> 00:30:53.690
پس من نوشیدم

00:30:53.690 --> 00:30:55.690
و او گفت

00:30:55.690 --> 00:30:56.690
بنوشید

00:30:56.690 --> 00:30:57.690
پس من نوشیدم

00:30:57.690 --> 00:30:59.690
هنوز هم می گوید

00:30:59.690 --> 00:31:00.690
بنوشید

00:31:00.690 --> 00:31:01.690
پس من می نوشم

00:31:01.690 --> 00:31:03.690
تا اینکه گفتم

00:31:03.690 --> 00:31:05.690
سوگند به کسی که تو را به حق فرستاد

00:31:05.690 --> 00:31:08.690
من هیچ بهانه ای برای آن نمی یابم

00:31:08.690 --> 00:31:10.690
پس لیوان را از من گرفت

00:31:10.690 --> 00:31:12.690
و به نام خدا

00:31:12.690 --> 00:31:14.690
و از ضایعات بنوشید

00:31:14.690 --> 00:31:19.549
تمام شب را در خانه بودم و مشغول عبادت بودم

00:31:19.549 --> 00:31:22.549
پس شب را به ثلث تقسیم کرد

00:31:22.549 --> 00:31:24.549
یک سوم مال من

00:31:24.549 --> 00:31:26.549
و سومی برای همسرم

00:31:26.549 --> 00:31:28.549
و سومی برای بنده

00:31:28.549 --> 00:31:31.579
قبل از خواب نماز وتر می خواندم

00:31:31.579 --> 00:31:35.579
من هر ماه سه روز روزه میگیرم

00:31:35.579 --> 00:31:37.579
نماز سحر را می خوانم

00:31:37.579 --> 00:31:41.579
به خواست دوستم رضی الله عنه

00:31:41.579 --> 00:31:45.579
روزی 12 هزار بار تلاوت می کنم

00:31:45.579 --> 00:31:47.710
من کی هستم؟

00:32:01.359 --> 00:32:03.029
پاسخ

00:32:03.029 --> 00:32:05.029
ابوهریره

00:32:05.029 --> 00:32:08.029
عبدالرحمن بن صخر الدوسی

00:32:08.029 --> 00:32:10.029
خداوند از او راضی باشد

00:32:20.029 --> 00:32:22.029
پر از زندگی

00:32:22.029 --> 00:32:25.029
به عملکرد آنها افتخار می کنند

00:32:25.029 --> 00:32:29.029
و دنیای رویاها برایشان زیبا شد

00:32:29.029 --> 00:32:35.509
دلم

00:32:42.019 --> 00:32:44.019
بهترین قرن ها

00:32:44.019 --> 00:32:47.019
موقعیت ها و مثال ها

00:32:53.940 --> 00:32:55.940
من یکی از اصحاب هستم

00:32:55.940 --> 00:32:56.940
پادشاه کانادا

00:32:56.940 --> 00:32:58.940
و اربابش مطیع است

00:32:58.940 --> 00:33:02.059
تو در میان مردم من شخص شریفی بودی

00:33:02.059 --> 00:33:05.059
یک اسب شجاع

00:33:05.059 --> 00:33:08.059
من صاحب نظر و شجاع بودم

00:33:08.059 --> 00:33:10.059
به عنوان پرستیژ توصیف می شود

00:33:10.059 --> 00:33:15.150
نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدم

00:33:15.150 --> 00:33:18.150
در 80 مسافر از کانادا

00:33:18.150 --> 00:33:23.279
هیچ هیئتی به این بزرگی و شدت نیامده است

00:33:23.279 --> 00:33:27.279
این برای اثبات غرور و شکست ناپذیری ماست

00:33:27.279 --> 00:33:31.279
هیئتی است متناسب با مقام پادشاهان

00:33:31.279 --> 00:33:34.470
پس وارد مسجد او شدیم

00:33:34.470 --> 00:33:37.470
موهایمان را صاف کرده و سرمه زده ایم

00:33:37.470 --> 00:33:42.470
ما بهترین لباس ها را پوشیده از ابریشم می پوشیدیم

00:33:42.470 --> 00:33:45.500
پس چشم مردم را دزدیدیم

00:33:45.500 --> 00:33:49.500
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:33:49.500 --> 00:33:51.500
دریافت نکردند؟

00:33:51.500 --> 00:33:54.500
گفتیم: آری یا رسول الله.

00:33:54.500 --> 00:33:58.569
گفت: این ابریشم بر گردنت چیست؟

00:33:58.569 --> 00:34:02.630
بنابراین آن را شکافتیم، برداشتیم و دور انداختیم

00:34:02.630 --> 00:34:07.720
پس از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم

00:34:07.720 --> 00:34:12.719
من به همراه افرادی از کانادا از اسلام مرتد شدم

00:34:12.719 --> 00:34:15.719
ما را محاصره کردند و به مکان امنی بردند

00:34:15.719 --> 00:34:20.719
وقتی اسیری را به ابوبکر رضی الله عنه تقدیم کردم

00:34:20.719 --> 00:34:23.719
دوباره او را به اسلام فروخت

00:34:23.719 --> 00:34:26.719
بنابراین او اوراق قرضه مرا آزاد کرد

00:34:26.719 --> 00:34:29.719
از او خواستم خواهرش را به عقد من درآورد

00:34:29.719 --> 00:34:31.719
بنابراین او انجام داد

00:34:31.719 --> 00:34:35.719
پس شمشیر خود را بیرون آوردم و وارد بازار شتر شدم

00:34:35.719 --> 00:34:40.719
پس ارانقه و شتری نبود که عقیم نکرده باشد

00:34:40.719 --> 00:34:45.719
مردم فریاد زدند: کافر شد، مرتد شد

00:34:45.719 --> 00:34:50.719
پس شمشیر خود را زمین گذاشتم و گفتم: به خدا سوگند من کافر نشده ام.

00:34:50.719 --> 00:34:54.719
اما این مرد خواهرش را به عقد من درآورد

00:34:54.719 --> 00:35:00.750
اگر در کشور خودمان بودیم، جشنی غیر از این داشتیم

00:35:00.750 --> 00:35:04.750
ای اهل مدینه قربانی کنید و بخورید

00:35:04.750 --> 00:35:10.579
ای اهل شتر بیایید و قیمت آنها را بگیرید

00:35:10.579 --> 00:35:13.579
یک روز شاهد تشییع جنازه بودم

00:35:13.579 --> 00:35:18.650
شامل جلیر بن عبدالله البجلی رضی الله عنه می شود

00:35:18.650 --> 00:35:21.650
مردم مرا آوردند تا بر آن دعا کنم

00:35:21.650 --> 00:35:24.650
پس برگشتم و جلیرا را تقدیم کردم

00:35:24.650 --> 00:35:29.650
به مردم گفتم اگر روزی برگردم

00:35:29.650 --> 00:35:34.539
این به عقب برگشت

00:35:34.539 --> 00:35:40.539
او در فتوحات اسلامی در دوران خلفای راشدین شرکت داشت

00:35:40.539 --> 00:35:43.539
یک روز چشمم درد گرفت که تو را پرت کنم

00:35:43.539 --> 00:35:48.539
او پس از کشته شدن علی بن ابی طالب رضی الله عنه از دنیا رفت

00:35:49.539 --> 00:35:56.699
شوهر دخترم حسن بن علی رضی الله عنه برایم دعا کرد

00:35:56.699 --> 00:35:58.820
من کی هستم؟

00:36:14.599 --> 00:36:20.630
جواب: الاشعث بن قیسی الکندی رضی الله عنه

00:36:22.630 --> 00:36:26.630
سوالی به وجدانم انداختند

00:36:26.630 --> 00:36:31.630
آیا ستاره ای مانند آنها در آسمان و تپه های آن وجود دارد؟

00:36:31.630 --> 00:36:36.630
آنها زندگی خود را پر از غرور در اعمال خود کردند

00:36:36.630 --> 00:36:41.630
و دنیای انسانها آنها را زهد کرد

00:36:41.630 --> 00:36:53.900
توقف کنید و از صحابه و علما و علما بیاموزید

00:36:55.130 --> 00:37:02.130
یک چالش جدی برای اینکه من هستم

00:37:02.130 --> 00:37:10.139
من نوه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و ریحان او هستم

00:37:10.139 --> 00:37:14.139
من سرور جوانان اهل بهشت هستم

00:37:14.139 --> 00:37:19.139
او یکی از شبیه ترین افراد به پیامبر صلی الله علیه و آله است

00:37:19.139 --> 00:37:24.230
ایشان رضی الله عنه من را بسیار دوست داشتند

00:37:24.230 --> 00:37:27.230
مردم عشق من را توصیه می کنند

00:37:27.230 --> 00:37:31.230
یک بار در حالی که در دستانم بودم گفت

00:37:31.230 --> 00:37:37.230
خدایا من او را دوست دارم پس او را دوست دارم و کسانی را که دوستش دارند دوست دارم

00:37:37.230 --> 00:37:43.380
یک بار از خیریه خرما گرفتم

00:37:43.380 --> 00:37:45.380
بنابراین آن را در دهانم گذاشتم

00:37:45.380 --> 00:37:49.380
رسول خدا صلی الله علیه و آله به من فرمود

00:37:49.380 --> 00:37:53.380
آن را دور بریزید

00:37:53.380 --> 00:37:56.380
من نمی دانستم که ما نباید صدقه بخوریم

00:37:56.380 --> 00:38:02.579
پیامبر صلی الله علیه و آله مرا با خود به مسجد می برد

00:38:02.579 --> 00:38:05.579
پس در حال سجده بر پشت او سوار شدم

00:38:05.579 --> 00:38:08.579
یا در حال رکوع نزد او بیایید

00:38:08.579 --> 00:38:10.579
بعد پاهایم را برایم رها می کرد

00:38:10.579 --> 00:38:14.639
تا اینکه از آن طرف بیرون بیایم

00:38:14.639 --> 00:38:16.639
و در یک زمان

00:38:16.639 --> 00:38:19.639
او مرا رضی الله عنه قرار داد

00:38:19.639 --> 00:38:22.639
بعد بزرگ شد و شروع به نماز کرد

00:38:22.639 --> 00:38:25.639
در حال سجده بر پشت او سوار شد

00:38:25.639 --> 00:38:27.639
پس مدتی طولانی سجده کرد

00:38:27.639 --> 00:38:29.639
وقتی نمازش تمام شد

00:38:29.639 --> 00:38:34.639
گفتند یا رسول اللّه سجده زیادی کردی

00:38:34.639 --> 00:38:38.639
گفت: این پسرم به من احساس راحتی کرد.

00:38:38.639 --> 00:38:43.800
از عجله کردن او تا زمانی که خودش را راحت کند متنفر بودم

00:38:43.800 --> 00:38:45.800
یک روز وارد مسجد شدم

00:38:45.800 --> 00:38:49.800
پدربزرگم رضی الله عنه خطبه می خوانند

00:38:49.800 --> 00:38:51.800
وقتی مرا دید

00:38:51.800 --> 00:38:54.800
او پایین آمد و مرا با خود به منبر برد

00:38:54.800 --> 00:38:58.800
گفت: این پسر من استاد است.

00:38:58.800 --> 00:39:04.730
خداوند دو گروه از مسلمانان را به واسطه آن آشتی دهد

00:39:04.730 --> 00:39:07.730
رسول خدا صلی الله علیه و آله به من تعلیم داد

00:39:07.730 --> 00:39:11.730
کلماتی که در نماز وتر می گویم

00:39:11.730 --> 00:39:14.730
خدایا مرا از کسانی که هدایت کرده ای هدایت کن

00:39:14.730 --> 00:39:17.730
و مرا در میان کسانی که معالجه کرده ام، سلامتی عطا کن

00:39:17.730 --> 00:39:20.730
و سرپرستی هر کس را که من به عهده می گیرم را بر عهده بگیر

00:39:20.730 --> 00:39:23.730
و مرا به خاطر آنچه دادی برکت ده

00:39:23.730 --> 00:39:26.730
مرا از شر آنچه مقدر کرده ای حفظ کن

00:39:26.730 --> 00:39:30.949
شما قضاوت می شوید و قضاوت نمی شوید

00:39:30.949 --> 00:39:33.949
و او نزد ولیّ من خوار نیست

00:39:33.949 --> 00:39:35.949
و کسى که به تو عادت کرده، عزت ندارد

00:39:35.949 --> 00:39:39.949
تبارک و تعالی پروردگار ما

00:39:39.949 --> 00:39:43.980
من پانزده بار به حج رفتم

00:39:43.980 --> 00:39:47.980
و من بیشتر آن را انجام می دادم

00:39:47.980 --> 00:39:51.260
و رفتگان در دستان من هستند

00:39:51.260 --> 00:39:54.769
من کی هستم؟

00:39:54.769 --> 00:40:00.099
خوب و خوب

00:40:00.099 --> 00:40:04.099
هنگامی که رسول وقت می خواهد از او پیروی کنید

00:40:04.099 --> 00:40:08.630
به من آب دادند تا بنوشم

00:40:08.630 --> 00:40:10.630
پاسخ

00:40:10.630 --> 00:40:13.630
الحسن بن علی بن ابی طالب

00:40:13.630 --> 00:40:15.630
خداوند از هر دوی آنها راضی باشد

00:40:15.630 --> 00:40:20.630
رفتند و سوالی در ذهنم انداختند

00:40:20.630 --> 00:40:25.630
آیا ستاره ای مانند آنها در آسمان و تپه های آن وجود دارد؟

00:40:25.630 --> 00:40:30.630
آنها زندگی خود را پر از غرور در اعمال خود کردند

00:40:30.630 --> 00:40:35.630
و دنیای رویاها آنها را زیبا کرد

00:40:35.630 --> 00:40:42.539
توقف کنید

00:40:42.539 --> 00:40:47.539
با صحابه و علما و علما آشنا شد

00:40:47.539 --> 00:40:51.699
بهترین موقعیت ها و نمونه های قرن ها

00:40:51.699 --> 00:40:55.699
یک چالش جدی برای اینکه من هستم

00:40:55.699 --> 00:41:00.420
من یکی از اصحاب هستم

00:41:00.420 --> 00:41:02.420
از اربابان انصار

00:41:02.420 --> 00:41:05.510
پدر من رئیس منافقین است

00:41:05.510 --> 00:41:08.510
او مرا پدر عشق خطاب کرد

00:41:08.510 --> 00:41:12.510
پس پیامبر صلی الله علیه و آله نام مرا تغییر داد

00:41:12.510 --> 00:41:18.639
من شاهد همه صحنه ها با پیامبر صلی الله علیه و آله بودم

00:41:18.639 --> 00:41:21.639
و در احد چین من افتاد

00:41:21.639 --> 00:41:28.639
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به من دستور داد که یک تاول طلا بردارم.

00:41:28.639 --> 00:41:32.659
و در جنگ المریسی

00:41:32.659 --> 00:41:34.659
داریم به شهر برمی گردیم

00:41:34.659 --> 00:41:36.659
پدرم گفت

00:41:36.659 --> 00:41:39.659
به خدا اگر به شهر برگردیم

00:41:39.659 --> 00:41:43.659
عزتمندتر ما را از پستی بیرون بیاورد

00:41:43.659 --> 00:41:46.659
منظورش از عزیزترین، خودش بود

00:41:46.659 --> 00:41:52.659
و خواری پیامبر ما و حبیب محمد صلی الله علیه و آله و سلم

00:41:52.659 --> 00:41:57.730
وقتی این به رسول خدا صلی الله علیه و آله رسید

00:41:57.730 --> 00:42:00.730
عمر رضی الله عنه گفت

00:42:00.730 --> 00:42:05.789
گردن این منافق را بزنم یا رسول الله

00:42:05.789 --> 00:42:08.789
ایشان رضی الله عنه فرمودند

00:42:08.789 --> 00:42:13.789
نه، تا گفته نشود که محمد یاران خود را می کشد

00:42:13.789 --> 00:42:16.949
وقتی شنیدم پدرم چه گفت

00:42:16.949 --> 00:42:21.949
نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدم و عرض کردم:

00:42:21.949 --> 00:42:23.949
ای رسول خدا

00:42:23.949 --> 00:42:26.949
شنیدم می خواهی پدرم را بکشی

00:42:26.949 --> 00:42:29.949
اگر باید آن را انجام دهید

00:42:29.949 --> 00:42:31.949
پس دستور داد که این کار را بکنم

00:42:31.949 --> 00:42:35.050
سرش را برایت می آورم

00:42:35.050 --> 00:42:38.050
ایشان رضی الله عنه فرمودند

00:42:38.050 --> 00:42:41.210
نه، ما با او مهربان هستیم

00:42:41.210 --> 00:42:43.210
وقتی به شهر رسیدیم

00:42:43.210 --> 00:42:49.210
جلوی در ایستادم و شمشیر را به سمت پدرم گرفتم

00:42:49.210 --> 00:42:52.210
او از ورود او به شهر جلوگیری کرد

00:42:52.210 --> 00:42:56.210
تا اینکه رسول الله صلی الله علیه وسلم به او اجازه می دهد

00:42:56.210 --> 00:42:57.210
و من به او گفتم

00:42:57.210 --> 00:43:02.210
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم عزیز است

00:43:02.210 --> 00:43:04.210
و تو ای پدر

00:43:04.210 --> 00:43:06.239
تو نوکری

00:43:06.239 --> 00:43:12.239
او وارد شهر نشد تا اینکه پیامبر صلی الله علیه و آله به او اجازه داد

00:43:12.239 --> 00:43:16.260
در سال نهم هجری

00:43:16.260 --> 00:43:18.260
پدرم فوت کرد

00:43:18.260 --> 00:43:22.260
پس پیامبر صلی الله علیه و آله پیراهن او را پوشاند

00:43:22.260 --> 00:43:24.260
و بر او دعا کرد

00:43:24.260 --> 00:43:27.260
و به احترام من از او طلب آمرزش کن

00:43:27.260 --> 00:43:30.260
سپس خداوند سخن خود را نازل کرد

00:43:30.260 --> 00:43:38.329
هرگز برای هیچ یک از آنها که مرده دعا نکنید و بر سر قبر او بایستید

00:43:38.329 --> 00:43:41.989
من کی هستم؟

00:43:56.010 --> 00:43:57.010
پاسخ

00:43:57.010 --> 00:44:01.010
عبدالله بن عبدالله بن ابی بن سلول

00:44:01.010 --> 00:44:03.010
خداوند از او راضی باشد

00:44:03.010 --> 00:44:08.010
رفتند و سوالی در ذهنم انداختند

00:44:08.010 --> 00:44:13.010
آیا ستاره ای مانند آنها در آسمان و تپه های آن وجود دارد؟

00:44:13.010 --> 00:44:18.010
آنها زندگی خود را پر از غرور در اعمال خود کردند

00:44:18.010 --> 00:44:23.010
و دنیای رویاها برایشان زیبا شد
