1 00:00:00,000 --> 00:00:03,200 بسم الله الرحمن الرحیم 2 00:00:03,200 --> 00:00:08,199 فقط بندگان عالم او از خدا می ترسند 3 00:00:08,199 --> 00:00:18,469 زندگانی چهار امام 4 00:00:18,469 --> 00:00:24,260 چهار پیاده روی پر از زیبایی و شکوه 5 00:00:24,260 --> 00:00:26,260 با دقت خلاصه شد 6 00:00:26,260 --> 00:00:29,460 از کتاب بزرگ 7 00:00:29,460 --> 00:00:32,700 زندگی نامه شخصیت های بزرگوار 8 00:00:32,899 --> 00:00:37,219 سوگند امام ذهبی رحمه الله 9 00:00:37,219 --> 00:00:41,219 تهیه شده توسط شیخ محمد المحنه 10 00:00:41,219 --> 00:00:43,219 خدا حفظش کنه 11 00:00:43,219 --> 00:00:48,079 امام احمد بن حنبل 12 00:00:48,079 --> 00:00:51,579 خدا رحمتش کند 13 00:00:51,579 --> 00:00:53,579 او واقعاً امام است 14 00:00:53,579 --> 00:00:55,579 و شیخ اسلام صادق است 15 00:00:55,579 --> 00:00:57,579 اباعبدالله 16 00:00:57,579 --> 00:00:59,579 احمد بن محمد بن حنبل 17 00:00:59,579 --> 00:01:02,579 المروازی و سپس البغدادی 18 00:01:02,579 --> 00:01:04,579 یکی از امامان برجسته 19 00:01:04,780 --> 00:01:08,040 محمد پدر اباعبدالله بود 20 00:01:08,040 --> 00:01:10,040 از سربازان مرو 21 00:01:10,040 --> 00:01:12,040 جوان مرد 22 00:01:12,040 --> 00:01:14,040 او حدود سی سال سن دارد 23 00:01:14,040 --> 00:01:16,040 و پروردگار احمد یتیم است 24 00:01:16,040 --> 00:01:18,040 و گفته شد 25 00:01:18,040 --> 00:01:20,040 مادرش از مرو گروید 26 00:01:20,040 --> 00:01:22,040 او از او حامله است 27 00:01:22,040 --> 00:01:24,200 صالح بن احمد گفت 28 00:01:24,200 --> 00:01:26,200 پدرم به من گفت 29 00:01:26,200 --> 00:01:28,200 من در ربیع الاول به دنیا آمدم 30 00:01:28,200 --> 00:01:31,200 صد و شصت و چهار سال 31 00:01:31,200 --> 00:01:33,260 صالح گفت 32 00:01:33,459 --> 00:01:36,459 پدر من بره ای از مرو است 33 00:01:36,459 --> 00:01:38,459 پدرش جوان از دنیا رفت 34 00:01:38,459 --> 00:01:42,189 مادرش وصیتش کرد 35 00:01:42,189 --> 00:01:44,349 بزرگان 36 00:01:44,349 --> 00:01:46,349 او در پانزده سالگی به دنبال دانش بود 37 00:01:46,349 --> 00:01:48,349 سالی که فوت کرد 38 00:01:48,349 --> 00:01:50,349 مالک و حماد بن زید 39 00:01:50,349 --> 00:01:52,379 پس از او شنید 40 00:01:52,379 --> 00:01:54,379 شم بن بشیر 41 00:01:54,379 --> 00:01:56,379 و بیشتر وجود دارد 42 00:01:56,379 --> 00:01:58,379 و از سفیان بن عیینه هلالی 43 00:01:58,379 --> 00:02:00,379 قاضی ابی یوسف 44 00:02:00,379 --> 00:02:02,379 جریر بن عبدالحمید 45 00:02:02,379 --> 00:02:04,379 و ابوبکر بن عیاش 46 00:02:04,379 --> 00:02:06,379 و ابو معاویه نابینا 47 00:02:06,379 --> 00:02:08,379 غندار و بن علیا 48 00:02:08,379 --> 00:02:10,379 یزید بن هارون 49 00:02:10,379 --> 00:02:12,379 از وکی شنید 50 00:02:12,379 --> 00:02:14,379 و بیشتر 51 00:02:14,379 --> 00:02:16,379 و یحیی القطان غلو کرد 52 00:02:16,379 --> 00:02:18,379 و عبدالرحمن بن مهدی 53 00:02:18,379 --> 00:02:20,379 و محمد بن ادریس شافعی 54 00:02:20,379 --> 00:02:22,379 تا زمانی که پایین بیاید 55 00:02:22,379 --> 00:02:24,379 در روایت قتیبه 56 00:02:24,379 --> 00:02:26,379 بن سعید 57 00:02:26,379 --> 00:02:28,379 و علی بن مدینی 58 00:02:28,379 --> 00:02:30,379 و ابوبکر بن ابی شیبه 59 00:02:30,379 --> 00:02:32,379 و گروهی از همسالانش 60 00:02:32,379 --> 00:02:34,379 و تعداد شیوخ او که 61 00:02:34,379 --> 00:02:36,379 از ایشان در المسند روایت شده است 62 00:02:36,379 --> 00:02:38,379 دویست و هشتاد و یک نفر 63 00:02:38,379 --> 00:02:40,379 و در مورد آن صحبت کرد 64 00:02:40,379 --> 00:02:42,379 البخاری اخیراً 65 00:02:42,379 --> 00:02:44,379 عن الاحمد بن الحسن عن 66 00:02:44,379 --> 00:02:46,379 حدیث دیگری در المغازی 67 00:02:46,379 --> 00:02:48,379 مسلم از او روایت کرده است 68 00:02:48,379 --> 00:02:50,379 و ابوداود به تعداد زیاد 69 00:02:50,379 --> 00:02:52,379 و در مورد آن صحبت کرد 70 00:02:52,379 --> 00:02:54,379 همچنین یک پسر 71 00:02:54,379 --> 00:02:56,379 صالح و عبدالله 72 00:02:56,379 --> 00:02:58,379 و عمویش حنبل بن اسحاق 73 00:02:58,379 --> 00:03:00,379 و شیوخ او عبدالرزاق 74 00:03:00,379 --> 00:03:02,379 و شافعی 75 00:03:02,379 --> 00:03:04,379 اما شافعی نامی از او نبرد 76 00:03:04,379 --> 00:03:06,379 بلکه گفت 77 00:03:06,379 --> 00:03:08,379 در مورد اعتماد به نفس با من صحبت کن 78 00:03:08,379 --> 00:03:10,379 على بن المدينى از او روايت كرده است 79 00:03:10,379 --> 00:03:12,379 یحیی بن معین 80 00:03:12,379 --> 00:03:14,379 ابوزرعه و ابوحاتم 81 00:03:14,379 --> 00:03:17,979 و ملل دیگر 82 00:03:17,979 --> 00:03:20,340 توصیف او 83 00:03:20,340 --> 00:03:22,340 محمد بن عباس النحوی گفت 84 00:03:22,340 --> 00:03:24,340 احمد بن حنبل را دیدم 85 00:03:24,340 --> 00:03:26,340 چهره خوب 86 00:03:26,340 --> 00:03:28,340 رابعه رنگ شده با حنا 87 00:03:28,340 --> 00:03:30,340 سبز خوب نیست 88 00:03:30,340 --> 00:03:32,340 در ریشش موهای سیاه دیده می شود 89 00:03:32,340 --> 00:03:34,340 و لباسش را دیدم 90 00:03:34,340 --> 00:03:36,340 جوجه های سفید 91 00:03:36,340 --> 00:03:38,340 و دیدم تاریکه 92 00:03:38,340 --> 00:03:40,340 و ایزار بر روی دارد 93 00:03:40,340 --> 00:03:42,340 مروضی گفت 94 00:03:42,340 --> 00:03:44,340 اباعبدالله را دیدم 95 00:03:44,340 --> 00:03:46,340 اگر در خانه باشد 96 00:03:46,340 --> 00:03:48,340 او عموماً پاهای ضربدری و متواضع می نشیند 97 00:03:48,340 --> 00:03:50,340 اگر بیرون باشد 98 00:03:50,340 --> 00:03:52,340 از او معلوم نبود 99 00:03:52,340 --> 00:03:54,340 شدت حرمت 100 00:03:54,340 --> 00:03:56,340 با قسمتی که در دستش بود وارد می شدم 101 00:03:56,340 --> 00:03:58,370 او می خواند 102 00:03:58,370 --> 00:04:00,370 نمیدونم کسی رو دیدم یا نه 103 00:04:00,370 --> 00:04:02,370 بدنمان را پاک کنیم 104 00:04:02,370 --> 00:04:04,370 و من عهد نبستم 105 00:04:04,370 --> 00:04:06,370 به خودش در سبیلش 106 00:04:06,370 --> 00:04:08,370 موهای سر و موهای بدنش 107 00:04:08,370 --> 00:04:10,370 ناب ترین لباس نیست 108 00:04:10,370 --> 00:04:12,370 خیلی سفید 109 00:04:12,370 --> 00:04:14,370 از احمد بن حنبل رضی الله عنه 110 00:04:14,370 --> 00:04:16,370 عبدالله بن احمد گفت 111 00:04:16,370 --> 00:04:18,370 پدرم به من گفت 112 00:04:18,370 --> 00:04:20,370 هر کتابی را بردارید 113 00:04:20,370 --> 00:04:22,370 اگه خواستی هر کی نوشته و همه رو از روی کار نوشته 114 00:04:22,370 --> 00:04:24,370 اگه خواستی از من بپرس 115 00:04:24,370 --> 00:04:26,370 تا من بهت نگم حرف نزن 116 00:04:26,370 --> 00:04:28,370 انتساب را به شما بگویم 117 00:04:28,370 --> 00:04:30,370 حتی اگر بخواهید با انتساب 118 00:04:30,370 --> 00:04:32,370 با کلمات به شما می گویم 119 00:04:32,370 --> 00:04:34,459 عبدالله بن احمد گفت 120 00:04:34,459 --> 00:04:36,459 ابوزراء به من گفت 121 00:04:36,459 --> 00:04:38,459 پدرت محافظت میکنه 122 00:04:38,459 --> 00:04:40,459 هزار حدیث 123 00:04:40,459 --> 00:04:42,459 به او گفته شد: چه می دانی؟ 124 00:04:42,459 --> 00:04:44,459 خاطره اش را گفت 125 00:04:44,459 --> 00:04:46,459 پس درها او را گرفتند 126 00:04:46,459 --> 00:04:48,459 این یک داستان است 127 00:04:48,459 --> 00:04:50,459 صادق به وسعت دانش 128 00:04:50,459 --> 00:04:52,459 ابی عبدالله 129 00:04:52,459 --> 00:04:54,459 و آنها در حال تهیه این در تصفیه شده بودند 130 00:04:54,459 --> 00:04:56,459 و اثر 131 00:04:56,459 --> 00:04:58,459 فتوای طبیعی و تفسیر آن 132 00:04:58,459 --> 00:05:00,459 و غیره 133 00:05:00,459 --> 00:05:02,459 وگرنه متون اسمی قوی 134 00:05:02,459 --> 00:05:04,459 به ده دهم نمی رسد 135 00:05:04,459 --> 00:05:06,459 که 136 00:05:06,459 --> 00:05:08,459 ابراهیم الحربی گفت 137 00:05:08,459 --> 00:05:10,459 اباعبدالله را دیدم 138 00:05:10,459 --> 00:05:12,459 گویی خدا برای او علم جمع کرده است 139 00:05:12,459 --> 00:05:14,459 دوتای اول و آخری 140 00:05:14,459 --> 00:05:16,459 ابن راهوی گفت 141 00:05:16,459 --> 00:05:18,459 من با احمد نشسته بودم 142 00:05:18,459 --> 00:05:20,459 و یه پسر معین 143 00:05:20,459 --> 00:05:22,459 و مطالعه می کنیم 144 00:05:22,459 --> 00:05:24,459 تعبیر آن چیست؟ 145 00:05:24,459 --> 00:05:26,459 جز احمد ساکت می مانند 146 00:05:26,459 --> 00:05:28,529 ابوبکر گفت 147 00:05:28,529 --> 00:05:30,529 خلال 148 00:05:30,529 --> 00:05:32,529 احمد کتابهای نظری نوشته بود 149 00:05:32,529 --> 00:05:34,529 آن را حفظ کرد و بعد برنگردید 150 00:05:34,529 --> 00:05:36,529 به او 151 00:05:36,529 --> 00:05:38,529 ابراهیم بن شمس گفت 152 00:05:38,529 --> 00:05:40,529 شنیدم که کسی صحبت می کند 153 00:05:40,529 --> 00:05:42,529 و حفص بن غیاث گوید 154 00:05:42,529 --> 00:05:44,529 مصداق کوفه چیست؟ 155 00:05:44,529 --> 00:05:46,529 این فتتا است 156 00:05:46,529 --> 00:05:48,529 منظورشان احمد بن حنبل است 157 00:05:48,529 --> 00:05:50,529 یحیی القطان گفت 158 00:05:50,529 --> 00:05:52,529 ما اینجوری چیکار کردیم 159 00:05:52,529 --> 00:05:54,529 احمد و یحیی بن معین 160 00:05:54,529 --> 00:05:56,529 و آنچه علی از بغداد آمد 161 00:05:56,529 --> 00:05:58,529 او برای من از احمد محبوبتر است 162 00:05:58,529 --> 00:06:00,589 ابن حنبل 163 00:06:00,589 --> 00:06:02,589 محنه بن یحیی گفت 164 00:06:02,589 --> 00:06:04,589 ابن عیینه را دیدم 165 00:06:04,589 --> 00:06:06,589 وکیا و عبدالرزاقی 166 00:06:06,589 --> 00:06:08,589 و افرادی که من ندیدم 167 00:06:08,589 --> 00:06:10,589 مردی بهتر از احمد 168 00:06:10,589 --> 00:06:12,589 در علم و زهد و تقوای او 169 00:06:12,589 --> 00:06:14,779 مطالبی را ذکر کرد 170 00:06:14,779 --> 00:06:16,779 عبدالله بن احمد گفت 171 00:06:16,779 --> 00:06:18,779 شنیدم پدرم گفت 172 00:06:18,779 --> 00:06:20,779 صنعا ارائه شد 173 00:06:20,779 --> 00:06:22,779 من و یحیی بن معین 174 00:06:22,779 --> 00:06:24,779 پس نزد عبدالرزاقی رفتم 175 00:06:24,779 --> 00:06:26,779 در روستایش عقب افتاد 176 00:06:26,779 --> 00:06:28,779 زنده باد فیلم 177 00:06:28,779 --> 00:06:30,779 رفتم در زدم 178 00:06:30,779 --> 00:06:32,779 یک بقالی به من گفت 179 00:06:32,779 --> 00:06:34,779 خانه اش در نمی زند 180 00:06:34,779 --> 00:06:36,779 از شیخ می ترسند 181 00:06:36,779 --> 00:06:38,779 پس تا آن موقع نشستم 182 00:06:38,779 --> 00:06:40,779 قبل از غروب بود 183 00:06:40,779 --> 00:06:42,779 پس محکم مقابلش ایستاد 184 00:06:42,779 --> 00:06:44,779 و احادیثی دارم که تقوا در دست دارم 185 00:06:44,779 --> 00:06:46,779 پس سلام کردم و گفتم 186 00:06:46,779 --> 00:06:48,779 این را به من بگو، خدا رحمتت کند 187 00:06:48,779 --> 00:06:50,779 چون من مرد غریبی هستم 188 00:06:50,779 --> 00:06:52,779 گفت تو کی هستی؟ 189 00:06:52,779 --> 00:06:54,779 گفتم: من احمد بن حنبل هستم 190 00:06:54,779 --> 00:06:56,779 او گفت 191 00:06:56,779 --> 00:06:58,779 پس مرا در آغوش گرفت و گفت 192 00:06:58,779 --> 00:07:00,779 به خدا که هستی 193 00:07:00,779 --> 00:07:02,779 اباعبدالله 194 00:07:02,779 --> 00:07:04,779 سپس احادیث را گرفت 195 00:07:04,779 --> 00:07:06,779 به خواندن آن ادامه داد تا اینکه شب تاریک شد 196 00:07:06,779 --> 00:07:08,779 گری گفت 197 00:07:08,779 --> 00:07:10,779 عبدالرزاقی را شنیدم 198 00:07:10,779 --> 00:07:12,779 احمد بن حنبل ذکر کرد 199 00:07:12,779 --> 00:07:14,779 چشمانش پر از اشک شد 200 00:07:14,779 --> 00:07:16,779 او گفت 201 00:07:16,779 --> 00:07:18,779 به من خبر دادند که مخارجش تمام شده است 202 00:07:18,779 --> 00:07:20,779 پس دستش را گرفتم و بالا گرفتم 203 00:07:20,779 --> 00:07:22,779 پشت در 204 00:07:22,779 --> 00:07:24,779 و هیچ کس با ما نیست 205 00:07:24,779 --> 00:07:26,779 پس ده دینار به او دادم 206 00:07:26,779 --> 00:07:28,779 به من گفت ابوبکر 207 00:07:28,779 --> 00:07:30,779 اگر از کسی قبول کنی 208 00:07:30,779 --> 00:07:32,850 من یه چیزی ازت قبول کردم 209 00:07:32,850 --> 00:07:34,850 عبدالله گفت 210 00:07:34,850 --> 00:07:36,850 به پدرم گفتم 211 00:07:36,850 --> 00:07:38,850 به من خبر دادند که عبدالرزاقی پیشنهاد داد 212 00:07:38,850 --> 00:07:40,850 دینار دارید 213 00:07:40,850 --> 00:07:42,850 گفت بله 214 00:07:42,850 --> 00:07:44,850 پانصد درهم به ما گفتی 215 00:07:44,850 --> 00:07:46,850 فکر کنم قبول نکردم 216 00:07:46,850 --> 00:07:48,850 گفت آجیل اومد سمتم 217 00:07:48,850 --> 00:07:50,850 احمد بن حنبل بود 218 00:07:50,850 --> 00:07:52,850 با عبدالرزاقی نماز می خواند 219 00:07:52,850 --> 00:07:54,850 آسان است 220 00:07:54,850 --> 00:07:56,850 عبدالرزاقی از او پرسید 221 00:07:56,850 --> 00:07:58,850 به او گفتند که نخورده است 222 00:07:58,850 --> 00:08:00,850 یه چیزی سه روز پیش 223 00:08:00,850 --> 00:08:02,850 احمد بن سنان گفت 224 00:08:02,850 --> 00:08:04,850 برای گربه 225 00:08:04,850 --> 00:08:06,850 من ندیدم کسی افزایش یابد 226 00:08:06,850 --> 00:08:08,850 با شکوه تر از او 227 00:08:08,850 --> 00:08:10,850 از احمد بن حنبل 228 00:08:10,850 --> 00:08:12,850 و شخصی مانند او را محکوم کرد 229 00:08:12,850 --> 00:08:14,850 کنارش نشسته بود 230 00:08:14,850 --> 00:08:16,850 به او احترام می گذارد و با او شوخی نمی کند 231 00:08:16,850 --> 00:08:18,939 عبدالرزاقی گفت: 232 00:08:18,939 --> 00:08:20,939 من کسی را ندیدم 233 00:08:20,939 --> 00:08:22,939 داناترین و پرهیزگارترین آنها 234 00:08:22,939 --> 00:08:24,939 احمد بن حنبل 235 00:08:24,939 --> 00:08:26,939 گفتم این را گفت 236 00:08:26,939 --> 00:08:28,939 او مثل یک انقلابی می دید 237 00:08:28,939 --> 00:08:30,980 و مالک و بن جریج 238 00:08:30,980 --> 00:08:32,980 از اسماعیل بن علیه 239 00:08:32,980 --> 00:08:34,980 نماز خوانده شد 240 00:08:34,980 --> 00:08:36,980 و او گفت 241 00:08:36,980 --> 00:08:38,980 اینجا احمد بن حنبل است 242 00:08:38,980 --> 00:08:40,980 به او بگو بیاید و دعا کند 243 00:08:40,980 --> 00:08:42,980 با ما 244 00:08:42,980 --> 00:08:44,980 الحيث گفت زيبا است 245 00:08:44,980 --> 00:08:46,980 الحافظ اگر احمد زنده است 246 00:08:46,980 --> 00:08:48,980 این یک استدلال خواهد بود 247 00:08:48,980 --> 00:08:50,980 مردم زمان او 248 00:08:50,980 --> 00:08:52,980 قتیبه گفت 249 00:08:52,980 --> 00:08:54,980 بهترین مردم گذشته، سعادتمندان هستند 250 00:08:54,980 --> 00:08:56,980 بعد این مرد جوان 251 00:08:56,980 --> 00:08:58,980 به معنای احمد بن حنبل 252 00:08:58,980 --> 00:09:00,980 و اگر مردی را دیدی 253 00:09:00,980 --> 00:09:02,980 او احمد را دوست دارد و به او یاد داده است 254 00:09:02,980 --> 00:09:04,980 او یک ساله است 255 00:09:04,980 --> 00:09:06,980 حتی اگر دوران انقلاب را متوجه شده باشد 256 00:09:06,980 --> 00:09:08,980 وزعی و اللیث 257 00:09:08,980 --> 00:09:10,980 او کسی بود که آنها را ارائه می کرد 258 00:09:10,980 --> 00:09:12,980 به قتیبه گفته شد 259 00:09:12,980 --> 00:09:14,980 احمد در زمره پیروان قرار دارد 260 00:09:14,980 --> 00:09:16,980 و او گفت 261 00:09:16,980 --> 00:09:18,980 به دنبال کنندگان ارشد 262 00:09:18,980 --> 00:09:21,100 گفتم 263 00:09:21,100 --> 00:09:23,100 احمد آن را در مسند خود آورده است 264 00:09:23,100 --> 00:09:25,169 بسیار در مورد قتیبه 265 00:09:25,169 --> 00:09:27,169 الموزنی گفت 266 00:09:27,169 --> 00:09:29,169 شافعی به من گفت 267 00:09:29,169 --> 00:09:31,169 جوانی را در بغداد دیدم 268 00:09:31,169 --> 00:09:33,169 اگر گفت به ما بگو 269 00:09:33,169 --> 00:09:35,169 مردم گفتند همه چیز درست است 270 00:09:35,169 --> 00:09:37,169 گفتم او کیست؟ 271 00:09:37,169 --> 00:09:39,169 احمد بن حنبل گفت 272 00:09:39,169 --> 00:09:41,169 او را منع کرد 273 00:09:41,169 --> 00:09:43,169 از شافعی شنیدم که می گفت: 274 00:09:43,169 --> 00:09:45,169 من بغداد را ترک کردم 275 00:09:45,169 --> 00:09:47,169 چه چیزی پشت سر گذاشت؟ 276 00:09:47,169 --> 00:09:49,169 مرد بهتری که نمی شناسم 277 00:09:49,169 --> 00:09:51,169 من عقل و تقوا ندارم 278 00:09:51,169 --> 00:09:53,169 از احمد بن حنبل 279 00:09:53,169 --> 00:09:55,870 از علی بن مدینی 280 00:09:55,870 --> 00:09:57,870 عزیزترین خدا گفت 281 00:09:57,870 --> 00:09:59,870 دین روزی مدیون دوست است 282 00:09:59,870 --> 00:10:01,870 ارتداد و احمد 283 00:10:01,870 --> 00:10:03,870 روز مصیبت 284 00:10:03,870 --> 00:10:05,870 ابوعبید گفت 285 00:10:05,870 --> 00:10:07,870 من به یاد احمد اعتقادی ندارم 286 00:10:07,870 --> 00:10:09,870 من مردی داناتر از این ندیدم 287 00:10:09,870 --> 00:10:11,870 در سنت او 288 00:10:11,870 --> 00:10:13,870 ابن معین گفت 289 00:10:13,870 --> 00:10:15,870 او می خواست من شبیه احمد باشم 290 00:10:15,870 --> 00:10:17,870 قسم می خورم که نباشم 291 00:10:17,870 --> 00:10:19,870 هرگز دوستش نداشته باش 292 00:10:19,870 --> 00:10:21,870 ابن ابی حاتم گفت 293 00:10:21,870 --> 00:10:23,870 از پدرم درباره علی بن پرسیدم 294 00:10:23,870 --> 00:10:25,870 مدینی و احمد بن حنبل 295 00:10:25,870 --> 00:10:27,870 کدام را ذخیره کنم؟ 296 00:10:27,870 --> 00:10:29,870 و او گفت 297 00:10:29,870 --> 00:10:31,870 در حفظ نزدیک بودند 298 00:10:31,870 --> 00:10:33,870 احمد داناترین فقه بود 299 00:10:33,870 --> 00:10:35,870 اگر کسی را دیدی که دوستش داری 300 00:10:35,870 --> 00:10:37,870 احمد این را می دانست 301 00:10:37,870 --> 00:10:39,870 صاحب یک سال 302 00:10:39,870 --> 00:10:41,870 ابوزرعه گفت 303 00:10:41,870 --> 00:10:43,870 احمد بن حنبل اکبر 304 00:10:43,870 --> 00:10:45,870 از اسحاق و درک او 305 00:10:45,870 --> 00:10:47,870 من کسی را کامل ندیدم 306 00:10:47,870 --> 00:10:49,870 از احمد گفت 307 00:10:49,870 --> 00:10:51,870 جمع زنانه 308 00:10:51,870 --> 00:10:53,870 دانش احمد بن حنبل 309 00:10:53,870 --> 00:10:55,870 با حدیث و فقه 310 00:10:55,870 --> 00:10:57,870 تقوا و زهد و صبر 311 00:10:57,870 --> 00:10:59,870 ابو داود گفت 312 00:10:59,870 --> 00:11:01,870 مجالس احمد بودند 313 00:11:01,870 --> 00:11:03,870 شوراهای زندگی پس از مرگ 314 00:11:03,870 --> 00:11:05,870 چیزی در مورد آن ذکر نشده است 315 00:11:05,870 --> 00:11:07,870 از امر دنیا 316 00:11:07,870 --> 00:11:10,129 من هرگز ندیدم که او به دنیا اشاره کند 317 00:11:10,129 --> 00:11:12,129 ابن سلام گفت 318 00:11:12,129 --> 00:11:14,129 محمد بن نصر را شنیدم 319 00:11:14,129 --> 00:11:16,129 المروزی می گوید 320 00:11:16,129 --> 00:11:18,129 به خانه احمد بن حنبل رفتم 321 00:11:18,129 --> 00:11:20,129 بارها از او پرسیدم 322 00:11:20,129 --> 00:11:22,129 در مورد مسائل 323 00:11:22,129 --> 00:11:24,129 به او گفته شد: این بود. 324 00:11:24,129 --> 00:11:26,129 جدیدتر ام اسحاق 325 00:11:26,129 --> 00:11:28,129 گفت: بلكه احمد 326 00:11:28,129 --> 00:11:30,129 مدرن تر و متدین تر 327 00:11:30,129 --> 00:11:32,129 احمد از مردم زمان خود پیشی گرفت 328 00:11:32,129 --> 00:11:34,220 گفتم 329 00:11:34,220 --> 00:11:36,220 احمد عالی بود 330 00:11:36,220 --> 00:11:38,220 سر در گفتگو 331 00:11:38,220 --> 00:11:40,220 در فقه و خداشناسی 332 00:11:40,220 --> 00:11:42,220 بسیاری از مخالفان او را تحسین کردند 333 00:11:42,220 --> 00:11:44,220 نظر شما در مورد برادرانش چیست؟ 334 00:11:44,220 --> 00:11:46,220 و همسالانش 335 00:11:46,220 --> 00:11:48,220 او در ذات خدا با عظمت بود 336 00:11:48,220 --> 00:11:50,220 تا اینکه ابوعبید گفت 337 00:11:50,220 --> 00:11:52,220 من کسی را نترسانم 338 00:11:52,220 --> 00:11:54,220 در مسئله ما حبت احمد 339 00:11:54,220 --> 00:11:58,269 ابن حنبل 340 00:11:58,269 --> 00:12:00,269 در فضل و خدایی او 341 00:12:00,269 --> 00:12:02,820 و اجزاء آن 342 00:12:02,820 --> 00:12:04,820 صالح بن احمد گفت 343 00:12:04,820 --> 00:12:06,820 یک روز پیش پدرم آمدم 344 00:12:06,820 --> 00:12:08,820 روزهای تصویب 345 00:12:08,820 --> 00:12:10,820 به هر حال خدا می داند 346 00:12:10,820 --> 00:12:12,820 ما بیرون هستیم 347 00:12:12,820 --> 00:12:14,820 برای نماز عصر و شد 348 00:12:14,820 --> 00:12:16,820 او یک یال برای نشستن دارد 349 00:12:16,820 --> 00:12:18,820 سالها گذشته است 350 00:12:18,820 --> 00:12:20,820 خیلی ها حتی بله 351 00:12:20,820 --> 00:12:22,820 و یک کتاب زیر آن بود 352 00:12:22,820 --> 00:12:24,820 كاغد يعنى قرطاس 353 00:12:24,820 --> 00:12:26,820 در آن 354 00:12:26,820 --> 00:12:28,820 اباعبدالله به من خبر بده 355 00:12:28,820 --> 00:12:30,820 تو چه پریشانی 356 00:12:30,820 --> 00:12:32,820 و هیچ بدهی ندارید 357 00:12:32,820 --> 00:12:34,820 من شما را به چهار هدایت کردم 358 00:12:34,820 --> 00:12:36,820 هزار درهم 359 00:12:36,820 --> 00:12:38,820 نه صدقه است و نه زکات 360 00:12:38,820 --> 00:12:40,820 اما یک چیز است 361 00:12:40,820 --> 00:12:42,820 من آن را از پدرم به ارث برده ام 362 00:12:42,820 --> 00:12:44,820 بنابراین من کتاب را خواندم و گذاشتم 363 00:12:44,820 --> 00:12:46,820 وقتی وارد شد 364 00:12:46,820 --> 00:12:48,820 گفتم بابا این چیه؟ 365 00:12:48,820 --> 00:12:50,820 کتاب قرمز شد 366 00:12:50,820 --> 00:12:52,820 صورتش را گفت و گفت 367 00:12:52,820 --> 00:12:54,820 من آن را از تو برداشته ام 368 00:12:54,820 --> 00:12:56,820 برای مرد نوشت 369 00:12:56,820 --> 00:12:58,820 کتابت به دستم رسید 370 00:12:58,820 --> 00:13:00,820 ما در سلامتی خوبی هستیم 371 00:13:00,820 --> 00:13:02,820 در مورد دین هم همینطور است 372 00:13:02,820 --> 00:13:04,820 برای مردی که ما را خسته نمی کند 373 00:13:04,820 --> 00:13:06,820 در مورد فرزندان ما، آنها در رحمت خدا هستند 374 00:13:06,820 --> 00:13:08,850 وقتی او گذشت 375 00:13:08,850 --> 00:13:10,850 یک سال یا بیشتر ذکر کردیم 376 00:13:10,850 --> 00:13:12,850 و او گفت 377 00:13:12,850 --> 00:13:14,850 اگر قبول کرده بودیم 378 00:13:14,850 --> 00:13:16,850 او رفته بود 379 00:13:16,850 --> 00:13:18,850 عبید القاری گفت 380 00:13:18,850 --> 00:13:20,850 احمد عمویش وارد شد 381 00:13:20,850 --> 00:13:22,850 گفت: برادرزاده ام. 382 00:13:22,850 --> 00:13:24,850 این غم چیست؟ 383 00:13:24,850 --> 00:13:26,850 این غم چیست؟ 384 00:13:26,850 --> 00:13:28,850 سرش را بلند کرد و گفت 385 00:13:28,850 --> 00:13:30,850 عمو 386 00:13:30,850 --> 00:13:32,850 خوشا به حال کسی که از یاد خدا غافل شود 387 00:13:32,850 --> 00:13:35,039 صالح گفت 388 00:13:35,039 --> 00:13:37,039 شاید دیدی 389 00:13:37,039 --> 00:13:39,039 پدرم استراحت می کند و آن را تکان می دهد 390 00:13:39,039 --> 00:13:41,039 گرد و غبار آن را پاک کنید 391 00:13:41,039 --> 00:13:43,039 و آن را به کاسه تبدیل می کند 392 00:13:43,039 --> 00:13:45,039 روی آن آب می ریزد 393 00:13:45,039 --> 00:13:47,039 بعد با نمک می خورد 394 00:13:47,039 --> 00:13:49,039 داشت به سرکه می مالید 395 00:13:49,039 --> 00:13:51,039 خیلی 396 00:13:51,039 --> 00:13:53,039 اگر مریض باشم گرفته می شود 397 00:13:53,039 --> 00:13:55,039 یک فنجان آب 398 00:13:55,039 --> 00:13:57,039 می خواند و بعد می گوید 399 00:13:57,039 --> 00:13:59,039 آن را بنوشید و صورت خود را بشویید 400 00:13:59,039 --> 00:14:01,039 و دستانت 401 00:14:01,039 --> 00:14:03,039 او ممکن است به فروشگاه مواد غذایی رفته باشد 402 00:14:03,039 --> 00:14:05,039 هیزم و چیزی می خرد 403 00:14:05,039 --> 00:14:07,039 در دستش می گیرد 404 00:14:07,039 --> 00:14:09,259 و من به او گوش می دادم 405 00:14:09,259 --> 00:14:11,259 خیلی می گوید 406 00:14:11,259 --> 00:14:13,259 خدایا به ما آرامش بده 407 00:14:13,259 --> 00:14:15,259 مروضی گفت 408 00:14:15,259 --> 00:14:17,259 به اباعبدالله گفتم 409 00:14:17,259 --> 00:14:19,259 چه چیزی بیشتر به شما انگیزه می دهد؟ 410 00:14:19,259 --> 00:14:21,259 و او گفت 411 00:14:21,259 --> 00:14:23,259 می ترسم این یک فریب باشد 412 00:14:23,259 --> 00:14:25,259 این هر چه هست 413 00:14:25,259 --> 00:14:27,389 مروضی گفت 414 00:14:27,389 --> 00:14:29,389 من یک دکتر مسیحی را دیدم 415 00:14:29,389 --> 00:14:31,389 از احمد آمد 416 00:14:31,389 --> 00:14:33,389 و با او یک راهب است 417 00:14:33,389 --> 00:14:35,389 گفت از من پرسید 418 00:14:35,389 --> 00:14:37,389 با من بیا تا ببینم 419 00:14:37,389 --> 00:14:39,549 اباعبدالله 420 00:14:39,549 --> 00:14:41,549 و مسیحیت را به اباعبدالله معرفی کردم 421 00:14:41,549 --> 00:14:43,549 و به او گفت 422 00:14:43,549 --> 00:14:45,549 مشتاق دیدنت هستم 423 00:14:45,549 --> 00:14:47,549 سالها پیش 424 00:14:47,549 --> 00:14:49,549 فقر شما فقط برای اسلام خوب است 425 00:14:49,549 --> 00:14:51,549 اما برای همه خلقت 426 00:14:51,549 --> 00:14:53,549 نه از اصحاب ما 427 00:14:53,549 --> 00:14:55,549 یکشنبه 428 00:14:55,549 --> 00:14:57,549 مگر اینکه از شما راضی باشد 429 00:14:57,549 --> 00:14:59,549 پس به اباعبدالله گفتم 430 00:14:59,549 --> 00:15:01,549 امیدوارم بشه 431 00:15:01,549 --> 00:15:03,549 شما در همه سرزمین ها خوانده اید 432 00:15:03,549 --> 00:15:05,549 گفت: ای ابوبکر! 433 00:15:05,549 --> 00:15:07,549 اگر انسان خودش را بشناسد 434 00:15:07,549 --> 00:15:09,549 چه سودی برای او دارد؟ 435 00:15:09,549 --> 00:15:13,279 مردم صحبت می کنند 436 00:15:13,279 --> 00:15:15,539 آداب اوست 437 00:15:15,539 --> 00:15:17,539 عبدالله بن احمد گفت 438 00:15:17,539 --> 00:15:19,539 پدرم را دیدم که گرفت 439 00:15:19,539 --> 00:15:21,539 یک تار موی پیامبر 440 00:15:21,539 --> 00:15:23,539 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد 441 00:15:23,539 --> 00:15:25,539 آن را روی دهانش می گذارد و می بوسد 442 00:15:25,539 --> 00:15:27,539 و محاسبه کنید 443 00:15:27,539 --> 00:15:29,539 دیدم پوشیدش 444 00:15:29,539 --> 00:15:31,539 چشمش را فرو کن 445 00:15:31,539 --> 00:15:33,539 در آب و آشامیدن آن، بهبود می یابد 446 00:15:33,539 --> 00:15:35,539 با او و من او را دیدم 447 00:15:35,539 --> 00:15:37,539 کاسه پیامبر صلی الله علیه و آله را گرفت 448 00:15:37,539 --> 00:15:39,539 درود بر او، پس آن را شست 449 00:15:39,539 --> 00:15:41,539 سپس در آن نوشید 450 00:15:41,539 --> 00:15:43,539 دیدم داره آب میخوره 451 00:15:43,539 --> 00:15:45,539 زمزم او را شفا می دهد 452 00:15:45,539 --> 00:15:47,539 دست و صورتش را با آن پاک می کند 453 00:15:47,539 --> 00:15:49,629 احمد گفت 454 00:15:49,629 --> 00:15:51,629 بن سعید الدنمی 455 00:15:51,629 --> 00:15:53,629 به احمد بن حنبل نامه نوشت 456 00:15:53,629 --> 00:15:55,629 به ابوجعفر 457 00:15:55,629 --> 00:15:57,629 خداوند او را گرامی داشت 458 00:15:57,629 --> 00:15:59,659 از احمد بن حنبل 459 00:15:59,659 --> 00:16:01,659 عبدالرحمن الزهری گفت 460 00:16:01,659 --> 00:16:03,659 عمویم پیش احمد رفت 461 00:16:03,659 --> 00:16:05,659 ابن حنبل به او سلام کرد 462 00:16:05,659 --> 00:16:07,659 وقتی او را دید 463 00:16:07,659 --> 00:16:09,659 از جا پرید و او را گرامی داشت 464 00:16:09,659 --> 00:16:11,659 مرود گفت 465 00:16:11,659 --> 00:16:13,659 احمد به من گفت 466 00:16:13,659 --> 00:16:15,659 چیزی که اخیرا نوشتم 467 00:16:15,659 --> 00:16:17,659 مگر اینکه روی آن کار کرده باشم 468 00:16:17,659 --> 00:16:19,659 تا اینکه پیامبر از کنارم گذشت 469 00:16:19,659 --> 00:16:21,659 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد 470 00:16:21,659 --> 00:16:23,659 پدر خوبی داد 471 00:16:23,659 --> 00:16:25,659 د نارا 472 00:16:25,659 --> 00:16:27,659 پس جام آتش به من داده شد 473 00:16:27,659 --> 00:16:29,659 وقتی حجامت کردم 474 00:16:29,659 --> 00:16:31,659 حنبل گفت: دیدم 475 00:16:31,659 --> 00:16:33,659 اباعبدالله اگر بخواهد 476 00:16:33,659 --> 00:16:35,659 قیامت به نشستن خود گفت 477 00:16:35,659 --> 00:16:37,659 اگر دوست دارید 478 00:16:37,659 --> 00:16:39,659 عبدالله بن احمد گفت 479 00:16:39,659 --> 00:16:41,659 شنیدم پدرم گفت 480 00:16:41,659 --> 00:16:43,659 شافعی به من گفت 481 00:16:43,659 --> 00:16:45,659 ای اباعبدالله 482 00:16:45,659 --> 00:16:47,659 اگر حق داری حرف بزنی 483 00:16:47,659 --> 00:16:49,659 پس بگو تا برگردیم 484 00:16:49,659 --> 00:16:51,659 به او بهتر می دانی 485 00:16:51,659 --> 00:16:53,659 با خبر درست از ما 486 00:16:53,659 --> 00:16:55,659 پس اگر باشد 487 00:16:55,659 --> 00:16:57,659 خبر واقعی، به من اطلاع دهید 488 00:16:57,659 --> 00:16:59,659 پس من به سمت او می روم 489 00:16:59,659 --> 00:17:01,659 یحیی بن معین گفت 490 00:17:01,659 --> 00:17:03,659 من هرگز چیزی شبیه احمد ندیده بودم 491 00:17:03,659 --> 00:17:05,660 پنجاه سال همراهش بودیم 492 00:17:05,660 --> 00:17:07,660 به ما افتخار کن 493 00:17:07,660 --> 00:17:09,660 با چیزی که در آن بود 494 00:17:09,660 --> 00:17:11,700 عبدالله بن احمد گفت 495 00:17:11,700 --> 00:17:13,700 پدرم داشت می خواند 496 00:17:13,700 --> 00:17:15,700 هر روز هفت 497 00:17:15,700 --> 00:17:17,700 و او خواب بود 498 00:17:17,700 --> 00:17:19,700 نور بعد از شام 499 00:17:19,700 --> 00:17:21,700 سپس تا صبح برمی خیزد 500 00:17:21,700 --> 00:17:23,759 نماز می خواند و دعا می کند 501 00:17:23,759 --> 00:17:25,759 احمد الدرقی گفت 502 00:17:25,759 --> 00:17:27,759 وقتی احمد بن حنبل آمد 503 00:17:27,759 --> 00:17:29,759 از یمن از عبدل 504 00:17:29,759 --> 00:17:31,759 ارائه دهنده ای که در او دیدم 505 00:17:31,759 --> 00:17:33,759 رنگ پریده در مکه 506 00:17:33,759 --> 00:17:35,759 کلاهبرداری کشف شد 507 00:17:35,759 --> 00:17:37,759 و خستگی، پس با او صحبت کردم 508 00:17:37,759 --> 00:17:39,759 و این را گفت 509 00:17:39,759 --> 00:17:41,759 بهره مندی از آن برای ما آسان است 510 00:17:41,759 --> 00:17:43,759 از عبدالرزاق 511 00:17:43,759 --> 00:17:45,759 مروضی گفت 512 00:17:45,759 --> 00:17:47,759 اباعبدالله بود که از او یاد شد 513 00:17:47,759 --> 00:17:49,759 مرگ با درس خفه شد 514 00:17:49,759 --> 00:17:51,759 و او می گفت 515 00:17:51,759 --> 00:17:53,759 اگر به مرگ اشاره کنید 516 00:17:53,759 --> 00:17:55,759 برای همه راحت باشید 517 00:17:55,759 --> 00:17:57,759 امر دنیا چیزی جز این نیست 518 00:17:57,759 --> 00:17:59,759 غذای بدون غذا است 519 00:17:59,759 --> 00:18:01,759 و لباس بدون لباس 520 00:18:01,759 --> 00:18:03,759 و روزهاست 521 00:18:03,759 --> 00:18:05,759 تعداد کمی منصف هستند 522 00:18:05,759 --> 00:18:07,759 فقر چیزی نیست 523 00:18:07,759 --> 00:18:09,759 اگر فقط می توانستم راه را پیدا کنم 524 00:18:09,759 --> 00:18:11,759 من می رفتم بیرون که اینطور نباشد 525 00:18:11,759 --> 00:18:13,759 من یک مرد دارم 526 00:18:13,759 --> 00:18:15,759 گفت می خواهم باشم 527 00:18:15,759 --> 00:18:17,759 حتی در مردم مکه 528 00:18:17,759 --> 00:18:19,759 من نمی دانم 529 00:18:19,759 --> 00:18:23,680 معروف شدی 530 00:18:23,680 --> 00:18:25,970 و از زندگینامه او 531 00:18:25,970 --> 00:18:27,970 الخلال گفت 532 00:18:27,970 --> 00:18:29,970 به زهیر بن صالح گفتم 533 00:18:29,970 --> 00:18:31,970 نوه امام احمد 534 00:18:31,970 --> 00:18:33,970 پدربزرگت را دیده ای؟ 535 00:18:33,970 --> 00:18:35,970 گفت بله فوت کرد 536 00:18:35,970 --> 00:18:37,970 ده سال 537 00:18:37,970 --> 00:18:39,970 هر روز داخل می شدیم 538 00:18:39,970 --> 00:18:41,970 جمعه، من و خواهرانم 539 00:18:41,970 --> 00:18:43,970 بین ما و او بود 540 00:18:43,970 --> 00:18:45,970 در و آن بود 541 00:18:45,970 --> 00:18:47,970 او برای هر یک از ما می نویسد 542 00:18:47,970 --> 00:18:49,970 دو مهره نقره 543 00:18:49,970 --> 00:18:51,970 در یک پچ به نام من 544 00:18:51,970 --> 00:18:54,029 او را درمان می کند 545 00:18:54,029 --> 00:18:56,029 شاید از کنارش گذشتی 546 00:18:56,029 --> 00:18:58,029 نشستن زیر آفتاب با پشت بالا 547 00:18:58,029 --> 00:19:00,029 اثری روی آن وجود دارد 548 00:19:00,029 --> 00:19:02,029 ضرب بین 549 00:19:02,029 --> 00:19:04,029 من یک برادر کوچکتر داشتم 550 00:19:04,029 --> 00:19:06,029 او به من پاسخ داد 551 00:19:06,029 --> 00:19:08,029 پس پدرم خواست او را ختنه کند 552 00:19:08,029 --> 00:19:10,029 پس برای او غذای زیادی گرفت 553 00:19:10,029 --> 00:19:12,029 مردم را صدا زد 554 00:19:12,029 --> 00:19:14,029 پدربزرگم او را به او راهنمایی کرد 555 00:19:14,029 --> 00:19:16,029 من از کاری که کردی مطلع شدم 556 00:19:16,029 --> 00:19:18,029 برای همین هستی 557 00:19:18,029 --> 00:19:20,029 زیاده روی کردم و شروع کردم 558 00:19:20,029 --> 00:19:22,099 فقیر و ضعیف 559 00:19:22,099 --> 00:19:24,099 پس وقتی از فردا بود 560 00:19:24,099 --> 00:19:26,099 سس را آماده کنید 561 00:19:26,099 --> 00:19:28,099 مردم ما حضور داشتند 562 00:19:28,099 --> 00:19:30,099 پدربزرگم آمد و نشست 563 00:19:30,099 --> 00:19:32,099 پسر را بیرون آوردند 564 00:19:32,099 --> 00:19:34,099 بنابراین او را هل داد به سمت جام 565 00:19:34,099 --> 00:19:36,099 و او برخاست 566 00:19:36,099 --> 00:19:38,099 حجام به جیرجیر نگاه کرد 567 00:19:38,099 --> 00:19:40,099 پس یک درهم 568 00:19:40,099 --> 00:19:42,099 و ما بلند شدیم 569 00:19:42,099 --> 00:19:44,099 تعداد زیادی برس 570 00:19:44,099 --> 00:19:46,099 پسر روی یک نیمکت بود 571 00:19:46,099 --> 00:19:48,099 لباس های پر رنگ 572 00:19:48,099 --> 00:19:50,099 او آن را انکار نکرد 573 00:19:50,099 --> 00:19:52,220 به ما ارائه شد 574 00:19:52,220 --> 00:19:54,220 از خراسان پسر عموی پدربزرگم 575 00:19:54,220 --> 00:19:56,220 پس نزد پدرم آمد 576 00:19:56,220 --> 00:19:58,220 پس با او نزد پدربزرگم رفتم 577 00:19:58,220 --> 00:20:00,220 بنابراین او آمد 578 00:20:00,220 --> 00:20:02,220 همسایه ای با بشقاب روی آن 579 00:20:02,220 --> 00:20:04,220 نان، لوبیا و نمک 580 00:20:04,220 --> 00:20:06,220 و با نفرت در آن 581 00:20:06,220 --> 00:20:08,220 گوشت و رب 582 00:20:08,220 --> 00:20:10,220 این مقدار زیادی کباب کردن است 583 00:20:10,220 --> 00:20:12,220 پس با ما غذا خورد 584 00:20:12,220 --> 00:20:14,220 و از پسر عمویش در مورد کسانی که مانده اند بپرس 585 00:20:14,220 --> 00:20:16,220 از خانواده اش در خراسان در طول 586 00:20:16,220 --> 00:20:18,220 خوردن شاید 587 00:20:18,220 --> 00:20:20,220 در مورد آن هیجان زده شوید 588 00:20:20,220 --> 00:20:22,220 پدربزرگم با او به فارسی صحبت می کند 589 00:20:22,220 --> 00:20:24,220 گوشت را در دستانش می گذارد 590 00:20:24,220 --> 00:20:26,349 و در دستان من 591 00:20:26,349 --> 00:20:28,349 بعد بشقاب را کنارش برد 592 00:20:28,349 --> 00:20:30,349 پس خرما و گردو در آن گذاشت 593 00:20:30,349 --> 00:20:32,349 و او را وادار به خوردن کرد 594 00:20:32,349 --> 00:20:34,480 دست مرد 595 00:20:34,480 --> 00:20:36,480 المیمونی گفت 596 00:20:36,480 --> 00:20:38,480 من اغلب می پرسیدم 597 00:20:38,480 --> 00:20:40,480 اباعبدالله در مورد آن چیز 598 00:20:40,480 --> 00:20:42,480 می‌گوید: اینجا هستی 599 00:20:42,480 --> 00:20:44,480 از مروضی می فرماید: 600 00:20:44,480 --> 00:20:46,480 من بیچاره را ندیدم 601 00:20:46,480 --> 00:20:48,480 در مجلسی عزیزتر از او 602 00:20:48,480 --> 00:20:50,480 در شورای احمد 603 00:20:50,480 --> 00:20:52,480 به سمت آنها خم شده بود 604 00:20:52,480 --> 00:20:54,480 غفلت از مردم جهان 605 00:20:54,480 --> 00:20:56,480 و رویایی در آن بود 606 00:20:56,480 --> 00:20:58,480 با گوساله ها نبود 607 00:20:58,480 --> 00:21:00,480 او بسیار متواضع بود 608 00:21:00,480 --> 00:21:02,480 درود و کرامت بر او باد 609 00:21:02,480 --> 00:21:04,480 و اگر بنشیند 610 00:21:04,480 --> 00:21:06,480 در اجتماع خود بعد از ظهر فتوا دهد 611 00:21:06,480 --> 00:21:08,480 او صحبت نمی کند 612 00:21:08,480 --> 00:21:10,480 پس می پرسد 613 00:21:10,480 --> 00:21:12,480 اگر به مسجدش بیرون رفت، امامت نمی کند 614 00:21:12,480 --> 00:21:14,579 و این بود 615 00:21:14,579 --> 00:21:16,579 اباعبدالله خیلی زنده است 616 00:21:16,579 --> 00:21:18,579 اخلاق سخاوتمندانه 617 00:21:18,579 --> 00:21:20,670 سخاوت را دوست دارد 618 00:21:20,670 --> 00:21:22,670 هارون المستملی گفت 619 00:21:22,670 --> 00:21:24,670 با احمد بن حنبل آشنا شدم 620 00:21:24,670 --> 00:21:26,670 پس گفتم 621 00:21:26,670 --> 00:21:28,670 ما هیچی نداریم 622 00:21:28,670 --> 00:21:30,670 پس پنج درهم به من داد 623 00:21:30,670 --> 00:21:32,670 گفت نداریم 624 00:21:32,670 --> 00:21:34,930 دیگران 625 00:21:34,930 --> 00:21:36,930 حمدان بن علی گفت 626 00:21:36,930 --> 00:21:38,930 لباس احمد اینطوری نبود 627 00:21:38,930 --> 00:21:40,930 با این حال، پنبه تمیز است 628 00:21:40,930 --> 00:21:43,059 و او گفت 629 00:21:43,059 --> 00:21:45,059 الفضل بن زیاد 630 00:21:45,059 --> 00:21:47,059 اباعبدالله را دیدم 631 00:21:47,059 --> 00:21:49,059 در زمستان، دو پیراهن 632 00:21:49,059 --> 00:21:51,059 یک غذای رنگارنگ در این بین 633 00:21:51,059 --> 00:21:53,059 و شاید یک پیراهن 634 00:21:53,059 --> 00:21:55,059 به شدت صرفه جویی کنید 635 00:21:55,059 --> 00:21:57,059 دیدم عمامه بر سر دارد 636 00:21:57,059 --> 00:21:59,059 بالای کاپوت 637 00:21:59,059 --> 00:22:01,059 و لباس سنگین 638 00:22:01,059 --> 00:22:03,059 پس شنیدم ابوعمران الورکانی 639 00:22:03,059 --> 00:22:05,059 یه روز بهش بگو 640 00:22:05,059 --> 00:22:07,059 ای اباعبدالله 641 00:22:07,059 --> 00:22:09,059 کل این لباس 642 00:22:09,059 --> 00:22:11,059 خندید و بعد گفت 643 00:22:11,059 --> 00:22:13,059 من در سرما حساس هستم 644 00:22:13,059 --> 00:22:15,150 اشاره کرد 645 00:22:15,150 --> 00:22:17,150 محمد بن الحسین 646 00:22:17,150 --> 00:22:19,150 آن ابوبکر مروضی 647 00:22:19,150 --> 00:22:21,150 از آداب اباعبدالله بگو 648 00:22:21,150 --> 00:22:23,150 او گفت 649 00:22:23,150 --> 00:22:25,150 اباعبدالله جاهل نبود 650 00:22:25,150 --> 00:22:27,150 و اگر از خواب غافل بود 651 00:22:27,150 --> 00:22:29,150 و تحمل کرد 652 00:22:29,150 --> 00:22:31,150 می گوید خدا بس است 653 00:22:31,150 --> 00:22:33,150 او کینه توز نبود 654 00:22:33,150 --> 00:22:35,150 نه گوساله ها 655 00:22:35,150 --> 00:22:37,150 بسیار متواضع و خوش اخلاق 656 00:22:37,150 --> 00:22:39,150 مردم همیشه در سمت نرم هستند 657 00:22:39,150 --> 00:22:41,150 جدایی نیست 658 00:22:41,150 --> 00:22:43,150 او خدا را دوست داشت 659 00:22:43,150 --> 00:22:45,150 و از خدا متنفر است 660 00:22:45,150 --> 00:22:47,150 اگر مسئله دینی است 661 00:22:47,150 --> 00:22:49,150 عصبانیتش شدت گرفت 662 00:22:49,150 --> 00:22:51,150 او آسیب همسایگانش را تحمل می کرد 663 00:22:53,220 --> 00:22:55,220 ابراهیم بن شمس گفت 664 00:22:55,220 --> 00:22:57,220 احمد بن حنبل را می شناختم 665 00:22:57,220 --> 00:22:59,220 او یک پسر است 666 00:22:59,220 --> 00:23:01,220 او شب را زنده می کند 667 00:23:01,220 --> 00:23:03,220 مروضی گفت 668 00:23:03,220 --> 00:23:05,220 دیدم اباعبدالله بلند شد 669 00:23:05,220 --> 00:23:07,220 پروردگارا، نزدیک نیمه شب است 670 00:23:07,220 --> 00:23:09,220 خیلی نزدیک به جادو 671 00:23:09,220 --> 00:23:11,250 عبدالله گفت 672 00:23:11,250 --> 00:23:13,250 شاید شنیدی پدرم 673 00:23:13,250 --> 00:23:15,250 در جادو، مردم را فرا می خواند 674 00:23:15,250 --> 00:23:17,250 با نام آنها 675 00:23:17,250 --> 00:23:19,250 او اغلب نماز می خواند و آن را پنهان می کرد 676 00:23:19,250 --> 00:23:21,250 و بین نماز می خواند 677 00:23:21,250 --> 00:23:23,250 دو تا شام 678 00:23:23,250 --> 00:23:25,250 اگر نماز آخرت را بخواند 679 00:23:25,250 --> 00:23:27,250 رکعت های صحیح می خواند 680 00:23:27,250 --> 00:23:29,250 سپس متشنج می شود 681 00:23:29,250 --> 00:23:31,250 او سبک می خوابد 682 00:23:31,250 --> 00:23:33,250 سپس برمی‌خیزد و نماز می‌خواند 683 00:23:33,250 --> 00:23:35,250 المیمونی گفت 684 00:23:35,250 --> 00:23:37,250 قاضی محمد به من گفت 685 00:23:37,250 --> 00:23:39,250 بن محمد بن ادریس شافعی 686 00:23:39,250 --> 00:23:41,250 احمد به من گفت 687 00:23:41,250 --> 00:23:43,250 پدرت 688 00:23:43,250 --> 00:23:45,250 یعنی امام شافعی 689 00:23:45,250 --> 00:23:47,250 شش نفر که من آنها را جادو می نامم 690 00:23:47,250 --> 00:23:49,309 و این بود 691 00:23:49,309 --> 00:23:51,309 خواندن آن نرم است 692 00:23:51,309 --> 00:23:53,309 شاید برخی از آنها را نفهمیدم 693 00:23:53,309 --> 00:23:55,309 و روزه می گرفت 694 00:23:55,309 --> 00:23:57,309 او معتاد می شود و سپس افطار می کند 695 00:23:57,309 --> 00:23:59,309 انشاالله 696 00:23:59,309 --> 00:24:01,309 روزه روزهای دوشنبه و پنج شنبه را ترک نمی کند 697 00:24:01,309 --> 00:24:03,309 و روزهای سفید 698 00:24:03,309 --> 00:24:05,309 وقتی از سربازی برگشت 699 00:24:05,309 --> 00:24:07,309 او تا زمان مرگ معتاد به روزه داری شد 700 00:24:07,309 --> 00:24:09,339 الاثرم گفت 701 00:24:09,339 --> 00:24:11,339 به من گفتند که الشافعی 702 00:24:11,339 --> 00:24:13,339 به اباعبدالله گفت 703 00:24:13,339 --> 00:24:15,339 به معنای احمد بن حنبل 704 00:24:15,339 --> 00:24:17,339 او امیرالمؤمنین است 705 00:24:17,339 --> 00:24:19,339 او از من خواست که از او عریضه کنم 706 00:24:19,339 --> 00:24:21,339 قاضی برای یمن 707 00:24:21,339 --> 00:24:23,339 و دوست داری برای برده بیرون بروی 708 00:24:23,339 --> 00:24:25,339 به روزی رسیدی 709 00:24:25,339 --> 00:24:27,339 نیاز و برآورده شدن شما با حقیقت 710 00:24:27,339 --> 00:24:29,500 احمد به شافعی گفت 711 00:24:29,500 --> 00:24:31,500 ای اباعبدالله 712 00:24:31,500 --> 00:24:33,500 اگر این را می شنوید 713 00:24:33,500 --> 00:24:35,500 از شما دوباره انجام داد 714 00:24:35,500 --> 00:24:37,660 منو اونجا ببین 715 00:24:37,660 --> 00:24:39,660 محمد بن موسی گفت 716 00:24:39,660 --> 00:24:41,660 اباعبدالله را دیدم 717 00:24:41,660 --> 00:24:43,660 خراسانی به او گفت 718 00:24:43,660 --> 00:24:45,660 خدا رو شکر که دیدمت 719 00:24:45,660 --> 00:24:47,660 او گفت 720 00:24:47,660 --> 00:24:49,660 برای هر کاری بشین 721 00:24:49,660 --> 00:24:51,660 من همین هستم 722 00:24:51,660 --> 00:24:53,660 و در مورد مردی که گفت: 723 00:24:53,660 --> 00:24:55,660 ردی از غم دیدم 724 00:24:55,660 --> 00:24:57,660 در چهره اباعبدالله 725 00:24:57,660 --> 00:24:59,660 یک نفر او را تحسین کرد 726 00:24:59,660 --> 00:25:01,660 به او گفته شد: خداوند به تو اجر دهد 727 00:25:01,660 --> 00:25:03,660 در مورد اسلام خوب است 728 00:25:03,660 --> 00:25:05,660 فرمود: بلكه ثواب دارد 729 00:25:05,660 --> 00:25:07,660 خداوند اسلام را بر من برکت دهد 730 00:25:07,660 --> 00:25:09,660 من کی هستم و چیستم 731 00:25:09,660 --> 00:25:11,700 مروضی گفت 732 00:25:11,700 --> 00:25:13,700 احمد بن حنبل را شنیدم 733 00:25:13,700 --> 00:25:15,700 اخلاق متقین را ذکر کنید 734 00:25:15,700 --> 00:25:17,700 و او گفت 735 00:25:17,700 --> 00:25:19,700 از خدا می خواهم ما را محروم نکند 736 00:25:19,700 --> 00:25:21,700 ما کجای این افراد هستیم؟ 737 00:25:21,700 --> 00:25:23,819 و او دوست داشت 738 00:25:23,819 --> 00:25:25,819 بیکاری و دوری از مردم 739 00:25:25,819 --> 00:25:27,819 بیمار برمی گردد 740 00:25:27,819 --> 00:25:29,819 از راه رفتن متنفر بود 741 00:25:29,819 --> 00:25:31,819 در بازارها و تاثیر می گذارد 742 00:25:31,819 --> 00:25:33,859 وحدت 743 00:25:33,859 --> 00:25:35,859 المیمونی گفت 744 00:25:35,859 --> 00:25:37,859 احمد گفت: حریم را دیدم 745 00:25:37,859 --> 00:25:39,859 و او گفت 746 00:25:39,859 --> 00:25:41,859 محمد بن الحسن بن هارون 747 00:25:41,859 --> 00:25:43,859 اباعبدالله را دیدم 748 00:25:43,859 --> 00:25:45,859 اگر در جاده راه برود 749 00:25:45,859 --> 00:25:47,859 او از اینکه کسی او را دنبال کند متنفر است 750 00:25:47,859 --> 00:25:49,859 گفتم 751 00:25:49,859 --> 00:25:51,859 بی تحرکی و فروتنی را ترجیح دهید 752 00:25:51,859 --> 00:25:53,859 و شرمندگی زیاد 753 00:25:53,859 --> 00:25:55,859 نشانه تقوا و سعادت است 754 00:25:55,859 --> 00:25:57,890 صالح بن احمد گفت 755 00:25:57,890 --> 00:25:59,890 پدرم بود 756 00:25:59,890 --> 00:26:01,890 اگر مردی او را صدا کند 757 00:26:01,890 --> 00:26:03,890 او می گوید 758 00:26:03,890 --> 00:26:07,650 تجارت با پایان های آن 759 00:26:07,650 --> 00:26:10,029 مصیبت 760 00:26:10,029 --> 00:26:12,029 شکاف با حقیقت بزرگ است 761 00:26:12,029 --> 00:26:14,029 این نیاز به قدرت و صداقت دارد 762 00:26:14,029 --> 00:26:16,029 نجات دهنده 763 00:26:16,029 --> 00:26:18,029 بدون قدرت، او قادر به انجام این کار نیست 764 00:26:18,029 --> 00:26:20,029 انجام شده و قوی 765 00:26:20,029 --> 00:26:22,029 بدون اخلاص او ناامید می شود 766 00:26:22,029 --> 00:26:24,029 هر که آنها را به طور کامل انجام داد 767 00:26:24,029 --> 00:26:26,029 او یک دوست است 768 00:26:26,029 --> 00:26:28,029 و هر که ضعیف است، کمتر نیست 769 00:26:28,029 --> 00:26:30,029 از درد و انکار در دل 770 00:26:30,029 --> 00:26:32,029 نه پشتش 771 00:26:32,029 --> 00:26:34,029 ایمان و قدرت 772 00:26:34,029 --> 00:26:36,099 جز در خدا 773 00:26:36,099 --> 00:26:38,099 جایی که یک مادر بودند 774 00:26:38,099 --> 00:26:40,099 دین آنها در یک خلافت وجود دارد 775 00:26:40,099 --> 00:26:42,099 ابوبکر و عمر 776 00:26:42,099 --> 00:26:44,099 زمانی که عمر رضی الله عنه به شهادت رسید 777 00:26:44,099 --> 00:26:46,099 سرها از او بلند شد 778 00:26:46,099 --> 00:26:48,099 بلای سر شهید عثمان می آید 779 00:26:48,099 --> 00:26:50,099 تا اینکه صبر را ذبح کرد 780 00:26:50,099 --> 00:26:52,099 و کلمه پراکنده شد 781 00:26:52,099 --> 00:26:54,099 شتر امضا شد 782 00:26:54,099 --> 00:26:56,099 سپس جنگ صفین 783 00:26:56,099 --> 00:26:58,099 سپس خوارج ظهور کردند 784 00:26:58,099 --> 00:27:00,099 و ارباب صحابه کافر شدند 785 00:27:00,099 --> 00:27:02,099 سپس شیعیان ظهور کردند 786 00:27:02,099 --> 00:27:04,160 و نواسیب 787 00:27:04,160 --> 00:27:06,160 در زمان صحابه 788 00:27:06,160 --> 00:27:08,160 فتالیسم ظاهر شد 789 00:27:08,160 --> 00:27:10,160 سپس معتزله در بصره ظهور کردند 790 00:27:10,160 --> 00:27:12,160 و جهمیّه و جلیل 791 00:27:12,160 --> 00:27:14,160 در خراسان طی 792 00:27:14,160 --> 00:27:16,160 دوران پیروان 793 00:27:16,160 --> 00:27:18,160 با ظهور سنت و اهل آن 794 00:27:18,160 --> 00:27:20,160 تا بعد از دویست 795 00:27:20,160 --> 00:27:22,160 مأمون خلیفه ظهور کرد 796 00:27:22,160 --> 00:27:24,160 او سخنران باهوشی بود 797 00:27:24,160 --> 00:27:26,160 او دیدگاه معقولی دارد 798 00:27:26,160 --> 00:27:28,160 پس بیار 799 00:27:28,160 --> 00:27:30,160 کتاب های اولیه 800 00:27:30,160 --> 00:27:32,160 و اعراب حکمت یونان 801 00:27:32,160 --> 00:27:34,160 برخاست و نشست 802 00:27:34,160 --> 00:27:36,160 و دوید و گذاشت 803 00:27:36,160 --> 00:27:38,160 جهمیه و معتزله برتری یافتند 804 00:27:38,160 --> 00:27:40,160 سرشون 805 00:27:40,160 --> 00:27:42,160 و حتی شیعیان 806 00:27:42,160 --> 00:27:44,160 اینطور بود 807 00:27:44,160 --> 00:27:46,160 و همینطور بود 808 00:27:46,160 --> 00:27:48,160 ملت را وادار کنند که بگویند قرآن مخلوق است 809 00:27:48,160 --> 00:27:50,160 و علما مورد آزمایش قرار گرفتند 810 00:27:50,160 --> 00:27:52,160 او صبر نکرد 811 00:27:52,160 --> 00:27:54,160 و برای سالش هلاک شد 812 00:27:54,160 --> 00:27:56,160 پس از او شر و بلا در دین به جا گذاشت 813 00:27:56,160 --> 00:27:58,160 ملت 814 00:27:58,160 --> 00:28:00,160 هنوز بر آن قرآن بزرگ 815 00:28:00,160 --> 00:28:02,160 به خاطر کلام خدا و وحی و وحی او 816 00:28:02,160 --> 00:28:04,160 آنها نمی دانند 817 00:28:04,160 --> 00:28:06,160 غیر از این 818 00:28:06,160 --> 00:28:08,160 تا ما به آنها بگوییم 819 00:28:08,160 --> 00:28:10,160 کلام آفریده خداست 820 00:28:10,160 --> 00:28:12,220 و اضافه می شود 821 00:28:12,220 --> 00:28:14,220 به خدا عزت بیافزایید 822 00:28:14,220 --> 00:28:16,220 مثل خانه خدا 823 00:28:16,220 --> 00:28:18,220 و شتر خدا 824 00:28:18,220 --> 00:28:20,220 علما این موضوع را تکذیب کردند 825 00:28:20,220 --> 00:28:22,220 جهمیه ظاهر نشد 826 00:28:22,220 --> 00:28:24,220 در حالت مهدی و الرشید 827 00:28:24,220 --> 00:28:26,220 و منشی 828 00:28:26,220 --> 00:28:28,220 زمانی که مأمون زمام امور را به دست گرفت 829 00:28:28,220 --> 00:28:30,220 من به آنها گفتم و مقاله را نشان دادم 830 00:28:30,220 --> 00:28:32,289 محمد بن نوح گفت 831 00:28:32,289 --> 00:28:34,289 هارون الرشید گفت 832 00:28:34,289 --> 00:28:36,289 شنیدم که او انسان است 833 00:28:36,289 --> 00:28:38,289 ابن غیاثن مریسی می گوید: 834 00:28:38,289 --> 00:28:40,289 قرآن مخلوق است 835 00:28:40,289 --> 00:28:42,289 خدا به داد من برسه 836 00:28:42,289 --> 00:28:44,289 اگر برنده شوم 837 00:28:44,289 --> 00:28:46,380 من او را خواهم کشت 838 00:28:46,380 --> 00:28:48,380 الدورقی گفت 839 00:28:48,380 --> 00:28:50,380 المریسی پنهان شده بود 840 00:28:50,380 --> 00:28:52,380 روزهای رشید 841 00:28:52,380 --> 00:28:54,380 وقتی الرشید درگذشت، ظهور کرد 842 00:28:54,380 --> 00:28:56,380 دعوت به ضلالت کرد 843 00:28:56,380 --> 00:28:58,380 بعد هم مامون است 844 00:28:58,380 --> 00:29:00,380 به کلمات نگاه کرد و نگاه کرد 845 00:29:00,380 --> 00:29:02,380 و متوقف ماند 846 00:29:02,380 --> 00:29:04,450 در دعای بدعت او 847 00:29:04,450 --> 00:29:06,450 ابوالفرج بن جوزی گفت 848 00:29:06,450 --> 00:29:08,450 با مردم آمیخته شد 849 00:29:08,450 --> 00:29:10,450 معتزله 850 00:29:10,450 --> 00:29:12,450 پس او را ستایش کردند که گفت قرآن آفریده شده است 851 00:29:12,450 --> 00:29:14,450 و مردد شد 852 00:29:14,450 --> 00:29:16,450 بقایای شیوخ را تماشا می کند 853 00:29:16,450 --> 00:29:18,450 سپس عزم خود را تقویت کرد 854 00:29:18,450 --> 00:29:20,450 و افراد را آزمایش کنید 855 00:29:20,450 --> 00:29:22,450 ابن اکثم گفت 856 00:29:22,450 --> 00:29:24,450 مأمون به ما گفت 857 00:29:24,450 --> 00:29:26,450 پس یزید پسر هارون است 858 00:29:26,450 --> 00:29:28,450 تا نشان دهد قرآن آفریده شده است 859 00:29:28,450 --> 00:29:30,480 برخی از قوم او گفتند: 860 00:29:30,480 --> 00:29:32,480 ای امیرالمومنین! 861 00:29:32,480 --> 00:29:34,480 و چه کسی افزایش می دهد؟ 862 00:29:34,480 --> 00:29:36,480 تا زمانی که تقوا نداشته باشد 863 00:29:36,480 --> 00:29:38,480 گفت: وای بر تو! 864 00:29:38,480 --> 00:29:40,480 اگه نشونش بدم میترسم 865 00:29:40,480 --> 00:29:42,480 تا به من پاسخ دهد 866 00:29:42,480 --> 00:29:44,480 مردم متفاوت خواهند بود و متفاوت خواهند بود 867 00:29:44,480 --> 00:29:46,480 فتنه و من از آن متنفرم 868 00:29:46,480 --> 00:29:48,480 فتنه 869 00:29:48,480 --> 00:29:50,480 مرد گفت 870 00:29:50,480 --> 00:29:52,480 من این را از او پرس و جو خواهم کرد 871 00:29:52,480 --> 00:29:54,480 پس به واسط رفت 872 00:29:54,480 --> 00:29:56,480 پس نزد یزید آمد 873 00:29:56,480 --> 00:29:58,480 گفت: ای ابوخالد 874 00:29:58,480 --> 00:30:00,480 او امیرالمؤمنین است 875 00:30:00,480 --> 00:30:02,480 درود بر شما 876 00:30:02,480 --> 00:30:04,480 و او به شما می گوید 877 00:30:04,480 --> 00:30:06,480 من می خواهم شخصیت قرآن را نشان دهم 878 00:30:06,480 --> 00:30:08,480 و او گفت 879 00:30:08,480 --> 00:30:10,480 به امیرالمؤمنین علیه السلام دروغ گفتی 880 00:30:10,480 --> 00:30:12,480 امیرالمؤمنین 881 00:30:12,480 --> 00:30:14,480 مردم به چیزی چنگ نمی زنند 882 00:30:14,480 --> 00:30:16,480 او را نمی شناسند 883 00:30:16,480 --> 00:30:18,480 اگر راست می گویی، بنشین 884 00:30:18,480 --> 00:30:20,480 اگر مردم جمع شوند 885 00:30:20,480 --> 00:30:22,480 و او گفت 886 00:30:22,480 --> 00:30:24,480 بعد فردا بود 887 00:30:24,480 --> 00:30:26,480 جمع شدند 888 00:30:26,480 --> 00:30:28,480 پس برخاست و همانطور که او گفت 889 00:30:28,480 --> 00:30:30,480 یزید گفت 890 00:30:30,480 --> 00:30:32,480 به امیرالمؤمنین علیه السلام دروغ گفتی 891 00:30:32,480 --> 00:30:34,480 او حمل نمی کند 892 00:30:34,480 --> 00:30:36,480 مردم آنچه را که نمی دانند می دانند 893 00:30:36,480 --> 00:30:38,480 و آنچه او نگفته است 894 00:30:38,480 --> 00:30:40,480 یکشنبه 895 00:30:40,480 --> 00:30:42,480 پس آن مرد نزد مأمون بازگشت 896 00:30:42,480 --> 00:30:44,480 گفت یا امیرالمؤمنین 897 00:30:44,480 --> 00:30:46,480 تو بهتر می دانستی 898 00:30:46,480 --> 00:30:48,480 این خبر را به او گفت 899 00:30:48,480 --> 00:30:50,640 صالح بن احمد گفت 900 00:30:50,640 --> 00:30:52,640 سپس مردم مورد آزمایش قرار گرفتند 901 00:30:52,640 --> 00:30:54,640 او به کسانی که رای ممتنع دادند هدایت داد 902 00:30:54,640 --> 00:30:56,640 به حبس 903 00:30:56,640 --> 00:30:58,640 همه مردم جواب دادند 904 00:30:58,640 --> 00:31:00,640 غیر از چهار 905 00:31:00,640 --> 00:31:02,640 پدرم و محمد بن نوح 906 00:31:02,640 --> 00:31:04,640 و بطری ها 907 00:31:04,640 --> 00:31:06,640 و الحسن بن حماد 908 00:31:06,640 --> 00:31:08,640 فرش 909 00:31:08,640 --> 00:31:10,640 بعد این دو جواب دادند 910 00:31:10,640 --> 00:31:12,640 پدرم و محمد بن نوح ماندند 911 00:31:12,640 --> 00:31:14,640 روزها در زندان 912 00:31:14,640 --> 00:31:16,640 سپس نامه ای از طرسوس آمد 913 00:31:16,640 --> 00:31:18,640 دو نفر از همکاران ثبت نام کردند 914 00:31:18,640 --> 00:31:20,640 ابو معمر گفت 915 00:31:20,640 --> 00:31:22,640 اجتماعی 916 00:31:22,640 --> 00:31:24,640 وقتی ما را به خانه سلطان آورد 917 00:31:24,640 --> 00:31:26,640 روزهای مصیبت 918 00:31:26,640 --> 00:31:28,640 احمد بن حنبل بود 919 00:31:28,640 --> 00:31:30,640 ممکنه بیارم 920 00:31:30,640 --> 00:31:32,640 وقتی دید مردم جواب می دهند 921 00:31:32,640 --> 00:31:34,640 او مرد مهربانی بود 922 00:31:34,640 --> 00:31:36,640 رگهایش ترکید و چشمانش قرمز شد 923 00:31:36,640 --> 00:31:38,640 و این نرمی از بین رفت 924 00:31:38,640 --> 00:31:40,640 پس گفتم: «مژده می‌دهم.» 925 00:31:40,640 --> 00:31:42,640 ابن فضیل به من گفت 926 00:31:42,640 --> 00:31:44,640 عن الولید بن عبدالله 927 00:31:44,640 --> 00:31:46,640 از ابوسلمه 928 00:31:46,640 --> 00:31:48,640 گفت از صحابه است 929 00:31:48,640 --> 00:31:50,640 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 930 00:31:50,640 --> 00:31:52,640 اگر چه کسی؟ 931 00:31:52,640 --> 00:31:54,640 من چیزی می خواهم که مربوط به دین او باشد 932 00:31:54,640 --> 00:31:56,640 حمالیق را دیدم 933 00:31:56,640 --> 00:31:58,640 چشمانش در سرش است 934 00:31:58,640 --> 00:32:00,640 دیوانه وار بچرخ 935 00:32:00,640 --> 00:32:02,640 ابن ابی اسامه گفت 936 00:32:02,640 --> 00:32:04,640 به ما بگو احمد 937 00:32:04,640 --> 00:32:06,640 روزهای مصیبت به او گفته شد 938 00:32:06,640 --> 00:32:08,640 ای اباعبدالله 939 00:32:08,640 --> 00:32:10,640 ابتدا حقیقت را می بینید 940 00:32:10,640 --> 00:32:12,640 چگونه باطل بر او ظاهر شد؟ 941 00:32:12,640 --> 00:32:14,640 گفت نه 942 00:32:14,640 --> 00:32:16,640 ظهور باطل بر حق 943 00:32:16,640 --> 00:32:18,640 برای حرکت دادن قلب ها 944 00:32:18,640 --> 00:32:20,640 از هدایت تا گمراهی 945 00:32:20,640 --> 00:32:22,640 قلب ما هنوز به حقیقت محتاج است 946 00:32:22,640 --> 00:32:24,670 ابوجعفر گفت 947 00:32:24,670 --> 00:32:26,670 عمبری 948 00:32:26,670 --> 00:32:28,670 وقتی احمد را به مأمون بردند 949 00:32:28,670 --> 00:32:30,670 گفتم 950 00:32:30,670 --> 00:32:32,670 پس از فرات گذشتم 951 00:32:32,670 --> 00:32:34,670 پس احمد در مسافرخانه نشسته بود 952 00:32:34,670 --> 00:32:36,670 پس به او سلام کردم 953 00:32:36,670 --> 00:32:38,670 گفت: ای ابوجعفر 954 00:32:38,670 --> 00:32:40,670 بدجنس بودم 955 00:32:40,670 --> 00:32:42,670 امروز شما رئیس هستید 956 00:32:42,670 --> 00:32:44,670 و مردم از شما الگو می گیرند 957 00:32:44,670 --> 00:32:46,670 به خدا اگه جواب دادی 958 00:32:46,670 --> 00:32:48,670 برای خلق قرآن 959 00:32:48,670 --> 00:32:50,670 برای پاسخ به خلقت 960 00:32:50,670 --> 00:32:52,670 حتی اگر جواب ندادی 961 00:32:52,670 --> 00:32:54,670 مرا به خاطر خلقت بسیاری از مردم سرزنش کند 962 00:32:54,670 --> 00:32:56,670 و با این حال 963 00:32:56,670 --> 00:32:58,670 اگر مرد شما را نکشد 964 00:32:58,670 --> 00:33:00,670 تو بمیری 965 00:33:00,670 --> 00:33:02,670 باید بمیرد 966 00:33:02,670 --> 00:33:04,670 پس از خدا بترسید و جواب نده 967 00:33:04,670 --> 00:33:06,670 احمد شروع کرد به گریه کردن 968 00:33:06,670 --> 00:33:08,670 و هر چه می خواهد می گوید 969 00:33:08,670 --> 00:33:10,670 سپس گفت 970 00:33:10,670 --> 00:33:12,670 ای ابوجعفر 971 00:33:12,670 --> 00:33:14,670 آن را تکرار کنید 972 00:33:14,670 --> 00:33:16,670 پس در حالی که می گفت به او قول دادم 973 00:33:16,670 --> 00:33:18,740 انشاالله 974 00:33:18,740 --> 00:33:20,740 محمد بن ابراهیم البوشینجی گفت 975 00:33:20,740 --> 00:33:22,740 آنها را وادار به مطالعه کردند 976 00:33:22,740 --> 00:33:24,740 اباعبدالله 977 00:33:24,740 --> 00:33:26,740 یعنی امام احمد 978 00:33:26,740 --> 00:33:28,740 در تقیه و آنچه در آن نقل شده است 979 00:33:28,740 --> 00:33:30,740 به آنها گفت 980 00:33:30,740 --> 00:33:32,740 با حدیث خباب چه کار می کنی؟ 981 00:33:32,740 --> 00:33:34,740 کسانی که قبل از شما بودند 982 00:33:34,740 --> 00:33:36,740 یک نفر داشت پست می گذاشت 983 00:33:36,740 --> 00:33:38,740 در اره 984 00:33:38,740 --> 00:33:40,740 این او را از دینش باز نمی دارد 985 00:33:40,740 --> 00:33:42,740 گفت: ما از او بهتریم. 986 00:33:42,740 --> 00:33:44,740 سپس احمد گفت 987 00:33:44,740 --> 00:33:46,740 حبس برام مهم نیست 988 00:33:46,740 --> 00:33:48,740 خانه من چیست؟ 989 00:33:48,740 --> 00:33:50,740 به جز یکی 990 00:33:50,740 --> 00:33:52,740 و نه با شمشیر کشته شدند 991 00:33:52,740 --> 00:33:54,740 من از وسوسه شلاق می ترسم 992 00:33:54,740 --> 00:33:56,740 عده ای در زندان او را شنیدند 993 00:33:56,740 --> 00:33:58,740 و او گفت 994 00:33:58,740 --> 00:34:00,740 مهم نیست اباعبدالله 995 00:34:00,740 --> 00:34:02,740 چیزی جز دو تازیانه نیست 996 00:34:02,740 --> 00:34:04,740 سپس شما نمی دانید کجا واقع شده است 997 00:34:04,740 --> 00:34:06,740 انگار از او رازی بود 998 00:34:06,740 --> 00:34:08,739 صالح بن احمد گفت 999 00:34:08,739 --> 00:34:10,739 پدرم و محمد بن نوح حمل کردند 1000 00:34:10,739 --> 00:34:12,739 از بغداد در زنجیر 1001 00:34:12,739 --> 00:34:14,739 بنابراین ما با آنها شدیم 1002 00:34:14,739 --> 00:34:16,739 به انبار 1003 00:34:16,739 --> 00:34:18,739 ابوبکر پرسید 1004 00:34:18,739 --> 00:34:20,739 شرایط پدرم 1005 00:34:20,739 --> 00:34:22,739 ای اباعبدالله 1006 00:34:22,739 --> 00:34:24,739 اگر به شمشیر پیشنهاد شود، پاسخ خواهد داد 1007 00:34:24,739 --> 00:34:26,739 گفت نه 1008 00:34:26,739 --> 00:34:28,739 سپس راه بروید 1009 00:34:28,739 --> 00:34:30,739 بنابراین شنیدم که پدرم می گفت 1010 00:34:30,739 --> 00:34:32,739 به الرحبه رسیدیم 1011 00:34:32,739 --> 00:34:34,739 در تاریکی شب 1012 00:34:34,739 --> 00:34:36,739 مردی به ما نشان داد 1013 00:34:36,739 --> 00:34:38,739 گفت: کدام یک از شما احمد هستید؟ 1014 00:34:38,739 --> 00:34:40,739 ابن حنبل 1015 00:34:40,739 --> 00:34:42,739 پس این را به او گفتند 1016 00:34:42,739 --> 00:34:44,739 به او گفت: احمد 1017 00:34:44,739 --> 00:34:46,739 اینجا باید بکشیش 1018 00:34:46,739 --> 00:34:48,739 و وارد بهشت میشوی 1019 00:34:48,739 --> 00:34:50,739 سپس گفت 1020 00:34:50,739 --> 00:34:52,739 من تو را با خدا وداع کردم و ادامه دادم 1021 00:34:52,739 --> 00:34:54,739 احمد گفت 1022 00:34:54,739 --> 00:34:56,739 پس از او پرسیدم 1023 00:34:56,739 --> 00:34:58,739 به من گفتند: این مرد است 1024 00:34:58,739 --> 00:35:00,739 از العربی از رابعه 1025 00:35:00,739 --> 00:35:02,739 جابر به او می گوید 1026 00:35:02,739 --> 00:35:04,739 بن عامر اشاره می کند 1027 00:35:04,739 --> 00:35:06,739 خوب 1028 00:35:06,739 --> 00:35:08,739 ابراهیم بن عبدالله گفت 1029 00:35:08,739 --> 00:35:10,739 احمد بن حنبل گفت 1030 00:35:10,739 --> 00:35:12,739 از آن به بعد کلمه ای نشنیدم 1031 00:35:12,739 --> 00:35:14,739 من به این موضوع افتادم 1032 00:35:14,739 --> 00:35:16,739 قوی تر از کلمه بادیه نشینان 1033 00:35:16,739 --> 00:35:18,739 در یک مکان بزرگ با من در مورد آن صحبت کنید 1034 00:35:18,739 --> 00:35:20,739 به من گفت احمد 1035 00:35:20,739 --> 00:35:22,739 اگر حقیقت تو را بکشد 1036 00:35:22,739 --> 00:35:24,739 شهید بمیر 1037 00:35:24,739 --> 00:35:26,739 و اگر زنده باشید، ستوده زندگی خواهید کرد 1038 00:35:26,739 --> 00:35:28,739 پس قلبم قوی شد 1039 00:35:28,739 --> 00:35:30,739 صالح بن احمد گفت 1040 00:35:30,739 --> 00:35:32,739 پدرم گفت 1041 00:35:32,739 --> 00:35:34,739 وقتی به گوشش رسیدیم 1042 00:35:34,739 --> 00:35:36,739 و ترکش کردیم 1043 00:35:36,739 --> 00:35:38,739 در تاریکی شب 1044 00:35:38,739 --> 00:35:40,739 و در را به روی ما باز کرد 1045 00:35:40,739 --> 00:35:42,739 اگر مردی وارد شده باشد 1046 00:35:42,739 --> 00:35:44,739 گفت پوست 1047 00:35:44,739 --> 00:35:46,739 مرد مرده است 1048 00:35:46,739 --> 00:35:48,739 به معنای امن است 1049 00:35:48,739 --> 00:35:50,739 پدرم گفت 1050 00:35:50,739 --> 00:35:52,739 از خدا می خواستم نبینمش 1051 00:35:52,739 --> 00:35:54,739 من او را ندیدم 1052 00:35:54,739 --> 00:35:56,739 با بددون درگذشت 1053 00:35:56,739 --> 00:35:58,739 بزندون رود رام است 1054 00:35:58,739 --> 00:36:00,800 احمد ماند 1055 00:36:00,800 --> 00:36:02,800 زندانی در رقه 1056 00:36:02,800 --> 00:36:04,800 تا اینکه معتصم بیعت کرد 1057 00:36:04,800 --> 00:36:06,800 در پی مرگ برادرش 1058 00:36:06,800 --> 00:36:08,800 احمد به بغداد بازگشت 1059 00:36:08,800 --> 00:36:10,800 صالح گفت 1060 00:36:10,800 --> 00:36:12,800 وقتی پدرم و محمد بن نوح آزاد شدند 1061 00:36:12,800 --> 00:36:14,800 به تارسوس 1062 00:36:14,800 --> 00:36:16,800 او در زنجیر آنها پاسخ داد 1063 00:36:16,800 --> 00:36:18,800 وقتی به رقه رسید 1064 00:36:18,800 --> 00:36:20,800 حمل بر یک کشتی 1065 00:36:20,800 --> 00:36:22,800 وقتی به عناء رسید 1066 00:36:22,800 --> 00:36:24,800 محمد بن نوح درگذشت 1067 00:36:24,800 --> 00:36:26,800 و گره او را باز کنید 1068 00:36:26,800 --> 00:36:28,800 پدرم برایش دعا کرد 1069 00:36:28,800 --> 00:36:30,800 حنبل گفت 1070 00:36:30,800 --> 00:36:32,800 ابوعبدالله احمد بن حنبل گفت 1071 00:36:32,800 --> 00:36:34,800 من کسی را ندیدم 1072 00:36:34,800 --> 00:36:36,800 در سن کمش 1073 00:36:36,800 --> 00:36:38,800 من اراده خدا را انجام می دهم 1074 00:36:38,800 --> 00:36:40,800 از محمد بن نوح 1075 00:36:40,800 --> 00:36:42,800 امیدوارم بشه 1076 00:36:42,800 --> 00:36:44,800 مهرش خوب باشه 1077 00:36:44,800 --> 00:36:46,800 او یک روز به من گفت 1078 00:36:46,800 --> 00:36:48,800 ای اباعبدالله 1079 00:36:48,800 --> 00:36:50,800 خدا خداست 1080 00:36:50,800 --> 00:36:52,800 تو مثل من نیستی 1081 00:36:52,800 --> 00:36:54,800 ممکن است تمدید شود 1082 00:36:54,800 --> 00:36:56,800 آفرینش گردن آنها را به سوی شما دراز کرده است 1083 00:36:56,800 --> 00:36:58,800 چرا از شماست؟ 1084 00:36:58,800 --> 00:37:00,800 از خدا بترسید 1085 00:37:00,800 --> 00:37:02,800 و بر فرمان خدا ثابت قدم باش 1086 00:37:02,800 --> 00:37:04,800 یا همینطور 1087 00:37:04,800 --> 00:37:06,829 پس مرد و من بر او نماز خواندم و دفنش کردم 1088 00:37:06,829 --> 00:37:08,829 صالح گفت 1089 00:37:08,829 --> 00:37:10,829 پدرم در زنجیر به بغداد رفت 1090 00:37:10,829 --> 00:37:12,829 پس در الیسریه ماند 1091 00:37:12,829 --> 00:37:14,829 روزها 1092 00:37:14,829 --> 00:37:16,829 سپس در خانه Nectoret زندانی شد 1093 00:37:16,829 --> 00:37:18,829 در دار آماره 1094 00:37:18,829 --> 00:37:20,829 سپس به بازداشت عمومی منتقل شد 1095 00:37:20,829 --> 00:37:22,829 با رسانایی 1096 00:37:22,829 --> 00:37:24,829 احمد گفت 1097 00:37:24,829 --> 00:37:26,829 برای مردم زندان دعا می کردم 1098 00:37:26,829 --> 00:37:28,829 و من گره خورده ام 1099 00:37:28,829 --> 00:37:30,829 وقتی یک سال در ماه رمضان بود 1100 00:37:30,829 --> 00:37:32,829 نوزده گفتم 1101 00:37:32,829 --> 00:37:34,829 پس از مرگ مأمون این اتفاق افتاد 1102 00:37:34,829 --> 00:37:36,829 چهارده ماه 1103 00:37:36,829 --> 00:37:38,829 به دار اسحاق تبدیل شد 1104 00:37:38,829 --> 00:37:40,829 بن ابراهیم 1105 00:37:40,829 --> 00:37:42,829 منظورم معاون بغداد است 1106 00:37:42,829 --> 00:37:44,829 در مورد حنبل فرمود: 1107 00:37:44,829 --> 00:37:46,829 اباعبدالله به زندان افتاد 1108 00:37:46,829 --> 00:37:48,829 در دار اماره در بغداد 1109 00:37:48,829 --> 00:37:50,829 در اصطبل شاهزاده محمد 1110 00:37:50,829 --> 00:37:52,829 بن ابراهیم 1111 00:37:52,829 --> 00:37:54,829 برادرم اسحاق بن ابراهیم 1112 00:37:54,829 --> 00:37:56,829 او در زندان تنگ بود 1113 00:37:56,829 --> 00:37:58,829 در ماه رمضان مریض شد 1114 00:37:58,829 --> 00:38:00,829 سپس تقریباً کمی بعد 1115 00:38:00,829 --> 00:38:02,829 به زندان عمومی 1116 00:38:02,829 --> 00:38:04,829 حدوداً در زندان ماند 1117 00:38:04,829 --> 00:38:06,829 از سی ماهگی 1118 00:38:06,829 --> 00:38:08,829 و به سمتش رفتیم 1119 00:38:08,829 --> 00:38:10,829 پس برایم کتاب تعویق را خواند 1120 00:38:10,829 --> 00:38:12,829 دیگران در زندان هستند 1121 00:38:12,829 --> 00:38:14,829 و او را دیدم که با آنها نماز می خواند 1122 00:38:14,829 --> 00:38:16,829 در کارنامه 1123 00:38:16,829 --> 00:38:18,829 پدرم گفت 1124 00:38:18,829 --> 00:38:20,829 او هر روز به سمت من هدایت می شد 1125 00:38:20,829 --> 00:38:22,829 با دو پا 1126 00:38:22,829 --> 00:38:24,829 یکی از آنها نام دارد 1127 00:38:24,829 --> 00:38:26,829 احمد بن احمد بن رباح 1128 00:38:26,829 --> 00:38:28,829 دیگری ابوشی بن حجام است 1129 00:38:28,829 --> 00:38:30,829 آنها هنوز آنجا هستند 1130 00:38:30,829 --> 00:38:32,829 حتی بحث هم می کنند 1131 00:38:32,829 --> 00:38:34,829 اگر قیام کرد او را صدا می زنند 1132 00:38:34,829 --> 00:38:36,829 با محدودیت های بیشتر 1133 00:38:36,829 --> 00:38:38,829 پای من شد 1134 00:38:38,829 --> 00:38:40,829 چهار محدودیت 1135 00:38:40,829 --> 00:38:42,829 گفت وقتی رسیدیم 1136 00:38:42,829 --> 00:38:44,829 به محل معروف به باب 1137 00:38:44,829 --> 00:38:46,829 در باغ 1138 00:38:46,829 --> 00:38:48,829 صورت پدرم را بیرون آوردم 1139 00:38:48,829 --> 00:38:50,829 پس سوار شدم و غل و زنجیر شدم 1140 00:38:50,829 --> 00:38:52,829 من کسی را ندارم که مرا نگه دارد 1141 00:38:52,829 --> 00:38:54,829 تقریباً بیش از یک بار این کار را انجام دادم 1142 00:38:54,829 --> 00:38:56,829 این آخرین چیزی است 1143 00:38:56,829 --> 00:38:58,829 به دلیل سنگینی محدودیت ها 1144 00:38:58,829 --> 00:39:00,829 پس پدرم به خانه معتصم آمد 1145 00:39:00,829 --> 00:39:02,829 بنابراین وارد اتاقی شدم 1146 00:39:02,829 --> 00:39:04,829 سپس وارد خانه ای شدم 1147 00:39:04,829 --> 00:39:06,829 در داخل روی من بسته بود 1148 00:39:06,829 --> 00:39:08,829 شب و بدون چراغ 1149 00:39:08,829 --> 00:39:10,829 پس وقتی فردا بود 1150 00:39:10,829 --> 00:39:12,829 تکتی را بیرون آوردم 1151 00:39:12,829 --> 00:39:14,829 و زنجیرهایی را که حمل می کنم سفت کردم 1152 00:39:14,829 --> 00:39:16,829 و شلوارم را بالا زدم 1153 00:39:16,829 --> 00:39:18,829 سپس رسول معتصم آمد 1154 00:39:18,829 --> 00:39:20,829 و او گفت 1155 00:39:20,829 --> 00:39:22,829 جواب می دهم و دستم را می گیرد 1156 00:39:22,829 --> 00:39:24,829 و مرا وارد آن کرد 1157 00:39:24,829 --> 00:39:26,829 و زنجیر را حمل می کنم 1158 00:39:26,829 --> 00:39:28,829 و او هم نشسته است 1159 00:39:28,829 --> 00:39:30,829 احمد بن ابی داود حضور دارد 1160 00:39:30,829 --> 00:39:32,829 و جمع کرد 1161 00:39:32,829 --> 00:39:34,829 اصحاب زیادی خلق کرد 1162 00:39:34,829 --> 00:39:36,829 معتصم به من گفت 1163 00:39:36,829 --> 00:39:38,829 پایین تر، پایین تر 1164 00:39:38,829 --> 00:39:40,829 او حتی به من نزدیک نشد 1165 00:39:40,829 --> 00:39:42,829 سپس گفت 1166 00:39:42,829 --> 00:39:44,829 بشین 1167 00:39:44,829 --> 00:39:46,829 پس نشستم و زنجیر بر من سنگینی کرد 1168 00:39:46,829 --> 00:39:48,829 پس کمی ماندم 1169 00:39:48,829 --> 00:39:50,829 بعد گفتم اجازه دارم؟ 1170 00:39:50,829 --> 00:39:52,829 در سخنرانی گفت: صحبت کن. 1171 00:39:52,829 --> 00:39:54,829 پس گفتم 1172 00:39:54,829 --> 00:39:56,829 به آنچه خدا و رسولش دعوت کرده اند 1173 00:39:56,829 --> 00:39:58,829 هانیه سکوت کرد 1174 00:39:58,829 --> 00:40:00,829 سپس گفت 1175 00:40:00,829 --> 00:40:02,829 به شهادت اینکه معبودی جز الله نیست 1176 00:40:02,829 --> 00:40:04,829 پس گفتم 1177 00:40:04,829 --> 00:40:06,829 شهادت می دهم که معبودی جز الله نیست 1178 00:40:06,829 --> 00:40:08,829 بعد گفتم 1179 00:40:08,829 --> 00:40:10,829 پدربزرگ شما ابن عباس است 1180 00:40:10,829 --> 00:40:12,829 او می گوید 1181 00:40:12,829 --> 00:40:14,829 وقتی هیئت عبدالقیس آمد 1182 00:40:14,829 --> 00:40:16,829 بر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 1183 00:40:16,829 --> 00:40:18,829 از او در این مورد پرسیدند 1184 00:40:18,829 --> 00:40:20,829 ایمان 1185 00:40:20,829 --> 00:40:22,829 گفت: میدونی چیه؟ 1186 00:40:22,829 --> 00:40:24,829 ایمان گفتند 1187 00:40:24,829 --> 00:40:26,829 خدا و رسولش بهتر می دانند 1188 00:40:26,829 --> 00:40:28,829 شهادت گفت 1189 00:40:28,829 --> 00:40:30,829 معبودی جز الله نیست 1190 00:40:30,829 --> 00:40:32,829 و اینکه محمد رسول خداست 1191 00:40:32,829 --> 00:40:34,829 و نماز را برپا دار 1192 00:40:34,829 --> 00:40:36,829 و پرداخت زکات 1193 00:40:36,829 --> 00:40:38,829 و یک پنجم غنایم را بدهد 1194 00:40:38,829 --> 00:40:40,829 معتصم گفت 1195 00:40:40,829 --> 00:40:42,829 اگر فقط تو را پیدا کرده بودم 1196 00:40:42,829 --> 00:40:44,829 در دستان کسانی که قبل از من بودند 1197 00:40:44,829 --> 00:40:46,829 چیزی که به شما پیشنهاد دادم 1198 00:40:46,829 --> 00:40:48,829 سپس گفت 1199 00:40:48,829 --> 00:40:50,829 ای عبدالرحمن بن اسحاق 1200 00:40:50,829 --> 00:40:52,829 آیا من به شما دستور ندادم که مصیبت را بردارید؟ 1201 00:40:52,829 --> 00:40:54,829 پس گفتم خدایا 1202 00:40:54,829 --> 00:40:56,829 بزرگترین چیز در این است 1203 00:40:56,829 --> 00:40:58,829 آرامشی برای مسلمانان 1204 00:40:58,829 --> 00:41:00,829 سپس به آنها گفت 1205 00:41:00,829 --> 00:41:02,829 به او نگاه کردند و با او صحبت کردند 1206 00:41:02,829 --> 00:41:04,829 ای عبدالرحمن 1207 00:41:04,829 --> 00:41:06,829 و او گفت 1208 00:41:06,829 --> 00:41:08,829 در قرآن چه می گویید؟ 1209 00:41:08,829 --> 00:41:10,829 گفتم 1210 00:41:10,829 --> 00:41:12,829 آنچه شما می گویید در حد علم خداست 1211 00:41:12,829 --> 00:41:14,829 پس ساکت ماند 1212 00:41:14,829 --> 00:41:16,829 برخی از آنها به من گفتند 1213 00:41:16,829 --> 00:41:18,829 مگر خداوند متعال نگفته است؟ 1214 00:41:18,829 --> 00:41:20,829 خداوند خالق همه چیز است 1215 00:41:20,829 --> 00:41:22,829 و قرآن 1216 00:41:22,829 --> 00:41:24,829 چیزی نیست؟ 1217 00:41:24,829 --> 00:41:26,829 پس گفتم: خدا گفت. 1218 00:41:26,829 --> 00:41:28,829 همه چیز رو نابود کن 1219 00:41:28,829 --> 00:41:30,829 چیزی رو نابود کردی؟ 1220 00:41:30,829 --> 00:41:32,829 خدا خواست 1221 00:41:32,829 --> 00:41:34,829 هر چه یادی برایشان آید 1222 00:41:34,829 --> 00:41:36,829 از پروردگارشان، به روز شده 1223 00:41:36,829 --> 00:41:38,829 آپدیت میشه؟ 1224 00:41:38,829 --> 00:41:40,829 جز یک موجود 1225 00:41:40,829 --> 00:41:42,829 پس گفتم: خدا گفت. 1226 00:41:42,829 --> 00:41:44,829 آر 1227 00:41:44,829 --> 00:41:46,829 و قرآن ذکر شده است 1228 00:41:46,829 --> 00:41:48,829 ذکر قرآن است 1229 00:41:48,829 --> 00:41:50,829 و اینها در آن نیستند 1230 00:41:50,829 --> 00:41:52,829 A و L 1231 00:41:52,829 --> 00:41:54,829 برخی از آنان حدیث عمران بن حسین را ذکر کردند 1232 00:41:54,829 --> 00:41:56,829 خداوند مرد را آفرید 1233 00:41:56,829 --> 00:41:58,829 پس این را گفتم 1234 00:41:58,829 --> 00:42:00,829 ردپاها به ما گفت 1235 00:42:00,829 --> 00:42:02,829 با یک ذکر 1236 00:42:02,829 --> 00:42:04,829 خداوند ذکر را نوشته است 1237 00:42:04,829 --> 00:42:06,829 از حدیث ابن مسعود دلیل استفاده کردند 1238 00:42:06,829 --> 00:42:08,829 آنچه خدا آفرید 1239 00:42:08,829 --> 00:42:10,829 نه بهشت نه جهنم 1240 00:42:10,829 --> 00:42:12,829 نه آسمان و نه زمین 1241 00:42:12,829 --> 00:42:14,829 بزرگتر از آیت الکرسی 1242 00:42:14,829 --> 00:42:16,829 پس گفتم 1243 00:42:16,829 --> 00:42:18,829 خلقت در بهشت اتفاق افتاد 1244 00:42:18,829 --> 00:42:20,829 و آتش و آسمان و زمین 1245 00:42:20,829 --> 00:42:22,829 بر قرآن نیفتاده است 1246 00:42:22,829 --> 00:42:24,829 برخی از آنها گفتند 1247 00:42:24,829 --> 00:42:26,829 حدیث خباب 1248 00:42:26,829 --> 00:42:28,829 هی دختر! 1249 00:42:28,829 --> 00:42:30,829 تا می توانید پیش خدا بخوانید 1250 00:42:30,829 --> 00:42:32,829 نزدیک نخواهی شد 1251 00:42:32,829 --> 00:42:34,829 به او با چیزی که دوست دارم 1252 00:42:34,829 --> 00:42:36,829 به او از سخنانش 1253 00:42:36,829 --> 00:42:38,829 پس گفتم اینجوریه 1254 00:42:38,829 --> 00:42:40,829 صالح گفت 1255 00:42:40,829 --> 00:42:42,829 و ابن ابی دواد را ساخت 1256 00:42:42,829 --> 00:42:44,900 او به پدر عصبانی شما نگاه می کند 1257 00:42:44,900 --> 00:42:46,900 پدرم گفت 1258 00:42:46,900 --> 00:42:48,900 و در این مورد صحبت می کرد 1259 00:42:48,900 --> 00:42:50,900 بنابراین من به او پاسخ می دهم 1260 00:42:50,900 --> 00:42:52,900 او این را می گوید و من به او پاسخ می دهم 1261 00:42:52,900 --> 00:42:54,900 اگر مرد از آنها بریده شود 1262 00:42:54,900 --> 00:42:56,900 ابن ابی داود مخالفت کرد 1263 00:42:56,900 --> 00:42:58,900 می گوید یا امیرالمؤمنین 1264 00:42:58,900 --> 00:43:00,900 او به خدا 1265 00:43:00,900 --> 00:43:02,900 گمراه، گمراه، مبتکر 1266 00:43:02,900 --> 00:43:04,900 و او می گوید 1267 00:43:04,900 --> 00:43:06,900 با سرپرستان او صحبت کنید 1268 00:43:06,900 --> 00:43:08,900 این مرد با من صحبت می کند و من به او پاسخ می دهم 1269 00:43:08,900 --> 00:43:10,900 و این با من صحبت می کند 1270 00:43:10,900 --> 00:43:12,900 بنابراین من به او پاسخ می دهم 1271 00:43:12,900 --> 00:43:14,900 اگر قطع شوند 1272 00:43:14,900 --> 00:43:16,900 المعتصم می گوید 1273 00:43:16,900 --> 00:43:18,900 وای بر تو احمد این چه می گویی 1274 00:43:18,900 --> 00:43:20,900 پس می گویم یا امیرالمؤمنین 1275 00:43:20,900 --> 00:43:22,900 یه چیزی به من بده 1276 00:43:22,900 --> 00:43:24,900 از کتاب خدا 1277 00:43:24,900 --> 00:43:26,900 به رسول خدا صلی الله علیه و آله گفتم 1278 00:43:26,900 --> 00:43:28,900 پس من آن را می گویم 1279 00:43:28,900 --> 00:43:30,900 حنبل گفت 1280 00:43:30,900 --> 00:43:32,900 اباعبدالله گفت 1281 00:43:32,900 --> 00:43:34,900 به من اعتراض کردند 1282 00:43:34,900 --> 00:43:36,900 با یه چیز قوی تر 1283 00:43:36,900 --> 00:43:38,900 قلب من شروع نمی شود 1284 00:43:38,900 --> 00:43:40,900 زبان من این است که آن را بگویم 1285 00:43:40,900 --> 00:43:42,900 آنها منکر تأثیرات آن شدند 1286 00:43:42,900 --> 00:43:44,900 و فکر نمیکردم اینجوری باشن 1287 00:43:44,900 --> 00:43:47,219 تا اینکه شنیدم 1288 00:43:47,219 --> 00:43:49,219 محمد بن ابراهیم البوشینجی گفت 1289 00:43:49,219 --> 00:43:51,219 کمی به من بگو 1290 00:43:51,219 --> 00:43:53,219 یاران ما احمد 1291 00:43:53,219 --> 00:43:55,219 ابن عابدود گفت 1292 00:43:55,219 --> 00:43:57,219 نزد احمد رفت تا با او صحبت کند 1293 00:43:57,219 --> 00:43:59,219 به سمت او برگشت 1294 00:43:59,219 --> 00:44:01,219 تا اینکه معتصم گفت 1295 00:44:01,219 --> 00:44:03,219 آه احمد 1296 00:44:03,219 --> 00:44:05,219 با اباعبدالله صحبت نمی کنی؟ 1297 00:44:05,219 --> 00:44:07,219 پس گفتم 1298 00:44:07,219 --> 00:44:09,219 من او را در میان علما نمی شناسم، پس با او صحبت خواهم کرد 1299 00:44:09,219 --> 00:44:11,219 صالح گفت 1300 00:44:11,219 --> 00:44:13,219 و ابن عابد واد گفت: 1301 00:44:13,219 --> 00:44:15,219 ای امیرالمومنین! 1302 00:44:15,219 --> 00:44:17,219 به خدا سوگند اگر جواب شما را داد 1303 00:44:17,219 --> 00:44:19,219 او نزد من از هزار دینار عزیزتر است 1304 00:44:19,219 --> 00:44:21,219 و صد هزار دینار 1305 00:44:21,219 --> 00:44:23,219 بیش از این است 1306 00:44:23,219 --> 00:44:25,219 آنچه خدا بخواهد آماده شدن است 1307 00:44:25,219 --> 00:44:27,219 و او گفت 1308 00:44:27,219 --> 00:44:29,219 اگه جوابمو بده 1309 00:44:29,219 --> 00:44:31,219 با دست خودم آزادش کنم 1310 00:44:31,219 --> 00:44:33,219 و من با یک سرباز به سوی او سوار می شوم 1311 00:44:33,219 --> 00:44:35,219 و من روی پاشنه او پا می گذاشتم 1312 00:44:35,219 --> 00:44:37,219 سپس گفت 1313 00:44:37,219 --> 00:44:39,219 ای احمد، قسم می خورم 1314 00:44:39,219 --> 00:44:41,219 من نسبت به شما دلسوز هستم 1315 00:44:41,219 --> 00:44:43,219 و من برایت متاسفم 1316 00:44:43,219 --> 00:44:45,219 مثل دلسوزی من برای پسرم هارون 1317 00:44:45,219 --> 00:44:47,219 شما چه می گویید؟ 1318 00:44:47,219 --> 00:44:49,219 پس می گویم به من بده 1319 00:44:49,219 --> 00:44:51,219 از کتاب خدا و سنت رسولش 1320 00:44:51,219 --> 00:44:53,219 زمانی که شورا برای مدت طولانی دوام آورد 1321 00:44:53,219 --> 00:44:55,219 کسالت 1322 00:44:55,219 --> 00:44:57,219 و گفت: برخیز. 1323 00:44:57,219 --> 00:44:59,219 منو با خودش حبس کرد 1324 00:44:59,219 --> 00:45:01,219 و عبدالرحمن بن اسحاق با من صحبت می کند 1325 00:45:01,219 --> 00:45:03,219 گفت وای بر تو 1326 00:45:03,219 --> 00:45:05,219 جواب منو بده 1327 00:45:05,219 --> 00:45:07,219 عبدالرحمن به او گفت 1328 00:45:07,219 --> 00:45:09,219 ای امیرالمومنین! 1329 00:45:09,219 --> 00:45:11,219 من او را سی سال است که می شناسم 1330 00:45:11,219 --> 00:45:13,219 اطاعت و حج تو را می بیند 1331 00:45:13,219 --> 00:45:15,219 و جهاد با شماست 1332 00:45:15,219 --> 00:45:17,219 می گوید: به خدا سوگند. 1333 00:45:17,219 --> 00:45:19,219 این یک دنیاست 1334 00:45:19,219 --> 00:45:21,219 او فقیه است 1335 00:45:21,219 --> 00:45:23,219 و من از اینکه او را با خود دارم احساس بدی ندارم 1336 00:45:23,219 --> 00:45:25,219 افراد بی حوصله به من پاسخ می دهند 1337 00:45:25,219 --> 00:45:27,219 سپس گفت 1338 00:45:27,219 --> 00:45:29,219 صالحی الرشیدی را نمی شناختی 1339 00:45:29,219 --> 00:45:31,219 گفتم که شنیده بودم 1340 00:45:31,219 --> 00:45:33,219 گفت معلم من است 1341 00:45:33,219 --> 00:45:35,219 و او در آن بود 1342 00:45:35,219 --> 00:45:37,219 موقعیت نشسته است 1343 00:45:37,219 --> 00:45:39,219 به یک طرف خانه اشاره کرد 1344 00:45:39,219 --> 00:45:41,219 پس از من درباره قرآن پرسید 1345 00:45:41,219 --> 00:45:43,219 بنابراین او با من مخالفت کرد 1346 00:45:43,219 --> 00:45:45,219 پس دستور دادم او را زمین بگذارند و بکشند 1347 00:45:45,219 --> 00:45:47,219 آه احمد 1348 00:45:47,219 --> 00:45:49,219 یه چیزی جوابمو بده 1349 00:45:49,219 --> 00:45:51,219 شما کوچکترین آرامشی دارید 1350 00:45:51,219 --> 00:45:53,219 تا اینکه با دست خودم آزادت کنم 1351 00:45:53,219 --> 00:45:55,219 گفتم 1352 00:45:55,219 --> 00:45:57,219 چیزی از کتاب خدا به من بده 1353 00:45:57,219 --> 00:45:59,219 و سنت رسولش 1354 00:45:59,219 --> 00:46:01,219 شورا ادامه داشت 1355 00:46:01,219 --> 00:46:03,219 به محل برگشتم 1356 00:46:03,219 --> 00:46:05,219 وقتی بعد از غروب بود 1357 00:46:05,219 --> 00:46:07,219 او دو مرد را به من راهنمایی کرد 1358 00:46:07,219 --> 00:46:09,219 یکی از اصحاب ابن ابی داود 1359 00:46:09,219 --> 00:46:11,219 آنها با من می مانند 1360 00:46:11,219 --> 00:46:13,219 آنها بحث می کنند و با من می مانند 1361 00:46:13,219 --> 00:46:15,219 حتی اگر باشد 1362 00:46:15,219 --> 00:46:17,219 وقت صبحانه فرا رسیده است 1363 00:46:17,219 --> 00:46:19,219 با غذا و سخت کار می کنند 1364 00:46:19,219 --> 00:46:21,219 من دوست دارم روزه ام را افطار کنم اما این کار را نمی کنم 1365 00:46:21,219 --> 00:46:23,219 گفتم بود 1366 00:46:23,219 --> 00:46:25,219 شب های ماه رمضان 1367 00:46:25,219 --> 00:46:27,219 گفت و قیافه ای در آورد 1368 00:46:27,219 --> 00:46:29,219 معتصم به ابن ابی دواد 1369 00:46:29,219 --> 00:46:31,219 شب گفت 1370 00:46:31,219 --> 00:46:33,219 امیر بهت میگه 1371 00:46:33,219 --> 00:46:35,219 مؤمنان آنچه شما می گویید 1372 00:46:35,219 --> 00:46:37,219 پس من هم به او پاسخ می دهم 1373 00:46:37,219 --> 00:46:39,219 تا من جواب میدادم 1374 00:46:39,219 --> 00:46:41,219 ابن ابی داود گفت 1375 00:46:41,219 --> 00:46:43,219 او امیرالمؤمنین است 1376 00:46:43,219 --> 00:46:45,219 او قسم خورد که شما را بزند، ضربه پشت ضربه 1377 00:46:45,219 --> 00:46:47,219 و تو را در جایی قرار دهم 1378 00:46:47,219 --> 00:46:49,219 شما خورشید را در آن نمی بینید 1379 00:46:49,219 --> 00:46:51,219 او این را می گوید 1380 00:46:51,219 --> 00:46:53,219 او جواب من را داد، به سراغش آمدم 1381 00:46:53,219 --> 00:46:55,219 تا اینکه با دست خودم آزادش کردم 1382 00:46:55,219 --> 00:46:57,219 سپس او رفت 1383 00:46:57,219 --> 00:46:59,219 صبح که رسیدیم اومد 1384 00:46:59,219 --> 00:47:01,219 رسولش دستم را گرفت 1385 00:47:01,219 --> 00:47:03,219 تا اینکه مرا پیش خودش برد 1386 00:47:03,219 --> 00:47:05,219 گفت به او نگاه کنند 1387 00:47:05,219 --> 00:47:07,219 و با او صحبت کردند 1388 00:47:07,219 --> 00:47:09,219 بنابراین آنها شروع به نگاه کردن به من کردند 1389 00:47:09,219 --> 00:47:11,219 بنابراین من به آنها پاسخ می دهم 1390 00:47:11,219 --> 00:47:13,219 گفت: هنوز هم همینطورند. 1391 00:47:13,219 --> 00:47:15,219 به سمت پایان 1392 00:47:15,219 --> 00:47:17,219 وقتی حوصله اش سر رفت گفت: 1393 00:47:17,219 --> 00:47:19,219 بلند شو پس 1394 00:47:19,219 --> 00:47:21,219 من و عبدالرحمن را ترک کرد 1395 00:47:21,219 --> 00:47:23,219 ابن اسحاق و هنوز هم چنین می کرد 1396 00:47:23,219 --> 00:47:25,219 با من صحبت کرد و بعد بلند شد و وارد شد 1397 00:47:25,219 --> 00:47:27,219 به محل دریافت شد 1398 00:47:27,219 --> 00:47:29,219 او گفت 1399 00:47:29,219 --> 00:47:31,219 وقتی شب سوم بود 1400 00:47:31,219 --> 00:47:33,219 گفتم خوبه 1401 00:47:33,219 --> 00:47:35,219 که فردا اتفاق می افتد 1402 00:47:35,219 --> 00:47:37,219 چیزی در مورد من 1403 00:47:37,219 --> 00:47:39,219 و تنها چیزی که می خواهم یک نخ است 1404 00:47:39,219 --> 00:47:41,219 او برای من یک نخ آورد 1405 00:47:41,219 --> 00:47:43,219 بنابراین زنجیر سفت شد 1406 00:47:43,219 --> 00:47:45,219 تیک را تکرار کردم 1407 00:47:45,219 --> 00:47:47,219 به شلوارم 1408 00:47:47,219 --> 00:47:49,219 از ترس اینکه اتفاقی برایم بیفتد 1409 00:47:49,219 --> 00:47:51,219 بنابراین من برهنه می شوم 1410 00:47:51,219 --> 00:47:53,219 پس وقتی فردا بود 1411 00:47:53,219 --> 00:47:55,219 مرا به خانه آوردند 1412 00:47:55,219 --> 00:47:57,219 بنابراین، غوطه ور است 1413 00:47:57,219 --> 00:47:59,219 بنابراین از جایی شروع به ورود کردم 1414 00:47:59,219 --> 00:48:01,219 به یک مقام 1415 00:48:01,219 --> 00:48:03,219 و مردم با شمشیر 1416 00:48:03,219 --> 00:48:05,219 و عده ای تازیانه داشتند 1417 00:48:05,219 --> 00:48:07,219 نه در دو روز گذشته 1418 00:48:07,219 --> 00:48:09,219 یکی بزرگ 1419 00:48:09,219 --> 00:48:11,219 از اینها 1420 00:48:11,219 --> 00:48:13,219 وقتی تمومش کردم 1421 00:48:13,219 --> 00:48:15,219 گفت نشست 1422 00:48:15,219 --> 00:48:17,219 سپس ناظرانش گفتند 1423 00:48:17,219 --> 00:48:19,219 با او صحبت کنید 1424 00:48:19,219 --> 00:48:21,219 بنابراین آنها شروع به نگاه کردن به من کردند 1425 00:48:21,219 --> 00:48:23,219 او این را می گوید، بنابراین من به او پاسخ می دهم 1426 00:48:23,219 --> 00:48:25,219 او این را می گوید و من به او پاسخ می دهم 1427 00:48:25,219 --> 00:48:27,219 و صدایم را بساز 1428 00:48:27,219 --> 00:48:29,219 صدایشان بلندتر می شود 1429 00:48:29,219 --> 00:48:31,219 پس برخی از آنها را ایستاده ساخت 1430 00:48:31,219 --> 00:48:33,219 روی سرم، با دستش به من اشاره کرد 1431 00:48:33,219 --> 00:48:35,219 زمانی که شورا برای مدت طولانی دوام آورد 1432 00:48:35,219 --> 00:48:37,219 او به من سلام کرد و سپس به آنها سلام کرد 1433 00:48:37,219 --> 00:48:39,219 سپس آنها را پاک کرد 1434 00:48:39,219 --> 00:48:41,219 او مرا به سمت خود برگرداند 1435 00:48:41,219 --> 00:48:43,219 گفت: وای بر تو ای احمد 1436 00:48:43,219 --> 00:48:45,219 تا رها بشم جوابمو بده 1437 00:48:45,219 --> 00:48:47,219 درباره تو با دست من 1438 00:48:47,219 --> 00:48:49,219 من هم مثل خودم به او جواب دادم 1439 00:48:49,219 --> 00:48:51,219 گفت: او را ببر. 1440 00:48:51,219 --> 00:48:53,219 آن را بکشید 1441 00:48:53,219 --> 00:48:55,219 پس کشیدم و بلند شدم 1442 00:48:55,219 --> 00:48:57,219 او گفت 1443 00:48:57,219 --> 00:48:59,219 معتصم روی صندلی نشست 1444 00:48:59,219 --> 00:49:01,219 سپس گفت 1445 00:49:01,219 --> 00:49:03,219 عقاب و شلاق 1446 00:49:03,219 --> 00:49:05,219 پس دو عقاب را آورد 1447 00:49:05,219 --> 00:49:07,219 پس دستم را دراز کردم 1448 00:49:07,219 --> 00:49:09,219 برخی از کسانی که پشت سر من آمدند گفتند: 1449 00:49:09,219 --> 00:49:11,219 نات بگیر 1450 00:49:11,219 --> 00:49:13,219 دو چوب در دست شماست 1451 00:49:13,219 --> 00:49:15,219 آنها را سفت کرد 1452 00:49:15,219 --> 00:49:17,219 نفهمیدم چی گفت 1453 00:49:17,219 --> 00:49:19,380 پس دستم در رفت 1454 00:49:19,380 --> 00:49:21,380 محمد بن ابراهیم البوشینجی گفت 1455 00:49:21,380 --> 00:49:23,380 ذکر کردند که معتصم 1456 00:49:23,380 --> 00:49:25,380 حالا به دستور احمد 1457 00:49:25,380 --> 00:49:27,380 وقتی در دو تنبیه گیر کرده بود 1458 00:49:27,380 --> 00:49:29,380 ثبات خود را دید 1459 00:49:29,380 --> 00:49:31,380 و هسته و استحکام آن 1460 00:49:31,380 --> 00:49:33,380 تا اینکه احمد بن ابی او را وسوسه کرد 1461 00:49:33,380 --> 00:49:35,380 داود گفت 1462 00:49:35,380 --> 00:49:37,380 ای امیرالمومنین! 1463 00:49:37,380 --> 00:49:39,380 اگر آن را رها کنید گفته می شود 1464 00:49:39,380 --> 00:49:41,380 او عقیده مأمون را ترک کرد و ناراضی شد 1465 00:49:41,380 --> 00:49:43,380 گفتارش او را شگفت زده کرد 1466 00:49:43,380 --> 00:49:45,380 این برای ضربه زدن به او است 1467 00:49:45,380 --> 00:49:47,380 سپس به جلادان گفت 1468 00:49:47,380 --> 00:49:49,380 جلو آمدند و او موفق شد 1469 00:49:49,380 --> 00:49:51,380 مرد به من نزدیک می شود 1470 00:49:51,380 --> 00:49:53,380 با دو تا شلاق به من می زند 1471 00:49:53,380 --> 00:49:55,380 و به او می گوید 1472 00:49:55,380 --> 00:49:57,380 خدا دستت را قطع کن دستت را سفت کن 1473 00:49:57,380 --> 00:49:59,380 بعد پایین می آید و دیگری جلو می آید 1474 00:49:59,380 --> 00:50:01,380 با دو تا شلاق به من می زند 1475 00:50:01,380 --> 00:50:03,380 و او می گوید 1476 00:50:03,380 --> 00:50:05,380 در همه اینها 1477 00:50:05,380 --> 00:50:07,570 خدا دستت را قطع کن دستت را سفت کن 1478 00:50:07,570 --> 00:50:09,570 وقتی هفده را زدم 1479 00:50:09,570 --> 00:50:11,570 تازیانه ای به سمتم بلند شد 1480 00:50:11,570 --> 00:50:13,570 یعنی معتصم 1481 00:50:13,570 --> 00:50:15,570 گفت: ای احمد. 1482 00:50:15,570 --> 00:50:17,570 نشانه خودکشی 1483 00:50:17,570 --> 00:50:19,570 به خدا سوگند من بر شما هستم 1484 00:50:19,570 --> 00:50:21,599 برای شفیق 1485 00:50:21,599 --> 00:50:23,599 و عجيف مرا وادار به كوك كردن كرد 1486 00:50:23,599 --> 00:50:25,599 با لیست شمشیرهایش 1487 00:50:25,599 --> 00:50:27,599 آیا می خواهید تسخیر کنید؟ 1488 00:50:27,599 --> 00:50:29,599 اینها همه هستند 1489 00:50:29,599 --> 00:50:31,599 و برخی از آنها گفتند 1490 00:50:31,599 --> 00:50:33,599 وای بر امامت! 1491 00:50:33,599 --> 00:50:35,599 روی سرت ایستاده 1492 00:50:35,599 --> 00:50:37,599 برخی از آنها گفتند 1493 00:50:37,599 --> 00:50:39,599 ای امیرالمومنین! 1494 00:50:39,599 --> 00:50:41,599 خونش روی گردن من است، او را بکش 1495 00:50:41,599 --> 00:50:43,599 و آنها را وادار کرد که بگویند 1496 00:50:43,599 --> 00:50:45,599 ای امیرالمومنین! 1497 00:50:45,599 --> 00:50:47,599 روزه داری 1498 00:50:47,599 --> 00:50:49,599 و تو زیر آفتاب ایستاده ای 1499 00:50:49,599 --> 00:50:51,599 او به من گفت 1500 00:50:51,599 --> 00:50:53,599 وای بر تو احمد این چه می گویی 1501 00:50:53,599 --> 00:50:55,599 پس من می گویم 1502 00:50:55,599 --> 00:50:57,599 چیزی از کتاب خدا به من بده 1503 00:50:57,599 --> 00:50:59,599 یا سنت رسول خدا 1504 00:50:59,599 --> 00:51:01,599 من آن را می گویم 1505 00:51:01,599 --> 00:51:03,599 پس برگشت و نشست 1506 00:51:03,599 --> 00:51:05,599 به جلاد گفت 1507 00:51:05,599 --> 00:51:07,599 برو و درد را احساس کن، خدا دستت را قطع کند 1508 00:51:07,599 --> 00:51:09,599 سپس برای بار دوم برخاست 1509 00:51:09,599 --> 00:51:11,599 و او آن را گفت 1510 00:51:11,599 --> 00:51:13,599 وای بر تو احمد! 1511 00:51:13,599 --> 00:51:15,599 جواب منو بده 1512 00:51:15,599 --> 00:51:17,599 بنابراین آنها به من نزدیک شدند و گفتند: 1513 00:51:17,599 --> 00:51:19,599 آه احمد 1514 00:51:19,599 --> 00:51:21,599 امامت روی سرت ایستاده است 1515 00:51:21,599 --> 00:51:23,599 و عبدالرحمن ساخت 1516 00:51:23,599 --> 00:51:25,599 می گوید چه کسی آن را ساخته است 1517 00:51:25,599 --> 00:51:27,599 همراهان شما در این امر چه کسانی هستند؟ 1518 00:51:27,599 --> 00:51:29,599 با معتصم چه می کنی؟ 1519 00:51:29,599 --> 00:51:31,599 میگه جوابمو بده 1520 00:51:31,599 --> 00:51:33,599 چیزی که شما کوچکترین آرامشی در مورد آن دارید 1521 00:51:33,599 --> 00:51:35,599 تا اینکه از تو طلاق گرفت 1522 00:51:35,599 --> 00:51:37,599 با دستم و بعد برگشتم 1523 00:51:37,599 --> 00:51:39,599 به جلاد گفت 1524 00:51:39,599 --> 00:51:41,599 برو جلو و انجامش بده 1525 00:51:41,599 --> 00:51:43,599 با دو تازیانه به من می زند و کنار می رود 1526 00:51:43,599 --> 00:51:45,599 و او در جریان است 1527 00:51:45,599 --> 00:51:47,599 میگه سفت کن 1528 00:51:47,599 --> 00:51:49,599 خدا دستت رو قطع کنه 1529 00:51:49,599 --> 00:51:51,599 پس ذهنم رفته بود 1530 00:51:51,599 --> 00:51:53,599 بعد از خواب بیدار شدم 1531 00:51:53,599 --> 00:51:55,599 سپس زنجیر از من آزاد شد 1532 00:51:55,599 --> 00:51:57,659 او به من گفت 1533 00:51:57,659 --> 00:51:59,659 مردی که شرکت کرد 1534 00:51:59,659 --> 00:52:01,659 مشت زدیم تو صورتت 1535 00:52:01,659 --> 00:52:03,659 و بر پشت تو سنگر قرار دادیم 1536 00:52:03,659 --> 00:52:05,659 و ما به شما تنقلات خوردیم 1537 00:52:05,659 --> 00:52:07,730 یعنی حصیر گذاشتیم پشتت 1538 00:52:07,730 --> 00:52:09,730 بعد پدرم به خانه رفت 1539 00:52:09,730 --> 00:52:11,730 اسحاق بن ابراهیم 1540 00:52:11,730 --> 00:52:13,730 پس ظهر آمدم 1541 00:52:13,730 --> 00:52:15,730 ابن سماعه جلو آمد 1542 00:52:15,730 --> 00:52:17,730 کلاس من 1543 00:52:17,730 --> 00:52:19,730 او به من گفت 1544 00:52:19,730 --> 00:52:21,730 در حالی که خون روی لباست جاری بود نماز خواندی 1545 00:52:21,730 --> 00:52:23,730 گفتم 1546 00:52:23,730 --> 00:52:25,730 عمر نماز خواند و زخمش خون آمد 1547 00:52:25,730 --> 00:52:27,730 خون 1548 00:52:27,730 --> 00:52:29,730 صالح گفت و سپس او را ترک کرد 1549 00:52:29,730 --> 00:52:31,730 پس به خانه اش رفت 1550 00:52:31,730 --> 00:52:33,730 صالح گفت 1551 00:52:33,730 --> 00:52:35,730 مردی که شرکت کرده بود به من گفت 1552 00:52:35,730 --> 00:52:37,730 او آن را در چند روز از دست داد 1553 00:52:37,730 --> 00:52:39,730 هر سه به او نگاه می کردند 1554 00:52:39,730 --> 00:52:41,730 در یک کلمه ملودی وجود ندارد 1555 00:52:41,730 --> 00:52:43,730 او گفت 1556 00:52:43,730 --> 00:52:45,730 و من فکر نمی کردم کسی این کار را بکند 1557 00:52:45,730 --> 00:52:47,730 همانطور که او شجاع است 1558 00:52:47,730 --> 00:52:49,730 و شدت دلش 1559 00:52:49,730 --> 00:52:51,730 حنبل گفت 1560 00:52:51,730 --> 00:52:53,730 شنیدم اباعبدالله می گفت 1561 00:52:53,730 --> 00:52:55,730 ذهنم بارها و بارها رفت 1562 00:52:55,730 --> 00:52:57,730 بعد از کتک زدن من دست کشید 1563 00:52:57,730 --> 00:52:59,730 به خودم برگشتم 1564 00:52:59,730 --> 00:53:01,730 و اگر آرام شوم و بیفتد 1565 00:53:01,730 --> 00:53:03,730 بالا بردن ضرب 1566 00:53:03,730 --> 00:53:05,730 این برای من بارها اتفاق افتاده است 1567 00:53:05,730 --> 00:53:07,730 و من آن را دیدم، یعنی 1568 00:53:07,730 --> 00:53:09,730 معتصم نشسته 1569 00:53:09,730 --> 00:53:11,730 در آفتاب بدون چتر 1570 00:53:11,730 --> 00:53:13,730 پس صدایش را شنیدم و بیدار شدم 1571 00:53:13,730 --> 00:53:15,730 به ابن ابی دواد می گوید 1572 00:53:15,730 --> 00:53:17,730 گناه کردی 1573 00:53:17,730 --> 00:53:19,730 در مورد این مرد 1574 00:53:19,730 --> 00:53:21,730 گفت ای شاهزاده 1575 00:53:21,730 --> 00:53:23,730 مومنان همینطور است 1576 00:53:23,730 --> 00:53:25,730 به خدا او کافر و مشرک است 1577 00:53:25,730 --> 00:53:27,730 او هنوز آن را دارد 1578 00:53:27,730 --> 00:53:29,730 حواس او را از آنچه می خواهد پرت کنید 1579 00:53:29,730 --> 00:53:31,730 می خواست مرا ترک کند 1580 00:53:31,730 --> 00:53:33,730 بدون اینکه او را بزند، اجازه نداد 1581 00:53:33,730 --> 00:53:35,730 و نه اسحاق پسر ابراهیم 1582 00:53:35,730 --> 00:53:37,730 حنبل گفت 1583 00:53:37,730 --> 00:53:39,730 به من خبر دادند که معتصم 1584 00:53:39,730 --> 00:53:41,730 هنوز به ابن ابی دواد گفت 1585 00:53:41,730 --> 00:53:43,730 اباعبدالله چند ضربه زد؟ 1586 00:53:43,730 --> 00:53:45,730 چند بار؟ 1587 00:53:45,730 --> 00:53:47,730 گفت چهار یا چند 1588 00:53:47,730 --> 00:53:49,730 سی تازیانه 1589 00:53:49,730 --> 00:53:51,730 ابن ابی حاتم گفت 1590 00:53:51,730 --> 00:53:53,730 عبدالله به ما گفت 1591 00:53:53,730 --> 00:53:55,730 ابن محمد بن الفضل الاسدی 1592 00:53:55,730 --> 00:53:57,730 گفت چرا 1593 00:53:57,730 --> 00:53:59,730 احمد را حمل کرد تا بزند 1594 00:53:59,730 --> 00:54:01,730 نزد بشر بن الحارث آمدند 1595 00:54:01,730 --> 00:54:03,730 پابرهنه 1596 00:54:03,730 --> 00:54:05,730 گفتند لازم است 1597 00:54:05,730 --> 00:54:07,730 باید حرف بزنی 1598 00:54:07,730 --> 00:54:09,730 گفت: می خواهی؟ 1599 00:54:09,730 --> 00:54:11,730 من جای پیامبران را می گیرم 1600 00:54:11,730 --> 00:54:13,730 من آن را ندارم 1601 00:54:13,730 --> 00:54:15,730 خداوند احمد را حفظ کند 1602 00:54:15,730 --> 00:54:17,730 در مقابل او و پشت سر او 1603 00:54:17,730 --> 00:54:19,730 صالح گفت 1604 00:54:19,730 --> 00:54:21,730 پس او را تنها بگذار 1605 00:54:21,730 --> 00:54:23,730 پس به خانه رفت 1606 00:54:23,730 --> 00:54:25,730 او را به سمت متقاضی راهنمایی کرد 1607 00:54:25,730 --> 00:54:27,730 سپس مردی را بیاورید که بیند 1608 00:54:27,730 --> 00:54:29,730 کتک زدن و درمان 1609 00:54:29,730 --> 00:54:31,730 به ضربه اش نگاه کرد 1610 00:54:31,730 --> 00:54:33,730 گفت: فلانی را دیده ام 1611 00:54:33,730 --> 00:54:35,730 لنت ها را بزنید 1612 00:54:35,730 --> 00:54:37,730 تا حالا کتک اینجوری ندیده بودم 1613 00:54:37,730 --> 00:54:39,730 او را پشت سرش کشیدند 1614 00:54:39,730 --> 00:54:41,730 و در مقابل او 1615 00:54:41,730 --> 00:54:43,730 سپس یک مایل طی کنید 1616 00:54:43,730 --> 00:54:45,730 بنابراین او را در برخی از آن جراحی ها قرار داد 1617 00:54:45,730 --> 00:54:47,730 به او نگاه کرد و گفت 1618 00:54:47,730 --> 00:54:49,730 حفاری نکرد 1619 00:54:49,730 --> 00:54:51,730 و او را وادار کرد که بیاید و او را درمان کند 1620 00:54:51,730 --> 00:54:53,820 و حق با او بود 1621 00:54:53,820 --> 00:54:55,820 صورتش کتک نمی خورد 1622 00:54:55,820 --> 00:54:57,820 روی صورتش ماند 1623 00:54:57,820 --> 00:54:59,820 به اندازه ای که خدا بخواهد 1624 00:54:59,820 --> 00:55:01,820 سپس به او گفت 1625 00:55:01,820 --> 00:55:03,820 اینجا چیزی است که می‌خواهم آن را قطع کنم 1626 00:55:03,820 --> 00:55:05,820 سپس یک آهن آورد 1627 00:55:05,820 --> 00:55:07,820 بنابراین شروع به چسباندن گوشت به آن کرد 1628 00:55:07,820 --> 00:55:09,820 او آن را با چاقو برش می دهد 1629 00:55:09,820 --> 00:55:11,820 با او 1630 00:55:11,820 --> 00:55:13,820 او در این مورد صبور است 1631 00:55:13,820 --> 00:55:15,820 او با صدای بلند خدا را برای آن ستایش می کند 1632 00:55:15,820 --> 00:55:17,820 پس از آن شفا یافت 1633 00:55:17,820 --> 00:55:19,820 و او همچنان درد داشت 1634 00:55:19,820 --> 00:55:21,820 از جاهای آن 1635 00:55:21,820 --> 00:55:23,820 اثر ضرب و شتم مشخص بود 1636 00:55:23,820 --> 00:55:25,820 در پشتش تا اینکه مرد 1637 00:55:25,820 --> 00:55:27,820 صالح گفت 1638 00:55:27,820 --> 00:55:29,820 یک روز وارد شدم و به او گفتم 1639 00:55:29,820 --> 00:55:31,820 من شنیدم که یک مرد 1640 00:55:31,820 --> 00:55:33,820 او به سمت شما آمد 1641 00:55:33,820 --> 00:55:35,820 مجبورم نکن حلش کنم 1642 00:55:35,820 --> 00:55:37,820 چون من از شما حمایت نکردم 1643 00:55:37,820 --> 00:55:39,820 پس گفتم: من کسی را تعیین نمی کنم. 1644 00:55:39,820 --> 00:55:41,820 راه حلی وجود دارد 1645 00:55:41,820 --> 00:55:43,820 پدرم لبخندی زد و ساکت ماند 1646 00:55:43,820 --> 00:55:45,820 و شنیدم که پدرم گفت 1647 00:55:45,820 --> 00:55:47,820 مردگان را حلال کردی 1648 00:55:47,820 --> 00:55:49,820 چه کسی مرا زد؟ 1649 00:55:49,820 --> 00:55:51,820 سپس گفت 1650 00:55:51,820 --> 00:55:53,820 به این آیه برخوردم 1651 00:55:53,820 --> 00:55:55,820 او که عفو می کند و اصلاح می کند 1652 00:55:55,820 --> 00:55:57,820 پس اجر او با خداست 1653 00:55:57,820 --> 00:55:59,820 بنابراین من به تفسیر آن نگاه کردم 1654 00:55:59,820 --> 00:56:01,820 پس این چیزی است که او به ما گفت 1655 00:56:01,820 --> 00:56:03,820 مبارکه به ما گفت 1656 00:56:03,820 --> 00:56:05,820 بن فضله 1657 00:56:05,820 --> 00:56:07,820 گفت: به من بگو چه کسی شنید. 1658 00:56:07,820 --> 00:56:09,820 الحسن می گوید 1659 00:56:09,820 --> 00:56:11,820 اگر روز قیامت است 1660 00:56:11,820 --> 00:56:13,820 همه ملت ها بین آنها زانو زدند 1661 00:56:13,820 --> 00:56:15,820 دست های خدا، پروردگار جهانیان 1662 00:56:15,820 --> 00:56:17,820 بعد می گوییم نه 1663 00:56:17,820 --> 00:56:19,820 تنها کسی که ثوابش را بگیرد قیام می کند 1664 00:56:19,820 --> 00:56:21,820 در مقابل خدا نمی ایستد 1665 00:56:21,820 --> 00:56:23,820 مگر کسانی که در این دنیا عفو می کنند 1666 00:56:23,820 --> 00:56:25,820 او گفت 1667 00:56:25,820 --> 00:56:27,820 پس مرده را آزاد کردم 1668 00:56:27,820 --> 00:56:29,820 سپس گفت 1669 00:56:29,820 --> 00:56:31,820 مردی گفت که او را شکنجه نکن 1670 00:56:31,820 --> 00:56:33,820 به خاطر خدا کسی نیست 1671 00:56:33,820 --> 00:56:35,820 احمد گفت 1672 00:56:35,820 --> 00:56:37,820 بن سنان 1673 00:56:37,820 --> 00:56:39,820 به من خبر داده اند که احمد بن حنبل 1674 00:56:39,820 --> 00:56:41,820 معتصم راه حلی ارائه کرد 1675 00:56:41,820 --> 00:56:43,820 در فتح آموریا 1676 00:56:43,820 --> 00:56:45,820 گفت راه حلی هست 1677 00:56:45,820 --> 00:56:47,820 چه کسی مرا زد؟ 1678 00:56:47,820 --> 00:56:49,820 ابن ابی حاتم گفت 1679 00:56:49,820 --> 00:56:51,820 شنیدم که ابوزراء می گفت 1680 00:56:51,820 --> 00:56:53,820 معتصم را عموی احمد بگذار 1681 00:56:53,820 --> 00:56:55,820 سپس به مردم گفت 1682 00:56:55,820 --> 00:56:57,820 شما او را می شناسید 1683 00:56:57,820 --> 00:56:59,820 او احمد بن حنبل است 1684 00:56:59,820 --> 00:57:01,820 گفت نگاهش کن 1685 00:57:01,820 --> 00:57:03,820 این درست نیست؟ 1686 00:57:03,820 --> 00:57:05,820 بدن گفت بله 1687 00:57:05,820 --> 00:57:07,820 اگر این کار را نکرده بود 1688 00:57:07,820 --> 00:57:09,820 من می ترسیدم 1689 00:57:09,820 --> 00:57:11,820 اتفاقی می افتد که نمی توان آن را ثابت کرد 1690 00:57:11,820 --> 00:57:13,920 به او گفت 1691 00:57:13,920 --> 00:57:15,920 و هنگامی که گفت: او را تحویل دادم. 1692 00:57:15,920 --> 00:57:17,920 بدن واقعی اینجاست 1693 00:57:17,920 --> 00:57:19,920 مردم آرام شدند و آرام شدند 1694 00:57:19,920 --> 00:57:21,920 من همان چیزی را که او گفت گفتم 1695 00:57:21,920 --> 00:57:23,920 این با توانایی اوست 1696 00:57:23,920 --> 00:57:25,920 پی در پی و شجاعت او 1697 00:57:25,920 --> 00:57:27,920 خدا در مورد یک موضوع بزرگ صحبت می کند 1698 00:57:27,920 --> 00:57:29,920 انگار می ترسید بمیرد 1699 00:57:29,920 --> 00:57:31,920 از کتک زدن 1700 00:57:31,920 --> 00:57:33,920 بنابراین مردم به او اعتراض می کنند 1701 00:57:33,920 --> 00:57:35,920 حتی اگر به طور کلی از آن خارج شد 1702 00:57:35,920 --> 00:57:37,920 بغداد ممکن است ناتوان شده باشد 1703 00:57:37,920 --> 00:57:39,920 در مورد آنها 1704 00:57:39,920 --> 00:57:41,920 حنبل گفت 1705 00:57:41,920 --> 00:57:43,920 هنگامی که معتصم دستور ترک داد 1706 00:57:43,920 --> 00:57:45,920 ابی عبدالله 1707 00:57:45,920 --> 00:57:47,920 پیراهن و پیراهن روکش دارش را درآورید 1708 00:57:47,920 --> 00:57:49,920 و یک سانای بلند و یک مقنعه 1709 00:57:49,920 --> 00:57:51,920 و پنهان کن 1710 00:57:51,920 --> 00:57:53,920 در حالی که دم در خانه بودیم 1711 00:57:53,920 --> 00:57:55,920 و مسیرها و دیگران 1712 00:57:55,920 --> 00:57:57,920 بازارها تعطیل شد 1713 00:57:57,920 --> 00:57:59,920 وقتی اباعبدالله رفت 1714 00:57:59,920 --> 00:58:01,920 بر حیوانی از دارالمعتصم 1715 00:58:01,920 --> 00:58:03,920 تو اون لباسا 1716 00:58:03,920 --> 00:58:05,920 و احمد بن ابی دواد 1717 00:58:05,920 --> 00:58:07,920 در سمت راست او و اسحاق 1718 00:58:07,920 --> 00:58:09,920 ابن ابراهیم یعنی نایب 1719 00:58:09,920 --> 00:58:11,920 بغداد در سمت چپ اوست 1720 00:58:11,920 --> 00:58:13,920 وقتی در دهلیز بود 1721 00:58:13,920 --> 00:58:15,920 قبل از اینکه بیرون بره 1722 00:58:15,920 --> 00:58:17,920 ابن ابی دواد به آنها گفت 1723 00:58:17,920 --> 00:58:19,920 سرش را فاش کن 1724 00:58:19,920 --> 00:58:21,920 پس او را آشکار کردند، یعنی مردی بلند قامت بود 1725 00:58:21,920 --> 00:58:23,920 و رفتند تا او را ببرند 1726 00:58:23,920 --> 00:58:25,920 منطقه میدان 1727 00:58:25,920 --> 00:58:27,920 به سمت جاده زندان 1728 00:58:27,920 --> 00:58:29,920 اسحاق به آنها گفت 1729 00:58:29,920 --> 00:58:31,920 ببرش اینجا 1730 00:58:31,920 --> 00:58:33,920 دجله را می خواهد 1731 00:58:33,920 --> 00:58:35,920 پس او را به الزوراء برد 1732 00:58:35,920 --> 00:58:37,920 او را به خانه اسحاق بن ابراهیم بردند 1733 00:58:37,920 --> 00:58:39,920 پس نزد او ماند 1734 00:58:39,920 --> 00:58:41,920 به تیغه پشتی 1735 00:58:41,920 --> 00:58:43,920 برای پدرم فرستاد 1736 00:58:43,920 --> 00:58:45,920 و به همسایگانمان 1737 00:58:45,920 --> 00:58:47,920 و شیوخ دکان ها 1738 00:58:47,920 --> 00:58:49,920 پس جمع شدند و او را وارد کردند 1739 00:58:50,920 --> 00:58:52,920 این احمد بن حنبل است 1740 00:58:52,920 --> 00:58:54,920 حتی اگر کسی در بین شما باشد که او را بشناسد 1741 00:58:54,920 --> 00:58:56,920 در غیر این صورت به او اطلاع دهید 1742 00:58:56,920 --> 00:58:58,980 ابن سماعه به آنها گفت 1743 00:58:58,980 --> 00:59:00,980 وقتی وارد گروه شد 1744 00:59:00,980 --> 00:59:02,980 این احمد بن حنبل است 1745 00:59:02,980 --> 00:59:04,980 و امیرالمؤمنین علیه السلام 1746 00:59:04,980 --> 00:59:06,980 مراقب او بر امورش 1747 00:59:06,980 --> 00:59:08,980 او آزاد شد 1748 00:59:08,980 --> 00:59:10,980 و اینجاست 1749 00:59:10,980 --> 00:59:12,980 پس بر اسب اسحاق بن ابراهیم به راه افتاد 1750 00:59:12,980 --> 00:59:14,980 در غروب آفتاب 1751 00:59:14,980 --> 00:59:16,980 پس به خانه اش رفت 1752 00:59:16,980 --> 00:59:18,980 و با او سلطان و مردم بود 1753 00:59:18,980 --> 00:59:20,980 و خم شده است 1754 00:59:20,980 --> 00:59:22,980 وقتی رفت پایین بیاد 1755 00:59:22,980 --> 00:59:24,980 من آن را نگه داشتم و آن را نمی دانستم 1756 00:59:24,980 --> 00:59:26,980 بعد با یک وب سایت آشنا شدم 1757 00:59:26,980 --> 00:59:28,980 ضرب و شتم فریاد زد 1758 00:59:28,980 --> 00:59:30,980 پس دستم را پایین آوردم 1759 00:59:30,980 --> 00:59:32,980 پایین آمد و به من تکیه داد 1760 00:59:32,980 --> 00:59:34,980 و در را بست 1761 00:59:34,980 --> 00:59:36,980 با او وارد شدیم 1762 00:59:36,980 --> 00:59:38,980 خودش را روی صورتش انداخت 1763 00:59:38,980 --> 00:59:40,980 او بدون تلاش نمی تواند حرکت کند 1764 00:59:40,980 --> 00:59:42,980 و آنچه بود را حذف کنید 1765 00:59:42,980 --> 00:59:44,980 آن را بردارید 1766 00:59:44,980 --> 00:59:46,980 پس دستور داد آن را بفروشند 1767 00:59:46,980 --> 00:59:49,019 معتصم فرمان داشت 1768 00:59:49,019 --> 00:59:51,019 اسحاق پسر ابراهیم 1769 00:59:51,019 --> 00:59:53,019 از آن بریده نشود 1770 00:59:53,019 --> 00:59:55,019 آن را تجربه کنید 1771 00:59:55,019 --> 00:59:57,019 او آنچه را که به ما گفت کنار گذاشت 1772 00:59:57,019 --> 00:59:59,019 وقتی ازش ناامید میشم 1773 00:59:59,019 --> 01:00:01,019 فهمیدیم که معتصم 1774 01:00:01,019 --> 01:00:03,019 پشیمان شد و آن را در دستش انداخت 1775 01:00:03,019 --> 01:00:05,079 تا اینکه صلح برقرار شد 1776 01:00:05,079 --> 01:00:07,079 او صاحب اخبار اسحاق بود 1777 01:00:07,079 --> 01:00:09,079 پسر ابراهیم نزد ما می آید 1778 01:00:09,079 --> 01:00:11,079 هر روز همدیگر را بشناسید 1779 01:00:11,079 --> 01:00:13,079 تا زمانی که حقیقت داشته باشد آن را تجربه کنید 1780 01:00:13,079 --> 01:00:15,079 انگشت شستشان باقی ماند 1781 01:00:15,079 --> 01:00:17,079 در سرما مرا زدند 1782 01:00:17,079 --> 01:00:19,079 آب را برایش گرم می کند 1783 01:00:19,079 --> 01:00:21,110 و وقتی خواستیم او را درمان کنیم 1784 01:00:21,110 --> 01:00:23,110 می ترسیدیم آن را بدزدد 1785 01:00:23,110 --> 01:00:25,110 احمد بن ابی دواد 1786 01:00:25,110 --> 01:00:27,110 سم به پردازنده 1787 01:00:27,110 --> 01:00:29,110 پس دارو و مرهم درست کردیم 1788 01:00:29,110 --> 01:00:31,110 در خانه ما 1789 01:00:31,110 --> 01:00:33,110 و شنیدم که گفت 1790 01:00:33,110 --> 01:00:35,110 هرکس به من یادآوری کرد راه حلی دارد 1791 01:00:35,110 --> 01:00:37,139 جز یک مبتکر 1792 01:00:37,139 --> 01:00:39,139 من پدران اسحاق را در تنهایی ساختم 1793 01:00:39,139 --> 01:00:41,139 یعنی معتصم 1794 01:00:41,139 --> 01:00:43,139 و خدا را دیدم که گفت 1795 01:00:43,139 --> 01:00:45,139 ببخشند و ببخشند 1796 01:00:45,139 --> 01:00:47,139 دوست نداری؟ 1797 01:00:47,139 --> 01:00:49,139 خداوند شما را ببخشد 1798 01:00:49,139 --> 01:00:51,139 پیامبر صلی الله علیه و آله دستور داد 1799 01:00:51,139 --> 01:00:53,139 ابوبکر 1800 01:00:53,139 --> 01:00:55,139 با گذشت در داستان مصطفی 1801 01:00:55,139 --> 01:00:57,139 اباعبدالله گفت 1802 01:00:57,139 --> 01:00:59,139 و چه سودی برای شما دارد؟ 1803 01:00:59,139 --> 01:01:01,139 خدا برادرت را مجازات کند 1804 01:01:01,139 --> 01:01:03,139 مسلمان در راه تو 1805 01:01:03,139 --> 01:01:05,139 حنبل گفت 1806 01:01:05,139 --> 01:01:07,139 چرا می خواستیم آن را درمان کنیم 1807 01:01:07,139 --> 01:01:09,139 ترسیدیم که ابن ابی دواد به ما خیانت کند 1808 01:01:09,139 --> 01:01:11,139 به پردازنده 1809 01:01:12,139 --> 01:01:14,139 پس دارو و مرهم درست کردیم 1810 01:01:14,139 --> 01:01:16,139 با ما 1811 01:01:16,139 --> 01:01:18,139 او در بارنیه بود 1812 01:01:18,139 --> 01:01:20,139 اگر درمان شد آن را بالا می بریم 1813 01:01:20,139 --> 01:01:22,139 او گفت 1814 01:01:22,139 --> 01:01:24,139 و وقتی سرد شد 1815 01:01:24,139 --> 01:01:28,099 او را بزن 1816 01:01:28,099 --> 01:01:30,420 مصیبت افراد با اعتماد به نفس 1817 01:01:30,420 --> 01:01:32,420 حنبل گفت 1818 01:01:32,420 --> 01:01:34,420 اباعبدالله کوتاه نیامد 1819 01:01:34,420 --> 01:01:36,420 پس از تبرئه شدن او از ضرب و شتم، ظاهر می شود 1820 01:01:36,420 --> 01:01:38,420 جمعه و جماعت 1821 01:01:38,420 --> 01:01:40,420 اتفاق می افتد و صادر می شود 1822 01:01:40,420 --> 01:01:42,420 تا اینکه معتصم از دنیا رفت 1823 01:01:42,420 --> 01:01:44,420 پس آنچه را که از مصیبت نشان داد نشان داد 1824 01:01:44,420 --> 01:01:46,420 و گرایش به احمد بن ابی 1825 01:01:46,420 --> 01:01:48,420 داود و دوستانش 1826 01:01:48,420 --> 01:01:50,420 وقتی سخت شد، 1827 01:01:50,420 --> 01:01:52,420 مردم بغداد حاضر شدند 1828 01:01:52,420 --> 01:01:54,420 مصیبت را با خلق قرآن قضاوت می کند 1829 01:01:54,420 --> 01:01:56,420 اباعبدالله بود 1830 01:01:56,420 --> 01:01:58,420 جمعه را شاهد است و تکرار می کند 1831 01:01:58,420 --> 01:02:00,420 وقتی برگشت دعا کنید 1832 01:02:00,420 --> 01:02:02,420 و می گوید می آید 1833 01:02:02,420 --> 01:02:04,420 جمعه به خاطر فضیلتش 1834 01:02:04,420 --> 01:02:06,420 نماز پشت سر کسی که آن را خوانده تکرار می شود 1835 01:02:06,420 --> 01:02:08,420 با این مقاله 1836 01:02:08,420 --> 01:02:10,420 گروهی نزد اباعبدالله آمدند 1837 01:02:10,420 --> 01:02:12,420 و این را گفتند 1838 01:02:12,420 --> 01:02:14,420 گسترش یافته و بدتر شده است 1839 01:02:14,420 --> 01:02:16,420 ما بیشتر از او می ترسیم 1840 01:02:16,420 --> 01:02:18,420 این کیه؟ 1841 01:02:18,420 --> 01:02:20,420 ابن ابی دواد ذکر کرده است 1842 01:02:20,420 --> 01:02:22,420 و به دستور معلمان است 1843 01:02:22,420 --> 01:02:24,420 آموزش پسران در ادارات 1844 01:02:24,420 --> 01:02:26,420 قرآن چنین و چنان است 1845 01:02:26,420 --> 01:02:28,420 ما از رهبری او راضی نیستیم 1846 01:02:28,420 --> 01:02:30,420 او آنها را از این کار منع کرد 1847 01:02:30,420 --> 01:02:32,420 و به آنها نگاه کن 1848 01:02:32,420 --> 01:02:34,510 به آنها دستور داد که صبر کنند 1849 01:02:34,510 --> 01:02:36,510 گفت: بین ما هم همینطور. 1850 01:02:36,510 --> 01:02:38,510 در روزهای تصویب 1851 01:02:38,510 --> 01:02:40,510 عاقوب شبانه با پیام 1852 01:02:40,510 --> 01:02:42,510 شاهزاده اسحاق بن ابراهیم 1853 01:02:42,510 --> 01:02:44,510 به اباعبدالله 1854 01:02:44,510 --> 01:02:46,510 شاهزاده به شما می گوید 1855 01:02:46,510 --> 01:02:48,510 امیرالمؤمنین از شما یاد کرده است 1856 01:02:48,510 --> 01:02:50,510 آنها شما را ملاقات نخواهند کرد 1857 01:02:50,510 --> 01:02:52,510 هیچ کس و زندگی نمی کند 1858 01:02:52,510 --> 01:02:54,510 نه با زمین و نه شهر 1859 01:02:54,510 --> 01:02:56,510 من در آن هستم پس برو 1860 01:02:56,510 --> 01:02:58,510 از زمین خدا هر کجا که بخواهید 1861 01:02:58,510 --> 01:03:00,510 گفت و ناپدید شد 1862 01:03:00,510 --> 01:03:02,510 اباعبدالله بقیع 1863 01:03:02,510 --> 01:03:04,510 عمر تایید 1864 01:03:04,510 --> 01:03:06,510 آن فتنه بود 1865 01:03:07,510 --> 01:03:09,510 اباعبدالله کوتاه نیامد 1866 01:03:09,510 --> 01:03:11,510 در خانه پنهان شده است 1867 01:03:11,510 --> 01:03:13,510 برای نماز بیرون نمی رود 1868 01:03:13,510 --> 01:03:15,510 نه به چیز دیگری 1869 01:03:15,510 --> 01:03:17,510 تا اینکه الواق از دنیا رفت 1870 01:03:17,510 --> 01:03:19,510 و درباره ابراهیم بن هان 1871 01:03:19,510 --> 01:03:21,510 گفت اباعبدالله ناپدید شد 1872 01:03:21,510 --> 01:03:23,510 من سه تا دارم 1873 01:03:23,510 --> 01:03:25,510 سپس گفت 1874 01:03:25,510 --> 01:03:27,510 از من جا بخواه 1875 01:03:27,510 --> 01:03:29,510 گفتم بهت اعتماد ندارم 1876 01:03:29,510 --> 01:03:31,510 گفت انجام داد 1877 01:03:31,510 --> 01:03:33,510 اگر این کار را بکنید به شما کمک خواهد کرد 1878 01:03:33,510 --> 01:03:35,510 بنابراین من برای او جایی خواستم 1879 01:03:36,510 --> 01:03:38,510 رسول خدا غایب شد 1880 01:03:38,510 --> 01:03:40,510 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد 1881 01:03:40,510 --> 01:03:42,510 سه روز در غار 1882 01:03:42,510 --> 01:03:44,510 سپس چرخید 1883 01:03:44,510 --> 01:03:46,510 تعجب ابوالقاسم چیست؟ 1884 01:03:46,510 --> 01:03:48,510 علی بن الحسن الحافظ 1885 01:03:48,510 --> 01:03:50,510 منظورم بن آساکر است 1886 01:03:50,510 --> 01:03:52,510 ترجمه احمد را چگونه ذکر کرده است؟ 1887 01:03:52,510 --> 01:03:54,510 تا زمانی که برمی گردد 1888 01:03:54,510 --> 01:03:56,510 اما چیزی که اشاره کردم چیزی است 1889 01:03:56,510 --> 01:03:58,510 مصیبت کلمه ای با اعتبار است 1890 01:03:58,510 --> 01:04:00,510 سلسله های روایت آن 1891 01:04:00,510 --> 01:04:02,510 حنبلی آن را در دو بخش سروده است 1892 01:04:02,510 --> 01:04:04,510 و نیز صالح بن احمد 1893 01:04:04,510 --> 01:04:09,010 و گروه 1894 01:04:09,010 --> 01:04:11,010 باب قضیه امام 1895 01:04:11,010 --> 01:04:13,010 در ایالت متوکل 1896 01:04:13,010 --> 01:04:15,739 حنبل گفت 1897 01:04:15,739 --> 01:04:17,739 ولی متوکل 1898 01:04:17,739 --> 01:04:19,739 پس خداوند سنت را نازل کرد 1899 01:04:19,739 --> 01:04:21,739 و مردم آزاد شدند 1900 01:04:21,739 --> 01:04:23,739 اباعبدالله با ما صحبت می کرد 1901 01:04:23,739 --> 01:04:25,739 و با یارانش سخن گفت 1902 01:04:25,739 --> 01:04:27,739 در ایام متوکل 1903 01:04:27,739 --> 01:04:29,739 و شنیدم که گفت 1904 01:04:29,739 --> 01:04:31,739 چیزی که مردم باید در مورد آن صحبت می کردند 1905 01:04:31,739 --> 01:04:33,739 دانش از آنها ضروری تر است 1906 01:04:33,739 --> 01:04:35,869 به او در زمان ما 1907 01:04:35,869 --> 01:04:37,869 سپس بلند می کند 1908 01:04:37,869 --> 01:04:39,869 تقدیم به متوکل 1909 01:04:39,869 --> 01:04:41,869 احمد در کمین نشسته بود 1910 01:04:41,869 --> 01:04:43,869 در خانه اش می خواهد 1911 01:04:43,869 --> 01:04:45,869 تا او را بیرون کنند و با او بیعت کنند 1912 01:04:45,869 --> 01:04:47,869 گفت اینطور نیست 1913 01:04:47,869 --> 01:04:49,869 ما دانش داریم 1914 01:04:49,869 --> 01:04:51,869 پس یک شب با هم بودیم 1915 01:04:51,869 --> 01:04:53,869 خوابیدن در تابستان 1916 01:04:53,869 --> 01:04:55,869 صدای غوغا را شنیدیم 1917 01:04:55,869 --> 01:04:57,869 در خانه اباعبدالله آتش سوزی دیدیم 1918 01:04:57,869 --> 01:04:59,869 پس عجله کردیم 1919 01:04:59,869 --> 01:05:01,869 و در ایزار نشسته بود 1920 01:05:01,869 --> 01:05:03,869 و مظفر بن الکلبی 1921 01:05:03,869 --> 01:05:05,869 صاحب خبر و جمعی با ایشان 1922 01:05:05,869 --> 01:05:07,869 سپس راوی خبر را خواند 1923 01:05:07,869 --> 01:05:09,869 کتاب متوکل 1924 01:05:09,869 --> 01:05:11,869 حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام را پاسخ داد 1925 01:05:11,869 --> 01:05:13,869 که رویه داری 1926 01:05:13,869 --> 01:05:15,869 او را بزرگ کرد تا با او بیعت کند 1927 01:05:15,869 --> 01:05:17,869 و نشانش بده 1928 01:05:17,869 --> 01:05:19,869 در یک سخنرانی طولانی 1929 01:05:19,869 --> 01:05:21,869 سپس مظفر به او گفت 1930 01:05:21,869 --> 01:05:23,869 شما چه می گویید؟ 1931 01:05:23,869 --> 01:05:25,869 گفت من از این خبر ندارم 1932 01:05:25,869 --> 01:05:27,869 چیزی و من می توانم آن را ببینم 1933 01:05:27,869 --> 01:05:29,869 شنیدن و اطاعت مشکل است 1934 01:05:29,869 --> 01:05:31,869 یسری و مشنتی 1935 01:05:31,869 --> 01:05:33,869 و تاثیر او بر من 1936 01:05:33,869 --> 01:05:35,869 از خدا برایش دعا می کنم 1937 01:05:35,869 --> 01:05:37,869 با پرداخت هزینه و موفق باشید 1938 01:05:37,869 --> 01:05:39,869 در شب و روز 1939 01:05:39,869 --> 01:05:41,869 در بسیاری از کلمات 1940 01:05:41,869 --> 01:05:43,869 مظفر گفت 1941 01:05:43,869 --> 01:05:45,869 امیرالمؤمنین به من امر کرده است 1942 01:05:45,869 --> 01:05:47,869 شما را قسم می دهم 1943 01:05:47,869 --> 01:05:49,869 گفت: پس او را سه بار طلاق داد. 1944 01:05:49,869 --> 01:05:51,869 او هیچ تمایلی به شاهزاده ندارد 1945 01:05:51,869 --> 01:05:53,869 مؤمنان 1946 01:05:53,869 --> 01:05:55,869 سپس خانه اباعبدالله را تفتیش کردند 1947 01:05:55,869 --> 01:05:57,869 و ازدحام، و اتاق ها، و پشت بام ها 1948 01:05:57,869 --> 01:05:59,869 تابوت کتاب ها را جست و جو کردند 1949 01:05:59,869 --> 01:06:01,869 زنان و خانه ها را تفتیش کردند 1950 01:06:01,869 --> 01:06:03,869 چیزی ندیدند 1951 01:06:03,869 --> 01:06:05,869 آنها چیزی احساس نمی کردند 1952 01:06:05,869 --> 01:06:07,869 خداوند کافران را دفع کرد 1953 01:06:07,869 --> 01:06:09,869 با عصبانیتشون 1954 01:06:09,869 --> 01:06:11,869 وی در این باره به متوکل نوشت 1955 01:06:11,869 --> 01:06:13,869 پس موضع خوبی گرفت 1956 01:06:13,869 --> 01:06:15,869 آموخت که اباعبدالله 1957 01:06:15,869 --> 01:06:17,869 به او دروغ گفته شد 1958 01:06:17,869 --> 01:06:19,869 و او بود که بر او پا گذاشت 1959 01:06:19,869 --> 01:06:21,869 مرد نوآور 1960 01:06:21,869 --> 01:06:23,869 او حتی در میان خدا نمرده است 1961 01:06:23,869 --> 01:06:25,869 فرمان او برای مسلمانان است 1962 01:06:25,869 --> 01:06:27,900 وقتی چند روز بعد بود 1963 01:06:27,900 --> 01:06:29,900 در حالی که ما نشسته ایم 1964 01:06:29,900 --> 01:06:31,900 درب خانه 1965 01:06:31,900 --> 01:06:33,900 اگر یعقوب حجاب است 1966 01:06:33,900 --> 01:06:35,900 متوکل آمده است 1967 01:06:35,900 --> 01:06:37,900 پس از اباعبدالله اجازه گرفت 1968 01:06:37,900 --> 01:06:39,900 پس وارد شد 1969 01:06:39,900 --> 01:06:41,900 من و پدرم وارد شدیم 1970 01:06:41,900 --> 01:06:43,900 و با عده ای از بندگانش بدره 1971 01:06:43,900 --> 01:06:45,900 روی یک قاطر و با او 1972 01:06:45,900 --> 01:06:47,900 کتاب المتوکل 1973 01:06:47,900 --> 01:06:49,900 پس آن را نزد اباعبدالله خواند 1974 01:06:49,900 --> 01:06:51,900 این برای امیر صادق است 1975 01:06:51,900 --> 01:06:53,900 ایمانداران به معصومیت حیاط شما 1976 01:06:53,900 --> 01:06:55,900 این به شما هدایت شده است 1977 01:06:55,900 --> 01:06:57,900 از چه چیزی می توانید برای کمک استفاده کنید؟ 1978 01:06:57,900 --> 01:06:59,900 او قبول نکرد و گفت 1979 01:06:59,900 --> 01:07:01,900 چه چیزی نیاز دارم؟ 1980 01:07:01,900 --> 01:07:03,900 و او گفت 1981 01:07:03,900 --> 01:07:05,900 ای اباعبدالله 1982 01:07:05,900 --> 01:07:07,900 قبول از امیرالمؤمنین علیه السلام 1983 01:07:07,900 --> 01:07:09,900 کاری که من به شما دستور می دهم 1984 01:07:09,900 --> 01:07:11,900 با او برای شما بهتر است 1985 01:07:11,900 --> 01:07:13,900 اگر آن را برگردانید 1986 01:07:13,900 --> 01:07:15,900 می ترسیدم درباره تو فکر بدی کند 1987 01:07:15,900 --> 01:07:17,900 سپس آن را پذیرفت 1988 01:07:17,900 --> 01:07:19,900 وقتی بیرون آمد 1989 01:07:19,900 --> 01:07:21,900 گفت یا ابوعلی 1990 01:07:21,900 --> 01:07:23,900 به بک گفتم 1991 01:07:23,900 --> 01:07:25,900 این نجات یک وضعیت است 1992 01:07:25,900 --> 01:07:27,900 پودر زیرش 1993 01:07:27,900 --> 01:07:29,900 پس من این کار را کردم و رفتیم بیرون 1994 01:07:29,900 --> 01:07:31,900 وقتی شب شد 1995 01:07:31,900 --> 01:07:33,900 پس مادر پسر اباعبدالله 1996 01:07:33,900 --> 01:07:35,900 ما را به دیوار بکوب 1997 01:07:35,900 --> 01:07:37,900 او گفت: مولای من. 1998 01:07:37,900 --> 01:07:39,900 به عمویش زنگ می زند 1999 01:07:39,900 --> 01:07:41,900 پس به پدرم خبر دادم و رفتیم 2000 01:07:41,900 --> 01:07:43,900 بنابراین وارد خانه پدری شدیم 2001 01:07:43,900 --> 01:07:45,900 عبدالله و آن در گود است 2002 01:07:45,900 --> 01:07:47,900 شب گفت 2003 01:07:47,900 --> 01:07:49,900 عمو نتونستم بخوابم 2004 01:07:49,900 --> 01:07:51,900 گفت چرا؟ 2005 01:07:51,900 --> 01:07:53,900 گفت برای این پول 2006 01:07:53,900 --> 01:07:55,900 گرفتن آن باعث دردش شد 2007 01:07:55,900 --> 01:07:57,900 و پدرم او را آرام می کند و کار را آسان می کند 2008 01:07:57,900 --> 01:07:59,900 روی آن 2009 01:07:59,900 --> 01:08:01,900 گفت پس بشی 2010 01:08:01,900 --> 01:08:03,900 و نظر خود را در مورد آن بگویید 2011 01:08:03,900 --> 01:08:05,900 این شب است 2012 01:08:05,900 --> 01:08:07,900 و مردم در خانه ها 2013 01:08:07,900 --> 01:08:09,900 بنابراین او آن را گرفت و ما رفتیم 2014 01:08:09,900 --> 01:08:11,900 وقتی جادو بود 2015 01:08:11,900 --> 01:08:13,900 خطاب به عبد بن مالک 2016 01:08:13,900 --> 01:08:15,900 و به الحسن بن البذر 2017 01:08:15,900 --> 01:08:17,899 پس شرکت کرد 2018 01:08:17,899 --> 01:08:19,899 گروهی از آنها از جمله هارون شرکت کردند 2019 01:08:19,899 --> 01:08:21,899 ویسال 2020 01:08:21,899 --> 01:08:23,899 و احمد بن منی 2021 01:08:23,899 --> 01:08:25,899 و ابن الدورقی 2022 01:08:25,899 --> 01:08:27,899 و من و پدرم 2023 01:08:27,899 --> 01:08:29,899 صالح و عبدالله 2024 01:08:29,899 --> 01:08:31,899 و ما را وادار کرد که هر که را به یاد دارند بنویسیم 2025 01:08:31,899 --> 01:08:33,899 از اهل حافظ و صالح 2026 01:08:33,899 --> 01:08:35,899 در بغداد و کوفه 2027 01:08:35,899 --> 01:08:37,899 آن را نزد ابوکریب فرستاد 2028 01:08:37,899 --> 01:08:39,899 و برای درختان 2029 01:08:39,899 --> 01:08:41,899 و به کسانی که نیاز او را می دانند 2030 01:08:41,899 --> 01:08:43,899 تفاوت بین آنها همه در این بین است 2031 01:08:43,899 --> 01:08:45,899 پنجاه تا صد 2032 01:08:45,899 --> 01:08:47,970 و به دویست 2033 01:08:47,970 --> 01:08:49,970 و وقتی بعد از آن بود 2034 01:08:49,970 --> 01:08:51,970 یک پیام رسان آمد 2035 01:08:51,970 --> 01:08:53,970 ابی عبدالله 2036 01:08:53,970 --> 01:08:55,970 پس نزد او رفت و تلاوت کرد 2037 01:08:55,970 --> 01:08:57,970 روی آن کتاب متوکل است 2038 01:08:57,970 --> 01:08:59,970 به او گفت به تو فرمان دهد 2039 01:08:59,970 --> 01:09:01,970 بیرون رفتن یعنی رفتن 2040 01:09:01,970 --> 01:09:03,970 سام الرا گفت 2041 01:09:03,970 --> 01:09:05,970 من پیرمرد ضعیفی هستم 2042 01:09:05,970 --> 01:09:07,970 او مریض بود، پس عبدالله نوشت 2043 01:09:07,970 --> 01:09:09,970 آنچه او به آن پاسخ داد 2044 01:09:09,970 --> 01:09:11,970 کتاب پاسخ فورد 2045 01:09:11,970 --> 01:09:13,970 او امیرالمؤمنین است 2046 01:09:13,970 --> 01:09:15,970 به او دستور می دهد که بیرون برود 2047 01:09:15,970 --> 01:09:17,970 بیدمشک او عبدالله اجناده است 2048 01:09:17,970 --> 01:09:19,970 در خانه ما ماندند 2049 01:09:19,970 --> 01:09:21,970 چند روز تا آماده شدن 2050 01:09:21,970 --> 01:09:23,970 اباعبدالله خارج شود 2051 01:09:23,970 --> 01:09:26,000 پس بیرون رفت 2052 01:09:26,000 --> 01:09:28,000 حنبل گفت: مرا آگاه کن. 2053 01:09:28,000 --> 01:09:30,000 پدرم گفت وارد شدیم 2054 01:09:30,000 --> 01:09:32,000 به ارتش، ببینید 2055 01:09:32,000 --> 01:09:34,000 ما در یک راهپیمایی بزرگ هستیم 2056 01:09:34,000 --> 01:09:36,000 جلو آمدن و بعد نزدیک شدن 2057 01:09:36,000 --> 01:09:38,000 گفتیم تابستان است 2058 01:09:38,000 --> 01:09:40,000 و ببین، یک شوالیه 2059 01:09:40,000 --> 01:09:42,000 ممکنه قبول کنم 2060 01:09:42,000 --> 01:09:44,000 به اباعبدالله گفت 2061 01:09:44,000 --> 01:09:46,000 درود بر شما باد 2062 01:09:46,000 --> 01:09:48,000 او به شما می گوید که خدا 2063 01:09:48,000 --> 01:09:50,000 او تو را در برابر دشمنت توانمند ساخته است 2064 01:09:50,000 --> 01:09:52,000 یعنی ابن ابی دواد 2065 01:09:52,000 --> 01:09:54,000 و امیرالمؤمنین می پذیرد 2066 01:09:54,000 --> 01:09:56,000 از شما، اجازه ندهید 2067 01:09:56,000 --> 01:09:58,000 هیچی جز اون چیزی که گفتم 2068 01:09:58,000 --> 01:10:00,000 اباعبدالله به او پاسخی نداد 2069 01:10:00,000 --> 01:10:02,000 چیزی و ساخته شده است 2070 01:10:02,000 --> 01:10:04,000 برای امیرالمومنین دعا می کنم 2071 01:10:04,000 --> 01:10:06,000 برای نایب قهرمانی فراخوان دادم 2072 01:10:06,000 --> 01:10:08,000 ادامه دادیم و پایین آمدیم 2073 01:10:08,000 --> 01:10:10,000 در دار ایتاچ 2074 01:10:10,000 --> 01:10:12,000 اباعبدالله شناخته نشد 2075 01:10:12,000 --> 01:10:14,000 بعد بپرس این خونه کیه 2076 01:10:14,000 --> 01:10:16,000 گفتند 2077 01:10:16,000 --> 01:10:18,000 این دار ایتاچ است 2078 01:10:18,000 --> 01:10:20,000 گفت: مرا منتقل کردند. 2079 01:10:20,000 --> 01:10:22,000 خانه ای برای من بساز 2080 01:10:22,000 --> 01:10:24,000 گفتند اینجا خانه است 2081 01:10:24,000 --> 01:10:26,000 امیر برات فرستاد 2082 01:10:26,000 --> 01:10:28,000 مؤمنان گفتند 2083 01:10:28,000 --> 01:10:30,000 من او را اینجا نمی خواهم 2084 01:10:30,000 --> 01:10:32,000 و حتی متوقف نشد 2085 01:10:32,000 --> 01:10:34,000 برایش خانه خریدیم 2086 01:10:34,000 --> 01:10:36,000 و او هر بار نزد ما می آمد 2087 01:10:36,000 --> 01:10:38,000 یک روز سر میز 2088 01:10:38,000 --> 01:10:40,000 رنگها به سفارش متوکل 2089 01:10:40,000 --> 01:10:42,000 یخ و میوه 2090 01:10:42,000 --> 01:10:44,000 و غیره 2091 01:10:44,000 --> 01:10:46,000 اباعبدالله طعم آن را نچشید 2092 01:10:46,000 --> 01:10:48,000 هیچ چیز و بدون نگاه 2093 01:10:48,000 --> 01:10:50,000 به او و این بود 2094 01:10:50,000 --> 01:10:52,000 هزینه های جدول در روز 2095 01:10:52,000 --> 01:10:54,000 صد و بیست درهم 2096 01:10:54,000 --> 01:10:56,000 متوکل خطاب به او کرد 2097 01:10:56,000 --> 01:10:58,000 با پول عالی 2098 01:10:58,000 --> 01:11:00,000 او پاسخ داد و به او گفت 2099 01:11:00,000 --> 01:11:02,000 عبید الله بن یحیی 2100 01:11:02,000 --> 01:11:04,000 امیرالمؤمنین به شما امر می کند 2101 01:11:04,000 --> 01:11:06,000 تا به پسرت بدهی 2102 01:11:06,000 --> 01:11:08,000 او گفت و خانواده شما 2103 01:11:08,000 --> 01:11:10,000 آنها خودکفا هستند 2104 01:11:10,000 --> 01:11:12,000 آن را به او برگرداند 2105 01:11:12,000 --> 01:11:14,000 پس عبیدالله آن را گرفت 2106 01:11:14,000 --> 01:11:16,130 پس آن را بین پسرش تقسیم کرد 2107 01:11:16,130 --> 01:11:18,130 سپس به شخص قابل اعتماد پاداش دهید 2108 01:11:18,130 --> 01:11:20,130 خانواده و فرزندانش هر ماه 2109 01:11:20,130 --> 01:11:22,130 چهار هزار 2110 01:11:22,130 --> 01:11:24,130 پس اباعبدالله او را فرستاد 2111 01:11:24,130 --> 01:11:26,130 آنها کافی هستند 2112 01:11:26,130 --> 01:11:28,189 نیازی ندارند 2113 01:11:28,189 --> 01:11:30,189 پس متوکل او را فرستاد 2114 01:11:30,189 --> 01:11:32,189 این برای پسر شماست 2115 01:11:32,189 --> 01:11:34,189 پس شما چه ربطی به این دارید؟ 2116 01:11:34,189 --> 01:11:36,189 پس اباعبدالله او را گرفت 2117 01:11:36,189 --> 01:11:38,189 هنوز هم برای ما اتفاق می افتد 2118 01:11:38,189 --> 01:11:40,189 تا اینکه متوکل از دنیا رفت 2119 01:11:40,189 --> 01:11:42,220 بین اباعبدالله اتفاق افتاد 2120 01:11:42,220 --> 01:11:44,220 بین پدرم صحبت های زیادی شد 2121 01:11:44,220 --> 01:11:46,220 و او گفت 2122 01:11:46,220 --> 01:11:48,220 عمو 2123 01:11:48,220 --> 01:11:50,220 تا آخر عمرمون 2124 01:11:50,220 --> 01:11:52,220 انگار موضوع فاش شده بود 2125 01:11:52,220 --> 01:11:54,220 خدا خداست 2126 01:11:54,220 --> 01:11:56,220 بچه های ما فقط آن را می خواهند 2127 01:11:56,220 --> 01:11:58,220 تا ما را بخورد 2128 01:11:58,220 --> 01:12:00,220 اما فقط چند روز است 2129 01:12:00,220 --> 01:12:02,220 اما این یکی 2130 01:12:02,220 --> 01:12:04,220 فتنه 2131 01:12:04,220 --> 01:12:06,220 پس گفتم 2132 01:12:06,220 --> 01:12:08,220 امیدوارم خداوند به شما ایمان داشته باشد 2133 01:12:08,220 --> 01:12:10,220 در مورد چه چیزی هشدار می دهید؟ 2134 01:12:10,220 --> 01:12:12,220 و او گفت 2135 01:12:12,220 --> 01:12:14,220 چطور غذاشون رو نمیذاری؟ 2136 01:12:14,220 --> 01:12:16,220 نه جوایزشون 2137 01:12:16,220 --> 01:12:18,220 اگر او را ترک کنی، او تو را ترک خواهد کرد 2138 01:12:18,220 --> 01:12:20,220 منتظر چه هستیم؟ 2139 01:12:20,220 --> 01:12:22,220 مرگ است 2140 01:12:22,220 --> 01:12:24,220 یا به بهشت 2141 01:12:24,220 --> 01:12:26,220 یا آتش زدن 2142 01:12:26,220 --> 01:12:28,220 خوشا به حال نیکوکاران 2143 01:12:28,220 --> 01:12:30,220 متوکل به خبر رسید 2144 01:12:30,220 --> 01:12:32,220 آنچه در آن است 2145 01:12:32,220 --> 01:12:34,220 او دنیا را نمی خواهد 2146 01:12:34,220 --> 01:12:36,220 پس به او اجازه خروج داد 2147 01:12:36,220 --> 01:12:38,220 سپس عبید الله بن یحیی آمد 2148 01:12:38,220 --> 01:12:40,220 به وقت بعد از ظهر 2149 01:12:40,220 --> 01:12:42,220 گفت که شاهزاده است 2150 01:12:42,220 --> 01:12:44,220 مؤمنان به شما اجازه داده اند 2151 01:12:44,220 --> 01:12:46,220 دستور داد برای شما یک سوله تجهیز کنند 2152 01:12:46,220 --> 01:12:48,220 تو در آن فرود می آیی 2153 01:12:48,220 --> 01:12:50,220 اباعبدالله گفت 2154 01:12:50,220 --> 01:12:52,220 برای من یک قایق سفارش دهید 2155 01:12:52,220 --> 01:12:54,220 که ساعت فرا رسیده است 2156 01:12:54,220 --> 01:12:56,220 پس برای او قایق خواستند 2157 01:12:56,220 --> 01:12:58,220 پس فوراً فرود آمد 2158 01:12:58,220 --> 01:13:00,220 حنبل گفت 2159 01:13:00,220 --> 01:13:02,220 مرزهای آن حتی گفته می شد 2160 01:13:02,220 --> 01:13:04,220 او از دنیا رفته است 2161 01:13:04,220 --> 01:13:06,220 پس او را به سمت گله پذیرفتم 2162 01:13:06,220 --> 01:13:08,220 از قایق پیاده شد 2163 01:13:08,220 --> 01:13:10,220 پس با او راه افتادم 2164 01:13:10,220 --> 01:13:12,220 او به من گفت 2165 01:13:12,220 --> 01:13:14,220 برو، مردم تو را نخواهند دید و مرا نمی شناسند 2166 01:13:14,220 --> 01:13:16,220 بنابراین من آن را ارائه کردم 2167 01:13:16,220 --> 01:13:18,220 او گفت 2168 01:13:18,220 --> 01:13:20,220 وقتی رسید 2169 01:13:20,220 --> 01:13:22,220 خودش را به پشت انداخت 2170 01:13:22,220 --> 01:13:24,260 از خستگی و فرسودگی 2171 01:13:24,260 --> 01:13:26,260 شاید چیزی قرض گرفته باشد 2172 01:13:26,260 --> 01:13:28,260 از خانه ما و پسرش 2173 01:13:28,260 --> 01:13:30,260 از پول سلطان به ما نرسید؟ 2174 01:13:30,260 --> 01:13:32,260 چه اتفاقی افتاد؟ 2175 01:13:32,260 --> 01:13:34,260 از آن خودداری کنید 2176 01:13:34,260 --> 01:13:36,260 او حتی از بیماری خود تعریف کرد 2177 01:13:36,260 --> 01:13:38,260 چوا قرعه کشی 2178 01:13:38,260 --> 01:13:40,260 بنابراین در یک فر معتبر برشته شد 2179 01:13:40,260 --> 01:13:42,260 می دانست و استفاده نمی کرد 2180 01:13:42,260 --> 01:13:44,260 و بسیاری مانند این 2181 01:13:44,260 --> 01:13:46,260 صالح اشاره کرد 2182 01:13:46,260 --> 01:13:48,260 ماجرای رفتن پدرش 2183 01:13:48,260 --> 01:13:50,260 به سربازی و برگشت 2184 01:13:50,260 --> 01:13:52,260 خانه های آنها در طبقه بالا تفتیش شد 2185 01:13:52,260 --> 01:13:54,260 و گل رز یعقوب با ماه کامل 2186 01:13:54,260 --> 01:13:56,260 و گریه کرد 2187 01:13:56,260 --> 01:13:58,260 و او گفت 2188 01:13:58,260 --> 01:14:00,260 من از آنها تحویل گرفتم 2189 01:14:00,260 --> 01:14:02,260 حتی اگر در پایان عمرم باشد 2190 01:14:02,260 --> 01:14:04,260 خرابشون کردم 2191 01:14:04,260 --> 01:14:06,260 قصد دارم فردا جداش کنی 2192 01:14:06,260 --> 01:14:08,260 صبح که شد نزد او آمد 2193 01:14:08,260 --> 01:14:10,260 حسن بن بذر گفت: 2194 01:14:10,260 --> 01:14:12,260 بیا پیش من، صالح، با تعادل 2195 01:14:12,260 --> 01:14:14,260 هدایت شده به 2196 01:14:14,260 --> 01:14:16,260 فرزندان مهاجران و انصار 2197 01:14:16,260 --> 01:14:18,260 و نه فلانی 2198 01:14:18,260 --> 01:14:20,260 تا تفاوت همه 2199 01:14:20,260 --> 01:14:22,260 ما در یک حالت هستیم 2200 01:14:22,260 --> 01:14:24,260 خداوند به آن داناست 2201 01:14:24,260 --> 01:14:26,260 پس پستچی نوشت 2202 01:14:26,260 --> 01:14:28,260 خیریه است 2203 01:14:28,260 --> 01:14:30,260 همه برای روز او 2204 01:14:30,260 --> 01:14:32,260 حتی با یک کیف 2205 01:14:32,260 --> 01:14:34,260 اوری بن الجهم آمد و گفت 2206 01:14:34,260 --> 01:14:36,260 امیرالمؤمنین به شما دستور داده است 2207 01:14:36,260 --> 01:14:38,260 در ده هزار 2208 01:14:38,260 --> 01:14:40,260 جایی که او را از هم جدا کرد 2209 01:14:40,260 --> 01:14:42,260 و شیخ شما نمی داند 2210 01:14:42,260 --> 01:14:44,260 با آن غمگین می شود 2211 01:14:44,260 --> 01:14:46,260 متوکل دستور داد آن را بخرند 2212 01:14:46,260 --> 01:14:48,260 ما خانه داریم 2213 01:14:48,260 --> 01:14:50,260 گفت ای صالح 2214 01:14:50,260 --> 01:14:52,260 به بک گفتم 2215 01:14:52,260 --> 01:14:54,260 اگر موافقید برایشان خانه بخرید 2216 01:14:54,260 --> 01:14:56,260 پارگی باشد 2217 01:14:56,260 --> 01:14:58,260 بین من و تو 2218 01:14:58,260 --> 01:15:00,260 آنها می خواهند تبدیل شوند 2219 01:15:00,260 --> 01:15:02,260 این کشور پناهگاه من است 2220 01:15:02,260 --> 01:15:04,260 هنوز داشت دفاع می کرد 2221 01:15:04,260 --> 01:15:06,260 خانه را خرید تا عجله کرد 2222 01:15:06,260 --> 01:15:08,319 و من پیام رسان ساختم 2223 01:15:08,319 --> 01:15:10,319 متوکل نزد او می آید و از او می پرسد 2224 01:15:10,319 --> 01:15:12,319 در مورد تجربه او و آنها بازگشت 2225 01:15:12,319 --> 01:15:14,319 می گویند ضعیف است 2226 01:15:14,319 --> 01:15:16,319 و در این بین 2227 01:15:16,319 --> 01:15:18,319 می گویند پدر 2228 01:15:18,319 --> 01:15:20,319 عبدالله واجب است 2229 01:15:20,319 --> 01:15:22,319 تا ببینمت و بیام پیشش 2230 01:15:22,319 --> 01:15:24,319 یعقوب گفت 2231 01:15:24,319 --> 01:15:26,319 امیرالمؤمنین مشتاق است 2232 01:15:26,319 --> 01:15:28,319 به تو می گوید 2233 01:15:28,319 --> 01:15:30,319 ببین روزی که میای 2234 01:15:30,319 --> 01:15:32,319 پس من او را می شناسم 2235 01:15:32,319 --> 01:15:34,319 و او به شما گفت 2236 01:15:34,319 --> 01:15:36,319 او یک روز گفت 2237 01:15:36,319 --> 01:15:38,319 چهار نفر بیرون رفتند 2238 01:15:38,319 --> 01:15:40,319 پس وقتی فردا بود 2239 01:15:40,319 --> 01:15:42,319 آمد و گفت 2240 01:15:42,319 --> 01:15:44,319 مژده اباعبدالله 2241 01:15:44,319 --> 01:15:46,319 او امیرالمؤمنین است 2242 01:15:46,319 --> 01:15:48,319 درود بر شما 2243 01:15:48,319 --> 01:15:50,319 می گوید من به تو رحم کرده ام 2244 01:15:50,319 --> 01:15:52,319 که مشکی می پوشد و سوار می شود 2245 01:15:52,319 --> 01:15:54,319 به ولیعهد 2246 01:15:54,319 --> 01:15:56,319 و به خانه 2247 01:15:56,319 --> 01:15:58,319 پس هر چی میخوای بپوش 2248 01:15:58,319 --> 01:16:00,319 پس از این بابت خدا را شکر کرد 2249 01:16:00,319 --> 01:16:02,319 سپس یعقوب گفت 2250 01:16:02,319 --> 01:16:04,319 من پسری دارم که او را تحسین می کند 2251 01:16:04,319 --> 01:16:06,319 و او آن را در قلب من دارد 2252 01:16:06,319 --> 01:16:08,319 مکانی که دوستش دارم 2253 01:16:08,319 --> 01:16:10,319 تا با او صحبت کند 2254 01:16:10,319 --> 01:16:12,319 پس ساکت ماند 2255 01:16:12,319 --> 01:16:14,319 وقتی بیرون آمد گفت: 2256 01:16:14,319 --> 01:16:16,319 می بینی، او نمی بیند که من در آن چه هستم؟ 2257 01:16:16,319 --> 01:16:18,319 قرآن را کامل می کرد 2258 01:16:18,319 --> 01:16:20,319 از جمعه تا جمعه 2259 01:16:20,319 --> 01:16:22,319 و وقتی تمام شد زنگ زد 2260 01:16:22,319 --> 01:16:24,319 ما معتقدیم 2261 01:16:24,319 --> 01:16:26,319 وقتی صبح جمعه بود 2262 01:16:26,319 --> 01:16:28,319 خطاب به من و برادرم 2263 01:16:28,319 --> 01:16:30,319 وقتی او تمام شد 2264 01:16:30,319 --> 01:16:32,319 تماس بگیرید و ما باور کنیم 2265 01:16:32,319 --> 01:16:34,319 وقتی او تمام شد 2266 01:16:34,319 --> 01:16:36,319 بگو 2267 01:16:36,319 --> 01:16:38,319 بارها از خدا کمک می خواهم 2268 01:16:38,319 --> 01:16:40,319 بنابراین شروع کردم به گفتن آنچه او می خواهد 2269 01:16:40,319 --> 01:16:42,319 سپس گفت 2270 01:16:42,319 --> 01:16:44,319 من به خدا عهد می دهم 2271 01:16:44,319 --> 01:16:46,319 سلطنت او مسئول بود 2272 01:16:46,319 --> 01:16:48,319 و حق تعالی فرمود 2273 01:16:48,319 --> 01:16:50,319 ای شما که 2274 01:16:50,319 --> 01:16:52,319 آنها ایمان آوردند و به قراردادهای خود عمل کردند 2275 01:16:52,319 --> 01:16:54,319 من حرف نمیزنم 2276 01:16:54,319 --> 01:16:56,319 در گفتار کامل 2277 01:16:56,319 --> 01:16:58,319 هرگز حتی خدا را پرتاب نکرد 2278 01:16:58,319 --> 01:17:00,319 من شما را مستثنی نمی کنم 2279 01:17:00,319 --> 01:17:02,350 هیچ کس 2280 01:17:02,350 --> 01:17:04,350 پس بیرون رفتیم و علی بن الجهم آمد 2281 01:17:04,350 --> 01:17:06,350 پس به او گفتیم 2282 01:17:06,350 --> 01:17:08,350 گفت: ما از آن خدا هستیم 2283 01:17:08,350 --> 01:17:10,350 به سوی او باز خواهیم گشت 2284 01:17:10,350 --> 01:17:12,350 به متوکل خبر داد 2285 01:17:12,350 --> 01:17:14,350 و او گفت 2286 01:17:14,350 --> 01:17:16,350 اما آنها می خواهند یا این اتفاق افتاده است 2287 01:17:16,350 --> 01:17:18,350 و این کشور 2288 01:17:18,350 --> 01:17:20,350 منو قفل کن 2289 01:17:20,350 --> 01:17:22,350 اما علت این بود که چه کسی 2290 01:17:22,350 --> 01:17:24,350 در این کشور اقامت داشتند 2291 01:17:24,350 --> 01:17:26,350 وقتی به آنها داده شد، پذیرفته شدند 2292 01:17:26,350 --> 01:17:28,350 فرمان دادند و سخن گفتند 2293 01:17:28,350 --> 01:17:30,350 به خدا من آرزوی مرگ کردم 2294 01:17:30,350 --> 01:17:32,350 در موضوعی که بود 2295 01:17:32,350 --> 01:17:34,350 آرزو دارم در این بمیرم 2296 01:17:34,350 --> 01:17:36,350 و آن 2297 01:17:36,350 --> 01:17:38,350 این وسوسه دنیاست 2298 01:17:38,350 --> 01:17:40,350 این جذابیت دین بود 2299 01:17:40,350 --> 01:17:42,350 سپس انگشتانش را به هم متصل کرد 2300 01:17:42,350 --> 01:17:44,350 و او می گوید 2301 01:17:44,350 --> 01:17:46,350 اگر روحم در دستم بود می فرستادم 2302 01:17:46,350 --> 01:17:48,350 سپس انگشتانش را باز می کند 2303 01:17:48,350 --> 01:17:50,449 او متوکل بود 2304 01:17:50,449 --> 01:17:52,449 اغلب در مورد آن سوال می شود 2305 01:17:52,449 --> 01:17:54,449 و در این بین دستور می دهد 2306 01:17:54,449 --> 01:17:56,449 ما با پول 2307 01:17:56,449 --> 01:17:58,449 می گوید نمی داند 2308 01:17:58,449 --> 01:18:00,449 شیخ آنها غمگین می شود 2309 01:18:00,449 --> 01:18:02,449 آنچه او از آنها می خواهد 2310 01:18:02,449 --> 01:18:04,449 اگر دنیا را نمی خواهد 2311 01:18:04,449 --> 01:18:06,449 او مانع آنها نشد 2312 01:18:06,449 --> 01:18:08,449 و به متوکل گفتند 2313 01:18:08,449 --> 01:18:10,449 او غذای شما را نمی خورد 2314 01:18:10,449 --> 01:18:12,449 او روی تخت شما نمی نشیند 2315 01:18:12,449 --> 01:18:14,449 آنچه می نوشید حرام است 2316 01:18:14,449 --> 01:18:16,449 متوکل گفت 2317 01:18:16,449 --> 01:18:18,449 اگر معتصم آن را برای من منتشر کرد 2318 01:18:18,449 --> 01:18:20,449 او چیزی در این مورد گفت 2319 01:18:20,449 --> 01:18:22,449 من از او قبول نکردم 2320 01:18:22,449 --> 01:18:24,449 صالح گفت 2321 01:18:24,449 --> 01:18:26,449 سپس به بغداد فرود آمد 2322 01:18:26,449 --> 01:18:28,449 عبدالله را نزد او گذاشتم 2323 01:18:28,449 --> 01:18:30,449 پس عبدالله آمد 2324 01:18:30,449 --> 01:18:32,449 پس گفتم شما چه مشکلی دارید؟ 2325 01:18:32,449 --> 01:18:34,510 او گفت 2326 01:18:34,510 --> 01:18:36,510 به من دستور داد که فرود بیایم 2327 01:18:36,510 --> 01:18:38,510 او گفت 2328 01:18:38,510 --> 01:18:40,510 به فلاح بگویید بیرون نرود 2329 01:18:40,510 --> 01:18:42,510 تو نفرین من بودی 2330 01:18:42,510 --> 01:18:44,510 به خدا اگر فرمان مرا بپذیری 2331 01:18:44,510 --> 01:18:46,510 من موفق نشدم 2332 01:18:46,510 --> 01:18:48,510 من هیچکدام از شما را با خودم بیرون نبردم 2333 01:18:48,510 --> 01:18:50,510 اگه تو نبودی کی بودی؟ 2334 01:18:50,510 --> 01:18:52,510 این میز تنظیم شده است 2335 01:18:52,510 --> 01:18:54,510 و برس ها را پهن کنید 2336 01:18:54,510 --> 01:18:56,579 و ثواب انجام می شود 2337 01:18:56,579 --> 01:18:58,579 پس به او نامه نوشتم و به او اطلاع دادم 2338 01:18:58,579 --> 01:19:00,579 آنچه عبدالله به من گفت 2339 01:19:00,579 --> 01:19:02,579 پس با خط خودش برایش نوشت 2340 01:19:02,579 --> 01:19:04,579 خداوند به شما جزای خیر بدهد 2341 01:19:04,579 --> 01:19:06,579 او شما را از همه آسیب ها و خطرات محافظت می کند 2342 01:19:06,579 --> 01:19:08,579 که مرا حمل کرد 2343 01:19:08,579 --> 01:19:10,579 در کتاب به شما 2344 01:19:10,579 --> 01:19:12,579 آنچه به عبدالله گفتم 2345 01:19:12,579 --> 01:19:14,579 هیچ کدام از شما پیش من نمی آیید 2346 01:19:14,579 --> 01:19:16,579 لطفا اجازه دهید حافظه من متوقف شود 2347 01:19:16,579 --> 01:19:18,579 و حوصله اش سر می رود 2348 01:19:18,579 --> 01:19:20,579 و اگر اینجا باشی، یاد من فراگیر می شود 2349 01:19:20,579 --> 01:19:22,579 و او با شما ملاقات می کرد 2350 01:19:22,579 --> 01:19:24,579 افرادی که اخبار ما را گزارش می کنند 2351 01:19:24,579 --> 01:19:26,579 و چیزی جز خوب نبود 2352 01:19:26,579 --> 01:19:28,579 اگه بمونی 2353 01:19:28,579 --> 01:19:30,579 نه تو و نه برادرت پیش من نیامدی 2354 01:19:30,579 --> 01:19:32,579 رضایت من است 2355 01:19:32,579 --> 01:19:34,579 جز خوبی در خودت کاری نکن 2356 01:19:34,579 --> 01:19:36,579 درود بر شما 2357 01:19:36,579 --> 01:19:38,800 او گفت 2358 01:19:38,800 --> 01:19:40,800 و زمانی که ما سفر کردیم 2359 01:19:40,800 --> 01:19:42,800 میز و سفره ها بلند شد 2360 01:19:42,800 --> 01:19:44,800 و هر چه برقرار شد مال ماست 2361 01:19:44,800 --> 01:19:46,829 صالح گفت 2362 01:19:46,829 --> 01:19:48,829 متوکل برای پدرم فرستاد 2363 01:19:48,829 --> 01:19:50,829 با هزار دینار تقسیم 2364 01:19:50,829 --> 01:19:52,829 سپس علی بن الجهم نزد او آمد 2365 01:19:52,829 --> 01:19:54,829 در تاریکی شب 2366 01:19:54,829 --> 01:19:56,829 پس به او گفت که در حال آماده شدن است 2367 01:19:56,829 --> 01:19:58,829 سوختگی دارد 2368 01:19:58,829 --> 01:20:00,829 سپس عبیدالله با هزار دینار آمد 2369 01:20:00,829 --> 01:20:02,829 و او گفت 2370 01:20:02,829 --> 01:20:04,829 امیرالمؤمنین به شما اجازه داده است 2371 01:20:04,829 --> 01:20:06,829 من به شما دستور می دهم که این کار را انجام دهید 2372 01:20:06,829 --> 01:20:08,829 و او گفت 2373 01:20:08,829 --> 01:20:10,829 امیرالمؤمنین به من اجازه داده است 2374 01:20:10,829 --> 01:20:12,829 که ازش متنفرم 2375 01:20:12,829 --> 01:20:14,829 آن را پخش کنید 2376 01:20:14,829 --> 01:20:16,829 اومد پیشمون و بعد گفت 2377 01:20:16,829 --> 01:20:18,829 ای صالح بهت گفتم 2378 01:20:18,829 --> 01:20:20,829 او گفت 2379 01:20:20,829 --> 01:20:22,829 من دوست دارم این امرار معاش را بگذارم 2380 01:20:22,829 --> 01:20:24,829 به خاطر من قبولش میکنی 2381 01:20:24,829 --> 01:20:26,829 پس ساکت ماند 2382 01:20:26,829 --> 01:20:28,829 گفت: مال تو چیست؟ 2383 01:20:28,829 --> 01:20:30,829 من از دادن زبانم متنفرم 2384 01:20:30,829 --> 01:20:32,829 یا با دیگران مخالفت کنید 2385 01:20:32,829 --> 01:20:34,829 دیگر آدمی نیست 2386 01:20:34,829 --> 01:20:36,829 بچه های من مال من هستند و هیچ بهانه ای ندارم 2387 01:20:36,829 --> 01:20:38,829 داشتم ازت شاکی بودم 2388 01:20:38,829 --> 01:20:40,829 و او می گوید 2389 01:20:40,829 --> 01:20:42,829 فرمان تو به فرمان من است 2390 01:20:42,829 --> 01:20:44,829 شاید خدا برام حل کنه 2391 01:20:44,829 --> 01:20:46,829 این گره 2392 01:20:46,829 --> 01:20:48,829 تو برای من دعا کردی 2393 01:20:48,829 --> 01:20:50,829 امیدوارم خدا داشته باشه 2394 01:20:50,829 --> 01:20:52,829 او به شما پاسخ داد 2395 01:20:52,829 --> 01:20:54,829 گفت این کار را نکن 2396 01:20:54,829 --> 01:20:56,829 پس گفتم نه 2397 01:20:56,829 --> 01:20:58,829 بنابراین پدرم ما را ترک کرد 2398 01:20:58,829 --> 01:21:00,829 درهای بین ما و خودش را بست 2399 01:21:00,829 --> 01:21:02,829 خانه های ما محافظت می شود 2400 01:21:02,829 --> 01:21:04,859 سپس داستانی را تعریف کرد 2401 01:21:04,859 --> 01:21:06,859 در نمازش صالح است 2402 01:21:06,859 --> 01:21:08,859 و سرزنش کردنش 2403 01:21:08,859 --> 01:21:10,859 سپس در نوشته خود به یحیی 2404 01:21:10,859 --> 01:21:12,859 بن خاقان کمک را ترک کند 2405 01:21:12,859 --> 01:21:14,859 فرزندانش 2406 01:21:14,859 --> 01:21:16,859 و خبر به متوکل رسید 2407 01:21:16,859 --> 01:21:18,859 پس دستور داد گروهی را حمل کنند 2408 01:21:18,859 --> 01:21:20,859 ده ماه فرصت دارند 2409 01:21:20,859 --> 01:21:22,859 چهل هزار بود 2410 01:21:22,859 --> 01:21:24,899 آنها را بکشید 2411 01:21:24,899 --> 01:21:26,899 اباعبدالله گفت 2412 01:21:26,899 --> 01:21:28,899 مدتی سکوت کردم و در زدم 2413 01:21:28,899 --> 01:21:30,899 سپس گفت 2414 01:21:30,899 --> 01:21:32,899 اگه چیزی بخوای چیکار میکنی؟ 2415 01:21:32,899 --> 01:21:34,899 و خدا چیزی می خواست 2416 01:21:34,899 --> 01:21:36,989 و به امام احمد 2417 01:21:36,989 --> 01:21:38,989 نهایت دانش 2418 01:21:38,989 --> 01:21:40,989 سنت در علم و عمل 2419 01:21:40,989 --> 01:21:42,989 و در علم حدیث و فنون آن 2420 01:21:42,989 --> 01:21:44,989 و علم فقه 2421 01:21:44,989 --> 01:21:46,989 و شاخه های آن 2422 01:21:46,989 --> 01:21:48,989 در زهد و تقوا پیشوا بود 2423 01:21:48,989 --> 01:21:51,090 عبادت و صداقت 2424 01:21:51,090 --> 01:21:53,090 مروضی گفت 2425 01:21:53,090 --> 01:21:55,090 اباعبدالله به من گفت 2426 01:21:55,090 --> 01:21:57,090 من تازه نوشتم 2427 01:21:57,090 --> 01:21:59,090 و من روی آن کار کردم 2428 01:21:59,090 --> 01:22:01,090 تا اینکه پیامبر از کنارم گذشت 2429 01:22:01,090 --> 01:22:03,090 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد 2430 01:22:03,090 --> 01:22:05,090 پدر خوبی داد 2431 01:22:05,090 --> 01:22:07,090 د نارا 2432 01:22:07,090 --> 01:22:09,090 بنابراین حجامت کردم و نارا حجامت را به من داد 2433 01:22:09,090 --> 01:22:11,090 و او گفت 2434 01:22:11,090 --> 01:22:13,090 به اباعبدالله گفتم 2435 01:22:13,090 --> 01:22:15,090 هر که به پیروی از اسلام و سنت مرده باشد 2436 01:22:15,090 --> 01:22:17,090 او برای همیشه مرد 2437 01:22:17,090 --> 01:22:19,090 و او گفت 2438 01:22:19,090 --> 01:22:21,090 بلكه به خاطر همه كارهاي خير از دنيا رفت 2439 01:22:21,090 --> 01:22:23,090 المیمونی گفت 2440 01:22:23,090 --> 01:22:25,090 احمد به من گفت 2441 01:22:25,090 --> 01:22:27,090 یا ابوالحسن 2442 01:22:27,090 --> 01:22:29,090 در مورد یک موضوع صحبت نکنید 2443 01:22:29,090 --> 01:22:31,090 شما آنجا امام ندارید 2444 01:22:31,090 --> 01:22:33,090 الفضل بن زیاد گفت 2445 01:22:33,090 --> 01:22:35,090 احمد بن حنبل را شنیدم 2446 01:22:35,090 --> 01:22:37,090 او می گوید 2447 01:22:37,090 --> 01:22:39,090 هر که حدیث رسول خدا را رد کرد 2448 01:22:39,090 --> 01:22:41,090 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد 2449 01:22:41,090 --> 01:22:43,090 روی لبان شماست 2450 01:22:43,090 --> 01:22:45,090 محمد بن اسماعیل گفت 2451 01:22:45,090 --> 01:22:47,090 ترمذی 2452 01:22:47,090 --> 01:22:49,090 من و احمد بن الحسن بودیم 2453 01:22:49,090 --> 01:22:51,090 به گفته احمد بن حنبل 2454 01:22:51,090 --> 01:22:53,090 احمد به او گفت 2455 01:22:53,090 --> 01:22:55,090 ای اباعبدالله 2456 01:22:55,090 --> 01:22:57,090 از ابن ابی قتیله یاد کردند 2457 01:22:57,090 --> 01:22:59,090 در مکه علمای حدیث 2458 01:22:59,090 --> 01:23:01,090 و او گفت 2459 01:23:01,090 --> 01:23:03,090 اهل حدیث افراد بدی هستند 2460 01:23:03,090 --> 01:23:05,090 پس اباعبدالله برخاست 2461 01:23:05,090 --> 01:23:07,090 لباسش را در می آورد و می گوید 2462 01:23:07,090 --> 01:23:09,090 بدعت گذار 2463 01:23:09,090 --> 01:23:13,489 و وارد خانه شد 2464 01:23:13,489 --> 01:23:16,000 و از زندگینامه او 2465 01:23:16,000 --> 01:23:18,000 عبدالملک المیمونی گفت 2466 01:23:18,000 --> 01:23:20,000 من عمامه ندیدم 2467 01:23:20,000 --> 01:23:22,000 اباعبدالله هرگز 2468 01:23:22,000 --> 01:23:24,000 جز زیر چانه اش 2469 01:23:24,000 --> 01:23:26,000 و دیدم که از هر چیز دیگری متنفر است 2470 01:23:26,000 --> 01:23:28,000 المیمونی گفت 2471 01:23:28,000 --> 01:23:30,000 نمی دونم که دیدم 2472 01:23:30,000 --> 01:23:32,000 هیچ کس بدن تمیزتری ندارد 2473 01:23:32,000 --> 01:23:34,000 و من عهد نبستم 2474 01:23:34,000 --> 01:23:36,000 به خودش در سبیلش 2475 01:23:36,000 --> 01:23:38,000 موهای سر و موهای بدنش 2476 01:23:38,000 --> 01:23:40,000 ناب ترین لباس نیست 2477 01:23:40,000 --> 01:23:42,000 خیلی سفید از احمد 2478 01:23:42,000 --> 01:23:44,000 ابن حنبل رضی الله عنه 2479 01:23:44,000 --> 01:23:46,000 عاصم گفت 2480 01:23:46,000 --> 01:23:48,000 ابن عصام بیهقی 2481 01:23:48,000 --> 01:23:50,000 گفتم یه شب خونه احمد 2482 01:23:50,000 --> 01:23:52,000 ابن حنبل آب آورد 2483 01:23:52,000 --> 01:23:54,000 بنابراین آن را زمین گذاشت 2484 01:23:54,000 --> 01:23:56,000 وقتی بیدار شد، نگاه کرد 2485 01:23:56,000 --> 01:23:58,000 به آب همانطور که هست 2486 01:23:58,000 --> 01:24:00,000 گفت: سبحان الله 2487 01:24:00,000 --> 01:24:02,000 مردی که به دنبال علم است 2488 01:24:02,000 --> 01:24:04,000 او در شب گل ندارد 2489 01:24:04,000 --> 01:24:06,000 عبدالله گفت 2490 01:24:06,000 --> 01:24:08,000 شنیدم پدرم گفت 2491 01:24:08,000 --> 01:24:10,000 شاید شما آلباکور می خواستید 2492 01:24:10,000 --> 01:24:12,000 در گفتگو، آن را بگیرید 2493 01:24:12,000 --> 01:24:14,000 مادرم در لباسم و می گوید 2494 01:24:14,000 --> 01:24:16,000 تا اینکه مؤذن اذان می دهد 2495 01:24:16,000 --> 01:24:18,000 الکادمی گفت 2496 01:24:18,000 --> 01:24:20,000 علی بن المدینی به ما گفت 2497 01:24:20,000 --> 01:24:22,000 احمد بن حنبل به من گفت 2498 01:24:22,000 --> 01:24:24,000 من هوس آن را دارم 2499 01:24:24,000 --> 01:24:26,000 من شما را تا مکه همراهی می کنم 2500 01:24:26,000 --> 01:24:28,000 تنها چیزی که من را متوقف می کند ترس است 2501 01:24:28,000 --> 01:24:30,000 تا به تو امیدوار باشم یا مرا خسته کنم 2502 01:24:30,000 --> 01:24:32,000 وقتی با او خداحافظی کرد 2503 01:24:32,000 --> 01:24:34,000 گفتم نصیحتم کن 2504 01:24:34,000 --> 01:24:36,000 گفت بساز 2505 01:24:36,000 --> 01:24:38,000 تقوا شما را زیاد و تقویت می کند 2506 01:24:38,000 --> 01:24:40,000 زندگی پس از مرگ پیش روی شماست 2507 01:24:40,000 --> 01:24:42,000 عبدالله بن احمد گفت 2508 01:24:42,000 --> 01:24:44,000 من دانشمندان زیادی را دیدم 2509 01:24:44,000 --> 01:24:46,000 فقها و اهل حدیث 2510 01:24:46,000 --> 01:24:48,000 و بنی هاشم و قریش و انصار 2511 01:24:48,000 --> 01:24:50,000 پدرم را می بوسند 2512 01:24:50,000 --> 01:24:52,000 برخی از آنها دستی هستند 2513 01:24:52,000 --> 01:24:54,000 برخی از آنها سر خود را دارند 2514 01:24:54,000 --> 01:24:56,000 و او را بسیار تسبیح می کنند 2515 01:24:56,000 --> 01:24:58,000 من ندیده ام آنها این کار را انجام دهند 2516 01:24:58,000 --> 01:25:00,000 به گفته یکی از فقها 2517 01:25:00,000 --> 01:25:02,000 چیز دیگه ای ندیدم 2518 01:25:02,000 --> 01:25:06,109 او آن را میل می کند 2519 01:25:06,109 --> 01:25:08,109 و چه کسی متواضع است 2520 01:25:08,109 --> 01:25:10,529 احمد بن الحسن ترمذی گفت 2521 01:25:10,529 --> 01:25:12,529 اباعبدالله را دیدم 2522 01:25:12,529 --> 01:25:14,529 از بازار نان می خرد 2523 01:25:14,529 --> 01:25:16,529 و آن را در سبدی حمل می کند 2524 01:25:16,529 --> 01:25:18,529 و دیدم که بقیه را خرید 2525 01:25:18,529 --> 01:25:20,529 بیش از یک بار نیست 2526 01:25:20,529 --> 01:25:22,529 و آن را در پارچه ای قرار دهید 2527 01:25:22,529 --> 01:25:27,020 بنابراین او آن را حمل می کند 2528 01:25:27,020 --> 01:25:29,250 و از جهاد او 2529 01:25:29,250 --> 01:25:31,250 عبدالله بن محمود بن الفرج گفت 2530 01:25:31,250 --> 01:25:33,250 عبدالله بن احمد را شنیدم 2531 01:25:33,250 --> 01:25:35,250 او می گوید 2532 01:25:35,250 --> 01:25:37,250 پدرم به طرسوس رفت 2533 01:25:37,250 --> 01:25:39,250 با آن پیوند خورد و پیروز شد 2534 01:25:39,250 --> 01:25:41,250 به مردی گفت 2535 01:25:41,250 --> 01:25:43,250 شما باید چشم های خود را در بیاورید 2536 01:25:43,250 --> 01:25:45,250 باید بری قزوین 2537 01:25:48,170 --> 01:25:50,170 الحسین بن اسماعیل گفت 2538 01:25:50,170 --> 01:25:52,170 پدرم گفت 2539 01:25:52,170 --> 01:25:54,170 در شورای احمد جلسه داشت 2540 01:25:54,170 --> 01:25:56,170 حدود پنج هزار 2541 01:25:56,170 --> 01:25:58,170 صحبت را می نویسند 2542 01:25:58,170 --> 01:26:00,170 بقیه از او یاد می گیرند 2543 01:26:00,170 --> 01:26:02,170 خوش اخلاقی و وقار 2544 01:26:02,170 --> 01:26:04,170 ابوبکر بن متوافی گفت 2545 01:26:04,170 --> 01:26:06,170 نزد اباعبدالله رفتم 2546 01:26:06,170 --> 01:26:08,170 دوازده سال 2547 01:26:08,170 --> 01:26:10,170 و او در حال خواندن است 2548 01:26:10,170 --> 01:26:12,170 محمول بر فرزندان اوست 2549 01:26:12,170 --> 01:26:14,170 چیزی که اخیرا در موردش نوشتم 2550 01:26:14,170 --> 01:26:16,170 یکی 2551 01:26:16,170 --> 01:26:18,170 به راهنمایی ها و اخلاقش نگاه کردم 2552 01:26:18,170 --> 01:26:20,300 عبدالله گفت 2553 01:26:20,300 --> 01:26:22,300 بن محمد الوراق 2554 01:26:22,300 --> 01:26:24,300 من در شورای احمد بودم 2555 01:26:24,300 --> 01:26:26,300 ابن حنبل گفت 2556 01:26:26,300 --> 01:26:28,300 از کجا آمدی؟ 2557 01:26:28,300 --> 01:26:30,300 از شورای پدرم گفتیم 2558 01:26:30,300 --> 01:26:32,300 کرپ گفت 2559 01:26:32,300 --> 01:26:34,300 در مورد آن بنویسید 2560 01:26:34,300 --> 01:26:36,300 او شیخ خوبی است 2561 01:26:36,300 --> 01:26:38,300 پس گفتیم چاقو می زد 2562 01:26:38,300 --> 01:26:40,300 او گفت بر تو 2563 01:26:40,300 --> 01:26:42,300 چه ترفندی دارید؟ 2564 01:26:42,300 --> 01:26:44,300 شیخ صالح می 2565 01:26:45,300 --> 01:26:47,359 ابوجعفر گفت 2566 01:26:47,359 --> 01:26:49,359 احمد بود که مردم را زنده کرد 2567 01:26:49,359 --> 01:26:51,359 شریف ترین و بهترین آنها 2568 01:26:51,359 --> 01:26:53,359 ده و مودب 2569 01:26:53,359 --> 01:26:55,359 چاپلوسی زیاد 2570 01:26:55,359 --> 01:26:57,359 تنها چیزی که از او می شنود درس خواندن است 2571 01:26:57,359 --> 01:26:59,359 برای صحبت و ذکر 2572 01:26:59,359 --> 01:27:01,359 صالحان در عزت و صفا هستند 2573 01:27:01,359 --> 01:27:03,359 و تلفظ خوب 2574 01:27:03,359 --> 01:27:05,359 و اگر شخصی او را پیدا کند 2575 01:27:05,359 --> 01:27:07,359 برو و بپذیر 2576 01:27:07,359 --> 01:27:09,359 متواضع بود 2577 01:27:09,359 --> 01:27:11,359 برای افراد مسن به شدت 2578 01:27:11,359 --> 01:27:13,359 و او را تجلیل کردند 2579 01:27:13,359 --> 01:27:15,359 این کار را در یحیی بنی معین انجام می داد 2580 01:27:15,359 --> 01:27:17,359 من ندیدم کار دیگری انجام دهد 2581 01:27:17,359 --> 01:27:19,359 از تواضع و شرافت 2582 01:27:19,359 --> 01:27:21,359 و احترام 2583 01:27:21,359 --> 01:27:23,359 یحیی هفت سال از او بزرگتر بود 2584 01:27:23,359 --> 01:27:25,359 عبدالله گفت 2585 01:27:25,359 --> 01:27:27,359 ابن احمد 2586 01:27:27,359 --> 01:27:29,359 هر وقت پدرم از مسجد به خانه می آمد 2587 01:27:29,359 --> 01:27:31,359 پایش را زد 2588 01:27:31,359 --> 01:27:33,359 تا اینکه صدای کف پایش را می شنود 2589 01:27:33,359 --> 01:27:35,359 و شاید گلویش را صاف کرد 2590 01:27:35,359 --> 01:27:37,939 برای دانستن در مورد آن 2591 01:27:37,939 --> 01:27:39,939 عبدوسنی العطار گفت 2592 01:27:39,939 --> 01:27:41,939 پسرم را با کنیز آوردم 2593 01:27:41,939 --> 01:27:43,939 به اباعبدالله سلام می کرد 2594 01:27:43,939 --> 01:27:45,939 از او استقبال کرد 2595 01:27:45,939 --> 01:27:47,939 و او را در بغلش بنشانید 2596 01:27:47,939 --> 01:27:49,939 از او خواست و او را محرم گرفت 2597 01:27:49,939 --> 01:27:51,939 به کنیز گفت 2598 01:27:51,939 --> 01:27:53,939 با او غذا بخور 2599 01:27:53,939 --> 01:27:56,000 و آن را پخش کرد 2600 01:27:56,000 --> 01:27:58,000 المیمونی گفت 2601 01:27:58,000 --> 01:28:00,000 اباعبدالله خوش اخلاق بود 2602 01:28:00,000 --> 01:28:02,000 همیشه انسان ها 2603 01:28:02,000 --> 01:28:05,949 آسیب احتمالی همسایه 2604 01:28:05,949 --> 01:28:08,140 معیشت او 2605 01:28:08,140 --> 01:28:10,140 ابن جوزی گفت 2606 01:28:10,140 --> 01:28:12,140 پدرش برایش گلدوزی گذاشت 2607 01:28:12,140 --> 01:28:14,140 آنجا زندگی می کرد 2608 01:28:14,140 --> 01:28:16,140 او از آن سبک ها متنفر بود 2609 01:28:16,140 --> 01:28:18,140 و با آن عفیف است 2610 01:28:18,140 --> 01:28:20,140 گفتم شاید نسخه های پولی 2611 01:28:20,140 --> 01:28:22,140 شاید کار کرد 2612 01:28:22,140 --> 01:28:24,140 به جمال پرداخت 2613 01:28:24,140 --> 01:28:26,140 خدا رحمتش کند 2614 01:28:26,140 --> 01:28:30,640 ابن عقیل گفت 2615 01:28:30,640 --> 01:28:32,640 چیزی که شنیدم شگفت انگیز است 2616 01:28:32,640 --> 01:28:34,640 در مورد این نوجوانان نادان 2617 01:28:34,640 --> 01:28:36,640 می گویند 2618 01:28:36,640 --> 01:28:38,640 احمد بن حنبل فقیه نیست 2619 01:28:38,640 --> 01:28:40,640 ولی آپدیت میشه 2620 01:28:40,640 --> 01:28:42,640 او این را گفت 2621 01:28:42,640 --> 01:28:44,640 جهل شدید 2622 01:28:44,640 --> 01:28:46,640 چون او انتخاب هایی دارد 2623 01:28:46,640 --> 01:28:48,640 آن را بر اساس احادیث بنا کرد 2624 01:28:48,640 --> 01:28:50,640 بنایی که بیشترشان نمی شناسند 2625 01:28:50,640 --> 01:28:52,640 شاید بیشتر از بزرگانشان 2626 01:28:52,640 --> 01:28:54,640 گفتم 2627 01:28:54,640 --> 01:28:56,640 من فکر می کنم آنها اینطور فکر می کنند 2628 01:28:56,640 --> 01:28:58,640 او فقط به روز بود 2629 01:28:58,640 --> 01:29:00,640 بلکه آن را از دری تصور می کنند 2630 01:29:00,640 --> 01:29:02,640 مدرنیست های زمان ما 2631 01:29:02,640 --> 01:29:04,640 به خدا به درجه فقه رسیده است 2632 01:29:04,640 --> 01:29:06,640 مخصوصاً رتبه لیث 2633 01:29:06,640 --> 01:29:08,640 مالک و شافعی 2634 01:29:08,640 --> 01:29:10,640 و پدرم یوسف 2635 01:29:11,640 --> 01:29:13,640 رتبه الفضل و ابراهیم 2636 01:29:13,640 --> 01:29:15,640 بن ادهم 2637 01:29:15,640 --> 01:29:17,640 در حفظ رتبه تقسیم 2638 01:29:17,640 --> 01:29:19,640 یحیی القطان و بن المدینی 2639 01:29:19,640 --> 01:29:21,640 اما نادان 2640 01:29:21,640 --> 01:29:23,640 رتبه خودش را نمی داند 2641 01:29:23,640 --> 01:29:25,640 رتبه دیگران را چگونه می داند؟ 2642 01:29:25,640 --> 01:29:29,430 ابن جوزی گفت 2643 01:29:29,430 --> 01:29:31,430 امام دیده نشد 2644 01:29:31,430 --> 01:29:33,430 کتاب ها را قرار دهید 2645 01:29:33,430 --> 01:29:35,430 نوشتن کلماتش را منع می کند 2646 01:29:35,430 --> 01:29:37,430 و سوالاتش حتی اگر می دید 2647 01:29:37,430 --> 01:29:39,430 این مال او بود 2648 01:29:39,430 --> 01:29:41,430 بسیاری از طبقه بندی ها 2649 01:29:41,430 --> 01:29:43,430 کلاس محمول است 2650 01:29:43,430 --> 01:29:45,430 سی هزار حدیث 2651 01:29:45,430 --> 01:29:47,430 به فرزندش عبدالله می گفت 2652 01:29:47,430 --> 01:29:49,430 این آمار را حفظ کنید 2653 01:29:49,430 --> 01:29:51,430 برای مردم خواهد بود 2654 01:29:51,430 --> 01:29:53,430 امام 2655 01:29:53,430 --> 01:29:55,430 و تعبیر این است 2656 01:29:55,430 --> 01:29:57,430 صد و بیست هزار 2657 01:29:57,430 --> 01:29:59,430 و نسخ کننده و منسوخ 2658 01:29:59,430 --> 01:30:01,430 تاریخ و مدرنیته 2659 01:30:01,430 --> 01:30:03,430 تقسیم و معرفی 2660 01:30:03,430 --> 01:30:05,430 و دومی در قرآن 2661 01:30:05,430 --> 01:30:07,430 پاسخ از قرآن 2662 01:30:07,430 --> 01:30:09,430 و مراسم بزرگ و کوچک 2663 01:30:09,430 --> 01:30:11,430 و موارد دیگر 2664 01:30:11,430 --> 01:30:13,430 گفتم کتاب ایمان 2665 01:30:13,430 --> 01:30:15,430 و کتاب شرب 2666 01:30:15,430 --> 01:30:17,430 و کاغذش را دیدم 2667 01:30:17,430 --> 01:30:19,430 از کتاب واجبات 2668 01:30:19,430 --> 01:30:21,430 و تفسیر آن 2669 01:30:21,430 --> 01:30:23,430 چیزی که وجود ندارد 2670 01:30:23,430 --> 01:30:25,430 اگر پیدا می شد، اهل فضیلت زحمت می کشیدند 2671 01:30:25,430 --> 01:30:27,430 در مجموعه و شهرت او 2672 01:30:27,430 --> 01:30:29,430 سپس اگر هزار 2673 01:30:29,430 --> 01:30:31,430 توضیحی در مورد آنچه که می شد 2674 01:30:31,430 --> 01:30:33,430 بیش از ده هزار اثر 2675 01:30:33,430 --> 01:30:35,430 لازم نیست که باشد 2676 01:30:35,430 --> 01:30:37,430 در پنج جلد 2677 01:30:37,430 --> 01:30:39,430 این تعبیر ابن جریر است 2678 01:30:39,430 --> 01:30:41,430 که در آن جمع شد و هوشیار شد 2679 01:30:41,430 --> 01:30:43,430 نه بیست هزار 2680 01:30:43,430 --> 01:30:45,430 توضیحی داده نشد 2681 01:30:45,430 --> 01:30:47,430 احمد کسی نیست 2682 01:30:47,430 --> 01:30:49,430 ابوالحسین بن المندی 2683 01:30:49,430 --> 01:30:51,430 او در تاریخ خود گفت 2684 01:30:51,430 --> 01:30:53,430 هیچکس اروا نبود 2685 01:30:53,430 --> 01:30:55,430 در این دنیا از پدرش 2686 01:30:55,430 --> 01:30:57,430 از عبدالله بن احمد 2687 01:30:57,430 --> 01:30:59,430 زیرا مسند را از او شنید 2688 01:30:59,430 --> 01:31:01,430 سی هزار است 2689 01:31:01,430 --> 01:31:03,430 و تعبیر این است 2690 01:31:03,430 --> 01:31:05,430 صد و بیست هزار 2691 01:31:06,430 --> 01:31:09,430 او یکی از آثار به نام اباعبدالله را دارد 2692 01:31:09,430 --> 01:31:11,430 کتاب نفی تشبیه 2693 01:31:11,430 --> 01:31:13,430 پوشه 2694 01:31:13,430 --> 01:31:15,430 و کتاب امامت 2695 01:31:15,430 --> 01:31:17,430 پوشه کوچک 2696 01:31:17,430 --> 01:31:19,430 و کتاب استجابت به بدعت گذاران 2697 01:31:19,430 --> 01:31:21,430 سه قسمت 2698 01:31:21,430 --> 01:31:23,430 کتاب زهد یک جلد است 2699 01:31:23,430 --> 01:31:25,430 بزرگ 2700 01:31:25,430 --> 01:31:27,430 و کتاب فضایی از صحابه 2701 01:31:27,430 --> 01:31:29,430 پوشه 2702 01:31:29,430 --> 01:31:31,430 و کتاب رسالت در دعا 2703 01:31:31,430 --> 01:31:33,430 گفتم یک موضوع است 2704 01:31:34,430 --> 01:31:36,430 شاگردان ارشدش درباره او نوشتند 2705 01:31:36,430 --> 01:31:38,430 مسائل زیاد 2706 01:31:38,430 --> 01:31:40,430 در چندین جلد 2707 01:31:40,430 --> 01:31:42,430 مانند مرودی و الاثرم 2708 01:31:42,430 --> 01:31:44,430 هارب و بن هانی 2709 01:31:44,430 --> 01:31:46,430 الکوسج و ابوطالب 2710 01:31:46,430 --> 01:31:48,430 و فوران و ماهان الشامی 2711 01:31:48,430 --> 01:31:50,430 و صالح بن احمد 2712 01:31:50,430 --> 01:31:52,430 و برادرش و پسر عمویشان حنبل 2713 01:31:52,430 --> 01:31:54,430 ابوبکر جمع کرد 2714 01:31:54,430 --> 01:31:56,430 همه چیز دیگر اشتباه است 2715 01:31:56,430 --> 01:31:58,430 اینها گفته های احمد است 2716 01:31:58,430 --> 01:32:00,430 و فتاوای او 2717 01:32:00,430 --> 01:32:02,430 و سخنان او درباره اسباب و رجال است 2718 01:32:02,430 --> 01:32:04,430 و سال و شاخه ها 2719 01:32:04,430 --> 01:32:06,430 تا اینکه بهش رسید 2720 01:32:06,430 --> 01:32:08,430 فراوانی وصف ناپذیری وجود دارد 2721 01:32:08,430 --> 01:32:10,430 برای تحصیل عازم مناطق شد 2722 01:32:10,430 --> 01:32:12,430 او در مورد دستور زبان نوشت 2723 01:32:12,430 --> 01:32:14,430 از صد روح اصحاب 2724 01:32:14,430 --> 01:32:16,430 امام 2725 01:32:16,430 --> 01:32:18,430 بعد خیلی از آن را نوشت 2726 01:32:18,430 --> 01:32:20,430 به اختیار یارانش 2727 01:32:20,430 --> 01:32:22,430 سپس شروع به تنظیم آن کرد 2728 01:32:22,430 --> 01:32:24,430 شما در مورد آن شیطنت می کنید و با آن به خواب می روید 2729 01:32:24,430 --> 01:32:26,430 کتاب معرفتی درست کرد 2730 01:32:26,430 --> 01:32:28,430 و کتاب دلایل 2731 01:32:28,430 --> 01:32:30,430 و کتاب سنت 2732 01:32:30,430 --> 01:32:32,430 سه جلد در سه جلد 2733 01:32:32,430 --> 01:32:34,430 کتاب جامعی نوشت 2734 01:32:34,430 --> 01:32:36,430 در چند ده جلد 2735 01:32:36,430 --> 01:32:38,430 یا بیشتر 2736 01:32:38,430 --> 01:32:40,430 در کتابی گفته است 2737 01:32:40,430 --> 01:32:42,430 اخلاق احمد بن حنبل 2738 01:32:42,430 --> 01:32:44,430 هیچکس آنجا نبود 2739 01:32:44,430 --> 01:32:46,430 از مسائلم یاد گرفتم 2740 01:32:46,430 --> 01:32:48,430 اباعبدالله هرگز 2741 01:32:48,430 --> 01:32:50,430 منظور من از آن چیست 2742 01:32:50,430 --> 01:32:52,430 و تولد خلال بود 2743 01:32:52,430 --> 01:32:54,430 زندگانی امام احمد 2744 01:32:54,430 --> 01:32:56,430 او می توانست آن را ببیند 2745 01:32:56,430 --> 01:33:00,960 او یک پسر است 2746 01:33:00,960 --> 01:33:02,960 زندگانی امام احمد و خاندانش 2747 01:33:02,960 --> 01:33:05,539 زهیر بن صالح گفت 2748 01:33:05,539 --> 01:33:07,539 پدربزرگم ازدواج کرد 2749 01:33:07,539 --> 01:33:09,539 ام ابی عباسی 2750 01:33:09,539 --> 01:33:11,539 او از آن برای او متولد نشده است 2751 01:33:11,539 --> 01:33:13,539 به جز پدرم و سپس او مرد 2752 01:33:13,539 --> 01:33:15,539 بعد ازدواج کرد 2753 01:33:15,539 --> 01:33:17,539 بعد ریحانا 2754 01:33:17,539 --> 01:33:19,539 یک زن عرب 2755 01:33:19,539 --> 01:33:21,539 من فقط عمویم عبدالله را به دنیا آوردم 2756 01:33:21,539 --> 01:33:23,539 مروضی گفت 2757 01:33:23,539 --> 01:33:25,539 اباعبدالله را شنیدم 2758 01:33:25,539 --> 01:33:27,539 از خانواده اش یاد کرد 2759 01:33:27,539 --> 01:33:29,539 پس به او رحم کرد و گفت 2760 01:33:29,539 --> 01:33:31,539 بیست سال ماندیم 2761 01:33:31,539 --> 01:33:33,539 ما در یک کلمه با هم فرق داریم 2762 01:33:33,539 --> 01:33:35,539 زهیر گفت 2763 01:33:35,539 --> 01:33:37,539 وقتی ام عبدالله از دنیا رفت 2764 01:33:37,539 --> 01:33:39,539 پدربزرگم حسن را خرید 2765 01:33:39,539 --> 01:33:41,539 پس او را به دنیا آورد 2766 01:33:41,539 --> 01:33:43,539 ام علی زینب 2767 01:33:43,539 --> 01:33:45,539 الحسن و الحسین دوقلو هستند 2768 01:33:45,539 --> 01:33:47,539 و در همان نزدیکی فوت کرد 2769 01:33:47,539 --> 01:33:49,539 از بدو تولدشون 2770 01:33:49,539 --> 01:33:51,539 سپس حسن و محمد را به دنیا آورد 2771 01:33:51,539 --> 01:33:53,539 بنابراین آنها زندگی می کردند 2772 01:33:53,539 --> 01:33:55,539 چهل 2773 01:33:55,539 --> 01:33:57,539 من بعد از آنها خوشحال به دنیا آمدم 2774 01:33:57,539 --> 01:33:59,539 او فرزند بنی احمد بود 2775 01:33:59,539 --> 01:34:01,539 بن حنبل صالح 2776 01:34:01,539 --> 01:34:03,539 فرماندار بخش اصفهان 2777 01:34:03,539 --> 01:34:05,539 او یک سال بعد درگذشت 2778 01:34:05,539 --> 01:34:07,539 دویست و شصت و پنج 2779 01:34:07,539 --> 01:34:09,539 حدود شصت و چند سال 2780 01:34:09,539 --> 01:34:11,539 در مورد پسر دوم 2781 01:34:11,539 --> 01:34:13,539 او محافظ است 2782 01:34:13,539 --> 01:34:15,539 ابو عبدالرحمن 2783 01:34:15,539 --> 01:34:17,539 عبدالله بن احمد 2784 01:34:17,539 --> 01:34:19,539 راوی پدرش 2785 01:34:19,539 --> 01:34:21,539 یکی از بزرگ ترین ائمه 2786 01:34:21,539 --> 01:34:23,539 او در سال دویست و نود درگذشت 2787 01:34:23,539 --> 01:34:25,539 حدود هفتاد و هفت سالشه 2788 01:34:25,539 --> 01:34:27,539 ترجمه ای دارد که من نوشتم 2789 01:34:27,539 --> 01:34:29,539 و پسر سوم 2790 01:34:29,539 --> 01:34:31,539 سعید بن احمد 2791 01:34:31,539 --> 01:34:33,539 این برای احمد متولد شد 2792 01:34:33,539 --> 01:34:35,539 پنجاه روز قبل از مرگش 2793 01:34:35,539 --> 01:34:37,539 او بزرگ شد و آموخت 2794 01:34:37,539 --> 01:34:39,539 او قبل از برادرش درگذشت 2795 01:34:39,539 --> 01:34:41,539 عبدالله 2796 01:34:41,539 --> 01:34:43,539 و اما حسن و محمد و زینب 2797 01:34:43,539 --> 01:34:45,539 او به ما اطلاع نداد 2798 01:34:45,539 --> 01:34:47,539 چیزی در مورد وضعیت آنها 2799 01:34:47,539 --> 01:34:49,539 جانشینی اباعبدالله قطع شد 2800 01:34:49,539 --> 01:34:53,520 در آنچه می دانیم 2801 01:34:53,520 --> 01:34:55,779 بیماری او 2802 01:34:55,779 --> 01:34:57,779 عبدالله 2803 01:34:57,779 --> 01:34:59,779 شنیدم پدرم گفت 2804 01:34:59,779 --> 01:35:01,779 او هفتاد و هفت سال را تمام کرد 2805 01:35:01,779 --> 01:35:03,779 و من وارد هشت شدم 2806 01:35:03,779 --> 01:35:05,779 صالح گفت 2807 01:35:05,779 --> 01:35:07,779 وقتی اولین بهار بود 2808 01:35:07,779 --> 01:35:09,779 اول سال 2809 01:35:09,779 --> 01:35:11,779 دویست و چهل و یک 2810 01:35:11,779 --> 01:35:13,779 روز پدر 2811 01:35:13,779 --> 01:35:15,779 چهار و نیم 2812 01:35:15,779 --> 01:35:17,779 او تب دارد 2813 01:35:17,779 --> 01:35:19,779 او به شدت نفس می کشد 2814 01:35:19,779 --> 01:35:21,779 و بسیاری از مردم 2815 01:35:21,779 --> 01:35:23,779 گفت: چه می بینی؟ 2816 01:35:23,779 --> 01:35:25,779 پس شروع به ورود به او کردند 2817 01:35:25,779 --> 01:35:27,779 حتی دسته دسته 2818 01:35:27,779 --> 01:35:29,840 خانه پر است 2819 01:35:29,840 --> 01:35:31,840 از او می پرسند و دعا می کنند 2820 01:35:31,840 --> 01:35:33,840 او و آنها بیرون می روند 2821 01:35:33,840 --> 01:35:35,840 و وارد یک هنگ می شوند 2822 01:35:35,840 --> 01:35:37,840 و بسیاری از مردم 2823 01:35:37,840 --> 01:35:39,840 خیابان پر شد 2824 01:35:39,840 --> 01:35:41,840 در کوچه را بستیم 2825 01:35:41,840 --> 01:35:43,840 همسایه ای پیش ما آمد 2826 01:35:43,840 --> 01:35:45,840 او عصبانی شده است 2827 01:35:45,840 --> 01:35:47,840 پدرم گفت 2828 01:35:47,840 --> 01:35:49,840 من مرد را می بینم 2829 01:35:49,840 --> 01:35:51,840 چیزی از سنت را زنده می کند 2830 01:35:51,840 --> 01:35:53,840 بنابراین من از آن خوشحالم 2831 01:35:53,840 --> 01:35:55,840 او به من گفت 2832 01:35:55,840 --> 01:35:57,840 برو خرما بخر 2833 01:35:57,840 --> 01:35:59,840 و برای من کفاره داد 2834 01:35:59,840 --> 01:36:01,869 درسته 2835 01:36:01,869 --> 01:36:03,869 کنارش خوابیده بودم 2836 01:36:03,869 --> 01:36:05,869 اگر چیزی بخواهد 2837 01:36:05,869 --> 01:36:07,869 مرا حرکت ده تا آن را به او بسپارم 2838 01:36:07,869 --> 01:36:09,869 و زبانش را حرکت داد 2839 01:36:09,869 --> 01:36:11,869 ایستاده به نماز ادامه داد 2840 01:36:11,869 --> 01:36:13,869 او را گرفت و او زانو زد 2841 01:36:13,869 --> 01:36:15,869 سجده می کند و من او را بلند می کنم 2842 01:36:15,869 --> 01:36:17,869 در زانو زدنش 2843 01:36:17,869 --> 01:36:19,869 گفت و من با او ملاقات کردم 2844 01:36:19,869 --> 01:36:21,869 یا موجودی گرسنه است 2845 01:36:21,869 --> 01:36:23,869 و غیره 2846 01:36:23,869 --> 01:36:25,869 ذهنش ثابت ماند 2847 01:36:25,869 --> 01:36:27,869 وقتی جمعه بود 2848 01:36:27,869 --> 01:36:29,869 برای دوازده 2849 01:36:29,869 --> 01:36:31,869 از ربیع الاول خالی بوده است 2850 01:36:31,869 --> 01:36:33,869 برای دو ساعت از روز 2851 01:36:33,869 --> 01:36:35,970 او درگذشت 2852 01:36:35,970 --> 01:36:37,970 مروضی گفت 2853 01:36:37,970 --> 01:36:39,970 احمد نه روز مریض بود 2854 01:36:39,970 --> 01:36:41,970 شاید به مردم اجازه می داد 2855 01:36:41,970 --> 01:36:43,970 بنابراین وارد آن می شوند 2856 01:36:43,970 --> 01:36:45,970 دسته دسته 2857 01:36:45,970 --> 01:36:47,970 سلام می کنند و با دست خودش برمی گردد 2858 01:36:47,970 --> 01:36:49,970 بسیاری از مردم آن را شنیدند 2859 01:36:49,970 --> 01:36:51,970 و سلطان شنید 2860 01:36:51,970 --> 01:36:53,970 با افراد زیادی 2861 01:36:53,970 --> 01:36:55,970 پس سلطان به درگاه او فرستاده شد 2862 01:36:55,970 --> 01:36:57,970 و درب کوچه اتصال 2863 01:36:57,970 --> 01:36:59,970 و صاحبان اخبار 2864 01:36:59,970 --> 01:37:01,970 بعد در کوچه را بست 2865 01:37:01,970 --> 01:37:03,970 مردم در خیابان بودند 2866 01:37:03,970 --> 01:37:05,970 و مساجد 2867 01:37:05,970 --> 01:37:07,970 تا اینکه در برخی فروش ها اختلال ایجاد شد 2868 01:37:07,970 --> 01:37:09,970 یک جانشین نزد او آمد 2869 01:37:09,970 --> 01:37:11,970 ابن طاهر 2870 01:37:11,970 --> 01:37:13,970 گفت که شاهزاده 2871 01:37:13,970 --> 01:37:15,970 درود بر شما 2872 01:37:15,970 --> 01:37:17,970 و او گفت 2873 01:37:17,970 --> 01:37:19,970 این چیزی است که من از آن متنفرم 2874 01:37:19,970 --> 01:37:21,970 و امیرالمؤمنین علیه السلام 2875 01:37:21,970 --> 01:37:23,970 او مرا از آنچه متنفرم رها کرده است 2876 01:37:23,970 --> 01:37:25,970 بن هاشم آمد 2877 01:37:25,970 --> 01:37:27,970 پس وارد آن شدند و ساختند 2878 01:37:27,970 --> 01:37:29,970 بر سر او گریه می کنند 2879 01:37:29,970 --> 01:37:31,970 گروهی از داوران آمدند 2880 01:37:31,970 --> 01:37:33,970 و دیگران مجاز نبودند 2881 01:37:33,970 --> 01:37:35,970 و وارد آن شد 2882 01:37:35,970 --> 01:37:37,970 شیخ گفت 2883 01:37:37,970 --> 01:37:39,970 به یاد داشته باشید که در دستان خدا ایستاده اید 2884 01:37:39,970 --> 01:37:41,970 او نفس نفس زد 2885 01:37:41,970 --> 01:37:43,970 اباعبدالله اشک ریخت 2886 01:37:43,970 --> 01:37:45,970 زمانی که قبل از مرگش بود 2887 01:37:45,970 --> 01:37:47,970 یکی دو روز 2888 01:37:47,970 --> 01:37:49,970 او گفت 2889 01:37:49,970 --> 01:37:51,970 مرا پسر صدا کن 2890 01:37:51,970 --> 01:37:53,970 با زبان سنگین 2891 01:37:53,970 --> 01:37:55,970 گفت پس شروع کردند به پیوستن 2892 01:37:55,970 --> 01:37:57,970 به او و وادارش کن که آنها را بو کند 2893 01:37:57,970 --> 01:37:59,970 و سرشان را پاک کن 2894 01:37:59,970 --> 01:38:01,970 و چشمانش اشک آلود است 2895 01:38:01,970 --> 01:38:03,970 روز پنجشنبه بیماری او تشدید شد 2896 01:38:03,970 --> 01:38:05,970 و وضوی او 2897 01:38:05,970 --> 01:38:07,970 گفت ایراد است 2898 01:38:07,970 --> 01:38:10,060 انگشتان 2899 01:38:10,060 --> 01:38:12,060 وقتی شب جمعه بود 2900 01:38:12,060 --> 01:38:14,060 شدت روز کمتر و کمتر می شود 2901 01:38:14,060 --> 01:38:16,060 مردم فریاد زدند 2902 01:38:16,060 --> 01:38:18,060 صداها با گریه بلند شد 2903 01:38:18,060 --> 01:38:20,060 حتی انگار دنیا 2904 01:38:20,060 --> 01:38:22,060 من تکان خوردم 2905 01:38:22,060 --> 01:38:24,060 راه آهن و خیابان ها پر شده بود 2906 01:38:24,060 --> 01:38:26,060 مروضی گفت 2907 01:38:26,060 --> 01:38:28,060 پس تشییع جنازه بیرون آورده شد 2908 01:38:28,060 --> 01:38:30,060 بعد از اینکه مردم جمعه را تمام کردند 2909 01:38:30,060 --> 01:38:32,060 صالح بن احمد گفت 2910 01:38:32,060 --> 01:38:34,060 صورت ابن طاهر 2911 01:38:34,060 --> 01:38:36,060 منظورم معاون بغداد است 2912 01:38:36,060 --> 01:38:38,060 با ابروی پیروزمند 2913 01:38:38,060 --> 01:38:40,060 و با او دو پسر بودند 2914 01:38:40,060 --> 01:38:42,060 آنها بافت هایی در آنها داشتند 2915 01:38:42,060 --> 01:38:44,060 لباس و عطر 2916 01:38:44,060 --> 01:38:46,060 گفتند شاهزاده 2917 01:38:46,060 --> 01:38:48,060 سلام می کند و می گوید 2918 01:38:48,060 --> 01:38:50,060 اگه چیکار میکردم 2919 01:38:50,060 --> 01:38:52,060 امیرالمؤمنین علیه السلام حضور دارد 2920 01:38:52,060 --> 01:38:54,060 داشت این کار را می کرد 2921 01:38:54,060 --> 01:38:56,060 پس گفتم: شاهزاده را بخوانید. 2922 01:38:56,060 --> 01:38:58,060 درود بر او و سلام بر او باد 2923 01:38:58,060 --> 01:39:00,060 او امیرالمؤمنین است 2924 01:39:00,060 --> 01:39:02,060 اباعبدالله را راحت کرد 2925 01:39:02,060 --> 01:39:04,060 در زندگی از آن متنفر است 2926 01:39:04,060 --> 01:39:06,060 دوست ندارم دنبالش بروم 2927 01:39:06,060 --> 01:39:08,060 پس از مرگش از آن متنفر بود 2928 01:39:08,060 --> 01:39:10,060 پس برگشت و گفت 2929 01:39:10,060 --> 01:39:12,060 شعار او باشد 2930 01:39:12,060 --> 01:39:14,060 پس حرفم را تکرار کردم 2931 01:39:14,060 --> 01:39:16,060 و این بود 2932 01:39:16,060 --> 01:39:18,060 خدمتکار لباسی برای او تابید 2933 01:39:18,060 --> 01:39:20,060 مالیات گیرندگان عمومی ب 2934 01:39:20,060 --> 01:39:22,060 بیست و هشت درهم 2935 01:39:22,060 --> 01:39:24,060 تا دو پیراهن از او بریده شود 2936 01:39:24,060 --> 01:39:26,060 بنابراین ما او را قطع کردیم 2937 01:39:26,060 --> 01:39:28,060 دو رول 2938 01:39:28,060 --> 01:39:30,060 و از فوران یک رول گرفتیم 2939 01:39:30,060 --> 01:39:32,060 یکی دیگر بنابراین ما آن را گنجانده ایم 2940 01:39:32,060 --> 01:39:34,060 در سه سیم پیچ 2941 01:39:34,060 --> 01:39:36,060 برایش ادویه خریدیم 2942 01:39:36,060 --> 01:39:38,060 شستن آن را تمام کرد 2943 01:39:38,060 --> 01:39:40,060 کفنش کردیم 2944 01:39:40,060 --> 01:39:42,060 حدود صد نفر از بنی هاشم شرکت کردند 2945 01:39:42,060 --> 01:39:44,060 ما او را کفن می کنیم 2946 01:39:44,060 --> 01:39:46,060 و پیشانی او را بوسیدند 2947 01:39:46,060 --> 01:39:48,060 تا اینکه آن را مطرح کردیم 2948 01:39:48,060 --> 01:39:50,060 روی تخت 2949 01:39:50,060 --> 01:39:52,060 عبدالوهاب الوراق گفت 2950 01:39:52,060 --> 01:39:54,060 ما به آن مجموعه نرسیده ایم 2951 01:39:54,060 --> 01:39:56,060 در دوران قبل از اسلام یا اسلام 2952 01:39:56,060 --> 01:39:58,060 مثل او یعنی کسی که شاهد بود 2953 01:39:58,060 --> 01:40:00,060 حتی مراسم تشییع جنازه 2954 01:40:00,060 --> 01:40:02,060 به ما اطلاع داده اند که محل پاکسازی شده است 2955 01:40:02,060 --> 01:40:04,060 درست را حدس زد 2956 01:40:04,060 --> 01:40:06,060 پس حدود هزار است 2957 01:40:06,060 --> 01:40:08,060 منظورم یک میلیون است 2958 01:40:08,060 --> 01:40:10,060 مرد این شماره 2959 01:40:10,060 --> 01:40:12,060 که شاهد تشییع جنازه بود 2960 01:40:12,060 --> 01:40:14,189 امام احمد 2961 01:40:14,189 --> 01:40:16,189 موسی بن هارون حافظ گفت 2962 01:40:16,189 --> 01:40:18,189 می گویند احمد 2963 01:40:18,189 --> 01:40:20,189 هنگامی که در مسح مرد 2964 01:40:20,189 --> 01:40:22,189 مکان های ساده ای که 2965 01:40:22,189 --> 01:40:24,189 مردم ایستادند تا بر او نماز بخوانند 2966 01:40:24,189 --> 01:40:26,189 پس مقادیر را حدس بزنید 2967 01:40:26,189 --> 01:40:28,189 مردم قدر فضا را می دانند 2968 01:40:28,189 --> 01:40:30,189 600 هزار 2969 01:40:30,189 --> 01:40:32,189 یا بیشتر 2970 01:40:32,189 --> 01:40:34,189 در حومه و اطراف بود 2971 01:40:34,189 --> 01:40:36,189 سطوح و مکان های مختلف 2972 01:40:36,189 --> 01:40:38,189 بیش از هزار هزار 2973 01:40:38,189 --> 01:40:40,220 و باز کرد 2974 01:40:40,220 --> 01:40:42,220 درهای مردم 2975 01:40:42,220 --> 01:40:44,220 در خیابان ها و مسیرها 2976 01:40:44,220 --> 01:40:46,220 آنها از کسانی که می خواهند افشاگری کنند می خواهند 2977 01:40:46,220 --> 01:40:48,220 الخلال گفت 2978 01:40:48,220 --> 01:40:50,220 ابن ابی صالح را شنیدم 2979 01:40:50,220 --> 01:40:52,220 القنتری می گوید 2980 01:40:52,220 --> 01:40:54,220 فصل متوسط را دید 2981 01:40:54,220 --> 01:40:56,220 چهل سال حج 2982 01:40:56,220 --> 01:40:58,220 من همه آنها را ندیدم 2983 01:40:58,220 --> 01:41:00,220 هرگز اینجوری 2984 01:41:00,220 --> 01:41:02,220 منظورم صحنه اباعبدالله است 2985 01:41:02,220 --> 01:41:04,220 خدا رحمتش کند 2986 01:41:04,220 --> 01:41:07,090 چهار راه ملت