1 00:00:00,000 --> 00:00:07,139 بسم الله الرحمن الرحیم 2 00:00:07,139 --> 00:00:11,740 با قلم های عشق و جوهر عشق 3 00:00:11,740 --> 00:00:15,869 ما ثروتی گرانبهاتر از طلا خلق می کنیم 4 00:00:15,869 --> 00:00:22,190 در وصف استاد آفرینش رضی الله عنه 5 00:00:22,190 --> 00:00:31,440 الشمائل آل محمدی 6 00:00:31,440 --> 00:00:36,439 باب آنچه در مورد زندگانی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ذکر شد 7 00:00:36,439 --> 00:00:40,659 از محمد بن سیرین می‌گوید: 8 00:00:40,659 --> 00:00:42,659 با ابوهریره بودیم 9 00:00:42,659 --> 00:00:46,659 او دو جامه کتان پاره پاره پوشیده است 10 00:00:46,659 --> 00:00:49,659 دماغش را در یکی از آنها دمید 11 00:00:49,659 --> 00:00:52,659 گفت: باخ، باخ. 12 00:00:52,659 --> 00:00:55,659 ابوهریره دماغش را به کتان می زند 13 00:00:55,659 --> 00:01:01,659 تو مرا دیده ای و من آخرین نفر از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هستم. 14 00:01:01,659 --> 00:01:03,659 و اتاق عایشه 15 00:01:03,659 --> 00:01:05,659 بیهوش شدم 16 00:01:05,659 --> 00:01:07,659 و اونی که میاد میاد 17 00:01:07,659 --> 00:01:10,659 پایش را روی گردنم می گذارد 18 00:01:10,659 --> 00:01:12,659 انبی دیوانگی را می بیند 19 00:01:12,659 --> 00:01:14,659 و من دیوانه نیستم 20 00:01:14,659 --> 00:01:17,659 چیزی جز گرسنگی نیست 21 00:01:17,659 --> 00:01:20,900 در این حدیث 22 00:01:20,900 --> 00:01:24,900 ابوهریره رضی الله عنه حال گذشته خود را به یاد آورد 23 00:01:24,900 --> 00:01:27,900 و آن را با وضعیت فعلی او مقایسه کنید 24 00:01:27,900 --> 00:01:29,900 و اون یه روز 25 00:01:29,900 --> 00:01:31,900 خیلی گرسنه شد 26 00:01:31,900 --> 00:01:34,900 او غذایی برای تغذیه بدنش پیدا نکرد 27 00:01:34,900 --> 00:01:36,900 و نیازهای او را برآورده می کند 28 00:01:36,900 --> 00:01:42,900 او حتی در مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از گرسنگی شروع به پیچیدن کرد. 29 00:01:42,900 --> 00:01:44,900 تا اینکه بیهوش می شود 30 00:01:44,900 --> 00:01:50,030 هر که او را ببیند گمان می کند که از جنون خود می پیچد 31 00:01:50,030 --> 00:01:54,030 فقط شدت گرسنگی است که می یابد 32 00:01:54,030 --> 00:01:56,030 و اگر امروز باشد 33 00:01:56,030 --> 00:01:59,030 او دو جامه کتان پاره پاره پوشیده است 34 00:01:59,030 --> 00:02:01,030 دماغش را باد می کند 35 00:02:01,030 --> 00:02:03,219 معنی دو لباس پاره 36 00:02:03,219 --> 00:02:05,219 یعنی با ماسک رنگ می شوند 37 00:02:05,219 --> 00:02:07,219 خاک رس قرمز است 38 00:02:07,219 --> 00:02:11,219 کتانی یک نوع پارچه شناخته شده است 39 00:02:11,219 --> 00:02:15,219 لباس او در هوای گرم و سرد و خشک معتدل است 40 00:02:15,219 --> 00:02:17,219 به بدن نمی چسبد 41 00:02:17,219 --> 00:02:20,219 یکی از لباس های قیمتی است 42 00:02:20,219 --> 00:02:24,509 دلیل ذکر این حدیث در این باب 43 00:02:24,509 --> 00:02:28,509 زیرا حاکی از تنگی زندگی او رضی الله عنه است 44 00:02:28,509 --> 00:02:30,509 اگر چیزی داشت 45 00:02:31,509 --> 00:02:34,509 وقتی پدرش ریرا را گرسنه ترک کرد 46 00:02:34,509 --> 00:02:39,509 تا اینکه از گرسنگی شدید فرو ریخت 47 00:02:39,509 --> 00:02:44,729 از سعد بن ابی وقاصیر رضی الله عنه گفت 48 00:02:44,729 --> 00:02:50,729 من اولین مردی هستم که برای رضای خدای متعال پایش را زمین گذاشت 49 00:02:50,729 --> 00:02:55,729 من اولین مردی هستم که برای رضای خدا تیر زد 50 00:02:55,729 --> 00:02:58,789 تو دیده ای که من گروه را فتح کردم 51 00:02:58,789 --> 00:03:04,789 زیرا ما فقط برگ و ساقه درختان را می خوریم 52 00:03:04,789 --> 00:03:07,789 تا اینکه سوراخ های بینی مان درد گرفت 53 00:03:07,789 --> 00:03:12,789 یکی از ما همان طور که شما گوسفند یا شتر را می خوابیدید، دراز می کشید 54 00:03:12,789 --> 00:03:16,789 و ابن اسد در دینم شروع به دشنام دادن به من کرد 55 00:03:16,789 --> 00:03:20,789 اگر کارم به بیراهه می رفت، ناامید و باختم 56 00:03:20,789 --> 00:03:27,979 در این حدیث از سعد بن ابی وقاصیر رضی الله عنه یاد شده است 57 00:03:27,979 --> 00:03:32,979 خداوند از او، تقدمش در اسلام و پاره ای از اعمالش راضی باشد 58 00:03:32,979 --> 00:03:39,979 گفت: من اولین مردی هستم که برای رضای خدای متعال پاهایش را جلو انداخت. 59 00:03:39,979 --> 00:03:46,979 یعنی اولین خون مشرکان که در راه خدا ریخته شد روی دستان او بود 60 00:03:46,979 --> 00:03:52,979 زیرا او در آغاز اسلام در مکه مخفیانه نماز می خواند 61 00:03:52,979 --> 00:03:57,979 عده ای از مشرکان او را دیدند و بر او قیام کردند، پس با آنان کشتی گرفت 62 00:03:57,979 --> 00:04:02,979 یکی از آنها را با ریش شتری زد و خون از او جاری شد 63 00:04:02,979 --> 00:04:07,039 اولین خونی بود که در راه خدا ریخته شد 64 00:04:07,039 --> 00:04:13,039 و گفت: من اولین کسی هستم که برای رضای خدا تیر انداختم. 65 00:04:13,039 --> 00:04:18,040 این در غزوه عبیده بن الحارث رضی الله عنه بود 66 00:04:18,040 --> 00:04:23,040 جنگ در آنجا اولین جنگی بود که بین مشرکان و مسلمانان رخ داد 67 00:04:23,040 --> 00:04:26,040 در سال اول مهاجرت 68 00:04:26,040 --> 00:04:32,040 آنجا که پیامبر صلی الله علیه و آله جمعی از مسلمانان را به رابغ فرستاد 69 00:04:32,040 --> 00:04:39,040 برای پرتاب کاروانی به سوی قریش، با تیر به یکدیگر حمله کردند، اما رقابتی بین آنها نبود. 70 00:04:39,040 --> 00:04:45,100 سعد رضی الله عنه اولین کسی بود که برای رضای خدا تیر انداخت 71 00:04:45,100 --> 00:04:53,230 و گفت: خود را دیدم که در میان گروهی از یاران محمد صلی الله علیه و آله در حال جنگ بودم. 72 00:04:53,230 --> 00:04:59,230 ما فقط برگها و ساقه ها را می خوریم تا جایی که سوراخ های بینی ما زخمی شود 73 00:04:59,230 --> 00:05:04,230 یعنی با گروهی از اصحاب یورش می برد 74 00:05:04,230 --> 00:05:08,230 آنها جز برگ درختان و محصولات جوان غذایی ندارند 75 00:05:08,230 --> 00:05:11,230 حبله میوه سمر است 76 00:05:11,230 --> 00:05:15,230 و گفت: تا سوراخ بینی ما زخم شود. 77 00:05:15,230 --> 00:05:22,329 یعنی به دلیل زبری و گرمای کاغذی که می خوریم، دو طرف دهانمان زخمی شد. 78 00:05:22,329 --> 00:05:28,329 و گفت: یکی از ما گوسفندی مانند گوسفند یا شتر می‌پوشد. 79 00:05:28,329 --> 00:05:35,329 یعنی اگر یکی از ما تسکین پیدا کند چیزی شبیه فضله گوسفند یا شتر دفع می کند. 80 00:05:35,329 --> 00:05:38,329 چون او هم مثل من خورد 81 00:05:38,329 --> 00:05:43,459 سعد رضی الله عنه این مطالب را با داستانی بیان کرد 82 00:05:43,459 --> 00:05:48,490 مردم کوفه از سعد نزد عمر رضی الله عنه شکایت کردند 83 00:05:48,490 --> 00:05:51,490 سعد والی آنها بود 84 00:05:51,490 --> 00:05:54,490 اشاره کردند که نماز را خوب نمی خواند 85 00:05:54,490 --> 00:05:56,490 پس عمر او را فرستاد 86 00:05:56,490 --> 00:05:59,490 گفت: ای ابو اسحاق 87 00:05:59,490 --> 00:06:04,490 این افراد ادعا می کنند که شما نماز را خوب نمی خوانید 88 00:06:04,490 --> 00:06:06,490 سعد رضی الله عنه گفت 89 00:06:06,490 --> 00:06:08,490 در مورد من، قسم می خورم 90 00:06:08,490 --> 00:06:14,490 زیرا با آنان نماز رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را می خواندم 91 00:06:14,490 --> 00:06:16,490 چه شرم آور برای او 92 00:06:16,490 --> 00:06:18,490 نماز مغرب را می خوانم 93 00:06:18,490 --> 00:06:20,490 بنابراین من در دو اول دویدم 94 00:06:20,490 --> 00:06:23,490 من کار را در مورد دو مورد دیگر آسانتر کردم 95 00:06:23,490 --> 00:06:25,490 عمر گفت 96 00:06:25,490 --> 00:06:28,579 این فکر به تو ای ابو اسحاق 97 00:06:28,579 --> 00:06:31,579 سعد در این حدیث می گوید: 98 00:06:31,579 --> 00:06:35,579 و پسران اسد درباره دینم به من طعنه زدند 99 00:06:35,579 --> 00:06:37,579 و در روایتی از بخاری 100 00:06:37,579 --> 00:06:39,579 ببخشید که مسلمان شدم 101 00:06:39,579 --> 00:06:43,579 یعنی مرا تأدیب کن و نماز را به من بیاموز 102 00:06:43,579 --> 00:06:46,579 یا مرا سرزنش کنید که در آن خوب نیستم 103 00:06:46,579 --> 00:06:50,579 منظور این است که سعد رضی الله عنه 104 00:06:50,579 --> 00:06:54,579 او صلاحیت ابن اسد را برای آموزش احکام به او نفی کرد 105 00:06:54,579 --> 00:06:57,579 با سلف و شرکتش 106 00:06:57,579 --> 00:07:00,579 و فداکاری او در اسلام 107 00:07:00,579 --> 00:07:01,579 و او گفت 108 00:07:01,579 --> 00:07:04,579 بنابراین ناامید و گم شدم 109 00:07:04,579 --> 00:07:06,579 یعنی اگر خوب نماز نخوانی 110 00:07:06,579 --> 00:07:08,579 و من باید به آنها آموزش دهم 111 00:07:08,579 --> 00:07:11,579 من خیلی ناامید شدم 112 00:07:11,579 --> 00:07:13,579 کارم رفته 113 00:07:13,579 --> 00:07:16,810 یعنی در گذشته نماز من 114 00:07:16,810 --> 00:07:18,810 سعد رضی الله عنه صحبت کرده است 115 00:07:18,810 --> 00:07:20,810 خودش را ستایش کند 116 00:07:20,810 --> 00:07:23,810 ترک آن وظیفه مؤمن است 117 00:07:23,810 --> 00:07:25,810 اما هنگامی که نادان او را سرزنش کرد 118 00:07:25,810 --> 00:07:28,810 نماز را خوب نمی خواند 119 00:07:28,810 --> 00:07:30,810 باید به شایستگی او اشاره کنم 120 00:07:30,810 --> 00:07:33,939 و تقدم او در اسلام و کار او 121 00:07:33,939 --> 00:07:35,939 انسان خودش را ستود 122 00:07:35,939 --> 00:07:38,939 اگر عاری از تعدی و طویل باشد 123 00:07:38,939 --> 00:07:41,939 آنچه او گفت برای نشان دادن حقیقت بود 124 00:07:41,939 --> 00:07:44,939 او از آن متنفر نبود 125 00:07:44,939 --> 00:07:50,060 از عتبه بن غزوان رضی الله عنه می فرماید: 126 00:07:50,060 --> 00:07:54,060 تو من را در هفت سالگی دیدی 127 00:07:54,060 --> 00:07:57,060 با رسول خدا صلی الله علیه و آله 128 00:07:57,060 --> 00:08:01,060 ما جز برگ درخت غذا نداریم 129 00:08:01,060 --> 00:08:04,060 تا اینکه سوراخ های بینی مان درد گرفت 130 00:08:04,060 --> 00:08:06,060 بنابراین او یک گل رز برداشت 131 00:08:06,060 --> 00:08:09,060 پس آن را بین خود و سعد تقسیم کردم 132 00:08:09,060 --> 00:08:12,250 یکی از ما در بین آن هفت نفر نیست 133 00:08:12,250 --> 00:08:16,250 جز اینکه او شاهزاده مصر از ممالک است 134 00:08:16,250 --> 00:08:20,250 و شاهزاده های بعد از ما را محاکمه خواهید کرد 135 00:08:20,250 --> 00:08:24,240 این حدیث داستان دارد 136 00:08:24,240 --> 00:08:27,240 آن عمر بن خطاب رضی الله عنه است 137 00:08:27,240 --> 00:08:32,240 عتبه بن غزوان را با گروهی از اصحاب - رضی الله عنه - فرستادند 138 00:08:33,240 --> 00:08:37,240 در مرزهای اهل اسلام بر طناب دار بودن 139 00:08:37,240 --> 00:08:41,240 منطقه ای را برای حضور آنها تعیین کنید 140 00:08:41,240 --> 00:08:44,299 وقتی به محل رسیدند 141 00:08:44,299 --> 00:08:47,299 عتبه رضی الله عنه خطاب به یارانش گفت 142 00:08:47,299 --> 00:08:51,299 خطبه یا مسلمانی طولانی آن را در صحیح خود رد کرده است 143 00:08:51,299 --> 00:08:54,299 شواهد موجود در این بخش 144 00:08:54,299 --> 00:08:57,299 این قول عتبه رضی الله عنه است 145 00:08:57,299 --> 00:09:00,340 تو من را در هفت سالگی دیدی 146 00:09:00,340 --> 00:09:03,340 با رسول خدا صلی الله علیه و آله 147 00:09:03,340 --> 00:09:07,340 ما جز برگ درخت غذا نداریم 148 00:09:07,340 --> 00:09:10,340 تا اینکه سوراخ های بینی مان درد گرفت 149 00:09:10,340 --> 00:09:13,340 این نشان دهنده سختی زندگی و سختی است 150 00:09:13,340 --> 00:09:16,340 که در ابتدا بودند 151 00:09:16,340 --> 00:09:19,340 و گفت: شنل برداشتم. 152 00:09:19,340 --> 00:09:22,340 پس آن را بین خود و سعد تقسیم کردم 153 00:09:22,340 --> 00:09:25,340 یعنی یه بُرده پرتاب شده پیدا کرد 154 00:09:25,340 --> 00:09:27,340 در زمین فرسوده 155 00:09:28,340 --> 00:09:31,340 آن را برداشت و بین خود تقسیم کرد 156 00:09:31,340 --> 00:09:34,340 سعد بن ابی وقاص رضی الله عنه 157 00:09:34,340 --> 00:09:38,340 به دلیل نیاز شدید آنها 158 00:09:38,340 --> 00:09:41,529 سپس می گوید: از ما چه؟ 159 00:09:41,529 --> 00:09:44,529 از آن هفت نفر، هیچ کس جز 160 00:09:44,529 --> 00:09:47,529 او شاهزاده مصر از سرزمین هاست 161 00:09:47,529 --> 00:09:50,529 عتبه رضی الله عنه ذکر می کند 162 00:09:50,529 --> 00:09:53,529 نعمتی که دریافت کردند 163 00:09:53,529 --> 00:09:56,529 بعد از آن حالت شور و فقدان زندگی 164 00:09:56,529 --> 00:09:59,529 جایی که شاهزادگان سرزمین ها شدند 165 00:09:59,529 --> 00:10:02,620 و او گفت: "و شما شاهزادگان را آزمایش خواهید کرد." 166 00:10:02,620 --> 00:10:05,620 بعد از ما یعنی همین 167 00:10:05,620 --> 00:10:08,620 بعد شاهزاده هاشون شبیه نیست 168 00:10:08,620 --> 00:10:11,620 اصحاب در عدالت و دین 169 00:10:11,620 --> 00:10:14,620 و روی گرداندن از دنیا 170 00:10:14,620 --> 00:10:17,620 و اینطور بود 171 00:10:17,620 --> 00:10:20,620 او از اشراف خبر در امور است 172 00:10:20,620 --> 00:10:23,620 دیده نشده و به تفاوت اشاره کرد 173 00:10:23,620 --> 00:10:26,620 که او را رضی الله عنه دیدند 174 00:10:26,620 --> 00:10:29,620 دلیل ورزش آنها چه بود؟ 175 00:10:29,620 --> 00:10:32,620 با آنها مبارزه کنید و آنها را کاهش دهید 176 00:10:32,620 --> 00:10:35,620 در امر امرار معاش آنها 177 00:10:35,620 --> 00:10:38,620 بنابراین آنها به آن ادامه دادند 178 00:10:38,620 --> 00:10:41,620 در مورد دیگران پس از آنها 179 00:10:41,620 --> 00:10:45,710 آنها نیستند 180 00:10:45,710 --> 00:10:48,710 از انس رضی الله عنه می فرماید: 181 00:10:48,710 --> 00:10:51,710 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 182 00:10:51,710 --> 00:10:54,710 هیچکس نمی ترسد 183 00:10:54,710 --> 00:10:57,710 و به نام خدا صدمه دیده ام 184 00:10:57,710 --> 00:11:00,710 و هیچ کس صدمه نمی بیند 185 00:11:00,710 --> 00:11:03,710 سی تا از آنها نزد من آمدند 186 00:11:03,710 --> 00:11:06,710 شب و روز و من چه دارم؟ 187 00:11:06,710 --> 00:11:09,710 بلال غذایی دارد که جگر می خورد 188 00:11:09,710 --> 00:11:13,740 جز چیزی که ابطبلال پنهان می کند 189 00:11:13,740 --> 00:11:16,740 در این حدیث 190 00:11:16,740 --> 00:11:19,740 پیامبر صلی الله علیه و آله می گوید 191 00:11:20,740 --> 00:11:23,740 و او گفت 192 00:11:23,740 --> 00:11:26,740 من از خدا می ترسیدم و هیچکس نمی ترسید 193 00:11:26,740 --> 00:11:29,740 یعنی تهدید کرد و تهدید کرد 194 00:11:29,740 --> 00:11:32,740 با شکنجه و قتل 195 00:11:32,740 --> 00:11:35,740 به خاطر تظاهر من به دین خدای متعال 196 00:11:35,740 --> 00:11:38,740 در آن زمان هیچ کس از من نمی ترسید 197 00:11:38,740 --> 00:11:41,740 و گفت: و من صدمه دیدم. 198 00:11:41,740 --> 00:11:44,740 در خدا و هیچ کس آسیب نمی بیند 199 00:11:44,740 --> 00:11:47,740 که در حال حاضر صدمه دیده است 200 00:11:47,740 --> 00:11:50,740 و بگو در ذات خدا 201 00:11:50,740 --> 00:11:53,740 هیچ کس آسیبی نمی بیند 202 00:11:53,740 --> 00:11:56,860 در آن زمان 203 00:11:56,860 --> 00:11:59,860 و گفت: سی روز به من رسیده است. 204 00:11:59,860 --> 00:12:02,860 بین روز و شب 205 00:12:02,860 --> 00:12:05,860 من و بلال برای کسی که جگر دارد غذا نداریم بخوریم 206 00:12:05,860 --> 00:12:08,860 جز چیزی که ابطبلال پنهان می کند 207 00:12:08,860 --> 00:12:11,860 یعنی بلال رضی الله عنه 208 00:12:11,860 --> 00:12:14,860 او در آن زمان همراه من بود 209 00:12:14,860 --> 00:12:17,860 سی شبانه روز بر ما تحمیل شد 210 00:12:17,860 --> 00:12:20,860 به طور کامل و کامل 211 00:12:20,860 --> 00:12:23,860 ما غذایی نداریم که هیچ زنده ای بخورد 212 00:12:23,860 --> 00:12:26,860 این فقط یک چیز کوچک بود 213 00:12:26,860 --> 00:12:29,860 به اندازه ای که بلال آن را زیر بغل می گیرد 214 00:12:29,860 --> 00:12:32,860 ظرفی برای گذاشتن غذا نداشتیم 215 00:12:32,860 --> 00:12:36,059 همه اینها نتیجه محدودیت هاست 216 00:12:36,059 --> 00:12:39,059 از قومش رضی الله عنه 217 00:12:39,059 --> 00:12:42,059 برای توقف ادامه تماس 218 00:12:42,059 --> 00:12:45,059 اما او رضی الله عنه 219 00:12:45,059 --> 00:12:48,059 او با حوصله و پشتکار ادامه داد 220 00:12:48,059 --> 00:12:51,059 تا اینکه خداوند به وسیله او دین را نازل کرد 221 00:12:51,059 --> 00:12:55,269 عن انس رضی الله عنه 222 00:12:55,269 --> 00:12:58,269 که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 223 00:12:58,269 --> 00:13:01,269 نه نهار خورد و نه شام 224 00:13:01,269 --> 00:13:04,269 از نان و گوشت به جز در بانک 225 00:13:04,269 --> 00:13:07,340 عبدالله گفت 226 00:13:07,340 --> 00:13:10,340 بعضی ها گفتند دست زیاد است 227 00:13:10,340 --> 00:13:14,360 در این حدیث انس بن مالک رضی الله عنه روایت می کند 228 00:13:14,360 --> 00:13:17,360 که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 229 00:13:17,360 --> 00:13:20,360 نه نهار خورد و نه شام 230 00:13:20,360 --> 00:13:23,360 در یک روز نان و گوشت 231 00:13:23,360 --> 00:13:26,360 به جز در بانک ها 232 00:13:26,360 --> 00:13:29,360 عبدالله که شیخ ترمذی است گفت 233 00:13:29,360 --> 00:13:32,360 برخی از آنان گفتند: افزود 234 00:13:32,360 --> 00:13:35,360 یعنی دست زیاد 235 00:13:35,360 --> 00:13:38,360 مالک بن دینار رحمه الله گفت 236 00:13:38,360 --> 00:13:47,360 خدا رحمتش کند از مرد بیابانی پرسیدم چه کرد؟ گفت با مردم بخور 237 00:13:47,360 --> 00:13:57,360 فراوانی دست بر غذا از برکات آن است. امام احمد فرمود: اگر چهار مرتبه طعام جمع کند، کامل است 238 00:13:57,360 --> 00:14:07,360 اگر نام خدا در ابتدا ذکر شود و الحمدلله در آخر و دستهای زیادی بر او باشد و جواز دارند. 239 00:14:07,360 --> 00:14:17,539 از نوفل بن ایاسان هذعلی گفت: عبدالرحمن بن عوف رضی الله عنه همنشین ما بود. 240 00:14:17,539 --> 00:14:28,539 او بهترین همراه بود و یک روز به ما سر زد تا وقتی وارد خانه اش شدیم داخل شد و غسل کرد و بعد رفت. 241 00:14:28,539 --> 00:14:41,539 و بشقابى به ما داده شد كه در آن نان و گوشت بود. وقتی عبدالرحمن را به دنیا آوردم گفتم ای ابومحمد چه چیزی تو را به گریه می اندازد؟ 242 00:14:41,539 --> 00:14:50,539 گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله هلاک شد و او و اهل بیتش به نان جو سیر نشدند. 243 00:14:50,539 --> 00:15:03,759 فکر نمی‌کنم برای چیزی که برای ما بهتر است، آن را به تأخیر بیندازیم. این حدیث ضعیف است، اما در صحیح امام بخاری به آن نزدیک شده است 244 00:15:03,759 --> 00:15:13,889 عبدالرحمن بن عوف رضی الله عنه روزی با غذای خود آمد و گفت مصعب بن عمیر کشته شد و او از من بهتر بود. 245 00:15:13,889 --> 00:15:27,889 جز جامه چیزی برای او یافت نشد که در آن کفن شود. او حمزه یا مردی را که بهتر از من بود کشت و جز جامه‌ای چیزی پیدا نشد که او را کفن کند. 246 00:15:27,889 --> 00:15:37,049 می ترسیدم در کارهای نیک ما در زندگی دنیوی ما تعجیل شده باشد و بعد گریه کند 247 00:15:37,049 --> 00:15:51,100 بقيه حديث انشاء الله و اعلم و صلوات و درود خدا بر پيامبر ما محمد و آل او و همه اصحاب او باد.