WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:07.139
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:07.139 --> 00:00:11.740
با قلم های عشق و جوهر عشق

00:00:11.740 --> 00:00:15.869
ما ثروتی گرانبهاتر از طلا خلق می کنیم

00:00:15.869 --> 00:00:22.190
در وصف استاد آفرینش رضی الله عنه

00:00:22.190 --> 00:00:31.440
الشمائل آل محمدی

00:00:31.440 --> 00:00:36.439
باب آنچه در مورد زندگانی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ذکر شد

00:00:36.439 --> 00:00:40.659
از محمد بن سیرین می‌گوید:

00:00:40.659 --> 00:00:42.659
با ابوهریره بودیم

00:00:42.659 --> 00:00:46.659
او دو جامه کتان پاره پاره پوشیده است

00:00:46.659 --> 00:00:49.659
دماغش را در یکی از آنها دمید

00:00:49.659 --> 00:00:52.659
گفت: باخ، باخ.

00:00:52.659 --> 00:00:55.659
ابوهریره دماغش را به کتان می زند

00:00:55.659 --> 00:01:01.659
تو مرا دیده ای و من آخرین نفر از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هستم.

00:01:01.659 --> 00:01:03.659
و اتاق عایشه

00:01:03.659 --> 00:01:05.659
بیهوش شدم

00:01:05.659 --> 00:01:07.659
و اونی که میاد میاد

00:01:07.659 --> 00:01:10.659
پایش را روی گردنم می گذارد

00:01:10.659 --> 00:01:12.659
انبی دیوانگی را می بیند

00:01:12.659 --> 00:01:14.659
و من دیوانه نیستم

00:01:14.659 --> 00:01:17.659
چیزی جز گرسنگی نیست

00:01:17.659 --> 00:01:20.900
در این حدیث

00:01:20.900 --> 00:01:24.900
ابوهریره رضی الله عنه حال گذشته خود را به یاد آورد

00:01:24.900 --> 00:01:27.900
و آن را با وضعیت فعلی او مقایسه کنید

00:01:27.900 --> 00:01:29.900
و اون یه روز

00:01:29.900 --> 00:01:31.900
خیلی گرسنه شد

00:01:31.900 --> 00:01:34.900
او غذایی برای تغذیه بدنش پیدا نکرد

00:01:34.900 --> 00:01:36.900
و نیازهای او را برآورده می کند

00:01:36.900 --> 00:01:42.900
او حتی در مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از گرسنگی شروع به پیچیدن کرد.

00:01:42.900 --> 00:01:44.900
تا اینکه بیهوش می شود

00:01:44.900 --> 00:01:50.030
هر که او را ببیند گمان می کند که از جنون خود می پیچد

00:01:50.030 --> 00:01:54.030
فقط شدت گرسنگی است که می یابد

00:01:54.030 --> 00:01:56.030
و اگر امروز باشد

00:01:56.030 --> 00:01:59.030
او دو جامه کتان پاره پاره پوشیده است

00:01:59.030 --> 00:02:01.030
دماغش را باد می کند

00:02:01.030 --> 00:02:03.219
معنی دو لباس پاره

00:02:03.219 --> 00:02:05.219
یعنی با ماسک رنگ می شوند

00:02:05.219 --> 00:02:07.219
خاک رس قرمز است

00:02:07.219 --> 00:02:11.219
کتانی یک نوع پارچه شناخته شده است

00:02:11.219 --> 00:02:15.219
لباس او در هوای گرم و سرد و خشک معتدل است

00:02:15.219 --> 00:02:17.219
به بدن نمی چسبد

00:02:17.219 --> 00:02:20.219
یکی از لباس های قیمتی است

00:02:20.219 --> 00:02:24.509
دلیل ذکر این حدیث در این باب

00:02:24.509 --> 00:02:28.509
زیرا حاکی از تنگی زندگی او رضی الله عنه است

00:02:28.509 --> 00:02:30.509
اگر چیزی داشت

00:02:31.509 --> 00:02:34.509
وقتی پدرش ریرا را گرسنه ترک کرد

00:02:34.509 --> 00:02:39.509
تا اینکه از گرسنگی شدید فرو ریخت

00:02:39.509 --> 00:02:44.729
از سعد بن ابی وقاصیر رضی الله عنه گفت

00:02:44.729 --> 00:02:50.729
من اولین مردی هستم که برای رضای خدای متعال پایش را زمین گذاشت

00:02:50.729 --> 00:02:55.729
من اولین مردی هستم که برای رضای خدا تیر زد

00:02:55.729 --> 00:02:58.789
تو دیده ای که من گروه را فتح کردم

00:02:58.789 --> 00:03:04.789
زیرا ما فقط برگ و ساقه درختان را می خوریم

00:03:04.789 --> 00:03:07.789
تا اینکه سوراخ های بینی مان درد گرفت

00:03:07.789 --> 00:03:12.789
یکی از ما همان طور که شما گوسفند یا شتر را می خوابیدید، دراز می کشید

00:03:12.789 --> 00:03:16.789
و ابن اسد در دینم شروع به دشنام دادن به من کرد

00:03:16.789 --> 00:03:20.789
اگر کارم به بیراهه می رفت، ناامید و باختم

00:03:20.789 --> 00:03:27.979
در این حدیث از سعد بن ابی وقاصیر رضی الله عنه یاد شده است

00:03:27.979 --> 00:03:32.979
خداوند از او، تقدمش در اسلام و پاره ای از اعمالش راضی باشد

00:03:32.979 --> 00:03:39.979
گفت: من اولین مردی هستم که برای رضای خدای متعال پاهایش را جلو انداخت.

00:03:39.979 --> 00:03:46.979
یعنی اولین خون مشرکان که در راه خدا ریخته شد روی دستان او بود

00:03:46.979 --> 00:03:52.979
زیرا او در آغاز اسلام در مکه مخفیانه نماز می خواند

00:03:52.979 --> 00:03:57.979
عده ای از مشرکان او را دیدند و بر او قیام کردند، پس با آنان کشتی گرفت

00:03:57.979 --> 00:04:02.979
یکی از آنها را با ریش شتری زد و خون از او جاری شد

00:04:02.979 --> 00:04:07.039
اولین خونی بود که در راه خدا ریخته شد

00:04:07.039 --> 00:04:13.039
و گفت: من اولین کسی هستم که برای رضای خدا تیر انداختم.

00:04:13.039 --> 00:04:18.040
این در غزوه عبیده بن الحارث رضی الله عنه بود

00:04:18.040 --> 00:04:23.040
جنگ در آنجا اولین جنگی بود که بین مشرکان و مسلمانان رخ داد

00:04:23.040 --> 00:04:26.040
در سال اول مهاجرت

00:04:26.040 --> 00:04:32.040
آنجا که پیامبر صلی الله علیه و آله جمعی از مسلمانان را به رابغ فرستاد

00:04:32.040 --> 00:04:39.040
برای پرتاب کاروانی به سوی قریش، با تیر به یکدیگر حمله کردند، اما رقابتی بین آنها نبود.

00:04:39.040 --> 00:04:45.100
سعد رضی الله عنه اولین کسی بود که برای رضای خدا تیر انداخت

00:04:45.100 --> 00:04:53.230
و گفت: خود را دیدم که در میان گروهی از یاران محمد صلی الله علیه و آله در حال جنگ بودم.

00:04:53.230 --> 00:04:59.230
ما فقط برگها و ساقه ها را می خوریم تا جایی که سوراخ های بینی ما زخمی شود

00:04:59.230 --> 00:05:04.230
یعنی با گروهی از اصحاب یورش می برد

00:05:04.230 --> 00:05:08.230
آنها جز برگ درختان و محصولات جوان غذایی ندارند

00:05:08.230 --> 00:05:11.230
حبله میوه سمر است

00:05:11.230 --> 00:05:15.230
و گفت: تا سوراخ بینی ما زخم شود.

00:05:15.230 --> 00:05:22.329
یعنی به دلیل زبری و گرمای کاغذی که می خوریم، دو طرف دهانمان زخمی شد.

00:05:22.329 --> 00:05:28.329
و گفت: یکی از ما گوسفندی مانند گوسفند یا شتر می‌پوشد.

00:05:28.329 --> 00:05:35.329
یعنی اگر یکی از ما تسکین پیدا کند چیزی شبیه فضله گوسفند یا شتر دفع می کند.

00:05:35.329 --> 00:05:38.329
چون او هم مثل من خورد

00:05:38.329 --> 00:05:43.459
سعد رضی الله عنه این مطالب را با داستانی بیان کرد

00:05:43.459 --> 00:05:48.490
مردم کوفه از سعد نزد عمر رضی الله عنه شکایت کردند

00:05:48.490 --> 00:05:51.490
سعد والی آنها بود

00:05:51.490 --> 00:05:54.490
اشاره کردند که نماز را خوب نمی خواند

00:05:54.490 --> 00:05:56.490
پس عمر او را فرستاد

00:05:56.490 --> 00:05:59.490
گفت: ای ابو اسحاق

00:05:59.490 --> 00:06:04.490
این افراد ادعا می کنند که شما نماز را خوب نمی خوانید

00:06:04.490 --> 00:06:06.490
سعد رضی الله عنه گفت

00:06:06.490 --> 00:06:08.490
در مورد من، قسم می خورم

00:06:08.490 --> 00:06:14.490
زیرا با آنان نماز رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را می خواندم

00:06:14.490 --> 00:06:16.490
چه شرم آور برای او

00:06:16.490 --> 00:06:18.490
نماز مغرب را می خوانم

00:06:18.490 --> 00:06:20.490
بنابراین من در دو اول دویدم

00:06:20.490 --> 00:06:23.490
من کار را در مورد دو مورد دیگر آسانتر کردم

00:06:23.490 --> 00:06:25.490
عمر گفت

00:06:25.490 --> 00:06:28.579
این فکر به تو ای ابو اسحاق

00:06:28.579 --> 00:06:31.579
سعد در این حدیث می گوید:

00:06:31.579 --> 00:06:35.579
و پسران اسد درباره دینم به من طعنه زدند

00:06:35.579 --> 00:06:37.579
و در روایتی از بخاری

00:06:37.579 --> 00:06:39.579
ببخشید که مسلمان شدم

00:06:39.579 --> 00:06:43.579
یعنی مرا تأدیب کن و نماز را به من بیاموز

00:06:43.579 --> 00:06:46.579
یا مرا سرزنش کنید که در آن خوب نیستم

00:06:46.579 --> 00:06:50.579
منظور این است که سعد رضی الله عنه

00:06:50.579 --> 00:06:54.579
او صلاحیت ابن اسد را برای آموزش احکام به او نفی کرد

00:06:54.579 --> 00:06:57.579
با سلف و شرکتش

00:06:57.579 --> 00:07:00.579
و فداکاری او در اسلام

00:07:00.579 --> 00:07:01.579
و او گفت

00:07:01.579 --> 00:07:04.579
بنابراین ناامید و گم شدم

00:07:04.579 --> 00:07:06.579
یعنی اگر خوب نماز نخوانی

00:07:06.579 --> 00:07:08.579
و من باید به آنها آموزش دهم

00:07:08.579 --> 00:07:11.579
من خیلی ناامید شدم

00:07:11.579 --> 00:07:13.579
کارم رفته

00:07:13.579 --> 00:07:16.810
یعنی در گذشته نماز من

00:07:16.810 --> 00:07:18.810
سعد رضی الله عنه صحبت کرده است

00:07:18.810 --> 00:07:20.810
خودش را ستایش کند

00:07:20.810 --> 00:07:23.810
ترک آن وظیفه مؤمن است

00:07:23.810 --> 00:07:25.810
اما هنگامی که نادان او را سرزنش کرد

00:07:25.810 --> 00:07:28.810
نماز را خوب نمی خواند

00:07:28.810 --> 00:07:30.810
باید به شایستگی او اشاره کنم

00:07:30.810 --> 00:07:33.939
و تقدم او در اسلام و کار او

00:07:33.939 --> 00:07:35.939
انسان خودش را ستود

00:07:35.939 --> 00:07:38.939
اگر عاری از تعدی و طویل باشد

00:07:38.939 --> 00:07:41.939
آنچه او گفت برای نشان دادن حقیقت بود

00:07:41.939 --> 00:07:44.939
او از آن متنفر نبود

00:07:44.939 --> 00:07:50.060
از عتبه بن غزوان رضی الله عنه می فرماید:

00:07:50.060 --> 00:07:54.060
تو من را در هفت سالگی دیدی

00:07:54.060 --> 00:07:57.060
با رسول خدا صلی الله علیه و آله

00:07:57.060 --> 00:08:01.060
ما جز برگ درخت غذا نداریم

00:08:01.060 --> 00:08:04.060
تا اینکه سوراخ های بینی مان درد گرفت

00:08:04.060 --> 00:08:06.060
بنابراین او یک گل رز برداشت

00:08:06.060 --> 00:08:09.060
پس آن را بین خود و سعد تقسیم کردم

00:08:09.060 --> 00:08:12.250
یکی از ما در بین آن هفت نفر نیست

00:08:12.250 --> 00:08:16.250
جز اینکه او شاهزاده مصر از ممالک است

00:08:16.250 --> 00:08:20.250
و شاهزاده های بعد از ما را محاکمه خواهید کرد

00:08:20.250 --> 00:08:24.240
این حدیث داستان دارد

00:08:24.240 --> 00:08:27.240
آن عمر بن خطاب رضی الله عنه است

00:08:27.240 --> 00:08:32.240
عتبه بن غزوان را با گروهی از اصحاب - رضی الله عنه - فرستادند

00:08:33.240 --> 00:08:37.240
در مرزهای اهل اسلام بر طناب دار بودن

00:08:37.240 --> 00:08:41.240
منطقه ای را برای حضور آنها تعیین کنید

00:08:41.240 --> 00:08:44.299
وقتی به محل رسیدند

00:08:44.299 --> 00:08:47.299
عتبه رضی الله عنه خطاب به یارانش گفت

00:08:47.299 --> 00:08:51.299
خطبه یا مسلمانی طولانی آن را در صحیح خود رد کرده است

00:08:51.299 --> 00:08:54.299
شواهد موجود در این بخش

00:08:54.299 --> 00:08:57.299
این قول عتبه رضی الله عنه است

00:08:57.299 --> 00:09:00.340
تو من را در هفت سالگی دیدی

00:09:00.340 --> 00:09:03.340
با رسول خدا صلی الله علیه و آله

00:09:03.340 --> 00:09:07.340
ما جز برگ درخت غذا نداریم

00:09:07.340 --> 00:09:10.340
تا اینکه سوراخ های بینی مان درد گرفت

00:09:10.340 --> 00:09:13.340
این نشان دهنده سختی زندگی و سختی است

00:09:13.340 --> 00:09:16.340
که در ابتدا بودند

00:09:16.340 --> 00:09:19.340
و گفت: شنل برداشتم.

00:09:19.340 --> 00:09:22.340
پس آن را بین خود و سعد تقسیم کردم

00:09:22.340 --> 00:09:25.340
یعنی یه بُرده پرتاب شده پیدا کرد

00:09:25.340 --> 00:09:27.340
در زمین فرسوده

00:09:28.340 --> 00:09:31.340
آن را برداشت و بین خود تقسیم کرد

00:09:31.340 --> 00:09:34.340
سعد بن ابی وقاص رضی الله عنه

00:09:34.340 --> 00:09:38.340
به دلیل نیاز شدید آنها

00:09:38.340 --> 00:09:41.529
سپس می گوید: از ما چه؟

00:09:41.529 --> 00:09:44.529
از آن هفت نفر، هیچ کس جز

00:09:44.529 --> 00:09:47.529
او شاهزاده مصر از سرزمین هاست

00:09:47.529 --> 00:09:50.529
عتبه رضی الله عنه ذکر می کند

00:09:50.529 --> 00:09:53.529
نعمتی که دریافت کردند

00:09:53.529 --> 00:09:56.529
بعد از آن حالت شور و فقدان زندگی

00:09:56.529 --> 00:09:59.529
جایی که شاهزادگان سرزمین ها شدند

00:09:59.529 --> 00:10:02.620
و او گفت: "و شما شاهزادگان را آزمایش خواهید کرد."

00:10:02.620 --> 00:10:05.620
بعد از ما یعنی همین

00:10:05.620 --> 00:10:08.620
بعد شاهزاده هاشون شبیه نیست

00:10:08.620 --> 00:10:11.620
اصحاب در عدالت و دین

00:10:11.620 --> 00:10:14.620
و روی گرداندن از دنیا

00:10:14.620 --> 00:10:17.620
و اینطور بود

00:10:17.620 --> 00:10:20.620
او از اشراف خبر در امور است

00:10:20.620 --> 00:10:23.620
دیده نشده و به تفاوت اشاره کرد

00:10:23.620 --> 00:10:26.620
که او را رضی الله عنه دیدند

00:10:26.620 --> 00:10:29.620
دلیل ورزش آنها چه بود؟

00:10:29.620 --> 00:10:32.620
با آنها مبارزه کنید و آنها را کاهش دهید

00:10:32.620 --> 00:10:35.620
در امر امرار معاش آنها

00:10:35.620 --> 00:10:38.620
بنابراین آنها به آن ادامه دادند

00:10:38.620 --> 00:10:41.620
در مورد دیگران پس از آنها

00:10:41.620 --> 00:10:45.710
آنها نیستند

00:10:45.710 --> 00:10:48.710
از انس رضی الله عنه می فرماید:

00:10:48.710 --> 00:10:51.710
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:10:51.710 --> 00:10:54.710
هیچکس نمی ترسد

00:10:54.710 --> 00:10:57.710
و به نام خدا صدمه دیده ام

00:10:57.710 --> 00:11:00.710
و هیچ کس صدمه نمی بیند

00:11:00.710 --> 00:11:03.710
سی تا از آنها نزد من آمدند

00:11:03.710 --> 00:11:06.710
شب و روز و من چه دارم؟

00:11:06.710 --> 00:11:09.710
بلال غذایی دارد که جگر می خورد

00:11:09.710 --> 00:11:13.740
جز چیزی که ابطبلال پنهان می کند

00:11:13.740 --> 00:11:16.740
در این حدیث

00:11:16.740 --> 00:11:19.740
پیامبر صلی الله علیه و آله می گوید

00:11:20.740 --> 00:11:23.740
و او گفت

00:11:23.740 --> 00:11:26.740
من از خدا می ترسیدم و هیچکس نمی ترسید

00:11:26.740 --> 00:11:29.740
یعنی تهدید کرد و تهدید کرد

00:11:29.740 --> 00:11:32.740
با شکنجه و قتل

00:11:32.740 --> 00:11:35.740
به خاطر تظاهر من به دین خدای متعال

00:11:35.740 --> 00:11:38.740
در آن زمان هیچ کس از من نمی ترسید

00:11:38.740 --> 00:11:41.740
و گفت: و من صدمه دیدم.

00:11:41.740 --> 00:11:44.740
در خدا و هیچ کس آسیب نمی بیند

00:11:44.740 --> 00:11:47.740
که در حال حاضر صدمه دیده است

00:11:47.740 --> 00:11:50.740
و بگو در ذات خدا

00:11:50.740 --> 00:11:53.740
هیچ کس آسیبی نمی بیند

00:11:53.740 --> 00:11:56.860
در آن زمان

00:11:56.860 --> 00:11:59.860
و گفت: سی روز به من رسیده است.

00:11:59.860 --> 00:12:02.860
بین روز و شب

00:12:02.860 --> 00:12:05.860
من و بلال برای کسی که جگر دارد غذا نداریم بخوریم

00:12:05.860 --> 00:12:08.860
جز چیزی که ابطبلال پنهان می کند

00:12:08.860 --> 00:12:11.860
یعنی بلال رضی الله عنه

00:12:11.860 --> 00:12:14.860
او در آن زمان همراه من بود

00:12:14.860 --> 00:12:17.860
سی شبانه روز بر ما تحمیل شد

00:12:17.860 --> 00:12:20.860
به طور کامل و کامل

00:12:20.860 --> 00:12:23.860
ما غذایی نداریم که هیچ زنده ای بخورد

00:12:23.860 --> 00:12:26.860
این فقط یک چیز کوچک بود

00:12:26.860 --> 00:12:29.860
به اندازه ای که بلال آن را زیر بغل می گیرد

00:12:29.860 --> 00:12:32.860
ظرفی برای گذاشتن غذا نداشتیم

00:12:32.860 --> 00:12:36.059
همه اینها نتیجه محدودیت هاست

00:12:36.059 --> 00:12:39.059
از قومش رضی الله عنه

00:12:39.059 --> 00:12:42.059
برای توقف ادامه تماس

00:12:42.059 --> 00:12:45.059
اما او رضی الله عنه

00:12:45.059 --> 00:12:48.059
او با حوصله و پشتکار ادامه داد

00:12:48.059 --> 00:12:51.059
تا اینکه خداوند به وسیله او دین را نازل کرد

00:12:51.059 --> 00:12:55.269
عن انس رضی الله عنه

00:12:55.269 --> 00:12:58.269
که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:12:58.269 --> 00:13:01.269
نه نهار خورد و نه شام

00:13:01.269 --> 00:13:04.269
از نان و گوشت به جز در بانک

00:13:04.269 --> 00:13:07.340
عبدالله گفت

00:13:07.340 --> 00:13:10.340
بعضی ها گفتند دست زیاد است

00:13:10.340 --> 00:13:14.360
در این حدیث انس بن مالک رضی الله عنه روایت می کند

00:13:14.360 --> 00:13:17.360
که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:13:17.360 --> 00:13:20.360
نه نهار خورد و نه شام

00:13:20.360 --> 00:13:23.360
در یک روز نان و گوشت

00:13:23.360 --> 00:13:26.360
به جز در بانک ها

00:13:26.360 --> 00:13:29.360
عبدالله که شیخ ترمذی است گفت

00:13:29.360 --> 00:13:32.360
برخی از آنان گفتند: افزود

00:13:32.360 --> 00:13:35.360
یعنی دست زیاد

00:13:35.360 --> 00:13:38.360
مالک بن دینار رحمه الله گفت

00:13:38.360 --> 00:13:47.360
خدا رحمتش کند از مرد بیابانی پرسیدم چه کرد؟ گفت با مردم بخور

00:13:47.360 --> 00:13:57.360
فراوانی دست بر غذا از برکات آن است. امام احمد فرمود: اگر چهار مرتبه طعام جمع کند، کامل است

00:13:57.360 --> 00:14:07.360
اگر نام خدا در ابتدا ذکر شود و الحمدلله در آخر و دستهای زیادی بر او باشد و جواز دارند.

00:14:07.360 --> 00:14:17.539
از نوفل بن ایاسان هذعلی گفت: عبدالرحمن بن عوف رضی الله عنه همنشین ما بود.

00:14:17.539 --> 00:14:28.539
او بهترین همراه بود و یک روز به ما سر زد تا وقتی وارد خانه اش شدیم داخل شد و غسل کرد و بعد رفت.

00:14:28.539 --> 00:14:41.539
و بشقابى به ما داده شد كه در آن نان و گوشت بود. وقتی عبدالرحمن را به دنیا آوردم گفتم ای ابومحمد چه چیزی تو را به گریه می اندازد؟

00:14:41.539 --> 00:14:50.539
گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله هلاک شد و او و اهل بیتش به نان جو سیر نشدند.

00:14:50.539 --> 00:15:03.759
فکر نمی‌کنم برای چیزی که برای ما بهتر است، آن را به تأخیر بیندازیم. این حدیث ضعیف است، اما در صحیح امام بخاری به آن نزدیک شده است

00:15:03.759 --> 00:15:13.889
عبدالرحمن بن عوف رضی الله عنه روزی با غذای خود آمد و گفت مصعب بن عمیر کشته شد و او از من بهتر بود.

00:15:13.889 --> 00:15:27.889
جز جامه چیزی برای او یافت نشد که در آن کفن شود. او حمزه یا مردی را که بهتر از من بود کشت و جز جامه‌ای چیزی پیدا نشد که او را کفن کند.

00:15:27.889 --> 00:15:37.049
می ترسیدم در کارهای نیک ما در زندگی دنیوی ما تعجیل شده باشد و بعد گریه کند

00:15:37.049 --> 00:15:51.100
بقيه حديث انشاء الله و اعلم و صلوات و درود خدا بر پيامبر ما محمد و آل او و همه اصحاب او باد.
