WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:03.000
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:03.000 --> 00:00:09.000
ای کسانی که سخنان پیامبر را می خوانند و توضیح می دهند

00:00:09.000 --> 00:00:15.000
ان شاءالله خدا بهت هدایت کنه چقدر زیباست

00:00:15.000 --> 00:00:18.000
بیوگرافی نویسندگان شش کتاب

00:00:18.000 --> 00:00:23.899
شش پیاده روی پر از زیبایی و شکوه

00:00:23.899 --> 00:00:29.899
با دقت از شاهکار بزرگ کتاب خلاصه شده است

00:00:29.899 --> 00:00:32.929
رفتار عالی اشراف

00:00:32.929 --> 00:00:37.219
سوگند امام ذهبی رحمه الله

00:00:37.219 --> 00:00:43.219
تهیه شده توسط شیخ محمد المحنة رضی الله عنه

00:00:53.219 --> 00:00:56.219
امام بخاری رحمه الله

00:00:56.219 --> 00:01:00.079
اباعبدالله البخاری

00:01:00.079 --> 00:01:05.079
محمد بن اسماعیل بن ابراهیم بن المغیره بن بردزبه

00:01:05.079 --> 00:01:10.079
بردزبا کلمه ای بخاری به معنای کشاورز است

00:01:10.079 --> 00:01:15.370
پدربزرگش المغیره به دست الیمان الجعفی والی بخارا به اسلام گروید.

00:01:15.370 --> 00:01:19.370
پدرش اسماعیل بن ابراهیم در طلب علم بود

00:01:19.370 --> 00:01:22.370
اسحاق بن احمد بن خلف گفت

00:01:22.370 --> 00:01:24.370
شنیدم بخاری می گفت

00:01:24.370 --> 00:01:27.370
پدرم از مالک بن انس شنید

00:01:27.370 --> 00:01:29.370
حماد بن زید را دید

00:01:29.370 --> 00:01:32.370
بن مبارک با دو دست دست داد

00:01:32.370 --> 00:01:37.719
اباعبدالله در شوال سال یکصد و نود و چهار متولد شد

00:01:37.719 --> 00:01:39.719
ابن ابی حاتم گفت

00:01:39.719 --> 00:01:41.719
به اباعبدالله گفتم

00:01:41.719 --> 00:01:43.719
چگونه سفارش خود را شروع کردید؟

00:01:43.719 --> 00:01:44.719
او گفت

00:01:44.719 --> 00:01:48.719
به من الهام شد که این حدیث را در زمانی که در کتاب بودم حفظ کنم

00:01:48.719 --> 00:01:50.719
گفتم چند سالته؟

00:01:50.719 --> 00:01:51.719
و او گفت

00:01:51.719 --> 00:01:54.719
ده سال یا کمتر

00:01:54.719 --> 00:01:57.719
بعد از ده روز کتاب را گذاشتم

00:01:58.719 --> 00:02:01.719
بنابراین من شروع به رفتن به داخل و جاهای دیگر کردم

00:02:01.719 --> 00:02:04.719
خودی یک روز گفت

00:02:04.719 --> 00:02:08.719
سفیان به ما گفت از ابوالزبیر از ابراهیم

00:02:08.719 --> 00:02:09.719
پس به او گفتم

00:02:09.719 --> 00:02:12.719
ابوالزبیر از ابراهیم روایت نکرده است

00:02:12.719 --> 00:02:14.719
پس مرا سرزنش کرد

00:02:14.719 --> 00:02:15.719
پس به او گفتم

00:02:15.719 --> 00:02:17.719
بازگشت به اصل

00:02:17.719 --> 00:02:19.719
پس داخل شد و به آن نگاه کرد

00:02:19.719 --> 00:02:21.719
بعد اومد بیرون و به من گفت

00:02:21.719 --> 00:02:23.719
حالش چطوره پسر

00:02:23.719 --> 00:02:24.719
گفتم

00:02:24.719 --> 00:02:27.719
او زبیر بن عدی از حضرت ابراهیم است

00:02:27.719 --> 00:02:29.719
گفت حق با شماست

00:02:29.719 --> 00:02:31.719
به بخاری گفته شد

00:02:31.719 --> 00:02:34.719
چند ساله بودی که بهش جواب دادی؟

00:02:34.719 --> 00:02:35.719
و او گفت

00:02:35.719 --> 00:02:38.750
یازده ساله

00:02:38.750 --> 00:02:39.750
او گفت

00:02:39.750 --> 00:02:42.750
وقتی در شانزده سالگی چاقو خورد

00:02:42.750 --> 00:02:46.750
من کتاب های ابن مبارک و وکی را حفظ کرده بودم

00:02:46.750 --> 00:02:48.750
من می دانستم این افراد چه می گویند

00:02:48.750 --> 00:02:52.750
سپس با مادر و برادرم احمد به مکه رفتیم

00:02:52.750 --> 00:02:54.750
وقتی به حج رفتم

00:02:54.750 --> 00:02:56.750
برادرم با مادرم برگشت

00:02:56.750 --> 00:03:01.479
از درخواست صحبت عقب افتادم

00:03:01.479 --> 00:03:05.479
وی نام شیوخ و یاران خود را ذکر کرد

00:03:05.479 --> 00:03:09.800
بخاری قبل از حرکت از بخارا شنید

00:03:09.800 --> 00:03:13.800
از عبدالله بن محمد بن عبدالله الجعفی

00:03:13.800 --> 00:03:16.800
و محمد بن سلام البیکندی

00:03:16.800 --> 00:03:19.800
و از شیوخ ارشد او نیست

00:03:19.800 --> 00:03:23.800
سپس از مکی بن ابراهیم خبر بلخ را شنید

00:03:23.800 --> 00:03:25.800
او از نزدیکان شیوخ اوست

00:03:25.800 --> 00:03:29.800
و بنیساپور از یحیی بن یحیی و گروهی

00:03:29.800 --> 00:03:31.800
و در بغداد

00:03:31.800 --> 00:03:34.800
دویست و ده سال آخر به عراق آمد

00:03:34.800 --> 00:03:37.800
از محمد بن عیسی بن الطباء

00:03:37.800 --> 00:03:41.800
و سراج بن النعمان و عفان

00:03:41.800 --> 00:03:45.800
و در بصره از ابوعاصم النبیل و الانصاری

00:03:45.800 --> 00:03:48.800
حجاج بن منهال و چند نفر دیگر

00:03:48.800 --> 00:03:52.800
و در کوفه از عبید الله بن موسی و ابونعیم

00:03:52.800 --> 00:03:55.800
خالد بن مخلد و طلق بن غنم

00:03:55.800 --> 00:03:59.800
و در مکه از حسن بن حسن ن البصری

00:03:59.800 --> 00:04:02.800
و ابوالولید الازرقی و الحمیدی

00:04:02.800 --> 00:04:05.800
و در شهر از عبدالعزیز العویسی

00:04:05.800 --> 00:04:08.800
و ایوب بن سلیمان بن بلال

00:04:08.800 --> 00:04:11.800
و اسماعیل بن ابی اویس

00:04:11.800 --> 00:04:14.800
و در مصر سعید بن ابی مریم

00:04:14.800 --> 00:04:16.800
و عبدالله بن یوسف

00:04:16.800 --> 00:04:18.800
و رنگ و کیت

00:04:18.800 --> 00:04:21.800
و در شام ابی عالمان

00:04:21.800 --> 00:04:23.800
و آدم بن ابی ایاس

00:04:23.800 --> 00:04:25.800
و علی بن عیاش

00:04:25.800 --> 00:04:28.800
از ابوالمغیره عبدالقدوس شنید

00:04:28.800 --> 00:04:31.800
و احمد بن خالد الوهبی

00:04:31.800 --> 00:04:34.800
و محمد بن یوسف الفارابی

00:04:34.800 --> 00:04:37.800
پدرم بیدار ماند و مادرم شخص دیگری بود

00:04:37.800 --> 00:04:40.800
محمد بن ابی حاتم گفته و نقل کرده است

00:04:40.800 --> 00:04:42.800
شنیدم که گفت

00:04:42.800 --> 00:04:44.800
وارد بلخ شدم

00:04:44.800 --> 00:04:49.800
آنها از من خواستند که به همه کسانی که اخیراً درباره آنها نوشته بودم، دیکته کنم

00:04:49.800 --> 00:04:54.800
پس هزار حدیث به هزار مردی که درباره آنها نوشتم املاء کردم

00:04:54.800 --> 00:04:59.800
گفت و شنیدم که یک ماه قبل از مرگش می گفت

00:04:59.800 --> 00:05:02.800
حدود هزار و هشتاد مرد نوشتم

00:05:02.800 --> 00:05:05.800
فقط یکی از آنها حدیث دارد

00:05:05.800 --> 00:05:07.800
همشون میگفتن

00:05:07.800 --> 00:05:12.800
ایمان گفتار و عملی است که کم و زیاد می شود

00:05:12.800 --> 00:05:15.800
گفت: شنیدم بخاری می گفت

00:05:15.800 --> 00:05:18.800
هشت بار آخر وارد بغداد شدم

00:05:18.800 --> 00:05:22.800
در همه اینها با احمد بن حنبل می نشینم

00:05:22.800 --> 00:05:25.800
آخرین باری که خداحافظی کردم به من گفت

00:05:25.800 --> 00:05:27.800
ای اباعبدالله

00:05:27.800 --> 00:05:31.800
دانش و مردم را دعوت می کنی و به خراسان می روی

00:05:31.800 --> 00:05:34.930
افراد زیادی از او روایت کردند

00:05:34.930 --> 00:05:36.930
از جمله ابو عیسی ترمذی است

00:05:36.930 --> 00:05:37.930
و ابوحاتم

00:05:37.930 --> 00:05:39.930
و ابراهیم الحربی

00:05:39.930 --> 00:05:41.930
و پسر پدرم دنیا

00:05:41.930 --> 00:05:42.930
و ابن ابی عاصم

00:05:42.930 --> 00:05:44.930
و ابن خزیمه

00:05:44.930 --> 00:05:46.930
و محمد بن یوسف الفربری

00:05:46.930 --> 00:05:48.930
راوی صحیح

00:05:48.930 --> 00:05:50.930
و ملت های بی شمار

00:05:50.930 --> 00:05:53.930
مسلم از او به نادرست روایت کرده است

00:05:53.930 --> 00:05:57.930
شیخ ما ابوالحجاج المزی آن را ترتیب داد

00:05:57.930 --> 00:06:01.930
شیوخ و اصحاب بخاری طبق معمول از لغت نامه پیروی می کنند

00:06:01.930 --> 00:06:03.930
وی به برخی از آنها اشاره کرد

00:06:03.930 --> 00:06:11.069
او به سفر، درخواست ها و طبقه بندی هایش اشاره کرد

00:06:11.069 --> 00:06:13.579
محمد بن ابی حاتم گفت

00:06:13.579 --> 00:06:15.579
اباعبدالله را شنیدم

00:06:15.579 --> 00:06:18.579
محمد بن اسماعیل بخاری می گوید:

00:06:18.579 --> 00:06:21.579
من و برادرم و مادرم به حج رفتیم

00:06:21.579 --> 00:06:23.579
برادرم با مادرم برگشت

00:06:23.579 --> 00:06:26.579
از درخواست صحبت عقب افتادم

00:06:26.579 --> 00:06:29.620
وقتی در هجده سالگی چاقو خورد

00:06:29.620 --> 00:06:34.620
شروع کردم به دسته بندی مسائل صحابه و تابعین و قوت دادن به آنها

00:06:34.620 --> 00:06:36.620
به عنوان کتاب تاریخ طبقه بندی شد

00:06:36.620 --> 00:06:40.620
سپس بر سر قبر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:06:40.620 --> 00:06:42.620
در شب های مهتابی

00:06:42.620 --> 00:06:44.620
و نامی در تاریخ بگویید

00:06:44.620 --> 00:06:46.620
جز اینکه او داستانی دارد

00:06:46.620 --> 00:06:49.620
با این حال از طولانی بودن کتاب متنفر بودم

00:06:49.620 --> 00:06:53.680
در سنین کودکی در مروه نزد فقها می رفتم

00:06:53.680 --> 00:06:57.680
اگر بیایم خجالت می کشم به آنها سلام کنم

00:06:57.680 --> 00:07:00.680
یک فرد مودب از خانواده اش به من گفت

00:07:00.680 --> 00:07:02.680
امروز چقدر نوشتی؟

00:07:02.680 --> 00:07:04.680
پس گفتم دو تا

00:07:04.680 --> 00:07:06.680
من می خواستم با آن دو کار انجام دهم

00:07:06.680 --> 00:07:09.680
کسانی که در مجلس شرکت کردند خندیدند

00:07:09.680 --> 00:07:11.680
پیرمردی در میان آنها گفت

00:07:11.680 --> 00:07:12.680
نخندید

00:07:12.680 --> 00:07:15.680
شاید روزی به تو بخندد

00:07:15.680 --> 00:07:20.000
هجده ساله بودم که وارد خانه الحمیدی شدم

00:07:20.000 --> 00:07:24.000
در حدیثی بین او و مرد دیگری اختلاف بود

00:07:24.000 --> 00:07:27.000
وقتی حمیدی را دید گفت:

00:07:27.000 --> 00:07:30.000
یکی اومده مارو جدا کنه

00:07:30.000 --> 00:07:31.000
بنابراین به من پیشنهاد دادند

00:07:31.000 --> 00:07:35.000
پس من برای الحمیدی بر هر کس که با او مخالف بود حکم دادم

00:07:35.000 --> 00:07:37.129
ابوبکر العین گفت

00:07:37.129 --> 00:07:40.129
به بخاری آمدیم و درباره آن نوشتیم

00:07:40.129 --> 00:07:42.129
یک مو روی صورتش نیست

00:07:42.129 --> 00:07:44.129
و ما به او گفتیم

00:07:44.129 --> 00:07:45.129
پسر تو چند هستی؟

00:07:45.129 --> 00:07:46.129
او گفت

00:07:46.129 --> 00:07:49.129
هفده ساله

00:07:49.129 --> 00:07:50.259
البخاری گفت

00:07:50.259 --> 00:07:53.259
اگر در مورد یک مرد بنویسید

00:07:53.259 --> 00:07:55.259
از او نام و نام خانوادگی اش را پرسیدم

00:07:55.259 --> 00:07:58.259
و نسب او و حدیث

00:07:58.259 --> 00:08:00.259
اگر مرد بفهمد

00:08:00.259 --> 00:08:02.259
اگر نفهمیدن

00:08:02.259 --> 00:08:05.259
از او خواستم که اصل خود را مشخص کند

00:08:05.259 --> 00:08:07.379
العباس الدوری گفت

00:08:07.379 --> 00:08:10.379
من کسی را ندیدم که در طلب حدیث خوب باشد

00:08:10.379 --> 00:08:12.379
مثل محمد بن اسماعیل

00:08:12.379 --> 00:08:15.379
هیچ ریشه و شاخه ای از خود باقی نگذاشت

00:08:15.379 --> 00:08:17.379
به جز یک قلعه

00:08:17.379 --> 00:08:18.509
البخاری گفت

00:08:18.509 --> 00:08:21.509
من با اسحاق بن راهوی بودم

00:08:21.509 --> 00:08:23.509
برخی از یاران ما گفتند:

00:08:23.509 --> 00:08:26.509
اگر کتاب کوتاهی جمع آوری کردید

00:08:26.509 --> 00:08:29.509
به سنت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:08:29.509 --> 00:08:31.509
این به قلب من ضربه زد

00:08:31.509 --> 00:08:34.509
بنابراین شروع به جمع آوری این کتاب کردم

00:08:34.509 --> 00:08:36.509
الفربری گفت

00:08:36.509 --> 00:08:39.509
محمد بن اسماعیل بخاری به من گفت

00:08:39.509 --> 00:08:42.509
آنچه اخیراً در کتاب صحیح آمده است

00:08:42.509 --> 00:08:45.509
مگر اینکه قبل از آن شستشو دهید

00:08:45.509 --> 00:08:47.509
دو رکعت نماز خواندم

00:08:47.509 --> 00:08:49.509
ابراهیم بن معقل گفت

00:08:49.509 --> 00:08:52.509
شنیدم بخاری می گفت

00:08:52.509 --> 00:08:54.509
آنچه در این کتاب گنجانده ام

00:08:54.509 --> 00:08:56.509
به جز آنچه حقیقت دارد

00:08:56.509 --> 00:08:58.509
مقداری از صحیح را پشت سر گذاشتم

00:08:58.509 --> 00:09:00.509
به طوری که کتاب طولانی نیست

00:09:00.509 --> 00:09:02.580
محمد بن یوسف گفت

00:09:02.580 --> 00:09:05.580
من با محمد بن اسماعیل بخاری بودم

00:09:05.580 --> 00:09:07.580
یک شب در خانه اش

00:09:07.580 --> 00:09:10.580
متوجه شدم که بلند شد و زین کرد

00:09:10.580 --> 00:09:13.580
چیزهایی را که به او می چسبد به خاطر می آورد

00:09:13.580 --> 00:09:16.580
هجده بار در شب

00:09:16.580 --> 00:09:20.669
محمد بن ابی حات از الوراق گفت

00:09:20.669 --> 00:09:22.669
اباعبدالله بود

00:09:22.669 --> 00:09:24.669
اگر با او سفر می کنید

00:09:24.669 --> 00:09:26.669
ما با هم یک خانه داریم

00:09:26.669 --> 00:09:29.669
دیدم در یک شب بلند شد

00:09:29.669 --> 00:09:33.669
پانزده تا بیست بار

00:09:33.669 --> 00:09:36.669
در تمام این موارد او فندک را می گیرد

00:09:36.669 --> 00:09:38.669
خشم نارا و زین

00:09:38.669 --> 00:09:42.669
سپس احادیث را تولید می کند و آنها را آموزش می دهد

00:09:42.669 --> 00:09:44.669
البخاری گفت

00:09:44.669 --> 00:09:47.669
در شانزده سال به عنوان صحیح طبقه بندی شد

00:09:47.669 --> 00:09:52.799
آن را میان خود و خداوند متعال حجت قرار دادم

00:09:52.799 --> 00:09:54.799
النجم بن الفاضل گفت

00:09:54.799 --> 00:09:57.799
پیامبر صلی الله علیه و آله را دیدم

00:09:57.799 --> 00:09:59.799
در خواب انگار در حال راه رفتن است

00:09:59.799 --> 00:10:02.799
محمد بن اسماعیل پشت سر او راه می رود

00:10:02.799 --> 00:10:05.799
هر گاه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برانگیخت

00:10:05.799 --> 00:10:09.799
ارائه شده توسط محمد بن اسماعیل البخاری

00:10:09.799 --> 00:10:12.799
پایش در جایی بود که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در آنجا برانگیخته شد

00:10:12.799 --> 00:10:15.799
خداوند او را بیامرزد و درود فرستد

00:10:15.799 --> 00:10:22.980
از حفظ و وسعت علم و ذکاوت خود یاد کرد

00:10:22.980 --> 00:10:26.679
عبدالرحمن بن محمد البخاری گفت

00:10:26.679 --> 00:10:29.679
محمد بن اسماعیل بخاری را شنیدم

00:10:29.679 --> 00:10:33.679
می گوید بیش از هزار مرد پیدا کردم

00:10:33.679 --> 00:10:36.679
از مردم حجاز و عراق و شام و مصر

00:10:37.679 --> 00:10:39.679
من آنها را توپ پیدا کردم

00:10:39.679 --> 00:10:42.679
مردم شام، مصر و شبه جزیره دو بار

00:10:42.679 --> 00:10:45.679
و اهل بصره چهار مرتبه

00:10:45.679 --> 00:10:48.679
و در حجاز شش سال

00:10:48.679 --> 00:10:51.679
نمی توانم شمارش کنم که چند نفر وارد کوفه و بغداد شدند

00:10:51.679 --> 00:10:53.679
سپس گفت

00:10:53.679 --> 00:10:57.679
من ندیدم که هیچ کدام در این موارد با هم تفاوت داشته باشند

00:10:57.679 --> 00:11:00.679
دین حرف و عمل است

00:11:00.679 --> 00:11:03.710
و قرآن کلام خداست

00:11:03.710 --> 00:11:06.710
محمد بن ابی حات از الوراق

00:11:06.710 --> 00:11:10.710
شنیدم حشد بن اسماعیل و دیگری می گفتند

00:11:10.710 --> 00:11:13.710
اباعبدالله بخاری با ما می آمد

00:11:13.710 --> 00:11:16.710
به شیوخ بصره در حالی که پسر بود

00:11:16.710 --> 00:11:18.710
پس او نمی نویسد

00:11:18.710 --> 00:11:21.710
تا اینکه روزها گذشت

00:11:21.710 --> 00:11:23.710
ما به او می گفتیم

00:11:23.710 --> 00:11:26.710
تو با ما بیا و ننویس

00:11:26.710 --> 00:11:28.710
پس چیکار میکنی؟

00:11:28.710 --> 00:11:31.710
یک روز بعد از شانزده روز به ما گفت

00:11:31.710 --> 00:11:35.710
هم اصرار کردی و هم به من اصرار کردی

00:11:35.710 --> 00:11:38.710
بنابراین آنچه را که نوشتی به من نشان دادند

00:11:38.710 --> 00:11:41.710
پس آنچه داشتیم نزد او آوردیم

00:11:41.710 --> 00:11:44.710
همه را از جان خواند

00:11:44.710 --> 00:11:46.710
سپس گفت

00:11:46.710 --> 00:11:50.710
می بینی که من مخالفم و روزهایم را تلف می کنم

00:11:50.710 --> 00:11:53.710
بنابراین می دانستیم که هیچ کس از او پیشی نخواهد گرفت

00:11:53.710 --> 00:11:55.710
او گفت

00:11:55.710 --> 00:11:57.710
و شنیدم که می گفتند

00:11:57.710 --> 00:12:00.710
اهل علم بصران بودند

00:12:00.710 --> 00:12:03.710
وقتی جوان بود دنبالش می دویدند و می خواستند حرف بزند

00:12:03.710 --> 00:12:06.710
تا زمانی که او را شکست دهند

00:12:06.710 --> 00:12:09.710
و او را به نوعی می نشینند

00:12:09.710 --> 00:12:11.710
هزاران نفر دور او جمع می شوند

00:12:11.710 --> 00:12:13.710
بیشتر آنها در مورد آنها نوشته شده است

00:12:13.710 --> 00:12:17.710
او مرد جوانی بود که صورتش مو نداشت

00:12:17.710 --> 00:12:21.710
ابواحمد عبدالله بن عدی الحافظ گفت

00:12:21.710 --> 00:12:24.710
صحبت های چند شیخ را شنیدم

00:12:24.710 --> 00:12:28.710
محمد بن اسماعیل بخاری به بغداد آمد

00:12:28.710 --> 00:12:31.710
پس اهل حدیث در مورد آن شنیدند

00:12:31.710 --> 00:12:34.710
پس جمع کردند و صد حدیث تهیه کردند

00:12:34.710 --> 00:12:37.710
بنابراین متن و زنجیره انتقال آن را تغییر دادند

00:12:37.710 --> 00:12:40.710
متن این انتساب را برای همین ساخته اند

00:12:40.710 --> 00:12:43.710
نسبت دادن این متن به این

00:12:43.710 --> 00:12:46.710
به هر کدام ده حدیث دادند

00:12:46.710 --> 00:12:49.710
بگذارید آن را در شورا به البخاری ارائه دهند

00:12:49.710 --> 00:12:51.710
پس مردم جمع شدند

00:12:51.710 --> 00:12:53.710
شخصی تعیین شده بود

00:12:53.710 --> 00:12:56.710
از بخاری درباره حدیثی از اهل بیتش پرسید

00:12:56.710 --> 00:12:59.710
گفت من او را نمی شناسم

00:12:59.710 --> 00:13:01.710
از او درباره دیگری پرسید

00:13:01.710 --> 00:13:03.710
گفت من او را نمی شناسم

00:13:03.710 --> 00:13:06.840
و همینطور ادامه داد تا اینکه خانواده اش را تمام کرد

00:13:06.840 --> 00:13:09.840
فقها به یکدیگر روی آوردند

00:13:09.840 --> 00:13:12.840
می گویند مرد می فهمد

00:13:12.840 --> 00:13:17.840
هر که نداند بخاری ناتوان شد

00:13:17.840 --> 00:13:19.840
سپس دیگری تعیین شد

00:13:19.840 --> 00:13:21.840
بنابراین او مانند نفر اول انجام داد

00:13:21.840 --> 00:13:24.840
بخاری می گوید من او را نمی شناسم

00:13:24.840 --> 00:13:26.840
سپس سومی

00:13:26.840 --> 00:13:28.840
و تا ساعت ده

00:13:28.840 --> 00:13:31.840
او آنها را به آنچه من نمی دانم اضافه نمی کند

00:13:31.840 --> 00:13:34.840
وقتی فهمید که کارشان تمام شده است

00:13:34.840 --> 00:13:37.840
رو به اولی آنها کرد و گفت

00:13:37.840 --> 00:13:39.840
در مورد اولین سخنرانی شما اینگونه است

00:13:39.840 --> 00:13:41.840
دومی اینگونه است

00:13:41.840 --> 00:13:43.840
و سومی اینگونه است

00:13:43.840 --> 00:13:45.840
به ده

00:13:45.840 --> 00:13:47.840
هر متن را با زنجیره انتقال آن به صورت جداگانه تعیین کنید

00:13:47.840 --> 00:13:50.840
و با دیگران هم همین کار را کرد

00:13:50.840 --> 00:13:53.840
پس مردم او را ستایش کردند

00:13:53.840 --> 00:13:55.840
و محمد بن خمیر و او

00:13:55.840 --> 00:13:59.840
شنیدم که محمد بن اسماعیل بخاری می گفت

00:13:59.840 --> 00:14:02.840
صد هزار حدیث صحیح را حفظ کردم

00:14:02.840 --> 00:14:09.049
دویست هزار حدیث نادرست حفظ کردم

00:14:09.049 --> 00:14:12.690
از ستایش ائمه از او یاد کرد

00:14:12.690 --> 00:14:15.690
سلیم بن مجاهد گفت

00:14:15.690 --> 00:14:18.690
وارد خانه محمد بن سلام البیکندی شدم

00:14:18.690 --> 00:14:20.690
و او گفت

00:14:20.690 --> 00:14:21.690
اگه قبلا اومدی

00:14:21.690 --> 00:14:25.690
پسری را می دیدم که هفتاد هزار حدیث حفظ می کند

00:14:25.690 --> 00:14:26.690
او گفت

00:14:26.690 --> 00:14:29.690
پس من به دنبال او رفتم تا اینکه به او رسیدم

00:14:29.690 --> 00:14:30.690
پس به او گفتم

00:14:30.690 --> 00:14:32.690
شما همانی هستید که می گویید

00:14:32.690 --> 00:14:35.690
من هفتاد هزار حدیث حفظ هستم

00:14:35.690 --> 00:14:37.690
گفت بله و بیشتر

00:14:37.690 --> 00:14:41.690
من برای شما حدیثی از صحابه و تابعین نمی آورم

00:14:41.690 --> 00:14:47.690
مگر اینکه تو را از ولادت و مرگ و خانه اکثر آنها آگاه کنم

00:14:47.690 --> 00:14:49.690
یحیی بن جعفر گفت

00:14:49.690 --> 00:14:51.690
او بیکینی است

00:14:51.690 --> 00:14:57.690
من از سنم توانستم عمر محمد بن اسماعیل بخاری را افزایش دهم، بنابراین این کار را کردم.

00:14:57.690 --> 00:15:00.690
مرگ من مرگ یک مرد خواهد بود

00:15:00.690 --> 00:15:03.690
و مرگ او از دست دادن علم است

00:15:03.690 --> 00:15:06.690
از قتیبه در مورد طلاق مستی سؤال شد

00:15:06.690 --> 00:15:08.690
به سؤال کننده گفت

00:15:08.690 --> 00:15:10.690
این احمد بن حنبل است

00:15:10.690 --> 00:15:13.690
ابن المديني و ابن رهاويه

00:15:13.690 --> 00:15:15.690
خداوند آنها را به شما رسانده است

00:15:15.690 --> 00:15:19.690
او به محمد بن اسماعیل بخاری اشاره کرد

00:15:19.690 --> 00:15:22.690
نعیم بن حماد گفت

00:15:22.690 --> 00:15:25.690
محمد بن اسماعیل فقیه این امت

00:15:25.690 --> 00:15:27.750
الفربری گفت

00:15:27.750 --> 00:15:29.750
شنیدم بخاری می گفت

00:15:29.750 --> 00:15:32.750
من خودم را محدود به کسی نکردم

00:15:32.750 --> 00:15:35.850
جز علی بن مدینی

00:15:35.850 --> 00:15:37.850
احمد بن عبدالسلام گفت

00:15:37.850 --> 00:15:40.850
سخنان محمد بن اسماعیل بخاری را ذکر کردیم

00:15:40.850 --> 00:15:43.850
شاید علی بن مدینی

00:15:43.850 --> 00:15:47.850
یعنی او این را گفت

00:15:47.850 --> 00:15:55.850
علی بن مدینی گفت: این مرد را رها کن که محمد بن اسماعیل هرگز مانند خود ندیده است.

00:15:55.850 --> 00:16:03.850
عمر بن علی الفلاس گفت: حدیثی که محمد بن اسماعیل آن را نمی داند، حدیث نیست.

00:16:03.850 --> 00:16:12.850
علی بن حجر می گوید: خراسان سه نفر را به دنیا آورد: ابوزرعه و محمد بن اسماعیل بخاری.

00:16:13.850 --> 00:16:22.909
و عبدالله بن عبدالرحمن الدریمی و محمد بن اسماعیل با من بصیرترین و داناترین و داناترین آنها هستند.

00:16:22.909 --> 00:16:31.940
عبدالله بن احمد بن حنبل می گوید: از پدرم شنیدم که می گفت: خراسان چیزی مانند محمد بن اسماعیل نیاورده است.

00:16:31.940 --> 00:16:39.940
محمود بن النظر شافعی می گوید: وارد بصره و شام و حجاز و کوفه شدم.

00:16:39.940 --> 00:16:47.940
علمای آن را دیدم هر گاه از محمد بن اسماعیل یاد می شد، او را بر خود ترجیح می دادند

00:16:47.940 --> 00:16:56.940
محمد بن بشار حافظ جهان گفت: ابوزرعه در الری و الدرامی در سمرقان چهار نفر هستند.

00:16:56.940 --> 00:17:02.940
محمد بن اسماعیل در بخارا و مسلم بن یسابور

00:17:02.940 --> 00:17:12.039
عبدالله بن احمد بن حنبل گفت: از پدرم شنيدم كه حافظ با چهار نفر از خراسان تمام شد.

00:17:12.039 --> 00:17:20.039
ابوزرعه رازی، محمد بن اسماعیل بخاری و عبدالله بن عبدالرحمن السمرقندی

00:17:20.039 --> 00:17:29.039
و الحسن بن شجاع البلخی. ابن اشعث گفت: این را به محمد بن عقیل بلخی گفتم.

00:17:29.039 --> 00:17:38.039
او ذكر ابن شجاع را تعارف كرد، پس به او گفتم كه چون معروف نبود، گفت از عمرش لذت نمي برم.

00:17:38.039 --> 00:17:47.039
عبدالله بن عبدالرحمن الدریمی محمد گفت: یعنی بخاری، ماهرترین مخلوق خدا.

00:17:47.039 --> 00:17:54.039
او آنچه را که در کتابش و بر زبان پیامبرش امر و نهی کرده بود، از خدا فهمید

00:17:54.039 --> 00:18:05.039
محمد اگر قرآن بخواند قلب و بینایی و شنوایی خود را درگیر می کند و به امثال آن می اندیشد و حلال و حرام را می داند.

00:18:05.039 --> 00:18:12.200
قتیبه گفت: اگر محمد بن اسماعیل از صحابه بود، نشانه ای بود.

00:18:12.200 --> 00:18:20.200
از قتیبه درباره محمد بن اسماعیل بخاری سؤال شد، پس سر خود را پایین انداخت و به آسمان بلند کرد.

00:18:21.200 --> 00:18:28.200
در حدیث نگریستم و نظر کردم و با فقها و زاهدان و عابدان نشستم.

00:18:28.200 --> 00:18:33.200
از زمانی که دانا شدم چیزی شبیه محمد بن اسماعیل ندیدم

00:18:33.200 --> 00:18:41.200
ابن خزیمه گفت: در زیر آسمان چیزی ندیدم که به حدیث رسول خدا صلی الله علیه و آله داناتر باشد.

00:18:41.200 --> 00:18:45.200
و من آن را از محمد بن اسماعیل حفظ کردم

00:18:45.200 --> 00:18:53.200
محمد بن یعقوب الحافظ گفت: از پدرم شنیدم که می گفت: مسلم بن حجاج را دیدم.

00:18:53.200 --> 00:18:59.259
صاحب صحيح در دست بخاري است و سؤال پسر را از او مي پرسد

00:18:59.259 --> 00:19:06.259
ابوحامد احمد بن حمدون القصار گفت: مسلم بن حجاج نزد بخاری آمد.

00:19:06.259 --> 00:19:13.259
بین چشمانش را بوسید و گفت: استاد اساتید، بگذار پاهایت را ببوسم.

00:19:13.259 --> 00:19:17.259
استاد اهل حدیث و دکترای حدیث

00:19:17.259 --> 00:19:22.549
ترمذی گفت: آن را در عراق و خراسان ندیدم

00:19:22.549 --> 00:19:29.549
در دلائل و تاریخ و علم سند از محمد بن اسماعیل داناتر است.

00:19:29.549 --> 00:19:37.730
عبادت و فضیلت و تقوا و نیکی او را ذکر کرد

00:19:39.400 --> 00:19:47.460
مصابه بن سعید می گوید: محمد بن اسماعیل در ماه رمضان در روز مهر خود را کامل می کرد

00:19:47.460 --> 00:19:52.460
بعد از تراویح هر سه شب آن را کامل می کند

00:19:52.460 --> 00:19:58.460
بکر بن منیر گفت: از اباعبدالله بخاری شنیدم که می گفت:

00:19:58.460 --> 00:20:03.559
امیدوارم خدا را ملاقات کنم و اگر از کسی غیبت کردم از من بازخواست نکنم

00:20:03.559 --> 00:20:09.559
گفتم راست می گوید خدا رحمتش کند و هر که به حرفش در زخم و اصلاح نگاه کرد.

00:20:09.559 --> 00:20:15.559
او می دانست که در صحبت کردن با مردم خوب است، حتی اگر در مورد کسانی که او را ضعیف می کنند، منصف باشد

00:20:15.559 --> 00:20:24.559
در بیشتر مواردی که منکران حدیث می گویند، در مورد آن سکوت می کنند و غیره

00:20:24.559 --> 00:20:29.589
به ندرت پیش می آید که کسی بگوید دروغگو است یا حدیث جعل کند

00:20:29.589 --> 00:20:37.589
حتی گفت: «اگر فلانی گفته به گفتارش نگاه کرده، متهم ضعیفی است».

00:20:37.589 --> 00:20:43.589
این سخن اوست که می گوید: اگر از کسی غیبت کنم، خداوند مرا بازخواست نمی کند

00:20:43.589 --> 00:20:50.819
محمد بن ابی حات از الوراق گفت: به خدا سوگند این نهایت تقوا است.

00:20:50.819 --> 00:20:57.819
اباعبدالله به معنای بخاری در سحر سیزده رکعت نماز می خواند.

00:20:57.819 --> 00:21:05.819
او در هر کاری که کرد مرا بیدار نکرد، پس گفتم: «می‌بینم تو خودت را حمل می‌کنی و مرا بیدار نکردی».

00:21:05.819 --> 00:21:11.819
یعنی چرا بیدارم نکردی تا با آوردن آب وضو و اینجوری در خدمتت باشم؟

00:21:11.819 --> 00:21:17.819
گفت: تو جوانی و نمی خواهم خوابت را خراب کنم

00:21:17.819 --> 00:21:26.980
گفت: یک روز خیلی حرف زدم، ملاهایم ترسیدند و گفتند مواظب خودت باش.

00:21:26.980 --> 00:21:32.980
اهالی شهربازی در شهربازی خود هستند و اهالی صنایع در صنایع خود

00:21:32.980 --> 00:21:39.980
و در حالی که با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و اصحاب او هستید، تجارت آنها را انجام دهید.

00:21:39.980 --> 00:21:48.099
محمد بن ابی حاتم گفت: محمد بن اسماعیل بخاری را به باغ چند تن از یارانش دعوت کردند.

00:21:48.099 --> 00:21:57.099
هنگامی که مردم را در نماز ظهر امامت کرد، برخاست و داوطلب شد و چون نمازش تمام شد، دم پیراهنش را بالا آورد.

00:21:57.099 --> 00:22:03.099
او به برخی از کسانی که با او بودند گفت: ببینید آیا چیزی زیر پیراهن من می بینید؟

00:22:03.099 --> 00:22:10.099
سپس زنبوری او را نیش زد، یعنی بدنش ورم کرد

00:22:10.099 --> 00:22:16.200
عده‌ای از مردم به او گفتند: چگونه در اول وقت سعادت من نماز را ترک نکردی؟

00:22:16.200 --> 00:22:22.230
گفت: داشتم سوره ای می خواندم و می خواستم آن را کامل کنم

00:22:22.230 --> 00:22:28.230
عبدالله بن سعید می گوید: از علمای بصره شنیدم که می گفتند:

00:22:28.230 --> 00:22:33.329
او در دنیا در علم و درستی مانند محمد بن اسماعیل است

00:22:33.329 --> 00:22:38.329
محمد بن ابی حاتم می گوید: از بخاری شنیدم که می گفت:

00:22:38.329 --> 00:22:43.490
از اون موقع تا حالا تره نخوردم

00:22:43.490 --> 00:22:50.490
او گفت: از آزار رساندن به کسانی که با من هستند متنفرم. گفتم: در مورد پیاز خام هم همینطور.

00:22:50.490 --> 00:22:52.519
گفت بله

00:22:52.519 --> 00:22:55.519
محمد بن العباس الفربری گفت

00:22:55.519 --> 00:23:02.519
من با بخاری در مسجد نشسته بودم و از ریش او خاکی مانند ذرت برداشتم.

00:23:02.519 --> 00:23:09.519
پس خواستم آن را در مسجد بیندازم، فرمود بیرون از مسجد بینداز

00:23:09.519 --> 00:23:17.539
از سخاوت، بردباری، منش و... یاد کرد

00:23:17.539 --> 00:23:26.049
محمد بن ابی حاتم گفت زمینی داشت که هر سال به هفتصد درهم اجاره می داد.

00:23:26.049 --> 00:23:34.049
آن مکتاری ممکن بود یکی دو خیار از آن را نزد اباعبدالله برده باشد

00:23:34.049 --> 00:23:38.049
زیرا اباعبدالله خیار رسیده را تحسین می کرد

00:23:38.049 --> 00:23:46.049
هر سال صد درهم به آن مرد می داد که گاهی برایش خیار می برد

00:23:46.049 --> 00:23:49.210
گفت: فربر بودیم.

00:23:49.210 --> 00:23:54.210
اباعبدالله در کنار بخارا رباط می ساخت

00:23:54.210 --> 00:24:00.210
افراد زیادی برای کمک به او در این زمینه جمع شدند و او اطلاعات اصلی را منتقل کرد

00:24:00.210 --> 00:24:05.210
به او می گفتم اباعبدالله بس است

00:24:05.210 --> 00:24:09.210
می گوید: این همان چیزی است که به نفع ماست

00:24:09.210 --> 00:24:12.210
سپس با خود شروع به حمل و نقل چشمه ها کرد

00:24:12.210 --> 00:24:19.210
و چشمه ها به معنای چشمه ها ظرف هایی است که خاک و بقایای کندن و ساخت و ساز در آنها جمع می شود.

00:24:19.210 --> 00:24:22.460
یک گاو برای آنها ذبح شد

00:24:22.460 --> 00:24:28.460
وقتی دیگ ها به بلوغ رسیدند، مردم را به خوردن دعوت کرد

00:24:28.460 --> 00:24:33.460
با آن نان بیرون آورده بودیم و در دستشان گذاشته بودیم

00:24:33.460 --> 00:24:38.460
همه حاضران غذا خوردند و نان های خوبی باقی مانده بود

00:24:38.460 --> 00:24:44.660
گفت ممکن است اباعبدالله روز را داشته باشد

00:24:44.660 --> 00:24:47.660
یک چیپس در آن نخورید

00:24:47.660 --> 00:24:51.660
گاهی دو سه بادام می خورد

00:24:51.660 --> 00:24:55.660
او گفت که صدقه زیادی داده است

00:24:55.660 --> 00:24:59.660
حاجتمند اهل حدیث را با دست می گیرد

00:24:59.660 --> 00:25:02.660
بین بیست تا سی به او می دهد

00:25:02.660 --> 00:25:07.660
کمتر و بیشتر بدون اینکه کسی متوجه شود

00:25:07.660 --> 00:25:10.660
و کیفش هرگز او را رها نکرد

00:25:10.660 --> 00:25:13.940
چندین بار دیدم که به مردی غذا می دهد

00:25:13.940 --> 00:25:16.940
بسته ای حاوی سیصد درهم

00:25:16.940 --> 00:25:21.940
این به این دلیل است که آن مرد شماره آنچه را که بعد از آن بود به من گفت

00:25:21.940 --> 00:25:23.940
پس خواست برایش دعا کند

00:25:23.940 --> 00:25:27.940
اباعبدالله به او گفت: نرم باش.

00:25:27.940 --> 00:25:33.039
به حدیث دیگری مشغول شد تا کسی از آن خبر نداشته باشد

00:25:33.039 --> 00:25:36.039
الحسن بن الحسین البزاز گفت

00:25:36.039 --> 00:25:39.039
محمد بن اسماعیل را دیدم

00:25:39.039 --> 00:25:41.039
یک پیرمرد لاغر اندام

00:25:41.039 --> 00:25:46.089
نه طولانی و نه کوتاه

00:25:46.089 --> 00:25:48.730
وی به مرگ خود اشاره کرد

00:25:48.730 --> 00:25:52.730
عبدالقدوس بن عبدالجبار السمرقندی گفت

00:25:52.730 --> 00:25:55.730
محمد بن اسماعیل به خارتنک آمد

00:25:55.730 --> 00:25:59.730
روستایی است در فراس خین نزدیک سمرقند

00:25:59.730 --> 00:26:02.730
به او نزدیک تر بود

00:26:02.730 --> 00:26:04.730
پس نزد آنها ماند

00:26:04.730 --> 00:26:08.730
شبی شنیدم که بعد از تمام شدن نماز شب دعا می کرد

00:26:08.730 --> 00:26:13.730
خدایا زمین آنچه را که پذیرا بود تنگ کرد

00:26:13.730 --> 00:26:15.730
پس منو ببر پیش خودت

00:26:15.730 --> 00:26:18.730
یک ماه گذشت تا مرد

00:26:18.730 --> 00:26:20.730
و قبر او در قبر شماست

00:26:20.730 --> 00:26:26.730
دلیل آن این بود که او گرفتار دشمنی برخی از مردم زمان خود با او شد

00:26:26.730 --> 00:26:30.730
علاوه بر او، محمد بن یحیی الذهلی و برخی از شاگردانش

00:26:30.730 --> 00:26:34.730
سپس خالد بن احمد امیر بخارا جانشین او شد

00:26:34.730 --> 00:26:37.730
تست کردیم تا بخار بیرون بیاد

00:26:37.730 --> 00:26:40.730
پس پریشان به خارتنک رفت

00:26:40.730 --> 00:26:42.730
در حومه سمرقند

00:26:42.730 --> 00:26:44.730
او همانجا درگذشت

00:26:44.730 --> 00:26:47.789
الحسن بن الحسین البزاز گفت

00:26:47.789 --> 00:26:50.789
بخاری شنبه شب درگذشت

00:26:50.789 --> 00:26:52.789
شب فطر

00:26:52.789 --> 00:26:55.789
سال 56 و 100

00:26:55.789 --> 00:26:58.789
او بین 62 تا 60 سال زندگی کرد

00:26:58.789 --> 00:27:00.789
فقط 13 روز

00:27:01.789 --> 00:27:06.049
صاحبان کتاب شنبه رانندگی می کنند

00:27:20.329 --> 00:27:29.329
بنابراین شگوت چرخید، سپس تبدیل به لبخند شد

00:27:29.329 --> 00:27:35.329
خیالت راحت شد و بعد بدبخت شدی

00:27:35.329 --> 00:27:41.329
گاهی به سنت احمد افتخار می کرد

00:27:41.329 --> 00:27:47.329
ما به راحتی با هم کنار می آییم

00:27:47.329 --> 00:27:53.619
بخوانید: من برای شما فداکاری کرده ام و ای کاش می توانستم

00:27:53.619 --> 00:27:59.619
یا تمام صدایت را مناره خواندم

00:27:59.619 --> 00:28:05.619
رگهایم را به حدیث و اهل آن پیوند دادم

00:28:05.619 --> 00:28:11.619
پس فنجانت را باز کن و به من آب بده تا بنوشم

00:28:11.619 --> 00:28:17.619
گفته شده است که گفت: و ما پناه می بریم به تصادف.

00:28:17.619 --> 00:28:23.619
و مجموعه های کلام و فصاحت و بلاغت

00:28:23.619 --> 00:28:29.619
گفتار او «سلام الله علیه» مایه هیبت است

00:28:29.619 --> 00:28:35.619
و بالاتر از السلطنه بگویم

00:28:35.619 --> 00:28:41.619
و روی آن نوری به آرامی در حال حرکت است

00:28:41.619 --> 00:28:46.619
پس در روح من جاری می شود و یک مکان می ماند
