WEBVTT

00:00:00.430 --> 00:00:03.430
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:03.430 --> 00:00:08.429
بهترین نمونه ها و موضع گیری های قرن ها

00:00:08.429 --> 00:00:13.429
اگر پیغمبر می‌خواست یا می‌گفت، از پیامبر پیروی می‌کرد

00:00:13.429 --> 00:00:15.429
انجمن مواضع

00:00:15.429 --> 00:00:17.429
پیشبرد

00:00:17.429 --> 00:00:21.500
تصاویری از زندگی فالوورها

00:00:21.500 --> 00:00:25.910
نوشته دکتر عبدالرحمن رأفت الباشا

00:00:25.910 --> 00:00:27.910
خدا رحمتش کند

00:00:27.910 --> 00:00:31.160
نگوس

00:00:31.160 --> 00:00:33.159
عشمة بن ابجر

00:00:33.159 --> 00:00:35.159
خدا رحمتش کند

00:00:43.929 --> 00:00:47.929
ما این را یاد گرفتیم، اگر فالوور را ذکر کردید، من را دنبال کنید

00:00:47.929 --> 00:00:50.929
صحابی اگر اصحاب را بشمارد

00:00:50.929 --> 00:00:53.929
با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم تماس بگیرید

00:00:53.929 --> 00:00:56.929
پیامبر صلی الله علیه و آله با او مکاتبه کردند

00:00:56.929 --> 00:00:59.929
وقتی به رفیق ارشد پیوست

00:00:59.929 --> 00:01:02.929
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:01:02.929 --> 00:01:04.930
دعای غیبت

00:01:04.930 --> 00:01:07.930
هر چند برای غایبی جز او دعا نکرد

00:01:07.930 --> 00:01:10.930
او عشامة بن ابجر است

00:01:10.930 --> 00:01:12.930
معروف به نگوس

00:01:12.930 --> 00:01:16.930
این لحظات پر برکت را سپری کنیم

00:01:16.930 --> 00:01:20.930
با این پرچم بی نظیر مسلمین

00:01:20.930 --> 00:01:25.620
پدر آسهما از پادشاهان حبشه بود

00:01:25.620 --> 00:01:28.620
او جز او پسری نداشت

00:01:28.620 --> 00:01:31.620
برخی از سران حبشه به یکدیگر گفتند

00:01:31.620 --> 00:01:35.620
پادشاه ما پسری جز این پسر ندارد

00:01:35.620 --> 00:01:39.620
این کار تا زمانی که زنده است بازوی او را قطع می کند

00:01:39.620 --> 00:01:42.620
اگر بمیرد پادشاهی او نابود می شود

00:01:42.620 --> 00:01:45.620
ما را به عواقب نامطلوبی سوق می دهد

00:01:45.620 --> 00:01:49.620
اگر او را بکشیم و برادرش را پادشاه کنیم بهتر است

00:01:49.620 --> 00:01:53.620
او 12 فرزند دارد که از او در زندگی حمایت می کنند

00:01:53.620 --> 00:01:56.620
پس از مرگ او را نفرین می کنند

00:01:56.620 --> 00:01:59.689
و هنوز هم اشتیاق را با آنها زمزمه می کند

00:01:59.689 --> 00:02:02.689
او شکوه خود را در ذهن آنها پخش می کند

00:02:02.689 --> 00:02:06.689
تا اینکه پادشاه خود را کشتند و پس از او با برادرش بیعت کردند

00:02:06.689 --> 00:02:11.219
آشامه توسط عمویش بزرگ شد

00:02:11.219 --> 00:02:15.219
و جوانه های او از هوش درخشان شروع به شکوفایی کردند

00:02:15.219 --> 00:02:18.219
یک بسته زیبا و یک بیانیه درخشان

00:02:18.219 --> 00:02:21.219
و یک شخصیت منحصر به فرد

00:02:21.219 --> 00:02:24.219
تا اینکه فواد دل عمویش را از تحسین او پر کرد

00:02:24.219 --> 00:02:28.219
در ستایش شایستگی و ترجیح او بر فرزندانش

00:02:28.219 --> 00:02:32.219
سپس شیطان دوباره با اربابان اتیوپیایی زمزمه کرد

00:02:32.219 --> 00:02:35.219
به هم گفتند

00:02:35.219 --> 00:02:39.219
به خدا قسم می ترسیم که شاه به این جوان منتهی شود

00:02:39.219 --> 00:02:42.219
و اگر این اتفاق برای او افتاد

00:02:42.219 --> 00:02:45.219
تا انتقام بدی از ما بگیرند

00:02:45.219 --> 00:02:49.219
بگذار همه ما را به خاطر کشتن پدرش بکشد

00:02:49.219 --> 00:02:52.419
سپس نزد شاه رفتند و گفتند

00:02:52.419 --> 00:02:55.419
ای شاه جان ما شاد نیست

00:02:55.419 --> 00:02:58.419
و دل ما آرام می گیرد

00:02:58.419 --> 00:03:01.419
مگر اینکه آشاما را بکشی

00:03:01.419 --> 00:03:04.419
یا او را از میان ما بیرون آوردی

00:03:04.419 --> 00:03:07.419
اینجا او یک مرد جوان است

00:03:07.419 --> 00:03:10.419
می ترسیم که او به خاطر کشتن پدرش از ما انتقام بگیرد

00:03:10.419 --> 00:03:13.419
پادشاه به آنها گفت

00:03:13.419 --> 00:03:16.419
چه مردم بدبختی هستید

00:03:16.419 --> 00:03:19.419
دیروز پدرش را کشتی

00:03:20.419 --> 00:03:23.419
قسم می خورم که ندارم

00:03:23.419 --> 00:03:26.419
گفتند: پس می گیریم.

00:03:26.419 --> 00:03:29.419
و او را از کشورمان بیرون می کنیم

00:03:29.419 --> 00:03:32.740
علیرغم عدم تمایل و ناتوانی خود به آنها تسلیم شد

00:03:32.740 --> 00:03:35.740
فقط یک روز و نیم از تبعید اسهمه گذشته بود

00:03:35.740 --> 00:03:38.740
تا اینکه اتفاقی غیرمنتظره افتاد

00:03:38.740 --> 00:03:41.740
افق با ابرهای تیره پوشیده شده بود

00:03:41.740 --> 00:03:44.740
آسمان پر شد از رعد و برق

00:03:44.740 --> 00:03:47.740
سپس یکی از آنها افتاد

00:03:47.740 --> 00:03:50.740
سپس یکی از آنها بر روی عمویش افتاد که از دست دادن او غمگین بود

00:03:50.740 --> 00:03:53.740
من او را کشتم

00:03:53.740 --> 00:03:56.740
پس اتیوپیایی ها نزد فرزندان پادشاه رفتند

00:03:56.740 --> 00:03:59.740
پادشاهی را به یکی از آنها سپرد

00:03:59.740 --> 00:04:02.740
هیچ خیری در آنها نیافتند

00:04:02.740 --> 00:04:05.740
پریشانی برایشان شدید شد

00:04:05.740 --> 00:04:08.740
این موضوع در چهره آنها پریشان شد

00:04:08.740 --> 00:04:11.740
پریشانی و پریشانی آنها را بیشتر کرده است

00:04:11.740 --> 00:04:14.740
برخی از مردمان همسایه حبشه

00:04:15.740 --> 00:04:18.740
به هم گفتند

00:04:18.740 --> 00:04:21.740
به خدا سوگند او کار شما را ارزیابی نمی کند

00:04:21.740 --> 00:04:24.740
و هیچ کس از پادشاهی شما محافظت نخواهد کرد

00:04:24.740 --> 00:04:27.740
غیر از اون پسری که دیروز دور انداختی

00:04:27.740 --> 00:04:30.740
اگر در امر حبشه حاجتی دارید

00:04:30.740 --> 00:04:33.740
پس او را گرفتند و باز آوردند

00:04:33.740 --> 00:04:36.800
سپس در جستجوی او بیرون رفتند

00:04:36.800 --> 00:04:39.800
او را به وطن بازگرداندند

00:04:39.800 --> 00:04:42.800
بر سرش تاج گذاشتند

00:04:42.800 --> 00:04:45.800
او را در نگوس گذاشتند

00:04:45.800 --> 00:04:48.800
او کشور را با مهارت و درایت اداره کرد

00:04:48.800 --> 00:04:51.800
او مردم را از آشفتگی و هرج و مرج رها کرد

00:04:51.800 --> 00:04:54.800
حبشه را پر از عدل و نیکی کرد

00:04:54.800 --> 00:04:59.560
پس از پر شدن از ظلم و بدی

00:04:59.560 --> 00:05:02.560
نگوس به سختی در تاج و تخت سلطنتی خود مستقر شده بود

00:05:02.560 --> 00:05:05.560
تا اینکه خداوند پیامبرش محمد را فرستاد

00:05:05.560 --> 00:05:08.560
درود خدا بر او باد

00:05:08.560 --> 00:05:11.560
من دنبال راهنمایی و حقیقت هستم

00:05:11.560 --> 00:05:14.560
پیش از مهدویت به اسلام

00:05:14.560 --> 00:05:17.560
آنها یکی یکی به او پاسخ می دهند

00:05:17.560 --> 00:05:20.620
قریش به آنها حمله کردند و به آنها آسیب رساندند

00:05:20.620 --> 00:05:23.750
و آسیبی به آنها می رسد

00:05:23.750 --> 00:05:26.750
هنگامی که مکه با وجود وسعت بر آنها تنگ شد

00:05:26.750 --> 00:05:29.750
و مشرکان به آنها آسیب رساندند

00:05:29.750 --> 00:05:32.750
آنچه کر و استوار را می لرزاند

00:05:32.750 --> 00:05:35.750
رسول خدا صلی الله علیه و آله به آنها فرمود

00:05:35.750 --> 00:05:38.750
در سرزمین حبشه پادشاهی هست

00:05:38.750 --> 00:05:41.750
هیچ کس از او ظلم نمی کند

00:05:41.750 --> 00:05:44.750
پس به کشور او پیوستند و به حماه پناه بردند

00:05:44.750 --> 00:05:47.750
تا اینکه خداوند تو را از کارها راحت کند

00:05:47.750 --> 00:05:50.750
او راهی برای رهایی از ناراحتی برای شما آماده خواهد کرد

00:05:50.750 --> 00:05:53.850
اولین مهاجران رفتند

00:05:53.850 --> 00:05:56.850
به سرزمین حبشه

00:05:56.850 --> 00:05:59.850
آنها هشتاد مرد و زن بودند

00:05:59.850 --> 00:06:02.850
طعم امنیت را برای اولین بار چشیدند

00:06:02.850 --> 00:06:05.850
و ثبات

00:06:06.850 --> 00:06:09.850
بدون اینکه آرامش عبادتشان بر هم بخورد

00:06:09.850 --> 00:06:12.850
ابری یا کمی شیرین

00:06:12.850 --> 00:06:16.040
ایمانشان آشفته است

00:06:16.040 --> 00:06:19.040
اما قریش به سختی از رفتن او خبر داشتند

00:06:19.040 --> 00:06:22.040
این گروه از هشتاد مسلمان

00:06:22.040 --> 00:06:25.040
به سرزمین حبشه

00:06:25.040 --> 00:06:28.040
و ثبات آنها در آنجا

00:06:28.040 --> 00:06:31.040
تا اینکه با آنها توطئه کرد تا آنها را از بین ببرد

00:06:31.040 --> 00:06:34.040
یا آنها را به مکه برگردانید

00:06:34.040 --> 00:06:37.040
یکی از باهوش ترین و باهوش ترین مردانش

00:06:37.040 --> 00:06:40.040
آنها عمر بن العاص هستند

00:06:40.040 --> 00:06:43.040
و عبدالله بن ابی ربیعه

00:06:43.040 --> 00:06:46.040
با آنها هدایای فراوانی برای نگوس فرستادم

00:06:46.040 --> 00:06:49.040
و پنگوئنش

00:06:49.040 --> 00:06:52.199
از آنچه از سرزمین حجاز استخراج می کردند

00:06:52.199 --> 00:06:55.199
وقتی به حبشه آمد

00:06:55.199 --> 00:06:58.199
او ابتکار عمل را در دست گرفت تا پدرسالاران را قبل از ملاقات با نگوس ملاقات کند

00:06:58.199 --> 00:07:01.199
و به هر پنگوئن پرداخت

00:07:02.199 --> 00:07:05.199
او به سرزمین شما آمده است

00:07:05.199 --> 00:07:08.199
دوتا از پسرای احمق ما

00:07:08.199 --> 00:07:11.199
از دین پدران و اجداد خود روی گردانیدند

00:07:11.199 --> 00:07:14.199
و حرف مردم خود را پاره کردند

00:07:14.199 --> 00:07:17.199
اگر در مورد موضوع آنها با شاه صحبت کنیم

00:07:17.199 --> 00:07:20.199
پس به او توصیه کن که آنها را به ما بسپارد

00:07:20.199 --> 00:07:23.199
بدون اینکه از آنها در مورد دینشان بپرسیم

00:07:23.199 --> 00:07:26.199
بزرگان قوم آنها را دیدند

00:07:26.199 --> 00:07:31.089
و من می دانم که آنها چه چیزی را محکوم می کنند

00:07:31.089 --> 00:07:34.089
ابن ابی ربیعه بر ضد نگوس قیام کرد

00:07:34.089 --> 00:07:37.089
همان گونه که قومش برای او سجده می کردند، برای او سجده کردند

00:07:37.089 --> 00:07:40.089
نگوس از آنها صمیمانه ترین استقبال را کرد

00:07:40.089 --> 00:07:43.089
آنچه بین او و عمر بن العاصم گذشت

00:07:43.089 --> 00:07:46.180
یک دوست سابق

00:07:46.180 --> 00:07:49.180
سپس هدایایی به او تقدیم کرد

00:07:49.180 --> 00:07:52.180
درود بر بزرگان مکه

00:07:52.180 --> 00:07:55.180
در رأس آنها ابوسفیان، رهبر قریش بود

00:07:55.180 --> 00:07:58.180
او هدایای آنها را تحسین کرد و تحسین کرد

00:07:58.180 --> 00:08:01.180
سپس با او صحبت کردند و گفتند

00:08:01.180 --> 00:08:04.180
ای پادشاه به من پناه آورده است

00:08:04.180 --> 00:08:07.180
پادشاهی تو گروهی از بدترین بندگان ماست

00:08:07.180 --> 00:08:10.180
از دین ما خارج شدند و وارد نشدند

00:08:10.180 --> 00:08:13.180
در دین شما و با دین آمدند

00:08:13.180 --> 00:08:16.180
ما او را نمی شناسیم و شما او را نمی شناسید

00:08:16.180 --> 00:08:19.180
ما بزرگان مردم خود را فرستاده ایم

00:08:19.180 --> 00:08:22.180
آنها از شما می خواهند که آنها را به آنها برگردانید

00:08:22.180 --> 00:08:25.180
آنها به دینی که ساخته اند داناترند

00:08:26.180 --> 00:08:29.180
نگوس به پنگوئن خود نگاه کرد

00:08:29.180 --> 00:08:32.179
گفتند: راستی ای شاه.

00:08:32.179 --> 00:08:35.179
ما به دین آنها بسنده نکردیم

00:08:35.179 --> 00:08:38.179
آنچه را که اختراع کردند، با اینکه مردمشان

00:08:38.179 --> 00:08:41.179
آنها نسبت به ما داناترند و به آنچه اختراع کرده اند داناترند

00:08:41.179 --> 00:08:44.250
نگوس گفت: نه، به خدا سوگند.

00:08:44.250 --> 00:08:47.250
تا زمانی که صدایشان را نشنوم آنها را به کسی تحویل نمی دهم

00:08:47.250 --> 00:08:50.250
حرف آنها و من بر اعتقاد آنها می ایستم

00:08:50.250 --> 00:08:53.250
اگر شرور بودند آنها را اسلام می آوردم

00:08:53.250 --> 00:08:56.250
برای مردمشان حتی اگر خوب باشند

00:08:56.250 --> 00:08:59.250
من از آنها محافظت کردم و با آنها خوب رفتار کردم

00:08:59.250 --> 00:09:02.279
تا زمانی که آنها در کشور من هستند

00:09:02.279 --> 00:09:05.279
سپس جواب می دهم و می گوید: به خدا سوگند.

00:09:05.279 --> 00:09:08.279
من هرگز لطف خدا را بر او فراموش نمی کنم

00:09:08.279 --> 00:09:11.279
مرا به سرزمینم برگرداند

00:09:11.279 --> 00:09:14.279
و مرا از مکر کسانی که علیه من توطئه می کنند حفظ کن

00:09:14.279 --> 00:09:19.460
او از من در برابر کسانی که به من ستم کردند محافظت کرد

00:09:19.460 --> 00:09:22.460
نگوس اصحاب را به جلسه دعوت کرد

00:09:22.460 --> 00:09:25.460
آنها از این ترسیدند

00:09:25.460 --> 00:09:28.490
به هم گفتند

00:09:28.490 --> 00:09:31.490
اگر از شما درباره دینتان بپرسد به او چه می گویید؟

00:09:31.490 --> 00:09:34.490
پیشینیان گفتند

00:09:34.490 --> 00:09:37.490
ما همان را می گوییم که خداوند متعال فرموده است

00:09:37.490 --> 00:09:40.490
ما در کتاب او آنچه را که برای ما آورده است اعلام می کنیم

00:09:40.490 --> 00:09:43.490
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:09:43.490 --> 00:09:46.490
از سوی پروردگارش، سپس به سوی او رفتند

00:09:46.490 --> 00:09:49.490
عمر بن العاص را نزد او یافتند

00:09:49.490 --> 00:09:52.490
و پنگوئن هایش را نشسته جمع کردند

00:09:52.490 --> 00:09:55.490
سمت راست و چپ او

00:09:55.490 --> 00:09:58.490
کلاه خود را درآوردند

00:09:58.490 --> 00:10:01.490
و کتابهای خود را در دستان خود منتشر کردند

00:10:01.490 --> 00:10:04.490
با سلام شرعی به او سلام کردند

00:10:04.490 --> 00:10:07.580
آنجا نشستند که شورا آنها را رها کرد

00:10:07.580 --> 00:10:10.580
عمر بن العاص رو به آنها کرد

00:10:10.580 --> 00:10:13.580
گفت: چرا برای پادشاه سجده نمی کنی؟

00:10:13.580 --> 00:10:16.740
گفتند ما سجده نمی کنیم

00:10:16.740 --> 00:10:19.740
نگوس سرش را تکان داد

00:10:19.740 --> 00:10:22.740
آنها از آنچه گفتند خوششان آمد

00:10:22.740 --> 00:10:25.740
به آرامی به آنها نگاه کرد و گفت

00:10:25.740 --> 00:10:28.740
این چه چیزی است که برای خود اختراع کرده اید؟

00:10:28.740 --> 00:10:31.740
از یک دین و به خاطر آن رفتی

00:10:31.740 --> 00:10:34.740
دین قوم توست و تو در دین من وارد نشده ای

00:10:34.740 --> 00:10:37.740
پس جعفر بن ابی طالب از او اجازه گرفت

00:10:37.740 --> 00:10:40.740
گفت ای شاه

00:10:40.740 --> 00:10:43.740
ما برای خود دین درست نکردیم

00:10:44.740 --> 00:10:47.740
ما اهل جاهلیت بودیم

00:10:47.740 --> 00:10:50.740
ما بت ها را می پرستیم و پیوندهای خانوادگی را قطع می کنیم

00:10:50.740 --> 00:10:53.740
ما حیوانات مرده را می خوریم و کارهای غیر اخلاقی انجام می دهیم

00:10:53.740 --> 00:10:56.740
ما همسایه های بدی هستیم

00:10:56.740 --> 00:10:59.740
قوی در میان ما بر ضعیفان ستم می کند

00:10:59.740 --> 00:11:02.740
ما همانگونه که هستیم باقی مانده ایم

00:11:02.740 --> 00:11:05.809
تا اینکه خداوند رسولی از میان ما به سوی ما فرستاد

00:11:05.809 --> 00:11:08.809
ما نسب او را می شناسیم و به صداقت او اعتماد داریم

00:11:08.809 --> 00:11:11.809
ما هم همین را می دانیم

00:11:11.809 --> 00:11:14.809
ما اصل و نسب او را می شناسیم و به صداقت او اعتماد داریم

00:11:14.809 --> 00:11:17.809
صداقت و پاکدامنی او

00:11:17.809 --> 00:11:20.809
پس ما را به سوی خدا خواند و امر کرد

00:11:20.809 --> 00:11:23.809
با پرستش او و اتحاد او

00:11:23.809 --> 00:11:26.809
ما را به خواندن نماز تشویق کرد

00:11:26.809 --> 00:11:29.809
پرداخت زکات و روزه در ماه رمضان

00:11:29.809 --> 00:11:32.809
و آنچه را می پرستیدیم دور کنیم

00:11:32.809 --> 00:11:35.809
از سنگ ها و بت ها

00:11:35.809 --> 00:11:38.809
به ما هم دستور داد که راست بگوییم

00:11:39.809 --> 00:11:42.809
او ما را از ارتکاب اعمال زشت منع کرد

00:11:42.809 --> 00:11:45.809
دروغ بگو و مال یتیم را بخور

00:11:45.809 --> 00:11:48.809
پس ما او را باور کردیم و به پیام او ایمان آوردیم

00:11:48.809 --> 00:11:51.809
آنچه او آورده بود دنبال کردیم

00:11:51.809 --> 00:11:54.809
و ما را به پرستش خدای یگانه و بدون شریک واداشت

00:11:54.809 --> 00:11:57.809
آنچه را که بر ما حرام شده بود حرام کردیم

00:11:57.809 --> 00:12:00.809
آنچه را حلال کردیم حلال کردیم

00:12:00.809 --> 00:12:03.809
هیچ یک از مردم ما با ما دشمن نبودند

00:12:03.809 --> 00:12:06.809
سخت ترین عذاب را بر ما وارد کردند

00:12:06.809 --> 00:12:09.809
تا ما را از دینمان وسوسه کند

00:12:09.809 --> 00:12:12.809
آنها ما را به بت پرستی برمی گردانند

00:12:12.809 --> 00:12:15.809
بعد از اینکه قاضی یگانه را پرستش کردیم

00:12:15.809 --> 00:12:18.899
زمانی که به ما ظلم کردند و به ما ظلم کردند

00:12:18.899 --> 00:12:21.899
و بر ما تنگ شدند

00:12:21.899 --> 00:12:24.899
آنها بین ما و دین ما قرار گرفتند

00:12:24.899 --> 00:12:27.899
می خواستیم در کنار تو پناه ببریم

00:12:27.899 --> 00:12:30.899
و در خانه های خود بمانید

00:12:30.899 --> 00:12:33.899
ما شما را بر دیگران انتخاب کردیم

00:12:33.899 --> 00:12:36.899
نگوس به او گفت

00:12:36.899 --> 00:12:39.899
آیا چیزی از آنچه پیامبرتان آورده است دارید؟

00:12:39.899 --> 00:12:42.899
به اذن پروردگارش گفت آری

00:12:42.899 --> 00:12:45.899
گفت پس برایش خواند

00:12:45.899 --> 00:12:48.899
پس بخشی از سوره مریم را بر او خواند

00:12:48.899 --> 00:12:51.899
از جمله مطالبی که خواند کلام الله تعالی بود

00:12:51.899 --> 00:12:54.899
و در کتاب از مریم یاد کنید

00:12:54.899 --> 00:12:57.899
او از خانواده اش بیگانه بود

00:12:57.899 --> 00:13:00.899
یک مکان شرقی

00:13:00.899 --> 00:13:03.899
گفتم بدون حجاب

00:13:03.899 --> 00:13:06.899
بنابراین ما برای او فرستادیم

00:13:06.899 --> 00:13:09.899
روح ما

00:13:09.899 --> 00:13:12.899
او نماینده یک انسان عادی برای او است

00:13:12.899 --> 00:13:15.899
او گفت من هستم

00:13:15.899 --> 00:13:18.899
از تو به خدای مهربان پناه می برم

00:13:18.899 --> 00:13:21.899
اگر اهل تقوا هستید

00:13:21.899 --> 00:13:24.899
گفت: من فقط فرستاده پروردگار تو هستم.

00:13:24.899 --> 00:13:27.899
یه پسر باهوش بهت میدم

00:13:27.899 --> 00:13:30.899
گفت: مال من نخواهد بود؟

00:13:30.899 --> 00:13:33.899
یک پسر و او به من دست نزد

00:13:33.899 --> 00:13:36.899
من انسانم و فاحشه نیستم

00:13:36.899 --> 00:13:39.899
او نیز گفت

00:13:39.899 --> 00:13:42.899
پروردگارت فرمود: او به علی دشنام می دهد

00:13:42.899 --> 00:13:45.899
بیایید آن را نشانه ای کنیم

00:13:45.899 --> 00:13:48.899
برای مردم و رحمت

00:13:48.899 --> 00:13:51.899
از ما و این بود

00:13:51.899 --> 00:13:54.899
موضوعی غیر قابل برگشت

00:13:54.899 --> 00:13:57.899
سپس رسول نزد او آمد

00:13:57.899 --> 00:14:00.899
به تنه درخت خرما

00:14:00.899 --> 00:14:03.899
گفت: کاش داشتم

00:14:03.899 --> 00:14:06.899
قبل از این بمیر

00:14:06.899 --> 00:14:09.899
و من فراموش شدم

00:14:09.899 --> 00:14:12.899
از پایین صداش کرد

00:14:12.899 --> 00:14:15.899
غمگین نباش

00:14:15.899 --> 00:14:18.899
غمگین نباش

00:14:18.899 --> 00:14:21.899
پروردگارت را زیر دست تو قرار داده است

00:14:22.899 --> 00:14:25.899
نگوس گریه کرد

00:14:25.899 --> 00:14:28.899
تا اینکه ریشش خیس شد

00:14:28.899 --> 00:14:31.899
حتی اسقف هایش هم شما را نفرین کردند

00:14:31.899 --> 00:14:34.899
هنگامی که آنچه بر آنها خوانده می شد، قرآن خود را خیس کردند

00:14:34.899 --> 00:14:37.899
اینجا نگوس چرخید

00:14:37.899 --> 00:14:40.899
به عمر بن العاص و دوستش گفت

00:14:40.899 --> 00:14:43.899
این همان چیزی است که برای ما خوانده شد

00:14:43.899 --> 00:14:46.899
که عیسی آورد

00:14:46.899 --> 00:14:50.059
برای بیرون آمدن از یک طاقچه

00:14:50.059 --> 00:14:53.059
به آنها گفت

00:14:53.059 --> 00:14:56.059
به خدا قسم هرگز آنها را به تو نمی سپارم

00:14:56.059 --> 00:14:59.059
تا زنده ام آن بار را به دوش نمی کشم

00:14:59.059 --> 00:15:02.059
سپس بلند شد

00:15:02.059 --> 00:15:06.889
کسانی که با او بودند برخاستند و مجلس متفرق شد

00:15:06.889 --> 00:15:09.889
عمر بن العاص از دیگران ممتاز بیرون آمد

00:15:09.889 --> 00:15:12.889
سپس به دوستش گفت

00:15:12.889 --> 00:15:15.889
به خدا فردا با نگوس ملاقات خواهیم کرد

00:15:15.889 --> 00:15:18.889
در مورد آنها چیز جدیدی به او خواهم گفت

00:15:19.889 --> 00:15:22.889
دوستش به او گفت

00:15:22.889 --> 00:15:25.889
قلبش نرمتر از خودش بود

00:15:25.889 --> 00:15:28.889
این کار را نکن عمر، زیرا آنها ما را دارند

00:15:28.889 --> 00:15:31.889
به ما رحم کن هر چند با ما فرق داشته باشند

00:15:31.889 --> 00:15:34.889
گفت: به خدا سوگند به او خواهم گفت.

00:15:34.889 --> 00:15:37.889
درباره عیسی بن مریم مطلبی گفتند

00:15:37.889 --> 00:15:40.889
آنها چیزی را پنهان کردند و آن را خواهند گرفت

00:15:40.889 --> 00:15:43.889
از او و می گویند که بنده است

00:15:43.889 --> 00:15:47.019
وقتی فردا بود

00:15:47.019 --> 00:15:50.019
عمر به نگوس نگاه کرد و گفت

00:15:50.019 --> 00:15:53.019
ای پادشاه، صدایت را شنیده ام

00:15:53.019 --> 00:15:56.019
دیروز چیزی از شما پنهان بود

00:15:56.019 --> 00:15:59.019
درباره عیسی بن مریم می گویند که

00:15:59.019 --> 00:16:02.139
عبدالله، پس نگوس آنها را صدا زد

00:16:02.139 --> 00:16:05.139
گفت: درباره عیسی بن مریم چه می گویی؟

00:16:05.139 --> 00:16:08.139
جعفر بن ابی طالب به او گفت

00:16:08.139 --> 00:16:11.139
ما درباره آن می گوییم آنچه را که پیامبر برای ما آورده است

00:16:11.139 --> 00:16:14.139
سلام و درود بر او باد

00:16:14.139 --> 00:16:17.139
گفت: چه کسی آن را برای تو آورده است؟

00:16:17.139 --> 00:16:20.139
جعفر گفت که او عبدالله است

00:16:20.139 --> 00:16:23.139
و رسولش و کلامش که ابلاغ کرد

00:16:23.139 --> 00:16:26.139
به مریم باکره

00:16:26.139 --> 00:16:29.179
نگوس گفت: به خدا سوگند.

00:16:29.179 --> 00:16:32.179
عیسی یک ذره از آنچه من گفتم منحرف نشد

00:16:32.179 --> 00:16:35.299
پنگوئن های اطرافش خرخر کردند

00:16:35.299 --> 00:16:38.299
اظهارات او را محکوم کنید

00:16:38.299 --> 00:16:41.299
با عصبانیت به آنها نگاه کرد و گفت: حتی اگر دعوا کنید.

00:16:42.299 --> 00:16:45.299
سپس به جعفر و همراهانش گفت

00:16:45.299 --> 00:16:48.299
برو تو در سرزمین من در امان هستی

00:16:48.299 --> 00:16:51.299
هرکی از شما جریمه بشه

00:16:51.299 --> 00:16:54.299
هرکی از شما جریمه بشه

00:16:54.299 --> 00:16:57.299
من دوست ندارم کوهی از طلا را ببخشم

00:16:57.299 --> 00:17:00.299
و من به هر یک از شما صدمه زدم

00:17:00.299 --> 00:17:03.299
بعد به حجابش گفت

00:17:03.299 --> 00:17:06.299
آنها هدایای خود را به عمر و دوستش پس دادند

00:17:06.299 --> 00:17:09.299
ما به آن نیاز نداریم

00:17:09.299 --> 00:17:12.299
رشوه زمانی که مرا به پادشاهی برگرداند

00:17:12.299 --> 00:17:15.299
تا اینکه در آن رشوه بگیرم

00:17:15.299 --> 00:17:18.299
مردم از فرمان من اطاعت نکردند

00:17:18.299 --> 00:17:23.220
تا اینکه در فرمان او اطاعت کنم

00:17:23.220 --> 00:17:26.220
پنگوئن ها شروع به اعلام در میان مردم کردند

00:17:26.220 --> 00:17:29.220
که نگوس دین خود را ترک کرده است

00:17:29.220 --> 00:17:32.220
و دین دیگری را جایگزین آن کنید

00:17:32.220 --> 00:17:35.220
آنها شروع کردند به درخواست از آنها برای حذف آن

00:17:35.220 --> 00:17:38.220
اتیوپیایی ها علیه او قیام کردند

00:17:38.220 --> 00:17:41.220
جعفر بن ابی طالب و یارانش

00:17:41.220 --> 00:17:44.220
او در این مورد به آنها می گوید

00:17:44.220 --> 00:17:47.220
برای آنها کشتی هایی آماده کرد و به آنها گفت

00:17:47.220 --> 00:17:50.220
سوار آن شوید و برای اتفاقی که خواهد افتاد آماده شوید

00:17:50.220 --> 00:17:53.220
اگر شکست خوردی، پس هر کجا که می خواهی برو

00:17:53.220 --> 00:17:56.220
اگر پیروز شدی همانگونه که بودی بمان

00:17:56.220 --> 00:17:59.220
سپس پوست آهو را آورد

00:17:59.220 --> 00:18:02.220
و در آن نوشت

00:18:02.220 --> 00:18:05.220
شهادت می دهم که معبودی جز خدا نیست

00:18:05.220 --> 00:18:08.220
او خاتم فرستادگانش است

00:18:08.220 --> 00:18:11.220
شهادت می دهم که عیسی بنده و فرستاده اوست

00:18:11.220 --> 00:18:14.220
و روح او و کلامی که به مریم داد

00:18:14.220 --> 00:18:17.220
سپس پوسته را روی سینه‌اش بست

00:18:17.220 --> 00:18:20.220
شنل روی آن پوشید

00:18:20.220 --> 00:18:23.220
آنها به ملاقات مخالفان او رفتند

00:18:23.220 --> 00:18:26.420
وقتی فردا پیش آنها آمد

00:18:26.420 --> 00:18:29.420
با آنها تماس گرفت و گفت

00:18:29.420 --> 00:18:32.420
ای مردم حبشه، رفتار مرا در میان خود چگونه دیدید؟

00:18:32.420 --> 00:18:35.420
گفتند این بهترین اقدام است

00:18:35.420 --> 00:18:38.420
گفت: چه كسي تو را بر من تحريك كرد؟

00:18:38.420 --> 00:18:41.420
گفتند: از دین ما خارج شدی.

00:18:41.420 --> 00:18:44.420
او ادعا کرد که عیسی یک برده است

00:18:44.420 --> 00:18:47.420
گفت: درباره عیسی چه می گویی؟

00:18:47.420 --> 00:18:50.420
گفتند: «او پسر خداست.»

00:18:50.420 --> 00:18:53.420
پس دستش را روی کلاهش گذاشت

00:18:53.420 --> 00:18:56.420
روی پوست گذاشت و گفت

00:18:56.420 --> 00:18:59.420
من شهادت می دهم که عیسی بیش از این انجام نداد

00:18:59.420 --> 00:19:02.420
این چیزی نیست

00:19:02.420 --> 00:19:05.420
یعنی چیزی که روی پوست نوشته شده بود

00:19:05.420 --> 00:19:08.420
آنها از سخنان او راضی بودند

00:19:08.420 --> 00:19:13.369
آنها راضی و با خیال راحت رفتند

00:19:13.369 --> 00:19:16.369
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ایستاد

00:19:16.369 --> 00:19:19.369
طبق آنچه بین نگوس و قومش اتفاق افتاد

00:19:19.369 --> 00:19:22.369
بیشترین عنایت او به مسلمانانی است که

00:19:22.369 --> 00:19:25.369
به وطن او مهاجرت کردند

00:19:25.369 --> 00:19:28.369
محله او به آنها اطمینان داده بود

00:19:28.369 --> 00:19:31.369
اعتقاد او به اعتبار آنچه در قرآن آمده است

00:19:31.369 --> 00:19:34.430
سپس نماز شروع به عمیق شدن کرد

00:19:34.430 --> 00:19:37.430
بین او و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:19:37.430 --> 00:19:40.430
و مستند است

00:19:40.430 --> 00:19:43.430
در ماه اول سال هفتم هجری

00:19:43.430 --> 00:19:46.430
عزم پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم

00:19:46.430 --> 00:19:49.430
به دعوت شش تن از پادشاهان بزرگ زمین

00:19:49.430 --> 00:19:52.430
و شاهزادگانش

00:19:52.430 --> 00:19:55.430
برای ورود به دین خدا

00:19:55.430 --> 00:19:58.430
نامه ای لذیذ که او را به اسلام دعوت می کند

00:19:58.430 --> 00:20:01.430
ایمان او را زیبا می کند

00:20:01.430 --> 00:20:04.500
او را از کفر و شرک برحذر می دارد

00:20:04.500 --> 00:20:07.500
برای این منظور تهیه شده بود

00:20:07.500 --> 00:20:10.500
شش تا از بهترین همراهان

00:20:10.500 --> 00:20:13.500
بنابراین هر یک از آنها زبان مردمی را که

00:20:13.500 --> 00:20:16.500
او به سراغ آنها خواهد رفت

00:20:16.500 --> 00:20:19.500
سپس برای انجام این وظیفه بیرون رفتند

00:20:19.500 --> 00:20:22.500
در یک روز

00:20:22.500 --> 00:20:25.500
پادشاه حبشه

00:20:25.500 --> 00:20:28.500
عمر بن امیه بر نغس وارد شد

00:20:28.500 --> 00:20:31.500
با سلام اسلام به او سلام کرد

00:20:31.500 --> 00:20:34.500
او با سلام بهتری پاسخ داد

00:20:34.500 --> 00:20:37.500
با گرم ترین استقبال از او استقبال شد

00:20:37.500 --> 00:20:40.500
وقتی شورا حل و فصل کرد

00:20:40.500 --> 00:20:43.500
او کتابی را که آورده بود به نگوس تقدیم کرد

00:20:43.500 --> 00:20:46.500
از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:20:46.500 --> 00:20:49.500
پس عجله کرد تا آن را نقره کند

00:20:50.500 --> 00:20:53.500
دعوتش به اسلام

00:20:53.500 --> 00:20:56.500
چیزی از قرآن برایش می خواند

00:20:56.500 --> 00:20:59.500
نگوس کتاب را روی چشمانش گذاشت

00:20:59.500 --> 00:21:02.500
به احترام او از تختش بلند شد

00:21:02.500 --> 00:21:05.500
متواضع به آنچه گفته است

00:21:05.500 --> 00:21:08.500
سپس اسلام آوردن خود را به جمعی از اطرافیان خود اعلام کرد

00:21:08.500 --> 00:21:11.500
او به حقیقت شهادت داد

00:21:11.500 --> 00:21:14.500
گفت اگر بتوانم بیام

00:21:14.500 --> 00:21:17.500
محمد صلی الله علیه و آله و سلم

00:21:18.500 --> 00:21:21.500
سپس به پیامبر صلی الله علیه و آله نامه نوشت

00:21:21.500 --> 00:21:24.529
پیام ملایمی دارد

00:21:24.529 --> 00:21:27.529
او به تماس او پاسخ می دهد

00:21:27.529 --> 00:21:30.529
او ایمان سابق خود را بیان می کند

00:21:30.529 --> 00:21:33.529
با پیشگویی او

00:21:33.529 --> 00:21:36.529
سپس عمر بن امیه بیرون آمد

00:21:36.529 --> 00:21:39.529
کتابی دیگر از رسول خدا صلی الله علیه و آله

00:21:39.529 --> 00:21:42.529
به نگوس

00:21:42.529 --> 00:21:45.529
او را به ازدواج دعوت می کند

00:21:46.529 --> 00:21:49.619
وصی مادر مؤمنان رمله

00:21:49.619 --> 00:21:52.619
ماشین آلات در ام حبیبه

00:21:52.619 --> 00:21:55.619
یک داستان غم انگیز در آغاز

00:21:55.619 --> 00:21:58.619
یک شادی امیدوارکننده در پایان

00:21:58.619 --> 00:22:01.619
پس بیایید سریع با آن آشنا شویم

00:22:01.619 --> 00:22:06.480
رمله بنت ابی سفیان کافر است

00:22:06.480 --> 00:22:09.480
سوگند به خدایان پدرش سرور قریش

00:22:09.480 --> 00:22:12.480
او و شوهرش عبید الله بن جحش ایمان آوردند

00:22:12.480 --> 00:22:15.480
تنها در خدا شریکی ندارد

00:22:15.480 --> 00:22:18.480
پیام پیامبرش حضرت محمد صادق بود

00:22:18.480 --> 00:22:21.480
سلام و درود بر او باد

00:22:21.480 --> 00:22:24.480
قریش آنها را به خاطر امورشان سخت کردند

00:22:24.480 --> 00:22:27.480
و سخت ترین عذاب را بر آنان وارد کردم

00:22:27.480 --> 00:22:30.480
تا اینکه طاقت ماندن را نداشتند

00:22:30.480 --> 00:22:33.480
در مکه

00:22:33.480 --> 00:22:36.480
او از کسانی بود که به سوی خدا هجرت کردند

00:22:36.480 --> 00:22:39.480
دین آنها پناهندگی به نگوس است

00:22:39.480 --> 00:22:42.480
با ایمانشون

00:22:43.480 --> 00:22:46.480
تا اینکه مادر عزیزم تصور کرد که روزها...

00:22:46.480 --> 00:22:49.480
می اخم پست خود را توصیف کرد

00:22:49.480 --> 00:22:52.480
چون نمی دانست چه چیزی را پنهان کرده است

00:22:52.480 --> 00:22:55.480
مواد تشکیل دهنده را دارد

00:22:55.480 --> 00:22:58.480
انشاءالله حکمتش برکت باد

00:22:58.480 --> 00:23:01.480
برای آزمایش ام حبیبه

00:23:01.480 --> 00:23:04.480
آزمونی سخت که ذهن ها در آن سرگردان هستند

00:23:04.480 --> 00:23:07.480
زیرا شوهرش عبید الله بن جحش است

00:23:07.480 --> 00:23:10.480
او دین خود را رها کرده و به مسیحیت گرویده است

00:23:10.480 --> 00:23:13.480
اسلام و مسلمین را مسخره کرد

00:23:13.480 --> 00:23:16.480
سپس به میخانه ها می روم

00:23:16.480 --> 00:23:19.480
او مادر شر را مجازات می کند

00:23:19.480 --> 00:23:22.480
نه می نوشد و نه سیر می شود

00:23:22.480 --> 00:23:25.539
او بین دو چیز به او حق انتخاب داد که بهتر آن تلخ بود

00:23:25.539 --> 00:23:28.539
یا طلاق میگیری

00:23:28.539 --> 00:23:31.799
یا مسیحی می شوید

00:23:31.799 --> 00:23:34.799
ام حبیبه خود را بین سه نفر یافت

00:23:34.799 --> 00:23:37.829
یا او به شوهرش پاسخ می دهد

00:23:38.829 --> 00:23:41.829
به این ترتیب، از رسوایی دنیا رنج خواهید برد

00:23:41.829 --> 00:23:44.829
و عذاب آخرت

00:23:44.829 --> 00:23:47.829
یا به خانه پدرش در مکه برمی گردد

00:23:47.829 --> 00:23:50.930
هنوز هم ارگ شرک است

00:23:50.930 --> 00:23:53.930
یا در حبشه بماند

00:23:53.930 --> 00:23:56.930
تنها و بی خانمان

00:23:56.930 --> 00:23:59.990
همراه او دختر کوچکش حبیبه است

00:23:59.990 --> 00:24:02.990
پس رضای خداوند متعال را بر هر امری ترجیح دادم

00:24:02.990 --> 00:24:05.990
قصد ماندن در حبشه را داشتم

00:24:06.990 --> 00:24:10.150
مصیبت ام حبیبه دیری نپایید

00:24:10.150 --> 00:24:13.150
شوهرش فوت کرد

00:24:13.150 --> 00:24:16.150
او مست و مست است

00:24:16.150 --> 00:24:19.150
سپس دوره انتظار خود را با او به پایان رساند

00:24:19.150 --> 00:24:22.380
تا اینکه آرامش به او رسید

00:24:22.380 --> 00:24:25.380
در همان نور، در نور روشن

00:24:25.380 --> 00:24:28.380
آنها از ویژگی های کوبیدن در هستند

00:24:28.380 --> 00:24:31.380
وقتی باز شد

00:24:31.380 --> 00:24:34.380
من از ابرها، خدمتکار نگوس تعجب کردم

00:24:34.380 --> 00:24:37.380
سلام می کند و به او می گوید

00:24:37.380 --> 00:24:40.380
پادشاه به شما آرامش می دهد

00:24:40.380 --> 00:24:43.380
او به شما می گوید که محمد رسول الله است

00:24:43.380 --> 00:24:46.380
او شما را با خودش نامزد کرده است

00:24:46.380 --> 00:24:49.380
و به او محول کن تا برایت قرارداد ببندد

00:24:49.380 --> 00:24:52.380
پس اگر مایلید هر که را می بینید به عنوان دین قرار دهم

00:24:52.380 --> 00:24:55.380
ام حبیبه از شادی لبریز شد و فریاد زد

00:24:55.380 --> 00:24:58.380
خداوند به شما مژده دهد

00:24:58.380 --> 00:25:01.380
خداوند به شما مژده دهد

00:25:02.380 --> 00:25:05.380
من خالد بن سعید بن العاص را به عنوان نماینده خود تعیین کردم

00:25:05.380 --> 00:25:08.380
او نزدیک ترین فرد به من در این کشور است

00:25:08.380 --> 00:25:13.259
و در قصر نگوس

00:25:13.259 --> 00:25:16.259
اصحاب مقیم حبشه جمع شدند

00:25:16.259 --> 00:25:19.259
تا شاهد عقد ازدواج ام حبیبه باشیم

00:25:19.259 --> 00:25:22.259
بر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:25:22.259 --> 00:25:25.259
وقتی مجموعه کامل شد

00:25:25.259 --> 00:25:28.259
نجاشی خدا را حمد کرد و او را حمد کرد

00:25:28.259 --> 00:25:31.259
سپس درباره آنچه در ادامه می آید گفت

00:25:31.259 --> 00:25:34.259
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:25:34.259 --> 00:25:37.259
از من خواست تا او را به عقد رمله بنت ابی سفیان درآورم

00:25:37.259 --> 00:25:40.259
آنچه را که پرسید به او پاسخ دادم

00:25:40.259 --> 00:25:43.259
و من از طرف او یک فیلی به او دادم

00:25:43.259 --> 00:25:46.259
چهارصد دینار طلا

00:25:46.259 --> 00:25:49.490
طبق سنت خدا و رسولش

00:25:49.490 --> 00:25:52.490
سپس خالد بن سعید بن العاص برخاست

00:25:52.490 --> 00:25:55.490
پس خدا را شکر کرد و از او کمک خواست

00:25:55.490 --> 00:25:58.490
دعا کرد و بر پیامبرش سلام کرد و سپس فرمود:

00:25:59.490 --> 00:26:02.490
من به درخواست رسول خدا صلی الله علیه و آله پاسخ داده ام

00:26:02.490 --> 00:26:05.490
و همسرش موکل من است

00:26:05.490 --> 00:26:08.490
رمله بنت ابی سفیان

00:26:08.490 --> 00:26:11.490
پس خداوند رسولش را با همسرش برکت داد

00:26:11.490 --> 00:26:14.490
به رمله به خاطر آنچه خداوند به او عطا کرده است تبریک می گویم

00:26:14.490 --> 00:26:19.630
از خوبی ها

00:26:19.630 --> 00:26:22.630
نجاشی دو کشتی خود را آماده کرد

00:26:22.630 --> 00:26:25.630
مادر مؤمنان را نزد آنان فرستاد

00:26:25.630 --> 00:26:28.630
رمله بنت ابی سفیان و دخترش حبیبه

00:26:28.630 --> 00:26:31.630
و هر که از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم با او ماند

00:26:33.630 --> 00:26:36.630
او همچنین با آنها گروهی از اتیوپیایی ها را فرستاد

00:26:36.630 --> 00:26:39.630
کسانی که به خدا و رسولش ایمان دارند

00:26:39.630 --> 00:26:42.630
در آرزوی دیدار پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بودند

00:26:42.630 --> 00:26:45.630
دعا و خالص ترین آرامش

00:26:45.630 --> 00:26:48.630
و از آن دیکته کن و پشت سرش نماز بخوان

00:26:48.630 --> 00:26:51.630
جعفر بن ابی طالب به همه آنها فرمان داد

00:26:51.630 --> 00:26:54.759
خداوند از او راضی باشد

00:26:54.759 --> 00:26:57.759
سپس به عنوان هدیه به رمله، مادر مؤمنان تقدیم شد

00:26:57.759 --> 00:27:00.759
در مورد زنان او، عطرهای گرانبها و گل رز وجود دارد

00:27:00.759 --> 00:27:03.759
عود و عنبر

00:27:03.759 --> 00:27:06.759
هدایایی نیز برای رسول خدا صلی الله علیه و آله حمل کردند

00:27:06.759 --> 00:27:09.759
از جمله چیزهایی بود که به او هدیه داد

00:27:09.759 --> 00:27:12.759
سه شاهکار چوب حبشه

00:27:12.759 --> 00:27:15.789
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله به او چنگ زد

00:27:15.789 --> 00:27:18.789
او یکی از آنها را دارد

00:27:18.789 --> 00:27:21.789
در مورد دوم و سوم

00:27:21.789 --> 00:27:24.789
پس آنها را به عمر بن خطاب داد

00:27:24.789 --> 00:27:27.789
و على بن ابى طالب رضى الله عنهم

00:27:27.789 --> 00:27:30.789
بلال رضی الله عنه بود

00:27:30.789 --> 00:27:33.789
او در دستان پیامبر راه می رفت

00:27:33.789 --> 00:27:36.789
خدا رحمتش کند و درود فرستد

00:27:36.789 --> 00:27:39.789
برای خودش نگه داشت

00:27:39.789 --> 00:27:42.789
هنگام اقامه نماز آن را در مقابل خود قرار می دهد

00:27:42.789 --> 00:27:45.789
این در جاهایی است که وجود ندارد

00:27:45.789 --> 00:27:48.789
مسجد یا ساختمان جهت نماز را تعیین می کند

00:27:48.789 --> 00:27:51.789
و در سفرهای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:27:51.789 --> 00:27:54.789
در دو عید و در نماز باران

00:27:54.789 --> 00:27:58.019
بلال با آن راه می رفت

00:27:58.019 --> 00:28:01.019
به دست ابوبکر صدیق رضی الله عنه

00:28:01.019 --> 00:28:04.019
بر او چون خلافت فرا رسید

00:28:04.019 --> 00:28:07.019
به عمر بن خطاب

00:28:07.019 --> 00:28:10.019
و بعد از او به عثمان بن عفان

00:28:10.019 --> 00:28:13.019
سعد القریدی با آن در دست راه می رفت

00:28:13.019 --> 00:28:16.019
سپس خلفا از این راه پیروی کردند

00:28:16.019 --> 00:28:19.079
مدت طولانی

00:28:19.079 --> 00:28:22.079
نغوس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:28:22.079 --> 00:28:25.079
زیورآلات حاوی انگشتر طلا

00:28:25.079 --> 00:28:28.079
پس آن را گرفت، اما از آن روی برگرداند

00:28:28.079 --> 00:28:31.079
سپس او را نزد امامه دخترش زینب فرستاد

00:28:31.079 --> 00:28:34.079
او به او گفت

00:28:34.079 --> 00:28:39.380
با این رفتار کن دخترم

00:28:39.380 --> 00:28:42.380
اندکی قبل از فتح مکه

00:28:42.380 --> 00:28:45.380
نجاشی در کنار پروردگارش حرکت کرد

00:28:45.380 --> 00:28:48.380
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله را صدا زد

00:28:49.380 --> 00:28:52.380
گفت: برادرت اصهمة النجاشي است

00:28:52.380 --> 00:28:55.380
او مرد، برایش دعا کنید

00:28:55.380 --> 00:28:58.380
سپس مادرشان بر او نماز خواند

00:28:58.380 --> 00:29:01.380
نماز غیبت با دعای رسول

00:29:01.380 --> 00:29:04.380
سلام و درود بر او باد

00:29:04.380 --> 00:29:07.380
او برای کسی که قبل از نگوس غایب بود دعا نکرد

00:29:07.380 --> 00:29:10.640
نه بعد از او، خدا از او راضی باشد

00:29:10.640 --> 00:29:13.640
اعشامة النجاشی و او را راضی کرد

00:29:13.640 --> 00:29:16.640
و باغهای جاودان را سرای او قرار ده

00:29:16.640 --> 00:29:19.640
و مسلمانان سابق ضعیف هستند

00:29:19.640 --> 00:29:22.640
و آنها را از ترس محافظت کنید

00:29:22.640 --> 00:29:25.640
و در این راه رضای خدا و رسولش را می طلبد

00:29:25.640 --> 00:29:32.029
وقتی نگوس مرد

00:29:32.029 --> 00:29:35.029
داشتیم حرف می زدیم که هنوز روی قبرش است

00:29:35.029 --> 00:29:39.180
نور عایشه، مادر مؤمنان

00:29:39.180 --> 00:29:42.180
خداوند از او راضی باشد

00:29:51.339 --> 00:29:54.339
آنها اینجا بودند

00:29:54.339 --> 00:29:57.339
ابرهای زندگی ما را سیراب می کنند

00:29:57.339 --> 00:30:00.339
پس در میان ما مردند

00:30:00.339 --> 00:30:03.339
یادشان گرامی باد

00:30:03.339 --> 00:30:06.339
رفتند و به الضمیر انداختند

00:30:06.339 --> 00:30:09.339
سوال: آیا آنها را دوست دارید؟

00:30:09.339 --> 00:30:12.339
آسمان ستاره و تپه ها

00:30:12.339 --> 00:30:15.339
آنها پر از زندگی شدند

00:30:15.339 --> 00:30:18.339
به عملکرد آنها افتخار می کنند

00:30:18.339 --> 00:30:21.339
آنها را به دنیای نفس محدود کنید
