1 00:00:01,360 --> 00:00:04,360 توقف کنید 2 00:00:04,360 --> 00:00:12,179 با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد 3 00:00:12,179 --> 00:00:16,179 یک چالش جدید از طرف من 4 00:00:16,179 --> 00:00:22,989 من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم 5 00:00:22,989 --> 00:00:24,989 از انصار 6 00:00:24,989 --> 00:00:29,989 او به دلیل شجاعت، حیله گری، فداکاری و رستگاری معروف بود 7 00:00:29,989 --> 00:00:32,060 من در گذشته مسلمان شدم 8 00:00:32,060 --> 00:00:36,060 من شاهد صحنه هایی با پیامبر صلی الله علیه و آله بودم 9 00:00:36,060 --> 00:00:42,890 ابو رافعان یهودی به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آزار می رساند. 10 00:00:42,890 --> 00:00:45,890 و کفار را بر ضد خود یاری می کند 11 00:00:45,890 --> 00:00:52,079 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله مردانی از انصار را برای ترور او فرستاد. 12 00:00:52,079 --> 00:00:55,079 و مسلمانان را از شر آن رهایی می بخشد 13 00:00:55,079 --> 00:00:57,079 او به من دستور داد که آنها را کنترل کنم 14 00:00:57,079 --> 00:01:01,079 ابورفیعان در قلعه خود در خیبر بود 15 00:01:01,079 --> 00:01:03,079 پس نزد او رفتیم 16 00:01:03,079 --> 00:01:07,079 تا غروب آفتاب به ما نزدیک نشدند 17 00:01:07,079 --> 00:01:11,079 چوپانان با چهارپایان خود به قلعه بازگشتند 18 00:01:11,079 --> 00:01:13,079 پس به دوستانم گفتم 19 00:01:13,079 --> 00:01:15,079 بنشینید 20 00:01:15,079 --> 00:01:19,079 زیرا من می روم و با دربان مهربان هستم 21 00:01:19,079 --> 00:01:21,140 شاید بتوانم وارد شوم 22 00:01:21,140 --> 00:01:24,140 پس نزدیک شدم تا به در نزدیک شدم 23 00:01:24,140 --> 00:01:29,140 بعد صورتم را با لباس پوشاندم که انگار دارم خودم را تسکین می دهم 24 00:01:29,140 --> 00:01:31,140 دربان به من سلام کرد 25 00:01:31,140 --> 00:01:35,140 سلام، اگر می خواهید وارد شوید، وارد شوید 26 00:01:35,140 --> 00:01:38,140 می خواهم در را ببندم 27 00:01:38,140 --> 00:01:40,180 پس وارد قلعه شدم 28 00:01:40,180 --> 00:01:43,180 نزدیک در پنهان شد 29 00:01:43,180 --> 00:01:47,180 تا زمانی که من به موضوع خود رسیدگی کنم و برنامه ام را تنظیم کنم 30 00:01:47,180 --> 00:01:49,180 دربان در را بست 31 00:01:49,180 --> 00:01:53,180 بعد کلیدها را به گیره آویزان کرد و رفت 32 00:01:53,180 --> 00:01:56,180 بنابراین دستم را به سمت کلیدها بردم و آنها را گرفتم 33 00:01:56,180 --> 00:01:58,180 بنابراین در را کمی باز کردم 34 00:01:58,180 --> 00:02:01,180 به اتاقی در بالای قلعه نگاه کردم 35 00:02:01,180 --> 00:02:04,180 برخی از آنها به آن میخکوب شده اند 36 00:02:04,180 --> 00:02:07,180 پس دانستم که اتاق ابورافع است 37 00:02:07,180 --> 00:02:10,210 هنگامی که اهل سمره او را ترک کردند 38 00:02:10,210 --> 00:02:12,210 به سمتش رفتم 39 00:02:12,210 --> 00:02:15,210 بنابراین هر بار که دری را باز می کردم درست می کردم 40 00:02:15,210 --> 00:02:17,210 او مرا از درون بست 41 00:02:17,210 --> 00:02:20,210 تا اینکه به ابورافع رسیدم 42 00:02:20,210 --> 00:02:24,210 بنابراین او با همسرش در یک اتاق تاریک بود 43 00:02:25,210 --> 00:02:29,210 به دلیل تاریکی نمی توانم آنها را از هم تشخیص دهم 44 00:02:29,210 --> 00:02:32,210 پس او را ابورافع صدا کردم. 45 00:02:32,210 --> 00:02:35,210 گفت این کیه؟ 46 00:02:35,210 --> 00:02:37,210 به سمت صدا افتادم 47 00:02:37,210 --> 00:02:40,210 پس او را با شمشیر زدم 48 00:02:40,210 --> 00:02:42,210 بعد دویدم بیرون 49 00:02:42,210 --> 00:02:44,210 ابو رافع فریاد زد 50 00:02:44,210 --> 00:02:46,210 پس فهمیدم که او نمرده است 51 00:02:46,210 --> 00:02:48,210 پس نزد او برگشتم 52 00:02:48,210 --> 00:02:50,210 و صدایم را عوض کردم و گفتم 53 00:02:50,210 --> 00:02:53,210 ابا رافع چه مشکلی داری؟ 54 00:02:53,210 --> 00:02:56,210 به مادرت گفت وای 55 00:02:56,210 --> 00:02:59,210 مردی در خانه با شمشیر مرا زد 56 00:02:59,210 --> 00:03:01,210 بنابراین من مکان او را می دانستم 57 00:03:01,210 --> 00:03:04,210 پس برای بار دوم او را با شمشیر زدم 58 00:03:04,210 --> 00:03:07,210 سپس نوک شمشیر را در شکم او گذاشت 59 00:03:07,210 --> 00:03:10,210 تا اینکه از پشتش بیرون آمد 60 00:03:10,210 --> 00:03:13,210 پس مطمئن بودم که او را کشته ام 61 00:03:13,210 --> 00:03:15,210 بعد دویدم بیرون 62 00:03:15,210 --> 00:03:17,210 و درها را باز کردم 63 00:03:17,210 --> 00:03:19,210 بابا بابا 64 00:03:19,210 --> 00:03:21,210 و من ضعیف بین بودم 65 00:03:21,210 --> 00:03:23,210 از پله ها افتادم 66 00:03:23,210 --> 00:03:25,210 و پایم شکست 67 00:03:25,210 --> 00:03:27,210 پس او را با عمامه بستم 68 00:03:27,210 --> 00:03:30,210 سپس راه افتادم تا آنجا که نشستم 69 00:03:30,210 --> 00:03:32,939 از دروازه قلعه 70 00:03:32,939 --> 00:03:34,939 وقتی صبح شد 71 00:03:34,939 --> 00:03:36,939 عزادار روی حصار ایستاد 72 00:03:36,939 --> 00:03:38,939 و او گفت 73 00:03:38,939 --> 00:03:40,939 من سوگوار ابورافع هستم 74 00:03:40,939 --> 00:03:42,939 تاجر مردم حجاز 75 00:03:42,939 --> 00:03:45,979 پس نزد همراهانم رفتم 76 00:03:45,979 --> 00:03:47,979 و من گفتم، می آیم، می آیم 77 00:03:47,979 --> 00:03:50,979 خداوند ابو رافع را کشت 78 00:03:50,979 --> 00:03:53,979 بنابراین به سمت شهر حرکت کردیم 79 00:03:53,979 --> 00:03:56,039 وقتی واردش شدیم 80 00:03:56,039 --> 00:03:59,039 او رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود 81 00:03:59,039 --> 00:04:01,039 بالای منبر موعظه می کند 82 00:04:01,039 --> 00:04:04,039 وقتی ما را دید گفت: 83 00:04:04,039 --> 00:04:06,039 چهره ها کار کردند 84 00:04:06,039 --> 00:04:08,039 پس گفتیم 85 00:04:08,039 --> 00:04:10,039 و صورت تو ای رسول خدا 86 00:04:10,039 --> 00:04:13,139 وقتی دید، پایم شکست 87 00:04:13,139 --> 00:04:14,139 او گفت 88 00:04:14,139 --> 00:04:16,139 پای خود را ساده کنید 89 00:04:16,139 --> 00:04:17,139 پس پخشش کردم 90 00:04:17,139 --> 00:04:19,139 پس آن را پاک کرد 91 00:04:19,139 --> 00:04:20,139 پس تبرئه شدم 92 00:04:20,139 --> 00:04:23,139 انگار هیچوقت ازش شکایت نکردم 93 00:04:23,139 --> 00:04:25,490 من کی هستم؟