1 00:00:01,330 --> 00:00:12,179 توقف کنید و از صحابه و علما و بزرگان بیاموزید 2 00:00:12,179 --> 00:00:16,179 یک چالش جدید از طرف من 3 00:00:16,179 --> 00:00:22,699 من عمه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم 4 00:00:22,699 --> 00:00:25,699 و خواهر حمزه رضی الله عنه 5 00:00:25,699 --> 00:00:27,699 شیر خدا و رسولش 6 00:00:27,699 --> 00:00:30,699 ام الزبیر رضی الله عنه 7 00:00:30,699 --> 00:00:34,700 شاگردان من رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 8 00:00:34,700 --> 00:00:40,770 من تنها یکی از عمه های پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم که مسلمان شدم. 9 00:00:40,770 --> 00:00:43,770 من به صبر و استقامت معروف بودم 10 00:00:43,770 --> 00:00:50,700 من فرزندانم را سخت، جوانمردانه و قهرمان تربیت می کردم 11 00:00:50,700 --> 00:00:52,700 او به شهر مهاجرت کرد 12 00:00:52,700 --> 00:00:57,700 من با پیامبر صلی الله علیه و آله در غزوات او شرکت کردم 13 00:00:57,700 --> 00:00:59,789 و در یک روز یکشنبه 14 00:00:59,789 --> 00:01:01,789 من با مسلمانان بیرون رفتم 15 00:01:01,789 --> 00:01:02,789 بنابراین من آب را حمل می کردم 16 00:01:02,789 --> 00:01:04,790 تشنگی را رفع می کنم 17 00:01:04,790 --> 00:01:06,790 و فلش ها را تیز کنید 18 00:01:06,790 --> 00:01:08,790 و بعد از پایان نبرد 19 00:01:08,790 --> 00:01:12,790 از کشته شدن برادرم حمزه رضی الله عنه به من خبر دادند 20 00:01:12,790 --> 00:01:14,790 و او آن را دوست دارد 21 00:01:14,790 --> 00:01:16,790 پس به دیدنش آمدم 22 00:01:16,790 --> 00:01:21,790 رسول خدا صلی الله علیه و آله به فرزندم زبیر فرمود: 23 00:01:21,790 --> 00:01:24,790 مادرت را بینداز و برگردان 24 00:01:24,790 --> 00:01:26,790 او نمی بیند که چه بلایی سر برادرش آمده است 25 00:01:26,790 --> 00:01:29,819 سپس پسرم الزبیر با من ملاقات کرد 26 00:01:29,819 --> 00:01:32,819 گفت: بله مادر 27 00:01:32,819 --> 00:01:37,819 رسول خدا صلی الله علیه و آله شما را به بازگشت امر می کند 28 00:01:37,819 --> 00:01:40,819 پس گفتم چرا؟ 29 00:01:40,819 --> 00:01:43,819 به من خبر داده اند که برادرم مثله شده است 30 00:01:43,819 --> 00:01:45,819 و این در خداست 31 00:01:45,819 --> 00:01:50,950 ان شاءالله ثواب بجوییم و صبر کنیم 32 00:01:50,950 --> 00:01:54,950 به رسول خدا صلی الله علیه و آله اشاره کرد 33 00:01:54,950 --> 00:01:56,950 و او گفت 34 00:01:56,950 --> 00:01:58,950 بذار بره 35 00:01:58,950 --> 00:02:00,950 پس نزد برادرم حمزه رفتم 36 00:02:00,950 --> 00:02:02,950 بنابراین به او نگاه کردم 37 00:02:02,950 --> 00:02:05,950 پس آن را پس گرفتم و از او طلب بخشش کردم 38 00:02:05,950 --> 00:02:08,719 سپس او را به خاک سپردند 39 00:02:08,719 --> 00:02:10,719 و در نبرد خندق 40 00:02:10,719 --> 00:02:12,719 من در یک قلعه وسیع بودم 41 00:02:12,719 --> 00:02:14,719 با زن و پسر 42 00:02:14,719 --> 00:02:17,719 سپس مردی یهودی از کنار ما گذشت 43 00:02:17,719 --> 00:02:19,719 پس دور قلعه رفت 44 00:02:19,719 --> 00:02:23,719 برای اینکه ببینم آیا جنگجوی آنجا وجود دارد یا خیر 45 00:02:23,719 --> 00:02:26,719 این پس از جنگ او با شترهای رضا بود 46 00:02:26,719 --> 00:02:32,719 او عهد و پیمان خود و رسول خدا صلی الله علیه و آله را شکست 47 00:02:32,719 --> 00:02:36,719 کسی در قلعه همراه ما نبود که از ما دفاع کند 48 00:02:36,719 --> 00:02:40,719 جایی که رسول خدا صلی الله علیه و آله بود 49 00:02:40,719 --> 00:02:43,719 مسلمانان در گلوی دشمن هستند 50 00:02:43,719 --> 00:02:45,939 وقتی آن را دیدم 51 00:02:45,939 --> 00:02:48,939 خودم را آماده کردم و یک میله برداشتم 52 00:02:48,939 --> 00:02:50,939 سپس از قلعه نزد او پایین رفتم 53 00:02:50,939 --> 00:02:54,939 پس با تیر به او زدم تا اینکه او را کشتم 54 00:02:55,939 --> 00:02:57,939 بعد سرش را جدا کردم 55 00:02:57,939 --> 00:02:59,939 و من آن را به سوی یهودیان انداختم 56 00:02:59,939 --> 00:03:02,939 وقتی دیدند چه اتفاقی برای دوستشان افتاده است 57 00:03:02,939 --> 00:03:04,939 گفتند 58 00:03:04,939 --> 00:03:06,939 آموخته ایم که محمد 59 00:03:06,939 --> 00:03:10,939 او مردم دژ را بدون همراهی آنها رها نمی کرد 60 00:03:10,939 --> 00:03:12,939 پس متفرق شدند 61 00:03:12,939 --> 00:03:14,939 من اولین زن بودم 62 00:03:14,939 --> 00:03:18,169 من یک مرد مشرک را کشتم 63 00:03:18,169 --> 00:03:27,139 من کی هستم؟ 64 00:03:27,139 --> 00:03:29,139 پاسخ 65 00:03:29,139 --> 00:03:31,139 صفیه بنت عبدالمطلب 66 00:03:31,139 --> 00:03:33,139 خداوند از او راضی باشد 67 00:03:33,139 --> 00:03:43,560 توقف کنید 68 00:03:43,560 --> 00:03:52,439 با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد 69 00:03:52,439 --> 00:03:54,439 چالش جدید 70 00:03:54,439 --> 00:03:56,439 من کی هستم؟ 71 00:03:56,439 --> 00:04:02,939 من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم 72 00:04:02,939 --> 00:04:04,939 از بنی اسد 73 00:04:04,939 --> 00:04:08,939 یکی از شجاع ترین شوالیه های دوران پیش از اسلام و اسلام 74 00:04:08,939 --> 00:04:11,939 داشتم هزار شوالیه می شمردم 75 00:04:11,939 --> 00:04:14,939 من در سال نهم هجری اسلام آوردم 76 00:04:14,939 --> 00:04:18,939 با پیامبر صلی الله علیه و آله بیعت کردم 77 00:04:18,939 --> 00:04:22,970 بعد که با یک هیئت ملی به خانه هایمان برگشتم 78 00:04:22,970 --> 00:04:24,970 اسلام را رها کردم 79 00:04:24,970 --> 00:04:26,970 من ادعای نبوت کردم 80 00:04:26,970 --> 00:04:31,970 این کمی قبل از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله بود 81 00:04:31,970 --> 00:04:33,970 بعد موضوع من عالی شد 82 00:04:33,970 --> 00:04:38,970 مردم پس از رحلت او رضی الله عنه از من پیروی کردند 83 00:04:38,970 --> 00:04:43,970 پس خلیفه ابوبکر صدیق رضی الله عنه با من جنگید 84 00:04:43,970 --> 00:04:46,970 او تعدادی از همراهان ارشد را کشت 85 00:04:46,970 --> 00:04:52,970 سپس او را شکست دادم که با خالد بن ولید رضی الله عنه ملاقات کردم 86 00:04:52,970 --> 00:04:54,970 پس به شام فرار کردم 87 00:04:54,970 --> 00:04:56,970 سپس بعد از آن اسلام آوردم 88 00:04:56,970 --> 00:05:01,970 به امیرالمؤمنین عمر بن الخطاب رضی الله عنه تقدیم شد. 89 00:05:01,970 --> 00:05:04,970 من با اسلام بیعت کردم 90 00:05:04,970 --> 00:05:07,970 او قبول کرد و مرا بخشید 91 00:05:09,930 --> 00:05:12,930 او در فتوحات مسلمانان شرکت کرد 92 00:05:12,930 --> 00:05:16,930 من جوانمردی و شجاعت خود را برای خدمت به اسلام به کار بردم 93 00:05:16,930 --> 00:05:20,930 برای کفاره ارتدادم 94 00:05:20,930 --> 00:05:24,120 در جنگ القادسیه 95 00:05:24,120 --> 00:05:29,120 رهبری مسلمانان را سعد بن ابی وقاص رضی الله عنه بر عهده داشت 96 00:05:29,120 --> 00:05:32,120 روبروی پارسیان بودند 97 00:05:32,120 --> 00:05:36,120 پارسی ها از نظر تعداد و تجهیزات برتر بودند 98 00:05:36,120 --> 00:05:39,120 و قبل از شروع نبرد 99 00:05:39,120 --> 00:05:42,120 سعد بن ابی وقاص رضی الله عنه مرا فرستاد 100 00:05:42,120 --> 00:05:45,120 در پیشاهنگ هفت نفره 101 00:05:45,120 --> 00:05:48,120 برای کشف اخبار فارسی 102 00:05:48,120 --> 00:05:53,310 او به ما دستور داد که اگر توانستیم یک مرد ایرانی را اسیر کنیم 103 00:05:53,310 --> 00:05:56,310 یک بار از اردوگاه مسلمانان خارج شدیم 104 00:05:56,310 --> 00:06:00,310 لشکر پارسی که روبرویمان بود غافلگیر شدیم 105 00:06:00,310 --> 00:06:04,310 فکر می کردیم از ما دور هستند 106 00:06:04,310 --> 00:06:07,310 دوستانم تصمیم گرفتند برگردند 107 00:06:07,310 --> 00:06:14,339 قبل از انجام مأموریتی که سعد رضی الله عنه به ما محول کرده بود از بازگشت خودداری کردم 108 00:06:14,339 --> 00:06:18,339 اصحاب آن شش به لشکر مسلمانان بازگشتند 109 00:06:18,339 --> 00:06:21,339 در مورد من، من با اسبم راه افتادم 110 00:06:21,339 --> 00:06:24,339 من به تنهایی به لشکر ایرانی هجوم می برم 111 00:06:24,339 --> 00:06:26,339 پس به دور ارتش چرخیدم 112 00:06:26,339 --> 00:06:31,339 تا اینکه به یک چادر سفید بزرگ رسیدم 113 00:06:31,339 --> 00:06:35,339 در مقابل او تعدادی از بهترین اسب ها قرار داشتند 114 00:06:35,339 --> 00:06:39,339 فهمیدم که خیمه رستم پیشوای ایرانی است 115 00:06:39,339 --> 00:06:43,339 طناب هایش را برید و اسب ها را رها کرد 116 00:06:43,339 --> 00:06:46,339 چادر بر سر کسانی که در آن بودند افتاد 117 00:06:46,339 --> 00:06:48,339 بعد فرار کردم 118 00:06:48,339 --> 00:06:52,879 منظورم توهین به آنها بود 119 00:06:52,879 --> 00:06:55,879 و هنگامی که به سوی لشکر مسلمانان عقب نشینی کرد 120 00:06:55,879 --> 00:06:59,879 سه تا از شوالیه های قهرمان آنها به دنبال من آمدند 121 00:06:59,879 --> 00:07:02,879 وقتی از اردوگاه آنها رد شدیم 122 00:07:02,879 --> 00:07:04,879 من ایستادم تا با آنها مبارزه کنم 123 00:07:04,879 --> 00:07:06,879 بنابراین من دو نفر از آنها را کشتم 124 00:07:06,879 --> 00:07:08,879 سومی اسیر شد 125 00:07:08,879 --> 00:07:12,879 من آن را به اردوگاه مسلمانان ارائه کردم 126 00:07:12,879 --> 00:07:15,879 سعد رضی الله عنه به زندانی گفت 127 00:07:15,879 --> 00:07:18,879 از ارتشت بگو 128 00:07:18,879 --> 00:07:21,879 پارسی با حیرت گفت 129 00:07:21,879 --> 00:07:23,879 از ارتش من برای شما بگویم 130 00:07:23,879 --> 00:07:26,879 بلکه در مورد این مرد به شما خواهم گفت 131 00:07:26,879 --> 00:07:28,879 کی منو آورد 132 00:07:28,879 --> 00:07:31,879 ما هرگز این مرد را مانند او ندیده ایم 133 00:07:32,939 --> 00:07:34,939 او از دو اردوگاه عبور کرد 134 00:07:34,939 --> 00:07:37,939 هیچ ارتشی نمی تواند از آنها سبقت بگیرد 135 00:07:37,939 --> 00:07:39,939 بعد چادر رهبر ما را برید 136 00:07:39,939 --> 00:07:41,939 او یک اسب را شلیک کرد 137 00:07:41,939 --> 00:07:44,939 سپس او دو تا از بهترین شوالیه های ما را کشت 138 00:07:44,939 --> 00:07:46,939 و من را اسیر خود کند 139 00:07:46,939 --> 00:07:49,939 فکر می کردم یکی از شجاع ترین ایرانی ها هستم 140 00:07:49,939 --> 00:07:53,040 این چه نوع قهرمانی است؟ 141 00:07:53,040 --> 00:07:56,040 سپس آن پارسی اسلام آورد 142 00:07:56,040 --> 00:08:00,319 خبر لشکر پارسی را به صعده گفت 143 00:08:00,319 --> 00:08:04,319 من همچنان بر اسلام و جهادم ثابت قدم ماندم 144 00:08:04,319 --> 00:08:06,319 دعواها را ادامه دهید 145 00:08:06,319 --> 00:08:09,319 و برای رضای خدا میجنگم 146 00:08:09,319 --> 00:08:13,509 تا اینکه در جنگ نوحه و ناد کشته شدم 147 00:08:13,509 --> 00:08:22,009 من کی هستم؟ 148 00:08:22,009 --> 00:08:26,009 پاسخ طلیحه بن خویل، رئیس اسدی است 149 00:08:26,009 --> 00:08:37,059 خداوند از او راضی باشد 150 00:08:37,059 --> 00:08:40,129 توقف کنید 151 00:08:40,129 --> 00:08:44,129 با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد 152 00:08:44,129 --> 00:08:50,980 یک چالش جدید از طرف من 153 00:08:50,980 --> 00:08:58,570 من از اصحاب بزرگ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم 154 00:08:58,570 --> 00:09:00,570 من از متحدان انصار هستم 155 00:09:00,570 --> 00:09:04,570 با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم یکی را شاهد بودم 156 00:09:04,570 --> 00:09:07,570 و تهاجمات بعدی 157 00:09:07,570 --> 00:09:11,570 من مورد اعتماد پیامبر صلی الله علیه و آله بودم 158 00:09:11,570 --> 00:09:13,570 و صاحب راز او 159 00:09:13,570 --> 00:09:17,600 و احادیث وسوسه تا قیامت از او گرفته شد 160 00:09:17,600 --> 00:09:21,600 انگار می‌توانستم آن را با چشمان خودم ببینم 161 00:09:21,600 --> 00:09:24,370 در نبرد سنگر 162 00:09:24,370 --> 00:09:27,370 پیغمبر صلی الله علیه و آله خواست 163 00:09:27,370 --> 00:09:31,370 برای دانستن اخبار احزابی که علیه ما جمع شده اند 164 00:09:31,370 --> 00:09:36,370 در یک شب سرد و سخت بودیم 165 00:09:36,370 --> 00:09:39,370 ما از ترس و گرسنگی رنج می بریم 166 00:09:39,370 --> 00:09:42,429 ایشان رضی الله عنه فرمودند 167 00:09:42,429 --> 00:09:46,429 آیا مردی هست که اخبار مردم را برای من بیاورد؟ 168 00:09:46,429 --> 00:09:49,429 خداوند او را در روز قیامت نزد من نگه دارد 169 00:09:49,429 --> 00:09:53,429 ما ساکت شدیم و هیچ کدام جواب او را ندادیم 170 00:09:53,429 --> 00:09:55,460 بعد دومی را گفت 171 00:09:55,460 --> 00:09:58,460 آیا مردی هست که اخبار مردم را برای ما بیاورد؟ 172 00:09:58,460 --> 00:10:01,460 خداوند او را در روز قیامت نزد من نگه دارد 173 00:10:01,460 --> 00:10:05,460 ما ساکت شدیم و هیچ کدام جواب او را ندادیم 174 00:10:05,460 --> 00:10:07,590 بعد بار سوم گفت 175 00:10:07,590 --> 00:10:10,590 هیچ کدام از ما جواب او را ندادیم 176 00:10:10,590 --> 00:10:14,590 او رضی الله عنه به من گفت 177 00:10:14,590 --> 00:10:44,940 برخیز و خبر مردم را برای ما بیاور، اما پس از آن که مرا به نام خواند، چاره ای جز برخاستن نیافتم و رضی الله عنه به من گفت: برو و برایم خبری بیاور. مردم، و آنها را از او نترسان. گفتم: بشنو و اطاعت کن یا رسول الله. وقتی بیرون آمد 178 00:10:44,940 --> 00:10:52,139 انگار در حمامی قدم می زدم تا اینکه به میان مردم آمدم و از اخبارشان مطلع شدم. 179 00:10:52,139 --> 00:11:01,500 وقتی می خواستم برگردم، ابوسفیان، پیشوای مشرکان را دیدم که پشت بر آتش نماز می خواند. 180 00:11:01,500 --> 00:11:07,009 پس تیری در کمان کمان گذاشتم و خواستم آن را پرتاب کنم. 181 00:11:07,009 --> 00:11:11,009 پس سخنان رسول خدا صلی الله علیه و آله را ذکر کردم 182 00:11:11,009 --> 00:11:13,009 نگران من نباش 183 00:11:13,009 --> 00:11:16,070 تیر را به جایش برگرداندم 184 00:11:16,070 --> 00:11:19,070 اگر پرتاب می کردم حتما می زدمش 185 00:11:19,070 --> 00:11:22,779 پس نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدم 186 00:11:22,779 --> 00:11:25,779 پس اخبار مردم را به او گفتم 187 00:11:25,779 --> 00:11:28,809 وقتی کارم تموم شد 188 00:11:28,809 --> 00:11:32,809 سرمایی که پیدا کردم برگشت 189 00:11:32,809 --> 00:11:35,809 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله مرا لباس پوشاند 190 00:11:36,809 --> 00:11:40,809 از مازاد خرقه ای که بر تن داشت و در آن نماز می خواند 191 00:11:40,809 --> 00:11:43,809 تا سحر خواب ماندم 192 00:11:43,809 --> 00:11:46,809 وقتی مؤذن اذان می گفت 193 00:11:46,809 --> 00:11:49,809 او رضی الله عنه به من گفت 194 00:11:49,809 --> 00:11:53,639 بلند شو نوما 195 00:11:53,639 --> 00:11:56,639 وقتی مرگ سراغم آمد، گریه کردم 196 00:11:56,639 --> 00:11:59,639 گفته شد: چه چیزی تو را به گریه می آورد؟ 197 00:11:59,639 --> 00:12:03,639 گفتم: من گریه نمی کنم، برای دنیا متاسفم. 198 00:12:03,639 --> 00:12:06,639 بلکه مرگ برای من محبوب تر است 199 00:12:06,639 --> 00:12:09,639 اما نمی دانم چه کنم 200 00:12:09,639 --> 00:12:12,639 رضایت یا نارضایتی؟ 201 00:12:12,639 --> 00:12:15,929 و وقتی کفن را برایم آوردند 202 00:12:15,929 --> 00:12:18,929 به او نگاه کردم 203 00:12:18,929 --> 00:12:21,929 پس گران است 204 00:12:21,929 --> 00:12:24,929 پس گفتم: این برای من کفن نیست. 205 00:12:24,929 --> 00:12:27,929 دو رول سفید برای من کافی است 206 00:12:27,929 --> 00:12:30,929 آنها پیراهن ندارند 207 00:12:30,929 --> 00:12:33,929 جز اندکی چیزی در قبر نمی گذارم 208 00:12:33,929 --> 00:12:36,929 تا زمانی که آنها را با موارد بهتر جایگزین کنم 209 00:12:36,929 --> 00:12:40,090 یا بدتر از اونا 210 00:12:40,090 --> 00:12:43,090 سپس چند کلمه را زیر لب زمزمه کردم و گفتم 211 00:12:43,090 --> 00:12:46,090 به مرگ خوش آمدی 212 00:12:46,090 --> 00:12:49,090 حبیب مشتاق آمد 213 00:12:49,090 --> 00:12:52,090 من از پشیمانی موفق نمی شوم 214 00:12:52,090 --> 00:12:55,179 بعد روحیه ام لبریز شد 215 00:12:55,179 --> 00:13:05,320 من کی هستم؟ 216 00:13:05,320 --> 00:13:08,320 توقف کنید 217 00:13:08,320 --> 00:13:20,820 با صحابه و علما آشنا شد 218 00:13:20,820 --> 00:13:23,820 و پرچم ها 219 00:13:23,820 --> 00:13:29,669 چالش جدید 220 00:13:29,669 --> 00:13:32,669 من کی هستم؟ 221 00:13:32,669 --> 00:13:38,200 من یکی از اصحاب فقیر هستم 222 00:13:38,200 --> 00:13:41,200 من کوتاه و زشت بودم 223 00:13:41,200 --> 00:13:44,200 مرد فقیری با اصل و نسب ناشناس 224 00:13:44,200 --> 00:13:47,200 حس شوخ طبعی داشتم 225 00:13:47,200 --> 00:13:50,200 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مرا دوست داشت 226 00:13:50,200 --> 00:13:53,200 یک بار به من گفت 227 00:13:53,200 --> 00:13:56,200 ازدواج نمیکنی؟ 228 00:13:56,200 --> 00:13:59,200 گفتم: ای رسول خدا چه کسی با من ازدواج می کند؟ 229 00:13:59,200 --> 00:14:02,200 ایشان رضی الله عنه فرمودند 230 00:14:02,200 --> 00:14:05,330 من با تو ازدواج خواهم کرد 231 00:14:05,330 --> 00:14:08,330 بنابراین گفتم: «پس مرا تنبل می‌یابی.» 232 00:14:08,330 --> 00:14:11,360 ای رسول خدا 233 00:14:11,360 --> 00:14:14,360 گفت: اما تو با خدا هستی. 234 00:14:15,360 --> 00:14:19,419 روزی پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند 235 00:14:19,419 --> 00:14:22,419 برای مرد انصار 236 00:14:22,419 --> 00:14:25,419 دخترت با من ازدواج کن 237 00:14:25,419 --> 00:14:28,419 انصاری خوشحال شد و گفت 238 00:14:28,419 --> 00:14:31,509 آری و کرامت یک چشم یا رسول الله 239 00:14:31,509 --> 00:14:34,509 ایشان رضی الله عنه فرمودند 240 00:14:34,509 --> 00:14:37,509 من آن را برای خودم نمی خواهم 241 00:14:37,509 --> 00:14:40,509 من او را برای این می خواهم 242 00:14:40,509 --> 00:14:43,580 به من اشاره کرد 243 00:14:43,580 --> 00:14:46,580 تردید کرد و گفت 244 00:14:46,580 --> 00:14:49,669 تا اینکه با مادرش مشورت کنم 245 00:14:49,669 --> 00:14:52,669 وقتی باهاش مشورت کردم 246 00:14:52,669 --> 00:14:55,700 مادر گفت: نه به خدا. 247 00:14:55,700 --> 00:14:58,700 ما هرگز با او ازدواج نمی کنیم 248 00:14:58,700 --> 00:15:01,700 دختر احساس کرد 249 00:15:01,700 --> 00:15:04,700 پس از پدر و مادرش پرسید که چه کسی مرا از تو خواستگاری کرد 250 00:15:04,700 --> 00:15:07,700 پس مادرش به او گفت 251 00:15:07,700 --> 00:15:10,700 گفت: آیا رسول خدا را اجابت می کنی؟ 252 00:15:10,700 --> 00:15:13,700 مرا به سمت او هل بده 253 00:15:13,700 --> 00:15:16,860 خدا مرا ضایع نخواهد کرد 254 00:15:16,860 --> 00:15:19,860 پس پدرش نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت 255 00:15:19,860 --> 00:15:22,860 پس بهش بگو 256 00:15:22,860 --> 00:15:25,860 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله او را به عقد من درآورد 257 00:15:25,860 --> 00:15:28,860 و او گفت 258 00:15:28,860 --> 00:15:31,860 خدایا صبح و بعدازظهر بر او خیر بریز 259 00:15:31,860 --> 00:15:34,860 و امرار معاش نکن 260 00:15:34,860 --> 00:15:38,019 مثل این 261 00:15:38,019 --> 00:15:41,019 پس از آن یک زن بیشتر از او 262 00:15:41,019 --> 00:15:44,700 پول و خرج 263 00:15:44,700 --> 00:15:47,700 چند روز بعد از ازدواجم 264 00:15:47,700 --> 00:15:50,700 رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت 265 00:15:50,700 --> 00:15:53,700 در سفر او، من با او بیرون رفتم 266 00:15:53,700 --> 00:15:56,700 زمانی که خداوند به او پیروزی عطا کرد 267 00:15:56,700 --> 00:15:59,700 به دوستانش گفت 268 00:15:59,700 --> 00:16:02,730 دلت برای کسی تنگ شده؟ 269 00:16:02,730 --> 00:16:05,730 گفتند فلانی را از دست می دهیم 270 00:16:06,730 --> 00:16:09,730 ببینید آیا دلتان برای کسی تنگ شده است 271 00:16:09,730 --> 00:16:12,759 گفتند نه 272 00:16:12,759 --> 00:16:15,759 ایشان رضی الله عنه فرمودند 273 00:16:15,759 --> 00:16:18,759 اما دلم برای فلانی تنگ شده است 274 00:16:18,759 --> 00:16:21,759 منظورش منه 275 00:16:21,759 --> 00:16:24,759 او را در میان مردگان جستجو کنید 276 00:16:24,759 --> 00:16:27,759 دنبالم گشتند و پیدا کردند 277 00:16:27,759 --> 00:16:30,759 گفتند یا رسول الله 278 00:16:30,759 --> 00:16:33,820 اینجا او در کنار هفت مشرک است 279 00:16:34,820 --> 00:16:37,820 هفت کشته 280 00:16:37,820 --> 00:16:40,919 سپس کشته شدند 281 00:16:40,919 --> 00:16:43,919 این از من است و من از او هستم 282 00:16:43,919 --> 00:16:46,919 این از من است و من از او هستم 283 00:16:46,919 --> 00:16:50,049 این از من است و من از او هستم 284 00:16:50,049 --> 00:16:53,049 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله مرا زمین گذاشت 285 00:16:53,049 --> 00:16:56,049 روی ساعدم 286 00:16:56,049 --> 00:16:59,049 و قبرم را برایم حفر کن 287 00:16:59,049 --> 00:17:02,049 و من بدون یاری رسول خدا بستری ندارم 288 00:17:02,049 --> 00:17:05,140 سپس مرا رضی الله عنه قرار داد 289 00:17:05,140 --> 00:17:08,140 در قبر من در دست شریفش 290 00:17:08,140 --> 00:17:11,400 من کی هستم؟ 291 00:17:11,400 --> 00:17:20,799 پاسخ جلیبیب است 292 00:17:20,799 --> 00:17:33,819 خداوند از او راضی باشد 293 00:17:33,819 --> 00:17:36,849 توقف کنید و با اصحاب ملاقات کنید 294 00:17:36,849 --> 00:17:39,849 دانشمندان و چهره ها 295 00:17:39,849 --> 00:17:45,759 چالش جدید 296 00:17:45,759 --> 00:17:51,799 من کی هستم؟ 297 00:17:51,799 --> 00:17:54,799 من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم 298 00:17:54,799 --> 00:17:57,799 یک روز پیش او آمدم 299 00:17:57,799 --> 00:18:00,799 او در حال نامزدی است و من تازه وارد هستم 300 00:18:00,799 --> 00:18:03,799 با اسلام 301 00:18:03,799 --> 00:18:06,799 پس گفتم یا رسول الله 302 00:18:06,799 --> 00:18:09,799 مرد غریبی آمد و از دینش پرسید 303 00:18:09,799 --> 00:18:12,829 او نمی داند چیست 304 00:18:12,829 --> 00:18:15,829 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله نزد من آمد 305 00:18:15,829 --> 00:18:18,829 نامزدی را ترک کرد 306 00:18:18,829 --> 00:18:21,829 روی صندلی با پاهای آهنی نشست 307 00:18:21,829 --> 00:18:24,829 و به من یاد داد 308 00:18:24,829 --> 00:18:27,900 از آنچه خدا می دانست 309 00:18:27,900 --> 00:18:30,900 سپس خطبه خود را خواند و آخرین آن را تمام کرد 310 00:18:30,900 --> 00:18:34,759 رسول خدا صلی الله علیه و آله به من تعلیم داد 311 00:18:34,759 --> 00:18:37,759 سوره بقره 312 00:18:37,759 --> 00:18:40,759 نه ترکش کردم و نه از من ناپدید شد 313 00:18:40,759 --> 00:18:43,759 از آنجایی که رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را به من آموخت 314 00:18:43,759 --> 00:18:46,759 و آن را با خود برد 315 00:18:46,759 --> 00:18:49,759 آنچه از قرآن برداشتم 316 00:18:49,759 --> 00:18:52,759 پشتم از خواندن نماز شب درد نمی کند 317 00:18:52,759 --> 00:18:56,140 و وقتی نمازم تمام شد 318 00:18:56,140 --> 00:18:59,140 دعا می کنم و می گویم 319 00:18:59,140 --> 00:19:02,140 خدایا عمری به من عطا کن تا هست 320 00:19:02,140 --> 00:19:05,140 برای من خوبه و بذار بمیرم 321 00:19:05,140 --> 00:19:08,140 مرگی پاک و مهربان 322 00:19:08,140 --> 00:19:11,140 کسانی که از برادرانم این موضوع را شنیده اند به من حسادت می کنند 323 00:19:11,140 --> 00:19:14,140 مسلمانان از عفت او 324 00:19:14,140 --> 00:19:17,140 و خوبی هایش 325 00:19:17,140 --> 00:19:20,140 و مرگ من را به خاطر خود یک قتل قرار بده 326 00:19:20,140 --> 00:19:24,259 و او مرا در مورد خودم فریب داد 327 00:19:24,259 --> 00:19:27,259 من با لشکری بر عبدالرحمن بیرون رفتم 328 00:19:27,259 --> 00:19:30,259 بن سمره رضی الله عنه 329 00:19:30,259 --> 00:19:33,259 چون شب شد، برخاستم و نماز خواندم 330 00:19:33,259 --> 00:19:36,259 دور از دوستانم 331 00:19:36,259 --> 00:19:39,259 حتی اگر اواخر شب باشد 332 00:19:39,259 --> 00:19:42,299 زرهم را زمین گذاشتم و خوابیدم 333 00:19:42,299 --> 00:19:45,299 رفتند و متوجه من نشدند 334 00:19:45,299 --> 00:19:48,299 سپس دشمن مرا دید 335 00:19:48,299 --> 00:19:51,299 پس نزد من آمد تا در خواب آنها را معالجه کنم 336 00:19:51,299 --> 00:19:54,299 پس شمشیر مرا گرفتند و کشتند 337 00:19:54,299 --> 00:19:57,329 بعد دوستانم دلتنگ من شدند 338 00:19:57,329 --> 00:20:00,329 بنابراین آنها به من بازگشتند 339 00:20:00,329 --> 00:20:03,329 آنها درمان را پیدا کردند و خواستند از من سرقت کنند 340 00:20:03,329 --> 00:20:06,359 و آنها نماینده من هستند 341 00:20:06,359 --> 00:20:09,460 وقتی آنها را دیدند فرار کردند و مرا ترک کردند 342 00:20:09,460 --> 00:20:19,269 من کی هستم؟ 343 00:20:19,269 --> 00:20:22,269 ابورفاع 344 00:20:22,269 --> 00:20:25,269 تمیم بن آسید العدوی رضی الله عنه 345 00:20:25,269 --> 00:20:35,019 توقف کنید 346 00:20:35,019 --> 00:20:38,019 با صحابه و علما آشنا شد 347 00:20:38,019 --> 00:20:43,869 و پرچم ها 348 00:20:43,869 --> 00:20:46,869 یک چالش جدید از طرف من 349 00:20:46,869 --> 00:20:53,690 من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم 350 00:20:53,690 --> 00:20:56,720 او در سال نهم هجری اسلام آورد 351 00:20:56,720 --> 00:20:59,720 شاهد جنگ تبوک بود 352 00:20:59,720 --> 00:21:02,720 من از مسلمانان فقیر بودم 353 00:21:02,720 --> 00:21:06,140 با اهل صوفیه 354 00:21:06,140 --> 00:21:09,140 نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدم 355 00:21:09,140 --> 00:21:12,140 پس با او نماز فجر خواندم 356 00:21:12,140 --> 00:21:15,140 او رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود 357 00:21:15,140 --> 00:21:18,140 اگر نماز را تمام کرد 358 00:21:18,140 --> 00:21:21,170 چهره دوستانش را مرور کنید 359 00:21:21,170 --> 00:21:24,170 وقتی به من نزدیک شد منکرم شد 360 00:21:24,170 --> 00:21:27,170 تو کی هستی؟ پس به او گفتم 361 00:21:27,170 --> 00:21:30,230 گفت: چه چیزی تو را آورد؟ 362 00:21:30,230 --> 00:21:33,230 گفتم: برای بیعت با تو آمده ام یا رسول الله. 363 00:21:33,230 --> 00:21:36,259 او آنچه را که دوست داشتم گفت 364 00:21:36,259 --> 00:21:39,259 و من از بله گفتن متنفر بودم 365 00:21:39,259 --> 00:21:42,259 پس اسلام آورد و فروخت 366 00:21:42,259 --> 00:21:46,029 او رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود 367 00:21:46,029 --> 00:21:49,029 آماده شدن برای تبوک 368 00:21:49,029 --> 00:21:52,029 چیزی برای حملم نداشتم 369 00:21:52,029 --> 00:21:55,029 بنابراین شروع کردم به صدا زدن کسی که مرا حمل کند 370 00:21:55,029 --> 00:21:58,099 و او سهم من از غنایم را دارد 371 00:21:58,099 --> 00:22:01,099 کعب بن عجره رضی الله عنه مرا دعوت کرد 372 00:22:01,099 --> 00:22:04,099 گفت من تو را حمل می کنم 373 00:22:04,099 --> 00:22:07,099 مانع در شب و مانع در روز 374 00:22:07,099 --> 00:22:10,099 دست تو مثل دست منه 375 00:22:10,099 --> 00:22:13,099 و تیر تو مال من است، پس گفتم بله 376 00:22:13,099 --> 00:22:16,099 بنابراین ما رفتیم 377 00:22:16,099 --> 00:22:19,099 خداوند به او جزای خیر بدهد 378 00:22:19,099 --> 00:22:22,099 او مرا با بارم حمل کرد و بر من افزود 379 00:22:22,099 --> 00:22:25,190 من با او غذا می خورم و او مرا بزرگ می کند 380 00:22:25,190 --> 00:22:28,190 هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله مبعوث شد 381 00:22:28,190 --> 00:22:31,190 خالد بن الولید رضی الله عنه 382 00:22:31,190 --> 00:22:34,190 به آکیدر الکندی 383 00:22:34,190 --> 00:22:37,190 در دوما الجندل با او بیرون رفتم 384 00:22:37,190 --> 00:22:40,190 پس گوسفند بردیم و من شش جوجه گرفتم 385 00:22:40,190 --> 00:22:43,190 پس آن را نزد کعب بن عجره آوردم 386 00:22:43,190 --> 00:22:46,190 پس گفتم برو بیرون 387 00:22:47,190 --> 00:22:50,190 کعب خندان بیرون آمد 388 00:22:50,190 --> 00:22:53,190 می گوید خدا رحمت کند 389 00:22:53,190 --> 00:22:56,259 تو چیزی را داری که برای من و تو حمل کردم 390 00:22:56,259 --> 00:22:59,259 میخوام یه چیزی ازت بگیرم 391 00:22:59,259 --> 00:23:03,279 رسول خدا صلی الله علیه و آله نزد ما آمد 392 00:23:03,279 --> 00:23:06,279 یک روز نشسته بودیم 393 00:23:06,279 --> 00:23:09,279 از نظر شخصیتی روی ما تأثیر گذاشت 394 00:23:09,279 --> 00:23:12,309 گرسنگی گفت 395 00:23:12,309 --> 00:23:15,309 الان که راضی هستی چطوری؟ 396 00:23:15,309 --> 00:23:18,309 گوشت گندم و روغن 397 00:23:18,309 --> 00:23:21,309 پس رنگ خوراکی خوردی 398 00:23:21,309 --> 00:23:24,309 و انواع لباس ها را پوشیدی 399 00:23:24,309 --> 00:23:27,309 امروز بهتری یا آن روز؟ 400 00:23:27,309 --> 00:23:30,380 آن روز گفتیم 401 00:23:30,380 --> 00:23:33,569 گفت: بلکه امروز بهتری. 402 00:23:33,569 --> 00:23:36,569 روزها نگذشته اند 403 00:23:36,569 --> 00:23:39,569 حتی رنگ خوراکی هم خوردیم 404 00:23:39,569 --> 00:23:42,569 همه جور لباس می پوشیدیم 405 00:23:42,569 --> 00:23:52,640 من کی هستم؟ 406 00:23:52,640 --> 00:23:55,640 جواب وثیله بن الاسباء است. 407 00:23:55,640 --> 00:24:08,819 خداوند از او راضی باشد 408 00:24:08,819 --> 00:24:12,329 توقف کن و بفهم 409 00:24:12,329 --> 00:24:15,329 بر صحابه و علما و بزرگان 410 00:24:15,329 --> 00:24:21,140 چالش جدید 411 00:24:21,140 --> 00:24:26,990 من کی هستم؟ 412 00:24:26,990 --> 00:24:29,990 من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم 413 00:24:29,990 --> 00:24:32,990 در میان انصار به شجاعت معروف بود 414 00:24:32,990 --> 00:24:35,990 حیله گری، فداکاری و رستگاری 415 00:24:35,990 --> 00:24:39,019 من در گذشته مسلمان شدم 416 00:24:39,019 --> 00:24:42,019 من شاهد رؤیت با پیامبر صلی الله علیه و آله بودم 417 00:24:42,019 --> 00:24:45,859 ابو رافع بود 418 00:24:45,859 --> 00:24:48,859 یهود به رسول خدا صلی الله علیه و آله ضرر می رساند 419 00:24:48,859 --> 00:24:51,859 کفار را تعیین می کند 420 00:24:51,859 --> 00:24:55,049 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله را فرستاد 421 00:24:55,049 --> 00:24:58,049 مردانی از انصار 422 00:24:58,049 --> 00:25:01,049 برای ترور او و آسودگی خاطر مسلمانان 423 00:25:01,049 --> 00:25:04,049 از شر او و مرا بر آنها امر کرد 424 00:25:04,049 --> 00:25:07,049 ابو رافع در قلعه خود بود 425 00:25:07,049 --> 00:25:10,049 خیبر، پس به سوی آن رفتیم 426 00:25:10,049 --> 00:25:13,049 تا غروب به ما نزدیک نشدند 427 00:25:13,049 --> 00:25:16,049 خورشید آمد و چوپانان با دامهای خود بازگشتند 428 00:25:16,049 --> 00:25:19,049 به قلعه، بنابراین به دوستانم گفتم 429 00:25:19,049 --> 00:25:22,049 بنشینید 430 00:25:22,049 --> 00:25:25,049 زیرا من می روم و با دربان مهربان هستم 431 00:25:25,049 --> 00:25:28,109 شاید باید بیام داخل 432 00:25:28,109 --> 00:25:31,109 پس نزدیک شدم تا به در نزدیک شدم 433 00:25:31,109 --> 00:25:34,109 سپس صورتم را با لباس پوشاندم 434 00:25:34,109 --> 00:25:37,109 انگار دارم خودم را راحت می کنم 435 00:25:37,109 --> 00:25:40,109 دربان بر سر من فریاد زد: "اوه، این یکی." 436 00:25:40,109 --> 00:25:43,109 اگر می خواهید وارد شوید وارد شوید 437 00:25:43,109 --> 00:25:46,140 می خواهم در را ببندم 438 00:25:46,140 --> 00:25:49,140 پس او وارد قلعه شد و پنهان شد 439 00:25:49,140 --> 00:25:52,140 نزدیک درب تا ببینم 440 00:25:52,140 --> 00:25:55,140 من مسئول هستم و برنامه ام را تنظیم می کنم 441 00:25:56,140 --> 00:25:59,140 سپس کلیدها را به گیره آویزان کنید 442 00:25:59,140 --> 00:26:02,140 او رفت و من به سمت کلیدها رفتم 443 00:26:02,140 --> 00:26:05,140 پس گرفتم و در را باز کردم 444 00:26:05,140 --> 00:26:08,140 کمی و به اتاق نگاه کرد 445 00:26:08,140 --> 00:26:11,140 در بالای قلعه، تعدادی از آنها در آنجا می مانند 446 00:26:11,140 --> 00:26:14,140 پس دانستم که اتاق ابورافع است 447 00:26:14,140 --> 00:26:17,180 هنگامی که اهل سمره او را ترک کردند 448 00:26:17,180 --> 00:26:20,180 رفتم سمتش و درستش کردم 449 00:26:20,180 --> 00:26:23,180 هر بار که دری را باز می کنم، آن را می بندم 450 00:26:24,180 --> 00:26:27,180 تا اینکه به ابورافع رسیدم 451 00:26:27,180 --> 00:26:30,180 بنابراین او در یک اتاق تاریک بود 452 00:26:30,180 --> 00:26:33,180 با همسرش هیچ فرقی نمی کنم 453 00:26:33,180 --> 00:26:36,180 تاریکی شدیدی بین آنها حاکم بود 454 00:26:36,180 --> 00:26:39,180 پس او را ابورافع صدا کردم. 455 00:26:39,180 --> 00:26:42,180 گفت این کیه؟ 456 00:26:42,180 --> 00:26:45,180 به سمت صدا افتادم 457 00:26:45,180 --> 00:26:48,180 پس او را با شمشیر زدم 458 00:26:48,180 --> 00:26:51,180 بعد دویدم بیرون 459 00:26:51,180 --> 00:26:54,180 بنابراین می دانستم که او نمرده است 460 00:26:54,180 --> 00:26:57,180 پس به سمتش برگشتم و صدایم را عوض کردم 461 00:26:57,180 --> 00:27:00,180 و گفتم: ابا رافع تو را چه شده است؟ 462 00:27:00,180 --> 00:27:03,180 به مادرت گفت وای 463 00:27:03,180 --> 00:27:06,180 مردی در خانه با شمشیر مرا زد 464 00:27:06,180 --> 00:27:09,180 بنابراین من مکان او را می دانستم 465 00:27:09,180 --> 00:27:12,180 پس برای بار دوم او را با شمشیر زدم 466 00:27:12,180 --> 00:27:15,180 سپس نوک شمشیر را در شکم او گذاشت 467 00:27:15,180 --> 00:27:18,180 تا اینکه از پشتش بیرون آمد 468 00:27:19,180 --> 00:27:22,180 بعد دویدم بیرون 469 00:27:22,180 --> 00:27:25,180 و شروع کردم به باز کردن درها، در به در 470 00:27:25,180 --> 00:27:28,180 و من ضعیف بین بودم 471 00:27:28,180 --> 00:27:31,180 از پله ها افتادم پایین و پایم شکست 472 00:27:31,180 --> 00:27:34,180 پس او را با عمامه بستم 473 00:27:34,180 --> 00:27:37,180 سپس راه افتادم تا آنجا که نشستم 474 00:27:37,180 --> 00:27:40,940 از دروازه قلعه 475 00:27:40,940 --> 00:27:43,940 وقتی صبح شد 476 00:27:43,940 --> 00:27:46,940 عزادار روی حصار ایستاد 477 00:27:47,940 --> 00:27:50,980 تاجر مردم حجاز 478 00:27:50,980 --> 00:27:53,980 پس به سراغ دوستانم رفتم و گفتم 479 00:27:53,980 --> 00:27:56,980 که زنده ماند که زنده ماند 480 00:27:56,980 --> 00:27:59,980 خداوند ابو رافع را کشت 481 00:27:59,980 --> 00:28:03,069 بنابراین به سمت شهر حرکت کردیم 482 00:28:03,069 --> 00:28:06,069 وقتی واردش شدیم 483 00:28:06,069 --> 00:28:09,069 او رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود 484 00:28:09,069 --> 00:28:12,069 بالای منبر موعظه می کند 485 00:28:12,069 --> 00:28:15,069 وقتی ما را دید گفت: 486 00:28:15,069 --> 00:28:18,170 و صورت تو ای رسول خدا 487 00:28:18,170 --> 00:28:21,170 وقتی دید، پایم شکست 488 00:28:21,170 --> 00:28:24,170 گفت پایت را ساده کن 489 00:28:24,170 --> 00:28:27,170 بنابراین من آن را پخش کردم و او آن را پاک کرد 490 00:28:27,170 --> 00:28:30,170 حالم خوب بود انگار هیچ وقت از او شکایت نکرده بودم 491 00:28:30,170 --> 00:28:40,210 من کی هستم؟ 492 00:28:40,210 --> 00:28:43,210 پاسخ عبدالله بن اتیک است 493 00:28:43,210 --> 00:28:56,579 خداوند از او راضی باشد 494 00:28:56,579 --> 00:28:59,579 توقف کنید و با اصحاب ملاقات کنید 495 00:29:00,579 --> 00:29:06,460 چالش جدید 496 00:29:06,460 --> 00:29:11,730 من کی هستم؟ 497 00:29:11,730 --> 00:29:14,730 من مادر مؤمنان هستم 498 00:29:14,730 --> 00:29:17,759 و همسر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم 499 00:29:17,759 --> 00:29:20,759 او به مادر فقرا معروف بود 500 00:29:20,759 --> 00:29:23,759 چون به آنها غذا می دادم و صدقه می دادم 501 00:29:23,759 --> 00:29:26,890 قبل و بعد از اسلام 502 00:29:26,890 --> 00:29:29,890 من اولین کسی بودم که در بقیع دفن شدم. 503 00:29:29,890 --> 00:29:32,890 از مادران مؤمنان 504 00:29:32,890 --> 00:29:35,890 من در روزهای خودم بودم 505 00:29:35,890 --> 00:29:40,069 با شرایط خوب 506 00:29:40,069 --> 00:29:43,069 با همه اطرافیانم 507 00:29:43,069 --> 00:29:46,069 و با همه همسران پیامبر صلی الله علیه و آله 508 00:29:46,069 --> 00:29:49,069 کسی به من اشاره نکرد 509 00:29:49,069 --> 00:29:52,069 به جز خوب 510 00:29:52,069 --> 00:29:55,069 خودم را مشغول می کردم 511 00:29:55,069 --> 00:29:58,069 با ذکر و عبادت 512 00:29:58,069 --> 00:30:01,069 و به نیازمندان کمک کنید 513 00:30:01,069 --> 00:30:04,069 و خودم با شایعات 514 00:30:04,069 --> 00:30:07,069 نه مشکلات مردم و شرایط خودشان 515 00:30:07,069 --> 00:30:11,059 رسول خدا صلی الله علیه و آله با من ازدواج کرد 516 00:30:11,059 --> 00:30:14,059 پس از مرگ شوهرم در جنگ احد 517 00:30:14,059 --> 00:30:17,099 زیاد نموندم 518 00:30:17,099 --> 00:30:20,099 در خانه نبوت 519 00:30:20,099 --> 00:30:23,099 او در بهار آخرین درگذشت 520 00:30:23,099 --> 00:30:26,099 در سال چهارم هجری 521 00:30:26,099 --> 00:30:29,099 بعد از گذراندن زیباترین هشت ماه عمرم 522 00:30:29,099 --> 00:30:32,099 یکی از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 523 00:30:32,099 --> 00:30:42,420 من کی هستم؟ 524 00:30:42,420 --> 00:30:45,420 جواب مادر مؤمنان است 525 00:30:45,420 --> 00:30:48,420 زینب بنت خزیمه رضی الله عنه 526 00:30:48,420 --> 00:30:59,420 توقف کنید 527 00:30:59,420 --> 00:31:02,420 توقف کنید و با اصحاب ملاقات کنید 528 00:31:02,420 --> 00:31:08,299 دانشمندان و چهره ها 529 00:31:08,299 --> 00:31:11,299 چالش جدید 530 00:31:11,299 --> 00:31:16,640 من کی هستم؟ 531 00:31:17,640 --> 00:31:20,640 از انصار 532 00:31:20,640 --> 00:31:23,670 از قبیله خزرج بنی النجار 533 00:31:23,670 --> 00:31:26,670 من برادر انس بن مالک هستم 534 00:31:26,670 --> 00:31:29,930 بنده پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 535 00:31:29,930 --> 00:31:32,930 با پیامبر صلی الله علیه و آله شهادت دادم 536 00:31:32,930 --> 00:31:36,019 تمام صحنه ها به جز بدر 537 00:31:36,019 --> 00:31:39,019 پیامبر صلی الله علیه و آله درباره من فرمود 538 00:31:39,019 --> 00:31:42,019 پروردگاری ژولیده و خاک آلود که به او اهمیت نمی دهد 539 00:31:42,019 --> 00:31:45,019 اگر به خدا سوگند یاد می کرد به آن وفا می کرد 540 00:31:45,019 --> 00:31:48,019 از آنها این 541 00:31:48,019 --> 00:31:52,430 پس از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم 542 00:31:52,430 --> 00:31:55,430 در جنگ های ارتداد شرکت کرد 543 00:31:55,430 --> 00:31:58,430 شما یکی از کلیدهای پیروزی مسلمانان بودید 544 00:31:58,430 --> 00:32:01,559 روز کبوتر 545 00:32:01,559 --> 00:32:04,559 پس از مسیرمه، دروغگو و همراهان او مستحکم شدند 546 00:32:04,559 --> 00:32:07,559 در یک باغ بزرگ 547 00:32:07,559 --> 00:32:10,559 دیوار بزرگی دارد که به آن باغ می گویند 548 00:32:10,559 --> 00:32:13,559 پس از مدتی که محاصره به طول انجامید 549 00:32:13,559 --> 00:32:16,559 به دوستانم گفتم 550 00:32:16,559 --> 00:32:19,559 مرا بر سپری بر نوک نیزه هایت حمل کن 551 00:32:19,559 --> 00:32:22,559 بعد مرا انداختند پارک 552 00:32:22,559 --> 00:32:25,559 بنابراین آنها انجام دادند 553 00:32:25,559 --> 00:32:28,559 بنابراین او به باغ حمله کرد 554 00:32:28,559 --> 00:32:31,559 من به تنهایی با ارتش دروغگو میسرما روبرو شدم 555 00:32:31,559 --> 00:32:34,559 با مدافعان دروازه باغ جنگیدم 556 00:32:34,559 --> 00:32:37,589 تا اینکه تونستم بازش کنم 557 00:32:37,589 --> 00:32:40,589 پس مسلمانان در حال رشد وارد آن شدند 558 00:32:40,589 --> 00:32:43,589 خدا بزرگ است 559 00:32:43,589 --> 00:32:46,589 ما در نبرد پیروز شدیم 560 00:32:46,589 --> 00:32:49,589 من آن روز آسیب دیدم 561 00:32:49,589 --> 00:32:52,589 هشتاد و چند زخم 562 00:32:52,589 --> 00:32:55,589 پس خالد بن ولید رضی الله عنه ماند 563 00:32:55,589 --> 00:33:00,700 علی شهرا مرهم زخم هایم است 564 00:33:00,700 --> 00:33:03,700 او قبل از جنگ به شمشیربازی معروف بود 565 00:33:03,700 --> 00:33:06,700 پس من صد مرد شجاع را کشتم 566 00:33:06,700 --> 00:33:09,700 دوئل 567 00:33:10,700 --> 00:33:13,859 باشد که شجاعت و شهامت من اغراق شود 568 00:33:13,859 --> 00:33:16,859 و من از مرگ نمی ترسم 569 00:33:16,859 --> 00:33:19,859 نوشته خلیفه عمر بن الخطاب رضی الله عنه 570 00:33:19,859 --> 00:33:22,859 خطاب به فرماندهان ارتش 571 00:33:22,859 --> 00:33:25,859 او به آنها توصیه می کند که از من در ارتش یا گروهان استفاده نکنند 572 00:33:25,859 --> 00:33:28,859 توضیح دادن که 573 00:33:28,859 --> 00:33:33,720 که من محکوم به مرگ هستم 574 00:33:33,720 --> 00:33:36,720 و در یکی از نبردها فرصت ها را محاصره می کنیم 575 00:33:36,720 --> 00:33:39,720 فرصت ها به سمت شما پرتاب شد، نه اصلا 576 00:33:39,720 --> 00:33:42,720 در زنجیر محافظت شده 577 00:33:42,720 --> 00:33:45,720 در بدن مرد نفوذ می کند تا زمانی که بمیرد 578 00:33:45,720 --> 00:33:48,779 یکی از آنها برادرم انس را زد 579 00:33:48,779 --> 00:33:51,779 خداوند از او راضی باشد 580 00:33:51,779 --> 00:33:54,779 با عجله به سمتش رفتم و زنجیر را با دستم گرفتم 581 00:33:54,779 --> 00:33:57,779 تا او را از شر آن خلاص کند 582 00:33:57,779 --> 00:34:00,880 تا اینکه موفق به انجام این کار شدم 583 00:34:00,880 --> 00:34:03,880 بعد به دستم نگاه کردم 584 00:34:03,880 --> 00:34:06,880 سپس گوشت او از گرمای شدید افتاد 585 00:34:07,880 --> 00:34:11,230 بعد از آن گواهی را گرفتم 586 00:34:11,230 --> 00:34:14,230 در نبرد بزرگ من، بپوشان 587 00:34:14,230 --> 00:34:24,500 من کی هستم؟ 588 00:34:24,500 --> 00:34:27,500 پاسخ 589 00:34:27,500 --> 00:34:30,500 خداوند از او راضی باشد 590 00:34:30,500 --> 00:34:40,539 توقف کنید 591 00:34:40,539 --> 00:34:43,539 با صحابه و علما آشنا شد 592 00:34:43,539 --> 00:34:49,420 و پرچم ها 593 00:34:49,420 --> 00:34:52,420 یک چالش جدید از طرف من 594 00:34:52,420 --> 00:34:57,909 من یکی از همراهان مهاجر هستم 595 00:34:57,909 --> 00:35:00,909 من در گذشته به اسلام و رسول خدا گرویدم 596 00:35:00,909 --> 00:35:03,909 خداوند او را در دارالارقم رحمت کند 597 00:35:03,909 --> 00:35:06,940 سپس هر دو بار مهاجرت کردم 598 00:35:06,940 --> 00:35:09,940 مادرم عروه بنت عبدالمطلب است 599 00:35:09,940 --> 00:35:12,940 بن هاشم، عمه پدری پیامبر 600 00:35:12,940 --> 00:35:16,739 خدا رحمتش کند و درود فرستد 601 00:35:16,739 --> 00:35:19,739 یک روز پیش مادرم آمدم و به او گفتم 602 00:35:19,739 --> 00:35:22,739 دنبال محمد رفتم 603 00:35:23,739 --> 00:35:26,739 او گفت: سزاوارترین کسانی که از آنها حمایت کردی من هستم. 604 00:35:26,739 --> 00:35:29,809 و تو پسر عمویت را گاز گرفتی 605 00:35:29,809 --> 00:35:32,809 به خدا سوگند اگر ما به آنچه او قادر است قادر بودیم 606 00:35:32,809 --> 00:35:35,809 مردان باید جلوی او را بگیرند 607 00:35:35,809 --> 00:35:38,969 از او روی برگرداندیم و گفتیم: 608 00:35:38,969 --> 00:35:41,969 ای مادر چه چیزی مانع توست؟ 609 00:35:41,969 --> 00:35:44,969 برای تصدیق و پیگیری 610 00:35:44,969 --> 00:35:48,000 برادرت حمزه اسلام آورد 611 00:35:48,000 --> 00:35:51,000 گفت: صبر کن خواهرانم چه کنند. 612 00:35:51,000 --> 00:35:54,059 سپس من با آنها خواهم بود 613 00:35:54,059 --> 00:35:57,059 پس گفتم به خدا از تو می خواهم 614 00:35:57,059 --> 00:36:00,059 مگر اینکه من پیش او بیایم و سلام کنم 615 00:36:00,059 --> 00:36:03,059 من او را باور کردم و شهادت دادم 616 00:36:03,059 --> 00:36:06,130 که معبودی جز خدا نیست 617 00:36:06,130 --> 00:36:09,130 گفت: شهادت می دهم. 618 00:36:09,130 --> 00:36:12,130 که معبودی جز خدا نیست 619 00:36:12,130 --> 00:36:15,260 و اینکه محمد رسول خداست 620 00:36:15,260 --> 00:36:18,260 سپس از پیامبر صلی الله علیه و آله دفاع می کرد 621 00:36:19,260 --> 00:36:22,260 پس ریش شتری گرفتم 622 00:36:22,260 --> 00:36:26,119 بنابراین من او را با آن زدم 623 00:36:26,119 --> 00:36:29,119 تا اینکه غرق در خون خودش افتاد 624 00:36:29,119 --> 00:36:32,119 روزی ابوجهل را دیدم 625 00:36:32,119 --> 00:36:35,119 او متعرض پیامبر صلی الله علیه و آله شد 626 00:36:35,119 --> 00:36:38,119 و با او تعدادی از کفار قریش بودند 627 00:36:38,119 --> 00:36:41,150 بنابراین آنها او را اذیت کردند 628 00:36:41,150 --> 00:36:44,150 پس او را معذور کردند 629 00:36:44,150 --> 00:36:47,150 پس او را معذور کردند 630 00:36:47,150 --> 00:36:50,150 بنابراین آنها او را اذیت کردند 631 00:36:50,150 --> 00:36:53,150 پس نزد ابوجهل رفتم 632 00:36:53,150 --> 00:36:56,150 ضربه ای به او زد که عصبانی شد 633 00:36:56,150 --> 00:36:59,150 پس مرا گرفتند و بستند 634 00:36:59,150 --> 00:37:02,150 پس عمویم ابولهب برخاست 635 00:37:02,150 --> 00:37:05,150 تا اینکه من یکی از آنها بودم 636 00:37:05,150 --> 00:37:08,150 به مادرم گفت: پسرت را نمی بینی؟ 637 00:37:08,150 --> 00:37:11,219 خودش به جای محمد مدافع شد 638 00:37:11,219 --> 00:37:14,219 او بهترین روزهای خود را گفت 639 00:37:14,219 --> 00:37:17,219 او با حق از جانب خدا آمد 640 00:37:17,219 --> 00:37:20,340 و گفتند 641 00:37:20,340 --> 00:37:23,340 یا ممکن است از محمد پیروی کرده باشید 642 00:37:23,340 --> 00:37:26,730 گفت بله من کی هستم؟ 643 00:37:26,730 --> 00:37:36,670 پاسخ قلیب بن عمیر است 644 00:37:36,670 --> 00:37:39,670 خداوند از او راضی باشد