WEBVTT

00:00:01.330 --> 00:00:12.179
توقف کنید و از صحابه و علما و بزرگان بیاموزید

00:00:12.179 --> 00:00:16.179
یک چالش جدید از طرف من

00:00:16.179 --> 00:00:22.699
من عمه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم

00:00:22.699 --> 00:00:25.699
و خواهر حمزه رضی الله عنه

00:00:25.699 --> 00:00:27.699
شیر خدا و رسولش

00:00:27.699 --> 00:00:30.699
ام الزبیر رضی الله عنه

00:00:30.699 --> 00:00:34.700
شاگردان من رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:00:34.700 --> 00:00:40.770
من تنها یکی از عمه های پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم که مسلمان شدم.

00:00:40.770 --> 00:00:43.770
من به صبر و استقامت معروف بودم

00:00:43.770 --> 00:00:50.700
من فرزندانم را سخت، جوانمردانه و قهرمان تربیت می کردم

00:00:50.700 --> 00:00:52.700
او به شهر مهاجرت کرد

00:00:52.700 --> 00:00:57.700
من با پیامبر صلی الله علیه و آله در غزوات او شرکت کردم

00:00:57.700 --> 00:00:59.789
و در یک روز یکشنبه

00:00:59.789 --> 00:01:01.789
من با مسلمانان بیرون رفتم

00:01:01.789 --> 00:01:02.789
بنابراین من آب را حمل می کردم

00:01:02.789 --> 00:01:04.790
تشنگی را رفع می کنم

00:01:04.790 --> 00:01:06.790
و فلش ها را تیز کنید

00:01:06.790 --> 00:01:08.790
و بعد از پایان نبرد

00:01:08.790 --> 00:01:12.790
از کشته شدن برادرم حمزه رضی الله عنه به من خبر دادند

00:01:12.790 --> 00:01:14.790
و او آن را دوست دارد

00:01:14.790 --> 00:01:16.790
پس به دیدنش آمدم

00:01:16.790 --> 00:01:21.790
رسول خدا صلی الله علیه و آله به فرزندم زبیر فرمود:

00:01:21.790 --> 00:01:24.790
مادرت را بینداز و برگردان

00:01:24.790 --> 00:01:26.790
او نمی بیند که چه بلایی سر برادرش آمده است

00:01:26.790 --> 00:01:29.819
سپس پسرم الزبیر با من ملاقات کرد

00:01:29.819 --> 00:01:32.819
گفت: بله مادر

00:01:32.819 --> 00:01:37.819
رسول خدا صلی الله علیه و آله شما را به بازگشت امر می کند

00:01:37.819 --> 00:01:40.819
پس گفتم چرا؟

00:01:40.819 --> 00:01:43.819
به من خبر داده اند که برادرم مثله شده است

00:01:43.819 --> 00:01:45.819
و این در خداست

00:01:45.819 --> 00:01:50.950
ان شاءالله ثواب بجوییم و صبر کنیم

00:01:50.950 --> 00:01:54.950
به رسول خدا صلی الله علیه و آله اشاره کرد

00:01:54.950 --> 00:01:56.950
و او گفت

00:01:56.950 --> 00:01:58.950
بذار بره

00:01:58.950 --> 00:02:00.950
پس نزد برادرم حمزه رفتم

00:02:00.950 --> 00:02:02.950
بنابراین به او نگاه کردم

00:02:02.950 --> 00:02:05.950
پس آن را پس گرفتم و از او طلب بخشش کردم

00:02:05.950 --> 00:02:08.719
سپس او را به خاک سپردند

00:02:08.719 --> 00:02:10.719
و در نبرد خندق

00:02:10.719 --> 00:02:12.719
من در یک قلعه وسیع بودم

00:02:12.719 --> 00:02:14.719
با زن و پسر

00:02:14.719 --> 00:02:17.719
سپس مردی یهودی از کنار ما گذشت

00:02:17.719 --> 00:02:19.719
پس دور قلعه رفت

00:02:19.719 --> 00:02:23.719
برای اینکه ببینم آیا جنگجوی آنجا وجود دارد یا خیر

00:02:23.719 --> 00:02:26.719
این پس از جنگ او با شترهای رضا بود

00:02:26.719 --> 00:02:32.719
او عهد و پیمان خود و رسول خدا صلی الله علیه و آله را شکست

00:02:32.719 --> 00:02:36.719
کسی در قلعه همراه ما نبود که از ما دفاع کند

00:02:36.719 --> 00:02:40.719
جایی که رسول خدا صلی الله علیه و آله بود

00:02:40.719 --> 00:02:43.719
مسلمانان در گلوی دشمن هستند

00:02:43.719 --> 00:02:45.939
وقتی آن را دیدم

00:02:45.939 --> 00:02:48.939
خودم را آماده کردم و یک میله برداشتم

00:02:48.939 --> 00:02:50.939
سپس از قلعه نزد او پایین رفتم

00:02:50.939 --> 00:02:54.939
پس با تیر به او زدم تا اینکه او را کشتم

00:02:55.939 --> 00:02:57.939
بعد سرش را جدا کردم

00:02:57.939 --> 00:02:59.939
و من آن را به سوی یهودیان انداختم

00:02:59.939 --> 00:03:02.939
وقتی دیدند چه اتفاقی برای دوستشان افتاده است

00:03:02.939 --> 00:03:04.939
گفتند

00:03:04.939 --> 00:03:06.939
آموخته ایم که محمد

00:03:06.939 --> 00:03:10.939
او مردم دژ را بدون همراهی آنها رها نمی کرد

00:03:10.939 --> 00:03:12.939
پس متفرق شدند

00:03:12.939 --> 00:03:14.939
من اولین زن بودم

00:03:14.939 --> 00:03:18.169
من یک مرد مشرک را کشتم

00:03:18.169 --> 00:03:27.139
من کی هستم؟

00:03:27.139 --> 00:03:29.139
پاسخ

00:03:29.139 --> 00:03:31.139
صفیه بنت عبدالمطلب

00:03:31.139 --> 00:03:33.139
خداوند از او راضی باشد

00:03:33.139 --> 00:03:43.560
توقف کنید

00:03:43.560 --> 00:03:52.439
با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد

00:03:52.439 --> 00:03:54.439
چالش جدید

00:03:54.439 --> 00:03:56.439
من کی هستم؟

00:03:56.439 --> 00:04:02.939
من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم

00:04:02.939 --> 00:04:04.939
از بنی اسد

00:04:04.939 --> 00:04:08.939
یکی از شجاع ترین شوالیه های دوران پیش از اسلام و اسلام

00:04:08.939 --> 00:04:11.939
داشتم هزار شوالیه می شمردم

00:04:11.939 --> 00:04:14.939
من در سال نهم هجری اسلام آوردم

00:04:14.939 --> 00:04:18.939
با پیامبر صلی الله علیه و آله بیعت کردم

00:04:18.939 --> 00:04:22.970
بعد که با یک هیئت ملی به خانه هایمان برگشتم

00:04:22.970 --> 00:04:24.970
اسلام را رها کردم

00:04:24.970 --> 00:04:26.970
من ادعای نبوت کردم

00:04:26.970 --> 00:04:31.970
این کمی قبل از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله بود

00:04:31.970 --> 00:04:33.970
بعد موضوع من عالی شد

00:04:33.970 --> 00:04:38.970
مردم پس از رحلت او رضی الله عنه از من پیروی کردند

00:04:38.970 --> 00:04:43.970
پس خلیفه ابوبکر صدیق رضی الله عنه با من جنگید

00:04:43.970 --> 00:04:46.970
او تعدادی از همراهان ارشد را کشت

00:04:46.970 --> 00:04:52.970
سپس او را شکست دادم که با خالد بن ولید رضی الله عنه ملاقات کردم

00:04:52.970 --> 00:04:54.970
پس به شام فرار کردم

00:04:54.970 --> 00:04:56.970
سپس بعد از آن اسلام آوردم

00:04:56.970 --> 00:05:01.970
به امیرالمؤمنین عمر بن الخطاب رضی الله عنه تقدیم شد.

00:05:01.970 --> 00:05:04.970
من با اسلام بیعت کردم

00:05:04.970 --> 00:05:07.970
او قبول کرد و مرا بخشید

00:05:09.930 --> 00:05:12.930
او در فتوحات مسلمانان شرکت کرد

00:05:12.930 --> 00:05:16.930
من جوانمردی و شجاعت خود را برای خدمت به اسلام به کار بردم

00:05:16.930 --> 00:05:20.930
برای کفاره ارتدادم

00:05:20.930 --> 00:05:24.120
در جنگ القادسیه

00:05:24.120 --> 00:05:29.120
رهبری مسلمانان را سعد بن ابی وقاص رضی الله عنه بر عهده داشت

00:05:29.120 --> 00:05:32.120
روبروی پارسیان بودند

00:05:32.120 --> 00:05:36.120
پارسی ها از نظر تعداد و تجهیزات برتر بودند

00:05:36.120 --> 00:05:39.120
و قبل از شروع نبرد

00:05:39.120 --> 00:05:42.120
سعد بن ابی وقاص رضی الله عنه مرا فرستاد

00:05:42.120 --> 00:05:45.120
در پیشاهنگ هفت نفره

00:05:45.120 --> 00:05:48.120
برای کشف اخبار فارسی

00:05:48.120 --> 00:05:53.310
او به ما دستور داد که اگر توانستیم یک مرد ایرانی را اسیر کنیم

00:05:53.310 --> 00:05:56.310
یک بار از اردوگاه مسلمانان خارج شدیم

00:05:56.310 --> 00:06:00.310
لشکر پارسی که روبرویمان بود غافلگیر شدیم

00:06:00.310 --> 00:06:04.310
فکر می کردیم از ما دور هستند

00:06:04.310 --> 00:06:07.310
دوستانم تصمیم گرفتند برگردند

00:06:07.310 --> 00:06:14.339
قبل از انجام مأموریتی که سعد رضی الله عنه به ما محول کرده بود از بازگشت خودداری کردم

00:06:14.339 --> 00:06:18.339
اصحاب آن شش به لشکر مسلمانان بازگشتند

00:06:18.339 --> 00:06:21.339
در مورد من، من با اسبم راه افتادم

00:06:21.339 --> 00:06:24.339
من به تنهایی به لشکر ایرانی هجوم می برم

00:06:24.339 --> 00:06:26.339
پس به دور ارتش چرخیدم

00:06:26.339 --> 00:06:31.339
تا اینکه به یک چادر سفید بزرگ رسیدم

00:06:31.339 --> 00:06:35.339
در مقابل او تعدادی از بهترین اسب ها قرار داشتند

00:06:35.339 --> 00:06:39.339
فهمیدم که خیمه رستم پیشوای ایرانی است

00:06:39.339 --> 00:06:43.339
طناب هایش را برید و اسب ها را رها کرد

00:06:43.339 --> 00:06:46.339
چادر بر سر کسانی که در آن بودند افتاد

00:06:46.339 --> 00:06:48.339
بعد فرار کردم

00:06:48.339 --> 00:06:52.879
منظورم توهین به آنها بود

00:06:52.879 --> 00:06:55.879
و هنگامی که به سوی لشکر مسلمانان عقب نشینی کرد

00:06:55.879 --> 00:06:59.879
سه تا از شوالیه های قهرمان آنها به دنبال من آمدند

00:06:59.879 --> 00:07:02.879
وقتی از اردوگاه آنها رد شدیم

00:07:02.879 --> 00:07:04.879
من ایستادم تا با آنها مبارزه کنم

00:07:04.879 --> 00:07:06.879
بنابراین من دو نفر از آنها را کشتم

00:07:06.879 --> 00:07:08.879
سومی اسیر شد

00:07:08.879 --> 00:07:12.879
من آن را به اردوگاه مسلمانان ارائه کردم

00:07:12.879 --> 00:07:15.879
سعد رضی الله عنه به زندانی گفت

00:07:15.879 --> 00:07:18.879
از ارتشت بگو

00:07:18.879 --> 00:07:21.879
پارسی با حیرت گفت

00:07:21.879 --> 00:07:23.879
از ارتش من برای شما بگویم

00:07:23.879 --> 00:07:26.879
بلکه در مورد این مرد به شما خواهم گفت

00:07:26.879 --> 00:07:28.879
کی منو آورد

00:07:28.879 --> 00:07:31.879
ما هرگز این مرد را مانند او ندیده ایم

00:07:32.939 --> 00:07:34.939
او از دو اردوگاه عبور کرد

00:07:34.939 --> 00:07:37.939
هیچ ارتشی نمی تواند از آنها سبقت بگیرد

00:07:37.939 --> 00:07:39.939
بعد چادر رهبر ما را برید

00:07:39.939 --> 00:07:41.939
او یک اسب را شلیک کرد

00:07:41.939 --> 00:07:44.939
سپس او دو تا از بهترین شوالیه های ما را کشت

00:07:44.939 --> 00:07:46.939
و من را اسیر خود کند

00:07:46.939 --> 00:07:49.939
فکر می کردم یکی از شجاع ترین ایرانی ها هستم

00:07:49.939 --> 00:07:53.040
این چه نوع قهرمانی است؟

00:07:53.040 --> 00:07:56.040
سپس آن پارسی اسلام آورد

00:07:56.040 --> 00:08:00.319
خبر لشکر پارسی را به صعده گفت

00:08:00.319 --> 00:08:04.319
من همچنان بر اسلام و جهادم ثابت قدم ماندم

00:08:04.319 --> 00:08:06.319
دعواها را ادامه دهید

00:08:06.319 --> 00:08:09.319
و برای رضای خدا میجنگم

00:08:09.319 --> 00:08:13.509
تا اینکه در جنگ نوحه و ناد کشته شدم

00:08:13.509 --> 00:08:22.009
من کی هستم؟

00:08:22.009 --> 00:08:26.009
پاسخ طلیحه بن خویل، رئیس اسدی است

00:08:26.009 --> 00:08:37.059
خداوند از او راضی باشد

00:08:37.059 --> 00:08:40.129
توقف کنید

00:08:40.129 --> 00:08:44.129
با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد

00:08:44.129 --> 00:08:50.980
یک چالش جدید از طرف من

00:08:50.980 --> 00:08:58.570
من از اصحاب بزرگ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم

00:08:58.570 --> 00:09:00.570
من از متحدان انصار هستم

00:09:00.570 --> 00:09:04.570
با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم یکی را شاهد بودم

00:09:04.570 --> 00:09:07.570
و تهاجمات بعدی

00:09:07.570 --> 00:09:11.570
من مورد اعتماد پیامبر صلی الله علیه و آله بودم

00:09:11.570 --> 00:09:13.570
و صاحب راز او

00:09:13.570 --> 00:09:17.600
و احادیث وسوسه تا قیامت از او گرفته شد

00:09:17.600 --> 00:09:21.600
انگار می‌توانستم آن را با چشمان خودم ببینم

00:09:21.600 --> 00:09:24.370
در نبرد سنگر

00:09:24.370 --> 00:09:27.370
پیغمبر صلی الله علیه و آله خواست

00:09:27.370 --> 00:09:31.370
برای دانستن اخبار احزابی که علیه ما جمع شده اند

00:09:31.370 --> 00:09:36.370
در یک شب سرد و سخت بودیم

00:09:36.370 --> 00:09:39.370
ما از ترس و گرسنگی رنج می بریم

00:09:39.370 --> 00:09:42.429
ایشان رضی الله عنه فرمودند

00:09:42.429 --> 00:09:46.429
آیا مردی هست که اخبار مردم را برای من بیاورد؟

00:09:46.429 --> 00:09:49.429
خداوند او را در روز قیامت نزد من نگه دارد

00:09:49.429 --> 00:09:53.429
ما ساکت شدیم و هیچ کدام جواب او را ندادیم

00:09:53.429 --> 00:09:55.460
بعد دومی را گفت

00:09:55.460 --> 00:09:58.460
آیا مردی هست که اخبار مردم را برای ما بیاورد؟

00:09:58.460 --> 00:10:01.460
خداوند او را در روز قیامت نزد من نگه دارد

00:10:01.460 --> 00:10:05.460
ما ساکت شدیم و هیچ کدام جواب او را ندادیم

00:10:05.460 --> 00:10:07.590
بعد بار سوم گفت

00:10:07.590 --> 00:10:10.590
هیچ کدام از ما جواب او را ندادیم

00:10:10.590 --> 00:10:14.590
او رضی الله عنه به من گفت

00:10:14.590 --> 00:10:44.940
برخیز و خبر مردم را برای ما بیاور، اما پس از آن که مرا به نام خواند، چاره ای جز برخاستن نیافتم و رضی الله عنه به من گفت: برو و برایم خبری بیاور. مردم، و آنها را از او نترسان. گفتم: بشنو و اطاعت کن یا رسول الله. وقتی بیرون آمد

00:10:44.940 --> 00:10:52.139
انگار در حمامی قدم می زدم تا اینکه به میان مردم آمدم و از اخبارشان مطلع شدم.

00:10:52.139 --> 00:11:01.500
وقتی می خواستم برگردم، ابوسفیان، پیشوای مشرکان را دیدم که پشت بر آتش نماز می خواند.

00:11:01.500 --> 00:11:07.009
پس تیری در کمان کمان گذاشتم و خواستم آن را پرتاب کنم.

00:11:07.009 --> 00:11:11.009
پس سخنان رسول خدا صلی الله علیه و آله را ذکر کردم

00:11:11.009 --> 00:11:13.009
نگران من نباش

00:11:13.009 --> 00:11:16.070
تیر را به جایش برگرداندم

00:11:16.070 --> 00:11:19.070
اگر پرتاب می کردم حتما می زدمش

00:11:19.070 --> 00:11:22.779
پس نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدم

00:11:22.779 --> 00:11:25.779
پس اخبار مردم را به او گفتم

00:11:25.779 --> 00:11:28.809
وقتی کارم تموم شد

00:11:28.809 --> 00:11:32.809
سرمایی که پیدا کردم برگشت

00:11:32.809 --> 00:11:35.809
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله مرا لباس پوشاند

00:11:36.809 --> 00:11:40.809
از مازاد خرقه ای که بر تن داشت و در آن نماز می خواند

00:11:40.809 --> 00:11:43.809
تا سحر خواب ماندم

00:11:43.809 --> 00:11:46.809
وقتی مؤذن اذان می گفت

00:11:46.809 --> 00:11:49.809
او رضی الله عنه به من گفت

00:11:49.809 --> 00:11:53.639
بلند شو نوما

00:11:53.639 --> 00:11:56.639
وقتی مرگ سراغم آمد، گریه کردم

00:11:56.639 --> 00:11:59.639
گفته شد: چه چیزی تو را به گریه می آورد؟

00:11:59.639 --> 00:12:03.639
گفتم: من گریه نمی کنم، برای دنیا متاسفم.

00:12:03.639 --> 00:12:06.639
بلکه مرگ برای من محبوب تر است

00:12:06.639 --> 00:12:09.639
اما نمی دانم چه کنم

00:12:09.639 --> 00:12:12.639
رضایت یا نارضایتی؟

00:12:12.639 --> 00:12:15.929
و وقتی کفن را برایم آوردند

00:12:15.929 --> 00:12:18.929
به او نگاه کردم

00:12:18.929 --> 00:12:21.929
پس گران است

00:12:21.929 --> 00:12:24.929
پس گفتم: این برای من کفن نیست.

00:12:24.929 --> 00:12:27.929
دو رول سفید برای من کافی است

00:12:27.929 --> 00:12:30.929
آنها پیراهن ندارند

00:12:30.929 --> 00:12:33.929
جز اندکی چیزی در قبر نمی گذارم

00:12:33.929 --> 00:12:36.929
تا زمانی که آنها را با موارد بهتر جایگزین کنم

00:12:36.929 --> 00:12:40.090
یا بدتر از اونا

00:12:40.090 --> 00:12:43.090
سپس چند کلمه را زیر لب زمزمه کردم و گفتم

00:12:43.090 --> 00:12:46.090
به مرگ خوش آمدی

00:12:46.090 --> 00:12:49.090
حبیب مشتاق آمد

00:12:49.090 --> 00:12:52.090
من از پشیمانی موفق نمی شوم

00:12:52.090 --> 00:12:55.179
بعد روحیه ام لبریز شد

00:12:55.179 --> 00:13:05.320
من کی هستم؟

00:13:05.320 --> 00:13:08.320
توقف کنید

00:13:08.320 --> 00:13:20.820
با صحابه و علما آشنا شد

00:13:20.820 --> 00:13:23.820
و پرچم ها

00:13:23.820 --> 00:13:29.669
چالش جدید

00:13:29.669 --> 00:13:32.669
من کی هستم؟

00:13:32.669 --> 00:13:38.200
من یکی از اصحاب فقیر هستم

00:13:38.200 --> 00:13:41.200
من کوتاه و زشت بودم

00:13:41.200 --> 00:13:44.200
مرد فقیری با اصل و نسب ناشناس

00:13:44.200 --> 00:13:47.200
حس شوخ طبعی داشتم

00:13:47.200 --> 00:13:50.200
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مرا دوست داشت

00:13:50.200 --> 00:13:53.200
یک بار به من گفت

00:13:53.200 --> 00:13:56.200
ازدواج نمیکنی؟

00:13:56.200 --> 00:13:59.200
گفتم: ای رسول خدا چه کسی با من ازدواج می کند؟

00:13:59.200 --> 00:14:02.200
ایشان رضی الله عنه فرمودند

00:14:02.200 --> 00:14:05.330
من با تو ازدواج خواهم کرد

00:14:05.330 --> 00:14:08.330
بنابراین گفتم: «پس مرا تنبل می‌یابی.»

00:14:08.330 --> 00:14:11.360
ای رسول خدا

00:14:11.360 --> 00:14:14.360
گفت: اما تو با خدا هستی.

00:14:15.360 --> 00:14:19.419
روزی پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند

00:14:19.419 --> 00:14:22.419
برای مرد انصار

00:14:22.419 --> 00:14:25.419
دخترت با من ازدواج کن

00:14:25.419 --> 00:14:28.419
انصاری خوشحال شد و گفت

00:14:28.419 --> 00:14:31.509
آری و کرامت یک چشم یا رسول الله

00:14:31.509 --> 00:14:34.509
ایشان رضی الله عنه فرمودند

00:14:34.509 --> 00:14:37.509
من آن را برای خودم نمی خواهم

00:14:37.509 --> 00:14:40.509
من او را برای این می خواهم

00:14:40.509 --> 00:14:43.580
به من اشاره کرد

00:14:43.580 --> 00:14:46.580
تردید کرد و گفت

00:14:46.580 --> 00:14:49.669
تا اینکه با مادرش مشورت کنم

00:14:49.669 --> 00:14:52.669
وقتی باهاش مشورت کردم

00:14:52.669 --> 00:14:55.700
مادر گفت: نه به خدا.

00:14:55.700 --> 00:14:58.700
ما هرگز با او ازدواج نمی کنیم

00:14:58.700 --> 00:15:01.700
دختر احساس کرد

00:15:01.700 --> 00:15:04.700
پس از پدر و مادرش پرسید که چه کسی مرا از تو خواستگاری کرد

00:15:04.700 --> 00:15:07.700
پس مادرش به او گفت

00:15:07.700 --> 00:15:10.700
گفت: آیا رسول خدا را اجابت می کنی؟

00:15:10.700 --> 00:15:13.700
مرا به سمت او هل بده

00:15:13.700 --> 00:15:16.860
خدا مرا ضایع نخواهد کرد

00:15:16.860 --> 00:15:19.860
پس پدرش نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت

00:15:19.860 --> 00:15:22.860
پس بهش بگو

00:15:22.860 --> 00:15:25.860
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله او را به عقد من درآورد

00:15:25.860 --> 00:15:28.860
و او گفت

00:15:28.860 --> 00:15:31.860
خدایا صبح و بعدازظهر بر او خیر بریز

00:15:31.860 --> 00:15:34.860
و امرار معاش نکن

00:15:34.860 --> 00:15:38.019
مثل این

00:15:38.019 --> 00:15:41.019
پس از آن یک زن بیشتر از او

00:15:41.019 --> 00:15:44.700
پول و خرج

00:15:44.700 --> 00:15:47.700
چند روز بعد از ازدواجم

00:15:47.700 --> 00:15:50.700
رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت

00:15:50.700 --> 00:15:53.700
در سفر او، من با او بیرون رفتم

00:15:53.700 --> 00:15:56.700
زمانی که خداوند به او پیروزی عطا کرد

00:15:56.700 --> 00:15:59.700
به دوستانش گفت

00:15:59.700 --> 00:16:02.730
دلت برای کسی تنگ شده؟

00:16:02.730 --> 00:16:05.730
گفتند فلانی را از دست می دهیم

00:16:06.730 --> 00:16:09.730
ببینید آیا دلتان برای کسی تنگ شده است

00:16:09.730 --> 00:16:12.759
گفتند نه

00:16:12.759 --> 00:16:15.759
ایشان رضی الله عنه فرمودند

00:16:15.759 --> 00:16:18.759
اما دلم برای فلانی تنگ شده است

00:16:18.759 --> 00:16:21.759
منظورش منه

00:16:21.759 --> 00:16:24.759
او را در میان مردگان جستجو کنید

00:16:24.759 --> 00:16:27.759
دنبالم گشتند و پیدا کردند

00:16:27.759 --> 00:16:30.759
گفتند یا رسول الله

00:16:30.759 --> 00:16:33.820
اینجا او در کنار هفت مشرک است

00:16:34.820 --> 00:16:37.820
هفت کشته

00:16:37.820 --> 00:16:40.919
سپس کشته شدند

00:16:40.919 --> 00:16:43.919
این از من است و من از او هستم

00:16:43.919 --> 00:16:46.919
این از من است و من از او هستم

00:16:46.919 --> 00:16:50.049
این از من است و من از او هستم

00:16:50.049 --> 00:16:53.049
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله مرا زمین گذاشت

00:16:53.049 --> 00:16:56.049
روی ساعدم

00:16:56.049 --> 00:16:59.049
و قبرم را برایم حفر کن

00:16:59.049 --> 00:17:02.049
و من بدون یاری رسول خدا بستری ندارم

00:17:02.049 --> 00:17:05.140
سپس مرا رضی الله عنه قرار داد

00:17:05.140 --> 00:17:08.140
در قبر من در دست شریفش

00:17:08.140 --> 00:17:11.400
من کی هستم؟

00:17:11.400 --> 00:17:20.799
پاسخ جلیبیب است

00:17:20.799 --> 00:17:33.819
خداوند از او راضی باشد

00:17:33.819 --> 00:17:36.849
توقف کنید و با اصحاب ملاقات کنید

00:17:36.849 --> 00:17:39.849
دانشمندان و چهره ها

00:17:39.849 --> 00:17:45.759
چالش جدید

00:17:45.759 --> 00:17:51.799
من کی هستم؟

00:17:51.799 --> 00:17:54.799
من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم

00:17:54.799 --> 00:17:57.799
یک روز پیش او آمدم

00:17:57.799 --> 00:18:00.799
او در حال نامزدی است و من تازه وارد هستم

00:18:00.799 --> 00:18:03.799
با اسلام

00:18:03.799 --> 00:18:06.799
پس گفتم یا رسول الله

00:18:06.799 --> 00:18:09.799
مرد غریبی آمد و از دینش پرسید

00:18:09.799 --> 00:18:12.829
او نمی داند چیست

00:18:12.829 --> 00:18:15.829
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله نزد من آمد

00:18:15.829 --> 00:18:18.829
نامزدی را ترک کرد

00:18:18.829 --> 00:18:21.829
روی صندلی با پاهای آهنی نشست

00:18:21.829 --> 00:18:24.829
و به من یاد داد

00:18:24.829 --> 00:18:27.900
از آنچه خدا می دانست

00:18:27.900 --> 00:18:30.900
سپس خطبه خود را خواند و آخرین آن را تمام کرد

00:18:30.900 --> 00:18:34.759
رسول خدا صلی الله علیه و آله به من تعلیم داد

00:18:34.759 --> 00:18:37.759
سوره بقره

00:18:37.759 --> 00:18:40.759
نه ترکش کردم و نه از من ناپدید شد

00:18:40.759 --> 00:18:43.759
از آنجایی که رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را به من آموخت

00:18:43.759 --> 00:18:46.759
و آن را با خود برد

00:18:46.759 --> 00:18:49.759
آنچه از قرآن برداشتم

00:18:49.759 --> 00:18:52.759
پشتم از خواندن نماز شب درد نمی کند

00:18:52.759 --> 00:18:56.140
و وقتی نمازم تمام شد

00:18:56.140 --> 00:18:59.140
دعا می کنم و می گویم

00:18:59.140 --> 00:19:02.140
خدایا عمری به من عطا کن تا هست

00:19:02.140 --> 00:19:05.140
برای من خوبه و بذار بمیرم

00:19:05.140 --> 00:19:08.140
مرگی پاک و مهربان

00:19:08.140 --> 00:19:11.140
کسانی که از برادرانم این موضوع را شنیده اند به من حسادت می کنند

00:19:11.140 --> 00:19:14.140
مسلمانان از عفت او

00:19:14.140 --> 00:19:17.140
و خوبی هایش

00:19:17.140 --> 00:19:20.140
و مرگ من را به خاطر خود یک قتل قرار بده

00:19:20.140 --> 00:19:24.259
و او مرا در مورد خودم فریب داد

00:19:24.259 --> 00:19:27.259
من با لشکری بر عبدالرحمن بیرون رفتم

00:19:27.259 --> 00:19:30.259
بن سمره رضی الله عنه

00:19:30.259 --> 00:19:33.259
چون شب شد، برخاستم و نماز خواندم

00:19:33.259 --> 00:19:36.259
دور از دوستانم

00:19:36.259 --> 00:19:39.259
حتی اگر اواخر شب باشد

00:19:39.259 --> 00:19:42.299
زرهم را زمین گذاشتم و خوابیدم

00:19:42.299 --> 00:19:45.299
رفتند و متوجه من نشدند

00:19:45.299 --> 00:19:48.299
سپس دشمن مرا دید

00:19:48.299 --> 00:19:51.299
پس نزد من آمد تا در خواب آنها را معالجه کنم

00:19:51.299 --> 00:19:54.299
پس شمشیر مرا گرفتند و کشتند

00:19:54.299 --> 00:19:57.329
بعد دوستانم دلتنگ من شدند

00:19:57.329 --> 00:20:00.329
بنابراین آنها به من بازگشتند

00:20:00.329 --> 00:20:03.329
آنها درمان را پیدا کردند و خواستند از من سرقت کنند

00:20:03.329 --> 00:20:06.359
و آنها نماینده من هستند

00:20:06.359 --> 00:20:09.460
وقتی آنها را دیدند فرار کردند و مرا ترک کردند

00:20:09.460 --> 00:20:19.269
من کی هستم؟

00:20:19.269 --> 00:20:22.269
ابورفاع

00:20:22.269 --> 00:20:25.269
تمیم بن آسید العدوی رضی الله عنه

00:20:25.269 --> 00:20:35.019
توقف کنید

00:20:35.019 --> 00:20:38.019
با صحابه و علما آشنا شد

00:20:38.019 --> 00:20:43.869
و پرچم ها

00:20:43.869 --> 00:20:46.869
یک چالش جدید از طرف من

00:20:46.869 --> 00:20:53.690
من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم

00:20:53.690 --> 00:20:56.720
او در سال نهم هجری اسلام آورد

00:20:56.720 --> 00:20:59.720
شاهد جنگ تبوک بود

00:20:59.720 --> 00:21:02.720
من از مسلمانان فقیر بودم

00:21:02.720 --> 00:21:06.140
با اهل صوفیه

00:21:06.140 --> 00:21:09.140
نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدم

00:21:09.140 --> 00:21:12.140
پس با او نماز فجر خواندم

00:21:12.140 --> 00:21:15.140
او رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود

00:21:15.140 --> 00:21:18.140
اگر نماز را تمام کرد

00:21:18.140 --> 00:21:21.170
چهره دوستانش را مرور کنید

00:21:21.170 --> 00:21:24.170
وقتی به من نزدیک شد منکرم شد

00:21:24.170 --> 00:21:27.170
تو کی هستی؟ پس به او گفتم

00:21:27.170 --> 00:21:30.230
گفت: چه چیزی تو را آورد؟

00:21:30.230 --> 00:21:33.230
گفتم: برای بیعت با تو آمده ام یا رسول الله.

00:21:33.230 --> 00:21:36.259
او آنچه را که دوست داشتم گفت

00:21:36.259 --> 00:21:39.259
و من از بله گفتن متنفر بودم

00:21:39.259 --> 00:21:42.259
پس اسلام آورد و فروخت

00:21:42.259 --> 00:21:46.029
او رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود

00:21:46.029 --> 00:21:49.029
آماده شدن برای تبوک

00:21:49.029 --> 00:21:52.029
چیزی برای حملم نداشتم

00:21:52.029 --> 00:21:55.029
بنابراین شروع کردم به صدا زدن کسی که مرا حمل کند

00:21:55.029 --> 00:21:58.099
و او سهم من از غنایم را دارد

00:21:58.099 --> 00:22:01.099
کعب بن عجره رضی الله عنه مرا دعوت کرد

00:22:01.099 --> 00:22:04.099
گفت من تو را حمل می کنم

00:22:04.099 --> 00:22:07.099
مانع در شب و مانع در روز

00:22:07.099 --> 00:22:10.099
دست تو مثل دست منه

00:22:10.099 --> 00:22:13.099
و تیر تو مال من است، پس گفتم بله

00:22:13.099 --> 00:22:16.099
بنابراین ما رفتیم

00:22:16.099 --> 00:22:19.099
خداوند به او جزای خیر بدهد

00:22:19.099 --> 00:22:22.099
او مرا با بارم حمل کرد و بر من افزود

00:22:22.099 --> 00:22:25.190
من با او غذا می خورم و او مرا بزرگ می کند

00:22:25.190 --> 00:22:28.190
هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله مبعوث شد

00:22:28.190 --> 00:22:31.190
خالد بن الولید رضی الله عنه

00:22:31.190 --> 00:22:34.190
به آکیدر الکندی

00:22:34.190 --> 00:22:37.190
در دوما الجندل با او بیرون رفتم

00:22:37.190 --> 00:22:40.190
پس گوسفند بردیم و من شش جوجه گرفتم

00:22:40.190 --> 00:22:43.190
پس آن را نزد کعب بن عجره آوردم

00:22:43.190 --> 00:22:46.190
پس گفتم برو بیرون

00:22:47.190 --> 00:22:50.190
کعب خندان بیرون آمد

00:22:50.190 --> 00:22:53.190
می گوید خدا رحمت کند

00:22:53.190 --> 00:22:56.259
تو چیزی را داری که برای من و تو حمل کردم

00:22:56.259 --> 00:22:59.259
میخوام یه چیزی ازت بگیرم

00:22:59.259 --> 00:23:03.279
رسول خدا صلی الله علیه و آله نزد ما آمد

00:23:03.279 --> 00:23:06.279
یک روز نشسته بودیم

00:23:06.279 --> 00:23:09.279
از نظر شخصیتی روی ما تأثیر گذاشت

00:23:09.279 --> 00:23:12.309
گرسنگی گفت

00:23:12.309 --> 00:23:15.309
الان که راضی هستی چطوری؟

00:23:15.309 --> 00:23:18.309
گوشت گندم و روغن

00:23:18.309 --> 00:23:21.309
پس رنگ خوراکی خوردی

00:23:21.309 --> 00:23:24.309
و انواع لباس ها را پوشیدی

00:23:24.309 --> 00:23:27.309
امروز بهتری یا آن روز؟

00:23:27.309 --> 00:23:30.380
آن روز گفتیم

00:23:30.380 --> 00:23:33.569
گفت: بلکه امروز بهتری.

00:23:33.569 --> 00:23:36.569
روزها نگذشته اند

00:23:36.569 --> 00:23:39.569
حتی رنگ خوراکی هم خوردیم

00:23:39.569 --> 00:23:42.569
همه جور لباس می پوشیدیم

00:23:42.569 --> 00:23:52.640
من کی هستم؟

00:23:52.640 --> 00:23:55.640
جواب وثیله بن الاسباء است.

00:23:55.640 --> 00:24:08.819
خداوند از او راضی باشد

00:24:08.819 --> 00:24:12.329
توقف کن و بفهم

00:24:12.329 --> 00:24:15.329
بر صحابه و علما و بزرگان

00:24:15.329 --> 00:24:21.140
چالش جدید

00:24:21.140 --> 00:24:26.990
من کی هستم؟

00:24:26.990 --> 00:24:29.990
من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم

00:24:29.990 --> 00:24:32.990
در میان انصار به شجاعت معروف بود

00:24:32.990 --> 00:24:35.990
حیله گری، فداکاری و رستگاری

00:24:35.990 --> 00:24:39.019
من در گذشته مسلمان شدم

00:24:39.019 --> 00:24:42.019
من شاهد رؤیت با پیامبر صلی الله علیه و آله بودم

00:24:42.019 --> 00:24:45.859
ابو رافع بود

00:24:45.859 --> 00:24:48.859
یهود به رسول خدا صلی الله علیه و آله ضرر می رساند

00:24:48.859 --> 00:24:51.859
کفار را تعیین می کند

00:24:51.859 --> 00:24:55.049
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله را فرستاد

00:24:55.049 --> 00:24:58.049
مردانی از انصار

00:24:58.049 --> 00:25:01.049
برای ترور او و آسودگی خاطر مسلمانان

00:25:01.049 --> 00:25:04.049
از شر او و مرا بر آنها امر کرد

00:25:04.049 --> 00:25:07.049
ابو رافع در قلعه خود بود

00:25:07.049 --> 00:25:10.049
خیبر، پس به سوی آن رفتیم

00:25:10.049 --> 00:25:13.049
تا غروب به ما نزدیک نشدند

00:25:13.049 --> 00:25:16.049
خورشید آمد و چوپانان با دامهای خود بازگشتند

00:25:16.049 --> 00:25:19.049
به قلعه، بنابراین به دوستانم گفتم

00:25:19.049 --> 00:25:22.049
بنشینید

00:25:22.049 --> 00:25:25.049
زیرا من می روم و با دربان مهربان هستم

00:25:25.049 --> 00:25:28.109
شاید باید بیام داخل

00:25:28.109 --> 00:25:31.109
پس نزدیک شدم تا به در نزدیک شدم

00:25:31.109 --> 00:25:34.109
سپس صورتم را با لباس پوشاندم

00:25:34.109 --> 00:25:37.109
انگار دارم خودم را راحت می کنم

00:25:37.109 --> 00:25:40.109
دربان بر سر من فریاد زد: "اوه، این یکی."

00:25:40.109 --> 00:25:43.109
اگر می خواهید وارد شوید وارد شوید

00:25:43.109 --> 00:25:46.140
می خواهم در را ببندم

00:25:46.140 --> 00:25:49.140
پس او وارد قلعه شد و پنهان شد

00:25:49.140 --> 00:25:52.140
نزدیک درب تا ببینم

00:25:52.140 --> 00:25:55.140
من مسئول هستم و برنامه ام را تنظیم می کنم

00:25:56.140 --> 00:25:59.140
سپس کلیدها را به گیره آویزان کنید

00:25:59.140 --> 00:26:02.140
او رفت و من به سمت کلیدها رفتم

00:26:02.140 --> 00:26:05.140
پس گرفتم و در را باز کردم

00:26:05.140 --> 00:26:08.140
کمی و به اتاق نگاه کرد

00:26:08.140 --> 00:26:11.140
در بالای قلعه، تعدادی از آنها در آنجا می مانند

00:26:11.140 --> 00:26:14.140
پس دانستم که اتاق ابورافع است

00:26:14.140 --> 00:26:17.180
هنگامی که اهل سمره او را ترک کردند

00:26:17.180 --> 00:26:20.180
رفتم سمتش و درستش کردم

00:26:20.180 --> 00:26:23.180
هر بار که دری را باز می کنم، آن را می بندم

00:26:24.180 --> 00:26:27.180
تا اینکه به ابورافع رسیدم

00:26:27.180 --> 00:26:30.180
بنابراین او در یک اتاق تاریک بود

00:26:30.180 --> 00:26:33.180
با همسرش هیچ فرقی نمی کنم

00:26:33.180 --> 00:26:36.180
تاریکی شدیدی بین آنها حاکم بود

00:26:36.180 --> 00:26:39.180
پس او را ابورافع صدا کردم.

00:26:39.180 --> 00:26:42.180
گفت این کیه؟

00:26:42.180 --> 00:26:45.180
به سمت صدا افتادم

00:26:45.180 --> 00:26:48.180
پس او را با شمشیر زدم

00:26:48.180 --> 00:26:51.180
بعد دویدم بیرون

00:26:51.180 --> 00:26:54.180
بنابراین می دانستم که او نمرده است

00:26:54.180 --> 00:26:57.180
پس به سمتش برگشتم و صدایم را عوض کردم

00:26:57.180 --> 00:27:00.180
و گفتم: ابا رافع تو را چه شده است؟

00:27:00.180 --> 00:27:03.180
به مادرت گفت وای

00:27:03.180 --> 00:27:06.180
مردی در خانه با شمشیر مرا زد

00:27:06.180 --> 00:27:09.180
بنابراین من مکان او را می دانستم

00:27:09.180 --> 00:27:12.180
پس برای بار دوم او را با شمشیر زدم

00:27:12.180 --> 00:27:15.180
سپس نوک شمشیر را در شکم او گذاشت

00:27:15.180 --> 00:27:18.180
تا اینکه از پشتش بیرون آمد

00:27:19.180 --> 00:27:22.180
بعد دویدم بیرون

00:27:22.180 --> 00:27:25.180
و شروع کردم به باز کردن درها، در به در

00:27:25.180 --> 00:27:28.180
و من ضعیف بین بودم

00:27:28.180 --> 00:27:31.180
از پله ها افتادم پایین و پایم شکست

00:27:31.180 --> 00:27:34.180
پس او را با عمامه بستم

00:27:34.180 --> 00:27:37.180
سپس راه افتادم تا آنجا که نشستم

00:27:37.180 --> 00:27:40.940
از دروازه قلعه

00:27:40.940 --> 00:27:43.940
وقتی صبح شد

00:27:43.940 --> 00:27:46.940
عزادار روی حصار ایستاد

00:27:47.940 --> 00:27:50.980
تاجر مردم حجاز

00:27:50.980 --> 00:27:53.980
پس به سراغ دوستانم رفتم و گفتم

00:27:53.980 --> 00:27:56.980
که زنده ماند که زنده ماند

00:27:56.980 --> 00:27:59.980
خداوند ابو رافع را کشت

00:27:59.980 --> 00:28:03.069
بنابراین به سمت شهر حرکت کردیم

00:28:03.069 --> 00:28:06.069
وقتی واردش شدیم

00:28:06.069 --> 00:28:09.069
او رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود

00:28:09.069 --> 00:28:12.069
بالای منبر موعظه می کند

00:28:12.069 --> 00:28:15.069
وقتی ما را دید گفت:

00:28:15.069 --> 00:28:18.170
و صورت تو ای رسول خدا

00:28:18.170 --> 00:28:21.170
وقتی دید، پایم شکست

00:28:21.170 --> 00:28:24.170
گفت پایت را ساده کن

00:28:24.170 --> 00:28:27.170
بنابراین من آن را پخش کردم و او آن را پاک کرد

00:28:27.170 --> 00:28:30.170
حالم خوب بود انگار هیچ وقت از او شکایت نکرده بودم

00:28:30.170 --> 00:28:40.210
من کی هستم؟

00:28:40.210 --> 00:28:43.210
پاسخ عبدالله بن اتیک است

00:28:43.210 --> 00:28:56.579
خداوند از او راضی باشد

00:28:56.579 --> 00:28:59.579
توقف کنید و با اصحاب ملاقات کنید

00:29:00.579 --> 00:29:06.460
چالش جدید

00:29:06.460 --> 00:29:11.730
من کی هستم؟

00:29:11.730 --> 00:29:14.730
من مادر مؤمنان هستم

00:29:14.730 --> 00:29:17.759
و همسر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم

00:29:17.759 --> 00:29:20.759
او به مادر فقرا معروف بود

00:29:20.759 --> 00:29:23.759
چون به آنها غذا می دادم و صدقه می دادم

00:29:23.759 --> 00:29:26.890
قبل و بعد از اسلام

00:29:26.890 --> 00:29:29.890
من اولین کسی بودم که در بقیع دفن شدم.

00:29:29.890 --> 00:29:32.890
از مادران مؤمنان

00:29:32.890 --> 00:29:35.890
من در روزهای خودم بودم

00:29:35.890 --> 00:29:40.069
با شرایط خوب

00:29:40.069 --> 00:29:43.069
با همه اطرافیانم

00:29:43.069 --> 00:29:46.069
و با همه همسران پیامبر صلی الله علیه و آله

00:29:46.069 --> 00:29:49.069
کسی به من اشاره نکرد

00:29:49.069 --> 00:29:52.069
به جز خوب

00:29:52.069 --> 00:29:55.069
خودم را مشغول می کردم

00:29:55.069 --> 00:29:58.069
با ذکر و عبادت

00:29:58.069 --> 00:30:01.069
و به نیازمندان کمک کنید

00:30:01.069 --> 00:30:04.069
و خودم با شایعات

00:30:04.069 --> 00:30:07.069
نه مشکلات مردم و شرایط خودشان

00:30:07.069 --> 00:30:11.059
رسول خدا صلی الله علیه و آله با من ازدواج کرد

00:30:11.059 --> 00:30:14.059
پس از مرگ شوهرم در جنگ احد

00:30:14.059 --> 00:30:17.099
زیاد نموندم

00:30:17.099 --> 00:30:20.099
در خانه نبوت

00:30:20.099 --> 00:30:23.099
او در بهار آخرین درگذشت

00:30:23.099 --> 00:30:26.099
در سال چهارم هجری

00:30:26.099 --> 00:30:29.099
بعد از گذراندن زیباترین هشت ماه عمرم

00:30:29.099 --> 00:30:32.099
یکی از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:30:32.099 --> 00:30:42.420
من کی هستم؟

00:30:42.420 --> 00:30:45.420
جواب مادر مؤمنان است

00:30:45.420 --> 00:30:48.420
زینب بنت خزیمه رضی الله عنه

00:30:48.420 --> 00:30:59.420
توقف کنید

00:30:59.420 --> 00:31:02.420
توقف کنید و با اصحاب ملاقات کنید

00:31:02.420 --> 00:31:08.299
دانشمندان و چهره ها

00:31:08.299 --> 00:31:11.299
چالش جدید

00:31:11.299 --> 00:31:16.640
من کی هستم؟

00:31:17.640 --> 00:31:20.640
از انصار

00:31:20.640 --> 00:31:23.670
از قبیله خزرج بنی النجار

00:31:23.670 --> 00:31:26.670
من برادر انس بن مالک هستم

00:31:26.670 --> 00:31:29.930
بنده پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:31:29.930 --> 00:31:32.930
با پیامبر صلی الله علیه و آله شهادت دادم

00:31:32.930 --> 00:31:36.019
تمام صحنه ها به جز بدر

00:31:36.019 --> 00:31:39.019
پیامبر صلی الله علیه و آله درباره من فرمود

00:31:39.019 --> 00:31:42.019
پروردگاری ژولیده و خاک آلود که به او اهمیت نمی دهد

00:31:42.019 --> 00:31:45.019
اگر به خدا سوگند یاد می کرد به آن وفا می کرد

00:31:45.019 --> 00:31:48.019
از آنها این

00:31:48.019 --> 00:31:52.430
پس از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم

00:31:52.430 --> 00:31:55.430
در جنگ های ارتداد شرکت کرد

00:31:55.430 --> 00:31:58.430
شما یکی از کلیدهای پیروزی مسلمانان بودید

00:31:58.430 --> 00:32:01.559
روز کبوتر

00:32:01.559 --> 00:32:04.559
پس از مسیرمه، دروغگو و همراهان او مستحکم شدند

00:32:04.559 --> 00:32:07.559
در یک باغ بزرگ

00:32:07.559 --> 00:32:10.559
دیوار بزرگی دارد که به آن باغ می گویند

00:32:10.559 --> 00:32:13.559
پس از مدتی که محاصره به طول انجامید

00:32:13.559 --> 00:32:16.559
به دوستانم گفتم

00:32:16.559 --> 00:32:19.559
مرا بر سپری بر نوک نیزه هایت حمل کن

00:32:19.559 --> 00:32:22.559
بعد مرا انداختند پارک

00:32:22.559 --> 00:32:25.559
بنابراین آنها انجام دادند

00:32:25.559 --> 00:32:28.559
بنابراین او به باغ حمله کرد

00:32:28.559 --> 00:32:31.559
من به تنهایی با ارتش دروغگو میسرما روبرو شدم

00:32:31.559 --> 00:32:34.559
با مدافعان دروازه باغ جنگیدم

00:32:34.559 --> 00:32:37.589
تا اینکه تونستم بازش کنم

00:32:37.589 --> 00:32:40.589
پس مسلمانان در حال رشد وارد آن شدند

00:32:40.589 --> 00:32:43.589
خدا بزرگ است

00:32:43.589 --> 00:32:46.589
ما در نبرد پیروز شدیم

00:32:46.589 --> 00:32:49.589
من آن روز آسیب دیدم

00:32:49.589 --> 00:32:52.589
هشتاد و چند زخم

00:32:52.589 --> 00:32:55.589
پس خالد بن ولید رضی الله عنه ماند

00:32:55.589 --> 00:33:00.700
علی شهرا مرهم زخم هایم است

00:33:00.700 --> 00:33:03.700
او قبل از جنگ به شمشیربازی معروف بود

00:33:03.700 --> 00:33:06.700
پس من صد مرد شجاع را کشتم

00:33:06.700 --> 00:33:09.700
دوئل

00:33:10.700 --> 00:33:13.859
باشد که شجاعت و شهامت من اغراق شود

00:33:13.859 --> 00:33:16.859
و من از مرگ نمی ترسم

00:33:16.859 --> 00:33:19.859
نوشته خلیفه عمر بن الخطاب رضی الله عنه

00:33:19.859 --> 00:33:22.859
خطاب به فرماندهان ارتش

00:33:22.859 --> 00:33:25.859
او به آنها توصیه می کند که از من در ارتش یا گروهان استفاده نکنند

00:33:25.859 --> 00:33:28.859
توضیح دادن که

00:33:28.859 --> 00:33:33.720
که من محکوم به مرگ هستم

00:33:33.720 --> 00:33:36.720
و در یکی از نبردها فرصت ها را محاصره می کنیم

00:33:36.720 --> 00:33:39.720
فرصت ها به سمت شما پرتاب شد، نه اصلا

00:33:39.720 --> 00:33:42.720
در زنجیر محافظت شده

00:33:42.720 --> 00:33:45.720
در بدن مرد نفوذ می کند تا زمانی که بمیرد

00:33:45.720 --> 00:33:48.779
یکی از آنها برادرم انس را زد

00:33:48.779 --> 00:33:51.779
خداوند از او راضی باشد

00:33:51.779 --> 00:33:54.779
با عجله به سمتش رفتم و زنجیر را با دستم گرفتم

00:33:54.779 --> 00:33:57.779
تا او را از شر آن خلاص کند

00:33:57.779 --> 00:34:00.880
تا اینکه موفق به انجام این کار شدم

00:34:00.880 --> 00:34:03.880
بعد به دستم نگاه کردم

00:34:03.880 --> 00:34:06.880
سپس گوشت او از گرمای شدید افتاد

00:34:07.880 --> 00:34:11.230
بعد از آن گواهی را گرفتم

00:34:11.230 --> 00:34:14.230
در نبرد بزرگ من، بپوشان

00:34:14.230 --> 00:34:24.500
من کی هستم؟

00:34:24.500 --> 00:34:27.500
پاسخ

00:34:27.500 --> 00:34:30.500
خداوند از او راضی باشد

00:34:30.500 --> 00:34:40.539
توقف کنید

00:34:40.539 --> 00:34:43.539
با صحابه و علما آشنا شد

00:34:43.539 --> 00:34:49.420
و پرچم ها

00:34:49.420 --> 00:34:52.420
یک چالش جدید از طرف من

00:34:52.420 --> 00:34:57.909
من یکی از همراهان مهاجر هستم

00:34:57.909 --> 00:35:00.909
من در گذشته به اسلام و رسول خدا گرویدم

00:35:00.909 --> 00:35:03.909
خداوند او را در دارالارقم رحمت کند

00:35:03.909 --> 00:35:06.940
سپس هر دو بار مهاجرت کردم

00:35:06.940 --> 00:35:09.940
مادرم عروه بنت عبدالمطلب است

00:35:09.940 --> 00:35:12.940
بن هاشم، عمه پدری پیامبر

00:35:12.940 --> 00:35:16.739
خدا رحمتش کند و درود فرستد

00:35:16.739 --> 00:35:19.739
یک روز پیش مادرم آمدم و به او گفتم

00:35:19.739 --> 00:35:22.739
دنبال محمد رفتم

00:35:23.739 --> 00:35:26.739
او گفت: سزاوارترین کسانی که از آنها حمایت کردی من هستم.

00:35:26.739 --> 00:35:29.809
و تو پسر عمویت را گاز گرفتی

00:35:29.809 --> 00:35:32.809
به خدا سوگند اگر ما به آنچه او قادر است قادر بودیم

00:35:32.809 --> 00:35:35.809
مردان باید جلوی او را بگیرند

00:35:35.809 --> 00:35:38.969
از او روی برگرداندیم و گفتیم:

00:35:38.969 --> 00:35:41.969
ای مادر چه چیزی مانع توست؟

00:35:41.969 --> 00:35:44.969
برای تصدیق و پیگیری

00:35:44.969 --> 00:35:48.000
برادرت حمزه اسلام آورد

00:35:48.000 --> 00:35:51.000
گفت: صبر کن خواهرانم چه کنند.

00:35:51.000 --> 00:35:54.059
سپس من با آنها خواهم بود

00:35:54.059 --> 00:35:57.059
پس گفتم به خدا از تو می خواهم

00:35:57.059 --> 00:36:00.059
مگر اینکه من پیش او بیایم و سلام کنم

00:36:00.059 --> 00:36:03.059
من او را باور کردم و شهادت دادم

00:36:03.059 --> 00:36:06.130
که معبودی جز خدا نیست

00:36:06.130 --> 00:36:09.130
گفت: شهادت می دهم.

00:36:09.130 --> 00:36:12.130
که معبودی جز خدا نیست

00:36:12.130 --> 00:36:15.260
و اینکه محمد رسول خداست

00:36:15.260 --> 00:36:18.260
سپس از پیامبر صلی الله علیه و آله دفاع می کرد

00:36:19.260 --> 00:36:22.260
پس ریش شتری گرفتم

00:36:22.260 --> 00:36:26.119
بنابراین من او را با آن زدم

00:36:26.119 --> 00:36:29.119
تا اینکه غرق در خون خودش افتاد

00:36:29.119 --> 00:36:32.119
روزی ابوجهل را دیدم

00:36:32.119 --> 00:36:35.119
او متعرض پیامبر صلی الله علیه و آله شد

00:36:35.119 --> 00:36:38.119
و با او تعدادی از کفار قریش بودند

00:36:38.119 --> 00:36:41.150
بنابراین آنها او را اذیت کردند

00:36:41.150 --> 00:36:44.150
پس او را معذور کردند

00:36:44.150 --> 00:36:47.150
پس او را معذور کردند

00:36:47.150 --> 00:36:50.150
بنابراین آنها او را اذیت کردند

00:36:50.150 --> 00:36:53.150
پس نزد ابوجهل رفتم

00:36:53.150 --> 00:36:56.150
ضربه ای به او زد که عصبانی شد

00:36:56.150 --> 00:36:59.150
پس مرا گرفتند و بستند

00:36:59.150 --> 00:37:02.150
پس عمویم ابولهب برخاست

00:37:02.150 --> 00:37:05.150
تا اینکه من یکی از آنها بودم

00:37:05.150 --> 00:37:08.150
به مادرم گفت: پسرت را نمی بینی؟

00:37:08.150 --> 00:37:11.219
خودش به جای محمد مدافع شد

00:37:11.219 --> 00:37:14.219
او بهترین روزهای خود را گفت

00:37:14.219 --> 00:37:17.219
او با حق از جانب خدا آمد

00:37:17.219 --> 00:37:20.340
و گفتند

00:37:20.340 --> 00:37:23.340
یا ممکن است از محمد پیروی کرده باشید

00:37:23.340 --> 00:37:26.730
گفت بله من کی هستم؟

00:37:26.730 --> 00:37:36.670
پاسخ قلیب بن عمیر است

00:37:36.670 --> 00:37:39.670
خداوند از او راضی باشد
