1 00:00:00,460 --> 00:00:03,459 بسم الله الرحمن الرحیم 2 00:00:03,459 --> 00:00:08,460 بهترین نمونه ها و موضع گیری های قرن ها 3 00:00:08,460 --> 00:00:13,460 اگر پیغمبر تلاش کرد یا طولانی شد، از او پیروی کنید 4 00:00:13,460 --> 00:00:15,460 جمهوری موادده 5 00:00:15,460 --> 00:00:17,460 پیشبرد 6 00:00:17,460 --> 00:00:21,589 تصاویری از زندگی فالوورها 7 00:00:21,589 --> 00:00:26,039 نوشته دکتر عبدالرحمن رأفت البشیر 8 00:00:26,039 --> 00:00:28,039 خدا رحمتش کند 9 00:00:28,039 --> 00:00:32,219 طاووس بن کیسان 10 00:00:32,219 --> 00:00:34,250 خدا رحمتش کند 11 00:00:43,399 --> 00:00:47,590 خلیفه مسلمین، سلیمان بن عبدالملک، به سختی موفق شده بود 12 00:00:47,590 --> 00:00:51,590 او در اطراف خانه قدیمی سفر می کند 13 00:00:51,590 --> 00:00:54,590 او مشتاق کعبه است 14 00:00:54,590 --> 00:00:57,590 تا اینکه به سمت ابروهاش برگشت و گفت 15 00:00:57,590 --> 00:01:01,590 من برای ما عالمی می خواهم که بتواند دین را بفهمد 16 00:01:01,590 --> 00:01:06,590 این با شکوه ترین روز در میان ایام الله اکبر را به ما یادآوری می کند 17 00:01:06,590 --> 00:01:10,719 ابرویی به چهره اهالی فصل رفت 18 00:01:10,719 --> 00:01:14,719 شروع كرد به پرسيدن از آنها در مورد هدف اميرالمؤمنين عليه السلام 19 00:01:14,719 --> 00:01:16,719 بنابراین به او گفته شد 20 00:01:16,719 --> 00:01:18,719 این طاووس بن کیسان است 21 00:01:18,719 --> 00:01:20,719 استاد فقهای زمان خود 22 00:01:20,719 --> 00:01:23,719 آنها در دعوت به سوی خدا صادق ترین هستند 23 00:01:23,719 --> 00:01:25,719 باید انجامش بدی 24 00:01:25,719 --> 00:01:28,719 مجلسی به طاووس نزدیک شد و گفت: 25 00:01:28,719 --> 00:01:32,719 ندای امیرالمومنین شیخ را اجابت کن 26 00:01:32,719 --> 00:01:36,719 طاووس بدون معطلی به او پاسخ داد 27 00:01:36,719 --> 00:01:41,719 زیرا معتقد بود دعوت کنندگان به سوی خداوند متعال باید 28 00:01:41,719 --> 00:01:45,719 فرصتی را به آنها پیشنهاد ندهید مگر اینکه از آن استفاده کنند 29 00:01:45,719 --> 00:01:49,719 آنها فرصت ندارند هیچ ابتکاری را بدون انجام آن انجام دهند 30 00:01:49,719 --> 00:01:53,719 او مطمئن بود که بهترین کلمه گفته می شود 31 00:01:53,719 --> 00:01:58,719 این سخنی از حقیقت است که با آن می‌خواهم کج‌اندیشی صاحبان قدرت را اصلاح کنم 32 00:01:58,719 --> 00:02:01,719 و از ظلم و ستم در امان بدار 33 00:02:01,719 --> 00:02:06,290 و آنها را به خدای متعال نزدیک کنید 34 00:02:06,290 --> 00:02:08,289 طاووسی با ابرو رد شد 35 00:02:08,289 --> 00:02:12,289 چون بر امیرالمؤمنین علیه السلام وارد شد، سلام کرد 36 00:02:12,289 --> 00:02:16,289 خلیفه با سلامی بهتر جواب داد 37 00:02:16,289 --> 00:02:20,289 او در پذیرایی از بازدیدکنندگان و مودبانه‌ترین جلساتش بسیار مهربان بود 38 00:02:20,289 --> 00:02:24,289 سپس شروع کرد به پرسیدن مناسک حج که او را آزار می داد 39 00:02:24,289 --> 00:02:27,289 با تکریم و احترام به او گوش می دهد 40 00:02:27,289 --> 00:02:32,289 طاووس گفت: وقتی احساس کردم که امیرالمؤمنین 41 00:02:32,289 --> 00:02:34,289 او به هدف خود رسیده است 42 00:02:34,289 --> 00:02:37,289 چیزی برای پرسیدن نداشت 43 00:02:37,289 --> 00:02:40,289 با خودم گفتم این شورا 44 00:02:40,289 --> 00:02:43,289 برای مجلسی که خدا از تو خواهد پرسید ای طاووس 45 00:02:43,289 --> 00:02:46,319 بعد رفتم سمتش و گفتم 46 00:02:46,319 --> 00:02:49,319 ای امیرالمومنین! 47 00:02:49,319 --> 00:02:52,319 سنگی لبه چاه بود 48 00:02:52,319 --> 00:02:54,319 در اعماق جهنم 49 00:02:54,319 --> 00:02:58,319 او به مدت هفتاد سال در این چاه افتاد 50 00:02:58,319 --> 00:03:01,319 تا اینکه به تصمیمش رسید 51 00:03:01,319 --> 00:03:04,319 آیا می دانید خدا این را برای چه کسی خوب آماده کرده است؟ 52 00:03:04,319 --> 00:03:07,319 از چاه های جهنم ای امیرالمومنین 53 00:03:07,319 --> 00:03:10,349 بدون اینکه نقل کند گفت 54 00:03:10,349 --> 00:03:13,349 نه، بعد به خودش برگشت و گفت 55 00:03:13,349 --> 00:03:16,349 وای بر کسی که تهیه کرد 56 00:03:16,349 --> 00:03:19,349 پس گفتم: خداوند متعال آن را آماده کرده است. 57 00:03:19,349 --> 00:03:21,349 به هر که در حکومتش ملحق شد 58 00:03:21,349 --> 00:03:23,419 افراد بد اخلاق 59 00:03:23,419 --> 00:03:26,419 پس سلیمان را لرزاند 60 00:03:26,419 --> 00:03:29,419 فکر کردم روحش با اوست 61 00:03:29,419 --> 00:03:31,419 شما از بین دو طرف او بلند خواهید شد 62 00:03:31,419 --> 00:03:33,419 و او را به گریه انداخت 63 00:03:33,419 --> 00:03:36,419 و گریه او گریه ای است که دلها را می شکند 64 00:03:36,419 --> 00:03:39,419 پس او را ترک کرد و رفت 65 00:03:39,419 --> 00:03:43,889 و او به من پاداش خوبی می دهد 66 00:03:43,889 --> 00:03:46,889 زمانی که عمر بن عبدالعزیز خلافت را به دست گرفت 67 00:03:46,889 --> 00:03:49,889 به طاووس بن کیسان پیام داد و گفت: 68 00:03:49,889 --> 00:03:52,889 یا سانی، ابو عبدالرحمن 69 00:03:52,889 --> 00:03:55,889 پس طاووس نامه ای به او نوشت 70 00:03:55,889 --> 00:03:58,889 در یک خط گفت: 71 00:03:58,889 --> 00:04:01,889 اگر می خواهید همه کارهایتان خوب باشد 72 00:04:01,889 --> 00:04:04,889 پس از افراد خوب استفاده کنید 73 00:04:04,889 --> 00:04:06,889 و صلح 74 00:04:06,889 --> 00:04:09,889 عمر وقتی نامه را خواند گفت: 75 00:04:09,889 --> 00:04:12,889 خطبه بس است 76 00:04:12,889 --> 00:04:16,490 خطبه بس است 77 00:04:16,490 --> 00:04:19,490 وقتی خلافت به خدا رسید شام بن عبدالملک 78 00:04:19,490 --> 00:04:22,490 طاووس بن کیسان آن را با خود داشت 79 00:04:22,490 --> 00:04:25,490 گفته های معروف 80 00:04:25,490 --> 00:04:28,490 از آن به او ارائه شد 81 00:04:28,490 --> 00:04:30,490 بیت الحرام یک نیاز است 82 00:04:30,490 --> 00:04:32,490 وقتی در حرم بود 83 00:04:32,490 --> 00:04:35,490 به قوم خود از مکه گفت 84 00:04:35,490 --> 00:04:38,490 برای ما مردی از صحابه طلبیدند 85 00:04:38,490 --> 00:04:41,490 رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم 86 00:04:41,490 --> 00:04:44,490 به او گفتند: اصحاب ای امیر. 87 00:04:44,490 --> 00:04:47,490 مؤمنان پروردگار خود را تعقیب کرده اند 88 00:04:48,490 --> 00:04:51,490 تا اینکه هیچ کدام از آنها باقی نماند 89 00:04:51,490 --> 00:04:54,490 پس گفت: پیروان چه کسانی هستند؟ 90 00:04:54,490 --> 00:04:57,490 پس پیووس بن کیسان را آورد 91 00:04:57,490 --> 00:05:00,490 وقتی بر او وارد شد 92 00:05:00,490 --> 00:05:03,490 او را با قالیچه پوشاندند 93 00:05:03,490 --> 00:05:06,490 بدون اینکه زنگ بزند سلام کرد 94 00:05:06,490 --> 00:05:08,490 توسط امیرالمومنین علیه السلام 95 00:05:08,490 --> 00:05:11,490 او را با نامش خطاب کرد بدون اینکه نام مستعاری به او بدهد 96 00:05:11,490 --> 00:05:14,490 قبل از اینکه اجازه بنشیند، نشست 97 00:05:14,490 --> 00:05:17,490 شام عصبانی شد 98 00:05:17,490 --> 00:05:20,490 تا اینکه خشم در چشمانش ظاهر شد 99 00:05:20,490 --> 00:05:23,490 این چیزی است که او در اعمال خود دید 100 00:05:23,490 --> 00:05:26,490 به او توهین کردند و حیثیت او را زیر پا گذاشتند 101 00:05:26,490 --> 00:05:29,490 در مقابل مهمانان و همراهانش 102 00:05:29,490 --> 00:05:32,490 با این حال، به زودی به آن اشاره شد 103 00:05:32,490 --> 00:05:35,490 در حرم خداوند متعال است 104 00:05:35,490 --> 00:05:38,490 پس به خود برگشت و به طاووس گفت 105 00:05:38,490 --> 00:05:41,490 ای طاووس چه چیزی تو را وادار کرد که کردی؟ 106 00:05:41,490 --> 00:05:44,490 گفت: چه کردی؟ 107 00:05:44,490 --> 00:05:47,490 پس خشم او به خلیفه بازگشت 108 00:05:47,490 --> 00:05:49,490 و عصبانی شد و گفت 109 00:05:49,490 --> 00:05:52,490 ما شما را با یک فرش پوشاندیم 110 00:05:52,490 --> 00:05:55,490 امامت مؤمنان به علی سلام نکردند 111 00:05:55,490 --> 00:05:58,490 و تو مرا به نامم صدا زدی، اما من نبودی 112 00:05:58,490 --> 00:06:01,490 بعد بدون اجازه من نشست 113 00:06:01,490 --> 00:06:04,490 طاووس آرام گفت: 114 00:06:04,490 --> 00:06:07,490 مگه ما سجاف فرشت رو نپوشونیم؟ 115 00:06:07,490 --> 00:06:10,490 من آنها را به دست پروردگار جلال برمی دارم 116 00:06:10,490 --> 00:06:13,490 هر روز پنج بار 117 00:06:13,490 --> 00:06:16,490 او مرا سرزنش نمی کند و با من عصبانی نمی شود 118 00:06:16,490 --> 00:06:19,490 در مورد اینکه گفتی من سلام نکردم 119 00:06:19,490 --> 00:06:22,490 به امر مؤمنان به خاطر آن است که همه 120 00:06:22,490 --> 00:06:25,490 مؤمنان از فرمان تو راضی نیستند 121 00:06:25,490 --> 00:06:28,490 می ترسیدم دروغ بگم 122 00:06:28,490 --> 00:06:31,490 اگر تو را امیرالمومنین (ع) صدا کنم 123 00:06:31,490 --> 00:06:34,490 در مورد آنچه از خودم گرفتم 124 00:06:34,490 --> 00:06:37,490 من تو را به نامت صدا کردم اما تو نبودم 125 00:06:37,490 --> 00:06:40,490 گفت: پیامبرانش را به نامشان بخوانید. 126 00:06:40,490 --> 00:06:43,490 گفت: ای داوود. 127 00:06:43,490 --> 00:06:46,490 زنده باد عیسی 128 00:06:46,490 --> 00:06:49,490 گفت ما دشمن او بودیم 129 00:06:49,490 --> 00:06:52,490 دست پدرم لهب توبه کرد و او توبه کرد 130 00:06:52,490 --> 00:06:55,490 در مورد اینکه گفتی قبل از اینکه به من اجازه بدهی نشستم؟ 131 00:06:55,490 --> 00:06:58,490 چون امیرالمؤمنین علی را شنیدم 132 00:06:58,490 --> 00:07:01,490 ابن ابی طالب می گوید: 133 00:07:01,490 --> 00:07:04,490 اگر می خواهید به یک مرد خانواده نگاه کنید 134 00:07:04,490 --> 00:07:07,490 به مردی که نشسته نگاه کنید 135 00:07:07,490 --> 00:07:10,490 و مردم در اطراف او ایستاده بودند 136 00:07:10,490 --> 00:07:13,490 از بودن اون مرد متنفر بودم 137 00:07:13,490 --> 00:07:16,490 چه کسی از اهل جهنم به حساب می آید 138 00:07:16,490 --> 00:07:19,490 شم از شرم او را به زمین انداخت 139 00:07:19,490 --> 00:07:22,490 بعد سرش را بلند کرد و گفت 140 00:07:22,490 --> 00:07:25,490 مرا موعظه کن ابو عبدالرحمن 141 00:07:25,490 --> 00:07:28,490 گفت: علی بن ابیطالب را شنیدم 142 00:07:28,490 --> 00:07:31,490 می گوید خداوند از او راضی باشد 143 00:07:32,490 --> 00:07:35,490 و عقرب ها مانند قاطر هستند 144 00:07:35,490 --> 00:07:38,490 هر چوپانی را که با گله خود عادلانه رفتار نمی کند نیش می زند 145 00:07:38,490 --> 00:07:41,490 بعد بلند شد و رفت 146 00:07:43,089 --> 00:07:46,089 همانطور که طاووس به برخی از حاکمان نزدیک می شد 147 00:07:46,089 --> 00:07:49,089 تذکر و راهنمایی برای آنها 148 00:07:49,089 --> 00:07:52,089 داشت از هم دور می شد 149 00:07:52,089 --> 00:07:55,089 گریه می کردند و سرزنش می کردند 150 00:07:55,089 --> 00:07:58,089 به پسرش گفت 151 00:07:58,089 --> 00:08:01,089 یک سال با پدرم حجه از یمن بیرون رفتیم 152 00:08:01,089 --> 00:08:04,089 بنابراین در برخی شهرها ماندیم 153 00:08:04,089 --> 00:08:07,089 کارگری دارد به نام ابن ناجیه 154 00:08:07,089 --> 00:08:10,089 او یکی از بدترین کارگران بود 155 00:08:10,089 --> 00:08:13,089 جسورترین آنها حقیقت است 156 00:08:13,089 --> 00:08:16,089 و آنان در باطل از همه سرسخت ترند 157 00:08:16,089 --> 00:08:19,089 پس به مسجد البلد آمدیم تا نمازهای واجب را بخوانیم 158 00:08:19,089 --> 00:08:22,089 سپس ابن نجیح از آمدن پدرم مطلع شد 159 00:08:22,089 --> 00:08:25,089 پس به مسجد آمد 160 00:08:25,089 --> 00:08:28,089 روبرویش نشست و سلام کرد 161 00:08:28,089 --> 00:08:31,089 پدرم جوابی به او نداد و به او پشت کرد 162 00:08:31,089 --> 00:08:34,120 در سمت راست نزد او آمد و با او صحبت کرد 163 00:08:34,120 --> 00:08:37,120 پس از او روی گردان 164 00:08:37,120 --> 00:08:40,120 پس به سمت چپ برگشت و با او صحبت کرد 165 00:08:40,120 --> 00:08:43,120 پس از او نیز روی برگردان 166 00:08:43,120 --> 00:08:46,120 با دیدنش رفتم بالا 167 00:08:46,120 --> 00:08:49,120 دستم را به سمتش دراز کردم و سلام کردم 168 00:08:49,120 --> 00:08:52,120 به او گفتم پدرم تو را نمی شناسد 169 00:08:52,120 --> 00:08:55,120 گفت: همانا پدرت مرا می شناسد. 170 00:08:55,120 --> 00:08:58,120 و اگر مرا بشناسد 171 00:08:58,120 --> 00:09:01,120 اوست که او را وادار به انجام آنچه دیدی کرد 172 00:09:01,120 --> 00:09:04,120 بعد بی صدا رفت و چیزی نگفت 173 00:09:04,120 --> 00:09:07,120 وقتی به خانه برگشتیم 174 00:09:07,120 --> 00:09:10,120 رو به پدرم کرد و گفت 175 00:09:10,120 --> 00:09:13,120 آخ که این مردم چقدر با زبان عزا صعود کردند 176 00:09:13,120 --> 00:09:16,120 در غیاب آنها 177 00:09:16,120 --> 00:09:19,120 اگر بیایند من شفاهی تسلیم آنها هستم 178 00:09:19,120 --> 00:09:23,779 آیا نفاق غیر از این است؟ 179 00:09:23,779 --> 00:09:26,779 فتاووس بن کیسان خلفا را مشخص نکرده است 180 00:09:26,779 --> 00:09:29,779 و والیان با خطبه هایش 181 00:09:29,779 --> 00:09:32,779 بلکه آن را به هرکسی که از آن لذت می برد می داد 182 00:09:32,779 --> 00:09:35,779 نیاز یا تمایل به آن 183 00:09:35,779 --> 00:09:38,779 از آن، آنچه عطا بن ابی رباح روایت کرده است 184 00:09:38,779 --> 00:09:41,779 گفت: طاووس بن کیسان مرا دید 185 00:09:41,779 --> 00:09:44,779 در موقعیتی که با آن راحت نبود 186 00:09:44,779 --> 00:09:47,779 گفت ای عطا 187 00:09:47,779 --> 00:09:50,779 مراقب باشید نیازهای خود را به کسی که بسته است مطرح کنید 188 00:09:51,779 --> 00:09:54,779 و پیش تو حجابی برپا کرد 189 00:09:54,779 --> 00:09:57,779 درخواستش از آن کسی است که درها را به روی شما گشوده است 190 00:09:57,779 --> 00:10:00,779 از تو خواست که دعا کنی و به تو قول داد 191 00:10:00,779 --> 00:10:05,289 با پاسخ دادن 192 00:10:05,289 --> 00:10:08,289 به پسرش می گفت: پسرم. 193 00:10:08,289 --> 00:10:11,289 صاحب خردمندان به آنها منسوب است 194 00:10:11,289 --> 00:10:14,289 حتی اگر شما یکی از آنها نباشید 195 00:10:14,289 --> 00:10:17,289 با افراد نادان معاشرت نکنید 196 00:10:17,289 --> 00:10:20,289 اگر آنها را همراهی کنید به آنها نسبت داده می شوید 197 00:10:20,289 --> 00:10:23,289 او می دانست که همه چیز هدفی دارد 198 00:10:23,289 --> 00:10:26,289 هدف انسان تکمیل دین است 199 00:10:26,289 --> 00:10:29,289 و کمال خلقت او 200 00:10:29,289 --> 00:10:32,289 پسرش عبدالله بزرگ شد 201 00:10:32,289 --> 00:10:35,289 روشی که پدرش او را تربیت کرد 202 00:10:35,289 --> 00:10:38,289 او با اخلاق خود آفریده شد و زندگی خود را دنبال کرد 203 00:10:38,289 --> 00:10:41,289 از این، خلیفه عباسی 204 00:10:41,289 --> 00:10:44,289 ابوجعفر المنصور 205 00:10:44,289 --> 00:10:47,289 پسرش عبدالله بن طاووس را احضار کرد 206 00:10:47,289 --> 00:10:50,289 هنگامی که بر او وارد شدند 207 00:10:50,289 --> 00:10:53,289 و با او روی صندلی نشستند 208 00:10:53,289 --> 00:10:56,289 خلیفه به عبدالله بن طاووس روی آورد 209 00:10:56,289 --> 00:10:59,289 در مورد اتفاقی که افتاده به من بگو 210 00:10:59,289 --> 00:11:02,320 پدرت در این مورد به تو می گوید 211 00:11:02,320 --> 00:11:05,320 گفت: پدرم به من گفت. 212 00:11:05,320 --> 00:11:08,320 مردم در روز قیامت بیشترین عذاب را دارند 213 00:11:08,320 --> 00:11:11,320 مردی که خداوند متعال در اختیار او شریک بود 214 00:11:11,320 --> 00:11:14,320 پس ظلم را در حکم خود وارد کرد 215 00:11:15,320 --> 00:11:18,320 وقتی این مقاله را شنیدم 216 00:11:18,320 --> 00:11:21,320 لباسامو پوشیدم 217 00:11:21,320 --> 00:11:24,320 از ترس اینکه مبادا مقداری از خون او به من برسند 218 00:11:24,320 --> 00:11:27,320 اما ابوجعفر گرفتار شد 219 00:11:27,320 --> 00:11:30,320 یک ساعت صحبت نمی کند 220 00:11:30,320 --> 00:11:34,950 بعد با خیال راحت ما را اخراج کرد 221 00:11:34,950 --> 00:11:37,950 عمر طاووس بن کیسان طولانی شد 222 00:11:37,950 --> 00:11:40,950 تا اینکه به صد یا کمی بیشتر رسید 223 00:11:40,950 --> 00:11:43,950 با این حال، پیری و پیری 224 00:11:43,950 --> 00:11:46,950 او شفافیت ذهن و وحدت ذهنش را داشت 225 00:11:46,950 --> 00:11:49,950 و هوش سریع او 226 00:11:49,950 --> 00:11:52,950 عبدالله الشامی گفت: 227 00:11:52,950 --> 00:11:55,950 به خانه طاووس آمدم تا آن را از او بگیرم 228 00:11:55,950 --> 00:11:58,950 و من او را نمی شناسم 229 00:11:58,950 --> 00:12:01,950 وقتی در را زدم، پیرمردی به سمتم آمد 230 00:12:01,950 --> 00:12:04,950 سلام کردم و گفتم 231 00:12:04,950 --> 00:12:07,950 آیا تو طاووس بن کیسان هستی؟ 232 00:12:07,950 --> 00:12:10,950 گفت: بلكه من پسر او هستم. 233 00:12:10,950 --> 00:12:13,950 پیر و سالخورده بودن شیخ در امان نیست 234 00:12:13,950 --> 00:12:16,950 از جاهای دور پیشش رفتم 235 00:12:16,950 --> 00:12:19,950 تا از علم او بهره مند شوند 236 00:12:19,950 --> 00:12:22,950 گفت: وای بر تو! 237 00:12:22,950 --> 00:12:25,950 اگر کتاب خدا را حمل کنید، پیر نمی شوند 238 00:12:25,950 --> 00:12:28,950 آن را وارد کنید 239 00:12:28,950 --> 00:12:31,950 پس بر طاووس وارد شدم و سلام کردم 240 00:12:31,950 --> 00:12:34,950 و من گفتم: برای طلب علم نزد شما آمده ام. 241 00:12:34,950 --> 00:12:37,950 می خواهم به شما توصیه کنم 242 00:12:37,950 --> 00:12:40,950 خلاصه می کنم 243 00:12:40,950 --> 00:12:43,950 انشاالله تا جایی که بتونم خلاصه می کنم 244 00:12:43,950 --> 00:12:46,950 گفت: می خواهی آن را برایت جمع کنم؟ 245 00:12:46,950 --> 00:12:49,950 بهترین آنچه در تورات و زبور و انجیل است 246 00:12:49,950 --> 00:12:52,950 و قرآن 247 00:12:52,950 --> 00:12:55,950 گفتم بله و او گفت 248 00:12:55,950 --> 00:12:58,950 از خداوند متعال بترسید 249 00:12:58,950 --> 00:13:01,950 به طوری که هیچ چیز برای شما ترسناک تر از او نباشد 250 00:13:01,950 --> 00:13:04,950 به او قوی تر از ترس خود نسبت به او امیدوار باشید 251 00:13:04,950 --> 00:13:09,490 همان چیزی را که برای خود دوست داری برای مردم دوست بدار 252 00:13:09,490 --> 00:13:12,490 در شب دهم ذی الحجه 253 00:13:12,490 --> 00:13:15,490 صد و شش سال 254 00:13:15,490 --> 00:13:18,490 شیخ المعمر طاووس بن کیسان توضیح داد 255 00:13:18,490 --> 00:13:21,490 با زائران عرفات تا مزدلفه 256 00:13:21,490 --> 00:13:24,490 برای چهلمین بار 257 00:13:24,490 --> 00:13:27,490 وقتی مسافرش در فضایی ناب فرود آمد 258 00:13:27,490 --> 00:13:30,490 مغرب و شام را به جا آورد 259 00:13:30,490 --> 00:13:33,490 و طرفش را به سمت زمین چرخاند 260 00:13:34,490 --> 00:13:37,490 یقین به سراغش آمد 261 00:13:37,490 --> 00:13:40,490 او را دور از خانواده و وطن یافت 262 00:13:40,490 --> 00:13:43,490 به خدا نزدیک تر شو 263 00:13:43,490 --> 00:13:46,490 اقامه نماز در حرام به امید اجر الهی 264 00:13:46,490 --> 00:13:49,490 همانطور که مادرش او را به دنیا آورد، از گناهانش رهایی یافت 265 00:13:49,490 --> 00:13:52,519 به لطف خدا 266 00:13:52,519 --> 00:13:55,519 صبح که شد 267 00:13:55,519 --> 00:13:58,519 و خواستند او را دفن کنند 268 00:13:58,519 --> 00:14:01,519 آنها نتوانستند تشییع جنازه او را بیرون بیاورند 269 00:14:02,519 --> 00:14:05,519 امیر مکه نگهبانانی را نزد آنان فرستاد 270 00:14:05,519 --> 00:14:08,519 برای محافظت از مردم از تشییع جنازه 271 00:14:08,519 --> 00:14:11,549 بنابراین آنها می توانند او را دفن کنند 272 00:14:11,549 --> 00:14:14,549 بسیاری از مردم برای او دعا کردند 273 00:14:14,549 --> 00:14:17,549 هیچ کس جز خدا نمی تواند تعداد آنها را بشمارد 274 00:14:17,549 --> 00:14:20,549 او از جمله نمازگزاران بود 275 00:14:20,549 --> 00:14:23,549 خلیفه مسلمین 276 00:14:23,549 --> 00:14:28,980 هشام بن عبدالملک 277 00:14:28,980 --> 00:14:31,980 ابو عبدالرحمن تو را در حلومی دیدم 278 00:14:33,429 --> 00:14:36,429 پیغمبر صلی الله علیه و آله بر درب آن بود 279 00:14:36,429 --> 00:14:39,779 و او به شما می گوید 280 00:14:39,779 --> 00:14:43,169 رفع نقاب 281 00:14:43,169 --> 00:14:47,220 تاروس در مورد خواندن خود توضیح دهید 282 00:15:04,610 --> 00:15:07,610 به آنها تذکر بده ای قادر متعال 283 00:15:07,610 --> 00:15:12,610 رفتند و سوالی در ذهنم انداختند 284 00:15:12,610 --> 00:15:17,610 آیا ستاره ای مانند آنها در آسمان و تپه های آن وجود دارد؟ 285 00:15:17,610 --> 00:15:22,610 آنها زندگی خود را پر از غرور در اعمال خود کردند 286 00:15:22,610 --> 00:15:26,610 عالم خودکفایی بر آنان آشکار شد