WEBVTT

00:00:00.460 --> 00:00:03.459
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:03.459 --> 00:00:08.460
بهترین نمونه ها و موضع گیری های قرن ها

00:00:08.460 --> 00:00:13.460
اگر پیغمبر تلاش کرد یا طولانی شد، از او پیروی کنید

00:00:13.460 --> 00:00:15.460
جمهوری موادده

00:00:15.460 --> 00:00:17.460
پیشبرد

00:00:17.460 --> 00:00:21.589
تصاویری از زندگی فالوورها

00:00:21.589 --> 00:00:26.039
نوشته دکتر عبدالرحمن رأفت البشیر

00:00:26.039 --> 00:00:28.039
خدا رحمتش کند

00:00:28.039 --> 00:00:32.219
طاووس بن کیسان

00:00:32.219 --> 00:00:34.250
خدا رحمتش کند

00:00:43.399 --> 00:00:47.590
خلیفه مسلمین، سلیمان بن عبدالملک، به سختی موفق شده بود

00:00:47.590 --> 00:00:51.590
او در اطراف خانه قدیمی سفر می کند

00:00:51.590 --> 00:00:54.590
او مشتاق کعبه است

00:00:54.590 --> 00:00:57.590
تا اینکه به سمت ابروهاش برگشت و گفت

00:00:57.590 --> 00:01:01.590
من برای ما عالمی می خواهم که بتواند دین را بفهمد

00:01:01.590 --> 00:01:06.590
این با شکوه ترین روز در میان ایام الله اکبر را به ما یادآوری می کند

00:01:06.590 --> 00:01:10.719
ابرویی به چهره اهالی فصل رفت

00:01:10.719 --> 00:01:14.719
شروع كرد به پرسيدن از آنها در مورد هدف اميرالمؤمنين عليه السلام

00:01:14.719 --> 00:01:16.719
بنابراین به او گفته شد

00:01:16.719 --> 00:01:18.719
این طاووس بن کیسان است

00:01:18.719 --> 00:01:20.719
استاد فقهای زمان خود

00:01:20.719 --> 00:01:23.719
آنها در دعوت به سوی خدا صادق ترین هستند

00:01:23.719 --> 00:01:25.719
باید انجامش بدی

00:01:25.719 --> 00:01:28.719
مجلسی به طاووس نزدیک شد و گفت:

00:01:28.719 --> 00:01:32.719
ندای امیرالمومنین شیخ را اجابت کن

00:01:32.719 --> 00:01:36.719
طاووس بدون معطلی به او پاسخ داد

00:01:36.719 --> 00:01:41.719
زیرا معتقد بود دعوت کنندگان به سوی خداوند متعال باید

00:01:41.719 --> 00:01:45.719
فرصتی را به آنها پیشنهاد ندهید مگر اینکه از آن استفاده کنند

00:01:45.719 --> 00:01:49.719
آنها فرصت ندارند هیچ ابتکاری را بدون انجام آن انجام دهند

00:01:49.719 --> 00:01:53.719
او مطمئن بود که بهترین کلمه گفته می شود

00:01:53.719 --> 00:01:58.719
این سخنی از حقیقت است که با آن می‌خواهم کج‌اندیشی صاحبان قدرت را اصلاح کنم

00:01:58.719 --> 00:02:01.719
و از ظلم و ستم در امان بدار

00:02:01.719 --> 00:02:06.290
و آنها را به خدای متعال نزدیک کنید

00:02:06.290 --> 00:02:08.289
طاووسی با ابرو رد شد

00:02:08.289 --> 00:02:12.289
چون بر امیرالمؤمنین علیه السلام وارد شد، سلام کرد

00:02:12.289 --> 00:02:16.289
خلیفه با سلامی بهتر جواب داد

00:02:16.289 --> 00:02:20.289
او در پذیرایی از بازدیدکنندگان و مودبانه‌ترین جلساتش بسیار مهربان بود

00:02:20.289 --> 00:02:24.289
سپس شروع کرد به پرسیدن مناسک حج که او را آزار می داد

00:02:24.289 --> 00:02:27.289
با تکریم و احترام به او گوش می دهد

00:02:27.289 --> 00:02:32.289
طاووس گفت: وقتی احساس کردم که امیرالمؤمنین

00:02:32.289 --> 00:02:34.289
او به هدف خود رسیده است

00:02:34.289 --> 00:02:37.289
چیزی برای پرسیدن نداشت

00:02:37.289 --> 00:02:40.289
با خودم گفتم این شورا

00:02:40.289 --> 00:02:43.289
برای مجلسی که خدا از تو خواهد پرسید ای طاووس

00:02:43.289 --> 00:02:46.319
بعد رفتم سمتش و گفتم

00:02:46.319 --> 00:02:49.319
ای امیرالمومنین!

00:02:49.319 --> 00:02:52.319
سنگی لبه چاه بود

00:02:52.319 --> 00:02:54.319
در اعماق جهنم

00:02:54.319 --> 00:02:58.319
او به مدت هفتاد سال در این چاه افتاد

00:02:58.319 --> 00:03:01.319
تا اینکه به تصمیمش رسید

00:03:01.319 --> 00:03:04.319
آیا می دانید خدا این را برای چه کسی خوب آماده کرده است؟

00:03:04.319 --> 00:03:07.319
از چاه های جهنم ای امیرالمومنین

00:03:07.319 --> 00:03:10.349
بدون اینکه نقل کند گفت

00:03:10.349 --> 00:03:13.349
نه، بعد به خودش برگشت و گفت

00:03:13.349 --> 00:03:16.349
وای بر کسی که تهیه کرد

00:03:16.349 --> 00:03:19.349
پس گفتم: خداوند متعال آن را آماده کرده است.

00:03:19.349 --> 00:03:21.349
به هر که در حکومتش ملحق شد

00:03:21.349 --> 00:03:23.419
افراد بد اخلاق

00:03:23.419 --> 00:03:26.419
پس سلیمان را لرزاند

00:03:26.419 --> 00:03:29.419
فکر کردم روحش با اوست

00:03:29.419 --> 00:03:31.419
شما از بین دو طرف او بلند خواهید شد

00:03:31.419 --> 00:03:33.419
و او را به گریه انداخت

00:03:33.419 --> 00:03:36.419
و گریه او گریه ای است که دلها را می شکند

00:03:36.419 --> 00:03:39.419
پس او را ترک کرد و رفت

00:03:39.419 --> 00:03:43.889
و او به من پاداش خوبی می دهد

00:03:43.889 --> 00:03:46.889
زمانی که عمر بن عبدالعزیز خلافت را به دست گرفت

00:03:46.889 --> 00:03:49.889
به طاووس بن کیسان پیام داد و گفت:

00:03:49.889 --> 00:03:52.889
یا سانی، ابو عبدالرحمن

00:03:52.889 --> 00:03:55.889
پس طاووس نامه ای به او نوشت

00:03:55.889 --> 00:03:58.889
در یک خط گفت:

00:03:58.889 --> 00:04:01.889
اگر می خواهید همه کارهایتان خوب باشد

00:04:01.889 --> 00:04:04.889
پس از افراد خوب استفاده کنید

00:04:04.889 --> 00:04:06.889
و صلح

00:04:06.889 --> 00:04:09.889
عمر وقتی نامه را خواند گفت:

00:04:09.889 --> 00:04:12.889
خطبه بس است

00:04:12.889 --> 00:04:16.490
خطبه بس است

00:04:16.490 --> 00:04:19.490
وقتی خلافت به خدا رسید شام بن عبدالملک

00:04:19.490 --> 00:04:22.490
طاووس بن کیسان آن را با خود داشت

00:04:22.490 --> 00:04:25.490
گفته های معروف

00:04:25.490 --> 00:04:28.490
از آن به او ارائه شد

00:04:28.490 --> 00:04:30.490
بیت الحرام یک نیاز است

00:04:30.490 --> 00:04:32.490
وقتی در حرم بود

00:04:32.490 --> 00:04:35.490
به قوم خود از مکه گفت

00:04:35.490 --> 00:04:38.490
برای ما مردی از صحابه طلبیدند

00:04:38.490 --> 00:04:41.490
رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم

00:04:41.490 --> 00:04:44.490
به او گفتند: اصحاب ای امیر.

00:04:44.490 --> 00:04:47.490
مؤمنان پروردگار خود را تعقیب کرده اند

00:04:48.490 --> 00:04:51.490
تا اینکه هیچ کدام از آنها باقی نماند

00:04:51.490 --> 00:04:54.490
پس گفت: پیروان چه کسانی هستند؟

00:04:54.490 --> 00:04:57.490
پس پیووس بن کیسان را آورد

00:04:57.490 --> 00:05:00.490
وقتی بر او وارد شد

00:05:00.490 --> 00:05:03.490
او را با قالیچه پوشاندند

00:05:03.490 --> 00:05:06.490
بدون اینکه زنگ بزند سلام کرد

00:05:06.490 --> 00:05:08.490
توسط امیرالمومنین علیه السلام

00:05:08.490 --> 00:05:11.490
او را با نامش خطاب کرد بدون اینکه نام مستعاری به او بدهد

00:05:11.490 --> 00:05:14.490
قبل از اینکه اجازه بنشیند، نشست

00:05:14.490 --> 00:05:17.490
شام عصبانی شد

00:05:17.490 --> 00:05:20.490
تا اینکه خشم در چشمانش ظاهر شد

00:05:20.490 --> 00:05:23.490
این چیزی است که او در اعمال خود دید

00:05:23.490 --> 00:05:26.490
به او توهین کردند و حیثیت او را زیر پا گذاشتند

00:05:26.490 --> 00:05:29.490
در مقابل مهمانان و همراهانش

00:05:29.490 --> 00:05:32.490
با این حال، به زودی به آن اشاره شد

00:05:32.490 --> 00:05:35.490
در حرم خداوند متعال است

00:05:35.490 --> 00:05:38.490
پس به خود برگشت و به طاووس گفت

00:05:38.490 --> 00:05:41.490
ای طاووس چه چیزی تو را وادار کرد که کردی؟

00:05:41.490 --> 00:05:44.490
گفت: چه کردی؟

00:05:44.490 --> 00:05:47.490
پس خشم او به خلیفه بازگشت

00:05:47.490 --> 00:05:49.490
و عصبانی شد و گفت

00:05:49.490 --> 00:05:52.490
ما شما را با یک فرش پوشاندیم

00:05:52.490 --> 00:05:55.490
امامت مؤمنان به علی سلام نکردند

00:05:55.490 --> 00:05:58.490
و تو مرا به نامم صدا زدی، اما من نبودی

00:05:58.490 --> 00:06:01.490
بعد بدون اجازه من نشست

00:06:01.490 --> 00:06:04.490
طاووس آرام گفت:

00:06:04.490 --> 00:06:07.490
مگه ما سجاف فرشت رو نپوشونیم؟

00:06:07.490 --> 00:06:10.490
من آنها را به دست پروردگار جلال برمی دارم

00:06:10.490 --> 00:06:13.490
هر روز پنج بار

00:06:13.490 --> 00:06:16.490
او مرا سرزنش نمی کند و با من عصبانی نمی شود

00:06:16.490 --> 00:06:19.490
در مورد اینکه گفتی من سلام نکردم

00:06:19.490 --> 00:06:22.490
به امر مؤمنان به خاطر آن است که همه

00:06:22.490 --> 00:06:25.490
مؤمنان از فرمان تو راضی نیستند

00:06:25.490 --> 00:06:28.490
می ترسیدم دروغ بگم

00:06:28.490 --> 00:06:31.490
اگر تو را امیرالمومنین (ع) صدا کنم

00:06:31.490 --> 00:06:34.490
در مورد آنچه از خودم گرفتم

00:06:34.490 --> 00:06:37.490
من تو را به نامت صدا کردم اما تو نبودم

00:06:37.490 --> 00:06:40.490
گفت: پیامبرانش را به نامشان بخوانید.

00:06:40.490 --> 00:06:43.490
گفت: ای داوود.

00:06:43.490 --> 00:06:46.490
زنده باد عیسی

00:06:46.490 --> 00:06:49.490
گفت ما دشمن او بودیم

00:06:49.490 --> 00:06:52.490
دست پدرم لهب توبه کرد و او توبه کرد

00:06:52.490 --> 00:06:55.490
در مورد اینکه گفتی قبل از اینکه به من اجازه بدهی نشستم؟

00:06:55.490 --> 00:06:58.490
چون امیرالمؤمنین علی را شنیدم

00:06:58.490 --> 00:07:01.490
ابن ابی طالب می گوید:

00:07:01.490 --> 00:07:04.490
اگر می خواهید به یک مرد خانواده نگاه کنید

00:07:04.490 --> 00:07:07.490
به مردی که نشسته نگاه کنید

00:07:07.490 --> 00:07:10.490
و مردم در اطراف او ایستاده بودند

00:07:10.490 --> 00:07:13.490
از بودن اون مرد متنفر بودم

00:07:13.490 --> 00:07:16.490
چه کسی از اهل جهنم به حساب می آید

00:07:16.490 --> 00:07:19.490
شم از شرم او را به زمین انداخت

00:07:19.490 --> 00:07:22.490
بعد سرش را بلند کرد و گفت

00:07:22.490 --> 00:07:25.490
مرا موعظه کن ابو عبدالرحمن

00:07:25.490 --> 00:07:28.490
گفت: علی بن ابیطالب را شنیدم

00:07:28.490 --> 00:07:31.490
می گوید خداوند از او راضی باشد

00:07:32.490 --> 00:07:35.490
و عقرب ها مانند قاطر هستند

00:07:35.490 --> 00:07:38.490
هر چوپانی را که با گله خود عادلانه رفتار نمی کند نیش می زند

00:07:38.490 --> 00:07:41.490
بعد بلند شد و رفت

00:07:43.089 --> 00:07:46.089
همانطور که طاووس به برخی از حاکمان نزدیک می شد

00:07:46.089 --> 00:07:49.089
تذکر و راهنمایی برای آنها

00:07:49.089 --> 00:07:52.089
داشت از هم دور می شد

00:07:52.089 --> 00:07:55.089
گریه می کردند و سرزنش می کردند

00:07:55.089 --> 00:07:58.089
به پسرش گفت

00:07:58.089 --> 00:08:01.089
یک سال با پدرم حجه از یمن بیرون رفتیم

00:08:01.089 --> 00:08:04.089
بنابراین در برخی شهرها ماندیم

00:08:04.089 --> 00:08:07.089
کارگری دارد به نام ابن ناجیه

00:08:07.089 --> 00:08:10.089
او یکی از بدترین کارگران بود

00:08:10.089 --> 00:08:13.089
جسورترین آنها حقیقت است

00:08:13.089 --> 00:08:16.089
و آنان در باطل از همه سرسخت ترند

00:08:16.089 --> 00:08:19.089
پس به مسجد البلد آمدیم تا نمازهای واجب را بخوانیم

00:08:19.089 --> 00:08:22.089
سپس ابن نجیح از آمدن پدرم مطلع شد

00:08:22.089 --> 00:08:25.089
پس به مسجد آمد

00:08:25.089 --> 00:08:28.089
روبرویش نشست و سلام کرد

00:08:28.089 --> 00:08:31.089
پدرم جوابی به او نداد و به او پشت کرد

00:08:31.089 --> 00:08:34.120
در سمت راست نزد او آمد و با او صحبت کرد

00:08:34.120 --> 00:08:37.120
پس از او روی گردان

00:08:37.120 --> 00:08:40.120
پس به سمت چپ برگشت و با او صحبت کرد

00:08:40.120 --> 00:08:43.120
پس از او نیز روی برگردان

00:08:43.120 --> 00:08:46.120
با دیدنش رفتم بالا

00:08:46.120 --> 00:08:49.120
دستم را به سمتش دراز کردم و سلام کردم

00:08:49.120 --> 00:08:52.120
به او گفتم پدرم تو را نمی شناسد

00:08:52.120 --> 00:08:55.120
گفت: همانا پدرت مرا می شناسد.

00:08:55.120 --> 00:08:58.120
و اگر مرا بشناسد

00:08:58.120 --> 00:09:01.120
اوست که او را وادار به انجام آنچه دیدی کرد

00:09:01.120 --> 00:09:04.120
بعد بی صدا رفت و چیزی نگفت

00:09:04.120 --> 00:09:07.120
وقتی به خانه برگشتیم

00:09:07.120 --> 00:09:10.120
رو به پدرم کرد و گفت

00:09:10.120 --> 00:09:13.120
آخ که این مردم چقدر با زبان عزا صعود کردند

00:09:13.120 --> 00:09:16.120
در غیاب آنها

00:09:16.120 --> 00:09:19.120
اگر بیایند من شفاهی تسلیم آنها هستم

00:09:19.120 --> 00:09:23.779
آیا نفاق غیر از این است؟

00:09:23.779 --> 00:09:26.779
فتاووس بن کیسان خلفا را مشخص نکرده است

00:09:26.779 --> 00:09:29.779
و والیان با خطبه هایش

00:09:29.779 --> 00:09:32.779
بلکه آن را به هرکسی که از آن لذت می برد می داد

00:09:32.779 --> 00:09:35.779
نیاز یا تمایل به آن

00:09:35.779 --> 00:09:38.779
از آن، آنچه عطا بن ابی رباح روایت کرده است

00:09:38.779 --> 00:09:41.779
گفت: طاووس بن کیسان مرا دید

00:09:41.779 --> 00:09:44.779
در موقعیتی که با آن راحت نبود

00:09:44.779 --> 00:09:47.779
گفت ای عطا

00:09:47.779 --> 00:09:50.779
مراقب باشید نیازهای خود را به کسی که بسته است مطرح کنید

00:09:51.779 --> 00:09:54.779
و پیش تو حجابی برپا کرد

00:09:54.779 --> 00:09:57.779
درخواستش از آن کسی است که درها را به روی شما گشوده است

00:09:57.779 --> 00:10:00.779
از تو خواست که دعا کنی و به تو قول داد

00:10:00.779 --> 00:10:05.289
با پاسخ دادن

00:10:05.289 --> 00:10:08.289
به پسرش می گفت: پسرم.

00:10:08.289 --> 00:10:11.289
صاحب خردمندان به آنها منسوب است

00:10:11.289 --> 00:10:14.289
حتی اگر شما یکی از آنها نباشید

00:10:14.289 --> 00:10:17.289
با افراد نادان معاشرت نکنید

00:10:17.289 --> 00:10:20.289
اگر آنها را همراهی کنید به آنها نسبت داده می شوید

00:10:20.289 --> 00:10:23.289
او می دانست که همه چیز هدفی دارد

00:10:23.289 --> 00:10:26.289
هدف انسان تکمیل دین است

00:10:26.289 --> 00:10:29.289
و کمال خلقت او

00:10:29.289 --> 00:10:32.289
پسرش عبدالله بزرگ شد

00:10:32.289 --> 00:10:35.289
روشی که پدرش او را تربیت کرد

00:10:35.289 --> 00:10:38.289
او با اخلاق خود آفریده شد و زندگی خود را دنبال کرد

00:10:38.289 --> 00:10:41.289
از این، خلیفه عباسی

00:10:41.289 --> 00:10:44.289
ابوجعفر المنصور

00:10:44.289 --> 00:10:47.289
پسرش عبدالله بن طاووس را احضار کرد

00:10:47.289 --> 00:10:50.289
هنگامی که بر او وارد شدند

00:10:50.289 --> 00:10:53.289
و با او روی صندلی نشستند

00:10:53.289 --> 00:10:56.289
خلیفه به عبدالله بن طاووس روی آورد

00:10:56.289 --> 00:10:59.289
در مورد اتفاقی که افتاده به من بگو

00:10:59.289 --> 00:11:02.320
پدرت در این مورد به تو می گوید

00:11:02.320 --> 00:11:05.320
گفت: پدرم به من گفت.

00:11:05.320 --> 00:11:08.320
مردم در روز قیامت بیشترین عذاب را دارند

00:11:08.320 --> 00:11:11.320
مردی که خداوند متعال در اختیار او شریک بود

00:11:11.320 --> 00:11:14.320
پس ظلم را در حکم خود وارد کرد

00:11:15.320 --> 00:11:18.320
وقتی این مقاله را شنیدم

00:11:18.320 --> 00:11:21.320
لباسامو پوشیدم

00:11:21.320 --> 00:11:24.320
از ترس اینکه مبادا مقداری از خون او به من برسند

00:11:24.320 --> 00:11:27.320
اما ابوجعفر گرفتار شد

00:11:27.320 --> 00:11:30.320
یک ساعت صحبت نمی کند

00:11:30.320 --> 00:11:34.950
بعد با خیال راحت ما را اخراج کرد

00:11:34.950 --> 00:11:37.950
عمر طاووس بن کیسان طولانی شد

00:11:37.950 --> 00:11:40.950
تا اینکه به صد یا کمی بیشتر رسید

00:11:40.950 --> 00:11:43.950
با این حال، پیری و پیری

00:11:43.950 --> 00:11:46.950
او شفافیت ذهن و وحدت ذهنش را داشت

00:11:46.950 --> 00:11:49.950
و هوش سریع او

00:11:49.950 --> 00:11:52.950
عبدالله الشامی گفت:

00:11:52.950 --> 00:11:55.950
به خانه طاووس آمدم تا آن را از او بگیرم

00:11:55.950 --> 00:11:58.950
و من او را نمی شناسم

00:11:58.950 --> 00:12:01.950
وقتی در را زدم، پیرمردی به سمتم آمد

00:12:01.950 --> 00:12:04.950
سلام کردم و گفتم

00:12:04.950 --> 00:12:07.950
آیا تو طاووس بن کیسان هستی؟

00:12:07.950 --> 00:12:10.950
گفت: بلكه من پسر او هستم.

00:12:10.950 --> 00:12:13.950
پیر و سالخورده بودن شیخ در امان نیست

00:12:13.950 --> 00:12:16.950
از جاهای دور پیشش رفتم

00:12:16.950 --> 00:12:19.950
تا از علم او بهره مند شوند

00:12:19.950 --> 00:12:22.950
گفت: وای بر تو!

00:12:22.950 --> 00:12:25.950
اگر کتاب خدا را حمل کنید، پیر نمی شوند

00:12:25.950 --> 00:12:28.950
آن را وارد کنید

00:12:28.950 --> 00:12:31.950
پس بر طاووس وارد شدم و سلام کردم

00:12:31.950 --> 00:12:34.950
و من گفتم: برای طلب علم نزد شما آمده ام.

00:12:34.950 --> 00:12:37.950
می خواهم به شما توصیه کنم

00:12:37.950 --> 00:12:40.950
خلاصه می کنم

00:12:40.950 --> 00:12:43.950
انشاالله تا جایی که بتونم خلاصه می کنم

00:12:43.950 --> 00:12:46.950
گفت: می خواهی آن را برایت جمع کنم؟

00:12:46.950 --> 00:12:49.950
بهترین آنچه در تورات و زبور و انجیل است

00:12:49.950 --> 00:12:52.950
و قرآن

00:12:52.950 --> 00:12:55.950
گفتم بله و او گفت

00:12:55.950 --> 00:12:58.950
از خداوند متعال بترسید

00:12:58.950 --> 00:13:01.950
به طوری که هیچ چیز برای شما ترسناک تر از او نباشد

00:13:01.950 --> 00:13:04.950
به او قوی تر از ترس خود نسبت به او امیدوار باشید

00:13:04.950 --> 00:13:09.490
همان چیزی را که برای خود دوست داری برای مردم دوست بدار

00:13:09.490 --> 00:13:12.490
در شب دهم ذی الحجه

00:13:12.490 --> 00:13:15.490
صد و شش سال

00:13:15.490 --> 00:13:18.490
شیخ المعمر طاووس بن کیسان توضیح داد

00:13:18.490 --> 00:13:21.490
با زائران عرفات تا مزدلفه

00:13:21.490 --> 00:13:24.490
برای چهلمین بار

00:13:24.490 --> 00:13:27.490
وقتی مسافرش در فضایی ناب فرود آمد

00:13:27.490 --> 00:13:30.490
مغرب و شام را به جا آورد

00:13:30.490 --> 00:13:33.490
و طرفش را به سمت زمین چرخاند

00:13:34.490 --> 00:13:37.490
یقین به سراغش آمد

00:13:37.490 --> 00:13:40.490
او را دور از خانواده و وطن یافت

00:13:40.490 --> 00:13:43.490
به خدا نزدیک تر شو

00:13:43.490 --> 00:13:46.490
اقامه نماز در حرام به امید اجر الهی

00:13:46.490 --> 00:13:49.490
همانطور که مادرش او را به دنیا آورد، از گناهانش رهایی یافت

00:13:49.490 --> 00:13:52.519
به لطف خدا

00:13:52.519 --> 00:13:55.519
صبح که شد

00:13:55.519 --> 00:13:58.519
و خواستند او را دفن کنند

00:13:58.519 --> 00:14:01.519
آنها نتوانستند تشییع جنازه او را بیرون بیاورند

00:14:02.519 --> 00:14:05.519
امیر مکه نگهبانانی را نزد آنان فرستاد

00:14:05.519 --> 00:14:08.519
برای محافظت از مردم از تشییع جنازه

00:14:08.519 --> 00:14:11.549
بنابراین آنها می توانند او را دفن کنند

00:14:11.549 --> 00:14:14.549
بسیاری از مردم برای او دعا کردند

00:14:14.549 --> 00:14:17.549
هیچ کس جز خدا نمی تواند تعداد آنها را بشمارد

00:14:17.549 --> 00:14:20.549
او از جمله نمازگزاران بود

00:14:20.549 --> 00:14:23.549
خلیفه مسلمین

00:14:23.549 --> 00:14:28.980
هشام بن عبدالملک

00:14:28.980 --> 00:14:31.980
ابو عبدالرحمن تو را در حلومی دیدم

00:14:33.429 --> 00:14:36.429
پیغمبر صلی الله علیه و آله بر درب آن بود

00:14:36.429 --> 00:14:39.779
و او به شما می گوید

00:14:39.779 --> 00:14:43.169
رفع نقاب

00:14:43.169 --> 00:14:47.220
تاروس در مورد خواندن خود توضیح دهید

00:15:04.610 --> 00:15:07.610
به آنها تذکر بده ای قادر متعال

00:15:07.610 --> 00:15:12.610
رفتند و سوالی در ذهنم انداختند

00:15:12.610 --> 00:15:17.610
آیا ستاره ای مانند آنها در آسمان و تپه های آن وجود دارد؟

00:15:17.610 --> 00:15:22.610
آنها زندگی خود را پر از غرور در اعمال خود کردند

00:15:22.610 --> 00:15:26.610
عالم خودکفایی بر آنان آشکار شد
