WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:03.000
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:15.220 --> 00:00:18.219
انجمن مواضع خشنود است

00:00:18.219 --> 00:00:22.219
تا تصاویری از زندگی صحابه را به شما تقدیم کنم

00:00:22.219 --> 00:00:25.219
اید الرحمن رفاه الپاشا

00:00:25.219 --> 00:00:27.260
خدا رحمتش کند

00:00:27.260 --> 00:00:33.179
فیروز الدیلمی رضی الله عنه

00:00:48.560 --> 00:00:54.560
هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله پس از بازگشت از حجه الوداع شکایت کرد.

00:00:54.560 --> 00:00:57.560
خبر در سراسر جزیره پخش شد که او بیمار است

00:00:57.560 --> 00:01:01.560
او از انسی اسلام سیاه در یمن مرتد شد

00:01:01.560 --> 00:01:04.560
و مسیلمه دروغگو در الیمامه

00:01:04.560 --> 00:01:07.560
و قبر اسدی در کشور بنی اسد

00:01:07.560 --> 00:01:11.560
سه دروغگو ادعای پیامبری کردند

00:01:11.560 --> 00:01:17.719
هر کدام را نزد قوم خود فرستاد، همچنان که محمد بن عبدالله نزد قریش فرستاده شد

00:01:17.719 --> 00:01:20.719
الاسود الانسی کشیش جادوگر بود

00:01:20.719 --> 00:01:23.719
روح سیاه است و شر گسترده است

00:01:23.719 --> 00:01:26.719
بسیار قدرتمند و ساختاری بزرگ

00:01:26.719 --> 00:01:30.719
او همچنین با فصاحت خود سخنور و مسحور کننده بود

00:01:30.719 --> 00:01:34.719
او زیرک است و می تواند با دروغ های خود با افکار عمومی بازی کند

00:01:34.719 --> 00:01:38.719
وسوسه پول، اعتبار و موقعیت

00:01:38.719 --> 00:01:42.719
او به مردم ظاهر نمی شد مگر اینکه مبدل بود

00:01:42.719 --> 00:01:46.719
تا خود را با هاله ای از رمز و راز و اعتبار احاطه کند

00:01:46.719 --> 00:01:49.719
نفوذ در یمن در آن زمان متعلق به بچه ها بود

00:01:49.719 --> 00:01:52.719
در رأس آنها فیروز الدیلمی قرار دارد

00:01:52.719 --> 00:01:55.719
صحابی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:01:55.719 --> 00:01:59.719
پسران نامی است که به گروهی از افراد داده می شود

00:01:59.719 --> 00:02:03.719
پدر و مادر آنها ایرانیانی هستند که از کشور خود به یمن آواره شده اند

00:02:03.719 --> 00:02:06.719
مادرانشان عرب هستند

00:02:06.719 --> 00:02:10.039
بزرگترین آنها پاتان در ظهور اسلام بود

00:02:10.039 --> 00:02:14.039
پادشاه یمن توسط خسرو، بزرگ ایرانیان

00:02:14.039 --> 00:02:18.039
هنگامی که برای او روشن شد، صداقت رسول و بلندی دعوتش برای او آشکار شد.

00:02:18.039 --> 00:02:23.039
اطاعت از خسرو را کنار زد و خود و قومش وارد دین خدا شدند

00:02:23.039 --> 00:02:26.039
پس پیامبر به او سلطنت داد

00:02:26.039 --> 00:02:28.039
او تا زمان مرگ در آنجا ماند

00:02:28.039 --> 00:02:31.039
اندکی قبل از ظهور شیرهای سیاه

00:02:31.039 --> 00:02:35.039
او اولین کسی بود که به ندای اسود الانسی پاسخ داد

00:02:35.039 --> 00:02:37.039
قوم او بن و مذحج هستند

00:02:37.039 --> 00:02:39.039
پس با آنان به صنعا حمله کرد

00:02:39.039 --> 00:02:42.039
وصی او شهربن پثان کشته شد

00:02:42.039 --> 00:02:45.039
با همسرش عداد ازدواج کرد

00:02:45.039 --> 00:02:48.039
سپس از صنعا به مناطق دیگر پرید

00:02:48.039 --> 00:02:52.039
با سرعتی شگفت انگیز زیر ضربات او فرو ریخت

00:02:52.039 --> 00:02:57.039
تا اینکه کشور بین حضرموت و طائف به او نزدیک شد

00:02:57.039 --> 00:03:01.039
و بین بحرین و الاحساء تا عدن

00:03:01.039 --> 00:03:05.099
این به اسود الانسی کمک کرد تا مردم را فریب دهد

00:03:05.099 --> 00:03:09.099
او با حیله گری بی حد و حصر خود آنها را به سوی خود جذب کرد

00:03:09.099 --> 00:03:14.099
او به پیروان خود ادعا کرد که فرشته ای دارد که وحی دریافت کرده است

00:03:14.099 --> 00:03:16.099
او را از غیب برحذر می دارد

00:03:16.099 --> 00:03:21.099
او این ادعا را با چشمانش که همه جا پخش کرد، تایید کرد

00:03:21.099 --> 00:03:25.099
برای دانستن اخبار مردم و رخنه در اسرار آنها

00:03:25.099 --> 00:03:32.099
آنها از مشکلات خود آگاه می شوند و امنیت و امیدی را که در سینه آنها نهفته است آشکار می کنند

00:03:32.099 --> 00:03:34.099
سپس مخفیانه برای او می آورند

00:03:34.099 --> 00:03:38.099
او با نیاز خود با همه نیازمندان روبرو شد

00:03:38.099 --> 00:03:41.099
هر صاحب مشکلی با مشکل خود شروع می کند

00:03:41.099 --> 00:03:44.099
او شگفتی ها و کنجکاوی های زیادی را برای پیروان خود به ارمغان می آورد

00:03:44.099 --> 00:03:47.099
چیزی که ذهن آنها را متحیر می کند و درک آنها را سردرگم می کند

00:03:47.099 --> 00:03:49.099
حتی سخت گیریش

00:03:49.099 --> 00:03:55.099
ندای او مانند آتشی شعله ور از میان آتش خشک جنگلی پخش شد

00:03:55.099 --> 00:03:59.099
او به سختی به پیامبر صلی الله علیه و آله رسید

00:03:59.099 --> 00:04:01.099
اخبار ردة الاسود الانسی

00:04:01.099 --> 00:04:03.099
و حمله او به یمن

00:04:03.099 --> 00:04:09.099
تا اینکه حدود ده نفر از یارانش برای کسانی که او را خیر می دید نامه فرستادند

00:04:09.099 --> 00:04:11.099
یکی از مالکان قبلی در یمن

00:04:11.099 --> 00:04:17.100
او از آنها می خواهد که با ایمان و قاطعیت با این وسوسه کور مقابله کنند

00:04:18.100 --> 00:04:22.100
او به آنها دستور می دهد که به هر طریقی از شر شیرهای سیاه خلاص شوند

00:04:22.100 --> 00:04:25.230
پیام پیامبر به کسی ابلاغ نشد

00:04:25.230 --> 00:04:29.230
مگر اینکه به ندای او پاسخ دهد و برای اجرای دستورش آمده باشد

00:04:29.230 --> 00:04:32.230
او اولین کسی بود که به تماس او پاسخ داد

00:04:32.230 --> 00:04:35.230
قهرمان داستان ما فیروز الدیلمی است

00:04:35.230 --> 00:04:38.300
و فرزندانش

00:04:38.300 --> 00:04:42.300
اجازه دهید صحبت را به او بسپاریم تا داستان منحصر به فرد و شگفت انگیز خود را برای ما بازگو کند

00:04:42.300 --> 00:04:44.300
فیروز گفت

00:04:44.300 --> 00:04:48.300
من و فرزندانم لحظه ای را وقف دین خدا نکردیم

00:04:48.300 --> 00:04:52.300
هیچ کدام از ما هرگز به دل ایمان به دشمن خدا نیفتاده ایم

00:04:52.300 --> 00:04:55.300
منتظر فرصت هایی بودیم که به او حمله کنیم

00:04:55.300 --> 00:04:58.300
و به هر طریقی از شر آن خلاص شوید

00:04:58.300 --> 00:05:02.300
هنگامی که به ما و مؤمنان قبلی رسید

00:05:02.300 --> 00:05:05.300
رسول خدا صلی الله علیه و آله نوشت

00:05:05.300 --> 00:05:07.300
یکدیگر را تقویت کنید

00:05:07.300 --> 00:05:10.300
بگذارید هر کدام در مسیر خود کار کنیم

00:05:10.300 --> 00:05:16.490
اسود الانسی به خاطر موفقیتش مغرور و متکبر شده بود

00:05:16.490 --> 00:05:19.490
او قیس بن عبد یاغوث را به فرماندهی لشکر خود منصوب کرد

00:05:19.490 --> 00:05:21.490
و مجبور است

00:05:21.490 --> 00:05:23.490
و رفتارش را با او تغییر داد

00:05:23.490 --> 00:05:27.490
تا اینکه قیس دیگر از ظلم او در امان نبود

00:05:27.490 --> 00:05:30.519
پس من و پسر عمویم دزاوی نزد او رفتیم

00:05:30.519 --> 00:05:34.519
پیام پیامبر صلی الله علیه و آله را به او رساندیم

00:05:34.519 --> 00:05:39.519
از او دعوت کردیم تا قبل از صرف شام با آن مرد ناهار بخوریم

00:05:39.519 --> 00:05:41.519
پس دلش را به دعوت ما گشود

00:05:41.519 --> 00:05:43.519
او راز خود را برای ما فاش کرد

00:05:43.519 --> 00:05:47.519
ما را چنان دید که گویی از آسمان بر او نازل شده ایم

00:05:47.519 --> 00:05:49.519
بنابراین ما سه نفر موافقت کردیم

00:05:49.519 --> 00:05:53.519
ما باید از درون با مرتد دروغگو مقابله کنیم

00:05:53.519 --> 00:05:57.519
در حالی که برادران دیگر ما از خارج با او مقابله می کنند

00:05:57.519 --> 00:06:01.519
نظر ما این بود که ابن عم عاد را هم شامل خودمان کنیم

00:06:01.519 --> 00:06:04.519
همان که اسود الانسی با او ازدواج کرد

00:06:04.519 --> 00:06:07.519
پس از کشتن شوهرش شهربن بدان

00:06:07.519 --> 00:06:10.649
به کاخ الاسود الانسی رفتم

00:06:10.649 --> 00:06:12.649
من با پسر عموی عاد آشنا شدم

00:06:12.649 --> 00:06:15.649
و من به او گفتم پسر عمو

00:06:15.649 --> 00:06:19.649
تو می دانی که این مرد چه بلایی سر ما و تو آورده است

00:06:19.649 --> 00:06:23.649
شوهرت را کشت و زنان قوم تو را شرمنده کرد

00:06:23.649 --> 00:06:25.649
و بسیاری از مردان آنها نابود شدند

00:06:25.649 --> 00:06:28.680
و موضوع را از دست آنها خارج کنید

00:06:28.680 --> 00:06:31.680
این کتاب رسول خدا صلی الله علیه و آله است

00:06:31.680 --> 00:06:33.680
به خصوص به ما

00:06:33.680 --> 00:06:35.680
بله، نه مردم یمن به طور کلی

00:06:35.680 --> 00:06:39.680
او ما را به رفع این فتنه دعوت می کند

00:06:39.680 --> 00:06:41.680
آیا می توانید در آن به ما کمک کنید؟

00:06:41.680 --> 00:06:43.680
و او گفت

00:06:43.680 --> 00:06:45.680
چشمت را به هر چیزی نگاه کن

00:06:45.680 --> 00:06:47.680
بنابراین گفتم باید آن را بیرون بیاورم

00:06:47.680 --> 00:06:49.680
گفت: بلکه سنگین است.

00:06:49.680 --> 00:06:53.740
گفتم: به خدا سوگند منظورم چیز دیگری نبود.

00:06:53.740 --> 00:06:56.740
اما من می ترسیدم با شما روبرو شوم

00:06:56.740 --> 00:07:01.740
گفت: سوگند به کسی که محمد را به حق مژده‌دهنده و بیم‌دهنده فرستاد.

00:07:01.740 --> 00:07:04.740
من در یک چشم به هم زدن در دینم رتبه شدم

00:07:04.740 --> 00:07:09.740
خداوند برای من نفرت‌انگیزتر از این شیطان خلق نکرده است

00:07:09.740 --> 00:07:12.740
به خدا از زمانی که او را دیدم او را نمی شناسم

00:07:12.740 --> 00:07:14.740
مگر فاسق و گناهکار

00:07:14.740 --> 00:07:17.810
او به حقیقت اهمیت نمی دهد و از بدی خودداری نمی کند

00:07:17.810 --> 00:07:20.810
پس گفتم: چگونه او را بکشیم؟

00:07:20.810 --> 00:07:25.810
او گفت که او برای خودش محفوظ است

00:07:25.810 --> 00:07:27.810
در قصر جایی نیست

00:07:27.810 --> 00:07:29.810
جز اینکه نگهبانان او را احاطه کرده بودند

00:07:29.810 --> 00:07:32.810
غیر از این اتاق دورافتاده و متروک

00:07:32.810 --> 00:07:36.810
پشتش به فلان جای بیابان است

00:07:36.810 --> 00:07:40.810
هنگام غروب، آن را در تاریکی شب حفر کنید

00:07:40.810 --> 00:07:43.810
در داخل شما یک سلاح و یک چراغ قوه پیدا خواهید کرد

00:07:43.810 --> 00:07:46.810
و مرا در انتظار تو خواهی یافت

00:07:46.810 --> 00:07:48.810
سپس وارد شدند و او را کشتند

00:07:48.810 --> 00:07:53.810
پس گفتم: در چنین قصری اتاقی را حفاری کن.

00:07:53.810 --> 00:07:55.810
امر الهی نیست

00:07:55.810 --> 00:07:59.810
ممکن است یکی از کنار ما رد شود و نگهبان ها فریاد بزنند و فریاد بزنند

00:07:59.810 --> 00:08:01.810
یک نتیجه نامطلوب خواهد بود

00:08:01.810 --> 00:08:04.870
گفت: تو دشمن حق نیستی

00:08:04.870 --> 00:08:06.870
من یک نظر برای شما دارم

00:08:06.870 --> 00:08:08.870
گفتم چیه

00:08:08.870 --> 00:08:12.870
او گفت که فردا مردی را می فرستد که به عنوان کارگر به او اعتماد کند

00:08:12.870 --> 00:08:15.870
پس به او دستور دادم که اتاق را از داخل کند

00:08:15.870 --> 00:08:19.870
تا زمانی که فقط مقدار کمی از نقب باقی بماند

00:08:19.870 --> 00:08:23.870
سپس شبانه آن را از بیرون با ساده ترین تلاش تمام می کنید

00:08:23.870 --> 00:08:27.870
گفتم بله همان چیزی که دیدم

00:08:27.870 --> 00:08:31.870
بعد رفتم و به دوستم گفتم که چه توافقی کردیم

00:08:31.870 --> 00:08:33.899
پس او را برکت دادند

00:08:33.899 --> 00:08:36.899
ما یک ساعت برای این موضوع آماده شدیم

00:08:36.899 --> 00:08:41.899
سپس این کلمه راز را به ویژه برای مؤمنان در میان هوادارانمان فاش کردیم

00:08:41.899 --> 00:08:43.899
ما از آنها خواستیم که آماده باشند

00:08:43.899 --> 00:08:47.899
صبح روز بعد قرارمان را با آنها گذاشتیم

00:08:47.899 --> 00:08:49.899
و هنگامی که شب بر ما فرود آمد

00:08:49.899 --> 00:08:51.899
و زمان مقرر فرا رسیده است

00:08:51.899 --> 00:08:54.899
من با دوستم به محل نقب رفتم

00:08:54.899 --> 00:08:56.899
بنابراین ما آن را فاش کردیم

00:08:56.899 --> 00:08:58.899
رفتیم داخل اتاق

00:08:58.899 --> 00:09:01.899
اسلحه را برداشتیم و چراغ قوه را گم کردیم

00:09:01.899 --> 00:09:04.899
به سمت کابین دشمن خدا حرکت کردیم

00:09:04.899 --> 00:09:07.899
بعد پسر عمویم دم در ایستاده بود

00:09:07.899 --> 00:09:10.899
او به من اشاره کرد و من وارد او شدم

00:09:10.899 --> 00:09:13.899
اگر خواب بود به خواب رفت

00:09:13.899 --> 00:09:15.899
بنابراین تیغه را به گردنش زدم

00:09:15.899 --> 00:09:17.899
سفال گاو نر

00:09:17.899 --> 00:09:21.899
و شادی شتر ذبح شده

00:09:21.899 --> 00:09:23.899
هنگامی که نگهبانان صدای او را شنیدند

00:09:23.899 --> 00:09:25.899
آمدند داخل کابین و گفتند

00:09:25.899 --> 00:09:27.899
این چیه؟

00:09:27.899 --> 00:09:29.899
پسر عمویم به آنها گفت

00:09:29.899 --> 00:09:31.899
آنها در بزرگسالی رفتند

00:09:31.899 --> 00:09:33.899
زیرا پیامبر خدا به من وحی می کند

00:09:33.899 --> 00:09:36.059
پس رفتند

00:09:36.059 --> 00:09:39.059
تا سحر در قصر ماندیم

00:09:39.059 --> 00:09:42.059
او روی یکی از دیوارهای آن ایستاد و شعار داد

00:09:42.059 --> 00:09:44.059
خدا بزرگ است

00:09:44.059 --> 00:09:46.059
خدا بزرگ است

00:09:46.059 --> 00:09:48.059
در اذان ادامه دادم تا گفتم

00:09:48.059 --> 00:09:52.059
شهادت می دهم که معبودی جز خدا نیست

00:09:52.059 --> 00:09:55.059
شهادت می دهم که محمد رسول خداست

00:09:55.059 --> 00:09:58.059
شهادت می دهم که اسود الانسی دروغگو است

00:09:58.059 --> 00:10:01.100
این رمز عبور بود

00:10:01.100 --> 00:10:04.100
مسلمانان از هر سو به قصر نزدیک شدند

00:10:04.100 --> 00:10:07.100
نگهبانان با شنیدن صدای اذان وحشت کردند

00:10:07.100 --> 00:10:11.100
دو تیم با هم درگیر شدند

00:10:11.100 --> 00:10:13.100
پس سر شیرها را به سوی آنها انداختم

00:10:13.100 --> 00:10:15.129
از بالای دیوارهای کاخ

00:10:15.129 --> 00:10:17.129
وقتی هوادارانش او را دیدند

00:10:17.129 --> 00:10:19.129
ضعیف شدند و بویشان رفت

00:10:19.129 --> 00:10:21.129
و چون مؤمنان او را دیدند

00:10:21.129 --> 00:10:23.129
آنها در برابر دشمن خود مغرور و متکبر شدند

00:10:23.129 --> 00:10:26.129
موضوع قبل از طلوع آفتاب حل شد

00:10:26.129 --> 00:10:28.320
و زمانی که روز به پایان رسید

00:10:28.320 --> 00:10:32.320
نامه ای برای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرستادیم

00:10:32.320 --> 00:10:35.320
او را به مرگ دشمن خدا مژده می دهیم

00:10:35.320 --> 00:10:38.379
وقتی مبلغان به شهر رسیدند

00:10:38.379 --> 00:10:41.379
پیامبر صلی الله علیه و آله را یافتند

00:10:41.379 --> 00:10:44.379
همان شب درگذشت

00:10:44.379 --> 00:10:46.379
با این حال، آنها به زودی متوجه شدند

00:10:46.379 --> 00:10:49.379
وحی خبر از مرگ اسود الانسی داد

00:10:49.379 --> 00:10:52.379
شبی که کشته شد

00:10:52.379 --> 00:10:55.379
حضرت علیه السلام به یارانش فرمودند

00:10:55.379 --> 00:10:58.379
الاسود الانسی دیروز کشته شد

00:10:58.379 --> 00:11:00.379
مرد مبارکی او را کشت

00:11:00.379 --> 00:11:02.379
از اهل بیت مبارک

00:11:02.379 --> 00:11:04.379
پس به او گفته شد

00:11:04.379 --> 00:11:06.379
او کیست یا رسول الله؟

00:11:06.379 --> 00:11:08.379
فیروز گفت

00:11:08.379 --> 00:11:10.379
فیروز پیروز شد

00:11:10.379 --> 00:11:14.879
فیروز

00:11:14.879 --> 00:11:16.879
انسان مبارک

00:11:16.879 --> 00:11:18.879
از اهل بیت مبارک

00:11:18.879 --> 00:11:21.039
محمد رسول خداست

00:11:25.679 --> 00:11:27.679
مشید رفت شعر

00:11:27.679 --> 00:11:29.679
و بهترین ها را هدر دادم

00:11:29.679 --> 00:11:31.679
در ستایش آنها بیشتر است
