1 00:00:00,430 --> 00:00:03,430 بسم الله الرحمن الرحیم 2 00:00:03,430 --> 00:00:08,429 بهترین نمونه ها و موضع گیری های قرن ها 3 00:00:08,429 --> 00:00:13,429 اگر پیغمبر می‌خواست یا می‌گفت، از پیامبر پیروی می‌کرد 4 00:00:13,429 --> 00:00:15,429 انجمن مواضع 5 00:00:15,429 --> 00:00:17,429 پیشبرد 6 00:00:17,429 --> 00:00:21,429 تصاویری از زندگی فالوورها 7 00:00:21,429 --> 00:00:25,850 نوشته دکتر عبدالرحمن رأفت الباشا 8 00:00:25,850 --> 00:00:27,850 خدا رحمتش کند 9 00:00:27,850 --> 00:00:33,340 محمد بن الحنفیه 10 00:00:33,340 --> 00:00:35,630 خدا رحمتش کند 11 00:00:42,729 --> 00:00:47,729 بین محمد بن حنفیه و برادرش حسن بن علی جفوا واقع شد. 12 00:00:47,729 --> 00:00:51,729 پس ابن حنفیه به حسن پیغام داد و گفت: 13 00:00:51,729 --> 00:00:53,729 خدا به من لطف کرده است 14 00:00:53,729 --> 00:00:59,729 مادرت فاطمه دختر محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله است 15 00:00:59,729 --> 00:01:02,729 مادر زنی از بنی حنیفه 16 00:01:02,729 --> 00:01:06,730 جد مادری شما رسول خدا و نخبگان مخلوق اوست 17 00:01:06,730 --> 00:01:09,730 جد مادری من جعفر بن قیس است 18 00:01:09,730 --> 00:01:12,730 اگر این کتاب برای شما بیاید 19 00:01:12,730 --> 00:01:14,730 پس نزد من بیا و با من آشتی کن 20 00:01:14,730 --> 00:01:18,730 تا بتوانی برای همه چیز به من اعتبار بدهی 21 00:01:18,730 --> 00:01:21,920 همین که پیامش به الحسن رسید 22 00:01:21,920 --> 00:01:25,920 پس با عجله به خانه اش رفت و با او صلح کرد 23 00:01:25,920 --> 00:01:29,019 این نویسنده دانا و سخنور کیست؟ 24 00:01:29,019 --> 00:01:31,019 محمد بن الحنفیه 25 00:01:31,019 --> 00:01:36,140 بیایید داستان زندگی او را از ابتدا مرور کنیم 26 00:01:36,140 --> 00:01:43,650 این داستان از اواخر عمر رسول خدا صلی الله علیه و آله ظاهر می شود 27 00:01:43,650 --> 00:01:45,650 در همان روز 28 00:01:45,650 --> 00:01:51,650 علی بن و طالب با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در جلسه بودند 29 00:01:51,650 --> 00:01:53,650 گفت یا رسول الله 30 00:01:53,650 --> 00:01:56,650 اگر بعد از تو پسری داشته باشم، نظرت چیست؟ 31 00:01:56,650 --> 00:01:58,650 آیا او را به نام تو صدا کنم؟ 32 00:01:58,650 --> 00:02:00,650 و او را با نام مستعار خود صدا کنید 33 00:02:00,650 --> 00:02:02,650 و او گفت بله 34 00:02:02,650 --> 00:02:05,810 سپس روزها گذشت 35 00:02:05,810 --> 00:02:11,810 پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به رفیق اعلی پیوست 36 00:02:11,810 --> 00:02:17,810 چند ماه بعد دخترش و ریحانا، فاطمه البتول، او را دنبال کردند 37 00:02:17,810 --> 00:02:20,810 مادر حسن و حسین 38 00:02:20,810 --> 00:02:23,810 پس علی برای بنی حنیفه داماد او شد 39 00:02:23,810 --> 00:02:27,810 با خوله بنت جعفر بن قیس حنفیه ازدواج کرد 40 00:02:27,810 --> 00:02:30,810 او یک فرزند پسر به دنیا آورد 41 00:02:30,810 --> 00:02:32,810 پس او را محمد نامید 42 00:02:32,810 --> 00:02:34,810 ما او را ابوالقاسم صدا زدیم 43 00:02:34,810 --> 00:02:38,810 با اذن رسول خدا صلی الله علیه و آله 44 00:02:38,810 --> 00:02:43,840 با این حال، مردم شروع به خواندن او محمد بن الحنفیه کردند 45 00:02:43,840 --> 00:02:47,840 تا او را از برادرانش حسن و حسین جدا کند 46 00:02:47,840 --> 00:02:49,840 پسرم فاطمه الزهری 47 00:02:49,840 --> 00:02:52,840 سپس به این دلیل در تاریخ شناخته شد 48 00:02:52,840 --> 00:03:00,469 محمد بن حنفیه در اواخر خلافت صدیق رضی الله عنه به دنیا آمد. 49 00:03:00,469 --> 00:03:05,469 او بزرگ شد و تحت سرپرستی پدرش علی بن ابی طالب پرورش یافت 50 00:03:05,469 --> 00:03:07,469 و روی دستم بیرون می آید 51 00:03:07,469 --> 00:03:10,469 پس عبادت و زهد خود را از او گرفت 52 00:03:10,469 --> 00:03:13,469 او قدرت و شجاعت خود را از او به ارث برده است 53 00:03:13,469 --> 00:03:17,469 فصاحت و بلاغت خود را از او دریافت کرد 54 00:03:17,469 --> 00:03:21,469 پس او خشم جنگ در جبهه های جنگ است 55 00:03:21,469 --> 00:03:24,469 و یک شوالیه منبر در انجمن های مردانه 56 00:03:24,469 --> 00:03:27,469 و راهب شب 57 00:03:27,469 --> 00:03:32,469 اگر تاریکی بر کائنات فرود آید و چشم ها بخوابند 58 00:03:32,469 --> 00:03:38,539 پدرش رضی الله عنه او را در جنگ هایی که می کرد شرکت می کرد 59 00:03:38,539 --> 00:03:44,539 او بارهایی را بر دوش برادرانش حسن و حسین بر دوش نمی‌کشید 60 00:03:44,539 --> 00:03:47,539 چه چیزی کانال ندارد؟ 61 00:03:47,539 --> 00:03:49,539 هیچ نقطه ضعفی در عزم او وجود ندارد 62 00:03:49,539 --> 00:03:52,539 یک بار به او گفته شد 63 00:03:52,539 --> 00:03:57,539 پدرت چه چیزی دارد که تو را به مخاطرات می کشاند و به تنگنا می کشاند؟ 64 00:03:57,539 --> 00:04:00,539 بدون برادرانت حسن و حسین 65 00:04:00,539 --> 00:04:06,539 گفت چون دو برادرم مثل چشمان پدرم به او نزدیک هستند 66 00:04:06,539 --> 00:04:09,539 و خودم را به حالت دستانش رساندم 67 00:04:09,539 --> 00:04:14,139 او با دستان خود از چشمان خود محافظت می کند 68 00:04:14,139 --> 00:04:16,139 و در جنگ صفین 69 00:04:16,139 --> 00:04:23,139 بین علی بن ابی طالب و معاویه بن ابی سفیان رضی الله عنه واقع شد. 70 00:04:23,139 --> 00:04:27,139 محمد بن حنفیه پرچم پدرش را حمل می کرد 71 00:04:27,139 --> 00:04:33,139 در حالی که سنگ آسیاب جنگ در جریان بود و مردم را از دو طرف خرد می کرد 72 00:04:33,139 --> 00:04:37,139 برای او داستانی پیش آمد که خود او گفت: 73 00:04:37,139 --> 00:04:40,139 ما را در دو ردیف دیدی 74 00:04:40,139 --> 00:04:43,139 با یاران معاویه ملاقات کردیم 75 00:04:44,139 --> 00:04:49,139 بنابراین ما جنگیدیم تا جایی که فکر کردم هیچ یک از ما یا آنها باقی نمی مانند 76 00:04:49,139 --> 00:04:52,139 بنابراین موضوع را جدی گرفتم و مغرور شدم 77 00:04:52,139 --> 00:04:56,139 بعد به زودی شنیدم که کسی پشت سرم فریاد می زد 78 00:04:56,139 --> 00:04:58,139 ای مسلمانان! 79 00:04:58,139 --> 00:05:00,139 خدا خداست 80 00:05:00,139 --> 00:05:02,139 ای مسلمانان! 81 00:05:02,139 --> 00:05:04,139 برای زنان و کودکان 82 00:05:04,139 --> 00:05:07,139 از دین و علائم 83 00:05:07,139 --> 00:05:09,139 از رام و دیلم 84 00:05:09,139 --> 00:05:11,139 ای مسلمانان! 85 00:05:11,139 --> 00:05:15,139 خداست و ما بمانیم ای جماعت مسلمین 86 00:05:15,139 --> 00:05:19,139 یعنی از خدا بپرهیز و از مسلمانان بگذر 87 00:05:19,139 --> 00:05:25,139 پس به خود قول دادم که بعد از آن روز شمشیری بر مسلمانی بلند نشود 88 00:05:25,139 --> 00:05:32,699 سپس اوری رضی الله عنه به دست گناهکار و ظالم به شهادت رسید 89 00:05:32,699 --> 00:05:35,699 موضوع به دست معاویه بن ابی سفیان افتاد 90 00:05:35,699 --> 00:05:41,699 محمد بن حنفیه بر حسب استماع و اطاعت با او بیعت کرد، خواه فعال یا اجباری. 91 00:05:41,699 --> 00:05:44,699 میل به بهبود شکاف ها و اتحاد مجدد 92 00:05:44,699 --> 00:05:47,699 عزت اسلام و مسلمین 93 00:05:47,699 --> 00:05:53,699 معاویه رضی الله عنه صداقت و پاکی این بیعت را احساس کرد. 94 00:05:53,699 --> 00:05:57,699 و به صاحبش اطمینان بیشتری بدهد 95 00:05:57,699 --> 00:06:01,699 که او را به مشورت با محمد بن حنفیه واداشت 96 00:06:01,699 --> 00:06:04,829 او بیش از یک بار در دمشق از او دیدن کرد 97 00:06:04,829 --> 00:06:06,829 و به بیش از یک دلیل 98 00:06:07,829 --> 00:06:11,829 از این رو پادشاه روم به معاویه نوشت: 99 00:06:11,829 --> 00:06:14,829 برای ما، پادشاهان با پادشاهان در ارتباط هستند 100 00:06:14,829 --> 00:06:18,829 آنها با چیزهای عجیب خود یکدیگر را آزار می دهند 101 00:06:18,829 --> 00:06:23,829 آنها با شگفتی های پادشاهی خود با یکدیگر رقابت می کنند 102 00:06:23,829 --> 00:06:28,829 آیا به من اجازه می‌دهی اتفاقاتی که بین من و تو می‌افتد را داشته باشم؟ 103 00:06:28,829 --> 00:06:32,829 معاویه به او پاسخ مثبت داد و به او اجازه داد 104 00:06:32,829 --> 00:06:37,829 بنابراین پادشاه روم دو نفر از شگفت انگیزترین مردان را به او هدایت کرد 105 00:06:37,829 --> 00:06:40,829 یکی از آنها بسیار طولانی است 106 00:06:40,829 --> 00:06:43,829 یک ذره بسیار بزرگ 107 00:06:43,829 --> 00:06:47,829 حتی برای شما، آن یک چمنزار در یک جنگل است 108 00:06:47,829 --> 00:06:49,829 یا یک ساختمان ساخته شده 109 00:06:49,829 --> 00:06:52,990 دومی بسیار قوی است 110 00:06:52,990 --> 00:06:56,990 جامد و جامد، مانند جانور درنده 111 00:06:56,990 --> 00:07:01,060 با آنها نامه ای برای او فرستاد و گفت: 112 00:07:02,060 --> 00:07:07,060 آیا کسی در پادشاهی شما از نظر قد و قدرت با این دو مرد برابری می کند؟ 113 00:07:07,060 --> 00:07:10,089 معاویه به عمر بن العاص گفت 114 00:07:10,089 --> 00:07:15,089 در مورد الطویل، شخصی را یافتم که به او پاداش دهد و بیشتر به او بدهد 115 00:07:15,089 --> 00:07:18,089 او قیس بن سعد بن عباده است 116 00:07:18,089 --> 00:07:22,089 در مورد قوی، نظر شما را در مورد او نیاز داشتم 117 00:07:22,089 --> 00:07:26,089 عمر گفت: دو مرد برای این امر هستند 118 00:07:26,089 --> 00:07:29,089 با این حال، شما از آنها دور هستید 119 00:07:29,089 --> 00:07:32,089 آنها محمد بن الحنفیه هستند 120 00:07:32,089 --> 00:07:34,120 و عبدالله بن الزبیر 121 00:07:34,120 --> 00:07:36,120 معاویه گفت 122 00:07:36,120 --> 00:07:40,120 محمد بن حنفیه از ما دور نیست 123 00:07:40,120 --> 00:07:42,120 عمر گفت 124 00:07:42,120 --> 00:07:48,120 اما به نظر شما آیا او از عظمت توانایی و والای مقام خود راضی است؟ 125 00:07:48,120 --> 00:07:52,120 حمایت از یک مرد رومی در برابر شخص دیگری 126 00:07:52,120 --> 00:07:54,120 معاویه گفت 127 00:07:54,120 --> 00:07:58,120 این کار را انجام می دهد و بیشتر 128 00:07:58,120 --> 00:08:01,120 اگر در اسلام عزت پیدا کند 129 00:08:01,120 --> 00:08:05,250 سپس معاویه هر دو قیس بن سعد را دعوت کرد 130 00:08:05,250 --> 00:08:07,250 و محمد بن الحنفیه 131 00:08:07,250 --> 00:08:09,310 وقتی شورا برگزار شد 132 00:08:09,310 --> 00:08:11,310 قیس بن سعد برخاست 133 00:08:11,310 --> 00:08:13,310 پس شلوارش را در آورد 134 00:08:13,310 --> 00:08:15,310 و آن را نزد الرومی انداخت 135 00:08:15,310 --> 00:08:17,310 دستور داد آن را بپوشد 136 00:08:17,310 --> 00:08:19,310 بنابراین او آن را پوشید 137 00:08:19,310 --> 00:08:22,310 بنابراین او تا بالای سینه او را پوشاند 138 00:08:22,310 --> 00:08:24,410 مردم به او خندیدند 139 00:08:24,410 --> 00:08:26,410 و اما محمد بن الحنفیه 140 00:08:26,410 --> 00:08:28,410 به مترجم گفت 141 00:08:28,410 --> 00:08:29,410 به مولانا بگو 142 00:08:29,410 --> 00:08:33,409 اگر بخواهد می تواند بنشیند و من بایستم 143 00:08:33,409 --> 00:08:35,409 بعد دستش را به من می دهد 144 00:08:35,409 --> 00:08:39,409 یا با او می مانم یا او مرا می نشیند 145 00:08:39,409 --> 00:08:40,409 و اگر بخواهد 146 00:08:40,409 --> 00:08:43,409 بگذار او ایستاده باشد و من نشسته باشم 147 00:08:43,409 --> 00:08:46,409 مولانا نشستن را برگزید 148 00:08:46,409 --> 00:08:50,409 پس محمد بن حنفیه دست او را گرفت و او را ماندگار کرد 149 00:08:50,409 --> 00:08:52,409 مولانا نتوانست جلوی او را بگیرد 150 00:08:52,409 --> 00:08:55,409 تب در سینه مولانا رخنه کرد 151 00:08:55,409 --> 00:08:58,409 او انتخاب کرد که برخاست 152 00:08:58,409 --> 00:09:00,409 و محمد القاعده 153 00:09:00,409 --> 00:09:02,409 پس محمد دست او را گرفت 154 00:09:02,409 --> 00:09:04,409 و او را جذب کرد 155 00:09:04,409 --> 00:09:07,409 تقریباً ساعدش را از شانه اش جدا کرد 156 00:09:07,409 --> 00:09:09,409 و او را روی زمین نشاند 157 00:09:09,409 --> 00:09:11,470 پس دو رومی رفتند 158 00:09:11,470 --> 00:09:17,100 به پادشاه خود، شکست خورده و رها شده 159 00:09:17,100 --> 00:09:21,100 بعد دوباره روزها گذشت 160 00:09:21,100 --> 00:09:24,100 معاویه و پسرش از یزید پیروی کردند 161 00:09:24,100 --> 00:09:27,100 و مروان بن الحکم در جوار پروردگارشان است 162 00:09:27,100 --> 00:09:32,100 رهبری بنی امیه به عبدالملک بن مروان رسید 163 00:09:32,100 --> 00:09:35,100 او خود را خلیفه مسلمین نامید 164 00:09:35,100 --> 00:09:38,139 پس مردم شام با او بیعت کردند 165 00:09:38,139 --> 00:09:41,139 مردم حجاز و عراق بودند 166 00:09:41,139 --> 00:09:44,139 با عبدالله بن الزبیر بیعت کردند 167 00:09:44,139 --> 00:09:48,139 هر یک از آنها کسانی را که با او بیعت نکردند شروع کردند تا با او بیعت کنند. 168 00:09:48,139 --> 00:09:53,139 او به مردم ادعا می کند که سزاوارتر از رفیقش به خلافت است 169 00:09:53,139 --> 00:09:56,139 صفوف مسلمانان بار دیگر از هم جدا شد 170 00:09:56,139 --> 00:09:59,139 در اینجا درخواست عبدالله بن الزبیر است 171 00:09:59,139 --> 00:10:02,139 از محمد بن حنفیه برای بیعت با او 172 00:10:02,139 --> 00:10:05,139 مردم حجاز نیز با او بیعت کردند 173 00:10:05,139 --> 00:10:08,139 اما بر ابن حنفیه پوشیده نماند 174 00:10:08,139 --> 00:10:11,139 بیعت بر گردنش گذاشته می شود 175 00:10:11,139 --> 00:10:14,169 هر کس با او بیعت کند حقوق بسیار دارد 176 00:10:14,169 --> 00:10:17,169 از او شمشیر خود را بدون آن بیرون کشید 177 00:10:17,169 --> 00:10:19,169 و با مخالفان خود مبارزه کند 178 00:10:19,169 --> 00:10:22,169 کسانی که با آن مخالفند فقط مسلمانانی هستند که زحمت کشیده اند 179 00:10:22,169 --> 00:10:25,169 پس با دیگری غیر از بیعت کنندگان بیعت کردند 180 00:10:25,169 --> 00:10:28,169 او یک مرد کاملاً منطقی نبود 181 00:10:28,169 --> 00:10:30,169 روز صفین را فراموش کرده بود 182 00:10:30,169 --> 00:10:32,169 سالها زیاد نبود 183 00:10:32,169 --> 00:10:34,169 که از گوشش پاک شد 184 00:10:34,169 --> 00:10:37,169 صدای غمگین و خشن چین 185 00:10:37,169 --> 00:10:40,169 از پشت سرش صدا می زند 186 00:10:40,169 --> 00:10:42,169 ای مسلمانان! 187 00:10:42,169 --> 00:10:45,169 ای جماعت مسلمین خدا خداست 188 00:10:45,169 --> 00:10:48,169 برای زنان و کودکان 189 00:10:48,169 --> 00:10:50,169 از دین و علائم 190 00:10:50,169 --> 00:10:52,169 از رام و دیلم 191 00:10:52,169 --> 00:10:53,169 بله 192 00:10:53,169 --> 00:10:57,259 او هرگز هیچ یک از آن را فراموش نکرده بود 193 00:10:57,259 --> 00:11:00,259 به عبدالله بن الزبیر گفت 194 00:11:00,259 --> 00:11:02,259 علم را به یقین می دانی 195 00:11:02,259 --> 00:11:06,259 من هیچ علاقه و تقاضایی در این مورد ندارم 196 00:11:06,259 --> 00:11:09,259 اما من یک مرد مسلمان هستم 197 00:11:09,259 --> 00:11:11,259 اگر حرف آنها با شما موافق است 198 00:11:11,259 --> 00:11:13,259 یا علی عبدالملک 199 00:11:13,259 --> 00:11:16,259 من با هر که توافق کردند بیعت کردم 200 00:11:16,259 --> 00:11:17,259 همانطور که در حال حاضر 201 00:11:17,259 --> 00:11:20,259 نه با تو بیعت می کنم و نه با او بیعت می کنم 202 00:11:20,259 --> 00:11:23,259 پس عبدالله با او به خواب رفت 203 00:11:23,259 --> 00:11:25,259 گاهی اوقات او نرم است 204 00:11:25,259 --> 00:11:28,259 از آن روی برمی گرداند و در مواقع دیگر آن را رد می کند 205 00:11:28,259 --> 00:11:31,330 اما محمد بن الحنفیه 206 00:11:31,330 --> 00:11:34,330 خیلی زود مردان زیادی به او پیوستند 207 00:11:34,330 --> 00:11:36,330 بنری دیدند 208 00:11:36,330 --> 00:11:38,330 رهبری خود را به او سپردند 209 00:11:38,330 --> 00:11:41,330 تا اینکه به هفت هزار نفر رسیدند 210 00:11:41,330 --> 00:11:43,330 کسانی که تصمیم گرفتند از نزاع دوری کنند 211 00:11:43,330 --> 00:11:46,330 آنها از ساختن آن خودداری کردند 212 00:11:46,330 --> 00:11:49,330 گودالی برای آتش سوزان او 213 00:11:49,330 --> 00:11:53,330 بر تعداد پیروان ابن حنفیه افزوده شد 214 00:11:53,330 --> 00:11:56,330 ابن الزبیر بر او خشمگین تر شد 215 00:11:56,330 --> 00:11:59,419 از او خواست که بیعت کند 216 00:11:59,419 --> 00:12:01,419 وقتی از آن ناامید شد 217 00:12:01,419 --> 00:12:05,419 او و همراهان او از بنی هاشم و دیگران 218 00:12:05,419 --> 00:12:08,419 مردم خود را به مکه متعهد کنند 219 00:12:08,419 --> 00:12:10,419 و بر آنها سانسور کرد 220 00:12:10,419 --> 00:12:12,419 سپس به آنها گفت 221 00:12:12,419 --> 00:12:16,419 به خدا سوگند شما بیعت می کنید و یا شما را در آتش می سوزانیم 222 00:12:16,419 --> 00:12:19,419 سپس آنها را در خانه هایشان حبس کرد 223 00:12:19,419 --> 00:12:21,419 و برای آنها هیزم جمع کنید 224 00:12:21,419 --> 00:12:25,419 خانه‌ها دور تا دور آن را گرفته بودند تا به بالای دیوارها رسید 225 00:12:25,419 --> 00:12:29,419 حتی اگر یک کنده از آن روشن کند 226 00:12:29,419 --> 00:12:31,519 تا همه آنها را بسوزانند 227 00:12:31,519 --> 00:12:35,519 سپس گروهی از یارانش به سوی او برخاستند 228 00:12:35,519 --> 00:12:38,519 گفتند: ابن الزبیر را بکشیم 229 00:12:38,519 --> 00:12:40,549 و مردم را از آن راحت می کنیم 230 00:12:40,549 --> 00:12:46,549 گفت: آیا آتش نزاع را که به خاطر آن بازنشسته شدیم، با دست خود روشن کنیم؟ 231 00:12:46,549 --> 00:12:51,549 مردی از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله را می کشیم 232 00:12:51,549 --> 00:12:53,549 و فرزندان اصحابش 233 00:12:53,549 --> 00:13:00,309 نه، به خدا سوگند ما کاری نمی کنیم که خدا و رسولش را خشمگین کند 234 00:13:00,309 --> 00:13:03,309 هنگامی که عبدالملک بن مروان به سن رسید 235 00:13:03,309 --> 00:13:06,309 آنچه محمد بن الحنفیه از آن رنج می برد 236 00:13:06,309 --> 00:13:09,309 و با او عبدالله بن الزبیر بود 237 00:13:10,309 --> 00:13:15,309 پس نامه ای به همراه فرستاده ای برای او فرستاد 238 00:13:15,309 --> 00:13:18,309 اگر برای یکی از فرزندانش نوشته باشد 239 00:13:18,309 --> 00:13:22,309 وقتی ملایم ترین لحن یا مهربان ترین گفتار را داشت 240 00:13:22,309 --> 00:13:24,309 و همان چیزی بود که در آن ذکر شد 241 00:13:24,309 --> 00:13:30,309 شنیده ام که ابن الزبیر بر تو و کسانی که با تو هستند فشار آورده است 242 00:13:30,309 --> 00:13:33,309 او پیوندهای خویشاوندی شما را قطع کرد و حقوق شما را نادیده گرفت 243 00:13:33,309 --> 00:13:37,309 این شام به روی شما باز است 244 00:13:37,309 --> 00:13:41,309 شما و کسانی که با شما هستند خوش آمدید 245 00:13:41,309 --> 00:13:44,309 پس هر جا که می خواهید در آن بمانید 246 00:13:44,309 --> 00:13:46,309 به خانواده خوش آمدید 247 00:13:46,309 --> 00:13:48,309 و همسایه ها عزیزانی هستند 248 00:13:48,309 --> 00:13:51,309 و ما را با دانستن حقیقت خود خواهید یافت 249 00:13:51,309 --> 00:13:53,309 قدردان لطف شما هستیم 250 00:13:53,309 --> 00:13:56,309 انشاءالله همچنان به شما رحمت خواهیم کرد 251 00:13:56,309 --> 00:14:02,299 محمد بن حنفیه و همراهانش راه افتادند 252 00:14:02,299 --> 00:14:05,299 آنها روی خود را به سمت شام برمی گردانند 253 00:14:06,299 --> 00:14:10,299 وقتی به آیلا رسیدند در آنجا ساکن شدند 254 00:14:10,299 --> 00:14:13,299 پس مردم آن شریف ترین خانه را به آنها دادند 255 00:14:13,299 --> 00:14:15,299 و همسایگان آنها بهترین همسایگان هستند 256 00:14:15,299 --> 00:14:19,299 محمد بن حنفیه را دوست داشتند و او را تسبیح می گفتند 257 00:14:19,299 --> 00:14:23,299 وقتی عمق عبادت و اخلاص زهدش را دیدند 258 00:14:23,299 --> 00:14:27,299 پس شروع به امر به معروف و نهی از منکر کرد 259 00:14:27,299 --> 00:14:29,299 در میان آنها مراسمی را انجام می دهد 260 00:14:29,299 --> 00:14:32,299 اوضاع را برای آنها درست می کند 261 00:14:32,299 --> 00:14:36,460 به کسی اجازه نمی دهد به کسی ظلم کند 262 00:14:36,460 --> 00:14:39,460 وقتی این به عبدالملک بن مروان رسید 263 00:14:39,460 --> 00:14:41,460 کار را برای او سخت کنید 264 00:14:41,460 --> 00:14:43,460 با خودش مشورت کرد 265 00:14:43,460 --> 00:14:45,460 و به او گفتند 266 00:14:45,460 --> 00:14:49,460 ما فکر نمی کنیم که شما باید اجازه دهید او در ملک شما اقامت کند 267 00:14:49,460 --> 00:14:51,460 و بیوگرافی او همانطور که من یاد گرفتم 268 00:14:51,460 --> 00:14:53,460 یا با تو بیعت خواهد کرد 269 00:14:53,460 --> 00:14:56,460 یا می تواند به جایی که از آنجا آمده برگردد 270 00:14:56,460 --> 00:14:59,580 پس عبدالملک به او نوشت و گفت: 271 00:15:00,580 --> 00:15:04,580 تو به کشور من آمدی و در بخشی از آن ساکن شدی 272 00:15:04,580 --> 00:15:09,580 این جنگ بین من و عبدالله بن الزبیر جریان دارد 273 00:15:09,580 --> 00:15:13,580 تو در میان مسلمانان مردی با افتخار و مقامی 274 00:15:13,580 --> 00:15:18,580 تصمیم گرفتم که او در زمین من اقامت نکند مگر اینکه آن را به من بفروشد 275 00:15:18,580 --> 00:15:20,580 اگه اون منو بفروشه 276 00:15:20,580 --> 00:15:24,580 شما صد کشتی دارید که دیروز نزد من آمدند 277 00:15:24,580 --> 00:15:26,580 از القلزم 278 00:15:26,580 --> 00:15:28,580 آن را با آنچه در آن است و هر که در آن است بگیر 279 00:15:28,580 --> 00:15:31,580 و هزار درهم همراه آن است 280 00:15:31,580 --> 00:15:35,580 هر چه برای خود و فرزندانتان تحمیل کنید 281 00:15:35,580 --> 00:15:39,580 و به خویشاوندان، دوستان و کسانی که با شما هستند 282 00:15:39,580 --> 00:15:41,580 حتی اگر امتناع کنم 283 00:15:41,580 --> 00:15:45,580 بنابراین او مرا به مکانی تبدیل کرد که کنترلی بر آن نداشتم 284 00:15:45,580 --> 00:15:49,809 سپس محمد بن حنفیه به او نوشت: 285 00:15:49,809 --> 00:15:53,809 از محمد بن علی تا عبدالملک بن مروان 286 00:15:53,809 --> 00:15:55,809 درود بر شما 287 00:15:56,870 --> 00:16:00,870 و خدایی را که جز او معبودی نیست ستایش می کنم. به شما 288 00:16:00,870 --> 00:16:02,870 در مورد بعد 289 00:16:02,870 --> 00:16:05,870 شاید از من می ترسی 290 00:16:05,870 --> 00:16:10,870 فکر کردم شما موضع واقعی من را در این مورد می دانید 291 00:16:10,870 --> 00:16:14,870 به خدا اگر تمام این ملت علیه من متحد شوند 292 00:16:14,870 --> 00:16:18,870 مگر مردم یک روستا که آن را نپذیرفتند 293 00:16:18,870 --> 00:16:20,870 بر سر آن هم با آنها دعوا نکردم 294 00:16:20,870 --> 00:16:22,940 در مکه فرود آمدم 295 00:16:22,940 --> 00:16:26,940 عبدالله بن الزبیر از من خواست که با او بیعت کنم 296 00:16:26,940 --> 00:16:29,940 وقتی قبول نکردم همسایه ام با او بدرفتاری کرد 297 00:16:29,940 --> 00:16:34,940 سپس به من نامه نوشت و از من دعوت کرد در شام اقامت کنم 298 00:16:34,940 --> 00:16:37,940 پس در شهری در حومه سرزمین شما ساکن شدم 299 00:16:37,940 --> 00:16:41,940 به دلیل قیمت ارزان و دور بودن از مرکز سلطاناتک 300 00:16:41,940 --> 00:16:44,970 پس همانطور که نوشته بود برای من نوشت 301 00:16:44,970 --> 00:16:48,970 انشاء الله از شما روی گردان خواهیم شد 302 00:16:48,970 --> 00:16:55,289 محمد بن حنفیه افراد و خانواده خود را از شام فرستاد 303 00:16:55,289 --> 00:16:59,289 و هر بار که به خانه می آمد، دیگر نگران آن نبود 304 00:16:59,289 --> 00:17:01,289 از او دعوت می شود که آن را ترک کند 305 00:17:01,289 --> 00:17:06,859 انگار تمام نگرانی هایش برایش کافی نبود 306 00:17:06,859 --> 00:17:10,859 خدا می خواست او را با نگرانی های دیگر آزمایش کند 307 00:17:10,859 --> 00:17:13,859 شدیدتر و سنگین تر 308 00:17:13,859 --> 00:17:18,859 زیرا گروهی از پیروان او در دل بیماری دارند 309 00:17:18,859 --> 00:17:21,859 دیگران در ذهن خود غافل هستند 310 00:17:21,859 --> 00:17:23,859 گفتند 311 00:17:23,859 --> 00:17:26,859 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 312 00:17:26,859 --> 00:17:31,859 صدر علی و خاندانش اسرار زیادی از علم را به امانت گذاشتند 313 00:17:31,859 --> 00:17:34,859 احکام دین و گنجینه شریعت 314 00:17:34,859 --> 00:17:38,859 و خانواده را به چیزی محدود کرد که هیچ کس از آن آگاه نبود 315 00:17:38,859 --> 00:17:42,859 پس مرد متوجه کارگر آگاه و مشکوک شد 316 00:17:42,859 --> 00:17:46,859 این گفتار چه انحرافی در خود دارد 317 00:17:46,859 --> 00:17:52,859 و خطرات و آسیب هایی که می تواند برای اسلام و مسلمانان داشته باشد 318 00:17:52,859 --> 00:17:55,859 مردم را جمع کرد و آنها را موعظه کرد 319 00:17:55,859 --> 00:17:59,859 خداوند متعال را شکر کرد و او را ستود 320 00:17:59,859 --> 00:18:04,859 صلوات و درود خدا بر پیامبرش محمد صلوات الله علیه و آله و سلم 321 00:18:04,859 --> 00:18:06,859 سپس گفت 322 00:18:06,859 --> 00:18:10,859 برخی ادعا می کنند که ما به خاندان پیامبر علم داریم 323 00:18:10,859 --> 00:18:14,859 به رسول خدا صلی الله علیه و آله گفتیم 324 00:18:14,859 --> 00:18:17,859 هیچکس جز ما ندید 325 00:18:17,859 --> 00:18:22,859 به خدا سوگند ما از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم چیزی به ارث نبرده ایم. 326 00:18:22,859 --> 00:18:25,859 به جز آنچه بین این دو پانل است 327 00:18:25,859 --> 00:18:27,859 به قرآن اشاره کرد 328 00:18:27,859 --> 00:18:32,859 و هر که ادعا کند ما چیزی جز کتاب خدا برای خواندن داریم 329 00:18:32,859 --> 00:18:36,299 او دروغ گفت 330 00:18:36,299 --> 00:18:40,299 برخی از یارانش به او سلام می کردند و می گفتند: 331 00:18:40,299 --> 00:18:43,299 درود بر تو مهدی 332 00:18:43,299 --> 00:18:45,299 و او می گوید 333 00:18:45,299 --> 00:18:48,299 آری من به سوی خیر هدایت شده ام 334 00:18:48,299 --> 00:18:51,299 و به خواست خدا به سوی او هدایت می شوید 335 00:18:51,299 --> 00:18:54,299 اما اگر یکی از شما به من سلام کند 336 00:18:54,299 --> 00:18:56,299 منو به اسم صدا نکن 337 00:18:56,299 --> 00:19:01,700 و بگو درود بر تو اى محمد 338 00:19:01,700 --> 00:19:08,700 مدتی نگذشت که محمد بن حنفیه در مورد محل اسکان او و همراهانش سردرگم شد. 339 00:19:08,700 --> 00:19:12,700 خداوند اراده کرد که حجاج بن یوسف ثقفی بمیرد 340 00:19:12,700 --> 00:19:14,700 علی عبدالله بن الزبیر 341 00:19:14,700 --> 00:19:19,700 و اینکه همه مردم با عبدالملک بن مروان بیعت کنند 342 00:19:19,700 --> 00:19:23,700 تنها کاری که باید می کرد این بود که به عبدالملک بنویسد: 343 00:19:23,700 --> 00:19:28,700 به امیرالمؤمنین عبدالملک بن مروان 344 00:19:28,700 --> 00:19:31,740 از محمد بن علی 345 00:19:31,740 --> 00:19:32,740 در مورد بعد 346 00:19:32,740 --> 00:19:36,740 وقتی این موضوع را دیدم مرا به سمت تو کشاند 347 00:19:36,740 --> 00:19:38,740 و مردم با تو بیعت کردند 348 00:19:38,740 --> 00:19:40,740 عروس شما یکی از آنهاست 349 00:19:40,740 --> 00:19:43,740 پس با والی شما در حجاز بیعت کردم 350 00:19:43,740 --> 00:19:47,740 این تعهدم را کتبا برای شما فرستادم 351 00:19:47,740 --> 00:19:49,799 درود بر شما 352 00:19:49,799 --> 00:19:53,799 وقتی عبدالملک کتاب را برای یارانش خواند 353 00:19:53,799 --> 00:19:54,799 گفتند 354 00:19:54,799 --> 00:19:59,799 اگر می خواست عصیان را شکاف دهد، نافرمانی می کرد و در موضوع شکاف ایجاد می کرد 355 00:19:59,799 --> 00:20:01,799 او توانست این کار را انجام دهد 356 00:20:01,799 --> 00:20:04,799 و چون راهی برای این کار ندارید 357 00:20:04,799 --> 00:20:07,799 پس با او عهد و پیمان و امان بنویس 358 00:20:07,799 --> 00:20:12,799 حفظ خدا و رسولش صلی الله علیه و آله و سلم 359 00:20:12,799 --> 00:20:16,799 تا مزاحم و مزاحمت او یا هیچ یک از یارانش نشود 360 00:20:16,799 --> 00:20:18,799 پس در این باره به او نوشت 361 00:20:18,799 --> 00:20:22,799 او به حجاج نامه نوشت و به او دستور داد که او را گرامی بدارند 362 00:20:22,799 --> 00:20:26,799 مراقبت از حرمت او و غلو در حرمت او 363 00:20:26,799 --> 00:20:31,799 اما محمد بن حنفیه پس از آن مدت زیادی زنده نماند 364 00:20:31,799 --> 00:20:36,799 خداوند او را برگزید تا در کنار خود، راضی و راضی باشد 365 00:20:36,799 --> 00:20:42,210 نور خدا برای محمد بن حنفیه در قبرش 366 00:20:42,210 --> 00:20:45,210 و خداوند روح او را در بهشت دید 367 00:20:45,210 --> 00:20:49,210 او از کسانی بود که خواهان فساد فی الارض نبود 368 00:20:49,210 --> 00:20:52,210 هیچ برتری بین مردم وجود ندارد 369 00:20:52,210 --> 00:21:02,069 من کسی را نمی شناسم که از علی آموخته باشد و از او بهره برده باشد 370 00:21:02,069 --> 00:21:06,359 بیشتر از محمد بن الحنفیه 371 00:21:06,359 --> 00:21:08,779 ابن الجنید 372 00:21:39,500 --> 00:21:44,500 آنها زندگی خود را پر از غرور در اعمال خود کردند 373 00:21:44,500 --> 00:21:48,569 و جهان نفس برای آنها آشکار شده است