WEBVTT

00:00:00.460 --> 00:00:03.459
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:03.459 --> 00:00:08.460
بهترین نمونه ها و موضع گیری های قرن ها

00:00:08.460 --> 00:00:13.460
اگر پیغمبر می‌خواست یا می‌گفت، از پیامبر پیروی می‌کرد

00:00:13.460 --> 00:00:15.460
جمهوری موادده

00:00:15.460 --> 00:00:17.460
پیشبرد

00:00:17.460 --> 00:00:21.460
تصاویری از زندگی فالوورها

00:00:21.460 --> 00:00:25.910
نوشته دکتر عبدالرحمن رأفت الباشا

00:00:25.910 --> 00:00:27.910
خدا رحمتش کند

00:00:27.910 --> 00:00:34.670
محمد بن واثق العضدین رحمه الله

00:00:42.729 --> 00:00:46.729
اکنون در سال هشتاد و هفت هجری قمری هستیم

00:00:46.729 --> 00:00:49.729
این مایه افتخار مسلمانان است

00:00:49.729 --> 00:00:53.729
رهبر فاتح قتیبه بن مسلم البحیلی

00:00:53.729 --> 00:00:57.729
او با سپاه دلیر خود از شهر مرو آه می کشد

00:00:57.729 --> 00:01:00.729
عازم منطقه بخارا

00:01:00.729 --> 00:01:06.730
او مصمم بود که بقیه ماوراءالنهر را فتح کند

00:01:06.730 --> 00:01:08.730
و برای حمله به حومه چین

00:01:08.730 --> 00:01:11.730
و خراج را بر مردمش تحمیل کند

00:01:11.730 --> 00:01:17.049
اما قتیبه بن مسلم به سختی از رودخانه سیحون گذشت

00:01:17.049 --> 00:01:20.049
تا اینکه اهل بخارا نذر کردند

00:01:20.049 --> 00:01:24.049
همه جا بر طبل جنگ کوبیدند

00:01:24.049 --> 00:01:28.049
آنها شروع به نگاه کردن به مردم اطراف خود کردند

00:01:28.049 --> 00:01:33.109
از سغد، ترک، چین، دیگران و دیگران

00:01:33.109 --> 00:01:38.109
انبوهی از مبارزان از هر رنگ و نژادی به سوی آنها هجوم آوردند

00:01:38.109 --> 00:01:40.109
زبان و مذهب

00:01:40.109 --> 00:01:45.109
تا اینکه به چند برابر لشکر مسلمانان رسیدند

00:01:45.109 --> 00:01:47.109
سپس ابتکار عمل را به دست گرفتند

00:01:47.109 --> 00:01:51.109
چهره مسلمانان و دهان راه ها را خراب کردند

00:01:51.109 --> 00:01:54.109
مرزها و راه ها را به روی آنها بستند

00:01:54.109 --> 00:01:57.109
حتی قتیبه بن مسلم

00:01:57.109 --> 00:02:02.109
او نمی توانست یک شرکت کوچک از شرکت هایش را به آنها درز کند

00:02:02.109 --> 00:02:06.109
تا شرایط آنها را احساس کند و برایش خبری بیاورد

00:02:06.109 --> 00:02:14.159
و هیچ یک از چشمان او که از میان آنها سرچشمه می گرفت نتوانست به من نفوذ کند

00:02:14.159 --> 00:02:20.159
قتیبه بن مسلم با سپاه خود در نزدیکی شهر بیکیند اردو زد

00:02:20.159 --> 00:02:24.159
میوه در جای خود نه پیشرفت می کند و نه عقب می ماند

00:02:24.159 --> 00:02:31.159
سپس دشمن با طلوع هر روز صبح با یکی از پیشتازان خود به او ظاهر شد

00:02:31.159 --> 00:02:35.159
ارتش او تمام روز با ابر جنگید

00:02:35.159 --> 00:02:41.509
وقتی شب بر آن فرود آمد، به پایگاه های محکم و مطمئن خود باز می گردد

00:02:41.509 --> 00:02:46.509
این امر برای دو ماه متوالی ادامه یافت

00:02:46.509 --> 00:02:49.509
قتیبه در مورد وضعیت خود سردرگم است

00:02:49.509 --> 00:02:52.509
او نمی داند چقدر یا چقدر باید ارائه دهد

00:02:52.509 --> 00:02:59.539
سپس خبر قتیبه و لشکر او به زودی به گوش مسلمانان همه جا رسید

00:02:59.539 --> 00:03:04.539
مردم از ارتش بزرگ و شکست ناپذیر به شدت نگران شدند

00:03:04.539 --> 00:03:08.539
رهبر بزرگی که هرگز شکست نخورد

00:03:08.539 --> 00:03:11.539
بخشنامه هایی به استانداران در استان ها ابلاغ شد

00:03:11.539 --> 00:03:16.539
دعوت از سربازان مسلمان در کمین ماوراءالنهر

00:03:16.539 --> 00:03:18.539
بعد از هر نماز

00:03:18.539 --> 00:03:23.580
مساجد مسلمانان شروع به پر شدن از دعا برای آنها کردند

00:03:23.580 --> 00:03:27.580
مناره هایشان پر از دعا و نیایش شد

00:03:27.580 --> 00:03:31.580
ائمه همیشه در هر نماز ناامید می شدند

00:03:31.580 --> 00:03:35.580
او موجودات زیادی را به کمک ارتش آینده بخشید

00:03:35.580 --> 00:03:41.580
پیشوای آنان، بزرگوار طبیعی محمد بن واسعی العضدی بود

00:03:41.580 --> 00:03:47.860
قتیبه بن مسلم البحیلی چشم پارسی داشت

00:03:47.860 --> 00:03:51.860
او به مهارت، خرد و حیله گری شهرت دارد

00:03:51.860 --> 00:03:53.860
تتر نام دارد

00:03:53.860 --> 00:03:56.860
پس دشمنان بر او پیروز شدند

00:03:56.860 --> 00:03:58.860
پول های سخاوتمندانه ای به او دادند

00:03:58.860 --> 00:04:04.860
از او خواستند که از تدبیر و هوش خود برای تضعیف نیروهای مسلمانان استفاده کند

00:04:04.860 --> 00:04:08.860
او آنها را مجبور به ترک کشور بدون جنگ کرد

00:04:08.860 --> 00:04:12.889
تتر بر قتیبه بن مسلم باهیلی وارد شد

00:04:12.889 --> 00:04:17.889
شورای او مملو از فرماندهان و سربازان ارشد بود

00:04:17.889 --> 00:04:20.889
پس جای خود را در کنار او گرفت

00:04:20.889 --> 00:04:24.889
سپس بر او خم شد و در گوشش زمزمه کرد و گفت:

00:04:24.889 --> 00:04:28.889
در صورت تمایل، شاهزاده، صندلی خود را خالی کنید

00:04:28.889 --> 00:04:31.920
قتیبه به کسانی که در شورا بودند اشاره کرد

00:04:31.920 --> 00:04:35.920
پس همه رفتند جز دیرار بن الحسین

00:04:35.920 --> 00:04:38.920
قتیبه او را حفظ کرد

00:04:38.920 --> 00:04:41.050
در آن

00:04:41.050 --> 00:04:44.050
تتر رو به قتیبه کرد و گفت

00:04:44.050 --> 00:04:47.050
یه خبر دارم برات شاهزاده

00:04:47.050 --> 00:04:51.050
قتیبه با اشتیاق گفت

00:04:51.050 --> 00:04:53.050
تتر گفت

00:04:53.050 --> 00:04:56.050
امیرالمؤمنین در دمشق است

00:04:56.050 --> 00:04:59.050
حجاج ابن یوسف ثقفی را عزل کرد

00:04:59.050 --> 00:05:02.050
او دلال هایی را که دنبالش می کردند منزوی کرد

00:05:02.050 --> 00:05:04.050
و شما یکی از آنها هستید

00:05:04.050 --> 00:05:07.050
او فرماندهان جدیدی را بر ارتش منصوب کرد

00:05:07.050 --> 00:05:10.050
آنها را به کارشان هدایت کنید

00:05:10.050 --> 00:05:14.050
و جانشین شما یک شبه نزد شما می آید

00:05:14.050 --> 00:05:16.050
و نظر من

00:05:16.050 --> 00:05:19.050
با ارتش خود این کشور را ترک کنید

00:05:19.050 --> 00:05:21.050
و بازگشت به مرو

00:05:21.050 --> 00:05:25.050
برای مدیریت امور خود به دور از میدان های جنگ

00:05:25.050 --> 00:05:28.269
تتر به سختی کلماتش را تمام کرده بود

00:05:28.269 --> 00:05:32.269
تا اینکه قتیبه بن مسلم، غلام خود را سیاح خواند

00:05:32.269 --> 00:05:35.269
وقتی در دستانش بود به او گفت

00:05:35.269 --> 00:05:38.269
تیر به گردن این خائن سیاه کن

00:05:38.269 --> 00:05:40.269
پس سیاح سر او را برید

00:05:40.269 --> 00:05:43.269
و از جایی که آمده بود برگشت

00:05:43.269 --> 00:05:46.269
در اینجا قتیبه رو به درار بن حسین کرد

00:05:46.269 --> 00:05:49.269
گفت هیچکس روی این زمین نیست

00:05:49.269 --> 00:05:52.269
من و شخص دیگری این خبر را شنیدیم

00:05:52.269 --> 00:05:56.269
و به خدای متعال سوگند

00:05:56.269 --> 00:05:58.269
چون این موضوع از طرف کسی آمده است

00:05:58.269 --> 00:06:01.269
قبل از اینکه این جنگ تمام شود

00:06:01.269 --> 00:06:04.269
من تو را با این شخص خیانتکار می گیرم

00:06:04.269 --> 00:06:07.269
اگر در خود نیازی دارید

00:06:07.269 --> 00:06:09.269
پس مواظب زبانت باش

00:06:09.269 --> 00:06:12.269
معلوم شد که این حدیث رواج یافت

00:06:12.269 --> 00:06:14.269
او ارتش سربازان را تضعیف می کند

00:06:14.269 --> 00:06:17.269
او یک شکست وحشتناک را به ما تحمیل می کند

00:06:17.269 --> 00:06:20.269
سپس به مردم اجازه داد و بر او وارد شدند

00:06:20.269 --> 00:06:23.269
وقتی تتر را دیدند که روی زمین ایستاده بود

00:06:23.269 --> 00:06:25.269
غرق در خونش

00:06:25.269 --> 00:06:29.269
آنجا ایستادند، تعظیم و وحشت کردند

00:06:29.269 --> 00:06:31.269
قتیبه به آنها گفت

00:06:31.269 --> 00:06:35.269
شما چقدر وحشتناک هستید که یک مرد خیانتکار و خیانتکار را بکشید

00:06:35.269 --> 00:06:36.269
و گفتند

00:06:36.269 --> 00:06:40.269
ما فکر می کردیم او مشاور مسلمانان است

00:06:40.269 --> 00:06:41.269
و او گفت

00:06:41.269 --> 00:06:43.269
بلکه به آنها خیانت کرده است

00:06:43.269 --> 00:06:45.269
پس خداوند او را به خاطر گناهش مجازات کرد

00:06:45.269 --> 00:06:48.269
بعد صدایش را بلند کرد و گفت

00:06:48.269 --> 00:06:49.269
و حالا

00:06:49.269 --> 00:06:52.269
برو با دشمنت بجنگی

00:06:52.269 --> 00:06:54.269
و قدرت با دلهایی غیر از دل خودت

00:06:54.269 --> 00:06:58.269
که قبلاً به او پرتاب می کردید

00:06:58.269 --> 00:07:01.839
سربازان به دستور فرمانده خود متفرق شدند

00:07:01.839 --> 00:07:03.839
قتیبه بن مسلم

00:07:03.839 --> 00:07:06.839
آنها برای مقابله با دشمن از مرزها عبور کردند

00:07:06.839 --> 00:07:09.970
وقتی دو لشکر به صف شدند

00:07:09.970 --> 00:07:11.970
مسلمانان تعداد دشمنان خود را دیدند

00:07:11.970 --> 00:07:14.970
و فراوانی وسایل و تجهیزات او

00:07:14.970 --> 00:07:16.970
آنچه روحشان را از ترس او پر کرده بود

00:07:16.970 --> 00:07:18.970
و اعتبارش

00:07:18.970 --> 00:07:21.029
قتیبه بن مسلم این را احساس کرد

00:07:21.029 --> 00:07:24.029
با آنچه در دل سربازانش می گذشت

00:07:24.029 --> 00:07:27.029
پس رفت در میان گردان ها

00:07:27.029 --> 00:07:30.029
اشتیاق را تیز می کند و عزم را تقویت می کند

00:07:30.029 --> 00:07:33.029
سپس رو به اطرافیانش کرد و گفت

00:07:33.029 --> 00:07:36.029
محمد بن وصیع ازدی کجاست؟

00:07:36.029 --> 00:07:37.029
و گفتند

00:07:37.029 --> 00:07:41.029
او آنجاست تا سمت راست، شاهزاده

00:07:41.029 --> 00:07:42.029
و او گفت

00:07:42.029 --> 00:07:44.029
و کاری که او انجام می دهد

00:07:44.029 --> 00:07:45.029
و گفتند

00:07:45.029 --> 00:07:47.029
به نیزه اش تکیه داده است

00:07:47.029 --> 00:07:49.029
گشت و گذار

00:07:49.029 --> 00:07:52.029
انگشتش را به سمت آسمان می برد

00:07:52.029 --> 00:07:55.029
ای شاهزاده او را نزد تو بخوانم؟

00:07:55.029 --> 00:07:56.029
و او گفت

00:07:56.029 --> 00:07:58.029
بلکه دعوتش کن

00:07:58.029 --> 00:08:00.029
بعد جواب می دهم و می گوید

00:08:00.029 --> 00:08:02.029
به خدا اون انگشت

00:08:02.029 --> 00:08:05.029
من آن را بیش از هزاران شمشیر معروف دوست دارم

00:08:05.029 --> 00:08:08.029
توسط هزار مرد جوان حمل می شود

00:08:08.029 --> 00:08:10.029
بذار زنگ بزنه

00:08:10.029 --> 00:08:14.029
ما او را فقط اجابت کننده دعا می دانستیم

00:08:14.029 --> 00:08:19.410
لشکر مسلمانان و لشکر دشمنشان به راه افتادند

00:08:19.410 --> 00:08:22.410
شیرهای درنده نیز ازدحام می کنند

00:08:22.410 --> 00:08:24.410
دو گروه ملاقات کردند

00:08:24.410 --> 00:08:27.410
آنها همچنین با امواج توفنده دریا روبرو می شوند

00:08:27.410 --> 00:08:29.410
در یک روز بادی

00:08:29.410 --> 00:08:33.409
خداوند به قلب مسلمانان آرامش بیاورد

00:08:33.409 --> 00:08:36.500
و روحی از جانب خود به آنها عنایت کرد

00:08:36.500 --> 00:08:40.500
آنها تمام روز به مبارزه با دشمن خود ادامه دادند

00:08:40.500 --> 00:08:42.500
حتی وقتی شب فرا می رسد

00:08:42.500 --> 00:08:45.500
خداوند پای مشرکان را تکان داد

00:08:45.500 --> 00:08:48.500
وحشت را در دل آنها انداخت

00:08:48.500 --> 00:08:51.500
پس به مسلمانان پشت کردند

00:08:51.500 --> 00:08:55.500
مجاهدین آنها را رهبری کردند، کشتند، اسیر کردند و آواره کردند

00:08:55.500 --> 00:08:59.500
سپس از قتیبه درخواست آشتی و انتقام کردند

00:08:59.500 --> 00:09:02.779
پس با آنها آشتی کرد

00:09:02.779 --> 00:09:04.779
جزو اسرای دشمن بود

00:09:04.779 --> 00:09:06.779
یک مرد بدخواه

00:09:06.779 --> 00:09:08.779
پخش کننده شیطان

00:09:08.779 --> 00:09:12.779
او تأثیر زیادی در برانگیختن مردم خود علیه مسلمانان داشت

00:09:12.779 --> 00:09:15.779
به قتیبه بن مسلم گفت

00:09:15.779 --> 00:09:18.779
من خود را فدیه می دهم ای شاهزاده

00:09:18.779 --> 00:09:21.779
به او گفتند: چقدر می دهی؟

00:09:21.779 --> 00:09:22.779
و او گفت

00:09:22.779 --> 00:09:25.779
پنج هزار لیر چین

00:09:25.779 --> 00:09:27.779
قیمتش هزاره

00:09:27.779 --> 00:09:31.070
قتیبه رو به صورت سربازان کرد

00:09:31.070 --> 00:09:33.070
اون چیزی که میبینی گفت

00:09:33.070 --> 00:09:34.070
و گفتند

00:09:34.070 --> 00:09:39.070
می بینیم که این پول باعث افزایش غنایم مسلمانان می شود

00:09:39.070 --> 00:09:42.070
سپس ما به این پیروزی دست یافته ایم

00:09:42.070 --> 00:09:46.070
ما دیگر از ظلم این مرد و امثال او نمی ترسیم

00:09:46.070 --> 00:09:50.230
قتیبه رو به محمد بن وصیع ازدی کرد

00:09:50.230 --> 00:09:51.230
و او گفت

00:09:51.230 --> 00:09:54.230
و چه می گویی اباعبدالله؟

00:09:54.230 --> 00:09:55.230
و او گفت

00:09:55.230 --> 00:09:57.230
شاهزاده

00:09:57.230 --> 00:10:00.230
مسلمانان خانه های خود را ترک نکردند

00:10:00.230 --> 00:10:03.230
برای جمع آوری غنایم و جمع آوری پول

00:10:03.230 --> 00:10:06.230
اما برای رضای خدا رفتند

00:10:06.230 --> 00:10:08.230
و دین خود را در زمین گسترش داد

00:10:08.230 --> 00:10:10.230
و بر دشمنان او غلبه کند

00:10:10.230 --> 00:10:12.299
قتیبه گفت

00:10:12.299 --> 00:10:14.299
خداوند به شما اجر بدهد

00:10:14.299 --> 00:10:19.299
به خدا نمی گذارم بعد از ساعت به زن مسلمان بگوید

00:10:19.299 --> 00:10:23.299
حتی اگر مال دنیوی را به فدای خود بدهد

00:10:23.299 --> 00:10:25.299
سپس دستور کشتن او را صادر کرد

00:10:25.299 --> 00:10:30.769
ارتباط محمد بن وصیع ازدی به این محدود نبود

00:10:30.769 --> 00:10:32.769
توسط شاهزادگان بنی امیه

00:10:32.769 --> 00:10:34.769
علی یزید بن المحلب

00:10:34.769 --> 00:10:37.769
قتیبه بن مسلم البحیلی

00:10:37.769 --> 00:10:41.769
اما به سایر فرمانداران و شاهزادگان نیز کشیده شد

00:10:41.769 --> 00:10:45.899
یکی از برجسته ترین افرادی که با او تماس گرفت، فرماندار بصره بود

00:10:45.899 --> 00:10:47.899
بلال بن ابی برده

00:10:47.899 --> 00:10:50.960
و با این والی داشت

00:10:50.960 --> 00:10:52.960
موقعیت های تجاری محبوب

00:10:52.960 --> 00:10:55.960
و اخبار نقل شده است

00:10:55.960 --> 00:10:59.960
یک روز وارد آن شد

00:10:59.960 --> 00:11:03.960
او زره پشمی خشن به تن دارد

00:11:03.960 --> 00:11:05.960
بلال به او گفت

00:11:05.960 --> 00:11:10.960
چه چیزی تو را وادار می کند که این لباس خشن را بپوشی اباعبدالله؟

00:11:10.960 --> 00:11:13.990
شیخ حواسش پرت شد و جوابی به او نداد

00:11:13.990 --> 00:11:15.990
به او نگاه کرد و گفت

00:11:15.990 --> 00:11:18.990
ابا عبدالله چرا جواب من را نمی دهی؟

00:11:18.990 --> 00:11:20.990
و او گفت

00:11:20.990 --> 00:11:22.990
من از گفتن زهد بیزارم

00:11:22.990 --> 00:11:24.990
پس خودم را پاک می کنم

00:11:24.990 --> 00:11:26.990
بدم میاد بگم بیچاره

00:11:26.990 --> 00:11:28.990
پس من به پروردگارم شکایت می کنم

00:11:28.990 --> 00:11:31.990
من این و آن را نمی خواهم

00:11:31.990 --> 00:11:34.090
و به او گفت

00:11:34.090 --> 00:11:38.090
ای اباعبدالله آیا حاجتی داری که برآورده کنیم؟

00:11:38.090 --> 00:11:39.090
و او گفت

00:11:39.090 --> 00:11:40.090
همانطور که برای من

00:11:40.090 --> 00:11:44.090
نیازی نیست از کسی بپرسم

00:11:44.090 --> 00:11:48.090
اما من به محتاج برادر مسلمان نزد شما آمدم

00:11:48.090 --> 00:11:51.090
اگر خداوند اجازه دهد که محقق شود

00:11:51.090 --> 00:11:54.090
من آن را ساختم و قابل ستایش بودم

00:11:54.090 --> 00:11:56.090
حتی اگر اجازه جبران ندهد

00:11:56.090 --> 00:11:59.090
شما جبران نکردید و معذورید

00:11:59.090 --> 00:12:00.090
و او گفت

00:12:00.090 --> 00:12:03.090
بلکه انشاءالله خرج می کنیم

00:12:03.090 --> 00:12:06.220
سپس والی رو به او کرد و گفت

00:12:06.220 --> 00:12:10.220
ای اباعبدالله از قضا و قدر چه می گویی؟

00:12:10.220 --> 00:12:11.220
و او گفت

00:12:11.220 --> 00:12:13.220
شاهزاده

00:12:13.220 --> 00:12:19.220
خداوند متعال در روز قیامت از بندگانش از سرنوشت و سرنوشت سؤال نخواهد کرد.

00:12:19.220 --> 00:12:22.220
بلکه از اعمالشان می پرسد

00:12:22.220 --> 00:12:26.220
والی از او خجالت کشید و سکوت کرد

00:12:26.220 --> 00:12:28.379
در حالی که او آنجا نشسته بود

00:12:28.379 --> 00:12:30.379
وقت ناهار اوست

00:12:30.379 --> 00:12:33.379
پس فرماندار او را به شام دعوت کرد

00:12:33.379 --> 00:12:35.379
او امتناع کرد

00:12:35.379 --> 00:12:37.379
پس بر او چیره شد

00:12:37.379 --> 00:12:39.379
پس بهانه های مختلفی آورد

00:12:39.379 --> 00:12:42.379
فرماندار عصبانی شد و گفت:

00:12:42.379 --> 00:12:47.379
اباعبدالله میبینم از اینکه به غذای ما صدمه بزنی بدت میاد

00:12:47.379 --> 00:12:48.379
و به او گفت

00:12:48.379 --> 00:12:51.379
اینو نگو شاهزاده

00:12:51.379 --> 00:12:55.379
به خدا بهترین شما شاهزادگان هستید

00:12:55.379 --> 00:12:59.379
محبوب ترین افراد برای ما فرزندانمان هستند، به ویژه خانواده هایمان

00:12:59.379 --> 00:13:04.980
او را محمد بن وصیع ازدی می نامیدند

00:13:04.980 --> 00:13:07.980
بیش از یک بار تصدی سمت قاضی را داشته باشد

00:13:07.980 --> 00:13:10.980
او با نهایت احترام از انجام این کار خودداری کرد

00:13:10.980 --> 00:13:14.980
او خود را لو داد زیرا حاضر نبود آسیبی به او وارد شود

00:13:14.980 --> 00:13:17.980
از این، محمد بن المندیر

00:13:17.980 --> 00:13:21.980
صاحب شهربانی بصره او را نزد خود خواند و گفت:

00:13:21.980 --> 00:13:26.980
امیر عراق از من خواست تا شما را برای تصدی قوه قضائیه دعوت کنم

00:13:26.980 --> 00:13:27.980
و او گفت

00:13:27.980 --> 00:13:31.980
من را از این بابت ببخشید، خداوند شما را حفظ کند

00:13:31.980 --> 00:13:33.980
پس دو و سه بار برگشت

00:13:33.980 --> 00:13:36.980
پس بر پدر بودنش اصرار داشت

00:13:36.980 --> 00:13:37.980
و به او گفت

00:13:37.980 --> 00:13:40.980
به خدا قسم شما آن قوه قضائیه را به دست خواهید گرفت

00:13:40.980 --> 00:13:43.980
یا سیصد ضربه شلاق بزنم

00:13:43.980 --> 00:13:45.980
و من شما را معذرت خواهم کرد

00:13:45.980 --> 00:13:46.980
و به او گفت

00:13:46.980 --> 00:13:49.980
اگر این کار را انجام دهید، قدرت می گیرید

00:13:49.980 --> 00:13:53.980
و شکنجه‌گر دنیا بهتر از شکنجه‌گر آخرت است

00:13:53.980 --> 00:13:56.980
از آن شرم کرد و آن را به نحو احسن خرج کرد

00:13:56.980 --> 00:14:03.220
ملاقات محمد بن واسى در مسجد بصره بود

00:14:03.220 --> 00:14:05.220
زیستگاهی برای دانشجویان علوم

00:14:06.220 --> 00:14:09.220
منبع حکمت و موعظه بزرگ

00:14:09.220 --> 00:14:12.220
تاریخ و زندگینامه پر از کتاب است

00:14:12.220 --> 00:14:14.220
با اخبار این جلسات

00:14:14.220 --> 00:14:17.220
این را یکی به او گفت

00:14:17.220 --> 00:14:19.220
ای اباعبدالله مرا نصیحت کن

00:14:19.220 --> 00:14:21.220
و او گفت

00:14:21.220 --> 00:14:25.220
به تو توصیه می کنم که در دنیا و آخرت پادشاه باشی

00:14:25.220 --> 00:14:27.220
سوال کننده تعجب کرد و گفت:

00:14:27.220 --> 00:14:31.220
چگونه می توانم این کار را بکنم ای اباعبدالله؟

00:14:31.220 --> 00:14:32.220
و او گفت

00:14:32.220 --> 00:14:34.220
از نمایش جهان صرف نظر کنید

00:14:34.220 --> 00:14:39.220
با صرف نظر از آنچه در دست مردم است، در اینجا پادشاه باشید

00:14:39.220 --> 00:14:44.220
و با به دست آوردن آنچه خدا از پاداش نیک دارد، پادشاهی وجود دارد

00:14:44.220 --> 00:14:46.320
دیگری به او گفت

00:14:46.320 --> 00:14:50.320
دوستت دارم برای رضای خدا ای اباعبدالله

00:14:50.320 --> 00:14:51.320
و او گفت

00:14:51.320 --> 00:14:55.320
دوستت دارم خدایی که به خاطر او دوستم داشتی

00:14:55.320 --> 00:14:57.320
بعد نه وقتی می گوید

00:14:57.320 --> 00:15:01.320
خدایا به تو پناه می برم تا به تو محبت کنم

00:15:01.320 --> 00:15:03.320
و تو از من متنفری

00:15:03.320 --> 00:15:06.669
تنها چیزی که شنید، تعریف و تمجید مردم از او بود

00:15:06.669 --> 00:15:09.669
و او را به تقوا و عبادتش ستودند

00:15:09.669 --> 00:15:11.669
به آنها می گوید

00:15:11.669 --> 00:15:14.669
اگر گناهان بو داشت

00:15:14.669 --> 00:15:17.669
هیچ کدام از شما نتوانستید به من نزدیک شوید

00:15:17.669 --> 00:15:21.669
به خاطر ضرری که بوی من به او وارد کرده است

00:15:21.669 --> 00:15:24.950
محمد بن واسع بود

00:15:24.950 --> 00:15:29.950
شاگردانش را به تمسک به کتاب خداوند متعال امر و نهی می کند

00:15:29.950 --> 00:15:32.950
او می گوید و در محدوده آن زندگی می کند

00:15:32.950 --> 00:15:35.950
قرآن باغ مؤمن است

00:15:35.950 --> 00:15:38.950
هر جا می رفت در باغش می ماند

00:15:38.950 --> 00:15:43.110
همچنین به آنها توصیه می کرد که کمتر بخورند و می فرمودند:

00:15:43.110 --> 00:15:46.110
کسی که غذای کمی دارد می فهمد و می فهمد

00:15:46.110 --> 00:15:48.110
توضیحات کاغذی

00:15:48.110 --> 00:15:51.110
فراوانی غذا بر انسان سنگینی می کند

00:15:51.110 --> 00:15:54.110
در مورد بسیاری از چیزهایی که او می خواهد

00:15:54.110 --> 00:15:57.179
محمد بن واسع به تقوا و پرهیزگاری رسید

00:15:57.179 --> 00:15:59.179
مقدار زیادی

00:15:59.179 --> 00:16:02.179
من اخبار زیادی در این مورد به او گفتم

00:16:02.179 --> 00:16:05.179
این یک چشم انداز در بازار است

00:16:05.179 --> 00:16:08.179
او الاغ خود را برای فروش عرضه می کند

00:16:08.179 --> 00:16:10.179
مردی از او پرسید

00:16:10.179 --> 00:16:13.179
برای من قبول داری شیخ؟

00:16:13.179 --> 00:16:14.179
و او گفت

00:16:14.179 --> 00:16:17.179
اگر آن را برای خودم قبول کرده بودم، آن را نمی فروختم

00:16:17.179 --> 00:16:24.460
محمد بن واسی تمام عمر خود را در ترس از گناهان خود سپری کرد

00:16:24.460 --> 00:16:27.460
و از تسلیم شدن به پروردگارش بیم داشت

00:16:27.460 --> 00:16:29.460
وقتی به او گفته شد همینطور بود

00:16:29.460 --> 00:16:32.460
چگونه شدی اباعبدالله؟

00:16:32.460 --> 00:16:34.460
او در جواب گفت

00:16:34.460 --> 00:16:36.460
به زودی مال من میشی

00:16:36.460 --> 00:16:38.460
دور امیدم

00:16:38.460 --> 00:16:40.460
کارم خرابه

00:16:40.460 --> 00:16:45.460
اگر حیرت و حیرت در خصایص سائل خود دید، گفت:

00:16:45.460 --> 00:16:51.460
نظر شما در مورد مردی که هر روز یک مرحله به زندگی پس از مرگ می رود چیست؟

00:16:51.460 --> 00:16:55.649
هنگامی که محمد بن واسع عضدی بیمار شد، درگذشت

00:16:55.649 --> 00:16:58.649
مردم به درمانگاه او هجوم آوردند

00:16:58.649 --> 00:17:02.649
تا اینکه خانه اش پر شد از ورود و خروج مردم

00:17:02.649 --> 00:17:06.650
و کسانی که در خانه او می مانند و می نشینند

00:17:06.650 --> 00:17:10.710
پس به طرف یکی از دوستانش خم شد و گفت:

00:17:10.710 --> 00:17:14.710
به من بگو این مردم برای من چه می کنند

00:17:14.710 --> 00:17:18.710
اگر فردا را از جلو و پاها بگیریم

00:17:18.710 --> 00:17:22.710
اگر در آتش افکنده شوم برای من سودی نخواهند داشت

00:17:22.710 --> 00:17:25.779
سپس رو به پروردگارش کرد و گفت:

00:17:26.779 --> 00:17:31.869
خدایا برای هر موقعیت بدی که انجام دادم از تو طلب مغفرت می کنم

00:17:31.869 --> 00:17:34.900
و از هر صندلی یک بد وجود دارد

00:17:34.900 --> 00:17:37.900
و از هر ورودی بدی که وارد شدی

00:17:37.900 --> 00:17:41.900
و از هر خروج بدی بیرون آمده ام

00:17:41.900 --> 00:17:44.900
و از هر کار بدی که کردی

00:17:44.900 --> 00:17:47.900
و از هر بدی که گفتم

00:17:47.900 --> 00:17:52.029
خدایا برای همه اینها از تو طلب بخشش می کنم

00:17:52.029 --> 00:17:55.029
پس مرا ببخش تا به تو توبه کنم

00:17:55.029 --> 00:17:59.029
پس توبه کن و من برایت درود می فرستم

00:17:59.029 --> 00:18:02.029
قبل از اینکه لازم باشد

00:18:02.029 --> 00:18:04.029
بعد روحش لبریز شد

00:18:04.029 --> 00:18:12.000
انگشت محمد بن وصیع ازدی

00:18:12.000 --> 00:18:16.000
من آن را بیش از هزاران شمشیر معروف دوست دارم

00:18:16.000 --> 00:18:20.029
توسط هزار مرد جوان حمل می شود

00:18:20.029 --> 00:18:25.779
قتیبه بن مسلم

00:18:32.779 --> 00:18:37.779
آنها اینجا بودند که ابرهای زندگی ما را آبیاری می کردند

00:18:37.779 --> 00:18:42.779
ما نمی توانیم از آنها با تعالی یاد کنیم

00:18:42.779 --> 00:18:47.779
رفتند و سوالی در ذهنم انداختند

00:18:47.779 --> 00:18:52.779
آیا ستاره ای مانند آنها در آسمان و تپه های آن وجود دارد؟

00:18:52.779 --> 00:18:58.779
آنها زندگی خود را پر از غرور در اعمال خود کردند

00:18:58.779 --> 00:19:02.779
و جهان نفس برای آنها آشکار شده است
