WEBVTT

00:00:00.140 --> 00:00:03.660
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:03.660 --> 00:00:13.179
محمد رسول خداست

00:00:13.179 --> 00:00:17.859
خلاصه ای از سیره پیامبر

00:00:17.859 --> 00:00:23.170
نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی

00:00:23.170 --> 00:00:25.170
خدا حفظش کنه

00:00:25.170 --> 00:00:35.390
سال پنجم هجرت

00:00:35.390 --> 00:00:38.020
نبرد سنگر

00:00:38.020 --> 00:00:41.460
یا مهمانی ها

00:00:41.460 --> 00:00:46.020
در شوال سال پنجم هجری رخ داد

00:00:46.020 --> 00:00:51.409
دلیل این تهاجم

00:00:51.409 --> 00:00:53.890
دلیل این تهاجم بود

00:00:53.890 --> 00:00:57.409
جمعی از اشراف یهود بن النظیر

00:00:57.409 --> 00:01:02.929
کسانی که توسط رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از مدینه تخلیه شدند.

00:01:02.929 --> 00:01:05.250
در خیبر ساکن شدند

00:01:05.250 --> 00:01:08.769
از جمله سلام بن ابی الحقیق نظری است

00:01:08.769 --> 00:01:10.769
وحی بن اخطب

00:01:10.849 --> 00:01:14.049
و کننا بن ابی الحقیق النظری

00:01:14.049 --> 00:01:16.049
و سلام بن مشكم

00:01:16.049 --> 00:01:18.049
و کننا بن الربیع

00:01:18.049 --> 00:01:22.689
به مکه رفتند و با بزرگان قریش ملاقات کردند

00:01:22.689 --> 00:01:27.730
آنان را وادار به جنگ با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم کردند

00:01:27.730 --> 00:01:31.870
آنها به آنها وعده پیروزی و کمک از خودشان دادند

00:01:31.870 --> 00:01:34.510
بر این اساس به آنها پاسخ دادند

00:01:34.579 --> 00:01:37.219
سپس به قطافان رفتند

00:01:37.219 --> 00:01:39.920
آنها نیز به آنها پاسخ دادند

00:01:40.079 --> 00:01:44.480
قریش با احابیش و پیروانشان بیرون رفتند

00:01:44.480 --> 00:01:48.239
ابن سلیم در زمان ظهران از دنیا رفت

00:01:48.239 --> 00:01:51.120
ابن اسد و فزاره بیرون آمدند

00:01:51.120 --> 00:01:53.519
و تشویق کنید و دوباره بسازید

00:01:53.519 --> 00:02:00.180
تعداد ارتش احزاب و خروج آنها

00:02:00.180 --> 00:02:03.780
ده هزار حزب جمع شدند

00:02:03.780 --> 00:02:07.939
رهبر آنها ابوسفیان صخر بن حرب است

00:02:08.020 --> 00:02:10.900
آنها به سمت شهر نبوی حرکت کردند

00:02:10.900 --> 00:02:17.199
در تاریخی متفاوت از آنچه که آنها توافق کرده بودند

00:02:17.199 --> 00:02:23.039
پیامبر صلی الله علیه و آله با اصحاب خود مشورت کرد

00:02:23.039 --> 00:02:26.379
و سنگر را حفر کنید

00:02:26.379 --> 00:02:30.060
وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله شنید

00:02:30.060 --> 00:02:32.620
در راه رفتن به شهر

00:02:32.620 --> 00:02:36.300
با اصحاب خود رضی الله عنه مشورت کرد

00:02:36.300 --> 00:02:40.219
سلمان فارسی رضی الله عنه اشاره کرد

00:02:40.300 --> 00:02:45.419
جنگ خندق اولین چیزی بود که خدا از او راضی باشد

00:02:45.419 --> 00:02:50.939
رسول خدا صلی الله علیه و آله را به حفر خندق توصیه کرد

00:02:50.939 --> 00:02:55.780
برای جلوگیری از ورود احزاب از مدینه پیامبر

00:02:55.780 --> 00:03:00.099
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور داد

00:03:00.099 --> 00:03:02.819
پس مسلمانان به سوی او شتافتند

00:03:02.819 --> 00:03:08.620
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم خودش روی آن کار کرد

00:03:08.620 --> 00:03:11.099
حافظ بن کثیر گفت

00:03:11.099 --> 00:03:16.219
در سوراخ او آیات مفصلی بود که شرح آن طولانی بود

00:03:16.219 --> 00:03:20.800
نشانه های نبوت که مکرر گزارش شده است

00:03:20.800 --> 00:03:23.919
امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است

00:03:23.919 --> 00:03:27.120
قال عن انس رضی الله عنه

00:03:27.120 --> 00:03:31.919
رسول خدا صلی الله علیه و آله به خندق بیرون رفت

00:03:31.919 --> 00:03:37.280
سپس در یک صبح سرد، مهاجران و انصار مشغول حفاری بودند

00:03:37.280 --> 00:03:41.780
آنها هیچ برده ای نداشتند که این کار را برای آنها انجام دهد

00:03:41.780 --> 00:03:46.419
چون آنها را خسته و گرسنه دید، گفت:

00:03:46.419 --> 00:03:50.259
خدایا این زندگی زندگی آخرت است

00:03:50.259 --> 00:03:53.900
پس انصار و مهاجران را ببخش

00:03:53.900 --> 00:03:56.530
گفتند در جواب او

00:03:56.530 --> 00:04:00.009
ما هستیم که با محمد بیعت کردیم

00:04:00.009 --> 00:04:04.270
ما هرگز در جهاد نمی مانیم

00:04:04.270 --> 00:04:07.150
آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند

00:04:07.150 --> 00:04:11.349
قال علی البراء بن عازب رضی الله عنه

00:04:11.349 --> 00:04:14.110
وقتی روز مهمانی ها بود

00:04:14.110 --> 00:04:18.389
و خندق رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:04:18.389 --> 00:04:21.829
او را دیدم که از گودال خاک می برد

00:04:21.829 --> 00:04:25.990
تا اینکه خاک روی شکمم را دید

00:04:25.990 --> 00:04:28.660
او بسیار پر مو بود

00:04:28.660 --> 00:04:32.259
صدای لرزیدن او از سخنان ابن روحه را شنیدم

00:04:32.259 --> 00:04:34.740
از خاک منتقل می شود

00:04:34.740 --> 00:04:36.500
او می گوید

00:04:36.540 --> 00:04:40.259
خدایا اگر تو نبودی ما هدایت می شویم

00:04:40.259 --> 00:04:43.939
ما را باور نکنید و دعا نکنید

00:04:43.939 --> 00:04:47.180
پس سکینه را بر ما نازل کردند

00:04:47.180 --> 00:04:50.939
و پاهایت را جز برای مدتی ثابت نگه دار

00:04:50.939 --> 00:04:54.379
اولی ها بر ما تجاوز کرده اند

00:04:54.379 --> 00:04:58.420
حتی اگر می خواستند پدر ما را اغوا کنند

00:04:58.420 --> 00:05:00.660
امام قرطبی فرمودند

00:05:00.660 --> 00:05:04.060
مسلمانان در سنگر با جدیت کار می کردند

00:05:04.060 --> 00:05:06.420
و منافقان تجاوز کردند

00:05:06.420 --> 00:05:09.699
و آنها شروع به فرار کردند

00:05:09.699 --> 00:05:13.220
پس آیاتی از قرآن درباره آنها نازل شد

00:05:13.220 --> 00:05:15.899
ابن اسحاق و دیگران آن را ذکر کرده اند

00:05:15.899 --> 00:05:19.379
او از مسلمانانی بود که سهم خود را تمام کرده بود

00:05:19.379 --> 00:05:21.220
نزد دیگران برگشت

00:05:21.220 --> 00:05:24.009
تا اینکه سنگر کامل شد

00:05:24.009 --> 00:05:32.230
در آن نشانه ها و نشانه های پیشگویی آشکار بود

00:05:32.230 --> 00:05:37.290
شدت گرسنگی و سرمایی که دامنشان را گرفته بود

00:05:37.290 --> 00:05:41.649
اصحاب رضی الله عنه به کندن خندق ادامه دادند

00:05:41.649 --> 00:05:44.889
هنگام کندن سنگر عذاب می کشیدند

00:05:44.889 --> 00:05:48.459
گرسنگی شدید و تلاش شدید

00:05:48.459 --> 00:05:52.939
امام احمد در مسند خود با سند صحیح نقل کرده است

00:05:52.939 --> 00:05:57.500
از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت

00:05:57.500 --> 00:06:00.740
وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله حفاری کرد

00:06:00.740 --> 00:06:02.860
و یاران او خندق هستند

00:06:02.860 --> 00:06:05.660
آنها به شدت خسته شده بودند

00:06:05.699 --> 00:06:09.060
تا اینکه پیامبر صلی الله علیه و آله آن را بست

00:06:09.060 --> 00:06:12.899
از گرسنگی سنگی روی شکمش بود

00:06:12.899 --> 00:06:16.300
امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است

00:06:16.300 --> 00:06:20.920
از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت

00:06:20.920 --> 00:06:23.879
روز خندق حفر می کنیم

00:06:23.879 --> 00:06:26.639
بنابراین او یک رستگاری شدید ارائه کرد

00:06:26.639 --> 00:06:29.319
هر قطعه ضخیم و محکم

00:06:29.319 --> 00:06:32.079
تبر آنجا کار نمی کند

00:06:32.079 --> 00:06:35.279
سپس پیامبر صلی الله علیه و آله آمد

00:06:35.279 --> 00:06:36.680
و گفتند

00:06:36.680 --> 00:06:40.120
این به عنوان دیه در خندق عرضه شد

00:06:40.120 --> 00:06:41.360
و او گفت

00:06:41.360 --> 00:06:43.279
دارم میام پایین

00:06:43.279 --> 00:06:47.000
سپس در حالی که شکمش را به سنگ بسته بود، بلند شد

00:06:47.000 --> 00:06:51.759
سه روز ماندیم بدون اینکه چیزی بچشیم

00:06:51.759 --> 00:06:56.040
پس پیامبر صلی الله علیه و آله کلنگ را گرفت

00:06:56.040 --> 00:06:58.000
بنابراین او را در کیدیه کتک زدند

00:06:58.000 --> 00:07:01.759
پس به صورت تپه ای قطور برگشت که از آهیل یا اهیم مناسبتر بود

00:07:01.759 --> 00:07:04.579
یعنی ماسه مایع

00:07:04.620 --> 00:07:10.259
امام ابن جریر طبری در تفسیر خود به سند صحیح روایت کرده است.

00:07:10.259 --> 00:07:14.620
از عبدالله بن عمر رضی الله عنهم گفت

00:07:14.620 --> 00:07:19.180
عمویم عثمان بن مادون مرا در شب خندق فرستاد

00:07:19.180 --> 00:07:22.980
در سرمای شدید و باد به سمت شهر

00:07:22.980 --> 00:07:24.459
و او گفت

00:07:24.459 --> 00:07:27.620
برایمان غذا و لحاف بیاور

00:07:27.620 --> 00:07:28.819
او گفت

00:07:28.819 --> 00:07:33.060
پس از رسول خدا صلی الله علیه و آله اجازه خواستم

00:07:33.060 --> 00:07:34.459
بنابراین او آسیب دید
