1 00:00:01,360 --> 00:00:03,359 توقف کنید 2 00:00:03,359 --> 00:00:12,210 با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد 3 00:00:12,210 --> 00:00:16,210 یک چالش جدید از طرف من 4 00:00:16,210 --> 00:00:22,059 من یکی از همراهان مهاجر هستم 5 00:00:22,059 --> 00:00:25,059 و یکی از معدود دوئیست ها 6 00:00:25,059 --> 00:00:29,059 به خاطر تیزبینی و بینایی تیزشان مشهورند 7 00:00:29,059 --> 00:00:32,060 من خیلی حیله گر و حیله گر بودم 8 00:00:32,060 --> 00:00:34,060 استاد خباثت و نیرنگ 9 00:00:34,060 --> 00:00:37,060 تا اینکه در مکه لقب من شد 10 00:00:37,060 --> 00:00:39,060 شیطان قریش 11 00:00:39,060 --> 00:00:42,060 من یکی از دشمنان سرسخت مسلمانان بودم 12 00:00:42,060 --> 00:00:44,060 برای آنها بسیار مضر است 13 00:00:44,060 --> 00:00:47,060 از آنها و دینشان متنفر است 14 00:00:47,060 --> 00:00:50,060 منتظر لحظه ای که می پرم 15 00:00:50,060 --> 00:00:53,060 با شمشیر من بر گردنشان 16 00:00:53,060 --> 00:00:58,020 پس به سرعت با قریش به سوی بدر رفتم 17 00:00:58,020 --> 00:01:00,020 و با من پسرم وهب است 18 00:01:00,020 --> 00:01:04,019 وقتی نزدیک میدان جنگ فرود آمدیم 19 00:01:04,019 --> 00:01:07,019 قریش مرا به دیدنشان فرستادند 20 00:01:07,019 --> 00:01:10,019 تعداد مسلمانان و تجهیزات آنها 21 00:01:10,019 --> 00:01:13,019 من سوار اسبم دور لشکر مسلمانان گشتم 22 00:01:13,019 --> 00:01:16,019 و من به آنها فکر کردم 23 00:01:16,019 --> 00:01:19,019 سپس به اردوگاه قریش بازگشتم و گفتم: 24 00:01:19,019 --> 00:01:21,019 آنها سیصد هستند 25 00:01:21,019 --> 00:01:25,019 کمی کم یا زیاد می شوند 26 00:01:25,019 --> 00:01:29,019 پس از من بپرس که آیا پشتیبان آنها وجود دارد یا خیر 27 00:01:29,019 --> 00:01:33,019 گفتم پشت سر آنها چیزی پیدا نکردم 28 00:01:33,019 --> 00:01:36,019 اما ای قوم قریش 29 00:01:36,019 --> 00:01:40,019 من کوه هایی را دیدم که حامل مرگ ناب بودند 30 00:01:40,019 --> 00:01:44,019 افرادی که هیچ حفاظت و پناهگاهی ندارند 31 00:01:44,019 --> 00:01:46,019 جز شمشیرهایشان 32 00:01:46,019 --> 00:01:49,019 به خدا قسم من کشته شدن هیچ یک از آنها را نمی بینم 33 00:01:49,019 --> 00:01:52,019 تا اینکه یکی از شما را بکشد 34 00:01:52,019 --> 00:01:55,019 اگر در میان شما به تعدادشان ضربه بزنند 35 00:01:55,019 --> 00:01:58,019 بعد از آن چه فایده ای برای زندگی کردن وجود دارد؟ 36 00:01:58,019 --> 00:02:01,019 پس ببین چی فکر میکنی 37 00:02:01,019 --> 00:02:05,109 سخنان من تقریباً آنها را از جنگ منصرف کرد 38 00:02:05,109 --> 00:02:07,109 اگر اصرار ابوجهل نبود 39 00:02:07,109 --> 00:02:10,110 و عزم او برای مقابله 40 00:02:10,110 --> 00:02:13,780 یکی از نتایج آن نبرد بود 41 00:02:13,780 --> 00:02:15,780 که مشرکان شکست خوردند 42 00:02:15,780 --> 00:02:19,780 تعداد زیادی از آنها کشته و اسیر شدند 43 00:02:19,780 --> 00:02:23,780 پسرم به اسارت مسلمانان افتاد 44 00:02:23,780 --> 00:02:27,009 ناامید به مکه برگشتیم 45 00:02:27,009 --> 00:02:31,009 روزی با صفوان بن امیه در حجر نشستم 46 00:02:31,009 --> 00:02:34,009 در بدر به یاد اسیرانمان افتادیم 47 00:02:34,009 --> 00:02:36,009 صفوان گفت 48 00:02:36,009 --> 00:02:39,009 قسم می خورم بعد از آنها زندگی بهتری وجود ندارد 49 00:02:39,009 --> 00:02:42,009 به او گفتم حقیقت را گفتم 50 00:02:42,009 --> 00:02:46,009 به خدا اگر بدهی نداشتم قدرت پرداخت آن را نداشتم 51 00:02:46,009 --> 00:02:50,009 و فرزندانم که هنوز از املاک می ترسم 52 00:02:50,009 --> 00:02:54,009 سوار بر محمد می شوم تا او را بکشم 53 00:02:54,009 --> 00:02:57,009 من با او بهانه ای دارم 54 00:02:57,009 --> 00:03:00,009 می گویم برای پسرم درست کردم 55 00:03:00,009 --> 00:03:02,099 این زندانی 56 00:03:02,099 --> 00:03:04,099 صفوان گفت 57 00:03:04,099 --> 00:03:05,099 روی دستت 58 00:03:05,099 --> 00:03:07,099 خرجش میکنم 59 00:03:07,099 --> 00:03:09,099 فرزندان شما با فرزندان من هستند 60 00:03:09,099 --> 00:03:12,099 تا زمانی که بمانند دلداریشان می دهم 61 00:03:12,099 --> 00:03:13,199 پس به او گفتم 62 00:03:13,199 --> 00:03:17,199 اگر امور من و خودت را تنها نگه داری 63 00:03:17,199 --> 00:03:19,580 سپس به شمشیر خود فرمان دادم 64 00:03:19,580 --> 00:03:22,580 او را با چاقو زدند و در او سم ریختند 65 00:03:22,580 --> 00:03:25,580 سپس راهی شهر شدم 66 00:03:25,580 --> 00:03:28,710 عمر بن خطاب رضی الله عنه مرا دید 67 00:03:28,710 --> 00:03:31,710 شترم را جلوی در مسجد ایستادم 68 00:03:31,710 --> 00:03:34,710 و غلاف شمشیرم را بیرون آوردم 69 00:03:34,710 --> 00:03:37,710 گفت: این دشمن خداست 70 00:03:37,710 --> 00:03:40,710 به خدا قسم او فقط برای شر آمده است 71 00:03:40,710 --> 00:03:44,810 سپس بر رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد شد 72 00:03:44,810 --> 00:03:47,810 گفت ای پیامبر خدا 73 00:03:47,810 --> 00:03:49,810 این دشمن خداست 74 00:03:49,810 --> 00:03:52,810 آمد در حالی که شمشیر به اهتزاز درآورد 75 00:03:52,810 --> 00:03:55,810 او رضی الله عنه به او گفت 76 00:03:56,810 --> 00:03:58,810 برای من بیاور 77 00:03:58,810 --> 00:04:03,939 عمر به مردانی که از انصار با او بودند گفت 78 00:04:03,939 --> 00:04:07,939 بر رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد شوید 79 00:04:07,939 --> 00:04:09,939 پس با او بنشین 80 00:04:09,939 --> 00:04:12,939 او را از این شر برحذر داشتند 81 00:04:12,939 --> 00:04:16,029 ایمن نیست 82 00:04:16,029 --> 00:04:20,029 عمر مرا نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آورد 83 00:04:20,029 --> 00:04:23,029 او شمشیر من را در دست داشت 84 00:04:23,029 --> 00:04:27,029 وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله او را دید 85 00:04:27,029 --> 00:04:30,029 گفت: عمر او را رها کن 86 00:04:30,029 --> 00:04:33,029 گفت: اجازه من. 87 00:04:33,029 --> 00:04:35,029 پس به او نزدیک شدم 88 00:04:35,029 --> 00:04:38,029 گفت: چه چیزی تو را آورد؟ 89 00:04:38,029 --> 00:04:43,029 گفتم آمدم پیش این زندانی که دست توست 90 00:04:43,029 --> 00:04:46,100 ایشان رضی الله عنه فرمودند 91 00:04:46,100 --> 00:04:49,100 شمشیر دور گردنت چطور؟ 92 00:04:49,100 --> 00:04:52,100 گفتم خدا او را به خاطر شمشیرها زشت کند 93 00:04:52,100 --> 00:04:55,100 آیا چیزی ما را نجات داد؟ 94 00:04:55,100 --> 00:04:58,160 ایشان رضی الله عنه فرمودند 95 00:04:58,160 --> 00:05:01,160 باور کن واسه چی اومدی 96 00:05:01,160 --> 00:05:05,189 گفتم فقط برای همین آمده ام 97 00:05:05,189 --> 00:05:08,319 ایشان رضی الله عنه فرمودند 98 00:05:08,319 --> 00:05:12,319 بلکه تو و صفوان بن امیه در سنگ نشستی 99 00:05:12,319 --> 00:05:16,319 پس قوم قالیب را از قریش ذکر کردی 100 00:05:16,319 --> 00:05:18,319 بعد گفتم 101 00:05:18,319 --> 00:05:21,319 اگر بدهی من و فرزندانم نبود 102 00:05:21,319 --> 00:05:25,319 من برای کشتن محمد بیرون می رفتم 103 00:05:25,319 --> 00:05:29,319 صفوان دین تو و فرزندانت را بردارد 104 00:05:29,319 --> 00:05:31,319 برای کشتن من 105 00:05:31,319 --> 00:05:35,420 خدا بین تو و آن ایستاده است 106 00:05:35,420 --> 00:05:38,420 بعد بیدار شدم و گفتم 107 00:05:38,420 --> 00:05:41,420 شهادت می دهم که معبودی جز خدا نیست 108 00:05:41,420 --> 00:05:44,420 شهادت می دهم که تو رسول خدا هستی 109 00:05:44,420 --> 00:05:48,480 این چیزی است که فقط من و صفوان در آن شرکت کردیم 110 00:05:48,480 --> 00:05:52,480 به خدا سوگند هیچ کس جز خدا این موضوع را به شما نگفت 111 00:05:52,480 --> 00:05:56,509 الحمدلله خدایی را که مرا به اسلام هدایت کرد 112 00:05:56,509 --> 00:05:59,670 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 113 00:05:59,670 --> 00:06:01,670 به دوستانش 114 00:06:01,670 --> 00:06:03,670 برادر دینی خود را روشن کنید 115 00:06:03,670 --> 00:06:05,670 و بر او قرآن بخوان 116 00:06:05,670 --> 00:06:08,670 او را به اسارت آزاد کردند 117 00:06:08,670 --> 00:06:11,740 عمر رضی الله عنه به من گفت 118 00:06:11,740 --> 00:06:16,740 تو آمده ای و از خوک برای من متنفرتر 119 00:06:16,740 --> 00:06:21,740 و امروز تو برای من از همه فرزندانم محبوبتر هستی 120 00:06:21,740 --> 00:06:25,569 قلبم را با ایمان آغشته کن 121 00:06:25,569 --> 00:06:28,569 پس گفتم یا رسول الله 122 00:06:28,569 --> 00:06:31,569 من بدترین دشمن خدا بودم 123 00:06:31,569 --> 00:06:34,569 برای مسلمانان بسیار مضر است 124 00:06:34,569 --> 00:06:36,569 خیلی دوست دارم منو ببخشی 125 00:06:36,569 --> 00:06:38,569 پس بیا مکه 126 00:06:38,569 --> 00:06:40,569 پس آنها را به درگاه خداوند متعال دعوت می کنم 127 00:06:40,569 --> 00:06:42,569 اگر جواب بدهند 128 00:06:42,569 --> 00:06:45,569 در غیر این صورت در دینشان به آنها آسیب خواهی رساند 129 00:06:45,569 --> 00:06:49,569 من هم به اصحاب تو در دینشان آسیب می رساندم 130 00:06:49,569 --> 00:06:53,569 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله به من اجازه داد 131 00:06:53,569 --> 00:06:55,569 پس به مکه آمدم 132 00:06:55,569 --> 00:06:58,569 آنجا ماندم و به اسلام دعوت کردم 133 00:06:58,569 --> 00:07:02,569 خیلی ها به من خوش آمد گفتند 134 00:07:02,569 --> 00:07:04,819 من کی هستم؟ 135 00:07:04,819 --> 00:07:11,949 جواب عمیر بن وهب است 136 00:07:11,949 --> 00:07:13,949 خداوند از او راضی باشد 137 00:07:19,459 --> 00:07:22,009 توقف کنید 138 00:07:22,009 --> 00:07:29,920 با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد 139 00:07:29,920 --> 00:07:33,920 چالش جدید من کی هستم؟ 140 00:07:33,920 --> 00:07:39,129 من از اصحاب ارجمند هستم 141 00:07:39,129 --> 00:07:43,129 و صاحب خرقه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 142 00:07:43,129 --> 00:07:45,220 من در جهل بودم 143 00:07:45,220 --> 00:07:50,220 یک جوان شجاع و یک شوالیه بی نظیر 144 00:07:50,220 --> 00:07:53,220 داشتن اخلاق اصیل عربی 145 00:07:53,220 --> 00:07:56,220 مانند جوانمردی، سخاوت و شجاعت 146 00:07:56,220 --> 00:07:59,220 جوانمردی، رژیم غذایی و رویا 147 00:07:59,220 --> 00:08:05,319 من بیشتر وقتم را به پرسه زدن در صحرا و شکار می گذراندم 148 00:08:05,319 --> 00:08:08,319 من یکی از باتجربه ترین شاعران هستم 149 00:08:08,319 --> 00:08:11,319 جایی که او با دوران پیش از اسلام و اسلام زندگی می کرد 150 00:08:11,319 --> 00:08:15,319 خانواده من به شعر و مهارتش معروف بودند 151 00:08:15,319 --> 00:08:19,319 پدرم از سرداران شاعران پیش از اسلام است 152 00:08:19,319 --> 00:08:21,319 در میان صاحبان آویز 153 00:08:21,319 --> 00:08:23,319 وجدی رابعه 154 00:08:23,319 --> 00:08:26,319 ابوسلمه شاعر بود 155 00:08:26,319 --> 00:08:28,319 عمه ام سلما شاعر است 156 00:08:28,319 --> 00:08:31,319 برادرم بجیر شاعر است 157 00:08:31,319 --> 00:08:33,320 بنی عقبه شاعر است 158 00:08:33,320 --> 00:08:37,320 نوه ام العوام بن عقبه نیز شاعر است 159 00:08:37,320 --> 00:08:40,320 پس عمر رضی الله عنه به من وعده داد 160 00:08:40,320 --> 00:08:43,320 من شاعران دوران پیش از اسلام را حس می کنم 161 00:08:43,320 --> 00:08:47,539 او همچنین به دلیل نفرت شدیدش از اسلام معروف بود 162 00:08:47,539 --> 00:08:49,539 و طنز مسلمانان 163 00:08:49,539 --> 00:08:53,340 و افشای زنانشان 164 00:08:53,340 --> 00:08:55,340 وقتی برادرم بجیر مسلمان شد 165 00:08:55,340 --> 00:08:57,340 شعری نوشتم 166 00:08:57,340 --> 00:09:01,340 رسول خدا صلی الله علیه و آله را طعنه زدند 167 00:09:01,340 --> 00:09:03,340 و مسلمانان با او هستند 168 00:09:03,340 --> 00:09:06,340 و با همسرانشان خود را در معرض آن قرار دادند 169 00:09:06,340 --> 00:09:10,340 وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را شنید 170 00:09:10,340 --> 00:09:12,340 خونم را هدر داد 171 00:09:12,340 --> 00:09:14,340 به دوستانش گفت 172 00:09:14,340 --> 00:09:16,340 هر که او را یافت، او را بکشد 173 00:09:16,340 --> 00:09:19,440 پس برادرم بجیر در این باره به من نوشت 174 00:09:19,440 --> 00:09:21,440 او به من گفت 175 00:09:21,440 --> 00:09:23,440 که از رستگاری فرار کرد 176 00:09:23,440 --> 00:09:25,440 خودت را نجات بده 177 00:09:25,440 --> 00:09:27,539 و من نمی بینم که شما دور شوید 178 00:09:27,539 --> 00:09:29,539 سپس گفت 179 00:09:29,539 --> 00:09:32,539 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 180 00:09:32,539 --> 00:09:34,539 کسی برای شهادت نزد او نمی آید 181 00:09:34,539 --> 00:09:36,539 که معبودی جز خدا نیست 182 00:09:36,539 --> 00:09:38,539 و اینکه محمد رسول خداست 183 00:09:38,539 --> 00:09:40,539 جز قبل از او 184 00:09:40,539 --> 00:09:43,539 و آنچه قبل از آن بود را رها کنید 185 00:09:43,539 --> 00:09:46,539 اگر این کتاب برای شما بیاید 186 00:09:46,539 --> 00:09:48,539 پس پذیرفت و تسلیم شد 187 00:09:48,539 --> 00:09:50,759 روی صورتم گرفتم 188 00:09:50,759 --> 00:09:52,759 نمی دانم کجا بروم 189 00:09:52,759 --> 00:09:56,759 هر بار که نزد قومی می آمدم تا به من پناه بدهند، امتناع می کردند 190 00:09:56,759 --> 00:09:59,759 پس زمین باریکتر از آنچه استقبال کرده بود شد 191 00:09:59,759 --> 00:10:02,759 من طرد شده ماندم 192 00:10:02,759 --> 00:10:06,820 تا اینکه خداوند دلم را به اسلام باز کرد 193 00:10:06,820 --> 00:10:08,820 بنابراین به شهر نزدیک شدم 194 00:10:08,820 --> 00:10:11,820 شترم را جلوی در مسجد ایستادم 195 00:10:11,820 --> 00:10:16,820 سپس وارد مسجد و رسول خدا صلی الله علیه و آله شدم 196 00:10:17,820 --> 00:10:19,820 بنابراین من او را با شخصیتش می شناختم 197 00:10:19,820 --> 00:10:23,820 پس از مردم گذشتم تا در مقابل او نشستم 198 00:10:23,820 --> 00:10:25,820 بعد گفتم 199 00:10:25,820 --> 00:10:27,820 ای رسول خدا 200 00:10:27,820 --> 00:10:31,820 اگر شاعری را بیاورم که تو را طنز می کرد، توبه می کند 201 00:10:31,820 --> 00:10:34,820 آیا او را می پذیری و او را می بخشی؟ 202 00:10:34,820 --> 00:10:37,860 ایشان رضی الله عنه فرمودند 203 00:10:37,860 --> 00:10:38,860 بله 204 00:10:38,860 --> 00:10:39,860 گفتم 205 00:10:39,860 --> 00:10:41,860 من شاعرم 206 00:10:41,860 --> 00:10:44,860 ای رسول خدا از تو سلامتی می خواهم 207 00:10:44,860 --> 00:10:48,950 سپس برایش شعری خواندم که در آن می گویم: 208 00:10:48,950 --> 00:10:53,139 سعاد احساس کرد که امروز قلبش ادرار می کند 209 00:10:53,139 --> 00:10:57,139 او عاشق بود، اما نتوانست کاری انجام دهد 210 00:10:57,139 --> 00:11:01,139 به من خبر دادند که رسول خدا به من وعده داده است 211 00:11:01,139 --> 00:11:05,139 آرزوی عفو رسول خداست 212 00:11:05,139 --> 00:11:13,139 اوست که قرآن نافله را به تو داده که تاریخ و جزئیات آن را در بر دارد 213 00:11:13,139 --> 00:11:21,139 مرا به سخنان تهمت‌زنان نگیرید و گناهی نکرده‌ام، هر چند در مورد من شایعات فراوان باشد. 214 00:11:21,139 --> 00:11:25,139 رسول نوری است که منور است 215 00:11:25,139 --> 00:11:29,139 مهند از شمشیرهای خدا مسلول 216 00:11:29,139 --> 00:11:34,370 رسول خدا صلی الله علیه و آله به همراهان خود اشاره کرد 217 00:11:34,370 --> 00:11:35,370 برای گوش دادن 218 00:11:35,370 --> 00:11:39,370 تا اینکه تمام شعر را برایش خواندم 219 00:11:39,370 --> 00:11:40,370 پس مرا عفو کرد 220 00:11:40,370 --> 00:11:45,370 سپس از جا برخاست و با عبایی که پوشیده بود مرا پوشاند 221 00:11:45,370 --> 00:11:47,370 بنابراین من از آن راضی بودم 222 00:11:47,370 --> 00:11:53,429 پس معاویه رضی الله عنه خواست آن را به بیست هزار درهم از من بخرد. 223 00:11:53,429 --> 00:11:55,429 بنابراین من آن را نفروختم 224 00:11:55,429 --> 00:11:58,429 برای من قیمتی ندارد 225 00:11:58,429 --> 00:12:01,429 تا زمان مرگم با من ماند 226 00:12:01,429 --> 00:12:05,460 سپس آن را به چهل هزار درهم از خانواده من خرید 227 00:12:05,460 --> 00:12:08,460 به خلفای اموی به ارث رسیده است 228 00:12:08,460 --> 00:12:10,460 سپس عباسیان 229 00:12:10,460 --> 00:12:15,460 تا اینکه به جانشینان امپراتوری عثمانی رسید 230 00:12:15,460 --> 00:12:17,820 من کی هستم؟ 231 00:12:17,820 --> 00:12:23,490 پاسخ 232 00:12:23,490 --> 00:12:28,490 کعب بن زهیر بن ابی سلمه رضی الله عنه 233 00:12:28,490 --> 00:12:40,000 توقف کنید و از صحابه و علما و بزرگان بیاموزید 234 00:12:40,000 --> 00:12:47,879 یک چالش جدید از طرف من 235 00:12:47,879 --> 00:12:53,059 من از اصحاب انصار هستم 236 00:12:53,059 --> 00:12:57,090 او از زمان ورود اسلام به مدینه به اسلام گروید 237 00:12:57,090 --> 00:13:02,090 من با پیامبر صلی الله علیه و آله در غزوات او شرکت کردم 238 00:13:02,090 --> 00:13:06,090 جهاد را با وجود فقر دوست داشتم 239 00:13:06,090 --> 00:13:09,090 تا اینکه جنگ تبوک فرا رسید 240 00:13:09,090 --> 00:13:13,090 که به آن نبرد سختی نیز می گفتند 241 00:13:13,090 --> 00:13:16,090 زیرا در زمان سختی برای مردم رخ داده است 242 00:13:16,090 --> 00:13:18,090 و در گرما شدید 243 00:13:18,090 --> 00:13:20,090 و در عین حال در جای خود 244 00:13:20,090 --> 00:13:23,090 کمبود پول و حیوان 245 00:13:23,090 --> 00:13:29,179 پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم از مردم خواست که در آن پول به دست آورند و خرج کنند 246 00:13:29,179 --> 00:13:30,179 و او گفت 247 00:13:30,179 --> 00:13:34,179 هر کس لشکر سختی را آماده کند برای او بهشت است 248 00:13:34,179 --> 00:13:41,309 صحابه رضی الله عنه دعوت پیامبر صلی الله علیه و آله را اجابت کردند. 249 00:13:41,309 --> 00:13:47,309 ثروتمندان در میان آنها شگفت انگیزترین نمونه های بخشش و بخشش را به نمایش می گذارند 250 00:13:47,309 --> 00:13:51,309 در رأس آنها عثمل بن عفان رضی الله عنه بود 251 00:13:51,309 --> 00:13:56,309 زنان هر چه صدقه و جواهرات می توانستند آوردند 252 00:13:56,309 --> 00:14:01,309 آن را به دست پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم گذاشتند 253 00:14:01,309 --> 00:14:07,340 اصحاب بیچاره هم در حد توان شرکت کردند 254 00:14:07,340 --> 00:14:10,340 حتی ابوعقیل رضی الله عنه 255 00:14:10,340 --> 00:14:13,340 با نصف صاع خرما آمد 256 00:14:13,340 --> 00:14:17,340 پس آن را به دست پیامبر صلی الله علیه و آله سپرد 257 00:14:17,340 --> 00:14:20,340 سپس منافقین به او حمله کردند 258 00:14:20,340 --> 00:14:24,110 من و چند مسلمان ماندیم 259 00:14:24,110 --> 00:14:28,110 ما چیزی پیدا نکردیم که برای آن تلاش کنیم یا پول خرج کنیم 260 00:14:28,110 --> 00:14:33,110 از جهاد عقب افتادیم و نتوانستیم خرج کنیم 261 00:14:33,110 --> 00:14:36,110 از این بابت خیلی ناراحت شدیم 262 00:14:36,110 --> 00:14:40,110 تقریباً از عقب ماندگی خود غمگین بودیم 263 00:14:40,110 --> 00:14:44,110 ما نتوانستیم در این تهاجم شرکت کنیم 264 00:14:44,110 --> 00:14:47,110 پس چاقند آنهایی که گریه می کنند 265 00:14:47,110 --> 00:14:51,110 خداوند متعال سخنی در مورد ما نازل کرده است 266 00:14:51,110 --> 00:14:57,210 نه بر افراد ضعیف و نه بر بیماران 267 00:14:57,210 --> 00:15:04,210 هیچ سرزنشی بر گردن کسانی که به اندازه کافی برای خرج کردن ندارند وجود ندارد 268 00:15:04,210 --> 00:15:08,210 اگر برای خدا و رسولش صادق باشند 269 00:15:08,210 --> 00:15:13,690 برای نیکوکاران چاره ای نیست 270 00:15:13,690 --> 00:15:18,519 خداوند آمرزنده و مهربان است 271 00:15:18,519 --> 00:15:25,740 و نه برای کسانی که وقتی نزد تو می آیند، آنها را تحمل می کنی 272 00:15:25,740 --> 00:15:38,149 گفتم من چیزی پیدا نمی کنم که به شما بگویم 273 00:15:38,149 --> 00:15:43,149 برگشتند، چشمانشان پر از اشک غمگینی بود 274 00:15:43,149 --> 00:15:50,899 آیا چیزی برای خرج کردن پیدا نمی کنند؟ 275 00:15:50,899 --> 00:15:55,899 شب آن جنگ از خواب بیدار شدم و نماز خواندم و گریستم 276 00:15:55,899 --> 00:16:02,899 سپس گفتم: خدایا تو دستور جهاد دادی و خواستی. 277 00:16:02,899 --> 00:16:09,899 سپس آنقدر قوت نیاوردم که با رسول خدا صلی الله علیه و آله بیرون بروم. 278 00:16:09,899 --> 00:16:15,899 و در دست رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم چیزی که مرا به آن وادار کند قرار ندادی. 279 00:16:15,899 --> 00:16:20,970 خدایا، من به تقدیم خود به هر مسلمانی ایمان دارم 280 00:16:20,970 --> 00:16:26,970 به ازای هر ظلمی که از نظر مالی، بدنی یا ناموسی در حق من کرده است 281 00:16:26,970 --> 00:16:30,159 بعد با مردم شدم 282 00:16:30,159 --> 00:16:34,159 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 283 00:16:34,159 --> 00:16:37,159 المتصدق امشب کجاست؟ 284 00:16:37,159 --> 00:16:39,159 هیچکس بلند نشد 285 00:16:39,159 --> 00:16:44,159 سپس گفت: كجاست كجاست آن كه ديروز با هداياي خود صدقه داد؟ 286 00:16:44,159 --> 00:16:46,159 بنابراین من در مقابل او ایستادم 287 00:16:46,159 --> 00:16:49,159 ایشان رضی الله عنه فرمودند 288 00:16:49,159 --> 00:16:53,159 بشارت ده، سوگند به کسی که جان محمد در دست اوست 289 00:16:53,159 --> 00:16:56,159 خداوند صدقه شما را پذیرفته است 290 00:16:56,159 --> 00:17:02,149 هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله از جنگ تبوک بازگشت 291 00:17:02,149 --> 00:17:04,150 به شهر نزدیک شد 292 00:17:04,150 --> 00:17:08,150 احوال ما را به مردم بگو، ما که معذوریم 293 00:17:08,150 --> 00:17:13,150 کسانی که به دلیل فقر یا بیماری نتوانستند برای جهاد بیرون بروند 294 00:17:13,150 --> 00:17:18,150 فرمود: در مدینه افرادی هستند که به سفر نرفته اند. 295 00:17:18,150 --> 00:17:20,150 از یک دره هم عبور نکردی 296 00:17:20,150 --> 00:17:23,150 مگر اینکه با شما باشند 297 00:17:23,150 --> 00:17:25,150 گفتند یا رسول الله 298 00:17:25,150 --> 00:17:27,150 آنها در شهر هستند 299 00:17:27,150 --> 00:17:30,150 گفت در حالی که در شهر بودند 300 00:17:30,150 --> 00:17:32,150 بهانه آنها را زندانی کرد 301 00:17:32,150 --> 00:17:36,309 پس خداوند ثواب ما را برای اخلاص ما نوشت 302 00:17:36,309 --> 00:17:40,339 با ارائه او به المتصدق معروف شدم 303 00:17:40,339 --> 00:17:42,660 من کی هستم؟ 304 00:17:42,660 --> 00:17:52,369 جواب، آلبا بن زید رضی الله عنه است 305 00:17:52,369 --> 00:18:03,369 توقف کنید و از صحابه و علما و بزرگان بیاموزید 306 00:18:03,369 --> 00:18:11,220 یک چالش جدید از طرف من 307 00:18:11,220 --> 00:18:16,259 من یکی از همراهان مهاجر هستم 308 00:18:16,259 --> 00:18:19,259 هاشمی قریشی 309 00:18:19,259 --> 00:18:23,259 او به فصاحت و سختگیری در پاسخ معروف بود 310 00:18:23,259 --> 00:18:25,259 هیچ کس برای من ایستادگی نخواهد کرد 311 00:18:25,259 --> 00:18:29,299 اما من نسب شناس بودم 312 00:18:29,299 --> 00:18:33,299 من قریش را از نسب و ایامشان می شناسم 313 00:18:33,299 --> 00:18:39,299 من یکی از چهار نفری بودم که مردم در اختلافاتشان در مورد نسب به آنها مراجعه می کردند 314 00:18:39,299 --> 00:18:44,359 من پسر عموی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ابوطالب هستم 315 00:18:44,359 --> 00:18:48,490 پیامبر صلی الله علیه و آله به من گفت 316 00:18:48,490 --> 00:18:50,490 ای ابویزید! 317 00:18:50,490 --> 00:18:52,490 دوبار دوستت دارم 318 00:18:52,490 --> 00:18:55,490 به عشق نزدیکی تو به من 319 00:18:55,490 --> 00:18:59,490 و به عشق ابوطالب از تو برحذر باش 320 00:18:59,490 --> 00:19:00,779 بله 321 00:19:00,779 --> 00:19:04,779 پدرم ابوطالب مرا بسیار دوست داشت 322 00:19:04,779 --> 00:19:07,779 او با هیچ یک از فرزندانش مانند من رفتار نمی کند 323 00:19:08,779 --> 00:19:10,809 و همچنین دیگران 324 00:19:10,809 --> 00:19:12,809 این امر توسط 325 00:19:12,809 --> 00:19:15,809 زمانی که قریش فقیر شدند 326 00:19:15,809 --> 00:19:18,809 پیامبر صلی الله علیه و آله آمد 327 00:19:18,809 --> 00:19:22,809 و عمویم العباس رضی الله عنه به پدرم 328 00:19:22,809 --> 00:19:24,809 این قبل از ماموریت بود 329 00:19:24,809 --> 00:19:29,809 از او بخواهید که برخی از فرزندانش را اسپانسر کند تا بار او را کم کند 330 00:19:29,809 --> 00:19:33,809 پدرم به شرطی قبول کرد که مرا به او بسپارند 331 00:19:33,809 --> 00:19:37,900 از فرزندانش هر که را بخواهد می گیرد جز من 332 00:19:37,900 --> 00:19:41,900 پس عمویم عباس برادرم جعفر رضی الله عنه را گرفت 333 00:19:41,900 --> 00:19:47,900 پیامبر صلی الله علیه و آله برادرم علی رضی الله عنه را گرفت 334 00:19:47,900 --> 00:19:55,769 من از کسانی بودم که از اقوام مسلمانشان که به مدینه مهاجرت کردند ارث بردم 335 00:19:55,769 --> 00:20:00,769 خانه پیامبر صلی الله علیه و آله را در مکه به ارث بردم 336 00:20:00,769 --> 00:20:02,799 نقش بنی هاشم 337 00:20:02,799 --> 00:20:06,799 از بنی هاشم به زائران آب می دادم 338 00:20:06,799 --> 00:20:11,799 من یکی از سه نفری بودم که مجموعه شعر می نوشتم 339 00:20:11,799 --> 00:20:15,799 به خلیفه مسلمین عمر بن الخطاب رضی الله عنه 340 00:20:15,799 --> 00:20:20,799 پس مردم را بر حسب قبیله و نسبشان مرتب کردم 341 00:20:20,799 --> 00:20:25,440 من شاهد جنگ بدر با مشرکان بودم 342 00:20:25,440 --> 00:20:27,440 عده ای از مسلمانان مرا اسیر کردند 343 00:20:27,440 --> 00:20:32,440 من را با عمویم عباس با یک طناب بستند 344 00:20:32,440 --> 00:20:34,440 با همراهان با ما تماس بگیرید 345 00:20:34,440 --> 00:20:38,440 پولی برای محافظت از خودم نداشتم 346 00:20:38,440 --> 00:20:42,539 پس عمویم عباس رضی الله عنه مرا فدیه داد 347 00:20:42,539 --> 00:20:45,539 سپس خداوند متعال سخن خود را درباره ما نازل کرد 348 00:20:45,539 --> 00:20:56,539 ای پیامبر به آن اسیران در دستان خود بگو 349 00:20:56,539 --> 00:21:01,539 اگر خدا می داند در دل شما خیری هست 350 00:21:01,539 --> 00:21:09,789 اگر خدا می داند در دل شما خیری هست 351 00:21:09,789 --> 00:21:16,789 اگر بهتر از آنچه از شما گرفته به شما بدهد 352 00:21:16,789 --> 00:21:18,789 و او شما را می بخشد 353 00:21:18,789 --> 00:21:22,789 خداوند آمرزنده و مهربان است 354 00:21:22,789 --> 00:21:27,519 من یک سال از برادرانم بزرگتر هستم 355 00:21:27,519 --> 00:21:30,519 من ده سال از جعفر بزرگترم 356 00:21:30,519 --> 00:21:33,519 او بیست سال از علی بزرگتر است 357 00:21:33,519 --> 00:21:37,519 اما من آخرین نفری بودم که مسلمان شدم 358 00:21:37,519 --> 00:21:39,519 و آخرین آنها درگذشت 359 00:21:39,519 --> 00:21:42,519 پس از حدیبیه به اسلام گروید 360 00:21:42,519 --> 00:21:46,519 او در سال اول هشتم هجری به مدینه هجرت کرد 361 00:21:46,519 --> 00:21:49,519 او در جنگ موته شرکت کرد 362 00:21:49,519 --> 00:21:53,519 من از کسانی بودم که بر پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم ثابت قدم ماندم 363 00:21:53,519 --> 00:21:55,519 در جریان جنگ حنین 364 00:21:55,519 --> 00:22:01,549 مرگ من در آخرین دوره حکومت معاویه رضی الله عنه به سراغم آمد 365 00:22:01,549 --> 00:22:03,869 من کی هستم؟ 366 00:22:03,869 --> 00:22:14,289 جواب عقیل بن ابی طالب رضی الله عنه است 367 00:22:14,289 --> 00:22:27,049 توقف کنید و از صحابه و علما و بزرگان بیاموزید 368 00:22:27,049 --> 00:22:34,930 یک چالش جدید از طرف من 369 00:22:34,930 --> 00:22:40,390 من همدم هوادارانم هستم 370 00:22:40,390 --> 00:22:43,390 شریف از اشراف خزرج 371 00:22:43,390 --> 00:22:46,420 من جزو شش نفر اهل یثرب بودم 372 00:22:46,420 --> 00:22:51,420 کسانی که پیامبر صلی الله علیه و آله را در مکه ملاقات کردند 373 00:22:51,420 --> 00:22:54,420 پس قبل از بقیه انصار اسلام آوردند 374 00:22:54,420 --> 00:22:57,519 سپس شاهد بیعت العقباطین بودم 375 00:22:57,519 --> 00:23:00,519 من یک سخنور خوش بیان بودم 376 00:23:00,519 --> 00:23:03,519 به شجاعت و شجاعتش معروف است 377 00:23:03,519 --> 00:23:12,509 هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله در بیعت دوم عقبه دست خود را برای بیعت با مردم دراز کرد. 378 00:23:12,509 --> 00:23:15,509 دستش را گرفتم و به مردمم گفتم 379 00:23:15,509 --> 00:23:17,509 ای اهل خزرج! 380 00:23:17,509 --> 00:23:21,509 آیا می دانید این مرد را برای چه می فروشید؟ 381 00:23:21,509 --> 00:23:22,509 گفتند بله 382 00:23:22,509 --> 00:23:25,509 به آنها گفتم که مطمئن هستم 383 00:23:25,509 --> 00:23:30,509 شما بر سر جنگ بین مردم سرخ و سیاه با او بیعت می کنید 384 00:23:30,509 --> 00:23:35,509 اگر دیدید که اگر پول شما تمام شود، فاجعه است 385 00:23:35,509 --> 00:23:37,509 و بزرگان شما کشته شدند 386 00:23:37,509 --> 00:23:38,509 تحویلش دادی 387 00:23:38,509 --> 00:23:40,509 اکنون است 388 00:23:40,509 --> 00:23:45,509 به خدا سوگند اگر این کار را بکنید ننگ دنیا و آخرت است 389 00:23:45,509 --> 00:23:50,609 و اگر فکر می کنید که آنچه را که او را به آن فرا خوانده اید، انجام می دهید 390 00:23:50,609 --> 00:23:53,609 بر فرسودگی پول و کشتن اشراف 391 00:23:53,609 --> 00:23:54,609 پس او را ببر 392 00:23:54,609 --> 00:23:58,609 به خدا سوگند او بهترین دنیا و آخرت است 393 00:23:58,609 --> 00:24:04,700 گفتند: ما آن را به خاطر بدبختی پول و کشتن بزرگان می گیریم. 394 00:24:04,700 --> 00:24:09,700 ای رسول خدا اگر این را انجام دهیم چه مشکلی داریم؟ 395 00:24:09,700 --> 00:24:12,769 ایشان رضی الله عنه فرمودند 396 00:24:12,769 --> 00:24:14,859 بهشت مال تو باشد 397 00:24:14,859 --> 00:24:15,859 گفتند 398 00:24:15,859 --> 00:24:18,859 دستت را دراز کن یا رسول الله 399 00:24:18,859 --> 00:24:21,859 پس دست خود را دراز کرد و با او بیعت کردند 400 00:24:21,859 --> 00:24:24,930 قسم می خورم که این مقاله را نگفتم 401 00:24:24,930 --> 00:24:31,250 جز اینکه عقد را برای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم محکم کند 402 00:24:31,250 --> 00:24:35,250 وقتی با رسول خدا صلی الله علیه و آله بیعت کردیم 403 00:24:35,250 --> 00:24:41,410 شیطان از بالای مانع با بلندترین صدایی که تا به حال شنیده بودم فریاد زد 404 00:24:41,410 --> 00:24:43,410 ای اهل جباب 405 00:24:43,410 --> 00:24:46,410 آیا با او مذموم و مصیبت داری؟ 406 00:24:46,410 --> 00:24:49,410 آنها به اتفاق آرا در مورد جنگ شما توافق کرده اند 407 00:24:49,410 --> 00:24:52,470 ایشان رضی الله عنه فرمودند 408 00:24:52,470 --> 00:24:54,470 این عذاب عقبه است 409 00:24:54,470 --> 00:24:56,470 یعنی دشمن خدا 410 00:24:56,470 --> 00:24:59,599 به خدا برایت خالی می کنم 411 00:24:59,599 --> 00:25:03,599 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله به ما فرمود 412 00:25:03,599 --> 00:25:06,599 به خودت برگرد 413 00:25:06,599 --> 00:25:09,599 پس گفتم یا رسول الله 414 00:25:09,599 --> 00:25:11,599 سوگند به کسی که تو را به حق فرستاد 415 00:25:11,599 --> 00:25:16,599 چون تو آرزو می کنی فردا با شمشیر به مردممان حمله می کنیم 416 00:25:16,599 --> 00:25:20,630 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 417 00:25:20,630 --> 00:25:22,630 دستوری به ما داده نشده بود 418 00:25:22,630 --> 00:25:26,630 اما به سفرهای خود برگردید 419 00:25:26,630 --> 00:25:30,460 بعد از اینکه به شهر برگشتیم 420 00:25:30,460 --> 00:25:32,460 حس خوبی نداشتم 421 00:25:32,460 --> 00:25:35,460 پس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله بیرون رفتم 422 00:25:35,460 --> 00:25:37,460 او در مکه است 423 00:25:37,460 --> 00:25:41,460 نزد او ماندم تا اینکه به مدینه هجرت کرد 424 00:25:41,460 --> 00:25:43,460 سپس به آن مهاجرت کردم 425 00:25:43,460 --> 00:25:47,720 من از مهاجران انصار بودم 426 00:25:47,720 --> 00:25:49,720 من در جنگ احد شرکت کردم 427 00:25:49,720 --> 00:25:51,720 مسلمانان شکست نخوردند 428 00:25:51,720 --> 00:25:54,720 در میدان جنگ ثابت شده است 429 00:25:54,720 --> 00:25:57,720 پس من و سفیان بن عبدشمس ملاقات کردیم 430 00:25:57,720 --> 00:26:00,720 پس با شمشیر جنگیدیم 431 00:26:00,720 --> 00:26:03,720 صفوان بن امیه را پیدا کردیم 432 00:26:03,720 --> 00:26:05,720 پس با شمشیر به من زد 433 00:26:05,720 --> 00:26:07,720 به سوی سفیانی بازگشت 434 00:26:07,720 --> 00:26:09,720 به من هم زد 435 00:26:09,720 --> 00:26:12,720 تا اینکه جراح مرا درست کرد 436 00:26:12,720 --> 00:26:16,009 و این مرگ من بود 437 00:26:16,009 --> 00:26:22,259 من کی هستم؟ 438 00:26:22,259 --> 00:26:23,259 پاسخ 439 00:26:23,259 --> 00:26:27,259 العباس بن عباده بن ندله الانصاری 440 00:26:27,259 --> 00:26:29,259 خداوند از او راضی باشد 441 00:26:29,259 --> 00:26:41,160 توقف کنید 442 00:26:41,160 --> 00:26:45,160 با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد 443 00:26:45,160 --> 00:26:51,009 چالش جدید 444 00:26:51,009 --> 00:26:55,150 من کی هستم؟ 445 00:26:55,150 --> 00:26:58,150 من از اصحاب قریش هستم 446 00:26:58,150 --> 00:27:01,150 قبل از هجرت در مکه اسلام آوردم 447 00:27:01,150 --> 00:27:03,150 او به شهر مهاجرت کرد 448 00:27:03,279 --> 00:27:07,279 من یکی از داناترین و با فضیلت ترین زنان بودم 449 00:27:07,279 --> 00:27:13,279 رسول خدا صلی الله علیه و آله ما را زیارت می کرد و با ما چرت می زد. 450 00:27:13,279 --> 00:27:17,279 برای این کار کمربند را به او اختصاص داده بودم 451 00:27:17,279 --> 00:27:25,309 این جامه و تختی را که رسول خدا صلی الله علیه و آله بر آن می خوابید، نگه داشتم. 452 00:27:25,309 --> 00:27:31,470 من از معدود افرادی بودم که در دوران پیش از اسلام خواندن و نوشتن می دانستم 453 00:27:31,470 --> 00:27:35,470 و با این حال من یک پزشک و فردی با کلاس بودم 454 00:27:35,470 --> 00:27:40,539 پس پیامبر صلی الله علیه و آله خانه ای در مدینه به من داد 455 00:27:40,539 --> 00:27:44,539 این خانه به مرکز علمی زنان تبدیل خواهد شد 456 00:27:44,539 --> 00:27:51,539 به زنان مسلمان خواندن، نوشتن، طبابت و رقیه آموختند 457 00:27:51,539 --> 00:27:55,539 بنابراین من اولین معلم اسلام خواهم بود 458 00:27:56,539 --> 00:28:06,559 از شاگردان من حفصه بنت عمر، همسر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود. 459 00:28:06,559 --> 00:28:11,559 من با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در غزواتش بیرون می رفتم 460 00:28:11,559 --> 00:28:13,559 پس مجروحان را شفا می دهم 461 00:28:13,559 --> 00:28:17,559 اصحاب برای مداوا به خانه من می آمدند 462 00:28:17,559 --> 00:28:23,619 روزی مردی از انصار با بیماری به نام النمله بیرون آمد 463 00:28:23,619 --> 00:28:26,619 اینها زخم هایی هستند که در هر دو طرف ظاهر می شوند 464 00:28:26,619 --> 00:28:31,619 به این دلیل نامیده می شود که بیمار درد را در محل زخم احساس می کند 465 00:28:31,619 --> 00:28:35,619 انگار مورچه ای روی آن راه می رفت و گازش می گرفت 466 00:28:35,619 --> 00:28:37,619 او را به من نشان دادند 467 00:28:37,619 --> 00:28:40,619 نزد من آمد و از من رقیه خواست 468 00:28:40,619 --> 00:28:45,619 پس به او گفتم به خدا قسم از زمانی که اسلام آوردم هیچ کس را ارتقا ندادم 469 00:28:45,619 --> 00:28:50,819 پس آن مرد نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت 470 00:28:50,819 --> 00:28:52,819 پس بهش بگو چی گفتی 471 00:28:52,819 --> 00:28:56,819 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله مرا صدا زد 472 00:28:56,819 --> 00:29:00,819 گفت: رقیه را به من نشان بده. 473 00:29:00,819 --> 00:29:02,819 بنابراین من آن را به او نشان دادم 474 00:29:02,819 --> 00:29:05,819 فرمود با آن رقیه کن 475 00:29:05,819 --> 00:29:09,819 حفصه همان طور که نوشتن را به او یاد داد به او آموخت 476 00:29:09,819 --> 00:29:14,680 عمر رضی الله عنه مرا در نظر مقدم داشت 477 00:29:14,680 --> 00:29:18,680 او از من مراقبت می کند و من را بر زنان دیگر ترجیح می دهد 478 00:29:18,680 --> 00:29:20,680 و از آن 479 00:29:20,680 --> 00:29:22,680 یک روز پیش او آمدم 480 00:29:22,680 --> 00:29:26,680 آتیکا بنت اوسید را در خانه اش پیدا کردم 481 00:29:26,680 --> 00:29:28,680 بنابراین با هم وارد آن شدیم 482 00:29:28,680 --> 00:29:31,680 یک ساعتی با او صحبت کردیم 483 00:29:31,680 --> 00:29:33,680 بنابراین او Pattern را صدا کرد 484 00:29:33,680 --> 00:29:35,680 پس به من داد 485 00:29:35,680 --> 00:29:37,680 او با سبکی متفاوت صدا زد 486 00:29:37,680 --> 00:29:39,710 پس آتیکا را به او داد 487 00:29:39,710 --> 00:29:41,710 آتیکا گفت 488 00:29:41,710 --> 00:29:43,710 دستت مبارک عمر 489 00:29:43,710 --> 00:29:46,710 اسلام را پذیرفتم 490 00:29:46,710 --> 00:29:48,710 و من بدون او پسر عموی تو هستم 491 00:29:48,710 --> 00:29:50,710 و برای من فرستاد 492 00:29:50,710 --> 00:29:52,710 خودش اومد پیشت 493 00:29:52,710 --> 00:29:56,710 پس بهتر از آنچه به من دادی به او می دهی 494 00:29:56,710 --> 00:29:58,940 به او گفت 495 00:29:58,940 --> 00:30:01,940 من این را به جز شما مطرح نمی کردم 496 00:30:01,940 --> 00:30:03,970 وقتی ملاقات کردی 497 00:30:03,970 --> 00:30:09,970 اشاره کردید که او از شما به رسول خدا صلی الله علیه و آله نزدیکتر است 498 00:30:09,970 --> 00:30:11,970 من آن را به شما ارائه کردم 499 00:30:11,970 --> 00:30:17,509 روزی عمر بن خطاب رضی الله عنه نماز سحر را خواند 500 00:30:17,509 --> 00:30:20,509 بعد از کنارم گذشت و گفت 501 00:30:20,509 --> 00:30:22,509 ای مادر سلیمان 502 00:30:22,509 --> 00:30:25,509 من سلیمان را در نماز صبح ندیدم 503 00:30:25,509 --> 00:30:27,509 پس به او گفتم 504 00:30:27,509 --> 00:30:29,509 شروع کرد به نماز خواندن 505 00:30:29,509 --> 00:30:31,509 چشمانش او را شکست داد 506 00:30:31,509 --> 00:30:33,539 عمر گفت 507 00:30:33,539 --> 00:30:36,539 چون نماز صبح را به جماعت شاهد هستم 508 00:30:36,539 --> 00:30:39,539 من دوست دارم تمام شب بیدار بمانم 509 00:30:39,539 --> 00:30:44,279 یک روز دو پسر را دیدم که برای پیاده روی می رفتند 510 00:30:44,279 --> 00:30:47,279 و آهسته صحبت می کنند 511 00:30:47,279 --> 00:30:49,279 پس گفتم این چیست؟ 512 00:30:49,279 --> 00:30:52,279 گفتند فراموشت می کنیم 513 00:30:52,279 --> 00:30:54,309 بنابراین به آنها گفتم 514 00:30:54,309 --> 00:30:58,309 به خدا اگر عمر حرف می زد گوش می دادم 515 00:30:58,309 --> 00:31:00,309 اگر تندتر راه برود 516 00:31:00,309 --> 00:31:02,309 اگر بزند، درد دارد 517 00:31:02,309 --> 00:31:06,309 به خدا او واقعاً یک زاهد است 518 00:31:06,309 --> 00:31:08,660 من کی هستم؟ 519 00:31:08,660 --> 00:31:15,109 پاسخ 520 00:31:15,109 --> 00:31:20,109 الشفاء بنت عبدالله العدویه رضی الله عنه 521 00:31:20,109 --> 00:31:27,880 توقف کنید 522 00:31:27,880 --> 00:31:32,880 با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد 523 00:31:32,880 --> 00:31:38,759 چالش جدید 524 00:31:38,759 --> 00:31:43,029 من کی هستم؟ 525 00:31:43,029 --> 00:31:45,029 من از اصحاب مکی هستم 526 00:31:45,029 --> 00:31:48,029 اولین مهاجران به شهر 527 00:31:48,029 --> 00:31:51,029 اولین سفیر در اسلام 528 00:31:51,029 --> 00:31:54,160 من زینت جوانان قریش بودم 529 00:31:54,160 --> 00:31:57,160 من دختر خراب مکه هستم 530 00:31:57,160 --> 00:32:00,259 و بهترین بندگان محترمش 531 00:32:00,259 --> 00:32:03,259 مادر من خاناس، دختر مارک بود 532 00:32:03,259 --> 00:32:05,259 یکی از ثروتمندترین افراد مکه 533 00:32:05,259 --> 00:32:07,259 به من بهترین لباس را بپوش 534 00:32:07,259 --> 00:32:10,259 و او زیباترین عطرها را برای من می آورد 535 00:32:10,259 --> 00:32:12,259 من خوشبوترین مردم مکه بودم 536 00:32:12,259 --> 00:32:16,259 بهترین آنها در زیبایی و ظاهر 537 00:32:16,259 --> 00:32:19,279 وقتی از اسلام شنیدم 538 00:32:19,279 --> 00:32:21,279 سریع واردش شدم 539 00:32:21,279 --> 00:32:24,279 و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 540 00:32:24,279 --> 00:32:26,279 در دارالارقم 541 00:32:26,279 --> 00:32:28,309 اسلامم را پنهان می کردم 542 00:32:28,309 --> 00:32:30,309 از ترس مادرم 543 00:32:30,309 --> 00:32:32,309 که او از آن لذت می برد 544 00:32:32,309 --> 00:32:35,309 با قدرت منحصر به فرد در شخصیت او 545 00:32:35,309 --> 00:32:39,309 و دشمنی شدید با مسلمانان 546 00:32:39,309 --> 00:32:41,410 وقتی از مسلمان شدنم با خبر شدم 547 00:32:41,410 --> 00:32:43,410 منو حبس کردی 548 00:32:43,410 --> 00:32:46,410 او می خواست مرا از دینم برگرداند 549 00:32:46,410 --> 00:32:49,410 اما من در ایمان ثابت قدم ماندم 550 00:32:49,410 --> 00:32:52,410 پس تصمیم گرفت مرا از خانه اش بیرون کند 551 00:32:52,410 --> 00:32:55,410 و از من پول محروم کن 552 00:32:55,410 --> 00:32:57,410 او به من گفت 553 00:32:57,410 --> 00:32:59,410 برو دنبال کارت 554 00:32:59,410 --> 00:33:01,470 من دیگر ملت شما نیستم 555 00:33:01,470 --> 00:33:03,470 پس بهش گفتم 556 00:33:03,470 --> 00:33:04,470 ای ملت 557 00:33:04,470 --> 00:33:06,470 من به شما توصیه می کنم 558 00:33:06,470 --> 00:33:08,569 من برای شما متاسفم 559 00:33:08,569 --> 00:33:11,569 پس گواه باش که معبودی جز خدا نیست 560 00:33:11,569 --> 00:33:15,599 و اینکه محمد بنده و فرستاده اوست 561 00:33:15,599 --> 00:33:17,599 با عصبانیت جوابم را داد 562 00:33:17,599 --> 00:33:20,599 به سوراخ ها سوگند 563 00:33:20,599 --> 00:33:22,599 من وارد دین شما نمی شوم 564 00:33:22,599 --> 00:33:26,920 به نظر من مضر است و ذهنم را ضعیف می کند 565 00:33:26,920 --> 00:33:30,920 مادرم هر بار از دادن آن به من جلوگیری می کرد 566 00:33:30,920 --> 00:33:33,920 و تو بر مردان مردم ما قدرت گرفتی 567 00:33:33,920 --> 00:33:36,920 من گرفتار شکنجه و بلا شدم 568 00:33:36,920 --> 00:33:39,920 رنگم را عوض کرد و بدنم را خسته کرد 569 00:33:39,920 --> 00:33:42,920 حتی پوستم هم داشت می افتاد 570 00:33:42,920 --> 00:33:46,079 پوست مار هم می افتد 571 00:33:46,079 --> 00:33:49,079 داشتم از شدت گرسنگی روی زمین می افتادم 572 00:33:49,079 --> 00:33:52,079 من نمیتونم راه برم 573 00:33:52,079 --> 00:33:55,079 یارانم مرا بر دوش خود حمل کردند 574 00:33:55,079 --> 00:33:58,180 پیامبر صلی الله علیه و آله نگاه کرد 575 00:33:58,180 --> 00:34:01,180 یه روز میام 576 00:34:01,180 --> 00:34:04,180 و بر پوست قوچ 577 00:34:04,180 --> 00:34:07,180 ایشان رضی الله عنه فرمودند 578 00:34:07,180 --> 00:34:09,179 به این مرد نگاه کن 579 00:34:09,179 --> 00:34:12,210 که خداوند قلب او را روشن کرده است 580 00:34:12,210 --> 00:34:15,210 بین دو پدر دیدم 581 00:34:15,210 --> 00:34:18,210 او را با غذا و نوشیدنی خوشمزه تغذیه می کنند 582 00:34:18,210 --> 00:34:21,210 او را محبت خدا و رسولش خواند 583 00:34:21,210 --> 00:34:23,210 به آنچه می توانید ببینید 584 00:34:23,210 --> 00:34:27,039 من با اولین مردم مظلوم مهاجرت کردم 585 00:34:27,039 --> 00:34:30,039 به حبشه و او همنشین من بود 586 00:34:30,039 --> 00:34:33,039 در سفر عامر بن ربیعه رضی الله عنه 587 00:34:33,039 --> 00:34:36,039 او مرا اینگونه توصیف می کند: 588 00:34:36,039 --> 00:34:39,039 او از روزی که مسلمان شد دوست من بود 589 00:34:39,039 --> 00:34:42,099 تا اینکه در احد کشته شد 590 00:34:42,099 --> 00:34:45,099 او با ما به سرزمین حبشه رفت 591 00:34:45,099 --> 00:34:48,099 همسفر من در میان مردم بود 592 00:34:48,099 --> 00:34:51,099 من هرگز مردی را ندیدم 593 00:34:51,099 --> 00:34:54,099 من چیزی کمتر از او خلق نمی کنم 594 00:34:54,099 --> 00:34:57,099 دیدمش و از پاهایش می چکید 595 00:34:57,099 --> 00:35:00,099 خون از سختی سفر 596 00:35:00,099 --> 00:35:03,099 جایی که مردم برده بودند 597 00:35:03,099 --> 00:35:06,099 او به سختی زندگی عادت نداشت 598 00:35:06,099 --> 00:35:09,099 مثل بقیه یارانش در سفر هجرت 599 00:35:09,099 --> 00:35:12,900 سپس به شهر مهاجرت کرد 600 00:35:12,900 --> 00:35:15,900 آنجا که رسول خدا صلی الله علیه و آله مرا تفویض کرد 601 00:35:15,900 --> 00:35:18,900 به او 602 00:35:19,900 --> 00:35:22,900 و آنان را در دین توفیق ده 603 00:35:22,900 --> 00:35:25,900 من اولین نفری بودم که به آنجا مهاجرت کردم 604 00:35:25,900 --> 00:35:28,900 اولین کسانی که نماز جمعه را در آنجا خواندند 605 00:35:28,900 --> 00:35:31,900 من به آنها قرآن یاد می دادم 606 00:35:31,900 --> 00:35:34,900 تا اینکه مرا قاری خطاب کردند 607 00:35:34,900 --> 00:35:38,130 من جذب سبک نرم شدم 608 00:35:38,130 --> 00:35:41,130 نامش را الحسن گذاشت 609 00:35:41,130 --> 00:35:44,130 آنها بسیاری از مردم شهر را ایجاد کردند 610 00:35:44,130 --> 00:35:47,130 تعداد زیادی از مردم آن به دست من مسلمان شدند 611 00:35:47,130 --> 00:35:50,130 تا اینکه ذکر اسلام در شهر فراگیر شد 612 00:35:50,130 --> 00:35:53,130 خانه انصار باقی نمانده بود 613 00:35:53,130 --> 00:35:56,130 مگر اینکه ذکری از اسلام داشته باشد 614 00:35:56,130 --> 00:35:59,130 شهر آماده شد 615 00:35:59,130 --> 00:36:02,130 پذیرایی از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 616 00:36:02,130 --> 00:36:06,150 من با پیامبر صلی الله علیه و آله شرکت کردم 617 00:36:06,150 --> 00:36:09,150 در دو جنگ بدر و احد 618 00:36:09,150 --> 00:36:12,150 من پرچمدار هر دوی آنها بودم 619 00:36:12,150 --> 00:36:15,150 و در یکی 620 00:36:15,150 --> 00:36:18,150 ابن قمه لیثی مرا دید 621 00:36:18,150 --> 00:36:21,150 او گمان کرد که من رسول خدا هستم 622 00:36:21,150 --> 00:36:24,150 این به خاطر شباهت زیاد من به رسول خداست 623 00:36:24,150 --> 00:36:27,150 خدا رحمتش کند و درود فرستد 624 00:36:27,150 --> 00:36:30,150 او در حالی که من بنر را حمل می کردم به من حمله کرد 625 00:36:30,150 --> 00:36:33,150 ضربه ای به بازوی راستش زد و آن را قطع کرد 626 00:36:33,150 --> 00:36:36,150 پس کلام خداوند متعال را خواند 627 00:36:36,150 --> 00:36:39,150 محمد فقط یک فرستاده است 628 00:36:39,150 --> 00:36:42,150 فرستادگان قبر او را ترک کردند 629 00:36:42,150 --> 00:36:45,219 سپس بنر را در دست الیسره گرفت 630 00:36:45,219 --> 00:36:48,219 کافر او را زد و قطع کرد 631 00:36:48,219 --> 00:36:51,219 بنابراین من برای ژنرال احساس ترحم کردم 632 00:36:51,219 --> 00:36:54,219 بغلش کردم به سینه ام و گفتم: 633 00:36:54,219 --> 00:36:57,219 محمد فقط یک فرستاده است 634 00:36:57,219 --> 00:37:00,219 پیش از او فرستادگان از دنیا رفته بودند 635 00:37:00,219 --> 00:37:03,280 سپس علی با نیزه به سومی حمله کرد 636 00:37:03,280 --> 00:37:06,280 من آن را در بدنم پیاده می کنم 637 00:37:06,280 --> 00:37:09,280 شهید شدم روی زمین 638 00:37:09,280 --> 00:37:12,280 ژنرال سقوط کرد 639 00:37:12,280 --> 00:37:15,659 و وقتی خواستند مرا دفن کنند 640 00:37:15,659 --> 00:37:18,659 چیزی پیدا نکردند که مرا با آن بپوشانند 641 00:37:18,659 --> 00:37:21,659 در قبر من چیزی جز عبای من نیست 642 00:37:21,659 --> 00:37:24,659 اگر سرم را با آن بپوشانند، پاهایم نمایان می شود 643 00:37:24,659 --> 00:37:27,659 اگر پاهایم را با آن بپوشانند سرم را نشان می دهد 644 00:37:27,659 --> 00:37:30,730 ایشان رضی الله عنه فرمودند 645 00:37:30,730 --> 00:37:33,730 سرش را با آن پوشاندند 646 00:37:33,730 --> 00:37:36,730 درختان را روی پایش گذاشتند 647 00:37:37,730 --> 00:37:45,940 من کی هستم؟ 648 00:37:45,940 --> 00:37:48,940 جواب مصعب بن عمیر است 649 00:37:48,940 --> 00:37:56,940 خدا رحمتش کند 650 00:37:56,940 --> 00:38:00,480 توقف کنید و با اصحاب ملاقات کنید 651 00:38:00,480 --> 00:38:03,480 دانشمندان و چهره ها 652 00:38:03,480 --> 00:38:09,389 چالش جدید 653 00:38:09,389 --> 00:38:14,820 من کی هستم؟ 654 00:38:14,820 --> 00:38:17,820 من از اصحاب بزرگ انصار هستم 655 00:38:17,820 --> 00:38:20,820 از بنی حارثه از اوس 656 00:38:20,820 --> 00:38:23,820 نام من در زمان جاهلیت عبدالعزه است 657 00:38:23,820 --> 00:38:26,820 پیامبر صلی الله علیه و آله را تغییر داد 658 00:38:26,820 --> 00:38:29,980 نام من 659 00:38:29,980 --> 00:38:32,980 او با ورود اسلام به مدینه به اسلام گروید 660 00:38:32,980 --> 00:38:35,980 من از معدود کسانی بودم که می توانستم خوب بنویسم 661 00:38:35,980 --> 00:38:39,139 در عربی قبل از اسلام 662 00:38:39,139 --> 00:38:42,139 من و ابوبردا رضی الله عنه بودیم 663 00:38:42,139 --> 00:38:45,139 ما بتهای قوم خود بنی حارثه را می شکنیم 664 00:38:45,139 --> 00:38:49,010 بعد از مسلمان شدن ما 665 00:38:49,010 --> 00:38:52,010 او می گوید 666 00:38:52,010 --> 00:38:55,070 هر که برای رضای خدا پاهایش خاکی باشد 667 00:38:55,070 --> 00:38:58,070 خداوند او را از آتش جهنم منع کرد 668 00:38:58,070 --> 00:39:01,070 پس من مشتاق جهاد بودم 669 00:39:01,070 --> 00:39:04,070 من شاهد همه صحنه ها بودم 670 00:39:04,070 --> 00:39:07,260 با پیامبر صلی الله علیه و آله 671 00:39:07,260 --> 00:39:10,260 همانطور که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مرا مبعوث کرد 672 00:39:10,260 --> 00:39:13,260 با گروهی از انصار 673 00:39:13,260 --> 00:39:16,260 برای ترور کعب بن الاشرف یهودی 674 00:39:16,260 --> 00:39:19,260 چه کسی به پیامبر صلی الله علیه و آله آسیب می رساند 675 00:39:19,260 --> 00:39:22,679 و دوستانش 676 00:39:22,679 --> 00:39:25,679 پس از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم 677 00:39:25,679 --> 00:39:28,679 آن دو خلیفه مرا گرفتند 678 00:39:28,679 --> 00:39:31,679 عمر بن خطابی و عثمان بن عفان 679 00:39:31,679 --> 00:39:34,679 خداوند از هر دوی آنها راضی باشد 680 00:39:34,679 --> 00:39:37,780 برای پول خیریه 681 00:39:37,780 --> 00:39:40,780 و خلیفه عثمان بن عفان رضی الله عنه آمد 682 00:39:40,780 --> 00:39:43,780 یک روز پیش من برگرد 683 00:39:44,780 --> 00:39:47,780 وقتی از خواب بیدار شدم به من گفت: خودت را چگونه می یابی؟ 684 00:39:47,780 --> 00:39:50,780 گفتم خوبه 685 00:39:50,780 --> 00:39:53,780 ما متوجه شدیم که کل کارمان خوب است 686 00:39:53,780 --> 00:39:56,780 جز ذهن ها در میان ما هلاک شد 687 00:39:56,780 --> 00:39:59,780 و در بین کارگران ما مبارزه نکردیم 688 00:39:59,780 --> 00:40:02,869 از شر آن خلاص می شویم 689 00:40:02,869 --> 00:40:05,869 منظورم این بود که به خلیفه رضی الله عنه بگویم 690 00:40:05,869 --> 00:40:08,869 ما امور و شرایط خود را یافته ایم 691 00:40:08,869 --> 00:40:11,869 خوب و مستقیم 692 00:40:11,869 --> 00:40:14,869 برخی از افراد با ذهن فاسد را تحسین کنید 693 00:40:14,869 --> 00:40:17,869 چه کسانی واسطه بین ما و شاهزادگان بودند 694 00:40:17,869 --> 00:40:20,869 به ما آسیب رساندند 695 00:40:20,869 --> 00:40:23,869 آنها امور ما را خراب کردند 696 00:40:23,869 --> 00:40:26,869 ما نتوانستیم از شر آسیب و نفوذ آنها خلاص شویم 697 00:40:26,869 --> 00:40:30,510 جز به سختی 698 00:40:30,510 --> 00:40:33,510 هفتاد سال در شهر زندگی کردم 699 00:40:33,510 --> 00:40:36,510 مرگ من در سال سی و چهار بود 700 00:40:36,510 --> 00:40:39,510 علی عثمان رضی الله عنه دعا کرد 701 00:40:39,510 --> 00:40:42,510 در بقیع به خاک سپرده شد. 702 00:40:42,510 --> 00:40:45,639 من کی هستم؟ 703 00:40:45,639 --> 00:40:53,309 جواب ابوعباس است 704 00:40:53,309 --> 00:40:56,309 عبدالرحمن بن جبران الاوسی 705 00:40:56,309 --> 00:41:03,380 خداوند از او راضی باشد 706 00:41:03,380 --> 00:41:06,380 توقف کنید و با اصحاب ملاقات کنید 707 00:41:06,380 --> 00:41:12,219 دانشمندان و چهره ها 708 00:41:12,219 --> 00:41:15,219 یک چالش جدید از طرف من 709 00:41:15,219 --> 00:41:20,590 من یکی از همراهان مهاجر هستم 710 00:41:20,590 --> 00:41:23,590 هاشمی قریشی 711 00:41:23,590 --> 00:41:26,590 من پسر عموی پیامبر صلی الله علیه و آله هستم 712 00:41:26,590 --> 00:41:29,590 اکثر مردم شبیه او هستند 713 00:41:29,590 --> 00:41:32,690 من در قدیم با اولین کسانی که اسلام آوردند به اسلام گرویدم 714 00:41:32,690 --> 00:41:35,719 از مردم مکه 715 00:41:35,719 --> 00:41:38,719 او به فصاحت، شجاعت و سخاوتش معروف بود 716 00:41:38,719 --> 00:41:41,719 به آن دو بال داشتن می گویند 717 00:41:41,719 --> 00:41:44,719 و خلبان 718 00:41:44,719 --> 00:41:47,719 و من رسول خدا صلی الله علیه و آله بودم 719 00:41:48,719 --> 00:41:51,719 چون برایشان دلسوزی داشتم 720 00:41:51,719 --> 00:41:54,719 آنها را چک می کنم و با آنها می نشینم 721 00:41:54,719 --> 00:41:57,719 من یکی از فرماندهان ارتش شاهزادگان بودم 722 00:41:57,719 --> 00:42:00,750 در جنگ من، او مرد 723 00:42:00,750 --> 00:42:03,750 او به حبشه مهاجرت کرد و در آنجا ماندگار شد 724 00:42:03,750 --> 00:42:06,750 به دستور پیامبر صلی الله علیه و آله 725 00:42:06,750 --> 00:42:09,750 سپس در حالی که در خیبر بود نزد او آمدم 726 00:42:09,750 --> 00:42:12,750 از آمدن ما رضی الله عنه خوشحال شد 727 00:42:12,750 --> 00:42:16,739 وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله را دید 728 00:42:16,739 --> 00:42:19,739 چه بلایی بر سر مسلمانان مکه آمد 729 00:42:19,739 --> 00:42:22,739 او نتوانست جلوی ما را بگیرد 730 00:42:22,739 --> 00:42:25,739 جایی که ما هستیم 731 00:42:25,739 --> 00:42:28,739 او به ما گفت 732 00:42:28,739 --> 00:42:31,739 اگر به سرزمین حبشه بروی 733 00:42:31,739 --> 00:42:34,739 پادشاهی دارد که به کسی ظلم نمی کند 734 00:42:34,739 --> 00:42:37,739 این سرزمین حقیقت است 735 00:42:37,739 --> 00:42:40,739 تا اینکه خداوند تو را از آنچه در آن هستی رهایی بخشد 736 00:42:40,739 --> 00:42:43,809 بعد رفتیم 737 00:42:43,809 --> 00:42:46,809 مهاجران به سرزمین حبشه 738 00:42:46,809 --> 00:42:49,809 ترس از وسوسه و فرار از دین خود 739 00:42:49,809 --> 00:42:52,869 هنگامی که آن به قریش رسید 740 00:42:52,869 --> 00:42:55,869 بین خود مشورت کردند 741 00:42:55,869 --> 00:42:58,869 آنها تصمیم گرفتند برای ما از Negus بفرستند 742 00:42:58,869 --> 00:43:01,869 دو نفر از آنها شلاق خوردند 743 00:43:01,869 --> 00:43:04,869 آنها به نگوس نزدیک شدند 744 00:43:04,869 --> 00:43:07,869 چون بر او وارد شدند، بر او سجده کردند 745 00:43:07,869 --> 00:43:10,869 به او هدایایی دادند 746 00:43:10,869 --> 00:43:13,869 او را تحسین کرد 747 00:43:13,869 --> 00:43:16,869 یکی از آنها سمت راستش نشست 748 00:43:16,869 --> 00:43:19,869 دیگری سمت چپ اوست 749 00:43:19,869 --> 00:43:22,869 گفت: گروهی از قوم ما 750 00:43:22,869 --> 00:43:25,869 آنها در سرزمین شما ساکن شدند و دین ما را ترک کردند 751 00:43:25,869 --> 00:43:28,869 و حماقت خدایان ما 752 00:43:28,869 --> 00:43:31,869 بنابراین نگوس به دنبال ما فرستاد 753 00:43:31,869 --> 00:43:34,869 به کسانی که با من بودند گفتم: من نامزد شما هستم. 754 00:43:34,869 --> 00:43:37,900 و گفتند بله 755 00:43:37,900 --> 00:43:40,900 و کسانی که در شورا بودند گفتند 756 00:43:40,900 --> 00:43:43,940 چرا در مقابل شاه تعظیم نمی کنی؟ 757 00:43:43,940 --> 00:43:47,000 گفتم ما فقط برای خدا سجده می کنیم 758 00:43:47,000 --> 00:43:50,030 گفتند چرا؟ 759 00:43:50,030 --> 00:43:53,030 گفتم خداوند در میان ما رسولی فرستاد 760 00:43:53,030 --> 00:43:56,030 ما مأموریم که فقط برای خدا سجده کنیم 761 00:43:56,030 --> 00:43:59,030 ما را به نماز و پرداخت زکات امر کرد 762 00:43:59,030 --> 00:44:02,059 و تجارت خوب 763 00:44:02,059 --> 00:44:05,059 عمر گفت: با تو اختلاف دارند 764 00:44:06,059 --> 00:44:09,190 النجاشی گفت 765 00:44:09,190 --> 00:44:12,190 درباره پسر مریم و مادرش چه می گویید؟ 766 00:44:12,190 --> 00:44:15,190 گفتم همانطور که خدا گفته می گوییم 767 00:44:15,190 --> 00:44:18,190 او روح خداست 768 00:44:18,190 --> 00:44:21,190 و کلام او به مریم باکره رسید 769 00:44:21,190 --> 00:44:24,190 که توسط انسان لمس نشده است 770 00:44:24,190 --> 00:44:27,219 و صدر را برایش خواندم 771 00:44:27,219 --> 00:44:30,320 از سوره مریم 772 00:44:30,320 --> 00:44:33,320 النجاشی چوبی را از روی زمین برداشت 773 00:44:33,320 --> 00:44:36,320 ریشش خیس از اشک است 774 00:44:36,320 --> 00:44:39,320 ای مردم حبشه و کاهنان 775 00:44:39,320 --> 00:44:42,320 و راهبان همان چیزی هستند که شما می خواهید 776 00:44:42,320 --> 00:44:45,320 قسم می خورم که این من را اذیت نمی کند 777 00:44:45,320 --> 00:44:48,320 شهادت می دهم که او رسول خداست 778 00:44:48,320 --> 00:44:51,320 و این همان چیزی است که عیسی درباره آن موعظه کرد 779 00:44:51,320 --> 00:44:54,349 در کتاب مقدس، قسم می خورم 780 00:44:54,349 --> 00:44:57,349 اگر سلطنتی که در آن هستم نبود 781 00:44:57,349 --> 00:45:00,349 من پیش او می آمدم و کسی بودم که ما را حمل می کردم 782 00:45:01,420 --> 00:45:04,420 بعد به ما گفت 783 00:45:04,420 --> 00:45:07,420 با خیال راحت هر جا می خواهید پایین بروید 784 00:45:07,420 --> 00:45:10,449 اجازه ندهید کسی به شما آسیب برساند 785 00:45:10,449 --> 00:45:13,449 او به قریشیان هدایایی سفارش داد 786 00:45:13,449 --> 00:45:16,449 من به آنها پاسخ دادم 787 00:45:16,449 --> 00:45:19,449 ناامید برگشتند 788 00:45:19,449 --> 00:45:23,539 تو دلیل تسکین نگوس بودی 789 00:45:23,539 --> 00:45:26,539 برای اسلام 790 00:45:26,539 --> 00:45:29,539 تا سال هفتم در حبشه ماندیم 791 00:45:29,539 --> 00:45:32,539 پس به نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله رسیدیم 792 00:45:32,539 --> 00:45:35,539 روز فتح خیبر 793 00:45:35,539 --> 00:45:38,539 از آمدن ما خوشحال شد 794 00:45:38,539 --> 00:45:41,539 و در برابر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 795 00:45:41,539 --> 00:45:44,539 بین چشمانم و تعهدم 796 00:45:44,539 --> 00:45:47,539 گفت نمی دانم کدام است 797 00:45:47,539 --> 00:45:50,539 از آمدنت خیلی خوشحالم 798 00:45:50,539 --> 00:45:53,760 یا در فتح خیبر؟ 799 00:45:53,760 --> 00:46:01,619 من کی هستم؟ 800 00:46:01,619 --> 00:46:04,619 جعفر بن ابی طالب رضی الله عنه 801 00:46:04,619 --> 00:46:11,750 توقف کنید 802 00:46:11,750 --> 00:46:14,750 با صحابه و علما و حق تعالی آشنا شد 803 00:46:14,750 --> 00:46:20,630 چالش جدید 804 00:46:20,630 --> 00:46:23,630 من کی هستم؟ 805 00:46:23,630 --> 00:46:29,059 من از اصحاب بزرگ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم 806 00:46:29,059 --> 00:46:32,059 در میان دو سلف اول 807 00:46:32,059 --> 00:46:35,059 به اسلام 808 00:46:35,059 --> 00:46:38,059 و یکی از ده بهشت موعود 809 00:46:38,059 --> 00:46:41,190 پیامبر صلی الله علیه و آله به من کنیه داد 810 00:46:41,190 --> 00:46:44,190 منشی ملت 811 00:46:44,190 --> 00:46:47,190 ابوبکر صدیق رضی الله عنه مرا نامزد کرد 812 00:46:47,190 --> 00:46:50,190 برای جانشینی پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله 813 00:46:50,190 --> 00:46:53,320 او به حبشه مهاجرت کرد 814 00:46:53,320 --> 00:46:56,320 سپس به شهر 815 00:46:56,320 --> 00:46:59,320 با پیامبر صلی الله علیه و آله شهادت دادم 816 00:46:59,320 --> 00:47:02,320 همه صحنه ها 817 00:47:02,320 --> 00:47:05,320 و در احد نزد او ماند 818 00:47:05,320 --> 00:47:08,320 دین گذشت 819 00:47:08,320 --> 00:47:12,250 من ارتش ها را برای فتح شام رهبری کردم 820 00:47:12,250 --> 00:47:15,250 پیامبر صلی الله علیه و آله از من استفاده می کرد 821 00:47:15,250 --> 00:47:18,280 در مورد برخی از فرستادگان و شرکت ها 822 00:47:18,280 --> 00:47:21,280 و یکبار 823 00:47:21,280 --> 00:47:24,280 پیغمبر صلی الله علیه و آله وسلم دسته ای فرستاد 824 00:47:24,280 --> 00:47:27,280 قبل از ساحل تعداد آنها 300 نفر بود 825 00:47:27,280 --> 00:47:30,280 مردی به من دستور داد که آنها را انجام دهم 826 00:47:30,280 --> 00:47:33,280 پس تا زمانی که بودیم بیرون رفتیم 827 00:47:33,280 --> 00:47:36,280 تکنسین یزد 828 00:47:36,280 --> 00:47:39,280 پس آنچه از غذای ارتش باقی مانده بود سفارش دادم 829 00:47:39,280 --> 00:47:42,280 او آن را جمع کرد و من مقداری از آن را به آنها می دادم 830 00:47:42,280 --> 00:47:45,280 هر روز کمی 831 00:47:45,280 --> 00:47:48,280 سپس شروع کردم به دادن به هر مرد 832 00:47:48,280 --> 00:47:51,280 روزی یک قرار 833 00:47:51,280 --> 00:47:54,280 حتی تکنسین مواد غذایی 834 00:47:54,280 --> 00:47:57,280 متوجه گرسنگی شدیم 835 00:47:57,280 --> 00:48:00,380 پس برگ درخت خوردیم 836 00:48:00,380 --> 00:48:03,380 اگر یک نهنگ بزرگ وجود دارد 837 00:48:03,380 --> 00:48:06,380 مثل یک کوه کوچک 838 00:48:06,380 --> 00:48:09,380 مرده در ساحل 839 00:48:09,380 --> 00:48:12,380 پس به دوستانم گفتم: این نهنگ مرده است 840 00:48:12,380 --> 00:48:15,469 از آن نخورید 841 00:48:15,469 --> 00:48:18,469 بعد به آنها گفتم نه 842 00:48:18,469 --> 00:48:21,469 ما فرستادگان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هستیم 843 00:48:21,469 --> 00:48:24,469 و به خاطر خدا 844 00:48:24,469 --> 00:48:27,469 مجبور شدی پس بخور 845 00:48:27,469 --> 00:48:30,469 آن را می خوریم و می گذاریم 846 00:48:30,469 --> 00:48:33,500 تا اینکه چاق شدیم و بدنمان سالم شد 847 00:48:33,500 --> 00:48:36,500 من سیزده مرد را بردم 848 00:48:36,500 --> 00:48:39,500 بنابراین آنها را در سوراخ چشم نهنگ قرار دادم 849 00:48:39,500 --> 00:48:42,500 یکی از دنده هایش را گرفتم 850 00:48:42,500 --> 00:48:45,500 بنابراین من او را مجبور به ماندن کردم و سپس بزرگتر رفتم 851 00:48:45,500 --> 00:48:48,730 شتری با ماست پس از زیر آن بگذر 852 00:48:48,730 --> 00:48:51,730 و تو به ما گوشت و خار می دهی 853 00:48:51,730 --> 00:48:54,730 وقتی به شهر آمدیم 854 00:48:54,730 --> 00:48:57,730 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 855 00:48:57,730 --> 00:49:00,730 بنابراین ما به او اشاره کردیم 856 00:49:00,730 --> 00:49:03,730 گفت: معیشتی است که بیرون آورد 857 00:49:03,730 --> 00:49:06,730 خدا با شماست پس او با شماست؟ 858 00:49:06,730 --> 00:49:09,730 مقداری از گوشت او، پس شما به ما غذا بدهید 859 00:49:09,730 --> 00:49:12,730 پس به سوی رسول خدا صلی الله علیه و آله فرستادیم 860 00:49:12,730 --> 00:49:16,659 از آن خورد 861 00:49:16,659 --> 00:49:19,659 من در آن دوره فرمانده مردم شام بودم 862 00:49:19,659 --> 00:49:22,659 عمر بن الخطاب رضی الله عنه 863 00:49:23,659 --> 00:49:26,780 مردم محصول درو کردند 864 00:49:26,780 --> 00:49:29,780 وقتی امیرالمؤمنین علیه السلام این را شنید 865 00:49:29,780 --> 00:49:32,780 برای او ترسید، پس برایم نامه نوشت و گفت 866 00:49:32,780 --> 00:49:35,780 به نظر می رسید به تو نیاز دارم 867 00:49:35,780 --> 00:49:38,780 من شما را از آن دریغ نمی کنم 868 00:49:38,780 --> 00:49:41,820 اگر یک شب کتاب من برای شما بیاید 869 00:49:41,820 --> 00:49:44,820 زیرا من بزرگترم که تو نباشی 870 00:49:44,820 --> 00:49:47,820 تا زمانی که به سوی من سوار شوی 871 00:49:47,820 --> 00:49:50,820 و اگر کتاب من در طول روز نزد شما بیاید 872 00:49:51,820 --> 00:49:55,070 پس با خودم گفتم 873 00:49:55,070 --> 00:49:58,070 حاجت امیرالمومنین را آموخته ام 874 00:49:58,070 --> 00:50:01,070 که ارائه شد 875 00:50:01,070 --> 00:50:04,139 و او می خواهد بماند 876 00:50:04,139 --> 00:50:07,199 چه کسی نمی ماند؟ 877 00:50:07,199 --> 00:50:10,199 بنابراین او برای من نوشت 878 00:50:10,199 --> 00:50:13,199 ای امیرالمومنین! 879 00:50:13,199 --> 00:50:16,199 من نیاز تو را به من دانسته ام 880 00:50:16,199 --> 00:50:19,199 من در ارتش مسلمانان هستم 881 00:50:19,199 --> 00:50:22,199 من نمی خواهم آنها را از هم جدا کنم 882 00:50:22,199 --> 00:50:25,199 تا اینکه خداوند در ایمانشان تصمیم بگیرد 883 00:50:25,199 --> 00:50:28,329 فرمان و فرمان او 884 00:50:28,329 --> 00:50:31,329 پس مرا از عزم خود رها کن ای امیرالمؤمنین 885 00:50:31,329 --> 00:50:34,619 او به عنوان یک سرباز از من خداحافظی کرد 886 00:50:34,619 --> 00:50:37,619 وقتی خریفه کتاب من را خواند 887 00:50:37,619 --> 00:50:40,619 چشمانش پر از اشک شد و گریه کرد 888 00:50:40,619 --> 00:50:43,619 به او گفت: او کیست؟ 889 00:50:43,619 --> 00:50:46,619 ای امیرالمومنین! 890 00:50:46,619 --> 00:50:49,619 نه انگار 891 00:50:49,619 --> 00:50:52,619 یعنی من در شرف مرگ هستم 892 00:50:52,619 --> 00:50:55,619 بعد مدتی نماندم 893 00:50:55,619 --> 00:50:58,619 تا اینکه طاعون به سرم زد 894 00:50:58,619 --> 00:51:02,480 روحم لبریز شد 895 00:51:02,480 --> 00:51:05,480 وقتی او مرد 896 00:51:05,480 --> 00:51:08,480 معاذ بن جبل رضی الله عنه برخاست 897 00:51:08,480 --> 00:51:11,510 با مردم نماز می خواند 898 00:51:11,510 --> 00:51:14,510 سپس ایشان را مورد خطاب قرار داد و فرمود 899 00:51:14,510 --> 00:51:17,510 هیچ یک از بندگان خدا را ندیده ام 900 00:51:17,510 --> 00:51:20,510 کمتر نفرت انگیز و دلسوزتر 901 00:51:20,510 --> 00:51:23,510 و هیچ چیز دورتر از این نیست 902 00:51:23,510 --> 00:51:26,510 من نتیجه را بیشتر دوست ندارم 903 00:51:26,510 --> 00:51:29,510 من آن را به عموم مردم توصیه نمی کنم 904 00:51:29,510 --> 00:51:32,510 پس به او رحم کردند، سپس روشن شدند 905 00:51:32,510 --> 00:51:35,510 به خدا برای او دعا کنیم 906 00:51:35,510 --> 00:51:38,510 مانند آن دیگر برای شما نخواهد آمد 907 00:51:38,510 --> 00:51:41,579 بعد آمد جلو و برایم دعا کرد 908 00:51:41,579 --> 00:51:44,579 مرا در قبرم گذاشتند 909 00:51:44,579 --> 00:51:47,579 و روی خاک فرود آمدند 910 00:51:47,579 --> 00:51:50,579 معاذ رضی الله عنه گفت 911 00:51:50,579 --> 00:51:53,579 برای دو نفر روی شما 912 00:51:53,579 --> 00:51:56,739 من نمی گویم دروغ است 913 00:51:56,739 --> 00:51:59,739 می ترسم کینه خدا به سراغم بیاید 914 00:51:59,739 --> 00:52:02,739 به خدا قسم از کسانی که یاد کردند خبر نداشتم 915 00:52:02,739 --> 00:52:05,739 خدایا خیلی 916 00:52:05,739 --> 00:52:08,739 و در میان کسانی که بر روی زمین راه می روند، ما فروتن هستیم 917 00:52:08,739 --> 00:52:11,739 و از کسانی که انفاق می کنند 918 00:52:11,739 --> 00:52:14,739 نه اسراف می کردند و نه بخیل 919 00:52:14,739 --> 00:52:17,800 یک بافت در این بین وجود داشت 920 00:52:17,800 --> 00:52:20,800 قسم می خورم یکی از گیج ها بودم 921 00:52:20,800 --> 00:52:23,800 انسان های متواضع که رحم می کنند 922 00:52:23,800 --> 00:52:26,800 یتیم و فقیر 923 00:52:26,800 --> 00:52:29,829 از خائنان متکبر متنفرند 924 00:52:29,829 --> 00:52:33,219 خدا رحمت کند من کیستم؟ 925 00:52:33,219 --> 00:52:40,599 پاسخ 926 00:52:40,599 --> 00:52:43,599 خداوند از او راضی باشد