WEBVTT

00:00:00.020 --> 00:00:04.019
بسم الله الرحمن الرحیم مردان

00:00:04.019 --> 00:00:10.259
در کتاب الثقات ابن حبان آمده است

00:00:10.259 --> 00:00:14.259
پس مصعب بن عمیر بر اسد بن زراره نازل شد

00:00:14.259 --> 00:00:17.320
نوبت انصار او را می آورد

00:00:17.320 --> 00:00:19.320
آنها را به سوی خدا می خواند

00:00:19.320 --> 00:00:22.320
برایشان قرآن می خواند

00:00:22.320 --> 00:00:26.320
آنهایی که اسلام آوردند فقه می فهمند

00:00:26.320 --> 00:00:31.480
سعد بن معاذ و اسيد بن حضير به اسلام گرويدند

00:00:31.480 --> 00:00:33.479
توسط مصعب

00:00:33.479 --> 00:00:37.579
زیرا با اسعد بن زراره بیرون رفت

00:00:37.579 --> 00:00:41.579
به یکی از دیوارهای بن النجار

00:00:41.579 --> 00:00:44.609
با آنها مردان مسلمان هستند

00:00:44.609 --> 00:00:47.609
این به سعد بن معاذ رسید

00:00:47.609 --> 00:00:50.770
به آسید بن حضیر گفت

00:00:50.770 --> 00:00:52.770
بیا پیش این مرد

00:00:52.770 --> 00:00:55.770
اگر با اسعد بن زراره نبود

00:00:55.770 --> 00:00:58.770
همانطور که می دانستم او پسر عموی من است

00:00:58.770 --> 00:01:01.770
من برات کافی بودم

00:01:01.770 --> 00:01:05.060
پس اسيد بن حضير نيزه خود را گرفت

00:01:05.060 --> 00:01:08.060
سپس رفت و به مصعب آمد

00:01:08.060 --> 00:01:11.060
از فحش دادن به او دست کشید

00:01:11.060 --> 00:01:14.150
اسعد به مصعب گفت

00:01:14.150 --> 00:01:16.150
وقتی به اسید نگاه کرد

00:01:16.150 --> 00:01:18.150
این اسید است

00:01:18.150 --> 00:01:22.150
یکی از اربابان قومی که خطر و شرف دارد

00:01:22.150 --> 00:01:24.379
وقتی به آنها رسید

00:01:24.379 --> 00:01:28.379
چند حرف تند زد

00:01:28.379 --> 00:01:31.439
مصعب بن عمیر به او گفت

00:01:31.439 --> 00:01:33.439
یا بشین و گوش کن

00:01:33.439 --> 00:01:36.439
اگر خوب بشنوی قبول میکنی

00:01:36.439 --> 00:01:39.439
حتی اگر از چیزی متنفر باشید یا با شما مخالف باشد

00:01:39.439 --> 00:01:41.439
ما تو را از او دریغ کردیم

00:01:41.439 --> 00:01:43.569
اسید گفت

00:01:43.569 --> 00:01:45.569
اشکالی ندارد

00:01:45.569 --> 00:01:48.569
سپس نیزه خود را متمرکز کرد و نشست

00:01:48.569 --> 00:01:51.629
مصعب درباره اسلام صحبت کرد

00:01:51.629 --> 00:01:54.700
بر او قرآن تلاوت کرد

00:01:54.700 --> 00:01:56.700
اسید گفت

00:01:56.700 --> 00:01:59.700
چه گفتار خوبی

00:01:59.700 --> 00:02:02.760
سپس او را به شهادت به حق امر کرد

00:02:02.760 --> 00:02:04.760
و به آنها گفت

00:02:04.760 --> 00:02:06.760
چگونه انجام دهم

00:02:06.760 --> 00:02:07.760
و به او گفت

00:02:07.760 --> 00:02:10.759
شما لباس خود را می شوید و پاک می کنید

00:02:10.759 --> 00:02:13.789
شهادت گواه حقیقت است

00:02:13.789 --> 00:02:15.789
و دو رکعت زانو بزن

00:02:15.789 --> 00:02:17.789
بنابراین او انجام داد

00:02:17.789 --> 00:02:19.789
به سوی بنی عبد الاشهال بازگشت

00:02:19.789 --> 00:02:23.020
سر جای خود ماندند

00:02:23.020 --> 00:02:26.020
وقتی سعد بن معاذ او را دید که می آید

00:02:26.020 --> 00:02:29.020
گفت: به خدا سوگند

00:02:29.020 --> 00:02:31.020
اسید به شما بازگشته است

00:02:31.020 --> 00:02:34.020
غیر از راهی که رفت

00:02:34.020 --> 00:02:35.020
از شما

00:02:35.020 --> 00:02:37.139
وقتی روی آن ایستاد

00:02:37.139 --> 00:02:39.139
سعد به او گفت

00:02:39.139 --> 00:02:41.270
پشت سرت چیه؟

00:02:41.270 --> 00:02:42.270
او گفت

00:02:42.270 --> 00:02:44.270
با آن دو مرد صحبت کردم

00:02:44.270 --> 00:02:47.270
با مهربانی با من صحبت کرد

00:02:47.270 --> 00:02:51.340
او مدعی شد که آن را ترک خواهند کرد

00:02:51.340 --> 00:02:54.340
من بنی حارثه را شنیده ام

00:02:54.340 --> 00:02:56.340
خود را در مکان شادتری بیابید

00:02:56.340 --> 00:02:59.370
پس جمع شدند تا او را بکشند

00:02:59.370 --> 00:03:02.370
بلکه می خواهند تو را تحقیر کنند

00:03:02.370 --> 00:03:04.370
او پسر عموی شماست

00:03:04.370 --> 00:03:08.560
اگر نیازی به آن دارید، متوجه شوید

00:03:08.560 --> 00:03:12.560
سعد از جا پرید و نیزه را از دستان اسید گرفت

00:03:12.560 --> 00:03:13.560
و او گفت

00:03:13.560 --> 00:03:16.719
نمی بینم که چیزی می خوانی

00:03:16.719 --> 00:03:19.719
سپس بیرون رفت و نزد آنها آمد

00:03:19.719 --> 00:03:22.719
مقابل آنها ایستاد و فحش داد

00:03:22.719 --> 00:03:26.719
اسعد وقتی سعد را دید به مصعب گفت

00:03:26.719 --> 00:03:29.719
این، و خداوند سرور کسانی است که پشت آن هستند

00:03:29.719 --> 00:03:31.780
اگر او شما را دنبال کند

00:03:31.780 --> 00:03:34.780
هیچ دو نفر از افرادش در مورد او اختلاف نظر نداشتند

00:03:34.780 --> 00:03:38.849
خدا در او کار خوبی کرد

00:03:38.849 --> 00:03:40.849
وقتی سعد برخاست

00:03:40.849 --> 00:03:42.849
به اسد بن زراره گفت

00:03:42.849 --> 00:03:44.849
تو این مرد را برای ما آوردی

00:03:44.849 --> 00:03:48.849
جوانان و ضعیفان ما گول خوردند

00:03:48.849 --> 00:03:49.849
قسم می خورم

00:03:49.849 --> 00:03:52.849
اولاً آنچه بین من و تو از نظر خویشاوندی است

00:03:52.849 --> 00:03:55.879
من تو را با این تنها نگذاشتم

00:03:55.879 --> 00:03:58.879
وقتی سعد مقاله اش را تمام کرد

00:03:58.879 --> 00:04:00.879
مصعب به او گفت

00:04:00.879 --> 00:04:02.879
یا بشین و گوش کن

00:04:02.879 --> 00:04:05.879
اگر خوب بشنوی قبول میکنی

00:04:05.879 --> 00:04:08.879
اگر چیزی با شما مخالف است، شما را معذرت می‌خواهیم

00:04:08.879 --> 00:04:11.909
گفت من عادل هستم

00:04:11.909 --> 00:04:14.909
نیزه خود را متمرکز کرد و سپس نشست

00:04:14.909 --> 00:04:16.910
پس درباره اسلام با او صحبت کرد

00:04:16.910 --> 00:04:18.910
بر او قرآن تلاوت کرد

00:04:18.910 --> 00:04:20.910
سعد گفت

00:04:20.910 --> 00:04:22.910
چقدر این خوبه

00:04:22.910 --> 00:04:25.910
ما آن را از شما می پذیریم و به شما کمک می کنیم

00:04:25.910 --> 00:04:29.910
اگر وارد این موضوع شوید چه می کنید؟

00:04:29.910 --> 00:04:31.939
او گفت

00:04:31.939 --> 00:04:33.939
شما لباس خود را می شوید و پاک می کنید

00:04:33.939 --> 00:04:35.939
شهادت گواه حقیقت است

00:04:35.939 --> 00:04:37.939
و دو رکعت زانو بزن

00:04:37.939 --> 00:04:39.939
بنابراین او انجام داد

00:04:39.939 --> 00:04:41.939
سپس سعد رفت

00:04:41.939 --> 00:04:44.939
تا اینکه بنی عبد الشهل آمدند

00:04:44.939 --> 00:04:46.980
وقتی او را دیدند گفتند:

00:04:46.980 --> 00:04:49.980
به خدا سوگند سعد به سوی تو بازگشته است

00:04:49.980 --> 00:04:52.980
غیر از راهی که رفت

00:04:52.980 --> 00:04:55.009
از شما

00:04:55.009 --> 00:04:57.009
وقتی بالای سرشان ایستاد

00:04:57.009 --> 00:04:59.009
گفتند از آنچه آمدی

00:04:59.009 --> 00:05:01.009
او گفت

00:05:01.009 --> 00:05:03.009
ای فرزندان عبدالعاشهل

00:05:03.009 --> 00:05:05.009
از کجا میدونی نظر من در موردت چیه؟

00:05:05.009 --> 00:05:07.009
و فرمان من بر شماست

00:05:07.009 --> 00:05:09.009
گفتند

00:05:09.009 --> 00:05:11.009
شما بهترین نظر را دارید

00:05:11.009 --> 00:05:13.009
او گفت

00:05:13.009 --> 00:05:15.009
سخنان مردان و زنان شما

00:05:15.009 --> 00:05:17.009
علی حرام است

00:05:17.009 --> 00:05:19.009
تا زمانی که به خدا ایمان نیاوردی

00:05:19.009 --> 00:05:21.009
تنها

00:05:21.009 --> 00:05:23.009
و شهادت بده که محمد

00:05:23.009 --> 00:05:25.009
رسول خدا

00:05:25.009 --> 00:05:27.139
و در دین او دخالت کردند

00:05:27.139 --> 00:05:29.139
از آن روز چه گذشت؟

00:05:29.139 --> 00:05:31.139
در دار بنی عبدالشهل

00:05:31.139 --> 00:05:33.139
زن و مرد

00:05:33.139 --> 00:05:35.649
مگر اینکه اسلام آورد
