1 00:00:00,080 --> 00:00:05,759 یکی از زیبایی های سیره پیامبر 2 00:00:05,759 --> 00:00:12,269 غذای پر برکت 3 00:00:12,269 --> 00:00:14,900 دست خدا با جامعه است 4 00:00:14,900 --> 00:00:20,179 جماعت به برکت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم غنی شد. 5 00:00:20,179 --> 00:00:22,899 حضور و معجزه او 6 00:00:22,899 --> 00:00:26,739 آنچه در اینجا می بینیم، شاهدی بر نبوت اوست 7 00:00:26,739 --> 00:00:29,539 و اثبات اعتبار او 8 00:00:29,780 --> 00:00:33,060 در غیر این صورت گروهی از مردم چگونه غذا می‌خورند؟ 9 00:00:33,060 --> 00:00:35,539 برای کل ارتش کافی است 10 00:00:35,539 --> 00:00:38,420 تعداد آنها به هزار نفر می رسد 11 00:00:38,420 --> 00:00:41,299 جابر رضی الله عنه می گوید 12 00:00:41,299 --> 00:00:44,020 در روز سحر حفاری خواهیم کرد 13 00:00:44,020 --> 00:00:46,579 بنابراین او یک رستگاری شدید ارائه کرد 14 00:00:46,579 --> 00:00:50,820 سپس پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و گفتند 15 00:00:50,820 --> 00:00:54,259 این به عنوان دیه ارائه شد 16 00:00:54,259 --> 00:00:55,539 و او گفت 17 00:00:55,539 --> 00:00:57,380 دارم میام پایین 18 00:00:57,380 --> 00:01:00,899 سپس برخاست و او را با سنگ شکست داد 19 00:01:00,899 --> 00:01:05,680 سه روز ماندیم بدون اینکه چیزی بچشیم 20 00:01:05,680 --> 00:01:09,519 پس پیامبر صلی الله علیه و آله شترها را گرفت 21 00:01:09,519 --> 00:01:10,719 پس زد 22 00:01:10,719 --> 00:01:14,159 او به عنوان یک مرد ضخیم، تناسب اندام یا ترسناک بازگشت 23 00:01:14,159 --> 00:01:17,420 یعنی ریبا مایع 24 00:01:17,420 --> 00:01:18,620 پس نگاه کن 25 00:01:18,620 --> 00:01:22,060 او برای پیوستن به آنها پایین آمد و عذرخواهی نکرد 26 00:01:22,060 --> 00:01:25,859 او در حالی که گرسنه و خسته بود به تنهایی کار می کرد 27 00:01:25,859 --> 00:01:27,939 پس گفتم یا رسول الله 28 00:01:27,939 --> 00:01:29,939 بذار برم خونه 29 00:01:29,939 --> 00:01:31,939 پس به همسرم گفتم 30 00:01:31,939 --> 00:01:38,180 چیزی در پیامبر صلی الله علیه و آله دیدم که صبر نداشت 31 00:01:38,180 --> 00:01:40,180 چیزی در مورد شما وجود دارد 32 00:01:40,180 --> 00:01:41,219 او گفت 33 00:01:41,219 --> 00:01:43,859 جو و بغل دارم 34 00:01:43,859 --> 00:01:45,859 پس آغوشش را رها کردم 35 00:01:45,859 --> 00:01:47,620 و جو آسیاب شده 36 00:01:47,620 --> 00:01:50,099 تا گوشت را در ریسمان قرار دهیم 37 00:01:50,099 --> 00:01:51,620 یعنی سرنوشت 38 00:01:51,620 --> 00:01:56,819 سپس نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدم و خمیر شکسته بود 39 00:01:56,980 --> 00:01:59,459 و ریسمان بین مصنوعات 40 00:01:59,459 --> 00:02:01,459 یعنی سنگ های برپا شده 41 00:02:01,459 --> 00:02:03,459 تقریباً شکست 42 00:02:03,459 --> 00:02:05,459 پس گفتم 43 00:02:05,459 --> 00:02:07,459 واکسینه ام کن 44 00:02:07,459 --> 00:02:09,460 پس تو ای رسول خدا 45 00:02:09,460 --> 00:02:11,460 و یکی دو مرد 46 00:02:11,460 --> 00:02:13,039 او گفت 47 00:02:13,039 --> 00:02:14,240 چقدر است؟ 48 00:02:14,240 --> 00:02:16,240 بنابراین به او اشاره کردم 49 00:02:16,240 --> 00:02:17,039 او گفت 50 00:02:17,039 --> 00:02:19,069 خیلی خوبه 51 00:02:19,069 --> 00:02:20,270 او گفت 52 00:02:20,270 --> 00:02:22,270 به او بگویید ریسمان را در نیاورد 53 00:02:22,270 --> 00:02:24,270 نه نان از تنور 54 00:02:24,270 --> 00:02:26,270 تا من بیام 55 00:02:26,590 --> 00:02:28,590 و او گفت 56 00:02:28,590 --> 00:02:30,590 بلند شو 57 00:02:30,590 --> 00:02:32,939 سپس مهاجران و انصار برخاستند 58 00:02:32,939 --> 00:02:34,939 غذای پر برکت 59 00:02:34,939 --> 00:02:36,939 برک در حضور او 60 00:02:36,939 --> 00:02:38,939 تمام لشکر او را صدا زدند 61 00:02:38,939 --> 00:02:40,939 وقتی بر او وارد شد، تبرئه شد 62 00:02:40,939 --> 00:02:42,939 او گفت 63 00:02:42,939 --> 00:02:44,939 وای بر تو! 64 00:02:44,939 --> 00:02:46,939 پیامبر صلی الله علیه و آله آمد 65 00:02:46,939 --> 00:02:48,939 با مهاجرین و انصار 66 00:02:48,939 --> 00:02:51,009 و چه کسی با آنهاست؟ 67 00:02:51,009 --> 00:02:53,009 او گفت 68 00:02:53,009 --> 00:02:55,009 از تو پرسید؟ 69 00:02:55,330 --> 00:02:57,330 و یک مؤمن عاقل 70 00:02:57,330 --> 00:02:59,330 فهمیدم که این یک راز است 71 00:02:59,330 --> 00:03:01,330 او را نمی شناسد 72 00:03:01,330 --> 00:03:03,330 جز پیامبری مبعوث 73 00:03:03,330 --> 00:03:05,330 به آنها دستور داده شده است که پیروی کنند 74 00:03:05,330 --> 00:03:07,330 و او گفت 75 00:03:07,330 --> 00:03:09,330 بیا داخل و استرس نداشته باش 76 00:03:09,330 --> 00:03:11,330 بنابراین او ساخت 77 00:03:11,330 --> 00:03:13,330 نان می شکند 78 00:03:13,330 --> 00:03:15,330 و گوشت را روی آن قرار دهید 79 00:03:15,330 --> 00:03:17,330 و به ریسمان و تنور می گوید 80 00:03:17,330 --> 00:03:19,330 اگر از او گرفته شود 81 00:03:19,330 --> 00:03:21,330 به یارانش نزدیک می شود 82 00:03:21,330 --> 00:03:23,330 سپس تکان می خورد 83 00:03:23,650 --> 00:03:25,650 اسکوپ می زند تا پر شوند 84 00:03:25,650 --> 00:03:27,650 و بقیه باقی ماندند 85 00:03:27,650 --> 00:03:29,650 او گفت 86 00:03:29,650 --> 00:03:31,650 این را بخورید و پاداش بگیرید 87 00:03:31,650 --> 00:03:33,650 مردم مجروح شدند 88 00:03:33,650 --> 00:03:36,379 گرسنه 89 00:03:36,379 --> 00:03:38,379 در اینجا درس دیگری از فروتنی اوست 90 00:03:38,379 --> 00:03:40,379 و پریشانی او 91 00:03:40,379 --> 00:03:42,379 و با اصحابش پخش کند 92 00:03:42,379 --> 00:03:44,379 و احساساتش نسبت به دیگران 93 00:03:44,379 --> 00:03:46,379 هر که گرسنه است، نمازش بر او باد 94 00:03:46,379 --> 00:03:48,379 و صلح 95 00:03:48,379 --> 00:03:50,580 توفیق را به خدا قسم 96 00:03:50,580 --> 00:03:52,580 از زیبایی های زندگی نامه 97 00:03:52,580 --> 00:03:54,900 نبوی