توقف کنید با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد یک چالش جدید از طرف من من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم و پسری که دوستانش را دوست داشت و برادری برای محبوب ترین همسرانش من در گذشته در مکه مسلمان شدم من علایق پدرم را در چرا و تجارت انجام می دادم من در زمان هجرت در مکه چشم پیامبر صلی الله علیه و آله بودم. من در طول روز از او اخبار گوش می کردم پس هنگام تاریکی برای او و همراهش غذا بیاورید و اخبار قریش را به او بگو شب را تا سحر با آنها گذراندم بعد صبح در مکه انگار شب را در آنجا گذراندم این اتفاق در مدت سه روز اقامت آنها در غار رخ داد او با اتیکا بنت زید رضی الله عنه ازدواج کرد او یکی از زیباترین زنان و از نظر عقل و خرد کامل بود حواسم به چیزهای خوب زیاد بود دلم برای شرکت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در غزواتش تنگ شده بود پدرم مرا سرزنش کرد و به من دستور داد که او را طلاق دهم بنابراین به دلیل علاقه شدید به او طلاقش دادم وقتی پدرم غم مرا برای او دید و از اتفاقی که به خاطر او برایم افتاد پشیمانم دستور داد آن را برگردانم پس او را برگرداندم و تا هنگام مرگ نزد او ماندم من با پیامبر صلی الله علیه و آله در فتح مکه شرکت کردم و صحنه های بعدی جامه ای برای پیامبر صلی الله علیه و آله خریده بودم که در آن کفن شود. سپس این کت و شلوار را ترک کردم رسول خدا صلی الله علیه و آله در آن کفن نشد پس گرفتم و گفتم قفلش کنم تا خودم را در آن کفن کنم سپس عرض کردم که رسول خدا صلی الله علیه و آله در آن کفن نشده است. و من خودم در آن کفن خواهم شد پس آن را فروختم و بهای آن را صدقه دادم در روز طائف به شدت مجروح شدم جایی که یک نفر با تیر به من شلیک کرد من به شدت زخمی شده بودم بنابراین من او را درمان کردم اما هنوز درد آن زخم را پیدا کردم پس از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم زخم دوباره خوب شد چهل شب بعد درگذشت این در زمان خلافت اول پدرم رضی الله عنه اتفاق افتاد او برای من دعا کرد و در قبر عمر بن الخطاب فرود آمد و طلحه بن عبیدالله و برادرم عبدالرحمن رضی الله عنهم من کی هستم؟ پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو با ما به اشتراک بگذارید پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد وقتی قسمت بعدی میاد انشالله