توقف کنید با صحابه و علما و حق تعالی آشنا شد یک چالش جدید از طرف من من از اصحاب مهاجرین هستم من شاگرد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هستم از جمله ده بهشت موعود من اولین کسی بودم که در اسلام شمشیر کشیدم این بود که شایعه ای از طرف شیطان منتشر شد که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم او را به بالای مکه بردند بنابراین من به عنوان یک پسر 12 ساله بیرون رفتم در دست شمشیر هر که مرا دید تعجب کرد و گفت: پسر شمشیر دارد تا اینکه نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدم مالک گفت گفتم: شنیدم تو را بردند. پس آمدم تا هر که تو را گرفت با شمشیر بزنم پس شمشیر من و شمشیر من و سمن الحواری وقتی مشرکان در مکه به ما آسیب رساندند شدت گرفت او با کسانی که مهاجرت کردند به حبشه مهاجرت کرد اتفاقی در آنجا افتاد که ما را ترساند به این دلیل است که یک مرد بیرون آمد نزاع بر سر اموال او به خدا ما هرگز غم را نشناخته ایم از او سخت تر است از ترس اینکه این مرد بر او ظاهر شود ما حق نداریم بدانیم که نگوس چه می دانست بنابراین ما شروع کردیم به دعا با خدا و پیروز شدن برای نگوس و گفتیم هر که بیرون می رود و در مراسم شرکت می کند تا ببیند کیست پس گفتم: من هستم. من یکی از جوانترین آنها بودم پس پوستی برایم دمیدند و روی سینه ام گذاشتند بنابراین شروع کردم به شنا کردن روی آن در رود نیل تا اینکه از آپارتمان دیگر خارج شدم جایی که مردم ملاقات کردند بنابراین حادثه رخ داد من پیروزی نگوس را دیدم چگونه خداوند آن مرد را شکست داد و او را کشت؟ پس به سراغ مردم آمدم و من برای هموطنانم دست تکان دادم و گفتم جز اینکه خبر خوب بده خداوند نگوس را نازل کرد به خدا هرگز نمی دانستیم که از چیزی راضی هستیم ما از ظاهر نگوس خوشحال شدیم بعد با او ماندیم تا اینکه ما که رفتیم به مکه رفتیم و او ماند که ماند و در جنگ بدر من در عمامه زرد پوشیده بودم پس جبرئیل و فرشتگان به صورت من نازل شدند من کی هستم؟ پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو با ما به اشتراک بگذارید پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد وقتی قسمت بعدی میاد انشالله بهترین موقعیت ها و نمونه های قرن ها وقتی رسول را می‌جوید یا می‌گفت، از او پیروی می‌کرد آنها اینجا بودند که ابرهای زندگی ما را آبیاری می کردند وقتی ملاقات می کنیم، یادشان بلند می شود رفتند و از من سؤال کردند آیا ستاره ای مانند آنها در آسمان و تپه های آن وجود دارد؟ آنها زندگی خود را پر از غرور در اعمال خود کردند و دنیای عناد برایشان زیبا بود