1 00:00:00,000 --> 00:00:03,200 بسم الله الرحمن الرحیم 2 00:00:03,970 --> 00:00:06,570 گنجینه های بیوگرافی 3 00:00:09,769 --> 00:00:11,369 جنگ احد 4 00:00:11,570 --> 00:00:14,380 سه سال پس از هجرت 5 00:00:16,449 --> 00:00:18,449 بعد از این اتفاقات 6 00:00:18,449 --> 00:00:20,449 و پایان امسال 7 00:00:20,449 --> 00:00:23,730 سال دوم هجری است 8 00:00:23,730 --> 00:00:25,730 مردم مکه جمع شدند 9 00:00:25,730 --> 00:00:28,850 آنها سه هزار جنگجو جمع کردند 10 00:00:28,850 --> 00:00:32,049 از قریش و یاران و احبیش 11 00:00:32,049 --> 00:00:34,369 زنان را با خود بردند 12 00:00:34,609 --> 00:00:37,570 و این ارتش را برای انتقام آماده کنید 13 00:00:37,570 --> 00:00:41,170 رهبری را ابوسفیان بن حرب بر عهده داشت 14 00:00:41,170 --> 00:00:43,170 پس از کشته شدن ابوجهل 15 00:00:43,170 --> 00:00:46,369 و رهبری شوالیه ها توسط خالد بن الولید 16 00:00:46,369 --> 00:00:48,369 و عکرمه بن ابی جهل 17 00:00:48,369 --> 00:00:53,170 این لشکر مکه پس از این آمادگی کامل رفتند 18 00:00:53,170 --> 00:00:54,689 به شهر 19 00:00:54,689 --> 00:00:58,369 آنها می خواهند انتقام کشته شدگان بدر را بگیرند 20 00:00:58,369 --> 00:01:02,530 پیامبر صلی الله علیه و آله از این موضوع مطلع شد 21 00:01:02,530 --> 00:01:04,530 بنابراین مردم بسیج شدند 22 00:01:04,530 --> 00:01:07,969 مردم از ترس غافلگیری سلاح های خود را حمل می کردند 23 00:01:07,969 --> 00:01:09,969 اسلحه هایشان را رها نمی کنند 24 00:01:09,969 --> 00:01:11,969 حتی در نمازشان 25 00:01:11,969 --> 00:01:15,090 آنها می ترسند که مردم مکه به آنها حمله کنند 26 00:01:15,090 --> 00:01:18,049 مردم مدینه انصار بودند 27 00:01:18,049 --> 00:01:19,650 مثل سعد بن معاذ 28 00:01:19,650 --> 00:01:21,650 و اسيد بن حضير 29 00:01:21,650 --> 00:01:23,250 و سعد بن عباده 30 00:01:23,250 --> 00:01:27,969 پاسدار پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستند 31 00:01:27,969 --> 00:01:30,930 پیامبر صلی الله علیه و آله جمع آوری کرد 32 00:01:30,930 --> 00:01:32,450 همراهان ارشد او 33 00:01:32,450 --> 00:01:36,769 رؤیایی را که رضی الله عنه دیده بود به آنها گفت 34 00:01:36,769 --> 00:01:38,049 و او گفت 35 00:01:38,049 --> 00:01:40,930 به خدا خوب دیدم 36 00:01:40,930 --> 00:01:43,090 دیدم گاوها را ذبح می کنند 37 00:01:43,090 --> 00:01:46,209 و شکافی در شمشیر خود دیدم 38 00:01:46,209 --> 00:01:50,530 دیدم دستم را در سپر محکمی فرو کرده ام 39 00:01:50,530 --> 00:01:54,689 سپس گاوها توسط گروهی از همراهانشان کشته شدند 40 00:01:54,689 --> 00:01:59,730 بریدگی شمشیر او به مجروح شدن مرد توسط خانواده تعبیر شد 41 00:01:59,730 --> 00:02:02,370 سپر به داخل شهر برده شد 42 00:02:02,370 --> 00:02:05,359 سپس حضرت رضی الله عنه فرمودند 43 00:02:05,359 --> 00:02:08,400 من فکر می کنم باید از شهر با آنها بجنگیم 44 00:02:08,400 --> 00:02:11,759 ما در شهر سنگر می گیریم و با آنها می جنگیم 45 00:02:11,759 --> 00:02:16,319 اگر در اردوگاه خود بمانند یک مکان انسانی ایجاد می کنند 46 00:02:16,319 --> 00:02:18,319 حتی اگر وارد شهر شوند 47 00:02:18,319 --> 00:02:22,080 از کوچه ها و از بالای خانه ها با آنها می جنگیدیم 48 00:02:22,080 --> 00:02:25,599 اصحاب ارشد در این مورد با او هم عقیده بودند 49 00:02:25,599 --> 00:02:28,159 چه کسی با آنها موافق بود؟ 50 00:02:28,159 --> 00:02:30,879 عبدالله بن ابی بن سلول 51 00:02:31,199 --> 00:02:34,400 جمعی از صحابه جوان برخاستند 52 00:02:34,400 --> 00:02:37,439 کسانی که دلتنگ جنگ بدر شدند 53 00:02:37,439 --> 00:02:39,680 گفتند یا رسول الله 54 00:02:39,680 --> 00:02:42,800 ما به این روز امیدوار بودیم 55 00:02:42,800 --> 00:02:47,199 از خداوند متعال می خواهیم که ما را از آن آگاه سازد 56 00:02:47,199 --> 00:02:50,800 می ترسیم او گمان کند که جانشین ما از آن شماست 57 00:02:50,800 --> 00:02:54,080 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند 58 00:02:54,080 --> 00:02:55,759 اشکالی ندارد 59 00:02:55,759 --> 00:02:57,759 سپس وارد خانه اش شد 60 00:02:57,840 --> 00:03:01,919 زره جنگی رضی الله عنه به تن داشت 61 00:03:01,919 --> 00:03:04,319 به همین دلیل است 62 00:03:04,319 --> 00:03:08,400 مردم منتظر او بودند که درود خدا بر او باد 63 00:03:08,400 --> 00:03:10,639 تا اینکه به سراغشان می آید 64 00:03:10,639 --> 00:03:13,120 سعد بن معاذ به آنها گفت 65 00:03:13,120 --> 00:03:18,240 شما رسول خدا صلی الله علیه و آله را مجبور به خروج کردید 66 00:03:18,240 --> 00:03:20,479 موضوع را به او برگرداندند 67 00:03:20,479 --> 00:03:22,639 از کاری که کرده بودند پشیمان شدند 68 00:03:22,639 --> 00:03:24,080 و به او گفتند 69 00:03:24,080 --> 00:03:25,840 ای رسول خدا 70 00:03:25,919 --> 00:03:28,479 ما با شما مخالفت نمی کنیم 71 00:03:28,479 --> 00:03:30,319 پس هر کاری میخوای بکن 72 00:03:30,319 --> 00:03:32,879 این نظری است که ما دیده ایم 73 00:03:32,879 --> 00:03:37,039 اگر می خواهید در شهر بمانید، این کار را انجام دهید 74 00:03:37,039 --> 00:03:40,719 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 75 00:03:40,719 --> 00:03:45,120 وقتی پیامبری برای امت خود جامه می پوشد نباید آن را از تن در آورد 76 00:03:45,120 --> 00:03:47,199 تا خدا قضاوت کنه 77 00:03:47,199 --> 00:03:52,189 پس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به جنگ بیرون رفت 78 00:03:52,189 --> 00:03:54,349 در حالی که در راه هستند 79 00:03:54,349 --> 00:03:59,310 عبدالله بن ابی بن سلول منافق با یک سوم لشکر بازگشت 80 00:03:59,310 --> 00:04:03,710 گفتن من انتظار ندارم دعوا باشه 81 00:04:03,710 --> 00:04:07,789 و خداوند تبارک و تعالی آن را درباره منافقان نازل کرد 82 00:04:07,789 --> 00:04:16,990 و تا منافقان بدانند و به آنها گفته شد: بیایید در راه خدا بجنگید و یا دفع شوید. 83 00:04:16,990 --> 00:04:21,550 گفتند: اگر جنگ می دانستیم، از تو پیروی می کردیم 84 00:04:21,550 --> 00:04:27,069 آنها در آن روز به کفر نزدیکترند تا ایمان 85 00:04:27,069 --> 00:04:32,430 آنچه در دلشان نیست با دهان می گویند 86 00:04:32,430 --> 00:04:36,269 و خداوند به آنچه پنهان می دارند داناتر است 87 00:04:36,269 --> 00:04:42,829 این منافق موفق شد سیصد مرد منافق و ضعیف الایمان را به تسخیر خود درآورد 88 00:04:42,829 --> 00:04:46,670 اما بیشتر آنها منافق بودند 89 00:04:46,750 --> 00:04:50,430 دو گروه از مسلمانان انصار شدند 90 00:04:50,430 --> 00:04:55,310 حارثه را از اوس و سلمه را از خزرج بنا کردند 91 00:04:55,310 --> 00:04:59,790 که آنها نیز با عبدالله بن ابی بن سلول برمی گردند 92 00:04:59,790 --> 00:05:04,829 اما خداوند آنها را ثابت کرد و خداوند متعال آنها را نازل کرد 93 00:05:04,829 --> 00:05:13,629 هنگامی که دو گروه از شما قصد شکست داشتند و خداوند حافظ آنهاست 94 00:05:13,629 --> 00:05:17,790 و مؤمنان بر خدا توکل کنند 95 00:05:44,660 --> 00:05:47,220 سپس شمشیر خود را بلند کرد و گفت 96 00:05:47,220 --> 00:05:50,259 چه کسی این شمشیر را علیه او می گیرد؟ 97 00:05:50,259 --> 00:05:52,500 سپس مردان به سوی او برخاستند 98 00:05:52,500 --> 00:05:56,819 پیامبر صلی الله علیه و آله به ابودجانه فرمود 99 00:05:56,819 --> 00:05:57,939 آن را بگیرید 100 00:05:57,939 --> 00:06:01,779 گفت: یا رسول الله حق او چیست؟ 101 00:06:01,779 --> 00:06:07,220 گفت با آن به صورت دشمن بزن تا خم شود 102 00:06:07,220 --> 00:06:12,100 گفت: من آن را چنان که سزاوار است می گیرم یا رسول الله 103 00:06:12,180 --> 00:06:14,019 پس آن را به او داد 104 00:06:14,019 --> 00:06:18,259 وقتی شمشیر را گرفت، باندی به سرش بست 105 00:06:18,259 --> 00:06:19,540 چه پارچه ای 106 00:06:19,540 --> 00:06:22,579 او شروع کرد به دویدن بین دو ردیف 107 00:06:22,579 --> 00:06:26,180 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 108 00:06:26,180 --> 00:06:29,139 این رفتاری است که خداوند از آن متنفر است 109 00:06:29,139 --> 00:06:31,939 به جز در زیستگاهی مانند این 110 00:06:31,939 --> 00:06:34,529 زیرا باعث عصبانیت دشمنان می شود 111 00:06:34,529 --> 00:06:36,610 دو گروه نزدیک شدند 112 00:06:36,610 --> 00:06:38,769 دو گروه به هم نزدیک بودند 113 00:06:38,769 --> 00:06:40,769 و جنگ شروع شد 114 00:06:40,850 --> 00:06:45,730 تیپ مشرکان با طلحه بن ابی طلحه العبدری بود 115 00:06:45,730 --> 00:06:48,209 او یکی از شوالیه های قریش بود 116 00:06:48,209 --> 00:06:52,610 مردم به خاطر شجاعت او را قوچ گردان می نامند 117 00:06:52,610 --> 00:06:56,209 بر شتری بیرون رفت و خواستار دوئل شد 118 00:06:56,209 --> 00:06:59,089 زبیر بن العوام به او نزدیک شد 119 00:06:59,089 --> 00:07:01,410 و مثل شیر به طرفش پرید 120 00:07:01,410 --> 00:07:04,129 تا اینکه با او بر شترش شد 121 00:07:04,129 --> 00:07:06,290 سپس آن را به زمین کوبید 122 00:07:06,290 --> 00:07:09,490 برخاست و رضی الله عنه او را ذبح کرد 123 00:07:09,490 --> 00:07:13,329 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود «الله اکبر». 124 00:07:13,329 --> 00:07:15,569 مسلمانان بزرگ شدند 125 00:07:15,569 --> 00:07:19,730 سپس پیامبر صلی الله علیه و آله به زبیر فرمود 126 00:07:19,730 --> 00:07:22,050 هر پیامبری گفتگویی دارد 127 00:07:22,050 --> 00:07:25,100 و شاگردم الزبیر 128 00:07:25,100 --> 00:07:30,930 گنجینه های بیوگرافی 129 00:07:30,930 --> 00:07:34,610 شهادت حمزه بن عبدالمطلب 130 00:07:34,610 --> 00:07:38,370 خداوند از او راضی باشد 131 00:07:38,370 --> 00:07:42,290 جنگ بین مسلمانان و مردم مکه شدت گرفت 132 00:07:42,290 --> 00:07:45,569 بسیاری از مردم مکه را کشتند 133 00:07:45,569 --> 00:07:50,930 عموی رسول خدا صلی الله علیه و آله در این جنگ به شهادت رسید 134 00:07:50,930 --> 00:07:53,569 شیر خدا و شیر رسولش 135 00:07:53,569 --> 00:07:57,170 حمزه بن عبدالمطلب رضی الله عنه 136 00:07:57,170 --> 00:08:01,170 او توسط شخصی به نام وحشی بن حرب کشته شد 137 00:08:01,170 --> 00:08:05,410 وحشی بن حرب از کشتن حمزه به ما می گوید 138 00:08:05,410 --> 00:08:06,610 او گفت 139 00:08:06,610 --> 00:08:09,649 بنده جبیر بن مطیم بودم 140 00:08:09,649 --> 00:08:11,889 او عموی جبیر بن مطیم بود 141 00:08:11,889 --> 00:08:13,970 او طویمه بن عدی است 142 00:08:13,970 --> 00:08:16,209 در روز بدر مجروح شد 143 00:08:16,209 --> 00:08:19,170 هنگامی که قریش به سوی احد لشکر کشید 144 00:08:19,170 --> 00:08:20,930 جبیر به من گفت 145 00:08:20,930 --> 00:08:25,009 اگر حمزه عموی محمد را بکشی کور می شوی 146 00:08:25,009 --> 00:08:27,009 تو پیر شدی 147 00:08:27,009 --> 00:08:28,050 او گفت 148 00:08:28,050 --> 00:08:29,970 پس با مردم بیرون رفتم 149 00:08:29,970 --> 00:08:33,570 من یک مرد اتیوپیایی بودم که به جنگ تهمت می زدم 150 00:08:33,570 --> 00:08:36,370 وقتی با او اشتباهی کردم به من بگو 151 00:08:36,370 --> 00:08:38,370 وقتی مردم ملاقات کردند 152 00:08:38,370 --> 00:08:42,210 برای دیدن حمزه بیرون رفتم و با نگاهم دنبالش رفتم 153 00:08:42,210 --> 00:08:44,769 تا اینکه او را در برنامه مردمی دیدم 154 00:08:44,769 --> 00:08:46,210 مثل شتر 155 00:08:46,210 --> 00:08:50,450 او مردم را راهنمایی می کند و هیچ اتفاقی برای او نمی افتد 156 00:08:50,450 --> 00:08:54,129 به خدا من برای آن آماده نیستم. من آن را می خواهم 157 00:08:54,129 --> 00:08:57,009 پس با درخت یا سنگی از او پوشیده گرفتم 158 00:08:57,009 --> 00:08:58,850 من و لیدن 159 00:08:58,850 --> 00:09:02,610 وقتی سبعه بن عبدالعزه مرا به او معرفی کرد 160 00:09:02,610 --> 00:09:05,649 وقتی حمزه او را دید به او گفت 161 00:09:05,649 --> 00:09:09,169 آیا مادری است که دانه خرد کرده است؟ 162 00:09:09,169 --> 00:09:13,409 طوری به او ضربه زد که انگار دلش برای سرش تنگ شده بود 163 00:09:13,409 --> 00:09:15,649 اینجا من نیزه ام را تکان دادم 164 00:09:15,649 --> 00:09:17,889 حتی اگر از آن راضی باشید 165 00:09:17,889 --> 00:09:19,649 هلش دادم سمتش 166 00:09:19,649 --> 00:09:21,570 توی شکمش افتاد 167 00:09:21,570 --> 00:09:24,370 تا اینکه از بین پاهایش بیرون آمدم 168 00:09:24,370 --> 00:09:26,529 و یه جورایی به سمتم رفت 169 00:09:26,529 --> 00:09:27,889 بنابراین او شکست خورد 170 00:09:27,889 --> 00:09:31,169 پس او و او را ترک کرد تا اینکه مرد 171 00:09:31,169 --> 00:09:34,769 سپس من به دنبال آن آمدم و نیزه ام را گرفتم 172 00:09:34,850 --> 00:09:37,730 به سربازی برگشتم و آنجا نشستم 173 00:09:37,730 --> 00:09:40,450 من به هیچ چیز دیگری نیاز نداشتم 174 00:09:40,450 --> 00:09:43,250 اما من او را کشتم تا آزادش کنم 175 00:09:43,250 --> 00:09:46,370 وقتی به مکه آمد، آزاد شد 176 00:09:46,370 --> 00:09:47,649 و نکته عجیب 177 00:09:47,649 --> 00:09:51,809 پس از آن وحشی بن حرب اسلام آورد و توبه کرد 178 00:09:51,809 --> 00:09:54,850 پس چنین شد که خداوند متعال به او توفیق داد 179 00:09:54,850 --> 00:09:57,730 برای کشتن مسیلمه دروغگو 180 00:09:57,730 --> 00:09:59,090 و او می گوید 181 00:09:59,090 --> 00:10:01,009 شما ولی خدا را کشتید 182 00:10:01,009 --> 00:10:04,129 و دشمن خدا را کشتید 183 00:10:04,129 --> 00:10:09,840 کتاب های بیوگرافی 184 00:10:09,840 --> 00:10:14,820 از حقایق نبرد 185 00:10:14,820 --> 00:10:18,899 جنگ در این نبرد بزرگ شدت گرفت 186 00:10:18,899 --> 00:10:22,179 و خداوند نصرت خود را بر مسلمانان نازل کرد 187 00:10:22,179 --> 00:10:25,860 و به وعده او ایمان آوردند که منزه است 188 00:10:25,860 --> 00:10:29,620 مسلمانان کافر اردوگاه را افشا کردند 189 00:10:29,620 --> 00:10:32,980 مشرکان شکست خوردند 190 00:10:32,980 --> 00:10:35,220 زبیر بن العوام گفت 191 00:10:35,220 --> 00:10:36,980 قسم می خورم که منو دیدی 192 00:10:37,059 --> 00:10:39,539 به بندگان هند بنت عتبه بنگرید 193 00:10:39,539 --> 00:10:42,019 و اصحابش حجاب دارند 194 00:10:42,019 --> 00:10:45,779 بدون گرفتن آنها، کم یا زیاد 195 00:10:45,779 --> 00:10:48,740 و در حدیث البراء رضی الله عنه 196 00:10:48,740 --> 00:10:51,299 وقتی آنها را پیدا کردیم، فرار کردند 197 00:10:51,299 --> 00:10:54,980 تا اینکه دیدم زنان در کوه قوی تر می شوند 198 00:10:54,980 --> 00:10:56,820 بازارشان را بالا می برند 199 00:10:56,820 --> 00:10:59,379 خلخال هایشان ظاهر شد 200 00:10:59,379 --> 00:11:02,019 پس مسلمانان از مشرکان پیروی کردند 201 00:11:02,019 --> 00:11:04,100 در آنها اسلحه گذاشتند 202 00:11:04,100 --> 00:11:06,659 و غنائم را غارت می کنند 203 00:11:06,740 --> 00:11:09,940 از اینجا نصرت خداوند بر مسلمانان آشکار می شود 204 00:11:09,940 --> 00:11:12,259 در آغاز این نبرد 205 00:11:12,259 --> 00:11:15,299 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 206 00:11:15,299 --> 00:11:19,539 او به تیراندازان دستور داد که هرگز موقعیت خود را ترک نکنند 207 00:11:19,539 --> 00:11:22,259 اما وقتی شکست را دیدند 208 00:11:22,259 --> 00:11:24,340 فرار زنان را دیدند 209 00:11:24,340 --> 00:11:26,500 و مردها فرار می کنند 210 00:11:26,500 --> 00:11:29,460 آنها فکر می کردند که جنگ تمام شده است 211 00:11:29,460 --> 00:11:31,860 بنابراین آنها مکان خود را ترک کردند 212 00:11:31,860 --> 00:11:34,980 او عبدالله بن جبیر الانصاری بود 213 00:11:34,980 --> 00:11:36,580 رهبر کمانداران 214 00:11:36,580 --> 00:11:39,059 دستور می دهد که حرکت نکنند 215 00:11:39,059 --> 00:11:40,820 و در جای خود بمانند 216 00:11:40,820 --> 00:11:44,500 چنانکه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم امر فرمود 217 00:11:44,500 --> 00:11:47,940 آنها پاسخ دادند که جنگ تمام شده است 218 00:11:47,940 --> 00:11:50,419 جای خود را ترک کردند 219 00:11:50,419 --> 00:11:52,100 و خالد بن الولید 220 00:11:52,100 --> 00:11:54,179 و عکرمه بن ابی جهل 221 00:11:54,179 --> 00:11:56,659 آنها رهبران شوالیه ها بودند 222 00:11:56,659 --> 00:11:59,620 او در این جنگ شرکت نکرد 223 00:11:59,620 --> 00:12:02,259 چون نقشی نداشتند 224 00:12:02,340 --> 00:12:06,740 زیرا مسلمانان جاهای مناسبی را گرفته بودند 225 00:12:06,740 --> 00:12:09,379 وقتی خالد بن ولید تیراندازان را دید 226 00:12:09,379 --> 00:12:11,299 جای خود را ترک کرده اند 227 00:12:11,299 --> 00:12:13,379 پشت کوه بپیچید 228 00:12:13,379 --> 00:12:16,899 بر کفار قریش فریاد زد و آنان را صدا زد 229 00:12:16,899 --> 00:12:19,059 پس کفار مکه برگشتند 230 00:12:19,059 --> 00:12:21,299 مسلمانان وسط شدند 231 00:12:21,299 --> 00:12:23,700 بین فک های انبردست 232 00:12:23,700 --> 00:12:25,860 کشته شدند 233 00:12:25,860 --> 00:12:28,100 آن مسلمانانی که فرار کردند، فرار کردند 234 00:12:28,100 --> 00:12:31,059 بعد از هرج و مرج که دیدند 235 00:12:31,139 --> 00:12:35,620 و کفار به طرز وحشیانه ای شروع به کشتن آنها کردند 236 00:12:35,620 --> 00:12:38,580 هیچ کس را بدون کشتن او رها نمی کنند 237 00:12:38,580 --> 00:12:42,500 از کسانی که با دست یا تیر می گفتند 238 00:12:42,500 --> 00:12:46,580 انس بن النضار رضی الله عنه بر مسلمانان گذشت 239 00:12:46,580 --> 00:12:49,379 گفت منتظر چی هستی؟ 240 00:12:49,379 --> 00:12:54,259 گفتند رسول خدا صلی الله علیه و آله کشته شد 241 00:12:54,259 --> 00:12:58,659 زیرا شایع شده بود که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 242 00:12:59,220 --> 00:13:01,620 انس به آنها گفت 243 00:13:01,620 --> 00:13:04,500 بعد از آن با زندگی چه می کنید؟ 244 00:13:04,500 --> 00:13:10,580 بر اساس آنچه رسول خدا صلی الله علیه و آله از دنیا رفت برخیز و بمیر 245 00:13:10,580 --> 00:13:12,179 سپس گفت 246 00:13:12,179 --> 00:13:16,500 خدایا به خاطر کاری که این افراد کردند از تو معذرت می خواهم 247 00:13:16,500 --> 00:13:18,500 منظورم مسلمانان است 248 00:13:18,500 --> 00:13:21,460 و تو را از کارهایی که این مردم کردند، مبرا کردند 249 00:13:21,460 --> 00:13:23,460 یعنی مشرکین 250 00:13:23,460 --> 00:13:24,980 سپس به جلو حرکت کنید 251 00:13:24,980 --> 00:13:27,620 سعد بن مودو با او ملاقات کرد 252 00:13:27,779 --> 00:13:28,980 و او گفت 253 00:13:28,980 --> 00:13:30,980 کجایی ای ابوعمر؟ 254 00:13:30,980 --> 00:13:32,500 انس گفت 255 00:13:32,500 --> 00:13:35,700 و شایسته بوی بهشت سعد 256 00:13:35,700 --> 00:13:38,340 من او را بدون کسی پیدا می کنم 257 00:13:38,340 --> 00:13:42,100 سپس رفت و با مردم جنگید تا کشته شد 258 00:13:42,100 --> 00:13:46,419 هیچکس جز خواهرش او را از روی پوست نمی شناخت 259 00:13:46,419 --> 00:13:52,500 به این دلیل که هشتاد و چند ضربه چاقو یا شمشیر بر روی او یافت شد 260 00:13:52,500 --> 00:13:54,500 انس بن مالک گفت 261 00:13:55,460 --> 00:13:59,620 رسول خدا صلی الله علیه و آله روز احد را اختصاص داد 262 00:13:59,620 --> 00:14:03,460 هفت انصار و دو مرد از قریش هستند 263 00:14:03,460 --> 00:14:06,019 وقتی او را خسته کردند، گفت: 264 00:14:06,019 --> 00:14:09,059 هر کس آنها را از ما برگرداند برای او بهشت است 265 00:14:09,059 --> 00:14:11,539 یا در بهشت همنشین من است 266 00:14:11,539 --> 00:14:16,259 سپس مردی از انصار جلو آمد و جنگید تا کشته شد 267 00:14:16,259 --> 00:14:18,259 سپس دومی بلند شد 268 00:14:18,259 --> 00:14:20,259 او جنگید تا کشته شد 269 00:14:20,259 --> 00:14:24,419 تا اینکه آن هفت نفر به دست رسول خدا صلی الله علیه و آله کشته شدند 270 00:14:24,419 --> 00:14:26,419 در دو صحيح ثابت شده است 271 00:14:26,419 --> 00:14:29,059 که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 272 00:14:29,059 --> 00:14:32,259 چهار پا شکسته و سرش شکافته شده بود 273 00:14:32,259 --> 00:14:35,779 پس شروع به پاک کردن خون رضی الله عنه کرد 274 00:14:35,779 --> 00:14:41,059 می گوید: قومی که چهره پیامبرشان را رسوا کردند چگونه رستگار می شوند؟ 275 00:14:41,059 --> 00:14:43,059 و خداوند متعال نازل کرد 276 00:14:43,059 --> 00:14:48,019 نه کاری به آن دارید و نه توبه آنها را بپذیرید 277 00:14:48,019 --> 00:14:52,019 یا آنها را شکنجه می دهد، زیرا آنها ستمگر هستند 278 00:14:52,019 --> 00:14:54,019 و در یک رمان 279 00:14:54,019 --> 00:14:57,820 که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند 280 00:14:57,820 --> 00:15:02,379 خدایا قوم مرا ببخش که نمی دانند 281 00:15:02,379 --> 00:15:04,379 گنجینه های بیوگرافی