WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:03.200
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:03.970 --> 00:00:06.570
گنجینه های بیوگرافی

00:00:09.769 --> 00:00:11.369
جنگ احد

00:00:11.570 --> 00:00:14.380
سه سال پس از هجرت

00:00:16.449 --> 00:00:18.449
بعد از این اتفاقات

00:00:18.449 --> 00:00:20.449
و پایان امسال

00:00:20.449 --> 00:00:23.730
سال دوم هجری است

00:00:23.730 --> 00:00:25.730
مردم مکه جمع شدند

00:00:25.730 --> 00:00:28.850
آنها سه هزار جنگجو جمع کردند

00:00:28.850 --> 00:00:32.049
از قریش و یاران و احبیش

00:00:32.049 --> 00:00:34.369
زنان را با خود بردند

00:00:34.609 --> 00:00:37.570
و این ارتش را برای انتقام آماده کنید

00:00:37.570 --> 00:00:41.170
رهبری را ابوسفیان بن حرب بر عهده داشت

00:00:41.170 --> 00:00:43.170
پس از کشته شدن ابوجهل

00:00:43.170 --> 00:00:46.369
و رهبری شوالیه ها توسط خالد بن الولید

00:00:46.369 --> 00:00:48.369
و عکرمه بن ابی جهل

00:00:48.369 --> 00:00:53.170
این لشکر مکه پس از این آمادگی کامل رفتند

00:00:53.170 --> 00:00:54.689
به شهر

00:00:54.689 --> 00:00:58.369
آنها می خواهند انتقام کشته شدگان بدر را بگیرند

00:00:58.369 --> 00:01:02.530
پیامبر صلی الله علیه و آله از این موضوع مطلع شد

00:01:02.530 --> 00:01:04.530
بنابراین مردم بسیج شدند

00:01:04.530 --> 00:01:07.969
مردم از ترس غافلگیری سلاح های خود را حمل می کردند

00:01:07.969 --> 00:01:09.969
اسلحه هایشان را رها نمی کنند

00:01:09.969 --> 00:01:11.969
حتی در نمازشان

00:01:11.969 --> 00:01:15.090
آنها می ترسند که مردم مکه به آنها حمله کنند

00:01:15.090 --> 00:01:18.049
مردم مدینه انصار بودند

00:01:18.049 --> 00:01:19.650
مثل سعد بن معاذ

00:01:19.650 --> 00:01:21.650
و اسيد بن حضير

00:01:21.650 --> 00:01:23.250
و سعد بن عباده

00:01:23.250 --> 00:01:27.969
پاسدار پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستند

00:01:27.969 --> 00:01:30.930
پیامبر صلی الله علیه و آله جمع آوری کرد

00:01:30.930 --> 00:01:32.450
همراهان ارشد او

00:01:32.450 --> 00:01:36.769
رؤیایی را که رضی الله عنه دیده بود به آنها گفت

00:01:36.769 --> 00:01:38.049
و او گفت

00:01:38.049 --> 00:01:40.930
به خدا خوب دیدم

00:01:40.930 --> 00:01:43.090
دیدم گاوها را ذبح می کنند

00:01:43.090 --> 00:01:46.209
و شکافی در شمشیر خود دیدم

00:01:46.209 --> 00:01:50.530
دیدم دستم را در سپر محکمی فرو کرده ام

00:01:50.530 --> 00:01:54.689
سپس گاوها توسط گروهی از همراهانشان کشته شدند

00:01:54.689 --> 00:01:59.730
بریدگی شمشیر او به مجروح شدن مرد توسط خانواده تعبیر شد

00:01:59.730 --> 00:02:02.370
سپر به داخل شهر برده شد

00:02:02.370 --> 00:02:05.359
سپس حضرت رضی الله عنه فرمودند

00:02:05.359 --> 00:02:08.400
من فکر می کنم باید از شهر با آنها بجنگیم

00:02:08.400 --> 00:02:11.759
ما در شهر سنگر می گیریم و با آنها می جنگیم

00:02:11.759 --> 00:02:16.319
اگر در اردوگاه خود بمانند یک مکان انسانی ایجاد می کنند

00:02:16.319 --> 00:02:18.319
حتی اگر وارد شهر شوند

00:02:18.319 --> 00:02:22.080
از کوچه ها و از بالای خانه ها با آنها می جنگیدیم

00:02:22.080 --> 00:02:25.599
اصحاب ارشد در این مورد با او هم عقیده بودند

00:02:25.599 --> 00:02:28.159
چه کسی با آنها موافق بود؟

00:02:28.159 --> 00:02:30.879
عبدالله بن ابی بن سلول

00:02:31.199 --> 00:02:34.400
جمعی از صحابه جوان برخاستند

00:02:34.400 --> 00:02:37.439
کسانی که دلتنگ جنگ بدر شدند

00:02:37.439 --> 00:02:39.680
گفتند یا رسول الله

00:02:39.680 --> 00:02:42.800
ما به این روز امیدوار بودیم

00:02:42.800 --> 00:02:47.199
از خداوند متعال می خواهیم که ما را از آن آگاه سازد

00:02:47.199 --> 00:02:50.800
می ترسیم او گمان کند که جانشین ما از آن شماست

00:02:50.800 --> 00:02:54.080
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند

00:02:54.080 --> 00:02:55.759
اشکالی ندارد

00:02:55.759 --> 00:02:57.759
سپس وارد خانه اش شد

00:02:57.840 --> 00:03:01.919
زره جنگی رضی الله عنه به تن داشت

00:03:01.919 --> 00:03:04.319
به همین دلیل است

00:03:04.319 --> 00:03:08.400
مردم منتظر او بودند که درود خدا بر او باد

00:03:08.400 --> 00:03:10.639
تا اینکه به سراغشان می آید

00:03:10.639 --> 00:03:13.120
سعد بن معاذ به آنها گفت

00:03:13.120 --> 00:03:18.240
شما رسول خدا صلی الله علیه و آله را مجبور به خروج کردید

00:03:18.240 --> 00:03:20.479
موضوع را به او برگرداندند

00:03:20.479 --> 00:03:22.639
از کاری که کرده بودند پشیمان شدند

00:03:22.639 --> 00:03:24.080
و به او گفتند

00:03:24.080 --> 00:03:25.840
ای رسول خدا

00:03:25.919 --> 00:03:28.479
ما با شما مخالفت نمی کنیم

00:03:28.479 --> 00:03:30.319
پس هر کاری میخوای بکن

00:03:30.319 --> 00:03:32.879
این نظری است که ما دیده ایم

00:03:32.879 --> 00:03:37.039
اگر می خواهید در شهر بمانید، این کار را انجام دهید

00:03:37.039 --> 00:03:40.719
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:03:40.719 --> 00:03:45.120
وقتی پیامبری برای امت خود جامه می پوشد نباید آن را از تن در آورد

00:03:45.120 --> 00:03:47.199
تا خدا قضاوت کنه

00:03:47.199 --> 00:03:52.189
پس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به جنگ بیرون رفت

00:03:52.189 --> 00:03:54.349
در حالی که در راه هستند

00:03:54.349 --> 00:03:59.310
عبدالله بن ابی بن سلول منافق با یک سوم لشکر بازگشت

00:03:59.310 --> 00:04:03.710
گفتن من انتظار ندارم دعوا باشه

00:04:03.710 --> 00:04:07.789
و خداوند تبارک و تعالی آن را درباره منافقان نازل کرد

00:04:07.789 --> 00:04:16.990
و تا منافقان بدانند و به آنها گفته شد: بیایید در راه خدا بجنگید و یا دفع شوید.

00:04:16.990 --> 00:04:21.550
گفتند: اگر جنگ می دانستیم، از تو پیروی می کردیم

00:04:21.550 --> 00:04:27.069
آنها در آن روز به کفر نزدیکترند تا ایمان

00:04:27.069 --> 00:04:32.430
آنچه در دلشان نیست با دهان می گویند

00:04:32.430 --> 00:04:36.269
و خداوند به آنچه پنهان می دارند داناتر است

00:04:36.269 --> 00:04:42.829
این منافق موفق شد سیصد مرد منافق و ضعیف الایمان را به تسخیر خود درآورد

00:04:42.829 --> 00:04:46.670
اما بیشتر آنها منافق بودند

00:04:46.750 --> 00:04:50.430
دو گروه از مسلمانان انصار شدند

00:04:50.430 --> 00:04:55.310
حارثه را از اوس و سلمه را از خزرج بنا کردند

00:04:55.310 --> 00:04:59.790
که آنها نیز با عبدالله بن ابی بن سلول برمی گردند

00:04:59.790 --> 00:05:04.829
اما خداوند آنها را ثابت کرد و خداوند متعال آنها را نازل کرد

00:05:04.829 --> 00:05:13.629
هنگامی که دو گروه از شما قصد شکست داشتند و خداوند حافظ آنهاست

00:05:13.629 --> 00:05:17.790
و مؤمنان بر خدا توکل کنند

00:05:44.660 --> 00:05:47.220
سپس شمشیر خود را بلند کرد و گفت

00:05:47.220 --> 00:05:50.259
چه کسی این شمشیر را علیه او می گیرد؟

00:05:50.259 --> 00:05:52.500
سپس مردان به سوی او برخاستند

00:05:52.500 --> 00:05:56.819
پیامبر صلی الله علیه و آله به ابودجانه فرمود

00:05:56.819 --> 00:05:57.939
آن را بگیرید

00:05:57.939 --> 00:06:01.779
گفت: یا رسول الله حق او چیست؟

00:06:01.779 --> 00:06:07.220
گفت با آن به صورت دشمن بزن تا خم شود

00:06:07.220 --> 00:06:12.100
گفت: من آن را چنان که سزاوار است می گیرم یا رسول الله

00:06:12.180 --> 00:06:14.019
پس آن را به او داد

00:06:14.019 --> 00:06:18.259
وقتی شمشیر را گرفت، باندی به سرش بست

00:06:18.259 --> 00:06:19.540
چه پارچه ای

00:06:19.540 --> 00:06:22.579
او شروع کرد به دویدن بین دو ردیف

00:06:22.579 --> 00:06:26.180
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:06:26.180 --> 00:06:29.139
این رفتاری است که خداوند از آن متنفر است

00:06:29.139 --> 00:06:31.939
به جز در زیستگاهی مانند این

00:06:31.939 --> 00:06:34.529
زیرا باعث عصبانیت دشمنان می شود

00:06:34.529 --> 00:06:36.610
دو گروه نزدیک شدند

00:06:36.610 --> 00:06:38.769
دو گروه به هم نزدیک بودند

00:06:38.769 --> 00:06:40.769
و جنگ شروع شد

00:06:40.850 --> 00:06:45.730
تیپ مشرکان با طلحه بن ابی طلحه العبدری بود

00:06:45.730 --> 00:06:48.209
او یکی از شوالیه های قریش بود

00:06:48.209 --> 00:06:52.610
مردم به خاطر شجاعت او را قوچ گردان می نامند

00:06:52.610 --> 00:06:56.209
بر شتری بیرون رفت و خواستار دوئل شد

00:06:56.209 --> 00:06:59.089
زبیر بن العوام به او نزدیک شد

00:06:59.089 --> 00:07:01.410
و مثل شیر به طرفش پرید

00:07:01.410 --> 00:07:04.129
تا اینکه با او بر شترش شد

00:07:04.129 --> 00:07:06.290
سپس آن را به زمین کوبید

00:07:06.290 --> 00:07:09.490
برخاست و رضی الله عنه او را ذبح کرد

00:07:09.490 --> 00:07:13.329
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود «الله اکبر».

00:07:13.329 --> 00:07:15.569
مسلمانان بزرگ شدند

00:07:15.569 --> 00:07:19.730
سپس پیامبر صلی الله علیه و آله به زبیر فرمود

00:07:19.730 --> 00:07:22.050
هر پیامبری گفتگویی دارد

00:07:22.050 --> 00:07:25.100
و شاگردم الزبیر

00:07:25.100 --> 00:07:30.930
گنجینه های بیوگرافی

00:07:30.930 --> 00:07:34.610
شهادت حمزه بن عبدالمطلب

00:07:34.610 --> 00:07:38.370
خداوند از او راضی باشد

00:07:38.370 --> 00:07:42.290
جنگ بین مسلمانان و مردم مکه شدت گرفت

00:07:42.290 --> 00:07:45.569
بسیاری از مردم مکه را کشتند

00:07:45.569 --> 00:07:50.930
عموی رسول خدا صلی الله علیه و آله در این جنگ به شهادت رسید

00:07:50.930 --> 00:07:53.569
شیر خدا و شیر رسولش

00:07:53.569 --> 00:07:57.170
حمزه بن عبدالمطلب رضی الله عنه

00:07:57.170 --> 00:08:01.170
او توسط شخصی به نام وحشی بن حرب کشته شد

00:08:01.170 --> 00:08:05.410
وحشی بن حرب از کشتن حمزه به ما می گوید

00:08:05.410 --> 00:08:06.610
او گفت

00:08:06.610 --> 00:08:09.649
بنده جبیر بن مطیم بودم

00:08:09.649 --> 00:08:11.889
او عموی جبیر بن مطیم بود

00:08:11.889 --> 00:08:13.970
او طویمه بن عدی است

00:08:13.970 --> 00:08:16.209
در روز بدر مجروح شد

00:08:16.209 --> 00:08:19.170
هنگامی که قریش به سوی احد لشکر کشید

00:08:19.170 --> 00:08:20.930
جبیر به من گفت

00:08:20.930 --> 00:08:25.009
اگر حمزه عموی محمد را بکشی کور می شوی

00:08:25.009 --> 00:08:27.009
تو پیر شدی

00:08:27.009 --> 00:08:28.050
او گفت

00:08:28.050 --> 00:08:29.970
پس با مردم بیرون رفتم

00:08:29.970 --> 00:08:33.570
من یک مرد اتیوپیایی بودم که به جنگ تهمت می زدم

00:08:33.570 --> 00:08:36.370
وقتی با او اشتباهی کردم به من بگو

00:08:36.370 --> 00:08:38.370
وقتی مردم ملاقات کردند

00:08:38.370 --> 00:08:42.210
برای دیدن حمزه بیرون رفتم و با نگاهم دنبالش رفتم

00:08:42.210 --> 00:08:44.769
تا اینکه او را در برنامه مردمی دیدم

00:08:44.769 --> 00:08:46.210
مثل شتر

00:08:46.210 --> 00:08:50.450
او مردم را راهنمایی می کند و هیچ اتفاقی برای او نمی افتد

00:08:50.450 --> 00:08:54.129
به خدا من برای آن آماده نیستم. من آن را می خواهم

00:08:54.129 --> 00:08:57.009
پس با درخت یا سنگی از او پوشیده گرفتم

00:08:57.009 --> 00:08:58.850
من و لیدن

00:08:58.850 --> 00:09:02.610
وقتی سبعه بن عبدالعزه مرا به او معرفی کرد

00:09:02.610 --> 00:09:05.649
وقتی حمزه او را دید به او گفت

00:09:05.649 --> 00:09:09.169
آیا مادری است که دانه خرد کرده است؟

00:09:09.169 --> 00:09:13.409
طوری به او ضربه زد که انگار دلش برای سرش تنگ شده بود

00:09:13.409 --> 00:09:15.649
اینجا من نیزه ام را تکان دادم

00:09:15.649 --> 00:09:17.889
حتی اگر از آن راضی باشید

00:09:17.889 --> 00:09:19.649
هلش دادم سمتش

00:09:19.649 --> 00:09:21.570
توی شکمش افتاد

00:09:21.570 --> 00:09:24.370
تا اینکه از بین پاهایش بیرون آمدم

00:09:24.370 --> 00:09:26.529
و یه جورایی به سمتم رفت

00:09:26.529 --> 00:09:27.889
بنابراین او شکست خورد

00:09:27.889 --> 00:09:31.169
پس او و او را ترک کرد تا اینکه مرد

00:09:31.169 --> 00:09:34.769
سپس من به دنبال آن آمدم و نیزه ام را گرفتم

00:09:34.850 --> 00:09:37.730
به سربازی برگشتم و آنجا نشستم

00:09:37.730 --> 00:09:40.450
من به هیچ چیز دیگری نیاز نداشتم

00:09:40.450 --> 00:09:43.250
اما من او را کشتم تا آزادش کنم

00:09:43.250 --> 00:09:46.370
وقتی به مکه آمد، آزاد شد

00:09:46.370 --> 00:09:47.649
و نکته عجیب

00:09:47.649 --> 00:09:51.809
پس از آن وحشی بن حرب اسلام آورد و توبه کرد

00:09:51.809 --> 00:09:54.850
پس چنین شد که خداوند متعال به او توفیق داد

00:09:54.850 --> 00:09:57.730
برای کشتن مسیلمه دروغگو

00:09:57.730 --> 00:09:59.090
و او می گوید

00:09:59.090 --> 00:10:01.009
شما ولی خدا را کشتید

00:10:01.009 --> 00:10:04.129
و دشمن خدا را کشتید

00:10:04.129 --> 00:10:09.840
کتاب های بیوگرافی

00:10:09.840 --> 00:10:14.820
از حقایق نبرد

00:10:14.820 --> 00:10:18.899
جنگ در این نبرد بزرگ شدت گرفت

00:10:18.899 --> 00:10:22.179
و خداوند نصرت خود را بر مسلمانان نازل کرد

00:10:22.179 --> 00:10:25.860
و به وعده او ایمان آوردند که منزه است

00:10:25.860 --> 00:10:29.620
مسلمانان کافر اردوگاه را افشا کردند

00:10:29.620 --> 00:10:32.980
مشرکان شکست خوردند

00:10:32.980 --> 00:10:35.220
زبیر بن العوام گفت

00:10:35.220 --> 00:10:36.980
قسم می خورم که منو دیدی

00:10:37.059 --> 00:10:39.539
به بندگان هند بنت عتبه بنگرید

00:10:39.539 --> 00:10:42.019
و اصحابش حجاب دارند

00:10:42.019 --> 00:10:45.779
بدون گرفتن آنها، کم یا زیاد

00:10:45.779 --> 00:10:48.740
و در حدیث البراء رضی الله عنه

00:10:48.740 --> 00:10:51.299
وقتی آنها را پیدا کردیم، فرار کردند

00:10:51.299 --> 00:10:54.980
تا اینکه دیدم زنان در کوه قوی تر می شوند

00:10:54.980 --> 00:10:56.820
بازارشان را بالا می برند

00:10:56.820 --> 00:10:59.379
خلخال هایشان ظاهر شد

00:10:59.379 --> 00:11:02.019
پس مسلمانان از مشرکان پیروی کردند

00:11:02.019 --> 00:11:04.100
در آنها اسلحه گذاشتند

00:11:04.100 --> 00:11:06.659
و غنائم را غارت می کنند

00:11:06.740 --> 00:11:09.940
از اینجا نصرت خداوند بر مسلمانان آشکار می شود

00:11:09.940 --> 00:11:12.259
در آغاز این نبرد

00:11:12.259 --> 00:11:15.299
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:11:15.299 --> 00:11:19.539
او به تیراندازان دستور داد که هرگز موقعیت خود را ترک نکنند

00:11:19.539 --> 00:11:22.259
اما وقتی شکست را دیدند

00:11:22.259 --> 00:11:24.340
فرار زنان را دیدند

00:11:24.340 --> 00:11:26.500
و مردها فرار می کنند

00:11:26.500 --> 00:11:29.460
آنها فکر می کردند که جنگ تمام شده است

00:11:29.460 --> 00:11:31.860
بنابراین آنها مکان خود را ترک کردند

00:11:31.860 --> 00:11:34.980
او عبدالله بن جبیر الانصاری بود

00:11:34.980 --> 00:11:36.580
رهبر کمانداران

00:11:36.580 --> 00:11:39.059
دستور می دهد که حرکت نکنند

00:11:39.059 --> 00:11:40.820
و در جای خود بمانند

00:11:40.820 --> 00:11:44.500
چنانکه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم امر فرمود

00:11:44.500 --> 00:11:47.940
آنها پاسخ دادند که جنگ تمام شده است

00:11:47.940 --> 00:11:50.419
جای خود را ترک کردند

00:11:50.419 --> 00:11:52.100
و خالد بن الولید

00:11:52.100 --> 00:11:54.179
و عکرمه بن ابی جهل

00:11:54.179 --> 00:11:56.659
آنها رهبران شوالیه ها بودند

00:11:56.659 --> 00:11:59.620
او در این جنگ شرکت نکرد

00:11:59.620 --> 00:12:02.259
چون نقشی نداشتند

00:12:02.340 --> 00:12:06.740
زیرا مسلمانان جاهای مناسبی را گرفته بودند

00:12:06.740 --> 00:12:09.379
وقتی خالد بن ولید تیراندازان را دید

00:12:09.379 --> 00:12:11.299
جای خود را ترک کرده اند

00:12:11.299 --> 00:12:13.379
پشت کوه بپیچید

00:12:13.379 --> 00:12:16.899
بر کفار قریش فریاد زد و آنان را صدا زد

00:12:16.899 --> 00:12:19.059
پس کفار مکه برگشتند

00:12:19.059 --> 00:12:21.299
مسلمانان وسط شدند

00:12:21.299 --> 00:12:23.700
بین فک های انبردست

00:12:23.700 --> 00:12:25.860
کشته شدند

00:12:25.860 --> 00:12:28.100
آن مسلمانانی که فرار کردند، فرار کردند

00:12:28.100 --> 00:12:31.059
بعد از هرج و مرج که دیدند

00:12:31.139 --> 00:12:35.620
و کفار به طرز وحشیانه ای شروع به کشتن آنها کردند

00:12:35.620 --> 00:12:38.580
هیچ کس را بدون کشتن او رها نمی کنند

00:12:38.580 --> 00:12:42.500
از کسانی که با دست یا تیر می گفتند

00:12:42.500 --> 00:12:46.580
انس بن النضار رضی الله عنه بر مسلمانان گذشت

00:12:46.580 --> 00:12:49.379
گفت منتظر چی هستی؟

00:12:49.379 --> 00:12:54.259
گفتند رسول خدا صلی الله علیه و آله کشته شد

00:12:54.259 --> 00:12:58.659
زیرا شایع شده بود که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:12:59.220 --> 00:13:01.620
انس به آنها گفت

00:13:01.620 --> 00:13:04.500
بعد از آن با زندگی چه می کنید؟

00:13:04.500 --> 00:13:10.580
بر اساس آنچه رسول خدا صلی الله علیه و آله از دنیا رفت برخیز و بمیر

00:13:10.580 --> 00:13:12.179
سپس گفت

00:13:12.179 --> 00:13:16.500
خدایا به خاطر کاری که این افراد کردند از تو معذرت می خواهم

00:13:16.500 --> 00:13:18.500
منظورم مسلمانان است

00:13:18.500 --> 00:13:21.460
و تو را از کارهایی که این مردم کردند، مبرا کردند

00:13:21.460 --> 00:13:23.460
یعنی مشرکین

00:13:23.460 --> 00:13:24.980
سپس به جلو حرکت کنید

00:13:24.980 --> 00:13:27.620
سعد بن مودو با او ملاقات کرد

00:13:27.779 --> 00:13:28.980
و او گفت

00:13:28.980 --> 00:13:30.980
کجایی ای ابوعمر؟

00:13:30.980 --> 00:13:32.500
انس گفت

00:13:32.500 --> 00:13:35.700
و شایسته بوی بهشت سعد

00:13:35.700 --> 00:13:38.340
من او را بدون کسی پیدا می کنم

00:13:38.340 --> 00:13:42.100
سپس رفت و با مردم جنگید تا کشته شد

00:13:42.100 --> 00:13:46.419
هیچکس جز خواهرش او را از روی پوست نمی شناخت

00:13:46.419 --> 00:13:52.500
به این دلیل که هشتاد و چند ضربه چاقو یا شمشیر بر روی او یافت شد

00:13:52.500 --> 00:13:54.500
انس بن مالک گفت

00:13:55.460 --> 00:13:59.620
رسول خدا صلی الله علیه و آله روز احد را اختصاص داد

00:13:59.620 --> 00:14:03.460
هفت انصار و دو مرد از قریش هستند

00:14:03.460 --> 00:14:06.019
وقتی او را خسته کردند، گفت:

00:14:06.019 --> 00:14:09.059
هر کس آنها را از ما برگرداند برای او بهشت است

00:14:09.059 --> 00:14:11.539
یا در بهشت همنشین من است

00:14:11.539 --> 00:14:16.259
سپس مردی از انصار جلو آمد و جنگید تا کشته شد

00:14:16.259 --> 00:14:18.259
سپس دومی بلند شد

00:14:18.259 --> 00:14:20.259
او جنگید تا کشته شد

00:14:20.259 --> 00:14:24.419
تا اینکه آن هفت نفر به دست رسول خدا صلی الله علیه و آله کشته شدند

00:14:24.419 --> 00:14:26.419
در دو صحيح ثابت شده است

00:14:26.419 --> 00:14:29.059
که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:14:29.059 --> 00:14:32.259
چهار پا شکسته و سرش شکافته شده بود

00:14:32.259 --> 00:14:35.779
پس شروع به پاک کردن خون رضی الله عنه کرد

00:14:35.779 --> 00:14:41.059
می گوید: قومی که چهره پیامبرشان را رسوا کردند چگونه رستگار می شوند؟

00:14:41.059 --> 00:14:43.059
و خداوند متعال نازل کرد

00:14:43.059 --> 00:14:48.019
نه کاری به آن دارید و نه توبه آنها را بپذیرید

00:14:48.019 --> 00:14:52.019
یا آنها را شکنجه می دهد، زیرا آنها ستمگر هستند

00:14:52.019 --> 00:14:54.019
و در یک رمان

00:14:54.019 --> 00:14:57.820
که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند

00:14:57.820 --> 00:15:02.379
خدایا قوم مرا ببخش که نمی دانند

00:15:02.379 --> 00:15:04.379
گنجینه های بیوگرافی
