WEBVTT

00:00:01.360 --> 00:00:12.140
توقف کنید و از صحابه و علما و بزرگان بیاموزید

00:00:12.140 --> 00:00:16.140
یک چالش جدید از طرف من

00:00:16.140 --> 00:00:22.420
من از صحابه و سروران انصار هستم

00:00:22.420 --> 00:00:26.449
من پیش از اسلام پیشوای الاوصفی در یثرب بودم

00:00:26.449 --> 00:00:28.449
و کسانی که در مورد آنها نظر دارند

00:00:28.449 --> 00:00:33.450
من یکی از برجسته ترین اشراف عرب در دوران جاهلیت بودم

00:00:33.450 --> 00:00:36.450
یکی از سرسخت ترین مبارزان آنها

00:00:36.450 --> 00:00:40.450
شما ذهن روشن و شخصیتی قوی داشتید

00:00:40.450 --> 00:00:43.450
او نظر بصیرتی دارد

00:00:43.450 --> 00:00:47.539
من در شب عقبه یکی از دوازده طایفه بودم

00:00:47.539 --> 00:00:50.539
از ماندن در بدر پشیمان شدم

00:00:50.539 --> 00:00:55.539
وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از جنگ برگشت

00:00:55.539 --> 00:00:56.539
به او گفتم

00:00:56.539 --> 00:00:58.539
ای رسول خدا

00:00:58.539 --> 00:01:00.539
ستایش خدایی را که تو را بافته کرد

00:01:00.539 --> 00:01:02.539
و چشمانت را باز کن

00:01:02.539 --> 00:01:04.540
به خدا، ای رسول خدا

00:01:04.540 --> 00:01:06.540
چرا دلم برای بدر تنگ شده بود؟

00:01:06.540 --> 00:01:09.540
من فکر می کنم شما در حال ملاقات با یک دشمن هستید

00:01:09.540 --> 00:01:12.540
اما فکر کردم کاروان است

00:01:12.540 --> 00:01:16.540
اگر فکر می کردم او دشمن است، عقب نمی ماندم

00:01:16.540 --> 00:01:20.540
رسول خدا صلی الله علیه و آله به من فرمود

00:01:20.540 --> 00:01:22.540
حق با شماست

00:01:22.540 --> 00:01:25.540
بعد با او شاهد تمام صحنه ها بودم

00:01:25.540 --> 00:01:29.540
روز یکشنبه، او هفت عمل جراحی داشت

00:01:29.540 --> 00:01:35.439
هنگامی که مصعب بن عمیر رضی الله عنه به مدینه آمد

00:01:35.439 --> 00:01:37.439
سعد بن معاذ به من گفت

00:01:37.439 --> 00:01:40.439
برو پیش این پسر مکی

00:01:40.439 --> 00:01:43.439
و او را از مزاحمت مجالس ما منع کنید

00:01:43.439 --> 00:01:46.439
پس نیزه ام را برداشتم و نزد او رفتم

00:01:46.439 --> 00:01:48.439
پس به او گفتم

00:01:48.439 --> 00:01:50.439
اگر خودتان نیاز دارید

00:01:50.439 --> 00:01:52.439
دست از سر ما بردارید

00:01:52.439 --> 00:01:54.439
مصعب به من گفت

00:01:54.439 --> 00:01:56.439
یا بشین و گوش کن

00:01:56.439 --> 00:01:59.439
اگه خوب باشه قبول میکنم

00:01:59.439 --> 00:02:01.439
حتی اگر غیر از این باشد

00:02:01.439 --> 00:02:03.439
اگر از تو روی برگردانم

00:02:03.439 --> 00:02:05.439
به او گفتم منصف است

00:02:05.439 --> 00:02:08.439
پس نیزه ام را متمرکز کردم و نشستم

00:02:08.439 --> 00:02:11.469
پس بر من از قرآن تلاوت کرد

00:02:11.469 --> 00:02:14.469
حرفش به گوشم خورد

00:02:14.469 --> 00:02:16.469
تا اینکه سینه ام را باز کنم

00:02:16.469 --> 00:02:19.469
صورتم عوض شد

00:02:19.469 --> 00:02:21.469
و وارد اسلام شدم

00:02:21.469 --> 00:02:24.270
از زمان اسلام من

00:02:24.270 --> 00:02:27.270
دلم به محبت قرآن است

00:02:27.270 --> 00:02:30.270
با صدای زیبا می خواندم

00:02:30.270 --> 00:02:33.270
پس پیامبر صلی الله علیه و آله شنید

00:02:33.270 --> 00:02:35.270
خواندن من یک روز

00:02:35.270 --> 00:02:37.270
و او گفت

00:02:37.270 --> 00:02:39.270
به شما فلوت داده اند

00:02:39.270 --> 00:02:42.500
از مزامیر خاندان داوود

00:02:42.500 --> 00:02:45.500
یک شب سوره بقره را خواندم

00:02:45.500 --> 00:02:48.500
اسب من در حیاط خانه بسته است

00:02:48.500 --> 00:02:51.500
کنارش پسرم خوابیده است

00:02:51.500 --> 00:02:53.500
پس پارسیان خشمگین شدند

00:02:53.500 --> 00:02:54.500
پس ساکت ماند

00:02:54.500 --> 00:02:56.500
پس ایرانیان آرام شدند

00:02:56.500 --> 00:02:58.500
بنابراین خواندن را از سر گرفتم

00:02:58.500 --> 00:03:00.500
بعد دوباره عصبانی شد

00:03:00.500 --> 00:03:01.500
پس ساکت ماند

00:03:01.500 --> 00:03:03.500
پس آرام شدم

00:03:03.500 --> 00:03:06.500
بنابراین می ترسیدم که پسرم توسط اسب پایمال شود

00:03:06.500 --> 00:03:08.500
بنابراین خواندن را متوقف کردم

00:03:08.500 --> 00:03:11.560
سپس به آسمان نگاه کردم

00:03:11.560 --> 00:03:13.560
بعد مثل ابر شد

00:03:13.560 --> 00:03:15.560
در وسط لامپ ها قرار دارد

00:03:15.560 --> 00:03:17.560
به آسمان بلند می شود

00:03:17.560 --> 00:03:19.560
تا اینکه دلم براش تنگ شد

00:03:19.560 --> 00:03:21.560
پس وقتی شدم

00:03:21.560 --> 00:03:25.560
به پیامبر صلی الله علیه و آله گفتم

00:03:25.560 --> 00:03:27.560
و او گفت

00:03:27.560 --> 00:03:28.560
اون فرشته ها

00:03:28.560 --> 00:03:31.560
من پایین آمدم تا به خواندن شما گوش دهم

00:03:31.560 --> 00:03:32.560
حتی اگه بخونی

00:03:32.560 --> 00:03:35.560
بنابراین مردم به او نگاه می کردند

00:03:35.560 --> 00:03:38.560
از آنها پنهان نشوید

00:03:38.560 --> 00:03:43.520
به دنبال خدمت به مسلمانان نیازمند بودم

00:03:43.520 --> 00:03:47.520
یک بار نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدم

00:03:47.520 --> 00:03:52.520
به او نیاز به خانواده ای را یادآور شد که بیشتر آنها زن بودند

00:03:52.520 --> 00:03:53.520
او به من گفت

00:03:54.520 --> 00:03:56.520
اگر به ما غذا پیشنهاد شود

00:03:56.520 --> 00:03:58.550
بنابراین او آنها را به من یادآوری کرد

00:03:58.550 --> 00:04:00.550
به او غذا پیشنهاد شد

00:04:00.550 --> 00:04:02.550
پس به او یادآوری کردم

00:04:02.550 --> 00:04:04.550
پس سخاوتمندانه به او پاداش دهید

00:04:04.550 --> 00:04:06.550
پس به او گفتم

00:04:06.550 --> 00:04:08.550
خداوند به تو اجر دهد ای پیامبر خدا

00:04:08.550 --> 00:04:10.550
بهترین پاداش

00:04:10.550 --> 00:04:12.550
و او گفت

00:04:12.550 --> 00:04:14.550
و شما انصار هستید

00:04:14.550 --> 00:04:17.550
خداوند به شما بهترین پاداش را بدهد

00:04:17.550 --> 00:04:19.550
چون نمی دانستی

00:04:19.550 --> 00:04:21.550
عفت و بردباری

00:04:21.550 --> 00:04:23.550
بعد از من اثرش را نخواهید دید

00:04:23.550 --> 00:04:27.550
پس صبور باش تا در حوض با من ملاقات کنی

00:04:27.550 --> 00:04:30.100
من کی هستم؟

00:04:30.100 --> 00:04:37.620
پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو با ما به اشتراک بگذارید

00:04:37.620 --> 00:04:41.870
پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد

00:04:41.870 --> 00:04:46.870
وقتی قسمت بعدی میاد انشالله
