توقف کنید و از صحابه و علما و بزرگان بیاموزید یک چالش جدید از طرف من من از مادران مؤمنان و همسر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم هستم. و مردم او را دوست داشتند قبل از هجرت به مدینه با من ازدواج کرد جز من با باکره ازدواج نکرد سپس در حالی که من دختری نه ساله بودم بر او وارد شد پس از بازگشت از جنگ بدر در سال دوم مهاجرت تا زمان مرگش نزد او و در محضرش ماندم من چیزهای زیادی در مورد او یاد گرفتم تا اینکه علما مرا با فضیلت ترین زنان امت می دانستند وحی بر رسول خدا صلی الله علیه و آله می آمد او با من در لحاف من است به او گفت: درود خدا بر او باد اینکه من از همه زنها برترم مانند ترجیح فرنی بر سایر غذاها در جنگ ابن المصطلق من با لشکر در هیئت پیامبر صلی الله علیه و آله بیرون رفتم تو راه رفتم تا خیالم راحت بشه ارتش حرکت کرد و متوجه من نشد وقتی به محل آنها برگشتم، کسی را نیافتم پس ماندم به این امید که دلشان برایم تنگ شود و پیش من برگردند سپس صحابی بزرگ صفوان بن المعطل رضی الله عنه آمد پس مرا گرفت و به دنبالم تا سربازی رفت وقتی منافقین ما را دیدند یک فک به سمت ما پرتاب کردند و گفتند: به خدا قسم نه او از آن در امان بود و نه من از آن در امان بودم پس خداوند متعال مرا از بالای هفت آسمان برائت فرمود و قرآنی را بر من نازل کرد که تا روز قیامت تلاوت می شود در آیات بزرگی از سوره نور به خاطر من آیه تیمم نازل شد آن موقع بود که در مسافرت گردنبندم را گم کردم پس رفتم دنبالش ارتش در حالی که بی آب بودند به زندان افتادند وقتی نماز آمد خداوند آیه تیمم را نازل کرد اسيد بن حضير رضي الله عنه گفت خداوند به شما اجر بدهد به خدا هیچ اتفاقی برایت نیفتاده که از آن متنفری جز این است که خداوند آن را برای شما و ما خیر قرار دهد این اولین نعمت شما نیست ای آل ابوبکر پدرم به من گفت به خدا سوگند دخترم تو خوشبختی خداوند با زندانی کردن مسلمانان چه کرد؟ از برکت و آسانی پیامبر صلی الله علیه و آله بر من پیشی گرفت در یکی از سفرهایش پس من او را کتک زدم وقتی بزرگ شد و گوشت می آورد او از من پیشی گرفت و از من پیشی گرفت این را به آن گفت رسول خدا صلی الله علیه و آله رحلت کرد در خانه من و در شب من خداوند در هنگام مرگش آب دهان مرا با آب دهان او جمع کند و او را در حالی که بین جادو و گردن من بود گرفتار کردند من کی هستم؟ پاسخ عایشه بنت ابی بکر، رضی الله عنها توقف کنید با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد چالش جدید من کی هستم؟ من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم یکی از اولین کسانی که در مکه اسلام آورد او به حبشه مهاجرت کرد سپس به مکه بازگشتم بنابراین من در آن گرفتار شدم من نتوانستم به شهر مهاجرت کنم تا اینکه پیامبر صلی الله علیه و آله به آنجا هجرت کردند پس در مکه ماندم تا اینکه پیامبر صلی الله علیه و آله مبعوث شد راز برای مسلمانان به رهبری عبیده بن الحارث رضی الله عنه با گروهی از قریش ملاقات کردند به رهبری عکرمه بن ابی جهل و من با مشرکان بیرون رفته بودم وقتی فرقانی ملاقات کرد و نجنگید از مشرکان جدا شدم ملحق به راز مسلمانان بود من شاهد همه صحنه ها با پیامبر صلی الله علیه و آله بودم من اولین کسی بودم که اسب او را در راه خدا تاخت من به سرعت به دعوت جهاد پاسخ دادم شجاع، با هزار شوالیه به شمار می رود در جنگ بدر من با اسبم با مسلمانان بیرون رفتم وقتی کاروان از دست رفت او در دعوا شرکت کرد پیامبر صلی الله علیه و آله با یاران خود مشورت کرد و او گفت مردم من را نصیحت کنید سپس ابوبکر رضی الله عنه برخاست پس حرف بزن و خوب عمل کن سپس عمر رضی الله عنه برخاست او هم همین را گفت بعد بلند شدم و گفتم ای رسول خدا برای امر خدا با ما همراه شوید ما با شما هستیم به خدا سوگند به شما نمی گوییم بنی اسرائیل به موسی چه گفتند تو و پروردگارت برو و بجنگ ما اینجا نشسته ایم اما تو و پروردگارت برو و بجنگ ما با شما مبارزیم سوگند به کسی که تو را به حق فرستاد اگر ما را به برک الغمد ببرید ما بدون او با تو می جنگیم تا به او برسی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به من نیکی کرد او با من تماس گرفت مدتی پس از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم از کنار مردی گذشت و او گفت خوشا به حال این دو چشم که رسول خدا صلی الله علیه و آله را دیدند به خدا سوگند اگر می خواستیم آنچه را که شما دیدید می دیدیم بنابراین من به آنچه او گفت گوش دادم من تحت تاثیر قرار گرفتم بعد برگشتم سمتش و گفتم چه چیزی باعث می شود که هر یک از شما آرزوی منظره ای داشته باشد که خداوند از او پنهان داشته است؟ نمی‌دانم که آیا او شاهد آن بود که در آن چگونه بود به خدا قسم عده ای نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله حاضر شدند خداوند آنها را در جهنم روی بینی آنها خواهد گذاشت جواب او را ندادند و باور نکردند آیا هنگامی که خداوند شما را از شکم مادرانتان بیرون آورد شکر نمی کنید؟ تو فقط پروردگارت را می شناسی ایمان به آنچه پیامبرتان آورده است به مصیبت دیگران بسنده کرده ای شکم خوبی داشتم من یک پسر رومی داشتم به من گفت شکمت را باز کن پس مقداری از چربی او را بردارید تا نرم شود و بدن شما سبک تر می شود زیرا من در آن متخصص هستم شکمم را برید و مقداری از چربی و روغن را گرفت سپس آن را دوخت زخم عفونی شد و پسرک فرار کرد و من به خاطر آن مردم من کی هستم؟ پاسخ مقداد بن عمر خداوند از او راضی باشد توقف کنید با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد چالش جدید من کی هستم؟ من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم او یکی از باتجربه ترین شاعران است بلکه یکی از صاحبان آویزها هستم شعر من سرشار از حکمت بود او به جوانمردی و شجاعت معروف بود او به دلیل سخنوری و سخنوری مشهور بود من در زمان جاهلیت و اسلام یکی از اصیل ترین افراد بودم مادر مؤمنان عایشه رضی الله عنها برایم روایت کرد حدود هزار بیت شعر من با قوم خود به زیارت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم قبل از فتح آمدم پس با آنها اسلام آوردم با اینکه من یکی از شاعران بزرگ هستم اما در اسلام از شاعران سخنی نگفتم خداوند متعال قرآن را جایگزین او کرده است پس شعر را کنار گذاشتم من فقط یک آیه را در اسلام ذکر کردم و این خانه است آزاده سخاوتمند مثل خودش را سرزنش نکرد آنچه تلخ است توسط یک همنشین خوب اصلاح می شود رسول خدا صلی الله علیه و آله در برخی از شعرهایم از من حمایت کرد او درست ترین کلمه ای را که یک شاعر گفته است گفت جز این است که هر چه خدا باقی گذاشته دروغ است حرف من است عمر بن خطاب رضی الله عنه والی خود را به کوفه فرستاد از او می خواهد که آن را برای من بفرستد تا برایش شعر بنویسم پس به او گفتم: اگر بخواهی از شعر جاهلی برایت می خوانم. گفت: بلکه از شعر شما در اسلام است. پس سوره بقره را برای او نوشتم و برایش فرستادم و گفتم: خداوند این سوره را در اسلام جای شعر بدهد. من کی هستم؟ جواب لبید بن ربیع رضی الله عنه است من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم از انصار من به محض ورود اسلام به شهر اسلام آوردم در جنگ بدر با پیامبر صلی الله علیه و آله بیرون آمدم بنابراین از نظر روحی پایم شکست رسول خدا صلی الله علیه و آله مرا به مدینه برگرداند تیر مرا زد و غنائم بدر به من داد من مثل کسی بودم که شاهدش بودم شخصی را نزد پیامبر صلی الله علیه و آله یافتم و در آن روز با او ثابت قدم ماند وقتی مردم آشکار می کنند و در مرگ با او بیعت کردم و من در آن روز کشته شدم عثمان بن عبدالله بن المغیره و منفی گرفتم پس رسول خدا صلی الله علیه و آله غارت را به من داد آن روز غارت را کسی جز من نداد رسول خدا صلی الله علیه و آله روز یکشنبه از من پرسید او در میان مردم است گفت: آیا عبدالرحمن بن عوث را دیده ای؟ پس گفتم بله او را در کنار کوه دیدم و بر او سپاهی از مشرکان بود به سمتش دویدم تا جلوی او را بگیرم دیدمت و برگشتم پیشت رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند فرشتگان مانع او می شوند پس نزد عبدالرحمن برگشتم در دستانش هفت مرد مشرک را یافتم که مریض شده بودند پس به او گفتم دست راستت را بافته ای آنهایی را که کشتید بخورید و او گفت در مورد این ارطاط بن شرحابیل رضی الله عنه او را کشت و این من هستم، من آنها را کشتم در مورد اینها کسی که ندیدم آنها را کشت پس گفتم رسول خدا راست گفت و رسول خدا صلی الله علیه و آله را قرار داد یک یکشنبه می گوید دایی من چه کار کرد؟ حمزه چه کرد؟ پس بیرون رفتم دنبالش من او را کشته یافتم مثل خودش بود من تحت تأثیر او ایستادم نمی توانستم حرکت کنم ما برای او ناراحت شدیم به رسول خدا صلی الله علیه و آله چه بگویم؟ بنابراین سرعت آن را کم کردم سپس علی بن ابی طالب رضی الله عنه آمد و او مرا پیدا کرد حمزه را مقتول یافتند کنار من پس دستم را گرفت برگشتیم و پیغمبر صلی الله علیه و آله به ما خبر داد با مرگش سپس من شاهد چاه های Maonah بودم بنابراین او در آن روز کشته شد جایی که من و عمر بن امیه رضی الله عنه در لشکر بودیم پرنده هایی را دیدیم که بر فراز خانه های دوستانمان شناور بودند بنابراین ما به آنها رسیدیم پس همگی کشته شدند پس به عمر گفتم آنچه می بینید او گفت من فکر می کنم باید به رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم ملحق شویم و او را آگاه کنیم پس گفتم به مقین که یارانم در آنجا کشته شدند، دیر نمی آمدم پس به دنبال مشرکان شتاب کردم اگر به آنها برسید پس با آنها جنگیدم تا کشته شدم من کی هستم؟ پاسخ الحارث بن السماح رضی الله عنه توقف کنید با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد چالش جدید من کی هستم؟ من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم از انصار من از اساتید بنی سلمه از خزرج هستم من یکی از کمانداران شناخته شده هستم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم مرا سرور قوم خود قرار داد جایی که گفت مولای شما بنی سلمه کیست؟ و گفتند جد بن قیس با این حال، خسیس است ایشان رضی الله عنه فرمودند چه بیماری بدتر از بخل است؟ بلکه استاد فرفری سفید شماست به من اشاره کرد من با پدرم شاهد دومین بیعت عقبه بودم که در آن یکی از نقف ها بود من با پیامبر صلی الله علیه و آله شرکت کردم در بدر و احد و صحنه های بعد از آن تا فتح خیبر وقتی خداوند متعال آن را باز کرد بر رسولش صلی الله علیه و آله و سلم زینب بنت الحارث یهودی بود چت دعا برای پیامبر صلی الله علیه و آله او را در آن نام برد زهر بیشتری به شانه و بازو زدم هنگامی که به او گفتند که محبوب ترین عضو گپ نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله است. وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد شد با او وارد شدم او چت را به ما ارائه کرد پیامبر صلی الله علیه و آله شانه را گرفت و از آن خورد چات هم خوردم ردی از سم در دهانم پیدا کردم رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند دستان خود را بالا ببرید شانه چت به من گفت که چت مسموم شده است پس گفتم و آن که تو را به حق گرامى داشت اى رسول خدا من آن را در غذایی که خوردم پیدا کردم و هیچ چیز مانع از تلفظ آن نشد با این حال، من از خراب کردن غذای شما متنفرم من خودم را به شما ترجیح نمی دهم سپس اثرات سم را در بدنم احساس کردم تا رنگم عوض نشد بلند نشدم مرگ به سراغم آمد و روحم خسته شد پس پیامبر صلی الله علیه و آله را فرستاد به زنان یهودی به او گفت چه شد که کاری را که انجام دادید انجام دادید؟ او گفت اگر پیغمبر باشی کاری که کرده ای به تو ضرری نمی رساند و اگر پادشاه بودی مردم را از تو راحت می کردم پس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم تسلیم او شد به اولیای من پس به قصاص او را کشتند من کی هستم؟ پاسخ بشر بن البراء بن معور خداوند از هر دوی آنها راضی باشد توقف کنید با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد یک چالش جدید از طرف من من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم از انصار من در بدر شرکت کردم و همه صحنه ها با پیامبر صلی الله علیه و آله بود پیامبر صلی الله علیه و آله به من دستور داد که پس از فتح خیبر به سوی آن بروم بنابراین من برای او خرمای او را می آوردم من در جنگ بدر با مسلمانان شرکت کردم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم قبل از شروع جنگ صفوف را صاف می کرد. در دست او یک تیر بدون پر است ردیف را تنظیم کنید ارباب من کمی از کلاس جلوترم پس با تیر به شکمم زد و گفت وارد کلاس شوید پس گفتم ای رسول خدا به درد من خورد خداوند تو را به حق فرستاده است کاری کن که خودم را گم کنم سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله شکم خود را بر من نازل کرد و او گفت شروع کنید پس او را در آغوش گرفت و شکمش را بوسید او به من گفت چه چیزی باعث شد این کار را انجام دهید؟ پس گفتم ای رسول خدا آنچه می بینید آمده است او به کشتن اعتقادی نداشت می خواستم این آخرین عهد من با تو باشد برای اینکه پوست من به پوست تو دست بزند پس رسول خدا صلی الله علیه و آله برای من دعا کرد که حالم خوب شود او به من گفت وارد کلاس شوید تو در آن نبرد خوب عمل کردی خالد بن هشام مخزوم در آنجا اسیر شد برادر ابوجهل پس آن را نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آوردم پس او را در اسارت قرار داد من کی هستم؟ پاسخ سواد بن غازیه رضی الله عنه توقف کنید توقف کنید با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد چالش جدید من کی هستم؟ من یکی از اصحاب هستم بنده پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ملک من ام سلمه رضی الله عنه بود او به من گفت آزادت میکنم شرط می کنم خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم باشید من زندگی نکردم پس گفتم حتی اگر به من نیاز نداشته باشی من رسول خدا صلی الله علیه و آله را ترک نمی کنم من زندگی نکردم بنابراین او مرا آزاد کرد روزی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله نشستم و همراه او یارانش وسایلشان برایشان سنگین شد او رضی الله عنه به من گفت لباس خود را ساده کنید پس پخشش کردم پس تمام وسایلشان را در آن گذاشت بعد برایم آورد و او گفت حمل کنید تو چیزی جز این نیستی او مرا با نام مستعاری صدا کرد که من هنوز او را با آن می شناسم تا اینکه نام من غالب شد من تبدیل به نام های مورد علاقه ام شده ام پس چمدان را حمل کردم حتی اگر آن روز مرا حمل کنند حمل یکی دو شتر یا پنج یا شش چه بار سنگینی بر دوش من است یک بار با کشتی سوار دریا شدم بنابراین ما را شکست بنابراین یک تبلت از آن برداشتم امواج مرا به ساحل پرتاب کردند چرا در آن هستید؟ جز با شیر در سر من پس گفتم ای شیر من بنده رسول خدا صلی الله علیه و آله هستم شیر سرش را پایین انداخت و با مهربانی تو به من چشمکی زد کنارم راه افتاد و راه را به من نشان داد تا اینکه مرا به سربازی برد بعد زمزمه کرد و رفت میدونستم داره باهام خداحافظی میکنه من کی هستم؟ پاسخ کشتی، خدا از او راضی باشد بنده ای از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم توقف کنید با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد چالش جدید من کی هستم؟ من از کوچکترین اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم دو سال قبل از هجرت در مکه به دنیا آمدم من در اسلام بزرگ شدم پیامبر صلی الله علیه و آله درگذشت و 12 ساله با پیامبر صلی الله علیه و آله شهادت دادم و همچنین جنگ تبوک من یکی از بزرگترین رهبران فتوحات در اوایل اسلام هستم من از جمله کسانی بودم که در فتوحات شام شرکت کردم من فاتح سرزمین ارمنی هستم من با نبردهای زیادی که با آنها جنگیدم و پیروزی هایم بر آنها سرگیجه رومیان را گرفتم تا اینکه به من می گفتند حبیب الروم من از بزرگان قریش و از شجاع ترین آنها بودم و پرچم شکوهشان را برافراشت من از طبقه خالد بن ولید و ابوعبیده رضی الله عنهم محسوب می شوم. در شجاعت، شجاعت و تاثیر زیبا در جنگ ها دلیلش این است که من از جوانی با جنگ بزرگ شدم از بچگی به چاقو زدن و کتک خوردن عادت داشتم بیشتر عمرم را در جنگ سپری کردم من در ساختن پایه های اسلام در کشورهای دوردست و پادشاهی های دور دست داشتم یک جهاد طولانی، به ویژه در سرزمین روم با این وجود من در لشکر رفیق و در این دنیا زاهد بودم مردم شام خیلی خوب از من تعریف کردند آنها معتقدند که من فوق العاده خوب هستم و می گفتند من جوابگو هستم اگر با دشمنی روبرو شدم یا قلعه ای را محاصره کردم، ترجیح می دهم بگویم: هیچ قدرت و نیرویی نیست مگر به خدای تعالی و بزرگ یک روز قلعه ای را محاصره کردم پس صدایم را بدون هیچ قدرت و نیرویی جز در خداوند متعال بلند کردم صدای مسلمانان با من بلند شد سپس قلعه ترک خورد رومی ها شکست خوردند و خدا برای ما باز کرد من کی هستم؟ پاسخ حبیب بن مسلمه خداوند از او راضی باشد توقف کنید با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد چالش جدید من کی هستم؟ من از اصحاب ارجمند هستم من پدر صاحب راز رسول خدا صلی الله علیه و آله هستم من از متحدان انصار هستم من در زمان جاهلیت بین مردمم خون ریختم بنابراین او از آنها به شهر فرار کرد با بنی عبد الشهل هم پیمان بود من در پیری مسلمان شدم من احد را نزد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم شاهد بودم من با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم شاهد ماه کامل نبودم و چه چیزی مرا از دیدن آن باز داشت با این حال، من و پسرم به حومه شهر رفتیم پس کفار قریش ما را در حالی که در راه بودیم اسیر کردند گفتند محمد را می خواهی گفتیم: ما فقط شهر را می خواهیم پس عهد و عهد خدا را از ما گرفتند بیا بریم شهر ما با او دعوا نداریم پس نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدیم پس به او گفتیم گفت: خرج کردند. به عهدشان وفا کرد ما از آنها از خداوند یاری می جوییم وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله بیرون آمد به جنگ احد ثابت بن واقش رضی الله عنه مرا اینجا بگذار در قلعه با زنان و پسران چون ما پیرمردیم، نمی توانیم دعوا کنیم وقتی جنگ شروع شد به دوستم گفتم برام مهم نیست منتظر چه هستیم؟ به خدا قسم هر کدام از ما اندکی عمر داریم اما ما امروز یا فردا مهم هستیم آیا شمشیرهایمان را نگیریم؟ سپس به رسول خدا صلی الله علیه و آله ملحق می شویم شاید خداوند با او شهادت را نصیب ما کند پس شمشیرهایمان را گرفتیم به رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم پیوستیم و ما به مسلمانان پیوستیم و آنها از ما خبر ندارند و اما دوستم ثابت بن واقش مشرکان به سرعت او را کشتند همانطور که برای من شمشیرها و نیزه های مسلمانان به من اصابت کرد و آنها مرا نمی شناسند پسرم بر سر آنها فریاد زد و گفت: پدر من، او پدر من است او تا زمانی که مرا کشتند متوجه نشد گفتند: به خدا سوگند ما او را نشناختیم. و آنها آن را باور کردند پسرم گفت خداوند شما را ببخشد او مهربان ترین رحم کنندگان است پس رسول خدا صلی الله علیه و آله خواست تا به او خدایی بدهند قبول نکرد و آن را برای مسلمانان صدقه قرار دهید این امر حضور او را نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بیشتر کرد مقام و فضیلت او را صدا زد خوب است من کی هستم؟ پاسخ ایمان حسیل بن جابر پدر حذیفه خداوند از هر دوی آنها راضی باشد توقف کنید با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد چالش جدید من کی هستم؟ من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم من اصالتاً فارس هستم بنده غلام بودم فروخته می شود به عنوان خانه به فروش می رسد تا اینکه زنی از اهل مکه برایم خرید بنابراین او مرا آزاد کرد اما شوهرش مرا دوست داشت پس مرا به فرزندی پذیرفت بعد با هم وارد اسلام شدیم وقتی اسلام فرزندخواندگی را لغو کرد به من می گفتند استادش ما برادر دینی شدیم دل من به قرآن وابسته است کلام خدا همیشه کار من شد زمانی که او به شهر مهاجرت کرد من امام مردم آنجا بودم تا اینکه پیامبر صلی الله علیه و آله آمد پس امام شد و یک شب در مسجد با صدای زیبا قرآن می خواندم پس عایشه رضی الله عنها از من گذشت بنابراین من خواندن خود را شنیدم او نمی توانست بنشیند و به من گوش دهد تا اینکه برای رسول خدا صلی الله علیه و آله دیر رسیدم وقتی نزد او آمد از او پرسید چرا دیر آمدی؟ گفت مردی در مسجد بود او بهترین صدایی را که تا به حال در تلاوت قرآن شنیده ام دارد پس پیامبر صلی الله علیه و آله ردای او را گرفت او بیرون رفت تا به خواندن من گوش دهد مرا شناخت و گفت سپاس خداوندی را که در امت من امثال شما را آفرید و او رضی الله عنه روزی گفت او آن را به دوستانش توصیه می کند قرآن چهار جزء دارد از من و از ابن مسعود و ابی بن کعب و معاذ بن جبل این برای تمایز ما از دیگران در خواندن قرآن است ما خودمان را وقف او کردیم من با اینکه خارجی هستم اما پارسی هستم امّا صحابه رضی الله عنهم آنها برای من ارزش قائل بودند و من را بر دیگران ترجیح می دادند امیرالمؤمنین عمر بن الخطاب رضی الله عنه می فرماید: وقتی مرگ به سراغش آمد اگر فلانی زنده بود من او را به خلافت گماشتم این به من مربوط می شود من با پیامبر صلی الله علیه و آله در همه غزوات شرکت کردم سپس با مسلمانان در جنگ با مرتدان شرکت کردم و در جنگ الیمامه زمانی که مسلمانان در وهله اول رسوا شدند پرچم مهاجرین از زید بن الخطاب رضی الله عنه افتاد جلو رفتم و پرچم را گرفتم و مردم به من گفتند می ترسیم از جانب شما بیاییم پس گفتم پس من چقدر بدبختم که قرآن را حمل می کنم مسلمانان پیش از من آمدند این کاری نیست که ما با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می کردیم سپس یک سوراخ در زمین حفر کردم پس با پرچم بلند شدم من به مبارزه و جنگ ادامه دادم ضربات از هر طرف به من وارد می شود تا اینکه زخم ها غمگینم کردند و به زمین افتادم من غرق در خون هستم جنگ با پیروزی مسلمانان پایان یافت مردم آمدند تا مردگان را بازرسی کنند آنها مرا دیدند که به من خیره شده بودم بنابراین به آنها گفتم برادر و استادم ابوحذیفه چه کرد؟ گفتند او کشته شده است گفتم مرا کنار او دراز کن و گفتند اینجا او در کنار شما کشته شد پاهایش بالای سر شماست آنها لبخند گسترده ای زدند این برادر من است با هم اسلام آوردیم و با هم زندگی کردیم و با هم مردیم سپس او پس از آن مرد من کی هستم؟ جواب سالم مولی ابی حذیفه است خداوند از هر دوی آنها راضی باشد